از فاطمیه تا محرم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


از فاطمیه تا محرم

علی در مقابلش ایستاد. جنگ صفین است. آتش جنگ بالا گرفته و دو طرف بی مهابا بر هم شمشیر می کشند. نهمین روز جنگ است. عمار بانگ الرواح الرواح الی الجنه برآورده و سپاهیان را به بهشت می خواند. آماده حمله می شود و جسورانه بر دل شامیان می تازد. نیزه های شامی امان را از او می گیرد و دو تن از شامیان برای جدا کردن سر از تن عمار با هم گلاویز می شوند. عمار شهید شد. پیامبرش فرموده بود عمار به دست فئه باغیه کشته خواهد شد. یعنی ستمکاران و سرکشان. این شد که در لشکر معاویه همهمه افتاد. آیا گروه سرکشان ما بودیم؟ پایه های باور شامیان که بر ساخته از دروغ های معاویه بود، با این تذکر تکانی خورد و معاویه به خود لرزید که ناگاه صدایی برآمد: عمار را علی کشت! تدلی شیطانی. تدلی یعنی دلیل نمایی. یعنی آنچه را که دلیل نیست به زور بر جای دلیل بنشانی. تدلی تخصص شیطان است. این تدلی شیطانی می گفت عمار را علی کشت نه معاویه. زیرا علی او را به میدان جنگ آورده بود و اگر نمی آورد، خوب او هم کشته نمی شد. این شد که آتش جنگ دوباره بالا گرفت و شامیان دوباره می جنگیدند.

از صفین تا امروز راهی نیست. از فاطمیه تا محرم هم راهی نبود. آن روز که در جهل و قمار خویش در 2 خرداد 88 ورزشگاه آزادی، به رقص و پایکوبی عربده مستانه برمی کشیدند و مطرب و مغنی را یارای رسیدن به قهقهه هایشان نبود، برای ما ایام فاطمیه بود و امروز که به ساحت قلب های روح اللهی ما جسارت می شود برای ما محرم است. تنها کسانی جرأت رذالت و رقص و پایکوبی در عاشورا را دارند که قبلاً فاطمیه را در نوردیده باشند. آن روز هم همین طور بود کسانی جرأت تاختن بر خیمه های عصر عاشورای ۶۱ هجری  را داشتند که قبلاً رسم آتش و هیزم را از همکیشان خود آموخته بودند در سال ۱۰ هجری. امروز حرمت امام حسین سلام الله علیه و امام راحل برای آنها حکم کالای لوکسی را پیدا کرده که اگر قدرت در دستشان بود آن را روانه موزه ها کنند، هر وقت عصبانی شدند آن را طعمه حریق و توحش خود نمایند و هر زمان که میدان تزویر و مظلوم نمایی بر پا شد عکس و تمثالی را سر دست بگیرند. امام ما یک عکس نبود که آن را در قمارهای خویش به این و آن ببازند. عکس امام با عکس کسی که خون به دل امام کرد و امام بابت حماقت های او از خدا طلب مرگ کرد بر روی یک دست بالا نمی رود که اگر برود یا آن دست دستی منحرف است و یا آن عکس قرآنی بر سر نیزه. امام ما یک عکس نبود. امام ما یک شخص نبود. آنهایی که عکس امام پاره می کنند قبلاً جسارت هایشان را در حاشیه های برنامه های برج میلاد که رحلت امام را جشن می گرفتند، آزموده بودند. امام نماینده اسلام و ولایت فقیه و قانون بود. آنها قبلاً حمله بر اسلام و ولایت فقیه و قانون را تمرین کرده بودند. اسلامی که امام می گفت اگر جمهوری اسلامی ضربه بخورد، اسلام سیلی خواهد خورد و تا مدت ها کمر راست نخواهد کرد. در این چند ماه با جمهوری اسلامی ما چه کردند؟ جمهوری ایرانی! عکس امام را در روز قدس و 13 آبان هزاران بار با عربده جمهوری ایرانی پاره کردند و دریغ از تحصن و تعطیلی حوزه ها و دانشگاه ها. عکس امام در دانشگاه تهران پاره نشد، در 16 آذر؛ بلکه عکس امام را در روز قدس با «نه غزه نه لبنان» هزاران بار به آتش کشیدند و دریغ از تحصن در جماران و یا لااقل بیانیه ای از طرف بنیاد حفظ آثار امام جماران. با ولایت فقیه امام چه کردند؟ با قانون اساسی چه کردند؟ میثاق ملی ما را گستاخانه به بازی گرفتند. چه دوره غریبیست! ابتدا به امام راحل تمسک می جویند تا مجوزی باشد برای تمرد از امام حاضر و همینکه راه به جایی نبردند از امام راحل هم عبور می کنند. میثاق ملی ما یک بسته کامل است نه یک پازل. هر قسمتش که باب میلشان باشد را می گیرند و باقی را ملعبه هوی و هوس خود می کنند. ابطال انتخابات سرچشمه فتنه سامری عصر ما بود. سامریون ملوّنِ راه موسایی امام ودیعه ولایت فقیه و قانون اساسیِ یادگار از دوران امام را با گوساله شک و شبهه و ابطال و شعبده بازی و مهندسی آرا و تقلب گسترده خلط کردند و البته بعد از این همه، آموزه های امام برای آنها غریب و نا مأنوس خواهد بود. آنها «هم غزه هم لبنان» را نمی فهمند چون نمی خواهند بفهمند. آنها جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را نمی فهمند چون نمی خواهند بفهمند. آنها پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد را نمی فهمند چون نمی خواهند بفهمند. آنها «قانون خوب است، شما باید خودتان را با قانون تطبیق دهید نه قانون با شما» را نمی فهمند چون نمی خواهند بفهمند. از نظر آنها مملکت قانون ندارد و هر آنچه که مورد پسند آنها باشد قانون است نه آنچه که نامش میثاق ملیست.

و امام حسین سلام الله علیه. امام حسین ما مادری دارد و هیچ کس بهتر از مادران راه و رسم حمایت از فرزندان را بلد نیست. امام حسین ما مادری دارد که صدها هزار جوان ایرانی در غم غیبتشان در کوچه های بنی هاشم جان دادند و رفتند و امروز ما را از خیمه سوزاندنتان هراسی نیست که ما فرزندان خیمه های سوخته ایم و باکی نداریم از نثار کردن میلیون ها جان پاک ایرانی در غم جسارت بر سید شهدا.

سنگ ها و کلوخ هایتان را زمین بگذارید. اگر محارب نیستید کناری روید تا باتوم های حکومت اشتباهاً بر سر شما نخورد. حکومتی را سراغ نداریم که سنگرهایش را باز گذارد تا چماقداران و معارضان هر زمان که صلاح دیدند آنها را به آتش بکشند و حکومت تنها تماشا کند. مخالفان دلسوز و دانشجویان بصیر و منتقد راهشان راه صفا و دوستیست. ما همگی منتقدیم؛ اما حساب معارضان جداست. حساب ما از حساب تخریب و مردم ستیزی آنها جداست. به سخره گرفتن مقدسات و پاره کردن عکس این و آن برای آنها  نه محبوبیت تولید خواهد کرد، نه مقبولیت و نه مشروعیت. کسانی که نهایت جسارتشان در این است که بی شرمی ها و الفاظ رکیکشان را در خفا دیوارنویسی کنند و با صورت های نقاب بسته سنگ و کلوخ بر سر این و آن بکوبند و پرچم پاره کنند را که توان هزینه دادن نیست. آنها حتی قاعده بازی و رسم معارضه را هم بلد نیستند. اهانت های کودکانه آنها بر استوانه های مستحکمِ باور توده های ایرانی کمترین گزندی هم نخواهد داشت. توده های ایرانی به سند سده ها و هزاره ها توده های بسیار مذهبی و بسیار دین مدار هستند. جریانی که از سال ها قبل به جنگ آموزه های عاشورایی آمده بود و مهدویت را به سخره می گرفت و اسلام عزیز امام راحل را کهنه و عقب افتاده می خواند و امروز علناً و تمام قد مقابل مقدسات توده ها ایستاده و می تازد، از نگاه هوشمندانه ملت غیور ایران پنهان نخواهد ماند. این جریان معارض تناسبی با بدنه توده های ایرانی ندارد. شعارهایشان ضد اسلام است، جمهوری ایرانی. ضد آموزه های امام راحل و امام حاضر است، نه غزه نه لبنان. حرکات تخریبی اموال عمومی و مخدوش کردن امنیت مردم و از همه مهمتر پایمال کردن اصل انتخابات و قانون اساسی هرگز در باور مردم توجیه نخواهد شد. هر نا ملایمتی که در این چند ماه پیش آمد، هر نفسی که کشته شد، هر خونی که بر زمین ریخت، هر جسمی که مصدوم شد، هر لطمه ای که در مناسبات بین المللی بر ایران وارد شد همه و همه قطعاً و بلاشک متوجه اقدام کودکانه و قانون گریزانه درخواست ابطال انتخابات بود که با هیچ بندی از قانون اساسی ما مطابقت نداشت. همه و همه ناشی از زیر سوال بردن اصل انتخابات از ماه ها قبل از رأی گیری بود. جرم بزرگ این است. جرم بزرگ این بود که تنها آن قسمت از قانون انتخابات را بپذیرند که تعارضی با مطامع نفسانیشان نداشته باشد و اگر در این بین خون هایی هم بریزد شرمشان نخواهد آمد.

ما از دشمن انتظار منطق و عدالت نداریم. روی صحبت ما با محاربان و معارضان نیست، تعجب ما از دوستان و برادرانیست که خواسته و ناخواسته با آنها هم مسیر شده اند. دیگر چه اتفاق دیگری باید بیفتد که این دوستان از جریان نفاق فاصله بگیرند. چرا از این همه توحش و قتل و غارت و قانون گریزی و دروغ و بی شرمی عبرت نمی گیرند؟ آیا تمام اینها را نیروهای حکومت انجام داده تا جریان زرد را بد نام کند؟ شعارهای ساختارشکنانه را عوامل حکومت در تجمعات مختلف سر می دهند؟ آتش زدن مغازه ها و اتومبیل ها و بانک ها توسط حکومت بوده؟ همسانی تصادفی حرکات سران زرد با مطالبات وزارت خارجه اسرائیل و انگلیس هم از اقدامات حکومت است؟ حمایت های مادی و معنوی و چریکی سران استکبار نیز از تبانی های حکومت است؟ قاتل 20 نفر از بسیجیان هم باتوم های حکومت بود؟ سنگ پرانی ها و جسارت های به امام راحل و امام حاضر و همه دیوارنویسی های رذیلانه هم توسط حکومت بوده؟ خوب اگر این طور است در یک کلام بگویید که حکومت با خودش می جنگد و هیچ معترضی هم وجود خارجی ندارد! متأسفانه دچار توهم توطئه شده اید. به یکباره بفرمایید که تمام این بیانیه های هفده گانه که ملت را به خشونت فرا می خواند و ترویج نا امنی و قانون گریزی می کند و جامعه را به سبک قرون وسطا تهییج می نماید تا فحاشان و بی شرمان و خبیثان را سامری گونه مردم خداجو معرفی کند را نیز عوامل حکومت منتشر کرده اند!

سنگ و چماق را بر زمین بگذارید، ادبیات گفتاری خود را با ادب و احترام بیارایید، منتقدین خود را سیبل فحاشی و بی شرمی نکنید، سنگ هایتان را بر زمین بگذارید تا در فضای منطق و احترام بحث کنیم و الا قوام آبروهای ما به بی احترامی ها و رذالت ها عادت دارد. سرهای ما به شکسته شدن عادت دارند. اصلاً سر و دست ما ساخته شده برای شکسته شدن؛ اما، اما آن عده ای که آرزوی تکرار داستان کوفه و مسلم بن عقیل, نائب امام را دارند بدانند که این آرزو را با خود به گور خواهند برد. داستان مسلم همان بود که بود. نامه های ما خطاب به مسلم با رسم الخط ایرانی تحریر شده نه با رسم الخط منسوخ کوفی. دیگر مالک باز نخواهد گشت. حکمیت هم نخواهیم داشت. دیگر کسی را یارای تبرئه معاویه نیست با تدلی شیطانی. عمار را معاویه کشت نه علی. قطعنامه 598 هم تکرارپذیر نخواهد بود. ما در پی جرم بزرگ، مجرم بزرگ و مجرمین بزرگ را رها نخواهیم کرد. هشت سال وقت این مملکت و خون بهترین جوانان آن در راه استقرار قانون اسلامی ما صرف شد. آن پیر جمارانی ما خون دل ها خورد تا قانون اساسی مبتنی بر اسلام، معیار باشد نه مطامع ابطال گرایانه و قانون ستیزانه. ما به بهانه اینکه از تیررس فحاشی ها و سنگ پرانی های مشتی مرتجع و قانون ستیز در امان باشیم، هرگز این همه جانفشانی برای استقرار قانون را فراموش نخواهیم کرد. ما تا اجرای نهایی مجازات بزرگ در سزای مجرم و مجرمین بزرگ با قدرت خواهیم ایستاد. قوه قضاییه ما منتظر چیست؟ قوه قضاییه مراقب باشد که مجرم را متهم فرض نکند. مجرم متهم نیست بلکه مجرم است. متهم ممکن است تبرئه شود؛ اما مجرم هرگز. اگر مسامحه ای ببینیم بند ”م“ وصیتنامه امام روح الله در مقابل ماست. ما از خون های به ناحق ریخته شده و مخدوش کردن گستاخانه آبروی نظام نخواهیم گذشت هرگز.

کربلا همچنان جاریست فاطمیه هنوز برپاست و ما فرزندان فاطمیه و محرمیم.

بچه های انتقام سیلی زهرا سلام

غدیر ایرانیست

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


غدیر ایرانیست

سفر رو به پایان است. از 28 رجب تا قربان تا غدیر تا امروز. نقاب فتنه کوفی دوامش حداکثر تا عرفه بود. از عرفه به بعد دیگر صحبت از اما و اگرهاست. اگر زهیر همسری داشته باشد که او را نهیبی بزند. اگر وهبی و ام وهبی باشند پاک سیرت. هرچند مسیحی اما مسلمان و شهید. اگر حُری باشد خوش عاقبت. اگر توفیقی باشد برای ما. و الا فرصت های قبلی همه تمام شد. ماه ها فرصت بود تا فرقان حق و باطل باشیم و انتخاب کنیم. غدیر ایستگاه پایانیست. گفته بودند خانه های ما برای میهمانی تو مهیاست. گفته بودند باغهای ما برای تو میوه های نورس دارد. گفته بودند قلبهای ما با تو و شمشیرهایمان برای توست. اما ... اما و صد اما که چیزی نمانده تا نجوا کنیم. نجوا کنیم که "ز خانه شامیان بوی طعام می آید". کوفه را با شام چه کار؟ پس میهمانی کودکان چه می شود؟ غدیر ایرانیست امروز. ایران امروز. ایرانی که امتحان غدیر خود را به نیکی پس داد و امروز مهیای امتحان نهائیست. غدیر انقلاب و غدیر دفاع مقدس برگ سبزی از بیعت جوان ایرانی با غدیر بود. افسران جوان جنگ نرم امروز هم آخرین نگارش غدیرانه ایران است که قصد داریم آن را با قیام دولت کریمه یار پیوند دهیم. تا غدیر ظهور. غدیرتان مبارک اما دلها همه لرزانند. گویا این دل قصه اش تمام ناشدنیست. داستان کربلا حاصل غیبت جوان ایرانی از جنس 57 و جنگ و نسل سوم و چهارم در غدیر خم بود. بازماندگان 57 و نسل سوم و چهارمی های امروز ایران، خود را به خاطر این غیبت نخواهند بخشید. به خاطر همین غیبت است که با هر تلنگری یاد قصور خویش می افتند. با دیدن آب، با بوئیدن طعام، با دیدن طفل شیرخوار یا کودکی سه ساله، با دیدن معجر و خیمه و عروسی و حج. به خاطر همین غیبت هر روز در پی کاروانیم. هر روز سالمان. از 28 رجب سفر آغاز می شود با کاروان. شعبان و رمضانی را کنار امام سلام الله علیه می مانیم در مکه. حج تمام نشده راهی می شویم حتی اگر مسلم را هم سر ببرند. هر سال عاشورا را می بینیم و عصر عاشورا را. دوباره همسفر قافله می شویم تا کوفه تا شام تا مدینه. اما این مدینه کجا آن مدینه کجا؟ مدینه ای که عباس و حسین با هم از آن رفتند. راستی هنگام راهی شدن ایشان از مدینه ام بنین چه حالی داشت و اکنون که با کاروان به مدینه باز می گردیم چه حالی؟ بگذریم. به مدینه بازمی گردیم اما با دلهایی بسیار فشرده. فشرده از غم جدایی. چند صباحی دلها مسحور حزن عقیله بنی هاشمند تا دوباره بار سفر را بربندیم. تا دوباره 28 رجبی دوباره. این غمی در هم تنیده است از غفلت ما در غدیر خم. با این غم عجین هستیم در مسیر مُلک مهدی سلام الله علیه. غدیر ایرانیست و ما با تمام قدرت منتظریم.

آمده بودند تا بار دیگر غدیر را با بسته بندی های مدرن، از حکومت به محبت تقلیل دهند. آمده بودند تا با شعار قانون گرایی بار دیگر شبهه "ولایت یعنی دوستی" را بفروشند. آمده بودند تا با تمسک به امام راحل راهی برای تمرد از امام حاضر بیابند. اما تاریخ را اشتباه آمده بودند. تاریخ امروز را با تاریخ غدیر خم فاصله بسیار است. عنصر جوان ایرانی در آن غدیر نبود اما در این غدیر هست. ما مفتخریم که امام ما مفتخر است تا خاک راه غلام امام سلام الله علیه باشد. ما مفتخریم که جیره خوار چنین ولایتی باشیم. ما مفتخریم که همیشه جبهه مقابل ما از حرامیان و فحاشان باشند. ما مفتخریم که روزه خواران و بی شرمان ما را جیره خوار خطاب کنند. ما مفتخریم که کابوس شب و روز جنایتکاران بین المللی باشیم. ما مفتخریم که تمرد از امام راحل و امام حاضر را بلد نیستیم. امام راحل فرمود: " اكنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هرزمان، آن است كه نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح كشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم كه آزادی به شكل غربی آن، كه موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح كشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است. و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و كشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند. و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یكی از امور مذكور نمودند به دستگاههای مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهی نمودند، خودشان مكلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددكار همه باشد". ما مفتخریم که مجرمان بزرگ و آنانی که حیثیت جمهوری اسلامی را مخدوش کردند ما را جیره خوار بخوانند. ما مفتخریم که ابطال گران قانون گریز از ما منزجر باشند. ما مفتخریم که همپیاله های BBC و VOA و TIME و بهائیت ما را از خود ندانند. و امروز غدیر ماست. و امروز غدیر علم الهدی و متوسلیان هاست.

بچه های انتقام سیلی زهرا سلام ...

 


۱- استفاده از مطالب این وب با یا بدون ذکر منبع با یا بدون دخل و تصرف سبب بسی خوشوقتیست.

۲- مناظره وبلاگی ۲ در سه بخش ویرایش شده و در قسمت پیوندها منتظر شماست.