مناظره وبلاگی 4 بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

همت مضاعف و کار مضاعف


مناظره وبلاگی 4

بخش دوم

نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی

چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 0:12

سلام
بعید میدانم فرزندان عمار و کمیل و مقداد این قدر بی بخار و پرحرف باشند !چه کسی به شما گفته خودتان را با حضرت علی و امام حسین مقایسه کنید . همین برداشت مغرضانه شما و مقایسه خودتان باائمه و جای گذاری خودتان در تاریخ به جای این بزرگواران سرمنشا
تمام مشکلات این ملت بزرگ است .شما و کردار گروه افراطی و التقاطی حاکم بیشتر به معاویه و اصحاب یزید و عمر سعد می ماند و کوچکترین شباهتی به سیره ائمه معصوم
ندارد . کجای دین جعلی و انحرافی و دست ساز شما به دین اسلام و معرفت ائمه شباهت دارد ؟کدام یک از کردار شما با اسلام سازگار است ؟ ظلم و ستمی که درحق مردم مظلوم روا داشته اید مسلمانیست ؟ نوع برخورد شما با ملتی که حق خود را میخواستند مسلمانی است ؟ کارهایتان بویی از اسلام و دین حق دارد؟ دروغگویی و تهمت زنی و ریختن آبروی انسانها کار یومیه و روزمره شماست . دین جعلی و به انحراف کشیده شما فقط و فقط در خدمت سیاست و قدرت مستبدانه شماست و الا شما پشیزی درد دین و اسلام ندارید . شما ابایی از این که پرچم حسین را در عاشورا آتش بزنید (به نام جنبش سبز) به عزادارانش حمله کنید (به نام جنبش سبز) و در روز روشن صدها بار دروغ بگویید برای زنده نگهداشتن چند روز بیشتر
حکومت مستبدانه دیکتاتوری ، ندارید و نخواهید داشت .در حوادث بعد از انتخابات دیوار پوشالی که برای خود ساخته بودید و دم از دین و اسلام ناب محمدی میزدید ویران شد البته به همت فرزندان شجاع این مرزو بوم . در قضیه ندا و سهراب و ... هرچه خواستید گفتید و هرچه به ذهنتان رسید نوشتید و زمین و زمان را به هم دوختید و هر روز قاتلی را معرفی کردید اما
نقاب خبیثانه ای که برچهره کریه و زشت حکام سیه روی قدرت طلب کشیده
شده بود برداشته شد و یک دنیا انسان آزادمنش دیدند کسانی که دم از دین
و مسلمانی میزنند و عربده هدایت جهان معاصر را دارند قاتلانی مخوف و تیره
دل هستند که سکوت یک ملت مظلوم و دردکشیده را تاب نمی آورند.
شما سوال از چرایی خس و خاشاک نامیده شدن این ملت بزرگ میکنید و
ما سوال از چرایی اینکه چرا شخصیتی موهوم و مظهر بلاهت به خود اجازه
گستاخی حتی به یک شهروند درجه چندم این مملکت را میدهد و بدتر ازآن
از طرف بقیه حمایت میشود ؟
شما و طیف مدعی مسلمانی اتان در پی ایجاد خلافت اسلامی (و نه حتی حکومت اسلامی) هستید . شما جمهوریت این نظام را قربانی قدرت طلبی یک سری افکار پوسیده قرون وسطایی که از سینه های به عقده نشسته قرون و سالیان حقارت سرچشمه میگیرد، میکنید.
شما هیچ عقیده ای به رای مردم ندارید . بارها و بارها حکومت خود را از منشا الهی دانسته اید ! و آن را وصل به کرامات حق تعالی و منتصب به حضرت ولی عصر (عج) میدانید .
برای شما رای مردم پشیزی ارزش ندارد . اگر نبود افکار عمومی و حق طلب حتی زحمت رفراندوم هم به خود نمیدادید . شورای نگهبانی که خود مبلغ و بلندگوی نامزد حکومت است و به روشنی و وضوح سینه سپر میکند و از نامزد حکومت طرفداری میکند کجا میتواند
نگهبان رای ملت باشد ؟برای اینها جوابی دارید ؟؟؟؟؟؟ در بالا دهها مطلب نوشتید از فلان آیت ا.. و فلان شخصیت که حکم داده و چنین و چنان نوشته !!سرنوشت صانعی و منتظری و دستغیب و بیات زنجانی و دیگر آیات عظام که با حکومت مخالفت کردند برای کسانی که کمترین عقلی داشته باشند حجتی کامل است تا اندکی تقیه کنند و چندسطری هم بنویسند!!
دوست من شما وقت زیادی دارید برای نوشتن و سرهم کردن افکارتان. ما با همان شیوه لری خودمان حرف میزنیم . شما هم دم از ادبیات و عربیات! خودتان بزنید . من جوابی در باب دیکتاتوری نشنیدم . ظاهرا صرف نمیکند صحبت کنید و آسمان ریسمان میبافید . در ضمن جنایت حکومت افراطی صهیونیست که در افراطی گری همسو و هم جهت دوستان باتوم محور شما هستند را هم محکوم میکنیم.
یا علی
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 7:26

رزمنده سلام
سید حسن نصرالله:
ما از مردم ایران انتظار نداریم که اگر اسرائیل به لبنان حمله کرد
به ما کمک کنند اما
اگر روزی اسرائیل
به ایران حمله کند
حزب الله لحظه شماری می کند تا
به عنوان اولین مدافع ایران
وارد جنگ با اسرائیل شود.
"أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا"
"آيا گمان كرده‏اى كه بيشترينشان مى‏شنوند و مى‏فهمند؟ اينان چون چارپايانى بيش نيستند، بلكه از چارپايان هم گمراه‏ترند".
شما اگر اهل شنیدن و تعقل بودید ما گفتنی ها را گفتیم حرفهای شما تماما بحث شده و جالب هم آن است که خود شما درباره آنها بحث کردید و موضوعاتش به صورت دسته بندی شده در مناظرات وبلاگی 2 و 3 موجود است لذا خیلی به نوشته های تکراری خود ننازید که پاسخهایش در تاریخ ثبت شده آن چیزی که هنوز در تاریخ ثبت نشده پاسخ شما به مسئله ماکیاولیستی خس و خاشاک است که آیندگان مطمئنا شما را شماتت خواهند کرد که چرا برای اینکه مثلا از قیافه احمدی نژاد خوشتان نمی آمد هر بی انصافی و نا سپاسی که ممکن بود را به او نسبت دادید. تا آیندگان شما را شماتت کنند و بگویند شمایی که این همه به عدل علی و تقوای علی می نازیدید به چه حقی به یک مسلمان انواع تهمتها و تحقیرها و ناسزاها را روا میداشتید حتی اگر انتقادتان بر حق بود؟ آیندگان از شما خواهند پرسید که چطور شما به جریان مقابلتان مدام می گفتید که امام علی حتی از ناسزا گفتن به دشمنش نیز نهی می کرده اما خودتان هر چه از دهانتان در می آمد به احمدی نژاد و حامیانش می گفتید؟ بله فقط شما حق ناسزا گفتن دارید. بله فقط شما حق دارید که مهندس مستبد و مجسمه دیکتاتوری را با امام حسین مقایسه کنید زیرا فقط او لیاقت مقایسه شدن دارد. آری فقط شما هستید که می توانید منتظری را با حسین و علی مقایسه کنید تنها به خاطر اینکه نامش حسینعلیست. زیرا هم مهندس دیکتاتور و هم حسینعلی عصمت مطلق دارند و می توان آنها را با معصومین مقایسه کرد اما اگر یک دوره تاریخی دیگر را با معصمومین مقایسه کنیم مرتکب فعل حرام شده ایم.
متاسفم که یک لر اینگونه به کیان لرهای ایرانی توهین می کند. منظور شما این است که لرها اهل دقت و بحث و منطق نیستند که می گویید من به همان روش لری خودم حرف می زنم؟ من برای دوست سبزتان که اهل رکاکت و رذالت و بی شرمی بود استدلال و فکت و بحث تاریخی آوردم. شما به جای توهین به همشهریهای خود به صورت کلاسیک و منطقی بحث کنید و اگر وقت بحث کردن ندارید لااقل به همشهریهای خود توهین نکنید. بله که وقت دارم. برای کوبیدن جریان برانداز خیلی خیلی وقت دارم چه در میدان سخت چه در میدان نرم. در میدان سخت که با 4 تا بچه بسیجی و پلیس به پشت بامهایشان خزیدند آن هم بعد از پخش سریالهای پرطرفدار (زیرا بچه سوسول بودند و اهل آب پرتقال) در میدان سخت هم تمام اسطوره هایتان از صدر تا ذیل به چالش کشیده شده و احدی از شما جرات سربلند کردن ندارد. اسطوره هایتان پیشکش. احدی از شما هنوز زاده نشده تا سوال پیش پا افتاده خس و خاشاک را پاسخ بدهد حقوق بشر و دموکراسی و لیبرالیسم و حقوق زن و ... را که بگذارید لب کوزه و آبش را بنوشید.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 10:52

(...)
نویسنده: گلبرگ مغرور
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 10:52

به علت توهین و بی ادبی حذف شد
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:0

رزمنده سلام
بر اساس جهان بینی عجیب و غریبی که آیه 0001 العظمی مارال دارد باید از او پرسید نعوذ بالله شما عجب خدای چاله میدونی ای داری که به خودش اجازه می دهد به مردم نسبت "انعام" بدهد حتی پا را از این هم فراتر بگذارد و آنها را پست تر از "انعام" هم بخواند و دریغ از پیگیری حقوق بشرانه از این نسبتهای زشتی که خداوند به انسان داده است.
اگر خواستید در کنار دبیر ادبیات فارسی دبیر معارف اسلامی هم آشنا دارم صحبت کنم برایتان کلاس تقویتی بگذارد البته شهریه اش کمی بیشتر می شود.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:2

آیت الله جوادی آملی و آیت الله امینی چندبار تذکر دادند در باب این روش ناصحیح برخورد با مردم معترض ؟ بیانیه آیت الله آملی در مورد حوادث عاشورا را صدا و سیمای چه کسی سانسور کرد ؟ چه کسانی خطبه های اینان را مورد حمله و هجمه قرار دادند ؟ آیت الله العظمی صانعی هم که فریاد می زند ای مردم ایشان از مسیر صحیحی ولایت منحرف شده و دیگر صلاحیت لازم را ندارد ؟ ما دشمن خداییم و در صدد انکار آن یا دولت بظاهر مهدویت شما ؟ که مدل ترکیه لائیک را می خواهد http://www.jahannews.com/vdchkqnzv23nzqd.tft2.html
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:6

رزمنده سلام
همانطور که گفتیم برای شما اگر خود خدا هم کامنت بزند باز انقلت می کنید. برای شما همان طور که نوشته ها و گفته های سید احمد و زهرا مصطفوی و رفسنجانی و موسوی اردبیلی همان یک کلاغ چل کلاغ صغری خانم و کبری خانم و تقی و نقی محسوب میشه لذا به دلیل انواع عقده ها و حقارت ها و حسادت هایی که ازشان رنج می برید هیچ چیز حجت نیست. حجت شما دست کرام الکاتبین است بروید و حالش را ببرید و اگر توانستید از پشت بامهایتان پایین بیایید تا ببینیم بعد از چند دهه و سده دیگر می توانید انقلاب را به گفته خودتان به اهلش (منافقین) بازگردانید. بالاخره نفهمیدیم امام خامنه ای در 14 خرداد 68 حجت الاسلام بوده یا مجتهد مسلم بوده یا مرجع تقلید بوده.
بله می توانید بارهاوبارها نظر علامه جوادی را درباره اطاعت از رهبری و نقطه نظرات ایشان درباره ارتباط سران فتنه با رسانه های بیگانه و حکم تحریم هرگونه اغتشاش در مناسبتهای سال پیش را مطالعه بفرمایید
در میان 4 تا ابلهی که دور احمدی نژاد را گرفته اند یک قلم مهاجرانی شما کفایت می کند به عبارت بهتر یک مهاجرانی شما برای صدتا مشایی و رحیمی و امثالهم کافیست حال اینکه ما بخواهیم اکبر گنجی و حقیقت جو و سازگارا و باطبی و پیرموذن و بهنود و عبادی و سروش و گلشیفته و مخملباف و نامجو و شبستری و 250 تا جاسوسی که با بیت المال دوران اصلاحات گردن کلفت کردند و امروز اونور آب به ریش ایران می خندند را هم محاسبه کنیم که شما باید روزه سکوت بگیرید.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:15

همانطور که ما نفهمیدیم چطور پشتیبانیهای مکرر حضرت امام و حتی نظر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در مورد موسوی که می گویند : «درباره همه خیال می‌کردیم انتقاد بشود، درباره مهندس موسوی من واقعاً تصور نمی‌کردم کسی زبان به انتقاد از ایشان باز کند. اولاً بنده ایشان را خیلی خوب می‌شناسم، از همه کسانی که نسبت به ایشان تعریف کرده‌اند یا انتقاد کرده‌اند بنده ایشان را بیش‌تر و بهتر و با مدت زمان بیشتری می‌شناسم. آن‌چه درباره ایشان از گرایش‌ها گفته شده است دروغ محض است و شاهد بر همه این‌ها روزنامه جمهوری اسلامی است... این مقالات روزنامه است و بروید نگاه کنید. متهم می‌کنند ایشان را به علاقمندی و گرایش به فلان یا بهمان گروهک، کذب محض است این معنا. من با ایشان معاشرت نزدیک داشته‌ام. من ایشان را می‌شناسم. من از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می‌دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است. و من واقعاً ‌تصور نمی‌کردم که کسی راجع به آقای مهندس موسوی با این سابقه درخشان یک چنین مطلبی را بیان کند. البته باز هم حرف در این زمینه زیاد است که چون وقت کم است و من می‌خواهم بقیه را هم بگویم، این است که بحث نمی‌کنم...» (شرح مذاکرات علنی مجلس شورای اسلامی، جلسه 199، در روزنامه رسمی شماره 10869) [15] 14 مرداد 60 ملاک قرار نمی گیرد و بصیرت امثال آیت و دیالمه از بصیرت و فرزانگی حضرت امام و حضرت آیت الله خامنه ای پیشی می گیرد ؟
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:24

رزمنده سلام
اگر آن نقل قولها جعلی بوده خوب شما باید تشریف ببرید دفتر آقای رفسنجانی و آقای موسوی اردبیلی و از آنها شکایت کنید که چرا در مجلس خبرگان 1368 شهادت دروغ داده اند زیرا نقل قول را آنها شهادت داده اند و امروز هم که این دو برای شما آدم خوبه هستند خوب بروید ازشان بپرسید چرا به زمین و آسمان بد و بیراه می گویید اگر در جستجوی حقیقتید راه باز است کمی به خودتان زحمت بدهید و اینقدر بیسوادی خود را برملا نکنید. شما ابتدا از ایشان استناد کنید اگر آنها تکذیب کردند آن نقل قول ها را که هیچ تمام حق از آن شما باشد اما اگر آن نقل قولها را تایید کردند خوب بروید و به آخرت خودتان برسید.
اگر تایید کردند پس دیگر از فاز صغری خانم و کبری خانم بیرون بیایید که سبب تمسخر دیگران می شوید در عدم ارائه سند محتوم. اما اگر بعدش می خواهید بگویید حتی اگر آن نقل قولها واقعی باشد اما این آقایان امروز از نظرشان برگشته اند خوب بحث دیگریست. بله ممکن است امام صدتا حرف دیگر هم زده باشد و امروز همین آقایانی که از بد حادثه دوست شما شده اند آن حرفهای امام را قبول نداشته باشند. خوب اینکه تقصیر امام نیست تقصیر آنهاست. طلحه ها و زبیرها هم یک زمانی امام علی را قبول داشتند یک زمانی هم از نظر آنها علی از مسیر عدالت و ولایت خارج شده بود اینکه چیز جدیدی نیست تقصیر امام علی هم نیست. انسانها رنگ عوض می کنند مثل شجریان مثل صانعی مثل منتظری. شما چرا ناراحتی؟ انسان آزاد است هر وقت خواست نظرش را عوض کند به امام خمینی چه دخلی دارد؟
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:31

اخوی زمین را به اسمان ندوز هر وقت اسناد مورد تایید حضرت امام را آوردی ... احتیاجی به شکایت هم نیست...
نویسنده: گلبرگ مغرور
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:31

به دلیل بی ادبی سانسور شد
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:34

با دولت لائیک چطوری اخوی دنبال مهدویت
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 11:38

رزمنده سلام
مهندس موسوی شما اگر فرشته مقرب هم بوده باشد 23 خرداد 1388 معلوم شد که کیست و البته باید گفت 22 خرداد 1388 ساعت 10 شب معلوم شد کیست. کسی که بعد از حدود 70 سال زندگی و بعد از دهه ها فعالیت سیاسی آنقدر بینش ندارد که تفاوت قانون مدنی با قانون جنگل را تشخیص بدهد و حتی به حرف خودش هم که گفته بود به قانون ناقص هم پایبند هستم عمل کند و بیاید به صورت کاملا قاونی!!! مردم را به خیابان بریزد تا راهی قبرستان و بیمارستان شوند معوم است که کیست.
سند برای شما بیاورم؟ برای شما خدا هم سند نیست. همان طور که سرانتان فریاد زدند هدف شما قتل خداست. برای دوستان دیگر گفتیم که بروند و حقیقت را بیابند شما که حق و حقیقت را با هم قی کرده ای. به هر حال دوستان مودب تر شما حق دارند این آقایان را به دلیل شهادت دادن های دروغ (طبق گفته شما) محاکمه کنند که مجلس خبرگان 1368 را منحرف کردند تا انقلابی که با خون بیش از 60 هزار شهید به ثمر نشسته بود به دست نااهلان بیفتد.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 13:30

من فقط ناراحتم که چرا به ... رای نداده ام ؟ آخر نه اینکه برای من خدا هم سند نیست و ایشان می خواهد حکومت لائیک راه بیاندازد چه شود . درود بر ... درود بر ....
فقط نگفتی بالاخره ما با الله اکبر گفتن مسجد ضراری هستیم یا اینکه آیت الله خامنه ای گفته اند با ما با لطافت برخورد بکنند ؟
نویسنده: گلبرگ مغرور
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 13:30

اولا ادبتان را رعایت کنیدشما اگر اهل منطق و مباحثه بودید ادب را رعایت می کردید
نگاهی به کامنتهای بی ادبانه تان بیندازیددوما مطمئنم شما یا رای نداده اید و یا......
اما در هر صورت الله اکبری که به تشویق اربابان اسرائیلی خاتمی و امثالهم باشه از صد تا مسجد ضرار هم بدتره
نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 13:42

رزمنده سلام
سعیده منتظری خطاب به مهندس:

"چرا به اعدام های زمان پدرم انتقاد نکردید؟"

دختر آقای منتظری مرحوم ،در نامه ای با یاد آوری حمایت موسوی از اعدام منافقین در سالهای ابتدای انقلاب، اعتراض اخیرش به اعدام تروریست ها را رفتاری متناقض خواند.
به گزارش جهان سعیده منتظری در نامه خود به میرحسین موسوی،ضمن انتقاد از اعتراض وی به اعدام چند تروریست نوشت: آقای مهندس میرحسین موسوی لطفا اندکی تأمل فرمایید در گفته دادستان تهران (آقای جعفری دولت آبادی). شاید سخنان دیروز ایشان در مورد شما را از سر خیرخواهی ندانید اما دستور علم اخلاق و فرمایش معصوم(ع) است که : «أنظر إلی ما قال و لاتنظر إلی من قال».
دختر آقای منتظری در ادامه نامه خود یادآور شده اند:آقای جعفری دولت آبادی پس از واکنش اعتراضی شما به اعدامهای سیاسی اخیر، در نطقی در مورد شما یادآور شده اند: «کسانی که مدعی پیروی از خط امام (ره) هستند، چگونه می توانند آموزه های ایشان را که ایستادگی در برابر گروهک های معاند بود فراموش کنند؟ ... در همان سالهایی که اعدامهایی بر اساس حکم حضرت امام (ره) علیه منافقین صورت گرفت، ایشان نخست وزیر بود. اگر چنین ادعایی دارد، چگونه در آن دوران خدمت کرد؟!»
سعیده منتظری در ادامه نامه می نویسد:آقای مهندس میرحسین موسوی! من درصدد تأیید سخن ایشان نیستم، اما بد نیست از سخنان ایشان به این نتیجه برسیم که نقد و نقادی را بایستی به عنوان یک نیاز برای جامعه بدانیم. چرا عملاً همگی کردارمان را به تاریخ می سپاریم تا آیندگان ناقد ما باشند؟!
وی در ادامه موسوی را دعوت به توبه از گناهان خود کرد و از او خواست نسبت به اعدام منافقین در سالهای ابتدای انقلاب نیز تبری جوید:این وظیفه همگانی است که گذشته خود را نقد نماییم و اگر اشتباهی داشته ایم در صدد جبران آن برآییم. آنها بایستی قبل از این که تاریخ و آیندگان به نقد کردار آنان بپردازند، خود گذشته خود را نقد نمایند. حتماً می دانید که نقد صادقانه به نفع جنبش سبز هم خواهد بود.
وی در انتها نوشت: باید به این نکته متوجه باشیم که اصل مهم در نقادی این است که هیچ فردی را مصون از خطا و اشتباه ندانیم، و اساس کارمان بر این حدیث نبوی قرار گیرد که : «کل بنی آدم خطاء و خیر الخطائین التوابون» : "همه فرزندان آدم خطاکارند، و بهترین خطاکاران توبه کنندگانند".
شما و سیداحمد؟ سید احمد و دختر محترم امام را فراموش کن ما از امامان شما رفسنجانی و موسوی اردبیلی شهادت آوردیم شما اگر مرد راهی برو یقه آنها را بگیر و شکایت کن که چرا با رانتی که داشتند یک مجلس خبرگان را به انحراف کشاندند با شهادت دروغ.
سوالات شما هم زیاد شده می ترسم اگر به همش جواب بدیم شما را روی برج میلاد مشاهده کنیم که در حال سقوط آزادید شما اجالتا سوال ماکیاولیستی خس و خاشاک را جواب بده تا تعیین سطحت کنیم برای مباحث پیچیده تر.
امام علی و امام خمینی شما با امام علی و امام خمینی ما دوتاست. اگر امام خامنه ای ما از خودش اعتبار نداشته خوب مشکل امام خمینی شماست که بی دلیل این همه اعتبار به او داده. من و سید احمد نمی گوییم که اعتبار داده امامان شما مثل رفسنجانی و اردبیلی می گویند که اعتبار داده. اگر دستخط و صدا و فیلم می خواهید هم به امامانتان شکایت کنید که چگونه بدون دستخط و صدا و فیلم نزد مجلس خبرگان و جاهای دیگر شهادت داده اند که امام آن اعتبارات را ابراز کرده.
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 12 خرداد1389 ساعت: 22:45

سلام
اخوی گرامی همه مشکلات شما در پاسخ به سوال خس و خاشاک شما حل میشود ؟یادم می آید جایی شنیدم علی (ع) بر منبر رفت و گفت "بپرسید از من قبل از اینکه مرا ازدست بدهید " و مردی از آن میان بلند شد و خوشحال و خندان از این که چیزی پرسیده باشد گفت " اگر راست میگویی بگو تعداد ریشهای من چقدر است ؟" این درد ابلهی و حقارت انسانها در مقابل عظمت مردی بزرگ مثل علی (ع) بود که امام ما را مجبور کرد سر در چاه فروکند و مناجات کند . صدبار گفتم و بار دگر هم میگویم سوال شما برای فرافکنی است وگرنه خودتان هم میدانید ما هرچه بگوییم شما جز سفسطه و آسمان ریسمان بافتن حرفی ندارید و نخواهید داشت . در ضمن اینقدر سنگ کیان ملت بزرگ ایران را به سینه نزنید . شما کیان خودتان را سفت بچسبید . ما لرها ساده هستیم و به این سادگی هم افتخار میکنیم . کیان خودمان را هم از دست افراد بدوی متحجر به خوبی حفظ میکنیم و خواهیم کرد . شما نمیتوانید ادعا کنید و خود را با علی و آل علی مقایسه کنید و بقیه را طلحه و زبیر و .... شما سیره عملیتان شبیه به لشکر معاویه است
افکار و نیتتان هم مثل خلفای اموی و بنی عباس گسترش خلافت به
شیوه متحجرانه با افکار پوسیده و نخ نما شده است . الگوی مشابه و هم مسلکتان رژیم منفور صهیونیستی است که میزند و میکشد و تخریب میکند. ولی یک فرق عمده با شما دارد که حتی این رژیم خونخوار فاشیست ضدانسان و ضدبشر و نژادپرست و قرون وسطایی هم مسلکان خود را نمیکشد . ولی شما کشتید و میکشید و دم از مسلمانی میزنید آن هم از نوع ناب!!بنده در طی یک شب به مقام آیت ا..العظمی از سوی جناب مهدی  مفتخر شدم . میخواهم بگویم شما حرفهای آقای دکتر بلاهت را با آیات قرآن و حرفهای خدای متعال یکی میدانید ؟ راستی من فراموش نکردم که به قول شما یک عده بچه سوسول خواب از چشم شما به مدت حداقل هشت ماه ربودند و دور خود میچرخیدید و نمیدانستید از کجا میخورید ! بدبخت حکومت مقتدری! که از دست یک عده بچه سوسول ، هزارها مامور سرتا پا مسلح و باتوم به دست و قداره کش را روانه شهر میکند و نمیتواند آرامش برقرار کند . باور نمیکنید ؟ یک هفته صبر کنید و جو امنیتی را در میدانهای شهرها با هزاران پلیس و بسیچی و سپاهی و لباس شخصی و ... ببینید .
این است اقتدار حکومت کودتایی !در ضمن آدم بچه سوسول باشد اما چماق به دست و آدم کش و لات ولوت چاله میدون نباشد ! ساندیس هم که مارک و نشانه دوستان شماست نه بچه سوسولها!
یا علی
نویسنده: نیایش
پنجشنبه 13 خرداد1389 ساعت: 10:18

سلام
مارال خانوم من واقعا از شما تعجبم میبره!!!!!!! توی کامنتهای بالاییتون دقیقا جملاتی را که در عید نوروز برای من نوشته بودید برای برادرمون مهدی تکرار کرده اید!!!!!!!!!! منظورم تشبیه مسخره با اسراییله تمام کنید این منطق گریزی را تمام کنید این جملات شعاری را
از دیکتاتوری پرسیدید میدانید دیکتاتوری یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیکتاتوری یعنی اینکه اقلیت را بر اکثریت حاکم کنی.اگر معنای دیکتاتوری را نمیدانید بدانید
حکومت دیکتاتور هم میشود حکومتی که به خاطر مشتی قانون گریز و آشوبگر خیابانی به رای اقلیت تن در دهد.
دیکتاتوری یعنی همون چیزی که شما میخواید دیکتاتوری یعنی 13از 24 بزرگتره
هرچند که شما به هیچ سوال مطرح شده جواب نمیدهید و هر بار سوال جدیدی مطرح میکنید و یا پس از مدتی مثل اینکه ما یادمان میرود که قبلا این سوال را پرسیده اید و جوابتان داده شده مجددا همان حرفها را می نویسید اما جوابهای شما تماما توسط آقا مهدی پاسخ داده شده
حتی همین سوال دیکتاتور کیست دیدم در جواب آقای ابراهیمی نوشته اید که جوابتان را نگرفتید!!!!!!!!!!!! پاسخ شما داده شده شما یا قانع میشوید و یا اگر قانع نشدید باید جواب طرف مقابل را نقد کنید این میشه مباحثه نه اینکه در یک جمله به راحتی بنویسید من جوابم را نگرفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در رابطه با بحث خس و خاشاک هم همه ی مباحثه های قبلی موجوده هیچ کدام از شما و همفکرانتان جوابی نداشتید و همه ی ما به خوبی میدانیم که منظور دکتر همان چهار تا آشوبگر صبح بعد از انتخابات بوده اند و دکتر به خوبی تفکیک کرده اند.حالا اگر شما فراموشتان شده که جوابی ندادید و یا مباحثات را یادتان رفته،به مباحثه های پستهای قبلی مراجه بفرمایید در رابطه با شورای نگهبان نوشته اید شورای نگهبان 12نفر است 2نفر از این اعضا برای یک کاندید خاص تبلیغ کرده اند فرض که این تخلف بوده(هرچند که آنها هم حق انتخاب دارند) شما فقط به این سوال من جواب بده چطوری حساب کردی که کل اعتبار شورا زیر سوال رفت؟ چطوری به خاطر 2نفر10نفر دیگه را نادیده گرفتید؟ این هم احتمالا از همان قضیه ی 13از 24بزرگتره تبعیت میکنه
چقدر دیکتاتوری حالا من اصلا فرض میکنم حرف شما درست فرض میکنیم شورای نگهبان قابل اعتماد نبوده که شما مدارکتون برای تقلب را در اختیار آنها بگذارید به این سوال هم جواب بدید
اگه سرانتون مدرکی برای ادعاشون داشتند چرا در سایت ها و منابع خبری خودشون منتشر نکردند؟
آنها هم قابل اعتماد نبودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما هنوز یادمان نرفته که در مدت چند روزه ای که شورای نگهبان در اختیارشان گذاشت در سایتهایشان زدند کمک!!!!!!!مدرک!!!!!!! ما یادمان نرفته این بهانه ها به درد خودتان میخورد
سران شما حتی از بازگویی چیز مسخره ای مثل داماد لرستان هم دریغ نکردند
چه برسه به مدرک اگر چیزی در دست داشتند هزارباره منتشر میکردند حالا از هر راه ممکن
در رابطه با جنگ هم اراده ی امام مستحکم و قوی بود بر ادامه ی جنگ اما آقایون از اول ساز مخالف میزدند بر اتمام جنگ و آخر بار هم رضایی به همراه موسوی نزد امام رفتند و گفتن ما دیگر نمی توانیم!!!!! و جام زهر را به امام تعارف کردند یادتان که نرفته این جمله تان هم برای من خییییلی جالب بود: """ به نظر شما تقلب در انتخابات احتیاج به اثبات دارد؟!""""
فکر میکنم از نظر شما دوستان سبز هیچ ادعایی از جانب شما نیاز به اثبات ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه نه که پیغمبرزاده و معصومید هر ادعایی از جانب شما شد نیاز به اثبات نداره!!!!!!!!!و ما باید بپذیریم!!!!!! رعایت ادب کار سختی نیست ولی در نظر سبزها مثل اینکه بیش از اندازه سخته
چقدر کامنت سانسوری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا متاسفم در آخر من متاسفانه در اوج امتحانات دانشگاهم و فرصتم برای مباحثه ی جز به جز محدود بود
از بابت تاخیر هم شرمنده دیر زمانی از شعارهای شرم آور مردم خداجوی موسوی نمی گذرد - که شعار نه غزه نه لبنان سر میدادند-که اسراییل بار دیگر ننگ و نفرت دیگری آفرید و با کشتار مردمی که فقط برای کمک به محاصره شدگان و مردم مظلوم غزه از زن ومرد و پیر و جوان و مسلمان و مسیحی ،سوار بر کشتی آزادی شدند تا شاید بخشی از مایحتاج اولیه مردم محاصره شده را به آنان برسانند ولی مورد حمله وحشیانه سربازان گرگ صفت اسراییلی قرار گرفتند و بدن آنان با گلوله های داغ اسراییلی شکافته شد تا بار دیگر این قوم گوساله پرست تمام حیثیت و شرافت انسانی را به لجن بکشند. سخنی با اسراییلیان -این قوم سرکش یهودی- ندارم چون نه آنها زبان مرا میفهمند و نه اصلا زبان آدمیزاد را میفهمند! ولی برخی از سبزهایی که هنوز بارقه ای از شعور در وجودشان باقیست و این نوشته ها را دیدند! این را بدانند که عاقبت خودشان را با عاقبت رسوای این قوم لجوج که مدت زمان زیادی از فروپاشی آن باقی نمانده ،گره زده اند. میگویید چرا ؟! شما نگاهی بکنید صهیونیست ها در این مدت تا چه حدی از این سبز اموی حمایت کرده اند لابد فکر میکنید حمایت آنها هم از سر خیر خواهی وخداجویی! بوده است!؟ درمورد ویژگی های زشت وخصلت های ضد خدایی وضد انسانی این قوم صهیونیست به دو علت باید مطلب نوشت یکی اینکه یهود صهیونیست مدافع سرسخت حرکت ننگین سبزهای اموی در ایران هستند و برای فهم این ارتباط ،باید حلقه وصل و علایق مشترک این دو گروه به هم، شناخته شود و دیگر اینکه این قوم بی هویت ، آفت جهانیان هستند و مرزهای ملت و مذهب و مکتب را در نوردیده وهویت وشرافت انسانی را نشانه گرفته اند.
81 نفر از متهمین حوادث اخیر با حکم رهبر معظم انقلاب بخشیده شدند
نویسنده: مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 13 خرداد1389 ساعت: 11:21

رزمنده سلام
آیت 0001 العظمی مارال طرف حساب مانیست. شما تا آنجایی که در خاطرم هست یک کارمند و حقوق بگیر دولت فخیمه یزیدی اموی فلان فلان شده هستید و هرازگاهی به دلیل فشارهای روز مره اعم از ترافیک و گرانی و درگیرهای احتمالی در محل کار و منزل و غیره تشریف می آورید و بد و بیراه می گویید و تخلیه می شوید و دوباره روز از نو روزی از نو.
دلمان برای بیشرمانی که به گزاف "در جستجوی حقیقت" بودند حتی در همین یک روز هم تنگ شده. برای کسانی که به اعتراف خود به جنگ با خدا برخاسته اند امام خمینی یک وصله نچسب است سید احمد هم برایشان یک وصله نچسب است علامه جوادی و مشکینی و علامه حسن زاده و علامه مصباح و فاضل و نوری همدانی و مکارم و بهجت و مجتهدی تهرانی و ... هم برایشان یک وصله نچسبند.
شما دلتان به همان صانعی خوش باشد که بی شرمی ها و رذالتهایتان در گفتار و نوشتار میراث همان حرامزاده گویی های اوست. دلتان به همان منتظری خوش باشد که خون به دل امام ما کرد تا حضرت امام از خدایش طلب مرگ کند.
علامه جوادی مثل بسیاری از علمای اعلام تابع محض رهبریست اگر نقدی مثلا به مشایی و رحیمی و برخی فسادها و مشکلات بکند که ما هم همان نقدها را می گوییم. صفار و شریعتمداری و زاکانی و توکلی و مطهری و اژه ای و لنکرانی و هزارتای دیگه هم همین نقدها را دارند آیا نقد این ها هم به این معنیست که آنها با امام خامنه ای مشکل دارند؟
علامه جوادی آملی: مبادا خدایی ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگی‌ها و ننگ «نه غزه، نه فلسطین» و «جمهوریش ایرانی» را به خودشان راه دهند. این ننگ برای همیشه ننگ است.
علامه جوادی آملی:
این نظام، نه به آسانی به دست آمده و نه به آسانی برمی‌گردد. اگر معاذالله کوچکترین آسیبی ببیند تمام لعنت‌های گذشته دامن‌گیر ما می‌شود. این امانت الهی است. بر همه ما واجب عینی است که این نظام را حفظ کنیم. کاری که باعث تضعیف این نظام است، باعث تفرقه است، باعث نفاق‌افکنی می‌شود، باعث طمع بیگانه است، این کار حرام عینی است. این چنین نیست که اگر کسی دارای رهبر خوب بود بگوید کشور حفظ می‌شود. رهبر اگر علی‌ابن ابی‌طالب «علیه السلام» هم باشد مادامی که مردم عاقل نباشند کشور به مشکل برمی‌خورد. داشتن رهبر خوب نیمی از قضیه است. پس مبادا بگوییم ما یک رهبر خوب داریم و همین کفایت می‌کند.
علامه جوادی آملی:
نباید هر حرفی را بزنیم و به هر کسی اهانت کنیم و هر چیزی که مطابق نظر ما نیست فتوا به بطلانش بدهیم. مبادا خدایی ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگی‌ها و ننگ «نه غزه، نه فلسطین» و «جمهوری ایرانی» را به خودشان راه دهند. این ننگ برای همیشه ننگ است. حتی کافران هم اگر اسلام را قبول ندارند که ندارند، اگر ایرانی هستند باید بگویند «جمهوری اسلامی»؛ برای اینکه از جمهوری ایرانی هیچ کاری ساخته نیست. در جنگ جهانی اول همین ما ایرانی ها تسلیم شدیم و تسلیم کردیم. در جنگ جهانی دوم همین ایران را ما ایرانی‌ها تسلیم کردیم. گفتند 17 شهر بدهید گفتیم چشم. گفتند باید نوکر بشوید گفتیم چشم.
علامه جوادی آملی:
پس از آنکه انقلاب اسلامی شد ما ده سال جنگیدیم. جنگ ما هشت ساله نبود. دو سال گرفتار جنگ داخلی بودیم، هشت سال جنگ خارجی. هنوز سال 57 تمام نشده بود که گنبد به آتش کشیده شد و گرفتار جنگ داخلی شدیم. همین سربازان شمال و بسیجیان و سپاهیان شمال رفتند و آن آتش را خاموش کردند. پس از جنگ داخلی گنبد، جنگ کردستان شروع شد. سپس جریان خلق عرب و پس از آن جریان خلق مسلمان آغاز شد. در طی این دو سال که جنگ داخلی بود انفجار دفتر حزب جمهوری، هفتاد و دو تا کشته دادیم. نخست وزیری منفجر شد. دادستانی کل منفجر شد. در کوی و برزن انفجار بود. این دو سال جنگ داخلی بود. هشت سال هم جنگ خارجی بود که در آن کم کشته ندادیم . اما «جمهوری ایرانی» کشته نداد. «جمهوری اسلامی» شهید داد. مبادا خدایی ناکرده این لکه‌ها پیدا شود. آنها هم که اعتراض دارند مبادا این آلودگی‌ها را امضاء کنند. چه اینکه امضاء نکردند و نمی‌کنند البته.
علامه جوادی آملی:
همان حالت صدر اسلام هم در انقلاب اسلامی بود. این نعمت از مهم‌ترین نعمت‌های الهی است و اگر خدایی ناکرده این سابق و لاحقش، به یکدیگر وصل بشود، این گوهر گرانبها هم از دست ما می‌رود. الان ما چرا می‌گوییم ایران شاهنشاهی 2500 ساله است و حال اینکه چند سال حضرت امیر حکومت می‌گیرد خب 5 سال در مقابل 2500 سال قابل حساب نیست. اگر رفت، رفت. همه ما باید انشاء الله در 22بهمن شرکت کنیم. هیچ کس حرف خلاف نزند. کسی را هم اهانت نکنیم، دروغ نگوییم، خیانت نکنیم. و بی‌حساب کسی را نرنجانیم و تهمت بی‌جا هم به کسی نزنیم و بدانیم این لکة ننگ را کسی به خودش راه ندهد.
علامه جوادی آملی:
کسانی که امید به سقوط نظام و گرایش به بیگانه دارند، از نظر فقهی مرتکب حرام شده و از نظر حقوقی باید محاکمه شوند. به گزارش مرکز خبر حوزه،‌ وی در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور در قم اظهار داشت: اگر کسی از نظر سیاسی گرایش به بیراهه و بیگانه داشته باشد از نظر فقهی مرتکب حرام شده و از نظر حقوقی باید محاکمه شود و از دیدگاه اخلاقی اینگونه افراد دچار مرض سیاسی و اخلاقی هستند. وی گفت: کسانی که دچار امراض بد اخلاقی در زمینه سیاست هستند، گرایش به بیگانگان دارند و با امید به سقوط نظام و بازگشت طاغوت، با رسانه‌های ضد انقلاب، آمریکایی و اسرائیلی تعامل برقرار می‌کنند.
علامه جوادی آملی:
ملت ایران با جنگ داخلی، شورش، اغتشاش و زدن 4 تا سنگ که بی‌عقلی است، از پا درنخواهد آمد. کسانی که مرض قلب سیاسی دارند، گوش به بی‌بی‌سی داشته و مرتب با بیگانگان ارتباط برقرار می‌کنند. وی گفت: دشمن به چه فکر است؟ اگر به فکر تحمیل جنگ خارجی است که 8 سال جنگ بی‌نتیجه ماند و اگر به فکر افتراق داخلی، شورش و اغتشاش است این مساله را نیز 2 سال تجربه کرد و هرجا که ممکن بود این روش را به کار گرفت، دشمنان باید این خیال خام را از سر خود خارج کنند. آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: نه جنگ تحمیل شده از خارج می‌تواند ملت را از پا دربیاورد و نه اغتشاش و جنگ داخلی می‌تواند مشکلی ایجاد کند. زمانی که دست مردم سلاح بود، آنها 2 سال جنگ داخلی را تحمیل کردند اما کاری از پیش نبردند، حالا با 4 تا شیشه شکستن که مشکلی ایجاد نمی‌شود.
علامه جوادی آملی:
ولایت و رهبری در رأس همه امور قرار دارد. اگر دشمن به فکر فتنه، آشوب، اغتشاش و درگیری در داخل کشور است باید بداند که ملت ایران در برابر هیچ فتنه‌ای سر تسلیم فرود نمی‌آورد. وی در خطبه‌های نماز جمعه قم که در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) برگزار شد با اشاره به موضوع ولایت گفت: ولایت و رهبری در رأس همه امور قرار دارد و در فلسفه و کلام نسبت به این موضوع توجه شده است.
علامه جوادی آملی:
این حرف‌ها که یکی بگوید به من ظلم شده و من مظلوم واقع شده‌ام هست اما این راه حل نیست و نباید به جان هم بیفتیم. این استاد حوزه علمیه قم افزود: اگر کسی می‌گوید به ما ظلم شده باید آن ظلم را بگوید که در کجا بوده و طبق قانون آن را پی‌گرفته و در چارچوب قانون به آن رسیدگی کند.
علامه جوادی آملی در پاسخ به سوال دانشجويی كه نظرش را درباره حوادث پس از انتخابات پرسيده بود اظهار داشت:‌ شما بايستی در اين خصوص به سخنان مقام معظم رهبری توجه كنيد و گوشتان به حرف‌های ايشان باشد و ببينيد كه ايشان چه می‌گويد.
ایشان در مورد شائبه‌ و شايعه‌هايی مطرح شده مبنی بر اينكه حمايت‌شان از مقام معظم رهبری بعد از انتخابات نامحسوس شده است، تأكيد كرد: شما اصلا به اين حرف‌ها توجه نكنيد و اصلا اين‌طور نيست.
علامه جوادی آملی:
امروز نیز ما شاهد هستیم كه منابع مختلفی از جمله رسانه‌ها و رادیوهای بیگانه وجود دارد و فردی كه بخواهد به این منبع‌ها گوش فرا دهد راه خود را از انبیا جدا كرده است.
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینكه رهنمودهای ائمه اطهار برای همه زمان‌ها و مكان‌ها قابل استفاده است، اضافه كرد: باید همواره تلاش كنیم كه به رهنمودهای بزرگان دینی از جمله امام جواد(ع) گوش فرا دهیم.
آیت‌الله جوادی‌آملی در ادامه به هفته سلامت قلب اشاره كرد و گفت: آنچه كه در اسلام مورد تاكید است حفظ سلامت جسم است و از این رو باید مسئولان بهداشت و درمان به این موضوع توجه كنند. وی افزود: اما از سوی دیگر برخی افراد بیماری سیاسی در قلب دارند و تا موضوعی پیش می‌آید با تلفن‌های خود با خارج از كشور در ارتباط بوده و از آنها كمك می‌خواهند كه این نوعی مرض سیاسی قلب است و باید نسبت به این موضوع نیز توجه داشت.
آیت الله جوادی آملی با اشاره به فرمایش حضرت علی (ع) خطاب به پسرش محمد بن حنفیه ادامه داد: وجود مبارك حضرت امیر در جنگ جمل وقتی پرچم را به دست پسرش محمد بن حنفیه داد، فرمودند كه تو دو كار را انجام بده، اول پایت را مثل میخ به زمین بكوب و متزلزل نشو، دوم ببین دشمن تا كجا صف كشیده و اتاق جنگش تا كجاست، دقت كنید كه اتاق جنگ در شام است و ما داریم در كوفه می جنگیم، در اتاق جنگ، مسیحی و كافر هستند، ولی ما مسلمان ها داریم با هم جنگ می كنیم. وی افزود: در فعالیت های كلان، در آموزش ها و در كارهای داخلی و خارجی، آمادگی و هوشیاری كامل باید باشد و به این مسئله توجه داشته باشیم كه اتاق جنگ دشمن كجاست. جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود، حفظ نظام و كشور جمهوری اسلامی ایران را معجره الهی دانست و با اشاره به جریان طبس اظهار داشت: در جریان طبس آنها كارشناسی همه جانبه كرده بودند، اما قدرت خداوند را منظور نكردند و این معجزه ای بود كه خداوند به ما عطا فرمودند.
آیت الله جوادی آملی در خطبه های نماز جمعه قم بر لزوم وحدت و همدلی تأكید كرد و راه برون رفت از مشكلات را وجود نظام مقتدر اسلامی و توجه به فرامین ولی فقیه دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله عبدالله جوادی آملی در خطبه های این هفته نماز عبادی ـ سیاسی جمعه شهر مقدس قم در سخنانی خاطر نشان كرد: رعایت تقوا و پرهیزكاری تنها راه نجات و مصون ماندن از خطرات و برطرف شدن مشكلات و معضلات كشور است.
علامه جوادی آملی:
«در جريان ولايت فقيه برخي شبهه علمي دارند و برخي شهوت عملي، شما در خدمت سراسر قرآن كريم كه مشرف مي شويد مي بينيد قرآن اين دو را همواره بازگو و نقل كرد. هر جا شبهه علمي بود قرآن كاملاً نقل كرد و پاسخ داد و هر جا شهوت عملي بود تهديد و انذار كرد، چه اين كه از موعظت هم دريغ نكرد. . . قرآن آن را كه شبهه علمي دارد به عنوان رايزن فرهنگي مي پذيرد، ولي آن كه شهوت عملي دارد را به عنوان راهزن فرهنگي رمي مي كند.
از آنجا كه طفره مستحيل است، اول ولايت فقيه را به وكالت فقيه تنزّل دادند آنگاه در بخش بعدي وكالت فقيه را به نظارت فقيه تنزل مي دهند و از اين به بعد چه بگويند خدا مي داند! بايد ديد فقيه، ولي مسلمين است يا وكيل مسلمين؟ آيا وكيل مسلمين است يا ناظر امور مسلمين؟ براي اينكه دست ولايت را بگيرند و او را از مقام شامخ ولايت، به وكالت تنزل دهند. مغالطه اي را كه منشأش اشتراك لفظي است مطرح كرده اند (مي گويند) ولايت براي محجور و قصّر است مردم نيازمند به قيم نيستند. از آنجا كه مردم محجور نيستند، محتاج به قيم و نيازمند به ولي نيستند. پس آنكه رهبري يك نظام است منتخب و وكيل مردم است نه ولي مردم. بارها گفته شده كه ولايت فقيه اصلاً از سنخ ولايت بر محجور نيست. آنچه در فقه رايج مطرح است با آنچه كه به عنوان ولايت فقيه كه ره توشه امام راحل بود، فرق فراوان دارد. . . ولايت فقيه اصلاً از اين سنخ نيست تا بيگانه اي بگويد و دوست ناداني باور كند كه مردم محجور نيستند. . . در وكالت موكل اصل است و وكيل فرع. هيچ حقي در قلمرو وكيل نيست مگر آنچه از موكل به وكيل برسد اين فرق وكالت با ولايت است. . . اگر نظام اسلامي وكالت بود، بايد همه امور مكتب در اختيار مردم باشد، همه اموالي كه مكتب معين كرده است، در اختيار مردم باشد تا مردم چنين حقوقي را به نماينده خود واگذار كنند به فقيهي به عنوان وكيل رأي بدهند تا وكيل حقوق موكلين خود را استيفا كند. . . روح ولايت فقيه به ولايت فقاهت و عدالت برمي گردد. لذا چيزي نيست كه ايشان در برابر او تسليم نباشد، تسليم شدن در برابر ولايت فقيه، يعني تسليم در برابر فقاهت و عدالت. بنابراين ولايت از جايگاه خود تنزل نمي كند و به وكالت نمي رسد. چه رسد به اين كه از وكالت تنزل كند و به نظارت برسد! از نظر فقهي ناظر بودن وظيفه تمامي مكلفين است. . . اگر شنيده ايد در قانون اساسي براي مقام معظم رهبري حق نظارت هم آمده است. نظارت ايشان بر منظور و ناظر است. . . يكي از وظايف و اختيارات ولي مسلمين در اصل 110 اين است كه او نظارت بر حسن اجراي سياست هاي كلي مملكت دارد و ناظر بر ناظران و منظوران و نظارت آنان است او بر نظارت دستگاه قضايي نظارت دارد، بر نظارت مجلس نظارت دارد، بر نظارت رياست جمهوري نظارت دارد، نظارت او ولايي است. » (در مسجد اعظم قم در جمع راهپيمايي بزرگ مدرسين و طلاب حوزه علميه قم)
علامه جوادی آملی:

«بسمه تعالي شانه العزيز
اجتهاد و عدالت آيت الله جناب آقاي سيدعلي خامنه اي دامت بركاته مورد تأييد مي باشد. لازم است امت اسلامي ايدهم الله در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس و نفيس، در هيچگونه نثار و ايثار دريغ نفرمايند.
لتكون كلمه الله هي العلياءو السلام علي من اتبع الهدي. جوادي آملي، 30 ذيحجه الحرام 1410 ه- ق»

آخرش معلوم نشد در 14 خرداد 1368 امام خامنه ای حجت الاسلام بودند یا مجتهد مسلم یا طبق گفته این کاربر بیسواد و متعصب و بددهن ما مرجع تقلید!!

بله که پاسخ شما به مسئله خس و خاشاک خیلی چیزها را روشن می کند البته پاسخ شما نه زیرا شما پاسخ خود را یک بار دادید و به دلیل اینکه مشکل ادبیات فارسی دارید پاسختان این بود که مخاطب آن عبارت کل ملت ایران بود البته شما اجازه بازگشت و اصلاح نظر خود را دارید و راه برایتان باز است. شما رسما به همشهریهای خود توهین کردی چرا ماستمالی می کنی؟ سادگی منظور شما نبود سادگی و بی آلایشی صفتی پسندیده است اما شما یک بار دیگر کامنتت را بخوان تا ببینی که با زبان بی زبانی گفته ای که من به همان روش لری خودم حرف می زنم در قبال سوالات منطقی و مشخصی که من از شما پرسیدم. البته بر شما حرجی نیست همشهریهای گرامی شما هم خیلی از این توهین های شما ناراحت نخواهند شد وقتی که بفهمند شما منظوری نداشته ای و به دلیل مشکلاتی که در دوران تحصیل در حوزه زبان و ادبیات فارسی با آن درگیر بوده اید به اینجا رسیده اید.
نویسنده: مارال - جواب به نیایش
پنجشنبه 13 خرداد1389 ساعت: 14:26

سلام
دقیقا باور دارم که این رژیم کودتایی همسویی عجیب و غیرانکاری با رژیم صهیونیستی دارد . هرکدام با تکیه به اهداف خودشان . یکی به اسم دین اسلام و آن هم اسلام ناب و دیگری به اسم یهودیت و یهودی . اگر خواستید در باره این تشابهات با هم بحث میکنیم .من نخواستم شما مصادیق دیکتاتوری را بگویید . من به دوستمان جناب مهدی هم عرض کردم فقط تعریف از دیکتاتوری و حکومت مستبد و غیر مردمی میخواهم به همین سادگی . نه میگویم که 13 از 14 بزرگتر است نه کوچکتر . من یک تعریف خواستم . مثل اینکه من بگویم تعریفی از آب داشته باشید و شما در جواب در باب آبیاری قطره ای و آب دادن گل و گیاه صحبت کنید. در بحث جام زهر هم نظر شما را به صحبتهای رهبری راجب به ان روزها و بحث جام زهر جلب میکنم .مطالعه کنید . بابت شورای نگهبان هم که خودتان قبول دارید که کسانی که باید بی طرف باشند شده بودند بوقچی تبلیغاتی ! در ضمن من حرفهای تکراری اگر میزنم برای این است که جواب
قانع کننده ای نشنیدم که بارها و بارها تکرار میکنم .
یا علی
نویسنده: مهدی ابراهیمی
جمعه 14 خرداد1389 ساعت: 5:53

رزمنده سلام
واقعا خیلی جالبه! هر چی جلوتر می ریم بیشتر همه چیز برعکس می شود. متهمین بیش از حد بد عادت شده اند. هر چه جلوتر می رویم متهمین بیشتری بر جای مدعی می نشینند. آبجی چرا قبول نمی کنی که شما و جریان شما در جایگاه متهمید نه جایگاه شاکی و مدعی. دموکراسی آورده جریان شما بود شما باید تعریف کنی نه ما.
دموکراسی را تعریف کنید تا محاکمه نشده اید.
تعریف شما از جامعه مدنی چیست؟
تعریف شما از لیبرال دموکرات چیست؟ به هر حال سران شما مگر نگفتند ما لیبرال دموکراتیم؟ خوب حتما معنی آن را می دانند دیگر طبیعتا. از آنها بپرسید به ما هم بگویید.
معنی تفتیش عقاید چیست؟
معنی التزام عملی به ولایت فقیه چیست؟
همه اینها را فراموش کن فقط بگو معنی التزام عملی به قانون اساسی چیست؟
به هر حال اینها همه دروغهایی بود که از دوم خرداد شما برجسته شد. شما متهم هستی و باید پاسخ بدهی بی دلیل میدان را عوض نکن. اگر خودت هم پاسخی نداری که مطمئنا نداری می توانی از مهندس دکتر و دیکتاتورت بپرسی زیرا یقینا برای تمام آنها پاسخ دارد مخصوصا برای التزام عملی به قانون اساسی.
البته همه اینها را فراموش کن برای شما با آن سطحی که در برداشتهایت داری ثقیل هستند. شما خیلی هنر کنی بتوانی به بحث خس و خاشاک برسی الباقی بر شما حرج است.
نویسنده: ایمان
جمعه 14 خرداد1389 ساعت: 22:18

یاران یزید به حسین گفتند به راه پیغمبر بازگرد٬ حسین گفت انگار نه انگار من نوه پیغمبر هستم
نویسنده: گلبرگ مغرور
جمعه 14 خرداد1389 ساعت: 22:18

حسین(ع)فرمودند:هیهات من الذلة
یزید و راه پیغمبر!!!!!!!!!!!!!
هدف یزید از بین بردن اسلام و تعلیمات پیغمبر بود. چون که تعلیمات حیات بخش پیغمبر با زندگی غیرانسانی او سازگار نبود.یزید یه مرد دیکتاتور و خودخواه بود که میخواست یه حکومت اشرافی درست کنه و ثروت مردم و صرف عیاشی و خوشگذرانی هاش بکنه حالا برمیداره اینجا تقاضای بیعت از حضرت میکنه اینجا امام حسین(ع)میفرمایند:
شگفتا!که یک نابکار فرزند زهرا را به سازش و بیعت فراخوانده است.او باید بداند خواری و ذلت و زندگی اسارت آمیز از دودمان ما به دور است.دامن پاک مادر و آغوش پاک پدر و شیوه و مکتب سازنده ی جدم،اجازه ی چنین خیانتی را به من نمیدهد
و در ادمه نیز فرمودند:
شرایط طوری شده است که اسلام احتیاج به خون دادن دارد. هر کدام از شما که آمادگی شهادت و مرگ دارید مرا همراهی کنید زیرا من به یاری خدا فردا آماده ی حرکت هستم.
حسین علیه السلام می خواست جلو هدف شوم یزیدو بگیره و نگذارد که تعلیمات اسلام بازیچه و مسخره شود و یا احکام به نفع جنایتکاران تغییر کند. او با شهادت خود و عزیزانش مانع از این هدف شوم شد و درخت ستمگری بنی امیه را قطع کرد. و ما همگی روز عاشورا سوگوار شهادت امام بزرگوارمان بودیم که متاسفانه عاشورای سال قبل عده ای حرمت امام ما را شکستند و ...
نویسنده: مهدی ابراهیمی
شنبه 15 خرداد1389 ساعت: 10:3

رزمنده سلام
نوه را فراموش کن. نوه که جای خود دارد. پسر نوح پسر نوح بود و آن شد. نوه نوح که جای خود دارد.

ما به سران فتنه اجازه نفسی ارام کشیدن نمی دهیم حتی به کسانی که با سران فتنه چایی بخورند هم اجازه نفسی ارام کشیدن نمی دهیم. ما اجازه نمی دهیم آقایان ضیافتهای شبانه خود را با منافقان طی کنند و روز که شد در مرقد مطهر اماممان خودنمایی کنند. یا این یا آن. یا منافق منافق یا مومن مومن. ما حد وسطی را برای خواص نمی شناسیم تا انتها. حال می خواهد فرزند امام خمینی باشد یا نوه ایشان. می خواهد فرزند نوح باشد یا نوه ایشان.
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
شنبه 15 خرداد1389 ساعت: 15:6

سلام
دوست عزیز رزمنده !امروز نه در ترافیک گیر کردم نه سرکار بودم نه عصبانی ! هستم .امروز خوشحالم و خوشحال تر از هر موقع دیگر. خوشحالم که نااهلان و نامحرمان و لباس شخصی های مزدبگیر وخشک مقدس مآب های دستور بگیر و مزدوران بد سیرت و لات ولوتهای چاله میدان با همراهی و مساعدت دکتر بلاهت بر سر نوه امام عزیزمان آن کردند که خلف بزرگشان معاویه و یزید و عمر سعد با امام حسین نوه پیامبر عزیزمان کردند . خوشحالم که سیرت کثیف بعضی ها را توان پوشاندن نیست . کسانی که روزی برای فیلم پاره شدن عکس امام (توجه کنید فیلم) کفن پوش شدند و نوحه خواندند و عزا گرفتند و خاک ماتم بر سرها ریختند و دود از همه جایشان بلند شد . امروز نشان دادند که کارشان عوام فریبی بود و سیاست بازی،چون این جماعت امام را برای سیاست میخواهند ولاغیر. استفاده ابزاری از امام برای اهداف مستبدانه وسرکوب جنبش آزادیخواه ملت بزرگ ایران . دوست من آزادنه جواب بده اگر این اتفاق توسط جنبش سبز می افتاد تا به حال چندین آیت ا... و حجت الاسلام و ثقه الاسلام و ... و چندین دکتر
و نماینده وکیل الدوله مجلس و فلان حوزه علمیه و سپاه و بسیج و .... پیام میدادند و راهپیمایی میکردند و رسانه ملی هزاربار این برنامه را نشان میداد و میشد سرفصل خبرها .
اما بزرگان حاضر در صحنه مانند بیوه زنان شوی مرده فقط نظاره کردند واز ترس جان حقیرشان دم برنیاوردند. ای کاش ناله کوچک و ضجه ای هرچند ضعیف از دهانهای عربده کش که درنماز جمعه غوغا میکردند بلند میشد. اما نشانی از مردان و مردی نه دیدیم نه شنیدیم . اف بر غیرتتان !
آزاده باشید . روزگار سختی است که عده ای افراطی که حرمت حرم امام و بیت ایشان را پاس نمیدارند روزهای دیگر احترام هیج جیز را نگه نمیدارند و دیگر حتی این ظاهرسازی را هم نمیکنند . خوشحالم که با دست خودشان پرده از چهره مزور و دیوصفت خود برداشتند و نشان دادند در راه اهداف حقیرشان هیچ چیز جلودارشان نیست و به هیچ کس و هیچ نهادی پاسخگو نیستند .
دقیقا همین است که شما میگویید :
شما هیچ چیزی را نمیشناسید ، هیچ چیز هم برایتان مهم نیست اصلا شما انتهای بصیرت هستید و.......ولی ......دوست من عربده کشیدن و جار وجنجال راه انداختن و حرفهای مفت زدن کار سختی نیست و شما نشان داده اید استاد این کارهایید . یک بار هم به شما گفتم یک مرد در میان شما 25 میلیون! فدایی وجود ندارد (یک مرد ! حتی یکی) که کار این سران فتنه را تمام
کند ؟!!!!! لاف مردی زدن و حرفهای گنده گنده زدن و عربده کشیدن در جمع
خودتان و رجز خواندن تا کی ؟! نگویید که ما منتظر اجازه آقا هستیم !!! شما که دیروز از آقا رخصت نگرفتید و بی تربیتی کردید و بی ادبانه ذات خود را نشان دادید و به
ساحت حرم مطهر امام و بیت ایشان هرچه لایق خودتان بود گفتید. شما که اجازه نمیخواهید . بهانه نیاورید . مرد باشید و اگر نیستید سرخاب و سفیدآب برای همین روزهاست.
ادعا نکنید. هنر شما هوچی گری و عربده کشی و اوباش گری است بیش از این برای شما سنگین و غیرقابل فهم است . بدون باتوم و چماق نمیتوانید زندگی کنید . شیشه عمرتان همین است!
دیروز هم اوج هنرتان را دیدیم و شنیدیم .  من انتظار بیهوده ای از شما لشکر عمر سعد دارم .
یا حسین
نویسنده: مهدی ابراهیمی
شنبه 15 خرداد1389 ساعت: 22:21

رزمنده سلام
برو آبجی از سن و سال خودتون خجالت بکشید. تو ایرانی هستی؟ مسلمانی؟ ناسلامتی سن و سالی از شما گذشته. مستضعفان درمانده غزه و لبنان و یمن و عربستان و بحرین و سودان و پاکستان و عراق و افغانستان و آلمان و فرانسه و افریقا و هزار جای دیگه زیر چکمه های دژخیمان صهیون دست و پا می زنند و اونوقت شما از امنیت و امکانات و وقتی که به برکت حضرت امام به این حکومت سرازیر شد و هدفی را که دهها هزار نبی و امام معصوم نتوانستند محقق کنند مهیا کرد سواستفاده می کنی برای حرفهای خاله زنکی و بی منطق و بی نتیجه؟
بس کنید این همه قدرناشناسی را. بس کنید این همه ندیدنها و نشنیدنها را. ثانیه ثانیه حکومت جمهوری اسلامی هزاران سال است که قوم ها و ملتها و مومنان و پاکان عالم حسرتش را برده اند و شما مفت و مجانی آن را برای بی منطقی های خود تلف می کنید. چرا بد و بیراه می گویی؟ من برای شما منطق آوردم.
منطق "پسر نوح". اگر به لرها توهین نکردی منطقی جواب بده چرا آسمان ریسمان می بافی؟ ما برای پاره شدن عکس امام به سروصورت زدیم نه برای نوه امام. شما نعوذبالله چه خدای بی ادبی دارید که حرمت بیت حضرت نوح را پاس نداشت. خدایتان را بروید از نو بشناسید. قرآن برای ما یک میزان و الگوست. ما خدا نیستیم که تو برگردی بگویی او خداست که با پسر نوح آن طور برخورد کرد "مهدی ابراهیمی" که نبود. پس اگر قرآن ملاک شما نیست ملاکتان چیست؟
ببین آبجی با چارتا جوون فوکولی و آب پرتقالی کاری از پیش نمیره. ما آنقدر از جریان برانداز سبز ترس و واهمه داریم که خواب شب و صبح خود را قیچی می کنیم و از ساعت 5 و 6 و 7 صبح وارد صحن اصلی نمازجمعه 14 خرداد می شویم و بر روی کنده های زانوی خود 9 ساعت و 8 ساعت و 7 ساعت می نشینیم و عرق می ریزیم و استخوان درد و کمر درد و زانو درد می گیریم برای اینکه به سران فتنه و منافقان اجازه نفس کشیدن در حرم امام را ندهیم. منافقان که سهل است ما ساعت ها صبورانه در گرما و بر زیر نور 40 درجه ای و مستقیم آفتاب می نشینیم که حتی کسانی که با منافقان چایی هم خورده باشند اجازه نفس کشیدن پیدا نکنند چه رسد به خود منافقان. شما هم بسم الله. اگر آرمانهایتان برایتان ارزشمند است اگر فوکولی و آب پرتقالی نیستید بسم الله. صحن نماز جمعه تفتیش عقاید نمی کرد تا ببیند چه کسی سبز است و او را راه ندهد و چه کسی جیره خوار است و او را راه بدهد. از ساعت 8 صبح حدود 80% صحن اصلی هنوز خالی بود می توانستید تشریف بیاورید و از بیت امامتان حمایت کنید. البته از 8 تا 12 باید حدود 4 ساعت عرق می ریختید و درد زانو تحمل مبکردید و استخوانهای مچ پایتان بارها و بارها لگد کوب میشد. حتی اگر از ساعت 10 صبح هم می آمدید حدود 40 تا 50 درصد هنوز خالی بود اما نیامدید. شما می ترسید. البته همانطور که گفتیم ترسیدن یک حق است و الزاما به معنای ضعف نیست. اما شما ضعیفید زیرا از ترستان هیچ کاری نمی کنید. از مرگ در راه آرمان سبز هراسانید از زندانی شدن هراسانید. از مشت و لگد خوردن هراسانید. از کم خوابیدن هراسانید. از سختی کشیدن و عرق ریختن هراسانید. از استقامت هراسانید. پس شما جریان برانداز سبز به چه دردی می خورید؟
بنده خدا نوه امام که به قول دکتر فرشاد مومنی و دکتر محتشمی پور 30 میلیون حامی سبز دارد و از این 30 میلیون 50 هزار نفرشان نیامدند در حرمی که خود تولیتش را در دست دارد تا از او حمایت کنند! بنده خدا حضرت امام خمینی که 30 میلیون نیرو دارد که آمده بودند تا جامعه را به آرمانهای او نزدیک کنند اما 10 هزار نفرشان نیامدند در حرمش تا به متحجران اجازه بی حرمتی به بیتش را ندهند! واقعا این بیت چه بیت مظلومیست! گمانم شما برای ترور کردن منافقانی چون موسوی و خاتمی و کروبی تمایل بیشتری داشته باشید که اینقدر این موضوع را تکرار می کنید. البته منطقی هم هست که شما بیشتر تمایل به کشته شدن آنها داشته باشید زیرا اولا خشونت از سر روی جریان برانداز می بارد وقتی که حرفی برای گفتن نداشته باشد و ثانیا هر روزی که می گذرد ذات آنها نمایان تر می شود و شعاع لکه ننگی که بر دامن جریان برانداز سبز نشسته هر روز افزایش می یابد. حمایت از تروریستهای اعدامی آخرین لکه ننگ شما بود. منافق عزیزمان بیانیه می دهد و اعدام 5 تروریستی که خون دهها نفر از هموطنانمان را بر زمین ریختند را محکوم می کند و اعدام آنها را "ظالمانه" می خواند. دکتر پروفسورتان بیانیه می دهد و حکم قصاص را زیر سوال می برد. اتفاقا ما یک مدت برای زنده ماندن این منافقان باید تلاش کنیم. باید پول بدهیم تا جان آنها حفظ شود و هر روز خوراک تازه ای برای ما مهیا کنند. حیف است به این زودی ها از شر این منافقان آسوده شویم. راستی نگفتید این زوج خوشبخت اعدام عبدالحمید ریگی را هم "ظالمانه" خواندند یا نه؟
شما نگفتید که تعریف لیبرال دموکراسی چیست. جریان شما خودش را لیبرال دموکرات می داند. حتما معنی آن را هم می داند دیگر. پس لطف کنید از ایشان بپرسید و به ما هم بگویید.
آزادی یعنی چه؟
آزادی بیان یعنی چه؟
التزام عملی به قانون اساسی چیست؟
اما بیخیال همه اینها خودمونیم این قصه خس و خاشاک به کجا رسید؟ "نگین" "سعید" "سبز" "علی" "محمد" "صادق" "درجستجوی حقیقت" ... پس چی شد؟
نویسنده: گلبرگ مغرور-مارال-
یکشنبه 16 خرداد1389 ساعت: 15:37

سلام
خانم مارال ارام باشید یکمی خودتان را کنترل کنید چرا اینقدر عصبانی سرخاب و سفیداب را مسلم است که دوستان و هم گروهی های شما بهتر بلدند -بنی صدر ملعون و مجید توکلی ها
ما مرد هستیم و تا اخر پای حرفهای زده شدمان می مانیم این را مطمئن باشید که سران فتنه دستگیر خواهند شد و به سزای اعمال ننگینشان می رسند خواهرم دوران این جور الفاظ از 9 دی گذشته مردم به سبب -عدو شود سبب خیر -دوستان شما را خوب شناخته اند
اما ما مثل شما نیستیم که اگر بر وفق مرادمان نبود اغتشاش و درگیری راه بیاندازیم و شاید به قول اقای پناهیان در بغل صهیونیست ها برقصیم ما قانون مندیم شما مطمئن باشید که سران فتنه به سزای ننگین عملشان خواهند رسید  ما هرگز برای نظر شخصی خودمان دعوا و درگیری راه نمی اندازیم صبر کنید و ببینید البته فکر می کنم در جریان صدور حکم جلب جناب دکتر !! خاتمی باشید نه؟
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
یکشنبه 16 خرداد1389 ساعت: 23:20

سلام
امنیت ؟! شوخی میکنید . اگر امکاناتی برای من و تک تک مردم این سرزمین فراهم شده باشد که حق یکایک ماست و هیچکس بر گردن ما حقی ندارد و لیاقت ملت ایران بیشتر از این امکاناتی است که شما میفرمایید و شما فکر میکنید باید منتی را بر گردنمان تحمل کنیم که دولتمان برایمان امکانات فراهم کرده! حتما در خبرها خوانده اید که سرعت اینترنت در عراق هم از اینترنت ما بیشتر است ! واقعا عرق شرم بر روی ما مینشیند که دولتمردان ما این همه امکانات برایمان فراهم کرده اند و ما باید برای دانلود یک مطلب کوچک وقت بگذاریم تا اینترنت اگر قطع نشد مطلبمان ساعاتی بعد دانلود شود و وزیر ارتباطات هم میگوید همین سرعت برای کاربران کافی
است !! انگار ارث پدریشان را میخواهند ببخشند ! بله قرنها و صدها سال بود مردم ستم دیده چشم انتظار روزی بودند که در دامن جمهوری اسلامی باشند . اما جمهوری + اسلامی نه حکومت و نه خلافت اسلامی ! جمهوری اسلامی که مامن ستمدیدگان و مظلومان باشد و بتوانیم حرف خودمان را بی ترس و لرز بر زبان بیاوریم بتوانیم انتقاد کنیم بدون آن که بر سرمان باتوم ببارد و بند 305 اوین منزلگاهمان شود . جمهوری اسلامی که ما میخواستیم و برایش خون دادیم و سالهای دفاع مقدس (اگر سن و سالتان قد میداد) رنج و عذابش را کشیدیم و با تمام
رزمنده ها دلمان لرزید و با پیروزیهایشان لبخند زدیم و با شکستشان عزم
جزم کردیم و با شهادتشان خون دل خوردیم و دوستان و برادران و نزدیکان خود را در قطعه 26 و29 و ... بهشت زهرا با خون دل و اشک دیده دفن کردیم و سوختیم و ساختیم.
اما این حکومتی که الان ادعای صیانت و پاسداری از امام راحل و انقلاب اسلامی را دارد به هیچ وجه نشانه هایی هر چند کوچک از آن جمهوری  اسلامی را ندارد و فرسنگ ها با آن فاصله دارد.
منطق پسر نوح !!برادر عزیزم قیاس به غیر میکنید . نه شما نوح و کشتی نوح هستید و
نه سیدحسن خمینی پسر نوح .  بوسه ای که رهبری بر پیشانی سیدحسن زدند برای شما مدعیان و ولایت مداران باید فصل الخطاب می بود اما چه سود که شما خدا را
هم بنده نیستید و خودتان برای خودتان مرجعید و تابع هیچ قانون و  ملزم به هیچ چیز نیستید .
در مورد ترسیدن : اصل موضوع این است که شما بترسید و همیشه  این ترس در هرجایی که حضور پیدا میکنید با شما باشد . به قول و حرف خودتان از کله سحر جا بگیرید و تا غروب آفتاب جایتان را نگه دارید تا یک نفر سبز خدای ناکرده آن سمتها نیاید ( کاری که در 22
بهمن انجام دادید و در 14 خرداد به اوج رساندید) و مسلم یقین بدانید سالهای سال به همین منوال باید پیش ببرید. باور کنید ما روز 22 خرداد هیچ کاری نمیکنیم . اما شما باید از روزها قبلش آماده باشید از صبح علی الطلوع تا نیمه شب خیابان پیمایی کنید و چهره شهر را بصورت یک پادگان درآورید و فکر میکنید این کار پیروزی شماست یا پیروزی جنبش سبز ؟؟ همین که ترس ما در دلتان افتاده است برای ما کافی است . همین که از سایه چندتا بچه فوفول و سوسول تفنگ ندیده و رزم ندیده و آموزشهای نظامی ندیده به خود میلرزید برای ما کافیست . ما فقط به این درد میخوریم که شما از ما بترسید و از این ترس روزها و شبهایتان در هراس از ما بگذرد . همین کفایت میکند . و این حق شماست که بترسید اما ما تعیین میکنیم که شدت و ضعف
و جای این ترس کجا باشد نه شما ! در باب گرفتن سران جنبش سبز و حرفهای شما به این نکته بسنده میکنم " دستی را که نمیتوان گاز گرفت باید بوسید "  و ایضا" نرسیدن دست گربه به گوشت و.....فرار به جلوی شما بسیار عالی است . صحبت دیکتاتوری و نشانه های آن و حکومت استبدادی را فراموش  نکن اخوی گرامی . در ضمن ما نه اینجا دعوا داریم و نه حوصله کتک خوردن ! به قدر کافی حکومت مهرورز به حساب ما رسیده است . کمی آرامش خود را حفظ
کنید .
یا علی
نویسنده: مارال - برای گلبرگ مغرور
دوشنبه 17 خرداد1389 ساعت: 0:0

سلام
خسته نباشید دوست بزرگوار باور کنید امروز خیلی آرام و خوشحال هستم .همه جا صحبت از سیدحسن بود . هیچوقت فکر نمیکردم به این راحتی بتوان از جهالت بعضی دوستان به نفع جنبش سبز و این حرکت مردم استفاده کرد و نشان داد که بعضی ها بیت امام و حرمتش را بخاطر سیاست زدگی و افراطی گری مورد حمله خود قرار میدهند تا پایه های قدرت خود را محکمتر کنند. یقین دارم همینجور است که شما میفرمایید اما خب صبر بسیار
باید .در مورد دکتر خاتمی هم خیر چیزی نشنیدم . اما هیچ چیز از این حکومت بعید نیست . هیچ چیز .
در پناه خدا باشید . یا علی
نویسنده: گلبرگ مغرور
دوشنبه 17 خرداد1389 ساعت: 0:0

سلام
متاسفانه شما از راه امام دور شده ایددور شدن از امام را نمی توان در نوه ی امام مشاهده کرد
برای شما هم نوه ی امام مهم نیست به قول خودتان نوه ی امام هم تنها سوژه ای سیاسی است که شما مدتی از آن علیه طرف مقابلتان استفاده کنید و از آن خوشحال باشید
وگرنه الآن باید می نوشتید که از بی حرمتی!!!!!به نوه ی امام ناراحتید و نه خوشحال
شعارهای مردم تنها هشداری برای سید حسن خمینی بود
نویسنده: مهدی ابراهیمی
دوشنبه 17 خرداد1389 ساعت: 11:35

رزمنده سلام
مراقب خودتان باشید. زندگی منافقانه شاخ و دم ندارد. اگر شما حقوق بگیر دولتید در هر سازمان و اداره ای مراقب نانی که درمی آورید باشید. شما روزها سر کار دولتی که معتقد بودن غصبی بودن و اموی و یزیدی بودن آن هستید می روید و با هر روشی که بلدید حقوقتان را می گیرید و شب برمیگردید و بی نام و نشان هر چه از دهنتان در می آید را به همان دولت و حکومت می گویید. اگر دختری شیرزن باش و اگر پسری شیر مرد باش. شفاف حرف بزن. شفاف باش و پیه اخراج از شغل دولتی را برای خودت هموار کن تا این دورویی ها یک روز کار دستت ندهد. گلشیفته و سیمین و شجریان درس عبرتی برای امثال شماست. تا وقت باقیست تا پا به سن نگذاشته اید تکلیف خودتان را با نفاق روشن کنید. این چه ترسیست که شما دارید. یا از کار دولتی استعفا بده یا مواضعت را با نام و نشان مطرح کن تا آنها خودشان عذرت را بخواهند چرا جای دیگران را تنگ می کنی؟ آرمان سبز اینقدر بی ارزش است که شما با یک رنگ سر کار بروید و با یک رنگ دیگر کامنت بزنی آن هم مستعار و بی نام و نشان؟ کمی شجاعت داشته باشید.

مباحث قبلی در مورد شما نبوده. شما یک حرفی زدی من هم پاسخ شما را برای دیگران دادم نه برای شما. شما پاسخ خدا را هم اگر نخواهی نخواهید پذیرفت من که جای خود دارم.
اگر برای شما هزینه کردن وقت در حکومت جمهوری اسلامی از حلبی است برای ما از طلاست. هزینه کردن طلا برای حلبی بیش از این منطقی نیست. شما با این سطح ادب و نزاکت و سطح فکر و سطح استدلالاتی از جنس داماد لرستان و عروس آذربایجان چه بخواهی چه نخواهی یار دوازدهم ما هستی. لذا آزاد و راحت باش و هر چه می خواهد دل تنگت بگو که هر چه بیشتر بگویی سند و ادعاهای ما را پر بارتر می کنی.
بزرگترهایتان اگر احیانا سروکلهشان پیدا شد خبرمان کنید تا به قول خودشان یک حالی به آنها کامنت بزنیم شما که دیگر از خودمانی.
یک مدتی هم با یادداشتهای دکتر گنجی سر کنید تا ببینیم چه می شود. انصافا از زبان این موجود در و گوهر می بارد. یعنی اصلا در سطح آبنبات و هلو و زردآلو قلم زده. دستش درد نکنه:
دکتر گنجی:
اين تحليل را اكبر گنجی در واكنش به تظاهر سران فتنه نسبت به طرفداري از امام خميني عنوان كرد. به گزارش جهان وي با اشاره به اينكه درك مي كند چرا امثال موسوي و كروبي از امام دفاع مي كنند، نوشت: اين انتظار كه مهندس موسوي و مهدي كروبي از آيت الله خميني انتقاد كنند از نظر سياسي نادرست است و هيچ كمكي به گذار نمي كند. اولا آن دو بايد بتوانند بين دو ولي فقيه فاصله بگذارند. ثانياً آنها ضدآيت الله خميني، ضد انقلاب و ضد جمهوري اسلامي معرفي مي شوند. بنابراين بايد اجازه داد آنها همان گونه كه درست مي دانند مبارزه كنند.
وي در عين حال تظاهر به دفاع از امام را براي سران فتنه داراي اشكال اساسي دانسته و در سايت روزنت مي نويسد: دفاع از آيت الله خميني و خود را پيرو او معرفي كردن از نظر تاكتيكي و استراتژيك نادرست است. به محض آن كه ادعاي «پيروي از امام راحل» طرح گردد، ساز و برگ هاي ايدئولوژيك نظام اين مدعا را مطرح خواهند ساخت كه آيت الله خميني گفته است «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا مملكت شما آسيب نبيند» يا به حمايت آيت الله خميني از آيت الله خامنه اي براي رهبري سخن خواهند گفت. هاشمي رفسنجاني مي گويد در آن جلسه ميرحسين موسوي هم حضور داشته است. هاشمي مي گويد « در زماني كه بحث عزل آيت الله منتظري جدي بود، به امام گفتيم «بعد از شما چه اتفاقي مي افتد؟ ما كه رهبري نداريم. خلأ پيش مي آيد» كه ايشان گفتند «آقاي خامنه اي هست». اين تعبير را در جمع ما 5 نفر (موسوي اردبيلي، سيدعلي خامنه اي، هاشمي رفسنجاني، ميرحسين موسوي، احمد خميني) گفته بودند. آيت الله خامنه اي به امام گفتند «گفتن اين مطالب اين جلسه را بر ما حرام كنيد» ... از بعضي از اعضاي خانواده امام نقل كردند كه وقتي آيت الله خامنه اي در دوره رياست جمهوري به كره شمالي رفته بود و امام فيلم سفر را از تلويزيون تماشا مي كردند، گفتند: «ايشان براي رهبري صلاحيت دارند».
اكبر گنجی همچنين يادآور شد در برابر ادعاي وفاداري به خط امام گفته خواهد شد امام فتوا صادر كرد كه براي حفظ نظام، مي توان احكام اوليه اسلام را تعطيل كرد چه رسد به بقيه مسائل». گنجي خطاب به موسوي و كروبي اضافه كرد: وقتي با سران نهضت آزادي ملاقات مي كنيد، مي گويند امام بدترين تعابير را درباره آنها به كاربرد ونوشت «نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است، و دراين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده... اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند ملت هاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرن ها سربلند نمي كرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانون گذاري يا قضايي را ندارند؛ و ضرر آنها، به اعتبار آن كه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر، حتي منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است...» (صحيفه نور، جلد 20، ص 482-481)
وي همچنين با اشاره به نامه نگاري سران فتنه به منتظري نوشت: وقتي به آيت الله منتظري نامه مي نويسيد و به تشييع جنازه او مي رويد نامه بركناري او توسط آيت الله خميني را علم مي كنند كه جايگاه آيت الله منتظري را قعر جهنم دانسته و نوشته بود « از آن جا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين مي سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد... نامه و سخنراني هاي منافقين كه بوسيله شما از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد، ضربات سنگيني به اسلام و انقلاب زد».
نویسنده: نیایش
دوشنبه 17 خرداد1389 ساعت: 12:43

خاطره ای از برخورد شدید امام(ره)با سید حسین خمینی :
در سال59آقای سید حسین خمینی که نوه ی امام بود(فرزند آقا مصطفی)در زمانی که اختلافات بین بنی صدر و شهید رجایی تشدید شده بود آقای سید حسین خمینی میرود در مشهد به نفع بنی صدر سخنرانی میکند. مردم به او حمله می آورند می خواستند سید حسین خمینی را بزنند و ایشان که مسلح بوده،سلاح کمری داشته،دست به سلاح کمری اش می برد که بچه های کمیته جلوی او را می گیرند و به اتاق دیگری می برند. از همانجا مسئولان کمیته با دفتر امام تماس می گیرند. پیغام به امام داده می شود که آقای سید حسین خمینی نوه ی شما در مشهد از بنی صدر دفاع کرده و مردم به او هجوم آوردند و ایشان دست به اسلحه برده ما چه کار کنیم؟ امام به مرحوم آیت الله اشراقی می فرمایند که به مسوولین کمیته ی مشهد پیغام دهید که سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر دست به سلاح برد او را با تیر بزنند. بله امام می گوید اگر سید حسین خمینی دست به اسلحه برد بچه های کمیته با تیر بزنندش! آقای اشراقی به دفتر می آید و از طریق آقای رحمانی که بعدها نماینده ی امام در نیروی انتظامی شدند،از طریق ایشان به بچه های کمیته پیغام می دهند. ولی بخش دوم پیام امام را آقای اشراقی نمیدهد و فقط میگوید امام گفته آقای سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران منتقل شود. وقتی ایشان پیش امام برمی گردد امام می پرسد شما دستور من را ابلاغ کردی. ایشان میگوید بله امام گفت آقای اشراقی کامل ابلاغ کردی؟ آقای اشراقی که نمی توانسته دروغ بگوید میگوید نه حضرت امام من قسمت دومش را نگفتم. امام به آقای اشراقی می فرمایند برمی گردی مجدد تلفن میزنی و هر دو قسمت پیام من را میدهید.
سید حسین خمینی تحت الحفظ به تهران منتقل شود اگر دست به سلاحش زد با تیر بزنند.
مارال خانوم سلام
ببینم از نظر شما نسبت خانوادگی معیاری برای نزدیکی به امامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اما متاسفانه از نظر ما نیست ما خط امام را در فامیل امام نمی بینیم چون که امام هیچ گاه معیار نزدیکی به خود را مواضع حزبی و خانوادگی قرار نداد چرا که خود امام افرادی از بستگان و اطرافیانش را به خاطر حفظ نظام و انقلاب از خود جدا کرد. شما که خودتون دنبال نقد امام خمینی هستید چطور نقد درباره ی نوه ی امام را تحمل نمیکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسانی که چنان هاله ی مقدسی اطراف او به وجود آورده اند تا کسی حرفی درباره ی او نزند،چرا خودشون دنبال نقد امام خمینی هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منظورم مصاحبه ی موسوی با سایت کلمه در خصوص نقد امامه
چرا کسی که نوه ی امام را از نقد مصون میدونه میاد و میگه امام خمینی اشتباهات زیادی مرتکب شده و ما قصد جبرانش را داریم؟ هرچند که شما جواب سولات را فاکتور می گیرید ولی من منتظر جواب شما به سوالات بالایی خودم می مانم جواب دهید خط امام که به فامیل امام بودن نیست کسی خط امامیه که به گفته های امام عمل کنه اگه دم از آزادی میزنه به حریم آزادی هم پایبند باشه اگه دم از انتخابات میزنه به نظارت شورای نگهبانم راضی باشه
مگه امام نفرمودند بود و نبود انقلاب به بود و نبود شورای نگهبان بستگی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه رییس جنبش شما(موسوی)قبل از انتخابات نمی گفت شورای نگهبان انتصابیه و نقش منفی داره این میشه خط امام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسی که جمهوری اسلامی میخواد در برابر جمهوری ایرانی سکوت نمیکنه کسی که دم از امام میزنه نه غزه نه لبنانو تحمل نمیکنه
نمیشه دم از خط امام زد و دست خط امام توی صحیفه را ندید گرفت
چطور دم از امام میزنید بعد نامه ی امام به متظری را ندیده می گیرید؟ جواب بدید دیگه
مگه امام به متظری نگفت خون به دل من کردی؟؟؟؟؟؟؟ چطور شما با کسی که خون به دل امام کرد دوستی کردید و ادعای امام دارید مگه منتظری کاری نکرد که امام مرگ خودشو از خدا خواست اینا را نمیدونید یا نمیخواید بدونید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امام خمینی یه رابطه ی خانوادگی نیست که شما به سر رقیب سیاسی تون بکوبید
مدعیان خط امامی که آرمان های امام را کنار گذاشته اند فقط و فقط مدعی اند
این چه خط امامی است که در برابر جمهوری ایرانی سکوت می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر کسی ضد این نظامی که امام به وجود آورده بلند شود چه نوه ی امام باشه چه هر کس دیگه ای ما در برابرش می ایستیم با کسی هم تعارف نداریم مگه امام نفرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه مرحوم سید احمد خمینی در وصیت نامه اش ننوشت: """به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام و کشور را می خواهند.""" رهبر ما چی میگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سید حسن تو خط رهبریه الآن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو خط ولایت فقیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عکس یادگاری با موسوی و کروبی چه معنی داره برای نوه ی امام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه امام نفرمودند هروقت دیدید آمریکا و دشمنان از شما راضی اند بدونید راهو اشتباه رفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا باید آمریکا و انگلیس هم توی شبکه ی تلویزیونی خودشون از سید حسن دفاع کنند؟؟؟؟؟؟؟؟ این چه معنی میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کسی از مردم علیه شخص سید حسن شعار نداد شعارهای مردم تنها هشدار به سید حسن بود که به خط امام برگردد و مطمئن باشید تنها و تنها به خاطر حرمت امام بود که مردم تنها به همان شعارهای هشداردهنده ی"ما اهل کوفه نیستیم..."اکتفا کردند
فکر کنم این نوه ی امام هم کم کم داره مد میشه و جای اسناد معتبری چون وصیت نامه و صفیحه ی امام را می گیره برای جلوگیری از این تحریف بزرگ دنبال اعتقادات امام در صحیفه اش باشید البته اگر دنبال نقد امام نیستید آخرین برگ صحیفه ی امام وصیت نامه ی امامه که آخرین جمله اش هم اینه: میزان در هر کس،حال فعلی اوست در رابطه با همسویی عجیب اسراییل با ما(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)هم شما جواب این سوال بنده را بدهید: چطوره این رژیم صهیونیست که از دید شما شبیه ماست،آن وقت از شما طرفداری میکنه؟ چطوریه که این رژیم منحوس در تمام لحظات پس از انتخابات از شما حمایت میکرد و شیمون پرز براتون پیغام دوستی داد؟
منتظر جواب شما هستم در رابطه با شورای نگهبان هم لطف میکردید به جای اینکه از زبان بنده بنویسید جواب دو سوالی که از شما پرسیده بودم را میدادید در هر صورت من باز هم منتظر می مانم در رابطه با دیکتاتوری بنده مصداق نیاوردم گفتم که حاکمیت اقلیت بر اکثریت دیکتاتوری است در ضمن جواب نگرفتن با جواب قانع کننده نگرفتن متفاوت است اگر جواب ما برای شما قانع کننده نبوده شما باید در هر صورت آن را نقد کنید تا ما هم متوجه شویم کجایش قانع کننده نبوده
موفق باشی دوست عزیز

مناظره وبلاگی 5 بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد اقتصادی


مناظره وبلاگی 5

بخش اول

مناظره وبلاگی زیر که تحت عنوان مناظره وبلاگی 5 و در سه بخش منتشر می شود حاصل مناظره ای است که در شهریور ماه 1389 در وبلاگ بی بی سی از نوع انقلابی انجام گرفته است. موضوعات متعددی در این مناظره مطرح شده است که از میان آن محوری ترین مباحث مطرح شده در مورد دفاع مزدوران مدرن از آریامهر و مباحثی پیرامون آن است. در این میان کامنتهای متعددی با نام نویسنده "محسن" ثبت شده که با توجه به متفاوت بودن آدرس وبلاگهای آنها با پسوندهای 1 و 2 و 3 تفکیک شده اند هر چند که با حمایتهای اینها از همدیگر چندان تفاوتی ماهوی بین آنها دیده نمی شود.

نویسنده: سید محمد امین تقوی
یکشنبه 7 شهریور1389 ساعت: 18:11

سلام
در مورد فلسطين نميدونم چي بنويسم كه قلبم به درد مياد نمي دونم تاحالا چطوري از درد فلسطين ما مسلمانان زنده مونديم نميدونم چطوري قتل عام هاي دسته جمعي رو ديديم و دم نزديم چطوري كشتن زن و بچه ها رو ديديم و ساكت نشستيم چطوري دغدقه زندگيمون قيمت نخود لوبيا و گوچه فرنگي بود چطوري شب ها خابمون ميبره وقتي 60 ساله دارن ميكشنو تجاوز ميكننو وحشيگري ميكنن سبزهاي لجن اگه تا قبل از روز قدس هم بهونه هاشون تغلب در انتخابات بود تو روز قدس ذات نجس خودشون رو نشون دادن نشون دادن كه شاگردهاي شيطان هستن كه دوست دارن از استادشون چند گام جلوتر باشن نشون دادن كه هدفشون نااميد كردن كودك فلسطينيه، ولي مگر ما مرده باشيم كه بتونن به ارباباي صهيونيستشون دم تكون بدن و خوشخدمتي كنن اين روز قدس ديگه با كسي شوخي نداريم اين رو مني كه جزو آروم ترين كسا هستم ميگم:
در مورد روز قدس و فلسطين با هيچ كس كوچكترين شوخي نداريم به اميد ديدارتون در روز قدس

نویسنده: محسن 1
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 17:39

خاک بر سر عرب زادتون کنن همون فلسطینی های نجس بودن که گفتن خون ایرانی به ما تزریق نکنید خون شیعه نجسه واقعا برااتون نهایت تاسف رو دارم جون که خودتونو مزحکه کردید

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 17:39

اولا که سلامت کو؟؟؟؟؟ سلام
دوما که ادب مرد به ز دولت اوست
سوما پس شما میگی چون فلسطینیها سنی هستند حمایت ایران شیعه از اونا مجاز نیست!!!!!!!!! این عقیده ی خطرناک هیچ فرقی با وهابیت که خون شیعه را مباح میدونند نداره
پس فرق ما با وهابیها چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آموزه های اسلامی و شیعه، انگیزه های انسانی ما را در حمایت از تمام بشر و نه حتی مسلمانان تقویت میکنه و ما را به حمایت از فلسطین و محرومین تشویق میکنه  نه اینکه مانع بشه این عقاید متحجرانه را کنار بذارید اینها جز فتنه و جنگ داخلی بین مسلمانان نتیجه ی دیگه ای نداره عقاید فلسطینیها هم در مذهبشون اصلا اینگونه نیست جدای از وظیفه ی انسانی،ما در قبال فلسطین وظیفه ی اسلامی هم داریم مگه غیر از اینه که پیامبر ما فرموده اند که هرکس صدای مسلمانی را بشنود و به دادش نرسد مسلمان نیست مزحکه هم غلطه، مضحکه درسته

نویسنده: محسن 1
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 17:41

الن هم اگه انرژی هسته ای داری مدیون روح بلند و ملکوتی اریا مهر شاهنشاه ایران محمدرضا پهلوی و خاتمی هست

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 17:41

خیلی باحال اسم خاتمی را آوردی گذاشتی کنار اسم محمدرضا پهلوی توپ به دروازه ی خودی زدی روح بلند و ملکوتی این جناب آریامهر شما اصلا میدونه انرژی هسته ای را چطور می نویسند تعصب تا کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 20:57

اولا که ما در همین مملکت خودمون ادم هایی داریم که بدبخت تر از 4 تا عرب پا پتی هست
ثانیا پیامبر نفرموده ایران که خئدش همه از بدبختی دارن به هم میلولن بیا و پول مفتشونو بده به فلسطین که دست اخرم ضایعت کنن به افغانشتان هم زیاد از این پولها دادید دیدید که عکس خامنه ای رو چطور زیر پا می انداختن و اتیش میزدن من از خامنه ای خوشم نمیاد اما از بد حادثه الان رهبر ماست و من اون لحظه کلی خونم به جوش اومد دوما تمام اون نیروگاه ها در زمان اریا مهر شاهنشاه ایران ساخته شد نه اینکه دریای خزر رو بده به روسیه و نه اینکه خلیج روکنه خلیج عربی و اما خاتمی گل من اگه اون نبود الان احمدی نژادو همون دست و پا سیاههای افریقا هم راه نمیدادن

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 20:57

اول شرط ادب سلامه،پس سلام ببینم شما اطلاعاتتو از کدوم منابع خبری می گیری؟؟؟  منابع خبریتون خیلی از مرحله پرت تشریف دارند حداقل یه وقت یک ربعه میذاشتی و پست منو میخوندی و بعد نظر میدادی در مورد حمایت ایران از فلسطین ولبنان بنده تمام ابعاد ابن حمایت را مطرح کردم . جوابتونو از توی پست بگیرید حمایت از مظلومین و به خصوص خواهران و برادران مسلمان ما،از دیدگاه پیامبر آنقدر مهم بوده که فرموده اند اگر به دادشان نرسید مسلمان نیستید میدونی مسلمان نیستی یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعا کدوم انسانی توی این دنیاست که به ظلمی که به فلسطینیها میشه شک داشته باشه
نمیخواد خونت به جوش بیاد این منابع خبری شما دروغ زیاد میگن آن هم از نوع شاخدارش اما من یه سوال دارم و منتظر جوابم اون وقتی که توی همین ایران خودمون،آن خاتمی دوستان که اتفاقا از همفکران شما هستند عکس امام و رهبری را با هم سوزاندند و آن شعارهای احمقانه را سر دادند خون شما به جوش نیامد ؟ شمایی که ادعای وطن دوستی از نوشته هات میباره چطوره که مسیرت با وطن فروشان یکیه و حرفهای آنها را تکرار میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! ببینم این خاتمی که ازش حرف میزنی و گل سرسبد شماست همونی نبود که تمام تاسیسات هسته ای را خوابوند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 21:3

در ضمن اریا مهر به کلی زبون زنده دنیا حرف میزده و حداقل انگلیسی رو بلد بوده نه مثل رهبر شما و رئیس جمهورتون که فرق دریای خزر با دریاچه رو جفتشون نفهمیدن
یادته چقدر باج دادین تا پوتین اومد پیش خامنه ای؟ مدیونی اگه نظرامو پاک کنی

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 10 شهریور1389 ساعت: 21:3

چه کسی بود که کل سایتهای هسته ای ما را پلمپ کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟ خاتمی یا احمدی ؟؟؟؟؟؟؟؟
قرارداد ننگینی که خرازی برای دولت آمریکا نوشت و به آنها گفت ما دست از فلسطین و لبنان و قضیه ی هسته ای برمیداریم شما فقط در مقابل ناوهای خود را از خلیج فارس بیرون ببرید،در زمان چه کسی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که آخر هم بوش آن قرارداد را نپذیرفت و ناوهای خود را به ایران نزدیک تر کرد چه کسی بود که هر روز پروتکل الحاقی می پذیرفت ؟؟؟؟؟؟؟؟ در زمان چه کسی بود که ما هی کوتاه می اومدیم و هی کوتاه می اومدیم و هی کوتاه می اومدیم؟؟؟؟؟؟؟؟ آره دیگه این آمریکای بیچاره زمان پهلوی دلش واسه ما سوخته بوده،میگفته بذار کمتر نفتشونو غارت کنم،واسشون یه چندتا نیروگاهم بسازم اون وقت الان راه به راه تهدید میکنه که میخواد به نیروگاههای ما حمله کنم
جوک نگو خواهشا چیزی ننویس که به عقل سلیمت شک کنم عجب هنرمندی بوده این جناب آریامهر شما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! محسوس ترین هنرش هم این بوده که کشورو دو دستی تقدیم آمریکا کرده بوده کسی یه سیلی به یه آمریکایی میزد حکمش اعدام بود واقعا انقدر چیزهای سطحی مینویسی که پیش خودم فکر میکنم من چرا دارم جواب میدم ما اون همه خون ندادیم و انقلاب نکردیم که شما واسه من از پهلوی بنویسی فکرکنم یه بچه ابتدایی هم بدونه چرا به دریاچه ی خزر میگن دریا !!!!!!!!!

نویسنده: سید محمد امین تقوی
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 10:22

محسن جان حرفات اینقدر خنده دارن که فکر نکنم صاحب وبلاگ دلش بیاد بقیه رو از خوشی بندازه راجع نزدن خون فلسطینی ها دروغ خنده داری گفتی که واقعا بعید بود ازتا فکر کن زیر سرم داری میمیری بعد میبینی رو خونه زده مید این ایران بعد میگی نه نه نه نزنین بزارین بمیرم اینا کسایی هستن که روح مقاومت رو تو ما زنده کردن اینا تنها طرفدارای واقعی دولت مردمی ما حماس هستند اینا روزه قدسی به یاد ما رو تو دنیا زنده کردند و اینا ....جکه خنده داریه ولی دل ادمو از ساده لوحیه بعضی ها به درد میاره تازه اگه پیش خودت فکر میکردی خودت میفهمیدی که تو اون زمان غزه محاصره کامل بود و با اینکه ایران خیلی دوست داشت کمک کنه ولی اصلا امکان عملیش وجود نداشت واقعا انتظار نیست یه جوون ایرانی یه همچین حرف تو دیواری بزنه  تازشم ایران مدتهاست که خون مقاومت رو تو رگهای فلسطینی ها تزریق کرده فکر کنم نزدیک به سی سال میشه مگه نه؟
راستی به وبلاگت نمیخوره از این حرفها بزنیا نکنه وبلاگه خودت نیست کلک مگه امام علی نمیگه که اگه مرد مسلمان فقط بشنوه که زیور زن مسلمان و یا حتی زنی که تحت حمایت مسلمانان بوده رو درآوردند اگر دق کنه و بمیره شایسته است پس چطوری میتونی هروز تجاوز و حشیگری و کشتار صهیونیست ها رو ببینی و خونت به خروش نیاد؟؟؟؟؟؟
مسئله فلسطین مسئله ای فراتر از اسلام و قومیته مسئله ای است انسانی که قلب هر انسان ازاد اندیشی رو به درد آورده برای یکبار هم که شده نزاریم خصومت های شخصی و نارضایتی های سیاسی رو وجدانمون تاثیر بزاره و روحمونو آلوده کنه راستی راجعه یه صحبت دیگت فقط اینو برات بگم که اگه پادشاه سرزمین پارس بیاد با زبان غیر از فارسی با یک رسانه حرف بزنه خوب که نیست هیچی اوج حقارت هم هست این هم که خیلی ساده بود گلم

نویسنده: محسن 2
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 11:15

واقعا برات متاسفم که هنوز نمیدونی انگلیسی مدتهاست زبون بین المللی شده و دو نفر که از دو قومیت متفاوت هستند وقتی زبون همدیگر رو نمیفهمن باید از انگلیسی کمک بگیرن این خودش نشان جهل و اوج بی خردی شمارو یرسونه در مورد حضرت علی هم حرف جالبی زدی شما اگه خیلی مردی برو تمام متون اسلامی رو بخون که تو اون میگه اول کمک مالی به پدر و مادر فقیر بعد اقوام نزدیک بعد طایفه بعد محله و غیره نه اینکه من جوون بدبخت ایرانی برم تو بیمارستان کشور خودم بدون پول راهم ندن بعد یک فلشطینی کثیف رو بیارن تو بهترین بیمارستانهای ما درمان کنن در ضمن من با دیدن صحنه های کشتار تو فلسطین و عراق بی نهایت خوشحال میشم همون فلسطین در جنگ ایران و عراق گفت عراق برادر ما و ایران دوست ماست فلسطین رو همه ی پیامبران نفرین کردن
و عراق هم زمانی که سر امام حسین رو اونجا میبردن همه گریه کردن و حضرت رقیه فرمودند بگریید که چشمنتان همیشه گریان باد به خاطر همینه ییک مدت باید از صدام بخورن یک مدت از امریکا و اگر غیر از این بود در حقانیت امام حسین و حضرت رقیه شک میکردم
یا علی مدد

نویسنده: نیایش
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 11:15

در مورد این کامنتت هم هیچی نمیگم فقط روی این جمله چندبار مکث کردم و چندبار با تعجب خوندمش چشمام از تعجب گرد شده بود" من با دیدن صحنه های کشتار تو فلسطین و عراق بی نهایت خوشحال میشم "

نویسنده: سید محمد امین تقوی
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 12:56

بابا زبون بین المللی دانشمند اون ماله زمانیه که تو رفتی تو یه کشور گم شدی نه ماله روابط دیپلماتیک برو تحقیق کن بعد بیا صحبت بفرما گلم فکر کنم توجه نکردی به نام بزرگ پادشاه سرزمین پارس اولا که خدا نکنه شما بری بیمارستان دوما فکر میکنی با این افکار نژاد پرستانه ای که داری یار حسین و علی هستی؟ الان اگر امام حسین بود میگفت فلسطینیه کثیف؟خودت حرفای خودتو قبول داری؟ فکر کنم یک کینه بیهوده روحتو آزار میده چون نمیشه یکی دم از علی بزنه و ندای حق طلبیشو نشنوه نمیشه یکی بگه حضرت رقیه ولی زجه های دختر بچه فلسطینی خوشحالش کنه غیر ممکنه ضمنا شما پولاتو برا خودت نیگر دار کسی نگفت شما برو اون ثروت هنگفتتو به فلسطین کمک کن چون سعادت میخواد شما لطف کن فقط به کسایی که روحشون مثل بعضیا هنوز اسیر شیطان نشده ایراد نگیر که چرا از مظلومین فلسطین حمایت میکنید به نظرت شمر زمان کیه؟

نویسنده: محسن 2
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 13:7

اولا در همه جای دنیا با زبون بین المللی حرف میزنن و این اوج سفاهت و نادانی توست و خیال میکنی همه مثل تو هسته ی میان تهی هستند ثانیا شما به منو امام حسین کار نداشته باش امام حسین از این بدتراشو به شمر گفت بعدشم پول مفت من همون پول نفته منه که افتاده دست 4 تا گدا که تا قبل انقلاب اگه تشنشون میشد از اب جوب میخوردن بعدشم دختر بچه فلسطینی در مقابل دختر بچه ایرانی از سگ کمتره

نویسنده: نیایش
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 13:7

کسی که نام علی را آخر کامنتش میاره بی ادبی نمیکنه اگه حرف منطقی داری مودبانه و عاقلانه بنویس از همین الان هشدار بدم از این به بعد اگه کامنتت مودبانه نباشه نشون داده نمیشه بعدا گلایه ای در کار نباشه

نویسنده: سید محمد امین تقوی
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 13:51

صاحب محترم وبلاگ نه بابا بزار همه بفهمن که مخالفای ما چجور ادمایی هستن و چه قدر مخالف نژاد پرستی هستن چه قدر با علم و منطق صحبت میکنن و چه قدر با ادب هستن

نویسنده: محسن 2
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 13:53

شما میتونی هر چی نظر من میدم پاک کنی اصلا میتونی بگی نظر ندم بعدشم شما که اطلاعات ندارید لطفا از روی بغض حرف نزنید من خودم با چشمام دیدیم که عکسارو اتیش مزدن مگر یادتون رفته که خود امریکا اعتراف کرد که سیاست های جناب اقای خاتمی باعث سردرگمی ما و پیشرفت صنایع هسته ای ایران شد یادتون رفته بوش مست میخواست به ایران حمله کنه؟ اگه جناب خاتمی نبود که الان به جای عراق پیش من و شما بودن اقای خاتمی کسی بود که تمام دنیا بهش احترام میذاشتن نه مثل احمدی نژاد که حتی یانکی های وحشی هم به ضیافت شام و یا نهار دعوتش نمیکنن و در اجلاسی که داره سالانه به زور گیر هر کشوری میاد اجی مجی نمیخونه و به جای کشورش از فلسطین نمیگه و بعد در هونجا حتی فلسطین هم از مجلس خارج بشه مثل اینکه گفتگوی تمدن ها یادتون رفته؟ اما در مورد شا هنشاه ایران که همه الان پی به اشتباه اسف ناک خودشون بردن در ضمن لایحه کاپیتالاسیون شامل ایرانی های در امریکا هم میشد اول بورو بخون مفاد کاملشو بعد حرف بزنید بعدشم در مورد عکس امام معلوم نیست کی بوده شاید خود شماها بودید بعید نیست در ضمن در ماجرای جنگ صفین امام علی با اینکه قران سر نیزه بود فرمود جنگ کنید اینو گفتم که تا تهشو بخونید

نویسنده: نیایش
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 13:53

سلام بر شما
من نگفتم نظر نده فقط گفتم مودبانه بنویس وگرنه از نشان دادن کامنتت معذورم
میشه یه کم از این اطلاعاتت را در اختیار ما هم بذاری و به ما هم این آتش زدن را نشون بدی ؟؟؟ توقع نداری که روی هوا حرفی را باور کنم اما من یه سوال ازت پرسیدم که بدون جواب ماند من میگم خاتمی تمام تاسیسات هسته ای ما را خوابوند شما میگی آمریکا گفته بوده خاتمی باعث پیشرفت هسته ای شده!!!!!!!!!!!!!!!!! کل تجهیزات و ساختمان های هسته ای پلمپ شده بود.تاسیسات پلمپ شده چه جای پیشرفتی داره؟؟؟؟؟؟؟ چیزهایی می نویسید که ... در دستور تبلیغاتی آقای معین ایشون گفته بودند انرژی هسته ای رو تعطیل میکنیم
این آقایون فکر انرژی هسته ای بودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خاتمی اگه یه سر انگشت احترامم جایی داشت به خاطر این بود که ریاست جمهوری ایران اسلامی را به عهده داشت
الان مردم خودمونم واسش تره خورد نمیکنند اون که دیگه دنیاست. البته محبوبیتش پیش اربابان غربیش بیشتر شده که طبیعیه که اونا نوکر خودشونو دوست دارند و باز هم طبیعیه که از احمدی نژاد متنفر باشند و به فرموده ی امام اگه این دشمنان واسه احمدی هورا می کشیدند ما ناراحت بودیم عزت این نیست که یه کاری کنیم غربیها و ابرقدرتها خوششون بیاد مطمئن باش با نوکری واسه کسی آدم عزیز نمیشه این غربیها که دلشون به حال من و شمای ایرانی نسوخته فکر منافع خودشونند نخیر مگه میشه گفت و گوی تمدن ها را فراموش کرد خرابکاریهای خاتمی که یکی و دوتا نبود وقتی گفت و گوی تمدن ها توسط خاتمی مطرح شد و در سازمان ملل هم پذیرفته شد جنگ تمدن ها آغاز شد
دقیقا در همان سال بود که آمریکا مطرح کرد ما تکلیف مان را با 22 کشور مشخص می کنیم که افغانستان و عراق و ایران وسوریه به ترتیب 4 کشور اول بودند و دیدیم که افغانستان و عراق را چگونه ویران کردند و ایران هم هر روز در معرض خطر بود
چند بار در فیلم هایشان در هالیوود نشان دادند آمریکا به ایران حمله خواهد کرد و نقشه ی خاورمیانه را عوض خواهد کرد بارها نقشه ی حمله به ایران را مطرح کردند کتاب اریک لورنت که در سرویس اطلاعاتی فرانسه از نزدیکان به آمریکا بود "بوش ایران و بمب" نام داشت که در این کتاب گفته شده بود که چندین بار در فضای گفت گوی تمدن ها نظریه ی حمله ی اتمی به ایران مطرح شد در فیلم دبلیو که در جشنواره ی اسکار بود دیک چنی و بوش و رایس و کالین پاول و رامسفلد در کاخ سفید نشسته اند و نقشه ی ایران را در مقابل خود گذاشته اند و می گویند این باتلاق را می بینید؟؟ این باتلاق را هر چه زودتر باید خشکاند این فیلم سالهای 81و82و83 را نشان میدهد در همین سالها عراق و افغانستان توسط آمریکا غصب شد اینها هم نتیجه گفت و گوی مسخره ی تمدنها و سیاست خارجی دولت هفتم و هشتم یادتان رفته جک استرا در مصاحبه با روزنامه های کشور چه گفت؟؟؟ایشون گفت میوه ی حمله به عراق را در قرار داد سعدآباد چیدیم در مورد پهلوی و قبل از انقلاب و کاپیتولاسیون و این چیزهایی که دیگه اظهرمن الشمسه من حرفی ندارم
فقط نمیدونم کدوم یکی از انقلابیون پشیمون شدند

نویسنده: محسن 2
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 21:52

بله هممین مردم که در کوچه و بازار از پشیمونی توبه کردن اما در مورد خاتمی چون اطلاعات شما محدوده از صحبت میگذرم و اما در مورد عکس خامنه ای بله ایران هیچوقت که این صحنه ها رو نشون نمیده اما در ماهواره نگاه کن تا ببینی چطور ذر دنیا بی عزت شدیم خود ژاک شیراک بهخاتمی عزیز گفت ایت لبخندت منو یاد جد بزرگوارت می اندازه اما در زمان احمدی نژاد کارکاتورهای پیامبر کشیده شد اهات ها شد فقط و فقط به خاطر سیاست های جنگ طلبانه ی دو لت نهم اما دلم نمیاد اینو بگم اگه شما بازی سر جمع صفر و سر جمع ناصفر رو میدونستید اینجور بی اطلاعات حرف نمیزدید البته ببخشیدا

نویسنده: نیایش
پنجشنبه 11 شهریور1389 ساعت: 21:52

سلام
خوشحال میشدم از این اطلاعات سرشارتون در اختیار ما هم می گذاشتید خیلی بده که آدم از معلومات پر باشه ولی حتی نتونه از ادعاهاش دفاع کنه و مجبور باشه همه ی سوالات را زیر سبیلی رد کنه من واقعا نمیدونم جواب این همه خیرخواهی انگلیسی ها را چطور بدم!!!!!!!!سالانه میلیون ها دلار پول کشورشونو خرج میکنند که با یه شبکه ی فارسی اطلاعات صحیح!!!!!!!به ما بدهند دستشون درد نکنه که اینقدر دلسوز ما ایرانی ها هستند
در هر صورت به پای بی بی سی و وی اُ ای و سی ان ان و ... پیر شی جوون در مورد دسته گلهای خاتمی اگه حرفی داشتید،جای تعجب بود برای یادآوری هم خدمتت عرض کنم که آمریکا در دولت نهم بود که بیانیه داد ما دیگه به فکر حمله به ایران نیستیم چون ایران قدرتمندتر از این حرفهاست اینم بخون بد نیست
http://www.jahannews.com/vdcenw8zwjh8xei.b9bj.html
اما برام جالبه که کسانی که خود منکر امام زمان هستند و حتی کلام خداوند(قرآن)را هم انکار میکنند حالا دلسوز دین شده اند حرف از اسلام و پیامبر برای خاتمی بیش از حد ثقیله
ما توهین های فراوان به مراجع تقلید در زمان جناب خاتمی یادمان نرفته
فراموشمان نشده گفتند امام و گفتمان امام را باید به موزه سپرد و مهم تر از همه یادمان نرفته خاتمی به وضوح گفت راه پیشرفت ایران در نظام لیبرالی خلاصه شده است
میدانید نظام لیبرالی چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در هر صورت برات متاسفم چون فکرت مسمومه و توی تعصبات غرقی من گفتنی ها را گفتم دیگر خود دانید حق نگهدارتان

نویسنده: محسن 2
جمعه 12 شهریور1389 ساعت: 15:46

بله شما در زمان امام و در موضوع قدس بیشتر متمرکز بشید که امام گفتند حالا ما یک حرفی میزنیم شما ببینید جهان چه میگذرد نه اصلا به مراجع که توهین نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یادتان رفته سر مساله رحیم مشائی بارها رهبر انقلاب خواستار عزلشون شدند اما الان با کمال ادب و احترام میبینیم که اقای رحیم مشائی سمت های بالاتری هم میگیرند ماجرای حاله ی نور رو یادتون رفته و سخنان اقای املی؟ در زمان چه دولتی گفته شد ما با مردم اسرائیل دوستیم؟ در اجلاس دوربان چه دولتی تمام دنیا را بر علیه فلسطین متحد کرد؟ چه کسی در اجلاس فائو مرتب کاغذ جلوش میذاشتند که بازم حرف نامربوط نزنه؟ در زمان چه دولتی تمام حرفهای امام زیر پا رفت؟
مگر امام نگفت نظامی ها را از سیاست دور کنید؟ الان وزیر کشور کیه؟ در زمان چه دولتی بیشترین وزرا عوض شدند؟ کدام مرجع تقلید احمدی نژاد را تایید کرد؟

نویسنده: نیایش
جمعه 12 شهریور1389 ساعت: 15:46

سلام
ادبیات نوشتاریت یه کم برای من نامفهومه . احساس میکنم خیلی تند و بدون تامل می نویسی ماشاالله شما توی سوال مطرح کردن خیلی خبره ای ولی در جواب دادن نه
من با این همه تناقضات شما چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟خودت بگو یهو رنگ عوض می کنید
آخه اگه مشکل شما فقط دولت و احمدی نژاد بود که ما حرفی نداشتیم ! مگه ما که خاتمی را قبول نداشتیم چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟ مشکل اینه که شما با اصل نظام و انقلاب و رهبری مخالفید احمدی نژاد هم اشتباه داره و مشایی برای دولت یه اشتباهه اما انحراف نیست
بعدش هم خود رهبری فرمودند اصلی فرعی کنید مشایی و ادعاهاش هم از مسائل فرعی و حاشیه است که اصلا نباید بهش اهمیت داد در جریان آن نامه نگاری،رهبری عزل مشایی از معاون اولی رییس جمهور را خواستند که عزل شد . نشد؟؟؟!!!! اما مطرح کردن قضیه ای مثل هاله ی نور بعد از آن همه رسوایی به نظرت نشانه ی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نظر من نهایت تعصب تا زمانی که این عینک تعصب را از چشمات برنداری هرچی ام من خودمو خسته کنم فایده ای نداره چون واقع بینی در کار نیست بارها رییس جمهور توضیح دادند و گفتند بنده در حال نقل قول برای آیت الله جوادی آملی بودم که ابتدای فیلم حذف شده و طوری وانمود شده که ... یه بازی کثیف دیگه ی تبلیغاتی قبل از انتخابات برای فریب
مثل آن زن هنرپیشه ی فیلم تبلیغاتی اش مثل هزار و یک دروغ و فریب دیگر یک فیلم را سر و تهش را زدند و پخش کردند تا احمدی نژاد را خرافاتی نشان دهند انگاری مشکل مملکت هاله ی نوره!!!!!!! آیت الله جوادی آملی هم آن دیدار را تایید کردند و نه آن فیلم مضحک را نوشتید"""در زمان چه دولتی تمام حرفهای امام زیر پا رفت؟""" در این مورد شما حق دارید ! در دولت نهم ما شاهد زنده شدن مجدد آرمانهای انقلاب بودیم اما در دولت دهم حرفهای امام زیر پا رفت البته توسط مخالفان دولت دهم در روز قدس که روزی است که حضرت امام برای حمایت از فلسطین نامگذاری کردند برخلاف آرمانهای امام راحل "نه غزه نه لبنان" سر داده شد و برخلاف عقیده ی امام مبنی بر نابودی اسراییل، روی مرگ بر اسراییل خط کشیده شد روز دانشجو برخلاف عقیده ی امام "جمهوری ایرانی" سر داده شد و مرگ بر جمهوری اسلامی نوشته شد و حتی عکس بنیانگذار نظام سوزانده شد
حال اینکه امام فرمودند "جمهوری اسلامی ایران" نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
در روز عاشورا این له کردن عقاید امام باز هم توسط این گروه ادامه یافت و کار به جایی رسید که مرگ بر اصل ولایت فقیه سر داده شد در حالی که جمله ی تاریخی امام این است که پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد کسانی که ادعای امام داشتند مسیرشان با مهره ی کنار زده ی امام یعنی منتظری یکی شد و او شد یار و پشتیبان آنها
و این امام راحل بود که توصیه کرد تا عمر داری وارد سیاست نشو چون ساده لوحی
و در این میان مشی سیاسی مدعیان خط امام،با این مهره ای که از نظر امام ساده لوح است یکی بود میدونید امام فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونید یعنی چی؟؟؟؟؟ یعنی از نماز و روزه ی شما هم واجب تره حالا چه کسانی رو به روی نظام ایستاده اند مثل روز روشنه این در دولت اصلاحات بود که گفته شد امام و عقایدش را باید به موزه سپرد ریس جمهور توسط اکثریت مردم انتخاب میشود نه مراجع که احمدی نژاد رای اکثریت مردم را دارد خیلی از مراجع نظرشون درباره ی احمدی نژاد را علنی کردند به اتفاق خواستار حمایت از دولت در این عرصه شدند اما احمدی نژاد مثل دوستان اصلاحاتی شما به مراجع توهین نمیکند ضمنا شما بفرمایید کدام یکی از مراجع با شما هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ کدام

نویسنده: محسن 2
جمعه 12 شهریور1389 ساعت: 17:18

اولا اینکه مثل روز برای ملت روشن شد که در انتخابات چه اتفاقی افتاد و چطور رای ها عوض شد بد نیست به کلمه ی رقیب توجه شود تا خیلی از مفاهیم روشن شودند
در قضیه امام مگر امار نگفت میزان رای ملت است؟ در قانون اساسی داشتیم که هر 10 سال باید رفداندم برگزار شود. مگر صحبت های امام علی یادمان رفته که فرمود حضور شما مردم حجت را بر من تمام کرد. من بحث بر سر هیچ نمیکنم اما شما یک سوال من رو جواب بده. چرا شورای نگهبان 4 نفر دزد را تایید صلاحیت کرد؟ اما در مورد خاتمی گل یادتان رفته در 8 سال ریاست جمهوری هر کس به نحوی در کارش کارشکنی میکرد؟اما در زمان دولت احمدی جه؟ تمام زمینه ها را برایش فراهم کردند اما نشد که نشد که مشد
بهتره شما بروید و تحقیق کنید همسر شهید رجایی بارها فرمودند خودت را با رجایی مقایسه نکن. شنیدید که میگن خر همان است و عوض گردیده پالان؟ حکایت کار رحیم مشائی است به خدا

نویسنده: نیایش
جمعه 12 شهریور1389 ساعت: 17:18

سلام.
شما خیلی از این شاخه آن شاخه می پری و هر بار چیز جدیدی می نویسی و هربار هم این منم که جواب میدم میزان رای ملت است و بر منکرش لعنت بله برای ملت مثل روز روشن است اما ظاهرا برای شما روشن نیست که باز بحث تقلب را پیش می کشید ! مهندس که نتوانست این تقلب11میلیونی یا هر تعدادی که خودتون می فرمایید را ثابت کند .  حالا شما اگر میتوانی بسم الله فقط قبل از اینکه شروع کنی به قسمت نظرات پست "رمضان مبارک" مراجعه کن و مباحثه ی من با یکی از دوستان (مهدی) را حول همین موضوع مطالعه کن
چون اگه شبهه ی تکراری مطرح کنی،جوابی نمیگیری از الان گفته باشم آقا مهدی که نتوانست تقلب را برای ما اثبات کند ببینم شما چکار میکنی ممنون میشم آن اصل قانون اساسی که میگوید هر 10 سال یکبار باید رفراندوم برگزار شود را بیاورید مگه اینکه شما چنین قاونی تصویب کرده باشی!!!!!!!! کدوم حکومتی را دیدید که چند سال یکبار رفراندوم برگزار کند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه مملکت بچه بازیه رفراندوم ما انتخابات های ماست ...22 بهمن ماست ... حضور مردم در 9 دی و 22 بهمن و غیره هم حجت را بر علی زمانمان تمام کرد . والسلام
حالا اگر شما ادعای بیشتر بودن را دارید بسم الله بیایید و حجت تمام کنید با خانه نشینی که کاری درست نمیشود کجا بودید 22بهمن و چهارشنبه سوری و 13بدر و 12 اردیبهشت و روز کارگر و 22خرداد و روز قدس و غیره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما که خیلی انتظار کشیدیم و باز هم منتظر می مانیم خواهشا حرفهای خنده دار ننویس . در دولت احمدی نژاد چه کاری ماند که انجام ندهند ؟؟؟؟؟؟!!!!!جوک ننویس بهتره به جای اینکه بگویید همسر شهید رجایی،اسم شوهر کنونی شان را بیرید بهتر است بگویید که الان همسر کدوم یکی از آقایون اصلاح طلب هستند بچه گول میزنید ؟؟؟؟؟؟!!!!! نوشتی"""چرا شورای نگهبان 4 نفر دزد را تایید صلاحیت کرد؟""" انقدر کلی گویی نکن! واضح بنویس این چهار نفر دزد کی باشند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: محسن 2
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 11:5

رهبر بیچاره هم از این موجود به خدا می ترسه قابل توجه شما الان تمام فرمانداری ها نظامی هستن و همه چیز برای یک کودتا کاملا جوره چرا خودتونو زدید به اون راه؟مساله ایکه خود رهبر خواسته فرعیه؟ عجیبه به خدا حالا حرف رهبر یک ملت شد فرعی؟راستی دیگه اقای احمدی نزاد سیب زمینی گندیده ها رو مفتی نمیده به ملت؟ یادتون که نرفته چطور با سیب زمینی به شرف و شخصیت ملت توهین کرد؟

نویسنده: نیایش
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 11:5

جملات را درست بخوان تا دچار اشتباه نشوی آقا در جواب دانشجویی که در دیدار دانشجویان با رهبری،از مشایی سوال کردند فرمودند مسائل را اصلی فرعی کنید و به مسائل اصلی بپردازید یعنی مشایی فرعی و حاشیه است و انقدر روش مانور ندید
حرف رهبر، فصل الخطاب جامعه است . فرعی کدومه ؟؟؟؟!!!!!!!! اون وقتی که یه زن هنرپیشه را توی فیلم تبلیغاتی مهندستون دیدید به شعورتون توهین نشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون وقتی که سر میدون ونک هر کی از جلوی ستاد انتخاباتی مهندس رد میشد یه کیسه میدادند دستش که توش 10 هزار تومن پول بود با یه پارچه سبز،به شعورتون توهین نشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اون وقتی که بر سر مانتوهای سبز و تیشرتهای سبز دعوا میکردید به شعورتون توهین نشد ؟؟؟؟؟؟

مناظره وبلاگی 5 بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد اقتصادی


مناظره وبلاگی 5 بخش دوم

نویسنده: محسن 2
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:12

اولا این توهین یه به متضی علی قسم از اولش کذبه کدوم 10 هزار تومن؟ببین احمدی نژاد اونقدر از همه پرونده سازی کرده بود که همه رو بگه اما خدارو شکر مهندس پاک بود که ادمی مثل احمدی نژاد نتونست بهشگر بده در ضمن اون پشت ماشین احمدی نژاد بود که تراول 50 تومنی میدادن یادتون رفته جناب مهندس موسوی فرمود:اقای احمدی نژاد مردم را خوار کردن و با به دنبال ماشین خود کشیدن درست نیست باید برای مردم کار و تولید ایجاد کرد راستی ماجرای سیب زمینی چی بود؟

نویسنده: نیایش
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:12

کدوم توهین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! یه بار از جلوی ستاد انتخاباتی میدون ونک جناب موسوی رد میشدی تا یه کیسه بهت میدادند که توش ده هزار تومن پول بود و یه پارچه سبز این پاکی مهندس منو کشته لابد از صدقه سر همین پاکی،هم مثل بلبل جواب دکترو میداد این مهندس کلا تو یاوه گویی استاده فرق احمدی نژاد با مابقی کاندیدها این بود که او دولت را در دست داشت و نمی توانست وظایفشو قطع کنه که مبادا کسی فکر نابجا بکنه
قرار بود "تقلب" را ثابت کنی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده: محسن 2
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:19

بارها اقای موسوی رفت وزارت کشور و گفت 1 روز هم اجازه بدید ما بیرون بیایم ندادید که در ضمن در 22 بهمن شما ساندیس میدادن اما در روزهای ما باتوم در زمان شما ماشین داشتید صدا میزدید اما به ما گلوله میدادند چطور میخوایید ثابت کنیم زمانیکه تمام فرمان های ملت رو باید یک نفر بده/؟در ضمن به چی این حکومت مینازید؟ به اینکه رهبرش بیاد برای حکومت گریه کنه؟یا ضعف بدنیشو برای دلسوزی مردم رو کنه؟ببینید باید باور کنید کسی نمیخوادتون باور کنید

نویسنده: نیایش
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:19

کدوم بارها؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عجب از شما از6ساعت بعد از پایان انتخابات و حتی قبل از شمارش آرا به خیابان ریختید و آتش زدید و توهین کردید و سوازندید روز بیست و چهارم هم به این اعمالتون ادامه دادید و تازه روز بیست و پنجم،موسوی یادش افتاده باید درخواست مجوز بده دو روز بدون اینکه حتی درخواست مجوز بدید ببینید موافقت میشه یا نه،به طور کاملا غیرقانونی به خیابان ریختید و هر کار که خواستید کردید بعدش تازه موسوی روز بیست و پنجم یادش افتاده باید مجوزی ام بگیره شرمنده ! وزارت کشور باید احمق می بود که با توجه به آشوبها و اغتشاشات و قانون گریزی های دو روز قبل شما،برای روز بیست و پنجم به شما مجوز میداد این مظلوم نمایی ها هم راه به جایی نمیبره همون طوری که بیست و پنجم به شما مجوز ندادند اما به خیابان ریختید بقیه ی روزها هم می آمدید براتون متاسفم که انقدر اعتقاداتتون ضعیفه که از ترس باتوم،حکومت ظالمانه را قبول میکنید ما زمانی که انقلاب کردیم منتظر مجوز از شاه نماندیم شما باتوم میخورید شاه مردم را به رگبار می بست با این حال انقدر اعتقاد به راهشون داشتند که زیر حکومت ظلم نروند و از امامشون پیروی کنند ما به نظاممون افتخار میکنیم،به دینمون افتخار میکنیم،به رهبرمون افتخار میکنیم افتخار میکنیم که رهبری عزیز با شجاعت جلوی خواست دیکتاتورانه ی شما ایستاد و از رای ملت محافظت کرد و با وجود فشار تمام ابرقدرتها بر روی نظام تن به خواست دیکتاتورانه ی شما نداد
شجاعت رهبر ما تحسین کردنی است کجایند این کسانی که حکومت را نمیخاند تا ما باورشون کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما که کسی را نمیبینیم که باور کنیم.

نویسنده: علی
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:37

ببینید امام خمینی کی بود؟ مگر قرارهرحرفی زد ما قبول کنیم؟مگه معصومه؟ ایشون هم اشتباه داشته.همه ی ما اشتباه داریم.در ضمن ایت الله خمینی در این انقلاب تنها نبود و کسای خیلی زیادی برای این انقلاب زحمت کشیدند. اما الان مساله این است که انقلاب از مسیر خارج شده چرا ان زمانکه اقای کروبی 300 میلیون رشفه گرفت صدای رهبری در نیامد؟ چرا الان که ناطق نوری کاخ سازی کرده صدای این رهبر در نمیاد؟این رهبر محترم چرا انوقت در مقابل این دزدها را نگرفت؟ چرا این رهبر در کار مجلس دخالت میکند؟اصلا ایشون به کارهای که بهشون ربط نداره وارد میشن. مجلس هشتم رو برید نگاه کنید اقای رهبر عزیز ما اگه نخواییم جنابعالی در کار مجلس دخالت کنید کی را باید ببینیم؟ بهتره در مکان خودت باشی و قرانت قران تلاوت کنی نه اینکه در مسائلی که اصلا به جنابعالی ربطی ندارد مدام دخالت کنی

نویسنده: نیایش
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 14:37

تشخیص اینکه انقلاب از مسیر خارج شده یا نه ساده اس ما شاخص داریم دلایلت برای این ادعا چیه ؟؟؟؟؟ کسانی که امام و رهبری را قبول ندارند تا تقی به توقی میخوره برای دلیل مخالفتشون معصومیت را بهانه میکنند معصوم الان در غیبت به سر میبره اما تکلیف ما را روشن کرده وقتی که معصوم نداریم جانشین که داریم مشکل ما اینه که شما حرف معصوم را هم قبول ندارید و فقط به دنبال بهانه تراشی هستید چرا؟؟؟؟ چون که نه معصوم نه رهبر نه امام،هیچ کدام به خواست شما تن در نمیدادند میخواید بگید اگه معصوم بود به خواست همه ی اصلاح طلبها مبنی بر حکومت لیبرال تن در میداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما از شما توقع نداریم امام را قبول داشته باشید فقط لطفا انقدر ریا و تظاهر نکنید که خط امامی هستید
چرا وقتی نه امام و نه اعتقاداتش را باور دارید،فریاد امامتون گوش فلک را کر میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه رهبری نشستند تا مچ گیری کنند که کی به بیت المال چشم دوخته؟؟!!!!!!!!!!! امان از این تحلیل های ساده و بچه گانه مواضع رهبری نسبت به قبل تفاوتی نکرده است شما لازم نیست برای رهبر تعیین تکلیف کنید وظیفه ی شما اطاعت است و نه بیشتر وظایف رهبر هم طبق قانون اساسی مشخص است فکر کردید مملکت بچه بازیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما قانون داریم و الانم سال دو هزار و ده میلادیه نه عصر قاجار
یه کم مطالعه کن بعد بگو چرا توی فلان کار دخالت کرد.

نویسنده: محسن 2
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 18:12

چرا اون نظر دیگرمو نذاشتی تا شجاعت رهبرتو همه بدون دست علیلی اندک ابرویی ان هم فدای شما اینه رهبرتون

نویسنده: محسن 2
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 18:12

سلام.
کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توی بحث راه به جایی نبردی چرا جوسازی میکنی!!!!!!!تمام نظراتت تایید شده
حضرت علی (ع) فاتح قلعه ی خیبر بود و شجاعت حضرت بر کسی پوشیده نیست اما همین علی(ع)شجاع،رفتارش در برابر پیامبر چگونه بود ؟ سرتاسر تواضع این یه مثال بود برای اینکه روشن بشی شجاعت رهبر در مقابل دشمنان است و در برابر امام زمانش چیزی ندارد البته از شمایی که هم مسیر با سروشی هستید که گفت ائمه ی اطهار معصوم نبودند و صرفا آدمهای درستکاری بودند، چنین لحن تمسخرآلودی بعید نیست

نویسنده: علی
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 18:18

شرمنده من انسانم و اشرف مخلوقات خداوند به من عقل داده که با چشم باز انتخاب کنم انا هدیناه السبیل راه رو هم به من نشون داده خداوند میگه دینتم با عقل انتخاب کن شرمنده ببخشید اما من نه سر سفره ی این جماعت نان خوردم نه مثل گوسفند هر حرفی رو قبول میکنم خب این اقای مچ گیر شما تا حالا مچ کیو گرفته مگه احمدی نزاد نگفت ناطق نوری کاخ نشینه؟ خب ناطق نوری کیه؟ناطق نوری که دست راسته همین اقای مچ گیره که
ببین اینا رو واسه من نگو

نویسنده: نیایش
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 18:18

حالا چرا اسمتو عوض کردی !!!!!!! می بینی؟؟؟شما حتی توی همین فضای مجازی هم جرئت ابراز وجود ندارید آن که دیگر دنیای حقیقی است ! این چیزهایی که نوشتی درست
اما چه ربطی به بحث داشت ؟؟؟!!!!همه ی مشکل شما اینه که هر حرف بدون سند و مدرک و دروغی را به سادگی باور میکنید و بعد هم عین ضبط صوت تکرار می کنید من هیچ وقت به شما نگفتم هر حرفی را قبول کنید و نخواهم گفت حالا اگر شما میگویی گفتم ! عین جمله ی مرا بیاور تا خودم هم ببینم شما راهتونو خودتون انتخاب کردید و عجب راهی هم انتخاب کردید !با بهایی ها و وهابی های ضد دین و ضد اسلام و ضد شیعه که هم مسیرید
رجوی تروریست آدمکش که از دوستانتان است و بقیه ی همراهانتان هم پرونده شان روشن است ببینم این "انا هدیناه السبیل" آیه ی همان قرآنی نیست که طبق گفته ی جناب سروش سخنان پیامبر است و طبق گفته ی جناب گنجی،وحی الهی نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما که به جیره خواری ولایت حق مفتخریم اما شمایی که این حکومت را ظالم میدانید و ادعای مسلمانی هم دارید،بهتر است بدانید که خوردن نان حکومت ظالم حرام است و مراقب باش لقمه ی حرام نخوری خدایی نکرده یه موقع از آب و برق و سایر امکانات دولتی استفاده نکنید و یا اینکه حقوق بگیر حکومت باشید چرا که حرام است
نمیدونم من بد مینویسم یا شما دوست داری خودتو بزنی به کوچه علی چپ
من به شما میگم مگه رهبر ما مچ گیره که ببینه کی دزدی کرده مچشو بگیره،شما میگی چرا مچ ناطقو نگرفت ؟؟؟؟؟!!!!!!!!! پس قوه ی قضاییه را میخوایم چه کار ؟؟؟؟؟؟؟ واقعا برای خودم متاسفم که این تحلیلهای آبکی و بچه گانه را جواب میدهم شما در جایگاهی نیستی که بخوای به رهبری ایراد بگیری کاش اینو می فهمیدی کسی که میخواد یه نفر دیگه رو نقد کنه باید بالاتر از اون و یا حداقل هم سطحش باشه

نویسنده: محسن 3
شنبه 13 شهریور1389 ساعت: 21:42

سلام وبلاگ خوبی داری اگه بهم سر بزنی و نذار بذاری خوشحالام میکنی

نویسنده: محسن 2
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 12:41

ببینید سرتونو کردید زیر برف؟ جرا این اقا حروقت حکومتش به خطر میافته متواضع میشه؟ مثال ماجرای مجلس هشتم. یادتون که نرفه. چرا اون موقع که با قدرتبه اریکه تخت نامشروعش تکیه زده بود از این تواضع ها نشون نمیداد؟ بله قران ها به سر نیزه رفته میدونم

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 12:41

سلام.
فکر کنم به در گفتی که دیوار بشنوه یکبار بهت گفتم و برای آخرین بار تکرار میکنم شما لازم نیست برای رهبری تعیین تکلیف کنید ایشان خودشان به وظایفشان آگاهند و مطابق قانون عمل می کنند و به خوبی میدانند در هر شرایطی چه عکس العملی داشته باشند و در چه مواردی دخالت کنند لابد همان چهارتا بچه سوسول حکومت را به خطر انداختند
این انقلاب بیدی نیست که به این بادها بلرزه ریشه داره ، ریشه هاشم حسابی محکمه
جواب کامنت دومت در مورد فلسطین توی پست زیاد نوشتم توی جوابهات زیاد نوشتم اما نمیدونم با این همه تناقض شما چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟ فلسطین زمانی که خاتمی ازش حرف میزنه خوبه و وقتهای دیگه بد توی پست نوشتم و حالا هم دارم باز میگم حمایت از فلسطین توی روابط دیپلماسی برای ما مهمه آقای تاریخ دان ! توی نقشه ی خاورمیانه ی جدید که آمریکا و اسراییل طراحی کردند گفتند بعد از اشغال فلسطین و لبنان و کشورهای دیگه مثل سوریه که کاری برایشان ندارد نوبت ایران است اگر ما بگذاریم آنها فلسطین را اشغال کنند و از مرز لبنان بگذرند به سوریه میرسند و با حمله ی نظامی مستقیم سوریه هم که از متحدان ایران است از بین میرود آن وقت ایران میماند تک و تنها
اینها روابط دیپلماتیک است که تمام سیاسیون بهتر از من و شما میدانند و فقط برای کوبیدن دولت از آن استفاده می کردند اینها اقداماتیه که ما باید برای جلوگیری از جنگ انجام بدیم اونایی که نه عزه نه لبنان سر دادند همه از مرفهین بی درد بودند و بهتره بدانید که مردم محروم همراه فلسطین هستند

نویسنده: محسن 3
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 13:38

بله خیلی یا شور بود اما باید بگم با شعور همراه نبود لطفا به خاطر وجود امام زمان کسی رو نایبش معرفی نکنید من کار به خوب و بده خامنه ای ندارم و دوست دارم همه ی حکومت ها روزی سرنگون بشن و حکومت امام زمان برپا بشه بله هلهله ی یک عده با ریختن خون مسلمین به خاطر حکومت چند روزه جواب داده شد الان 30 ساله به نام دین به امام زمان حمله میشه متاسفانه کسایی اسم امام زمانو بازیچه کردن و با حاله ی نور و این صحبتها سعی در تشویش افکار مهدویت دارن نه خاتمی نه خامنه ای فقط امام زمان لایق حکومته به امید روزی که بیاد باز هم عاجزانه از شما خواهر خوبم میخوام اسم کسی رو به عنوان نائب نیارید ممنون

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 13:38

سلام
حالا دیگه مواضع شما را فهمیدم اصلا از آدمهای ریاکاری که جرئت ندارندمرد و مردونه حرفشونو بزنند و پشت یه چیزی قایم میشن خوشم نمیاد خیلی بده که آدم از امام زمان مایه بذاره که از یه جناح سیاسی ذفاع کنه و بعد هم بخواد اینو پنهان کنه
این میشه ریا این میشه دورویی این میشهههههههههههه دورویی ظاهرا درد و دل ساده و بی ریای من با امام زمان بدجور شما را عصبانی کرده که خیلی بد هم موضع گرفتی
اما خوشحالم که خوب تونستم چهره ی شما را روشن کنم هرچند که فتنه یعنی همین
یعنی حق و باطل را درهم آمیختن یعنی همون کاری که شما داری انجام میدی
کدوم افکار مهدویت ؟؟؟؟؟ همونی که از دیدگاه جناب سروش با خاتمیت در تعارضه و شما در کامنت من ناشیانه آن را به سیاست ! تبدلی کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟ اتفاقا دلم میخواد حق رو فریاد بزنم اونم واسه شمایی که دم از امام زمان میزنی ما نائب داریم کسی که امام زمان را قبول داره چشمشو به روی نامه ی حضرت به اسحاق ابن یعقوب نمیبنده در حال حاضر که امام زمان غایب هستند رهبر عزیزمون نائب آن حضرت هستند و ولایت فقیه هم طبق فرموده ی امام در راستای ولایت امامان است حالا شما گوشتو بگیر که نشنوی در هر صورت برات متاسفم چشماتو باز کن و بیین داری آخرت خودتو فدای دنیای کیا میکنی

نویسنده: علی
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 14:49

اولا اینکه من خودمو پنهان نمیکنم لازم نیست فرافکنی کنید یادتون رفته در مناظره احمدی نزاد با اقای موسوی خود احمدی نزاد گفت ناطق نوری کاخ ساخته اگه راست گفته پس وای به حال شما با رهبرتون که دست رتاستش کاخ نشینه و صداش در نمیاد این اولا دوما اگه احمدی نزاد دروغ گفته پس دیدی که به خاطر رای دست به دروغ هم برد
البته اون موقع مراجع گفتن تبعیت از دروغگو حرام است ثالثا پس حکومتی که قوهی قضاییه اش فاسده به چه درد میخوره؟ مگه خامنه ای تو همه کاری دخالت نمیکنه خب تو اینم کنه دیگه بعدشم من به خاطر تهمتی که زذی حلالت نمیکنم تا پیش خدا جواب بدی که من کی با بهائی بودم در ضمن در زمان حکومت عثمان واینها هم علی از بیت المال سهم میبرد خب جواب بدید چرا ان موقع که کروبی با شما بود اگه 300 میلیون هم رشوه میگرفت بازهم یار امام بود و رهبرتون حرفی نمیزد اما چون حالا حرف حق یا نا حقی زد که به حکومت جور ضربه میخوره دیگه شد ادم بده؟ اما در زمان حضرت علی هم قاضی وجود داشت اما اگه قاضی کم کاری میکرد خود علی علیه السلام جلوشو میگرفت نه مثل رهبر شما به 4 روز دنیا خوش باشه.

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 14:49

پرسیدم دلیلت برای عوض کردن نام چیه ؟؟؟؟!!!!! آی پی شما با آی پی محسن یکیه و من چندبار چک کردم خیلی ناشیانه تلاش کردی که ناطق را به رهبری وصل کنی
خوشحالم که هیچ ایرادی از شخص رهبر نمیتونید بگیرید و دست به دامن امثال ناطق که تکلیفشان روشن است شده اید اگرم قرار باشه ناطق دست راست کسی باشه،قطعا دست راست خاتمیه و نه رهبر ما اصلا این جناب ناطق کدوم طرفه ؟؟؟؟؟؟ طرف ما یا شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هر وقت از خود رهبر اشکالی پیدا کردی مرا هم مطلع کنید قوه ی قضاییه ی ما فاسد نیست فقط با مجرمان بزرگ درست برخورد نمیکنه وگرنه امثال کروبی و موسوی توی هرکجای دنیا که بودند حداقل محکومیتشون حبس ابد بود

نویسنده: محسن 3
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 14:52

شما اگه ترسو نبودید نظراتو بعد از تایید نمیاش نمیدادی

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 14:52

تورو خدا ببین کی داره این حرفو میزنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!! اولا نوع نمایش نظرات به سلیقه ی هرکسی بستگی داره دوما نظرات این وبلاگ از شروع به کار تا به این پست تاییدی نبوده
اما وقتی آدم یه بازدیدکننده ی بی ادب داره مجبوره تایید بذاره هرچند که هرکسی با نوع حرف زدنش شخصیت خودشو نشون میده اما من دوست ندارم فضای وبلاگم به بی ادبی و فحاشی تبدیل بشه مهم اینه که بنده یه "واو" از کامنت نظر دهندگانم (در صورت عاری بودن از بی ادبی) جابه جا نمیکنم و مثل بعضیها نظر مخالفم را به نفع خودم تغییر نمیدم. ترس یعنی این پس شما ترسویی و نه من

نویسنده: محسن 3
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 16:21

ببخشید مجبور شدم در نظتون یک کم تغیر ایجاد کنم شرمنده امیدوارم منو ببخشید

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 16:21

شما که انقدر ظرفیتت برای تحمل صدای مخالف کمه،چرا میای و مخالفت را به وبلاگت دعودت میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که بعد نظرشو به نفع خودت تغییر بدی ! احمقانه تر از اون اینه که نظری رو که تغییرش دادی جواب بدی !!!!!!! جالبه که همین آدما زنده باد مخالف من هم سر میدهند حالم از این همه دورویی به هم میخوره این اجبار شما برای من قابل درکه
من دیگه ابدا به وبلاگ شما نخواهم آمد و به شما هم میگم اون کامنت مسخره را حذف کنید وگرنه هرگز شما را نخواهم بخشید چرا که به دعوت خودتان به آن وبلاگ آمدم
نظر اصلی را هم توی همین نظرات وبلاگ خودم ثبت میکنم تا دوستان ببینند که چه بوده

نویسنده: علی
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 16:59

"وظیفه ی شما اطاعت است و نه بیشتر" این چیزیه که ما 30 ساله داریم از ش ضربه میخوریم اینم عین کلامته که گفتی. در ضمن بدبختی ما از جاییه که متاسفانه رهبرمون چشم نمیذاره که کی به بیت المال چشم دوخته علی علیه السلام چی؟در برابر برادر خودش چی کرد؟بله چون علی پاک بود میتونست مچ بگیره اما رهبر شما پاک نیست پس نمیتونه به کسی گیر بده. چون اگه گیر بده، اونوقت خیلی از چیزهای خودشم بیرون میافته تازه وقتی خودشم مچ نمیگیره اجازه نمیده دیگرانم بگیرن مجلس هشتم یادته

نویسنده: نیایش
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 16:59

تهمت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! این بهایی ها از دست اندرکاران ستادهای موسوی بودند و وهابی های ضدشیعه توی شبکه ی العربیه دارن براتون یقه جر میدن اون وقت شما میگی تهمت ؟؟!!!!!!!!
کروبی اون وقتی که 300میلیونو از شهرام جزایری می گرفت عالم و آدمو خبر نکرد که دارم از جزایری پول می گیرم!!!!! توی مناظره ام که با پررویی توی چشمهای احمدی نژاد نگاه میکنه و میگه با مجوز امام بوده!!!!!!!!!حالام که دیگه شده مجتهد و دیگه احتیاج به مجوزم نداره احتیلطا لامپ خونتون نسوخته که به رهبر ربطش بدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زمان حضرت علی(ع)، یه نفر بود و یه حکومت و اختیارات نامحدود الان قرن بیست و یکیم،اینو می فهمید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یه رهبر با اختیارات محدود و سه تا قوه و هزارتای دیگه گوشه و کنار این حکومت و 70 میلیون جمعیت قرن بیست و یک را با چه زمانی مقایسه میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟ به خدا بچه ی 10 ساله ام اینا رو درک میکنه اتفاقا این ولایت فقیه دقیقا همان چیزیه که 30 ساله مملکت ما را حفظ کرده و ما باز هم پشتیبان ولایت فقیه خواهیم بود تا به مملکتمان آسیبی نرسد برادر علی درخواست سوءش از بیت المال را با حضرت علی مطرح کرد و جوابشم شنید بروید ببینید رفتار رهبر درمقابل بیت المال چگونه است اگر خواستید بگویید تا برایتان چندتا از این مثالها که از زبان اشخاص مختلف نقل شده بیاورم در این کامنتت فقط ناشیانه تلاش شده بود تا همه چیز را به رهبری ربط دهی

نویسنده: محسن2
یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: 17:17

متاسفم واست نیایش خانم که به این سهولت چشمتو به روی بدبختی های هموطنان خودت بستی و کمکهای ملیاردی به 4 تا عرب نجس رو نمیبینی تو میفهمی سرمایه ملی یعنی چه؟میفهمی نسلهای بعد از ما باید زندگی کنن اصلا مطالعه تاریخی داری تا ببینی نتیجه ماجرا جویی در صحنه جهانی چیه؟ در ماجرای جنگ های فرانسه و انگلیس و مداخله بیهوده فرانسه در جنگ های استقلال طلبانه امریکا علاوه بر از دست دادن سرمایه های ملی باعث فقر و نارضایتی توده مردم شد و در حالی که امریکا با پول های فرانسه استقلال یافت اما فرانسه با فزولی های بیش از حدش باعث شد که هم از داخل دچار نارضایتی باشه و هم در صحنه جنگ عملا شکست خورده بود و این در حالی که انگلستان روز به روز قوی تر میشد نیایش خانوم خواهر گلم فکر کن ببین چرا زمانی که خودمون هموطنمون گرسنه است باید به اونها پول مفت بدیم.به داد مسلمان رسیدن درست اما این در صورتیه که ما خودمون داشته باشیم. خدا خودش فرموده اول خودت داشته باش اگر زیاد اوردی انفاق کن نه اینکه دختران ایرانی به خاطر پول عمل پدر و مادرشون حاظر بشن در کشورهای حوزه خلیج فارس خود فروشی کنن در حالی که فلسطینی راحت بیاد در بهترین بیمارستانهای ما معالجه بشه و بره تورو خدا فکر کن رو این قضایا
اقای لاریجانی منافعش در اینه که مساله فلسطین رو گنده کنه چون 3 تا برادرن 3 تا شغل مهم دارن و هنوز طعم تلخ فقر رو نچشیدن تا بفهمن اول کمک به کشور خود یعنی چه. میدونم که نمیفهمی چون طعم فقرو نچشیدی به قول اوستا:از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه درد است

نویسنده: کامنت اصلی نیایش در وبلاگ محسن 3
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 12:32

سلام. ممنون از حضورتون مطالبتون مطالعه شد هرچند که من مواضع شما را متوجه نمیشم در هر صورت توضیح کنار وبلاگتون درست نیست چرا که گریزی به سیاست هم زدید و آن هم به همان دلیل سیاست ما عین دیانت ماست اجازه بدید همینجا من هم یه کم با امام زمانم درد دل کنم  آقا جونم من همیشه منتظر ظهورت بودم و حضورتم حس کردم
اما از یک سال پیش بیشتر از همیشه منتظر ظهورت بودم آقا جونم فدات بشم به خدا دیگه وقت اومدنه یادت نیست به بهانه ی انتخابات رنگ سبزت شد بازیچه ی یه عده ...
آقا جون مگه ندیدی توی ستادهای انتخاباتی پرچمهای به نام مبارک عمویت ابوالفضل(ع) و جد بزرگوارت پیامبر را زیر خود گذاشتند و نشستند ؟ آقا جون ندیدی یه عده چطوری وهابی های ضد دین و ضد شیعه رو توی شبکه ی العربیه خوشحال کردند ؟
آقا جونم ندیدی مسجد خدا را به آتش کشیدند ؟ آقا جون به خدا خون به دل نائبت کردند
آقا جونم امیدوارم روز عاشورا را ندیده باشی آقا جون میدونم عزادار جدت بودی،میدونم غصه دار بودیخدا کنه اون سوت و کف و هلهله ها را ندیده باشی خدا کنه ندیده باشی که یه عده به خیمه های جدت امام حسین رحم نکردند خدا نکنه نشنیده باشی که مرگ بر اصل ولایت سر دادند میدونم حرمت تو رو هم شکستند ما همه ی اینا را دیدیم و شنیدیم
ببخش تو رو خدا ببخش ما رو آره آقا جون از پارسال تا حالا هر لحظه اش احساس کردم دیگه وقت ظهوره دیگه وقت اومدنته بیا که یه عده دیگه اسلام نمیخوان یه عده ای که اسم تو هم روی زبونشونه،دم از لیبرال و سکولار میزنند آقا جون بیا که یه عده دهان کثیفشون را به انکار تو باز کردن میگن مهدویت با خاتمیت در تعارضه میگن امام زمانی وجود نداره خدا لعنتشون کنه آقا جون آره منم به احمدی رای دادم میدونی چرا؟؟؟؟؟ چون که توی سازمان ملل و چشم تو چشم دشمنای تو،نام تو رو به زبون آورد و روح تازه ای به ما داد
آقا جون همه مونو کمک کن فضا،فضای فتنه است کمک کن راهو اشتباه نریم آقا جون هنوزم احساس میکنم ظهورت خیلی نزدیکه خیلی هر روز دعا میکنم بیای فدای تو آقای خوبم

نویسنده: محسن 2
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 13:19

بله متاسفانه میخوایی همه چیزو به من ربط بدی حتی دو تا تشابه اسمی رو اما قابل توجهتون عرض کنم که حکم عزل و نصب 3 قوا دست رهبره در ضمن رئیس قوه ی قضاییه که خود رهبر انتخاب میکنه پس مسولیت مستقیم داره البته که من میدونم این یعنی دیکتاتوری محض اما عب نداره در ضمن وبلاگ من شما هر وقت بیای من نظرتو پاکنمیکنم شما اول بیا یعد بگو قابل توجه همه www.khatami8.blogfa.com بازم میگیم زنده باد مخالف من در مورد اقاتونم واست گفتم که در ماجرای مجلس هشتم چه کار کرد. و اما در موضوع فلسطین شما که در اجلاس دوربان 2 ازش حمایت کردید چه نتیجه ای گرفتید؟ الا اینکه اجماع بر علیه فلسطین درست کردید؟ و اما رهبری من اصلاکاری به اون ندارم خود مردم قضاوت میکنن

نویسنده: نیایش
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 13:19

من گفتم آی پی شما با جناب علی یکیه،یعنی شما دوتا یک نفرید کی از جناب محسن (وبلاگ انتظار) حرفی زدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودت به خودت شک داری ؟؟؟؟؟؟؟؟ من از روی آی پی های شما قضاوت میکنم و کاری به اسم و آدرس وبلاگ ندارم باشه برای امتحان میام اما جالبیش اینجاست که آقای محسن هم نظر بنده را حذف نکرده بلکه به نفع خودش تغییر داده در مجلس هشتم منظورت به چیه ؟؟؟؟؟؟؟ روشن کن بشمار ببین چندتا کامنت درمورد رهبر نوشتی بعد بگو من کاری به رهبر ندارم شما کلاه خودتو قاضی کن مردم قضاوتشونو کردند اینکه عزل و نصب اینها دست رهبره چه ربطی به این داره که رهبر بتونه توی وظایفشون دخالت کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تازه خیلی سخت رهبر بتونه مثلا رییس جمهوری که انتخاب مردمه را عزل کنه هیچ کدوم اینها حول نظر رهبری نمی چرخه
ضمنا باز هم میگم هر وقت از خود رهبری اشکالی پیدا کردی منو مطلع کن

نویسنده: علی
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 13:54

فقط با کروبی و موسوی؟چون 4 تا کلام ضد شما گفتن؟پس اون رسوایی های پی در پی دولت احمدی نزاد چی؟ چرا از اون نمیگید که وزیر اول کشور رو کردان گذاشت که بوی تعفن کاراش جهانو پر کرده بود؟ چرا احمدی نزاد اونقدر ازش طرقداری کرد و سکه هم بهش جایزه داد و تا اخرین نفس ازش حمایت کرد؟ چرا نمیاد بگه حساب ذخیره ارزی چی شده مگه بارها مجلس ازش توضیح نخواست. مگه بارها از قانون گریزی این فرد شکایت نکرد؟ ناطق نوری که رئیس دفتر خامنه ای هستش. از رهبرتم واست میگم که چقدر خرج حامله کردن دختر حداد عادل که عروسش و نازا بود کرد. اما اگر ناطق طرف شما باشه دیگه حر ریاحیه اما اگه با اصلاحات باشه میشه عمر سعد. در ضمن در مورد اینکه رهبر نمیتونه به همه جا رسیدگی کنه من قبول دارم چون حتی جرائت نداشت به قول تو با همون 4 تا سوسول طرف بشه و افتاد به التماس که ای مردم من دستم علیله، ای مردم من اندک ابرو دارم که رو همونشم جایه بحثه . کسیکه نتونه رئیس دفترشم که به قول احمدی کاخ نشینه عوض کنه هیهات. حضرت علی چرا با معاویه جنگ کرد چون خودش کوخ نشین بود و نمیتونست بپذیره جایی که علی هست کسی کاخ نشینی کنه. بله عزیزم اینه که اون بنده خدا میگه اسم نایب نیار همینه

نویسنده: نیایش – علی
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 15:7

گل بود،به سبزه نیز آراسته شد فرضا تمام این چیزهایی که از احمدی نژاد نوشتی رسوایی !!!!!!!!! چه ربطی به رهبر داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ احمدی نژاد خودش مسوول اعمالشه و این فقط با منطق شما جور درمیاد که گناه یه نفر دیگه رو به پای کس دیگه ای بنویسی
رفتار احمدی نژاد به رهبر مربوط نمیشه اینو توی گوشتون فرو کنید رهبر ما همون کسیه که در دوران ریاست جمهوریش در سفری که به ایتالیا داشتند،گفتند آقا اینجا امکانش هست و دست شما با یه عمل جراحی ساده خوب میشه اما آقا اجازه ندادند و فرمودند هروقت تمامی جانبازان و معلولان قادر به رفع نقص عضو شدند من هم حاضر میشوم
حالا شما شایعات و اراجیفی مثل خرج کردن واسه بارداری را مطرح میکنی چطوری میخواید جواب این همه دروغو بدید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برای آخرین بار به شما میگم و السلام
شما در جایگاهی نیستی که برای رهبر تعیین تکلیف کنی رهبری عزیز یک مرجع تقلید و یک فقیه جامع الشرایط عالم به دین و سیاست است و اگه این کارو انجام ندادند حتما مصلحتی دیدند اگه شما اون بنده خدا رو تایید نکنی،کی تایید کنه ؟؟؟؟!!!!!!!! شما اگه به امام زمانی اعتقاد داشتی مهر تایید بر گفته ی اون بنده خدا نمیزدی این کردان همونی نیست که تا زنده بود به بهانه ی مدرک تقلبی اش،تمام کارهای درستش را ندید گرفتید
و او را کوبیدید و وقتی که رفت شدید دایه ی مهربان تر از مادر ؟؟؟؟؟؟؟ راستی مدرک تقلی رهنورد چه شد ؟؟؟؟؟؟؟ کسانی که خودشون استاد تقلبند اون بیچاره رو فقط به خاطر اینکه انتخاب احمدی نژاد بود این همه حتی توی دوران بیماری اش کوبیدند امکان قانون گریزی برای دولت وجود نداره و اگه اتفاق هم بیفته موظفه جواب بده شما جواب قانون شکنی های خودتونو بدید جواب اون 48میلیارد ریال خسارتی که فقط و فقط به شهرداری تهران زدید را بدهید جواب بدید دیگه چرا فقط توی پرسیدن مهارت دارید
تکلیف موسوی و کروبی روشنه یه زمانی تو دل این نظام بودند و حالا هم روبه روش هستند اون زمان چهره ی حقیقیه خودشونو نشون نداده بودند اما حالا نشون دادند
ویژگی منافق همینه دیگه به خاطر دورویی و فریبکاری نمیشه شناختش

نویسنده: علی
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 16:24

در مورد مجلس هشتم منظورم اینکه اقای رهبر ماجرای استیضاح یک دزد رو میخواست متوقف کنه اما بنازم مجلس هشتومو واقعا خانه ملت بود. در مورد ایتالیا ای بسا انسانهای خوبی که با مرور زمان بد شدن مثل طلحه و زبیر. ببینید من با رهبر کار دارم گذشت اون زمان که مردم فکر میکردن اینا نماینده خدا هستن تموم شد دیگه مردم مطالباتشونو میخوان.حقمو ازش یخوام.بله شما رفتی اونجا حرف سیاسی زدی ایشونم جوابتو داده بدبخت که کاری به کار سیاست نداره.حرف با شما بیفایده است چون نمیخوای قبول کنی

نویسنده: نیایش
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 16:24

اولا که سلام دوما که درمورد مجلس باز هم کلی گویی کردی و من متوجه نمیشم . با این کلی گویی ها به جایی نمیرسی ملاک در هر کس حال فعلی اوست اما این جواب حرفهای من نبود اما خوشحالم که شما هیچی از رهبری،جز شایعات بی اساس و بی سند در دست ندارید و ربط و بی ربط چیزهایی را به رهبری نسبت دادید که جواب هم گرفتید
بفرمایید حقتونو بگیرید . پس چرا نمیاید ؟؟؟؟؟؟؟؟ ما که خیلی منتظر بودیم توی این فضای مجازی که نمیشه حقتو بگیری در هر صورت ما باز هم منتظر میمونیم تا شما مطالباتتونو و حقی را که ازش حرف میزنی بگیرید احتمالا تاریخ بعدی 13 آبان باید باشد توروخدا خودت بگرد توی کل کامنتهات،اگه یه حرف منطقی پیدا کردی به من نشون بده تا بلکه قبول کنم

نویسنده: محسن 2
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 19:9

مفتخرم با شادی هرچه تمام تر به اطلاعتون برسونم که در جواب سخنان احمدی نزاد در نماز جمعه روز قدس فلسطین اعلام کرد که:احمدی نزاد نماینده مردم ایران نیست و با یک انتخابات مجعول پیروز شده و با سرکوبی ملت ایران قدرت را قبضه کرده است و چنین شخصی حق اظهار نظر در مورد فلسطین و رئیس جمهور ان را ندارد.
خب حالا بگید سالی دیگه ساعت چند بیایم تظاهرات

نویسنده: نیایش
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 19:9

الحق که جوک خوبی بود خندیدیم حالا کدوم یکی از سایتهای دروغ پردازتون این اراجیف رو نوشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ساعت تظاهراتو از مهندستون سوال کنید البته به قول خودنویس مهندس دیگه دلش نمیخواد به روی خودش بیاره که تظاهراتی ام هست در هر صورت نمیخواد یه سال صبر کنی ما 13 آبان منتظرتونیم بیاید حقتونو بگیرید دیگه

نویسنده: محسن 2
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 20:10

بیاید برگردیم به نظرات امام خمینی

نویسنده: نیایش
دوشنبه 15 شهریور1389 ساعت: 20:10

کدوم امام خمینی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همونی که از نظرت چون معصوم نیست پس اشتباه داره ؟؟؟؟؟؟؟ خوب چه فایده داره ما نظرات کسی رو که اشتباه داره بررسی کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما اول بایدبه امام خمینی اعتقاد پیدا کنی تا بعد من با شما بحث کنم
جواب برادرم "مهدی ابراهیمی" رو بده در برابر نوشته هاش چه جوابی داری ؟؟؟؟؟؟؟ هنوزم از آریا مهر عزیزتون دفاع می کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟ تایید نظرات رو برداشتم خواهشا مراعات کنید تا من مجبور نشم دوباره تایید بذارم با همه بودم

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 11:42

رزمنده سلام
خشونت طلبان و قاتلان فسیل شده پهلوی دوباره جنبیدن گرفته اند. چقدر زیبا از سفاکیها و خونریزیها و ضعیف کشی های خود دفاع می کنند! چقدر زیبا مشروبهای آغشته به خونهای ایرانی مسلمان را تا خط هفتمش در حلقوم خود می ریزند! چقدر ساحرانه تیرباران کردن مردمی بی دفاع در گوشه و کنار ایران عزیز را مشروع می دانند! وارثان خبیث و بدیمن دژخیمان 15 خرداد 42 از تخم هایشان که با لقمه های حرام روییده سربرآورده اند. بازماندگان قاذوراتی که درندگیهای 17 شهریور را با جوی هایی از خون به پا کردند که حتی تعجب میشل فوکو را نیز برانگیخته بود شاخص آلودگی هوا را مجدداً افزایش داده اند. چه راحت و آسوده ترویج به کشتار می کنند! گویا کشتن بیش از 60 هزار ایرانی مسلمان و غیرمسلمان از 1342 تا ابتدای انقلاب برایشان ارضا کننده نبوده! آمده اند تا الباقی ایرانیان را نیز کشتار کنند. آمده اند تا که از ایرانی تنها و تنها اشعثها و ابوموسی اشعریهایش باقی بماند و نه مالکها و عمارهایش. به آسودگی نوشیدن آب خنکی به کشتار افتخار می کنند! آریامهر و پرچم ننگین شیروخورشید وی یعنی دفاع از کشتار بیش از 60 هزار ایرانی. این ذلت تنها یک قلم از معانی دفاع از آریامهر است. این بازماندگان ننگین با زبان بی زبانی در حال گفتند که کشتار حرفه ماست و اگر در آن دوران 60 هزار ایرانی کشتیم در این دوران باید 120 هزار ایرانی را کشت زیرا جمعیت دو برابر شده! با کسی که از کشتار دهها هزار نفری دفاع کند از منطق و ادب گفتن خنده دار است. کسی که با رگبار به سمتت می تازد را چگونه می توان با ادب مدیریت کرد؟ بر اساس مباحث انجام شده که در بخش مناظرات وبلاگی در وبلاگ حقیر موجود است سبزها و ضدنظامهای طرف بحث ما اسناد و استدلالات مربوط به کشتار 60 هزارنفری در دوران انقلاب را پذیرفتند بنابراین خشونت طلبانی که به کشتار برادران و پدران ما افتخار می کنند حکماً حکم قاتلان برادران و پدران ما را دارند زیرا به فرموده امام شیعیان هر کس به ظلم ظالمی رضا دهد در ظلم آن ظالم شریک است. با چنین قاتلانی چگونه می توان حکمت دفاع از فلسطین و لبنان و یمن و افغانستان و پاکستان و عراق و سودان را شرح داد؟ با کسی که دور تر از نوک بینی خود را نمی بیند چطور می توان از افق های دوردست سخن گفت؟ چطور می توان برای این دژخیمان بی غیرت و حرامخوار شرح داد که در اسلام سر بر بالش نهادن یک مسلمان در حالی که همسایه اش گرسنه باشد به معنای مسلمان نبودن اوست؟ چگونه باید شرح داد که در اسلام مرز جغرافیایی نداریم و قرآن و پیامبر و معصومین علیهم السلام در هیچ کجا نفرموده اند که اگر مسلمانی در خارج از مرزهایی که انگلستان برای شما کشیده گرسنه بود شما نباید کمک کنید و ابتدا باید در داخل مرزهای نهاده شده برایتان از طرف انگلستان رسیدگی کنید و بعد در صورت مازاد ماندن چیزی آن را به دیگر مسلمانان بدهید؟ چراکه اگر قرآن و عترت چنین چیزی فرموده بود لاجرم سندش را باید ارائه می دادند. سندی ارائه بدهید از قرآن و عترت (اگر معتقد به آنها هستید) که در آن سند رسیدگی مسلمانان به یکدیگر به مرزهایی مربوط باشد که بریتانیای صغیر تعیین کرده باشد نه به مسلمان بودن آنها.
برای این زالوصفتان خونخوار هرگز نمی توان شرح داد که جدای از دستورات صریح اسلام اگر امروز پول و فشنگ و موشک و تانک به حماس و حزب الله ندهیم فردا علاوه بر پول و فشنگ و موشک و تانک باید جوان های خود را هم در مرزهای خوزستان و ایلام و کرمانشاه دو دستی تقدیم مرکاواهای صهیونیست کنیم. برای این حرامخوارانی که حق و حقیقت از درونشان رخت بر بسته نمی توان چرتکه انداخت که به لحاظ معادلات مادیون کافر و بت پرست نیز پرداخت پول و فشنگ از پرداخت پول و فشنگ + کشته شدن چندصدهزار سرباز ایرانی بهتر است می توان؟ بی خود نیست که این بازماندگان متحجر و متوحش همچنان حامی موسوی خائن و قاتل هستند. رگه های حمایت موسوی و رهنورد از 5 تروریست پژاک را می توان در همین حامیان آنها که با پرچم شیروخورشید در وبلاگ خود از کشتار 60 هزار نفری دفاع می کنند جستجو کرد. تروریستهای پژاک ایرانی مسلمان را قتل عام کردند موسوی حمایت کرد پهلوی سفاک هم مفتخرانه 60 هزار ایرانی را تلف کرد و امروز وبلاگیستهای پهلوی پرست افتخار و حمایت می کنند. خوب همین جاست که معنی سخن ربع پهلوی در سال گذشته روشن می شود که گفت من با موسوی به تقاطع مشترک رسیده ام.
اما و صد اما اینها همه خوابهای پریشانی بیش نیستند. پدران خونخوار این قشر حقیر که آن روز قشون و تانک و حمایت استکبار را از خود داشتند نتوانستند در برابر موج اسلامخواهی بایستند امروز نیز این کودکان حقیر و خلفشان نیز نخواهند توانست. کودکانی که جرات نفس کشیدن ندارند تنها از ترس باتوم را که با تغییر و انقلاب و حرفهای بزرگترانه زدن نسبتی نیست. خرداد و تیر 88 را تنها نیروی انتظامی جمع کرد و بسیج تهران آن هم تنها با 30% توان بالفعل بسیج. با این نیروی محدود، بندگان خدا از ترسشان تکبیرشان شبانه شد آن هم بر روی پشت بام تازه آن هم بعد از پخش سریالهای تلویزیونی مانند جومونگ و مسافران. آنقدر جسارت و مردانگی ندارند تا از یک دخترک امریکایی نیز عقب نمانند. فیلم نبرد در سیاتل را ببینید تا ببینید که اعتراض و اعتصاب و فشار آوردن بر یک حکومت جهت انجام شدن درخواستهای معرضان یعنی چه و چه تبعات منطقی و همه جایی دارد. این فیلم را وقتی دیدید آن وقت با شما از آداب اعتراض و انقلاب می گویم و می گویم که اگر آرمانی دارید باید مانند دخترکان و پسرکان این فیلم آنقدر جسارت داشته باشید که به هر قیمتی تا آخرین لحظه در خیابان بمانید تا حقتان را بگیرید. کودکان بورژوا و آب پرتقال خور سبز و پهلوی پرست و بهایی اگر احیاناً روزی ایران مانند اربابهای آنها چون امریکا و فرانسه و چین با تانک و نفربر به مقابلشان بیاید به کدام سوراخ خواهند گریخت؟ مرد باشید و مردانه بجنگید. جنگ و انقلاب موش و گربه بازی نیست که به قیمت تماشای جام جهانی 2010 خیابانهای تهران را در 22 خرداد 1389 خالی خالی رها کنید. از جام جهانی نمی توانستید بگذرید یا از باتوم گذشتید؟ برای این کودکان حتی تماشای تکرار جراحت و زاینده رود و ریحون از حضورشان در خیابان و روزه خواری در روز قدس مهمتر است.
سبزباشیدوسرفراز

مناظره وبلاگی 5 بخش سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد اقتصادی


مناظره وبلاگی 5 بخش سوم

نویسنده: محسن 2
 سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:23

اگه دوس داری منبعشم واست بگم

نویسنده: نیایش
 سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:23

سلام
بله بفرمایید قرار شد عنوان کنید کدوم سایت دروغ پردازتون چنین خبری رو منتشر کرده ؟ آدم باید با سند و مدرک حرف بزنه برای بار بعد منبع فراموشت نشه

نویسنده: علی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:26

من قدر خودم تو خیابونا اومدم اگه بازم لازم بشه و تجمعی بشه حتمتا میرم

نویسنده: نیایش
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:26

حتما تشریف ببرید حقتونو بگیرید اما من یه توصیه دارم برای گرفتن حقتون منتظر بیاینه ی این و اون نمونید آدم باید حقشو بگیره . لازم بشه کدومه ؟؟؟؟؟ نگفتید جریان مجلس هشتم چیه؟

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:44

اولا اینکه نیایش خانم نگاه کن شما به رفقای خودت اجازه همه توهینی داری میدی
اما عب نداره فدای سرت پیامبر اسلام هم در اغاز دعوت همینطوربود یادتان رفته زمانی که عمار در زیر شکنجه حتی به پیامبر هم ناسزا گفت؟ پیامبر فرمود عیب ندارد اگر بار دیگر اسیر شدی چنین کن. اما در مورد جهاد!!!!!!!!!!! حاشا که شما هنوز روش تقیه رو یاد نگرفتید. در ضمن ما با اصل نظام مخالف نیستیم با دولت فعلی و دولت کودتا مخافیم. با دولت رمالی و فالگیری مخالفیم.با ماجرا جویی در صحنه جهانی مخالفیم.سند هم میارم که انفاق در صورتی است که خودت داشته باشی نه اینکه با داشتن هزاران فقیر و بیکار به فلسطین کمک کنیم.ما زمانی میتوانیم در جهان از مظلومین دفاع کنیم که خود قدرتمند باشیم نه از لحاظ نظامی تنها، بلکه از لحاظ قدرت اقتصادی سیاسی و دیپلماسی. که اگر از فلسطین در اجلاسی دفاع میکنیم همانند اجلاس دوربان 2 با حرفهای صرفا احساسی و بدن منطق،دوستی خاله خرسه نشود که اجماع جهانی بر علیه فلسطین درست کنیم.ویا مثل نمازجمعه روز قدس انقدر ماجراجویی کنیم که فلسطین چنان بیانیه ای صادر کند البته بیانیه به حقی صادر کردند در سر اخر هم به شما عرض کنم که پرچم مقدس شیر و خورشید نماد 2500 سال سابقه تمدن این مرزو بوم هست و به دولت خاصی تعلق ندارد

نویسنده: نیایش
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 12:44

نه برادر شما اصلا متوجه نیستی چی میگی خدا را شکر که کامنتهات همه توی این وبلاگ هست حالا برگشتی میگی ما با نظام مخالف نیستیم با دولت مخالفیم !!!!!!!!!!!!!! شما توی 13شهریور ساعت14:19ننوشتی کسی حکومتو نمیخواد ؟ شما همونی نیستی که این همه در مخالفت با رهبری نوشتی و من دندون سر جیگر گذاشتم ؟ شما نبودی که گفتی ما هرچی بدبختی داریم از اطاعت از رهبریه ؟ شما نبودی گفتی ما میخوایم حقمونو از رهبری بگیریم ؟ واقعا خدا را شکر که همه ی کامنتها توی وبلاگ هست و اینطوری رنگ عوض میکنید

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 13:8

رزمنده سلام
پهلوی پرستی وقتی با آرم شیروخورشید باب شود یعنی شیروخورشید بالخصوص نماد پهلوی است اگرچه بالعموم مربوط به گذشته باشد پس شما مفتخرانه از اریامهر دفاع می کنی با شیروخورشید. اگر الفاظ قاتل و خبیث و دژخیم و حرامخوار و بدیمن و ظالم و شرابخوار و زالوصفت و حقیر و صهیونیست و بی غیرت از نظر شما توهین است پس لاجرم از نظر شما خداوند نیز اهل توهین و جسارت است آنجا که برخی را از حیوان هم پست تر خطاب می کند: بل هم اضل. از نظر ما کسی که از قتل عام 60 هزار ایرانی حمایت کند هم قاتل است هم بی غیرت است و هم خبیث و جنایتکار است. شرمنده شما هستم از این جهت که بلد نیستم به قاتلان 60 هزار نفر ایرانی دژخیم و قاتل و بی غیرت نگویم اگر شما بلدید گوارای وجودتان ممکن است شما حتی برای خداوند هم تعیین تکلیف کنید و بگویید حق نداشته در قرآنش بل هم اضل بگوید. البته ناگفته پیداست که در توبیخ دشمن هم باید حد ادب را رعایت کرد. نسبت دادن الفاظ قاتل و دژخیم و ظالم و حرامخوار و جنایتکار به دشمنی که مرتکب این افعال شده بی ادبی نیست بی ادبی تهمت زدن است و تهمت زدن یعنی آنکه به کسی که کاری را مرتکب نشده نسبت فعل آن کار را بدهی. البته عفت کلام هم بخش دیگری از رعایت ادب است که باید در الفاظ رعایت شود منظورم همان الفاظ رکیک و مشمئز کننده ای است که جریان برانداز شبانه با اسم مستعار در وبلاگهای مختلف کامنت می گذارد.
فراموش شد ذکر کنیم که در فیلم هالیوودی نبرد در سیاتل اگر زبان انگلیسی بلد باشید در همان ابتدا فیلم گفته می شود که این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.
به بریتانیای صغیر به دلیل خدمت ارزشمندش در تحدید حدود ایران و افغانستان و پاکستان و فلسطین و لبنان و سودان و یمن سلام برسانید.
چقدر جالب است که امکان آن وجود دارد که تفکری از قتل عام 60 هزار نفری در دوران پهلوی و ماجرای 15 خرداد و 17 شهریور حمایت کند و در عین حال با اصل نظام فعلی نیز مخالف نباشد! به قول معروف جل الخالق! چندتا سناریو مطرح می شود:

1- شاید نظام فعلی را در جنایت کردن با پهلوی هم رده می داند که در این صورت به همان سندی که از پهلوی حمایت می کند باید از این نظام هم حمایت کند.

2- شاید نظام فعلی را جنایتکارتر از پهلوی می داند پس به همان سند باید از نظام فعلی بیش از نظام پهلوی حمایت کند.

3- شاید نظام پهلوی را جنایتکارتر می داند پس به همان سند نباید حامی نظام فعلی باشد.

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 13:18

بله خوب بلدید با کلمات بازی کنید حضرت امیر هم فرمودند در اینده قران تحریف میشه در تفسیر حالا شما از کی تا حالا حکم اجتهاد ئ تفسیر قران هم گرفتی؟حالا ن میگم اونی که از حیوانات پست تره اونیه که در کهریزک تجاوز میکرد مگر یادتون رفته عمل زشت و قبیح قوم لوط رو تکرار کردید؟در ضمن اگر شما رهرو قرانید که بعید میدونم باشید در همون قران فرموده که حتی به بت های مشرکان هم توهین نکنید برگرد به خط امام

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 14:15

رزمنده سلام
یکم: این پاسخهای ما برای شما نیست. در ظاهر شما مخاطب ما هستی اما در واقع این نوشته ها برای بازدیدکنندگان منصف است زیرا اصلاح فردی که مفتخرانه به قتل عام 60 هزار ایرانی می نازد کار کلمات حقیر این بنده نیست و تنها نفحاتی از دریای بیکرانه مرحمت الهی می تواند شرایط توبه را برای شما مفتوح سازد و از ما در نهان تنها دعایی برای دمیدن هر چه سریعتر در این نفحات برمی آید.
دوم: فهمیدن معنای بل هم اضل نیازی به اجتهاد ندارد. اجتهاد جایی لازم است که شما بتوانی تشخیص بدهی مثلاَ لفظ رکیک حرام... را به یک مسلمان با هزار مجاز و استعاره نسبت بدهی یا ندهی حالا اینکه شیخ صانعی چطور به این اجتهاد رسیده خودش می داند و شما و پینوکیو. اگر انگلیسی و عربی بلد باشید نیازی به اجتهاد ندارد تا بفهمید که در قرآن عده ای را پست تر از حیوان معرفی کرده اند. اگر عربی بلد نبودید ترجمه انگلیسی آن را بخوانید زیرا نسبت به این زبان بین المللی عرق خاصی دارید.
سوم: بل هم اضل پهلوی پرستانی هستند که بی شرمانه از 15 خرداد و 17 شهریور حمایت می کنند هم کهریزکیان هستند هم کوی دانشگاهیان هم قاتلان غلامکبیری و فیض و سلمانی و رجب پور و هم آتش افروزان و پیت بنزین به دستانی که بانک و اتوبوس و زباله دان آتش زدند. بل هم اضل آنهایی هستند که مستانه جام به جام صهیونیست جنایتکار زده و ندای نه غزه نه لبنان سردادند و برایشان اصلاَ و اصلاَ مروه مهم نبود. زیرا برایشان مسلمانی مهم نبود و الا مروه مسمان بود چه در ایران چه در مصر چه در آلمان. بل هم اضل آنهایی هستند که مسخ و مسحور شعبده ارباب پیرشان در تحدید حدود کشورها شده اند تا جایی که اسلام و مسلمانی و انفاق وقتی برایشان معنی پیدا می کند که در قالب همین مرزهای انگلیسی باشد. بل هم اضل موسویست و رهنورد که گستاخانه از ترور ایرانیان با حمایت از تروریستهای پژاکی دفاع کردند بل هم اضل جادوگرانی هستند که سر قبر بی میت اشک می ریزند و برای توسلی و ایمانی اشک تمساح از دیده های یزیدی خود می چکند.
چهارم: قرآن شما چاپ وهابیت است یا صهیونیست؟ ابراهیم نبی هم به بتها توهین کرد؟ چه توهینی بالاتر از فروکوفتن بت بزرگ بود؟ قرائت شما از امام شیعیان چه نوع قرائتیست که پا بر دوش نبی گذاشتن و فرو ریختن بتهای مکه را توهین او به بتها نمی دانید؟ قرائتتان رحمانیست؟ پس بفرمایید بخش اشدا علی الکفار آیه مربوطه را در چاپ جدید سانسور کنیم تا قرائت رحمانی شما نیز عالم گیر شود.
پنجم: شما با امام ما چه کار داری پاسخ 60 هزار خونی را که پدرانتان از ایرانی مسلمان ریختند را بدهید و حمایت گستاخانه خود از 15 خرداد و 17 شهریور و اریامهر و شیروخورشید را توضیح دهید.
ششم: درستش اینه که بگی: برگردید به مواضع امام برگردید.
هفتم: انتقاد گروههای مختلف در فلسطین و لبنان و جاهای دیگر نسبت به حمایت ایران از حماس و حزب الله هیچ فرقی با انتقادهای سست و بی منطق جریان برانداز موسوی نسبت به حمایت ایران از حماس و حزب الله ندارد. معلوم است سکولارها و صهیونیستهای مسلمانی که در برخی احزاب فلسطین و لبنان لانه کرده اند برای اعتراض به ایران از اسرائیل بودجه سالانه می گیرند. شما کاری به دعواهای داخلی لبنان و فلسطین نداشته باش حماس و حزب الله خودشان توان دفاع از آرمان خود را دارند شما نگران 13 آبان باش و اینکه نکنه تلویزیون دوباره یه سریال درست حسابی درست کنه و شما به جای ول شدن توی خیابون پای ال ای دی ها و سینمای خانگی خود با یک پارچ پر از آب آناناس میخکوب بشی و انقلاب سبز را دوباره و دوباره به عقب بندازی.

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 14:59

اولا اینکه شما رو نه امام قبول داره و نه رهبری چون شماها از موقعیت سو استفاده کرده و قصد به هم زدن اوضاع رو دارید بعید هم نیست جزو فراماسونری باشید اما اینکه مشکلی در درون نظام پیش اومده در خوده خانواده هم حل میشه لازم نیست شما از این اوضاع برای ضربه زدن به حیثیت مراجع عظام تقلید استفاده کنید. ما هم هروقت لازم باشه برای دفاع از نظام وارد خواهیم شد. اما در مورد پهلوی انقدر فرافکنی نکنید امام فرمود شاه انسان خوش هیکلی بود و امام دوست داشتن هیکل ایشون رو داشته باشن پس بنا به تحلیل های جنابعالی امام هم مرتد بوده پس بیخودی خودتو فردی انقلابی جا نزن که نه امام قبولت داره و نه رهبری

نویسنده: نیایش
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 14:59

ما هم هروقت لازم باشه برای دفاع از نظام وارد خواهیم شد.""""" به این یکی خیلی خندیدم

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 15:40

رزمنده سلام
اگر امام خمینی از پهلوی حمایت کرده پس حتماَ آقای بهجتم بنده شیطان بوده!
مگه شما امام و رهبری پرستید؟ براندازان معمولاَ اینجور مواقع می گویند امام و رهبری را بت نکنید مهم آن است که خدا از شما راضی باشد. شما درسهای جین شارپ را خوب یاد نگرفتی و ظاهرا ناپلئونی قبول شدی. برانداز عزیز توجه داشته باش که پیوند زدن امام راحل و امام حاضر ما با گستاخیهای مستکبرین گذشته و حال غیر ممکن است. توده های ایرانی نیز مجذوب و شیفته دین هستند و به سند هزاران ساله ایرانی همواره موحد و دینمدار بوده اند. با پوسته بی مغز دین خود نمی توانید توده موحد ایرانی را به سمت هوای نفسانی خویش بکشید. قتل عام 60 هزار ایرانی هرگز از یاد ایرانی نمی رود و شما با تبلیغ و ترویج اریامهر و شیروخورشید یگانه هدف کینه و نفرین بازماندگان آن 60 هزار شهید یعنی بیش از 70 میلیون ایرانی خواهید شد. حال اگر قصد تخریب چهره امام راحل و حاضر را با ادبیاتی جدید و سخره آمیز دارید خیالتان تخت که این نظام و مقدساتش با همان 60 هزار شهید و 300 هزار شهید جنگ بیمه شده و بنابراین نوشته های قاتلانی چون شما را یارای مقابل با این سپر رحمانی نیست. قاتلانی که لقمه حرام توفیق درک حقیقت را از مشاعرشان ربوده و مهر کتمان بر چشم و گوشهایشان زده آنقدر این مهر محکم بوده که فقط نبیل ابوردینه را نماینده فلسطین می دانند و چون به نفعشان نیست خضر حبیب و كاید الغول و مشیر المصری و خالد المشعل و اسماعیل الهنیه و دیگران را فلسطینی نمی دانند. تنها لقمه حرام است که موجب می شود حمایت خضر حبیب و كاید الغول و مشیر المصری و خالد المشعل و اسماعیل الهنیه از مواضع ضدصهیونیستی ایران دیده نشود و تنها مواضع صهیونیستهای مسلمانی چون نبیل ابوردینه و خودگردانانش دیده شود.

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صدشکر که این آمد و صدحیف که آن رفت

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 16:25

ببین من هیچوقت نگفتم امام پهلوی را تایید کرد گفتم امام فرمود شاه ادم خوش هیکلی بود و دوست داشت هیکل شاهو داشته باشه بیخود شما به دامن امام و رهبری فرار نکن که اونام قبولت ندارن. اما در خصوص اینکه چه تهمت هایی به من زدید واگذار کردم به خدا. در زمانی که دولت فلسطین میذونید که دولت اونیه که تو انتخابات پیروز میشه نه حزب و دولت محمود عباس در جلوی بیش از 2000 نماینده جهانی پیروز شده مگر اینکه شما بگید ما از خود فلسطینیا بیشتر صلاحشونو میفهمیم چون مسلمانیم به هرحال شما از هر فرصتی برای برهم زدن ایتن انقلاب کوتاهی نخواهی کرد

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 18:1

رزمنده سلام
مهندس موسوی و پروفسور رهنورد اعلام کردند در آخرین بیانیه خود که در حضور نمایندگان جهانی در انتخابات خودگردان مهندسی آرا و تقلب گسترده صورت گرفته است بنابرین از نظر مهندس و پروفسور و ایضاَ شما اسماعیل الهنیه نماینده قانونی و رسمی فلسطین محسوب می شود.
چه انتخابات محترمی بوده که سران صهیونیست پروپاقرص هوای خودگردان را دارند و انگار نه انگار دشمن آن هستند. برانداز محترم همانطور که گفته شده فلسطین صاحب دارد و شما اگر بحثی داری یه کم زبان عربی یاد بگیر یا اگر ادعای زبان انگلیسی داری تشریف ببر تو سایت ها و وبلاگهای عرب زبان یا انگلیس زبان فلسطینی الاصلهای جهاد اسلامی و حماس و سایرین و با آنها بحث کن که آیا فلسطین باید از مواضع ایران حمایت کند یا نکند ما که با این همه بدبخت و بیچاره نباید وقت خود را صرف مباحث کشورهای دیگر کنیم!

تهمت؟ کدام تهمت؟ من بر مبنای نظریات شما کمی تبیین کردم که این نظریات مربوط به چه طرز تفکری می باشد حالا اگر اسم این تهمت است شما بگو تهمت اگر فحش است بگو فحش. شما ادعای حمایت از اریامهر داشتی و تبلیغ و ترویج اریامهر و شیروخورشید کردی ما هم به شما گفتیم یک قلم از شیرین کاریهای پهلوی قتل عام 60 هزار ایرانی بود و بر اساس حکم عقل و نقل کسی که از فعلی راضی باشد به مثابه فاعل آن فعل است به عبارت ساده تر چون شما به پهلوی افتخار می کنی بنا بر این و به حکم قرآن و عترت در ظلم آنها هم شریکی که یک نمونه آن 15 خرداد و دیگری 17 شهریور بود و بدان که از همان خونهایی که پدران پهلوی صفت شما ریختند و امروز کودکانشان چون شما از آن اقدامات لذت مندانه حمایت می کنند لاله دمیده لاله های غلامکبیری و ذوالعلی و دهها شهید دیگر که عنان عقلانیت و صبر و استقامت را از براندازان ربود.

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 18:38

احترامت دست خودت باشه اگه نمیتونی حرف منطقی بزنی لا اقل ادبو نباز . در ضمن برای بار اخر بهت میگم اگه نطظری داری بهتره در چهار چوب نظریات امام طرح کنی البته به صورت ریشه یابی نه کلمات عوام فریب

نویسنده: نیایش
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 18:38

اما امام چندتا از اعتقادات امامو میاریم در کنارش نظر شما هم میاریم
یک – جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر جمهوری ایرانی
دو – پشتیبان ولایت فقطه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد مرگ بر اصل ... و طبق گفته ی خود شما عامل بدبختی مردم !  فعلا همین دو تا باشه تا بعد

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 21:17

رزمنده سلام
برانداز گرامی بنده به شما احترام ندادم که شما پسش بدی. احترام را انسانها خودشان برای خودشان ایجاد می کنند. بنابراین گمان نکنم قاتلین 60 هزار ایرانی از طرف ایرانیان احترام دریافت کنند. نکند شما متوهم شدی که از نظر من قاتلان چند ده هزار ایرانی عزیز و محترم و گرامی هستند؟ خیر نیستند. همانطور که یزید و معاویه و اشعث و عمروعاص عزیز و محترم و گرامی نیستند. در چهارچوب کدام نظریات امام با شما بحث کنم؟ آخر مگر بحث کاریکاتوری هم نتیجه دارد؟ دفاع از اریامهر و شیروخورشید با دفاع از نظرات امام خوب یک کاریکاتور است دیگر و شما هم من باب ادخال سرور در قلوب مزاحم ما شده اید. در همان چهارچوب کاریکاتوری خود بگویید که فلسفه امام در برخورد با کسانی که قاتل و حامی قاتلان بیش از 60 هزار مسلمان ایرانی هستند چیست؟ نکند از نظر شما امام مسئول خونریزی آن 60 هزار نفر بوده زیرا مردم به خاطر حرفهای او قیام کرده و توسط طاغوت کشته شدند؟ امام قاتل 60 هزار نفر بود یا اریامهر؟ علی قاتل عمار بود یا معاویه؟ این مفهوم مغلوطی که شما سخره آمیز از امام برای خود بافته اید مفهومی مخدوش و شیطانیست. اریامهر و امام؟ کمی حرفه ای تر عمل کنید لااق نقیض هایی را به هم بچسبانید که کمی در رد شدنش تردید کنیم.
منطق؟ شما که منطقی هستی از منطق دفاع از اریامهر و شیروخورشید بگو. از منطق قتل عام و سفاکی و افتخار کردن به آن بگو. بگو که ساواک چه نسبتی با اریامهر عزیز شما داشت و ژنرالهای اسرائیلی چه نسبتی با این ساواک داشتند. از ماجراهای 15 خرداد و 17 شهریور که فردا سالروزش است بگو و بگو چقدر از خواندن و شنیدن نحوه تیرباران مردم در ژاله لذت می بری. بگو که بر اساس منطق شما چند ده هزار نفر دیگر باید بمیرند تا آتش خونهواری و سفاکی پهلوی صفتان فروکش کند. از منطق اینها بگو تا بگوییم.

نویسنده: محسن 2
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 21:54

فکر کنم مستی هروقت از امام خواستی بگو تا بگیم. نیایش خانم الان شاهد باش کی بی یادبه و حرف نمیزنی

نویسنده: نیایش
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 21:54

چرا انقدر حرفهای بی اساس میزنی ؟؟؟؟؟؟؟؟ خدایی بیا و اراده کن و منطقی وارد بحث بشو ببینم چه کاره ای دقیقا جواب تمام نوشته های براردمون مهدی را به بهانه های مختلف پیچوندی و ندادی خلاصه اینکه فرار کردی اصلا همونی که شما میگی
جواب نوشته ها را بده اگرم جوابی نداری یا سکوت کن یا مرد و مردونه قبول کن وگرنه این بهانه تراشی ها به جایی نمیرسونتت جز اینکه ثابت میکنه در برابر منطق برادرم چیزی نداری که بگی

نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: 22:15

رزمنده سلام
با نیایش چیکار داری جناب برانداز در مورد امام خمینی صحبت کن و از خودت بیشتر بگو دور هم باشیم و در مورد اینکه نظر امام در مورد قاتلان مردم و حامیان قاتلان دهها هزار از مردم بی دفاع چیه؟ نکنه از نظر شما صحبت کردن در مورد امام بی ادبیه؟ خوب پس ما بی ادبیم چون از امام حرف می زنیم. نگفتی که کجای قرآن و عترت نوشته که مسلمان یعنی آن کسی که داخل مرزهای تعیین شده از طرف انگلیس قرار دارد. نظر امام در مورد کمک به مسلمانی که خارج از مرزهای انگلیسی است چیست؟ نظر امام در مورد کمک به پاکستان چیست؟ نظر امام در مورد فرستادن فشنگ برای حماس و حزب الله چیست؟ نظر قرآن و عترت در مورد سوره مبارکه انسان چیست؟ تفاسیر و امام چه نظری در مورد این سوره دارند؟ پاسخ اینها را نیایش و بنده می دانیم شما بگو تا ببینیم در عالم توهم خود چه امامی را می پرستی.

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 0:21

اولا اینکه من امام نمیپرستم اگه قرار به پرستیدن امامه پس من بر این امام کافرم. اما اینکه گفتی مرز کلمه ی جالبی گفتی خب اگه این مرز از نظر شما بی اهمیته پس برات ارزشی هم نداره پس بذار کسی که این اب وخاک براش مهمه از سرنوشتش حرف بزنه. اما اینکه شما از مسلمانی حرف میزنی جالبه. خب شما به من بگو انفاق در راه خدا چه شرایطی داره؟ ایا خداوند فرمود تا خودت احتیاج داری به دیگران بده؟ یا نه گفت اول خودت بعد پدر ومادر و بعداقوام درجه یک وغیره؟ ایازمانمی که دولت اعلام میکند که خط فقر یعنی کسی که ماهی 600 هزار تومان درامدش کمتر باشد که البته در ایران امار دروغ است و به نظر بنده زیر 5/1 میلیون در ماه زیر خط فقره.جالبه یک داستانی براتون تعریف کنم شاید بیدار بشید.
یک انسان خییر چند وقت پیشا یک مقدار پول گذاشت برای اینکه با اون ارزوی بچه ها رو برطرف کنه. هر بچه ای نامه ای مینوشت یکی موتور میخواست یکی ماشین و..اما جالب توجه شما در نامه ی یکی از بچه ها نوشته شده بود من ارزو دارم یک تکیه مرغ بخورم. به والله قسم که انسان از شنیذن این حرفا نارحت میشه.ایا در حکومت علی کسی سر گرسنه زمین میذاشت؟ ایا رواست که ایران ملیاردها به فلسطین کمک کنه اما بچه ی همین اب وخاک ارزوی خوردن یک تکیه گوشت مرغ رو داشته باشه؟ کی رواست که ما تا این افرادو داریم به فلسطین کمک کنیم؟ اقایی که برای فلسطین یقه جر میدی ایا بچه ی این اب و خاک با داشتن منابع غنی نفت و گاز و اورانیوم و ............ که حسابش از دست من خارجه رواست ارزوی خوردن گوشت مرغ رو داشته باشه؟ من میگم ابتدا به ساکن از خودمون شروع کنیم بعد زمانیکه خودمون داشتیم خب وظیفه ی نه تنها دینی بلکه انسانی هم هست که به تمام مظلومین حتی در خود امریکا هم کمک کنیم. اما من وقتی میبینم که هموطنم پاره ی تنم ارزوی خوردن گوشت مرغ داره و اونوقت فلسطین داره اینطور تغذیه میشه خونم به جوش میاد نمیتوتم مثل شما باشم. اره اینه گناه من

نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 11:20

رزمنده سلام
نه گناه شما اونی که گفتی نیست. گناه شما چکیدن خون دهها هزار ایرانی از دستانتان است که به آن افتخار می کنید. شما چرا رمان تعریف می کنی؟ سند بیار به من با سند و مدرک بگو که بر مبنای کدام اصل قرآن یا عترت مبنای کمک کردن به یک مسلمان مرزهای انگلیسی است؟ سوال روشنه من با پدر و مادر و اقوام درجه یک کاری ندارم. شما از قرآن و عترت سند بیار که اگر در پاکستان سیل آمد و مثلاَ 20 میلیون آواره شدند و 3.5 میلیون از آنها کودک زیر 10 سال بودند و اتفاقا مسلمان هم بودند ما حق کمک کردن نداریم زیرا در داخل ایران که مرزهایش را انگلیس از پاکستان جدا کرده کسانی داریم که هنوز مرغ نخورده اند. با فیلم هندی بازی کردن که سند جور نمی توان کرد. خیال شما راحت اگر قرار بود یک نظام اسلامی بعد از دوران غیبت تشکیل بشود که بدون ظهور امام غائب طوری حکومت را اداره کند که همه جا مرغ مسمی باشد و هیچ زیر فقری هم نباشد و اوضاع گل و بلبل شود خیال خامی کرده اید. تمام تلاشها تنها این است که به این آرمان نزدیک تر شویم اما هرگز به آن نخواهیم رسید تا ظهور. اگر بنا باشد بدون ظهور به همه این آرمان شهرها برسیم که دیگر بودن یا نبودن امام غائب برای کسی اهمیتی نخواهد داشت. قرار است او بیاید و سیستم دقیق اسلام را پیاده کند. حتی امام شیعیان هم نتوانستند در دوران حکومتشان برای همه مرغ مسمی تهیه کنند توانستند؟ بنابراین با این منطق عجیب و غریب شما باید شاهد مرگ و میر دسته جمعی در پاکستان و یمن و فلسطین و لبنان باشیم تا ظهور زیا یقینا تا آن روز ما از پس مرغ نخورده های خود بر نخواهیم آمد. از مرز انگلیس بگویید از مرکاواهایی که قرار است شما در مرزهای کرمانشاه مقابلش بایستید بگویید؟
راستی امام زمان شما الان مخالف این است که شما بخشی از پول تو جیبی خود را بری رساندن ضروریات اولیه زندگی به پاکستان بفرستید؟ آیا امام زمان شما مخالف این است که بخشی از پول تو جیبی خود را به حماس و حزب الله بدهید تا با لوله های آب موشک بسازند و در برابر بودجه های صدها میلیارد دلاری غرب و صهیون مقاومت کنند؟ اشکالی ندارد اما امام زمان ما نه تنها مخالف نیست بلکه واجب هم می داند. قرائت شما با قرائت ما از امام زمان متفاوت است. نظر امام زمان شما در مود سوره مبارکه انسان چیست؟ نظر امام خمینی ات را که نگفتی لااقل نظر امام زمانت را بگو. نظر امام خمینی ات را نیز در مورد 17 شهریور و اریامهر نگفتی و نگفتی این دو چطور با هم جمع شدند اصلاَ اریاهر و امام خمینی و خاتمی چه نسبتی با هم دارند که شما جامع هر سه آنها هستی؟
شما که اهل داستان و رمان و فیلم هندی هستی به ما بگو که با این 3 روستا چه کنیم. روستای شماره 1 و 2 و 3. روستای شماره 1 و 2 در مرز کرمانشاه و عراق هستند. شماره 1 در ایران و شماره 2 در عراق و همسایه هم هستند روستای شماره 3 در سیستان است. هر سه روستا هم شیعه 12 امامی هستند. روستای شماره 3 مرغ ندارد آب آشامیدنی مناسب هم ندارد مدرسه هم ندارد. روستای شماره 2 علاوه بر اینکه آنها را ندارد بیماری لاعلاجی هم پیدا کرده اند و هر یکی دو ماه چند موشک هم از هواپیماهای امریکایی بر سرشان فرو می ریزد تروریستها پژاک هم هر وقت دلشان تنگ می شود چندتا بمب برایشان کادو پیچ می کنند و عده ای را زخمی و عده ای را می کشند. دولت عراق هم کاری با آنها ندارد و درگیر بازیهای خود است. امام زمان شما بین روستای2 و 3 چه تصمیمی میگیرد؟ آیا برای امام زمان شما ایرانی و عراقی بودن مهم است یا مسلمان بودن؟ عقل و نقل حکم می کند که باید هم به روستای 2 کمک کرد هم روستای 3 با رعایت فوریت در نیاز آنها. هر نیازمند مسلمانی که نیازش فوریت داشته باشد در اولویت کمک رسانیست چه در تجریش چه در بصره و چه در غزه. شما خوب اهل درک نیستی حتی درحد مادیون هم توان تحلیل و بالا پایین کردن نداری. خوب اینها همه از کینه است. کینه ذهن شما را منحرف کرده تا جایی که 2×2 را هم نمی توانی محاسبه کنی. برانداز محترم اگر به حماس و حزب الله فشنگ ندیم فردا باید علاوه بر فشنگ جوان هم بدهیم. این یک معادله بسیار بسیار سادست اگر درکش برایتان سخت است خیلی خوب اشکالی ندارد سیاست را رها کنید و بروید عابد مابانه کنج عزلت بگیرید و برای اریامهرتان طلب استغفار کنید. مادیون هم می دانند که پرداخت فشنگب هتر از پرداخت فشنگ + سرباز است.
این آیه یا روایتی که فرموده تا خودت احتیاج داری به کسی کمک نکن را برایمان با سندش بیار و تفاسیر مربوط به آن را هم برای من مطرح کن. اولاَ به من بگو که چطور یک روزه به اجتهاد رسیدی؟ زیرا دیروز برای فهمید ترجمه یک عبارت ساده یعنی "بل هم اضل" بحث اجتهاد را مطرح کردی برایمان سوال شد که اگر ترجمه یک جمله ساده نیاز به اجتهاد دارد پس استنباط از خانواده آیات و روایاتی که در مورد انفاق است به چه چیزهایی نیاز دارد؟ بگذریم حتما شما از شیخ صانعی یا شیخ منتظری اجازه استنباط داری. به هر حال از هر جا که اجازه داری به ما بگو تفاسیر مجموع آیات و روایاتی که در مورد انفاق هست چیست و چگونه از آنها استنباط می شود که ما نباید به یک مسلمان دیگر که خارج از مرزهای بریتانیا نهاد است کمک کنیم و نیز مجموع آن روایت و آیات را با سوره مباره انسان مقایسه کن و بگو این تناقض را چطور بایدحل کنیم؟ نکند ماجرای سوره مبارکه انسان را نمی دانید که وارد بحثش نمی شوید؟ اگر نمی دانید با یک جستجوی ساده اینترنتی پیدایش خواهید کرد. بعد از آنکه پیدایش کردید نگاهی هم به نظرات تفاسیر مختلف و امام راحل و سایر علما بیندازید و نتیجه نهایی را برای ما گزارش بفرمایید.

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 11:46

ای کاش یک مقدار شعور داشتی که این اب وخاک مقدس است و باید در مورد مرزهایش که هزاران انسان با ارزش تر از من و تو برایش پرپر شدند درست صحبت کنید. من با شمایی که برای هویت و اصالت و شرف این اب و خاک ارزش قائل نیستی چه حرفی دارم؟ یا اصلا چه حرفی میتوانم داشته باشم؟ شما که به همین راحتی وطن به بیگانه میفروشی، برای چه کسی ارزش قائلی؟ خب بنابر تفسیر شما ما باید میگذاشتیم عراق بیاید و خاک ما را تصرف کند چون عراق هم شیعه است و ما هم نباید از ایران پاکمان دفاع میکردیم. و اما دوم تو معلوم است از ان انسان های درد نکشیده ای هستی که با این حرفها پولی به جیب میزنی و منافعی داری که اینطور راحت از گرسنگی کودکان این سرزمین حرف میزنی. سوم شما در همین روستاهای ایلام و لرستان و سیستان و بلوچستان و کهکیلویه و بویر احمد و.... سر بزن تا طعم نداشتن اب و برق وگاز و خیلی چیزهای دیگر را بچشی و اونوقت بدانی که میدانی اما خودت را به ندانستن میزنی تا بدانی روستای شماره 1و2و3و4و5 همه در ایران هستند اما چشمان کور شما میبیند اما نمیخواهد که ببیند.سوم اگر اینکه شما سنگ انها را به سینه میزنید خب پس چرا جوان ایرانی 2 سال خدمت سربازی میرود؟ خب از همان فلسطینو بوسنی و عراق بیاورید. چهارم در حکومت علی یک نفر سر گرسنه زمین نمیگذاشت لا اقل در کوفه. اما در عجبم با این افکار خطرناک که میگویید باید امام زمان بیاید تا هیچکس گرسنه نخوابد؟!!!!!!!!!!!!!! چه کسی این حرف را زده؟ ما با داشتن منابع عظیم نفت و گاز و ................. باید در مملکتمان کسی سر گرسنه زمین بگذارد؟
کجاست کورش کبیر که ببیند از دل این اب و خاک چه انسانهای از خود بیگانه و عرب زده ای به و جود امده که حتی تمام حیثیت یک مملکت که مرزهای ان است را به سخره گرفته؟
اما من اون محسن نیستم که وبلاگ در مورد امام زمان نوشته تشابه اسمه اگر با اون حرف داری در وبلاگ خودش بزن

نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 12:23

رزمنده سلام
این فحشهایی که شما دادی متاسفانه به من بر نمی گردد که ایکاش بر می گشت. عقده و کینه شما از اسلام و عترت است زیرا از نظر اسلام مسلمان مسلمان است چه ترک چه فارس چه عرب چه سیاه و زرد و سرخ و چه سپید. لذا فحشها و بی شرمی های خود را نصیب اسلام کردید که همانا ریشه بت پرستیها و خودپرستیهای شما را درهم کوفت.
با محسن این وبلاگ و اون وبلاگ کار نداریم اینجا بحث اریامهر و خاتمی مطرح شد ما هم یادی از قتل عام 60 هزار نفری کردیم شما اگر نگران جابجا شدن اسمها هستی برای این دو تا اسم مشابه 1 و 2 بگذارید تا تکلیفتان روشن شود.
ملت عراق به ما حمله کرد یا دولت عراق؟ اگر اینطوری بخوایم بگیم که اصلا بر اساس منطق شما باید تمام اهل سنت و شیعیان غیر 12 امامی را مهدور الدم بدانیم زیرا عراقی ها که با امام حسین و امام علی و سایر ائمه علیهم السلام آنگونه ظلم کردند پس باید برای همیشه رهایشان کنیم تا از بدبختی بمیرند چون حقشان است! بنابر منطق شما باید تمام مسلمانان اهل سنت را به حال خود رها کنیم تا از بدبختی بمیرند زیرا به خلفایی اعتقاد دارند که آن بلاها را به وجود آوردند! شما که پرچم دار نهضت ضدعربی هستی باید به عرضتان برسانم در همان خوزستانی که شما در مردادماه تشریف برده ای و روستاهای فقیر نشینش را دیده ای که بدون برق و ایضاَ کولر گازی زندگی می کنند عربهایی ایرانی هم زندگی می کنند. شما با آن عرب ها هم مشکل داری طبعاَ؟ به کوروش جونت بگو بیاد همه این عربها را از دم تیغ بگذرونه چون یه روزی به ایران حمله کردند. البته شناسنامه هاشون رسماَ ایرانیست و دهها پشت ایرانی هستند اما از آنجا که ورودشان به ایران از دوران فتوحات است پس یقینا شما کینه خاصی باید نسبت به آنها داشته باشید. تفکرات شما واقعا مخاطره آمیز است. راستی این اقوام ترکی که در ایران هستند می دانید از کجا آمده اند؟ یک ریشه آنها بر می گردد به اقوامی با نام طیاطله که مربوط به همان دوران باستان شما هستند برخی دیگر نیز در دوران اسلامی و به ویژه با ورود سلجوقیان وارد ایران شدند. پارت و پارس و ماد هیچ کدام از این نژاد نبودند امر بفرماییید در یک اقدام ضربتی تمام اقوام ترک را هم از ایران اخراج کنیم تا حس پارس پرستی شما ارضا شود ما مفتخریم که از این شعور ها و غیرتهایی که شما دارید نداریم. اگر غیرت داشتید باید احساس مالکیت نسبت به قفقاز و پاکستان و افغانستان و عراق و حواشی خلیج فارس داشته باشی. تن کوروش و داریوش خشایار هم در گور از دست بی غیرتیهای شما در حال لرزیدن است که این قدر ساده و گستاخانه زحمات فراوان آنها را در فتح تمام این سرزمین ها فراموش می کنید و در حالی که بیش از 200 سال نشده که پاکستان و افغانستان و امثالهم را از ارثیه کوروش ما جدا کرده اند اینگونه بر جانفشانی های کوروش کبیر لگد می زنید.

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 12:40

بله مثل اینکه فاموش کردید زما نیکه سر مبارک امام حسین را به عراق اوردند عداه ای گریه کردند و حضزت رقیه فرمودند بگریید که چشمانتان همیشه گریان باد
خدا را شاکرم که این نسل که انطور به مولایمان حسین جفا کردند روی ارامش نمی بینند. یا همان قومی که به پیامبر گفتند قبله ی خود را عوض کن و تمامی پیامبران را ازار دادند و قاتل پیامبران بودند روی ارامش نمی بینند. فراموش نکنیم که این نسل همان نسل مثیفی هستند که با امام حسین چه ها کردند. شرمنده هروقت کربلا فراموش شد این قوم ملعون نیز فراموش خواهند شد. اما در مورد کوروش و داریوش شما حرف نزن شما از همون اسماعیل هنیه بگی بهتره. راستی مشرف شدی کربلا؟ که چطور همون عراقی ها میگن ایرانی نجس اره؟

نویسنده: مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:0

رزمنده سلام
ظاهراَ وبلاگیستهای براندازمان دیگر حرفی برای گفتن ندارند. هر چه داشتند در این 100 کامنت مطرح شده و پاسخهایشان هم داده شد هم مطالب آنها هست هم مطالب ما. همان طور که گفته شد این افراد مخاطب ما نیستند و ما تنها برای تبیین افکار و خطرات آنها مخاطبشان قرار دادیم و الا انتظار تاثیر این کلمات بر کسانی که مفتخر به قتل عام 60 هزار ایرانی هستند و در عین حال از کوروش و خشایار هم دم می زنند و هم زمان امام راحل را با خاتمی و اریامهر جمع می بندند پیشه ما نیست. با توجه به کامنتهای آخر این براندازان محترم که از چهارچوب بحث منطقی خارج شده و برای فرار از پاسخ دادن به پرسشهای متعدد قبلی ما دست و پا می زنند بهتر آن است که برای کمتر رنجیده شدن آنها کامنتهای بعدیشان اگر ناظر به خط اصلی بحث و پاسخ دادن به پرسشها نباشد تایید نشود تا لااقل به تلف نشدن وقتشان کمک کنیم. خود آنها به دلیل آنکه معادلات بسیار ساده ای را که گفتیم نمی توانند حل کنند به همان علت از درک اینکه در حال تلف کردن وقتی هستند که 124000 نبی نتوانستند آن را در قالب حکومت ایجاد نمایند نیستند به جز مُلک سلیمان.
تماشای فیلم مُلک سلیمان را که اکرانش بعد از ماه مبارک آغاز خواهد شد به تمام دوستان عزیزم توصیه می کنم. حتماَ چه با خانواده چه با دوستانتان تماشای این فیلم بر روی پرده را از دست ندهید.
اگر براندازان محترم حرف جدیدی داشتند اطلاع دهید خدمت برسیم.
التماس دعا علی یارتان

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:0

سلام
خسته نباشی آقا مهدی
اینها از اول هم حرفی برای گفتن نداشتند در هر صورت ما گفتنی ها را گفتیم و حالا دیگه خود دانند به قول شما هم کامنتهای ما اینجاست و هم کامنتهای آنها خوانندگان خود قضاوت خواهند کرد در مورد تایید نظرات هم حق با شماست اگر اینها به فکر تلف شدن وقتشان نیستند برای ما وقت ارزش دارد یا علی

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:21

آفتاب: سخنگوی محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین در یکی از تندترین اظهارنظرها علیه ایران، مسئولان کشورمان را متهم به سنگ‌اندازی و دخالت در روند صلح خاورمیانه کرد. به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری رسمی تشکیلات خودگردان فلسطین ( وفا ) " نبیل ابوردینه" سخنگوی محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطین به اظهارات اخیر محمود ‌احمدی‌نژاد در انتقاد از گفت‌و گوهای مستقیم صلح خاورمیانه در نماز جمعه روز قدس در تهران واکنش نشان داد. این مقام فلسطینی مدعی شد: احمدی‌نژاد نماینده مردم ایران نیست چرا که در یک انتخابات مجعول پیروز شد و با سرکوب مردم ایران قدرت را قبضه کرد! وی صلاحیت اظهارنظر درباره فلسطین و رییس‌جمهور آن (محمود عباس) را ندارد. ابوردینه در ادامه اظهارات بی‌سابقه خود افزود: آقای عباس در یک انتخابات آزاد و با حضور بیش از 2 هزار ناظر بین‌المللی به ریاست‌جمهوری فلسطین برگزیده شد. اظهارات بی‌سابقه این مقام فلسطینی در پاسخ به اظهارنظر روز جمعه احمدی‌نژاد ایراد شد که طی آن احمدی‌‌نژاد مذاکرات مستقیم صلح بین تشکیلات خودگردان فلسطین و دولت اسراییل را از قبل شکست خورده اعلام کرد.
احمدی‌نژاد در سخنان خود دلیل شکست مذاکرات را در شرف نابودی بودن اسراییل دانست و نیز رییس تشکیلات خودگردان فلسطین را با واژه " اسیر" خطاب کرد.
گفت ‌و گوهای مستقیم صلح خاورمیانه چهارشنبه هفته گذشته با میانجی‌گری آمریکا در واشنگتن برگزار شد و قرار بر این شد که از این پس نتانیاهو و عباس هر دو هفته یک‌بار به طور مستقیم با یکدیگر مذاکره کنند.
نیایش خانم اینم منبعش برید حال کنید

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:21

اولا که وقتی میخوان به یه نفر منبع بدن لینک خبرو میدن نه اینکه یه "آفتاب" بذارن اول نوشته های قبلیشون !!!!!!!!!!!!!! دوما یکی باید برای شما فرق ملت را با دولت روشن کنه
ببین "ملت" با "دولت" متفاوته سوما ما فرض را بر درستی این خبر میگذاریم
وقتی که اربابان این جناب محمود عباس،یعنی مقامات آمریکایی انتخابات ایران را تایید کردند و گفتند تقلبی در کار نبوده و احمدی نژاد را به رسمیت شناختند حرفهای نوکرشون چه ارزشی داره مورد دیگه هم اینکه ما با دولت فلسطین کاری نداریم . این مردم فلسطینند که مظلومند و چشمشون به حمایت ایرانه این محمود عباس دقیقا یه اسیره توی دست صهیونیستها دم احمدی نژاد بابت این حرفش گرم اما یه نکته ام اینجا داره چطوره که شمایی که ادعای مرز و بوم داری،از اراجیف یک اسیر علیه رییس جمهور این مرز و بوم -حالا چه قبولش داری چه نه- توی دلت عروسی گرفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:26

همه شاهدن که تو هیچی برای گفتن نداشتی نگفتی جواب ندادی شما که مرزو قبول نداری پس چرا از این اب و خاک حرف میزنی؟ حروقت مرزو قبول داشتی بیا 1 سوال به یک سوال بحث میکبنم

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:26

جواب شما به تمام کامنتهای برادرم مهدی ،بهانه تراشی های مختلف بود و هربار یا پشت امام قایم شدی یا پشت رهبری قایم شدی و یا اینکه ادب را بهانه کردی غیر از این است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر هم جوابی نوشته ای که در کامنتها موجود است یا شدیدا خلط مبحث کردی و یا چیزهای کاملا بی ربط نوشته ای فقط نگاهی گذرا به کامنتهای شما دو نفر ادعای من را ثابت میکند لابد شما این مرز و بوم را قبول داری شمایی که از قاتل 60هزار ایرانی دفاع میکنی راستی جناب مهاجرانی پیشنهاد جدیدی برای اربابش نداده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو رو خدا ببین کیا ادعای مرز و بوم دارند !!!!!!!!! جوانان ما زیر خروارها خاک رفتند تا اتاق فکر لندن نشین شما دستور حمله به ایران را صادر کند ، بله ؟؟؟؟؟ این کامنتت هم به بهانه تراشی های دیگرت برای فرار از بحث اضافه شد خودت بشین از اول کامنتها سوالات بی جواب ما را فهرست کن وقتی اونا رو جواب دادی اون وقت بیا یه سوال به یه سوال بحث کنیم

نویسنده: محسن 2
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:45

نیایش خانم این برادر شما ...

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 17 شهریور1389 ساعت: 13:45
مثل اینکه اعصابت خورد شده به هزیان گویی افتادی

مناظره وبلاگی 4 بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیم

همت مضاعف و کار مضاعف


مناظره وبلاگی 4

بخش اول

مناظره وبلاگی زیر در خرداد و تیر 1389 در وبلاگ صبح دیگری در راه است انجام گرفته که تحت عنوان مناظره وبلاگی 4 و در دو بخش تقدیم می شود. محور اصلی این مناظره در باب رهبری و مرجعیت حضرت امام خامنه ای است و در کنار آن موضوعات متعددی دیگری نیز مورد بحث قرار گرفته است:

نویسنده: نیایش
چهارشنبه 5 خرداد1389 ساعت: 16:53

سلام. جاسبی اصلا به طور غیرقانونی رییس دانشگاه آزاد شده و حالا کنار هم نمیکشه
صلاحیت رئیس دانشگاه آزاد بر اساس اساسنامه قبلی این دانشگاه باید به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌رسید که آقای جاسبی این مراحل را طی نکرده و به همین دلیل رئیس غیرقانونی دانشگاه آزاد است.
در هر صورت منم با رسایی موافقم و جمله ی اونو می نویسم:
خرمشهر را خدا آزاد كرد و با عنايت خداوند دانشگاه آزاد اسلامي را نيز خداوند، از دست مسئولان آن آزاد خواهد كرد.
دانشگاه آزاد ملک خصوصیه کسی نیست
به امید برکناری جاسبی از ریاست دانشگاه آزاد اسلامی
این گردبادهای به طوفان درآمده/تسلیم رهبرند که طغیان نمیکنند.
فکر کردید چرا کروبی و موسوی همینطوری آزادانه بیانیه میدند و ما سکوت کردیم
فقط به خاطر حرف رهبر عزیزمونه
ایشون بهتر از ما میدونه چیکار باید انجام بده
کافیه فقط رهبر دستور بده
اون وقت در عرض یه روز سرانتونو سر جاشون میشونیم

یه حدیث نبوی هست که آقای پناهیان در برنامه ی دیروز امروز فردا گفت:فتنه های صدر اسلام نیروهای خدمتگزار و مومن را از بین می بره،اما فتنه های آخر الزمان صاحبان فتنه را از بین میبره.
بر طبق این حدیث به نظرتون عاقبت این سران فتنه چیه؟
خودشون با دست خودشون،خودشونو از بین میبرن
موسوی که به قول یارش خاتمی با اون بیانیه اش در دفاع از آدمکشها و تروریستها آبروی نداشته یشان را هم برد
در هر صورت به قول امام خمینی(ره): تا ظلم هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.
و به قول شهید باهنر
بسیجی خستگی را خسته کرده است
نویسنده: مارال - برای نیایش
چهارشنبه 5 خرداد1389 ساعت: 22:59

سلام
این گردبادهای به طوفان درآمده ! بیشتر سر و صدا دارند و های و هوی  تا اینکه کار مثبتی انجام دهند .
البته طبیعت گردباد و تندباد طبیعت تخریب کننده و بدون تعقل و صرفا یک
سیستم بی تفکر هیجانی و گذراست !
اگر حرف شما در تبعیت از رهبری درست باشد پس باید تجمع در جلوی منزل کروبی و تخریب و تعرض به ملک شخصی ایشان را با دستور رهبری بدانیم و تعرض و حمله وحشیانه اوباش در قزوین و نمایشگاه مطبوعات در تهران با دستور رهبری و حمله لباس شخصی های چاقوکش و چماق به دستان به کوی دانشگاه در سال قبل و سال 78 با تایید و دستور ایشان
همراه بوده است و ..... ولی من میگویم اینطور نیست. اما چیزی که واضح و مبرهن است وجود یک جریان متعصب و خشک مغز که خود را فراتر از همه و هرکس میدانند و خود تفسیر از دین میکنند و مرجع تقلید هم مسلک خود دارند و خود قاضی و محکمه و رای هستند
و همه در نظرشان مرتد هستند و مهدورالدم و آماده کشتن و قتل . این جریان که مهندس موسوی از آن به احساس خطر یاد میکرد متاسفانه در جایی لانه کرده است که باید حافظ مال و ناموس و شرف یکایک ما ملت ایران اعم از هر رای و نظری باشد ولی به جای تعقل و تفکر ودوراندیشی متاسفانه بلاهت و گزافه گویی وحرافی و دروغگویی وخرافه بافی و درشت
گویی و خودبزرگ بینی و تحقیر ملت بزرگ ایران با حرفهای احمقانه و بی  خردانه که دود از سر هر انسان عاقلی بلند میکند ، در این مقام رسوخ کرده و کسی که شخصیت نازل و حقیرش به اندازه اداره یک شهر کوچک هم نبوده و نیست در قحط الرجال مردان شیرافکن این مرز و بوم و با بی درایتی عوامل یک کودتای ننگین تکیه بر مسند بزرگی زده است . این جریان مخوف قصد نابودی فرهنگ و تمدن ایرانی ، نابودی اقتصاد تازه شکل گرفته این مملکت ، به تاراج بردن منابع ملت بزرگ ایران ، رواج خرافه پرستی و برگشت به دوران عصر ماقبل تمدن ، رواج چهره خشن و دور از فرهنگ از  اسلام و دین مهر و محبت را دارد و در این راه نقاب از چهره برداشته و بی پرده
یکه تازی میکند .
نویسنده: نیایش-مارال
پنجشنبه 6 خرداد1389 ساعت: 19:18

سلام
دوست عزیز کامنت شما شاید برای من بوده باشه اما جوابی به نوشته ی من نبوده
متاسفانه شما چیزهایی را تکرار کرده اید که قبلا نیز برای من نوشته بودید و بنده هم جوابتان را داده بودم و شما نیز جوابی نداشته و سکوت کرده بودید. وحالا بعد از مدتها همان حرفها را با بی ربطی تمام به کامنت من نوشته اید. نوشتید:
این گردبادهای به طوفان درآمده ! بیشتر سر و صدا دارند و های و هوی تا اینکه کار مثبتی انجام دهند . البته طبیعت گردباد و تندباد طبیعت تخریب کننده و بدون تعقل و صرفا یک سیستم بی تفکر هیجانی و گذراست ! این جمله ی شما توهین به مردم عزیز این کشور بود این نوشته چه معنایی دارد؟ مارال خانوم کار مثبت این مردم را ببینیند این مردم بودند که فتنه ی فتنه گران انتخابات و عاشورا و 22بهمن را دفع کردند تئوری انقلاب مخملی در تمام کشورها بلا استثنا جواب داده بود.تنها کشوری که موفق به اجرای انقلاب مخملی در آن نشدند ایران بود
چرا؟چون مردم پشت این نظام بودند مردم 9 دی،22بهمن و غیره همین مردمی که از نظر شما تنها های و هوی دارند انقلاب را به وجود آودند و حالا حاضرند جانشان را هم برای دفاع از انقلاب   آرمان های امامشان فدا کنند. حاضرند برای دفاع از ولایتی که امام راحل از همه بیشتر برای حفظ مملکت آن را ضروری میدانستند کفن پوش به خیابانها بیایند و با شعارهایشان مشت به دهان کسانی بکوبند که قصد دارند جمهوری اسلامی امامشان را به جمهوری ایرانی تبدیل کنند
همین مردم بودند که تودهنی زدند به کسانی که ضد این نظام بلند شده بودند
نظامی که موسس آن امام راحل بود. و باز هم همان امامی که جناب موسوی با نامش در زمان انتخابات رای جمع کرد جناب موسوی مگه شما نبودی که توی مناظرات گفتی تنها راه نجات مملکت در امروز بازگشت به خط امام و راه امام و اعتقادات امام است مگه امام نفرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد؟؟؟؟؟؟ مگه اعتقاد امام جمهوری اسلامی ایران،نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر نبود؟؟؟؟؟؟ مگه راه امام حفظ نظام از اوجب واجبات است نیست؟؟؟؟؟؟؟؟ در جایی دیگر نوشته بودید: این جریان که مهندس موسوی از آن به احساس خطر یاد میکرد متاسفانه در جایی لانه... میدونی این مردی که احساس خطر میکرد کیه؟ این مرد همونیه که یه زمانی گزارش خالی بودن خزانه رو به امام داد و امام مجبور شد قطعنامه را امضا کنه که بگه جام زهر نوشیدم و حالا بعد از 20 سال که من جوون تا قبل از انتخابات اسمش هم نشنیده بودم و توی این 20 سال این مرد حتی توی نماز جمعه ای که آقا اقامه میکرد هم شرکت نکرده بود،میاد و میشه عامل فتنه و عروسک خیمه شب بازی اسراییل
دل دشمنای اسلام و ایرانو شاد میکنه این مرد همونیه که نمیدونم وسط جنگ دوباره واسه چی زده بود به سرش و میخواست استعفا بده که امام را عصبانی کرد و امام بهش گفت حالا هم وقت استعفاست به نظرت اگه امام الان بود بهش چی میگفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون وقت که توی این نظام مسوولیت داشت احساس خطر نمیکرد نه؟؟؟؟؟ این مرد همونیه که تحت لوای کثیف او به آقا سیدالشهدا توهین کردند و در روز عاشورا حرمتش را شکستند
این مرد یه آدم ضعیف و سست عنصره که مخالفت هاشو فقط بلده با بی قانونی ابراز کنه
واقعا این قسمت از نوشته تان مرا به خنده انداخت: اگر حرف شما در تبعیت از رهبری درست باشد پس باید تجمع در جلوی منزل کروبی و تخریب و تعرض به ملک شخصی ایشان را با دستور رهبری بدانیم و تعرض و حمله وحشیانه اوباش در قزوین و نمایشگاه مطبوعات در تهران با دستور رهبری و حمله لباس شخصی های چاقوکش و چماق به دستان به کوی دانشگاه در سال قبل و سال 78 با تایید و دستور ایشان همراه بوده است و ..... ولی من میگویم اینطور نیست.
مرحبا به شما با این قدرت سفسطه به جای این سفسطه ها لطف میکردید جمله ی رهبری را که از آن صحبت میکنید می آوردید؟؟؟ من به شما میگم اگه طومار کروبی و موسوی و خاتمی تا الان به دست مردم پیچیده نشده به خاطر حرف رهبریه عزیزه شما میگی نمیدونم پس فلان کار و فلان کار هم به دستور رهبری بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عجب از شما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
رهبری بودند که به ما فرمودند: ما تا جایی که می توانیم و راه دارد با آنها کنار می آییم و نرمش به خرج میدهیم و سکوت میکنیم وگرنه عصبانیت مردم بعد از روز عاشورا که دیگه تمام عقاید و اعتقاداتشون به بازی گرفته شده بود اصلا خاموش شدنی نبود و طومار این سران فتنه را همان وقت پیچیده شده بود شما میدانید در دادگاه ها مطابق قانون عمل نمیشود وگرنه باید امثال موسوی و کروبی هم اکنون در حبس ابد به سر می بردند نه اینکه آزادانه بیانیه بدهند و از تروریستها و آدمکشها هم حمایت کنند در دادگاه های ما با مجرمان بزرگ درست برخورد نمیشود نوشتی حمله ی اوباش در قزوین و نمایشگاه کتاب منظورت از اوباش همان محافظان سلاح به دست کروبی است که بر روی مردمی که علیه کروبی شعار میداند اسلحه  شیدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منظورتان همان اوباش است نکند انتظار دارید مردم با دیدن کروبی مصافحه و روبوسی کنند؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما چطور رویتان میشود که از سال78بنویسید؟؟؟!!!!!!!!!!!! والله سنگ پای قزوین هم جلوی شما از رو رفت شما به من بگو این اقلیت مطلقی که از آنها حمایت میکنی چه جنایتی ماند که انجام ندهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از کشتن بسیجیان که بهترین ملت ما هستند تا آتش زدن مسجد و عکس امام و رهبری عزیز و شعار علیه مقدسات و هتک حرمت امام حسین و ... در رابطه با بقیه ی کامنتتان هم فقط و فقط کلی گویی و ادعاهایی بود که مسلما باز هم دستتان برای اثباتش خالی است.
شما باز هم بعد از یکسال از تقلب و کودتا برای من نوشته ای صحبت از تقلب(ادعای دروغینی که توانایی اثبات آن را نداشتید)نهایت تعصب شما را میرساند وگرنه دیدن دروغی به این بزرگی چشم بصیرت نیاز ندارد در جایی هم نوشته بودید: ... و کسی که شخصیت نازل و حقیرش به اندازه اداره یک شهر کوچک هم نبوده و نیست در قحط الرجال مردان شیرافکن این مرز و بوم و با بی درایتی عوامل یک کودتای ننگین تکیه بر مسند بزرگی زده است . این جمله تان واقعا خودبزرگ بینی است شاید از نظر شما شخصیت رییس جمهور این گونه بوده که البته به ایشان رای هم نداده اید ولی لطف کنید و به رای 25 میلیون هم وطن خود که این توانایی را در شخصیتی همچون احمدی نژاد دیده اند توهین نکنید
نویسنده: مارال - برای نیایش
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: 2:30

سلام
من هیچگاه نگفتم رهبری فرمان تعرض داده اند بلکه خواستم بگویم عوامل خودسر و افراطی بدون اذن و فرمان ایشان هرکاری که به ذهن حقیرشان برسد انجام میدهند آن هم بلادرنگ .
یعنی میخواهید بگویید خزانه مملکت در اواخر جنگ خالی نبود و به امام گزارش غیر واقع دادند؟؟ این را که رهبری هم بارها تاییدکردند. نکند شما شوخیتان گرفته ؟ یا آنقدر بی اطلاع از وضعیت آن روزها و ایام آخر جنگ هستید یا ندانسته حرفهای دیگران را تکرارمیکنید. به نظرم در قزوین کروبی و محافظانش خودزنی کردند و به سمت ماشین خودشان تیراندازی کردند . لااقل عکسهای آن حمله وتعرض را یک نگاه سرسری میانداختید . حتما جنبش سبز به خانه کروبی حمله کرد و شیشه و در خانه ایشان را تخریب کردند ؟! حتما چند روز قبل خود ابطحی ماشینش را خرد و خمیر کرده ؟ حتما بعد از انتخابات خود دانشجویان در کوی دانشگاه خودشان را
کتک زدند ؟؟ تئوری انقلاب مخملی !! به نظرم منظورتان کودتای مخملی بود که کودتاگران نتوانستند به خواسته شومشان برسند و هزینه اش را هم هنوز دارند میدهند. به نظر شما تقلب در انتخابات احتیاج به اثبات دارد؟!  انتخاباتی که تایید کننده آن یعنی شورای نگهبان بعنوان مبلغان و سخنرانان میتینگ های انتخاباتی احمدی نژاد ، خودشان را به آب و آتش میزدند تا برایش رای جمع کنند آیا میتوانند بی طرفانه حکم به تایید بدهند ؟ آفتاب آمد دلیل آفتاب . نمیخواهم به این دور و تسلسل باطل ادامه بدهم ولی در مقام یک سوال از شما میخواهم دیکتاتوری و حکومت استبدادی و نشانه های یک حکومت مستبد و غیر مردمی را برای من ودوستان توضیح بدهید تا بحث جدیدی را شروع کنیم .
نویسنده: مهدی ابراهیمی
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: 11:48

رزمنده سلام
بحث جدید؟ بحث جدید بر پایه های سوالات بی پاسخ آب در هاون کوبیدن است. بحث جدید با حامیان نظریات ماکیاول مانند هزینه کردن اسکناس زبان بسته برای خریدن سیگار است. با کسی (آیه 0001 مارال) که صریحا می نویسد مخاطب خس و خاشاک توسط دکتر تمام ملت ایران بوده اند چطور می توان بحث جدید آغاز کرد؟ لازمه بحث ارائه و پذیرفتن استدلالات منطقیست اما شما نه استدلال منطقی ارائه می دهید و نه استدلال منطقی را می پذیرید. لازمه بحث شناختن ادبیات زبانیست که با آن بحث می کنیم اما شما در شناخت این ادبیات مشکل دارید و تفاوت فعل و قید و ضمیر و فاعل را تشخیص نمی دهید.
پخش مستند وزین "شجریان" از رسانه دوست و برادر "بی بی سی فارسی" را گرامی می داریم و از حامی موسیقیایی بحث خس و خاشاک بابت اکران این مستند تشکر می کنیم و نهایت مراتب تاسف خود را مبنی بر اینکه ایشان به دلیل پا به سن گذاشتن نتوانستند یک کنسرت "سوسن خانم" هم برای "بی بی سی" اجرا کنند اعلام می داریم.
اعدام ظالمانه و ددمنشانه عبدالحمید ریگی را نیز به منادیان صلح بشری و حقوق به تاراج رفته انسان ایرانی سرکار پروفسور رهنورد و مهندس موسوی تسلیت عرض می نماییم.

اعدام 5 تروریست قبلی و عبدالحمید ضربه کوبنده ای بر پایه های ظلم حکومت دیکتاتوری ایران بود که به زودی و بعد از گذشته دهه ها و سده های دیگر فرو خواهد ریخت.
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: 12:41

سلام
سوال شما بارها و بارها توسط دوستان پاسخ داده شد اما متاسفانه شما به دنبال سوال و جواب نبودید بلکه فقط دنبال این بودید که اثبات کنید که جوابی پیدا نکردید.  در آستانه اولین سالگرد کودتای مخملی جریان بلاهت و افراطی گری به همه دوستان میگویم در 22 خرداد امسال هیچ اتفاق خاصی برای جنبش سبز و جریان مستبد حاکم نمی افتد بلکه ما باز شاهد ترس و بزدلی یک حکومت استبدادی و پر کردن تمام خیابان ها و میادین از  نیروهای نظامی و شبه نظامی و چماق محور و عصبانی و غیر عادی  خواهیم بود . چون شما بیشمارید و ما عده ای قلیل و انگشت شمار! ولی نمیدانم این همه ترس برای این عده قلیل چرا ؟! برادر من شما
همین سوال مرا جواب بده نمیخواهد در مورد دیکتاتوری و استبداد و  حکومت غیر مردمی بر پایه عوام فریبی دینی و مذهبی را توضیح بدهید. چون هم شما و هم میدانیم که اگر تعریف این واژه ها را بکنیم ،الگوی مناسب آن در نزدیکی ما و حاکم برماست و احتیاجی نیست تا تاریخ
و سیاست را ورق بزنیم و به نمونه هایی همچون پینوشه و استالین و .... برسیم . ادبیات ما چه مشکلی دارد که در شان و منزلت شما بزرگوار نیست ؟ دوست من ، برادر بزرگوارم ما که نتوانستیم سوال شما را پاسخ بدهیم. شما پاسخ سوال بالای مرا بدهید بلکه استدلال منطقی و ادبیات خاص شما را ببینیم و از این دور باطل یک ساله بیرون بیاییم و یک سمت و سوی
دیگر به بحث ها بدهیم . اگر هم ما در شان شما عزیز بزرگوار نیستیم که همینجا عذر تقصیر و کوتاهی قلم مرا بپذیرید. در ضمن آهنگ سوسن خانم فکر کنم اجرای یک بنده خداییست که نمیتواند یک جمعیت 70 میلیونی را اداره و ساماندهی کند و در بلاهت کامل حکم به
ازدیاد نسل میدهد و صد البته به فکرجمعیت 150 میلیون نفر افتاده است !!!!
نویسنده: مهدی ابراهیمی
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: 17:3

ترسیدن یک حق است به حقوق هم احترام بگذاریم.
به روی چشم جواب شما را میدهم اما خاطرتان باشد همانطور که خودتان هم همین آخر نوشتید شما و دوستانتان بعد از ماهها بحث و کلنجار نتوانستید پاسخ سوال ما را بدهید که مهندس خس و خاشاک را از کجا وارد بیانیه خود کرد البته شما میخواستید جواب بدهید اما ماکیاول نگذاشت.
ما برای مقابله با اوج شهرآشوبگری های جریان منتسب به امام خمینی در خرداد 88 که به نام امام مردم را راهی قبرستان و بیمارستان کرد از 30 درصد نیروی فعال بسیج و حدود 25 درصد نیروی انتظامی و یگان ویژه استفاده کردیم. اگر به نظر شما تعدادشان خیلی زیاد بوده به خاطر این است که شما برآوردی از نیروهای فعال در پلیس و بسیج ندارید و اگر احیانا به جای 30 درصد 31 درصد از آنها استفاده می شد حتما الان کامنت می زدید و میگفتید رژیم آنقدر ترسیده بود که برای مقابله با ما از فلسطین و لبنان یگان ویژه آورده بود زیرا خودش این همه نیرو ندارد. حالا چرا از 30 درصد استفاده کردیم خوب بالاخره جریان برانداز با دست خالی که وسط میدان نمی آید سنگ و چماق و بنزین و مولوتوف هم با خود می آورد بمبهای دست ساز ریگی و دارو دسته اش هم که بود خوب برای مقابله با این جریان برانداز هر حکومت دیگری بود مثل چین و فرانسه و امریکا تانکهای خود را وسط شهر می آورد حالا ما به جریان برانداز لطف کردیم و به جای تانک با چهارتا بچه بسیجی و پلیس جمعشون کردیم شما چرا ناراحتی؟ بله که ما میترسیم. ترسیدن یک حق است و ما از جزیان برانداز میترسیم که مقابلشان می ایستیم. شما ترسیدن را برابر ضعف نگیر. آن چیزی که برابر ضعف است این است که جریان شما معتقد به یک رای 30 میلیونی بود اما یک سال است که این 30 میلیون کاری نکردند که نکردند زیرا 30 میلیون شما توهم بود. اگر توهم نبود پس شما ضعیفید که با 30 میلیون سرباز هنوز هم ما را زیر چکمه های استبداد به حال خود رها کرده اید. ما از جریان برانداز میترسیم که 60 صفحه 60 صفحه مناظراتمان را پست میکنیم و 100 تا 100 وبلاگ میزنیم شما که نمیترسید به چندتا از مناظرات ما پاسخ دادید؟ همین مناظره خس و خاشاک را پاسخ بدهید ما دست بسته تسلیم شماییم.
@: مجددا اعدام ددمنشانه عبدالحمید را به شما و جریان شما تسلیت میگویم
@: مهندس و رهنورد بیانیه در مورد ظالمانه بودن این اعدام نداده اند هنوز؟
@: والا اون شجریانی که ما مستندشو هفته پیش تو رسانه دوست و برادر "BBC Persian" دیدیم با هر سازی که آقای صبا براش میزد رقصید گفتیم شاید ته دلش فقط مونده باشه که "سوسن خانم" هم براشون بخونه اما امان از پیری و هزار ...
@: احیانا اگر به غیرتتان برخورد که بحث خس و خاشاک را تکمیل کنید متن ویرایش شده آن موجود است کمی زحمت شما را میخواهد.
@: در ضمن سوال خس و خاشاک توسط کدام یک از دوستان شما بارها و بارها ژاسخ داده شد؟ منظورتان سعید است؟ او که وسط کار رفت و 4 سوال ما از خودش را بی پاسخ گذاشت. منظورتان سبز است؟ خوب او هم که پذیرفت بهربرداری هوشمندانه بوده و بدون اینکه خود بخواهد مفهوم سواستفاده مهندس را منتقل کرد و قهر کرد و رفت و هنوز هم که هنوز است پاسخی نداده. منظورتان مارال است؟ خوب او هم که مشکل ادبیات فارسی دارد و مخاطب آن عبارت را ناجوانمردانه تمام ملت ایران میداند. این دوستان شما که بارها و بارها پاسخ ما را دادند احیانا نامرئی که نیستند؟
@: در ضمن در آشوبهای پارسال فقط پلیس و بسیج وسط میدان بودند با آن ترکیب درصدی که گفتم و نیروی زمینی سپاه دست بر زیر چانه داشت و از بالا فقط تماشا می کرد حالا اگر روزی لازم شود که آنها هم بیایند خوب باید منتظر ماند و دید و البته جریان برانداز حق ترسیدن دارد و ترسیدن مساوی ضعیف بودن نیست بلکه به هدف نرسیدن مساوی ضعیف بودن است و هدف شما انقلابست رنگی یا غیر رنگی و هدف ما مقابله با انقلاب شما رنگی یا غیر رنگی.
@: یک در ضمن دیگر و آن اینکه سفارت مالدیف فراموش نشود.
@: و در ضمن آخر اینکه خس و خاشاک هم فراموش نشود. شما هنوز هم معتقدید که مخاطب خس و خاشاک تمام ملت ایران بوده؟ اگر آری معلم ادبیات آشنا سراغ دارم از راه دور و مجازی هم تدریس میکنه.
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
جمعه 7 خرداد1389 ساعت: 22:2

سلام
آواز سوسن خانم رو که رفیقتون هرازگاهی میخونه ! این دفعه جوگیر شد وگیر داد به روسیه ! متوجه شدید وزیرخارجه اش چی گفته ؟ گفته ایشون احساساتی شدند این حرفها رو زدند ! در عرف دیپلماتیک این یعنی که طرف قاطی کرده یه چیزی گفته زیاد جدی نگیرید !
البته این بنده خدا هر وقت یه جمعیت جلوی روش میبینه همیشه همینطوری
یه اشعاری به هم میبافه یکی اش هم سوسن خانم !راستی نظرتون رو راجع به ازدیاد جمعیت نگفتید ؟ ایشون خیلی به جمعیتعلاقه دارند . الان هم که کمبود جمعیت داریم همینطوری اتوبوس تو خیابون وول میزنه برای سوار کردن مسافر ! همینطور بنزین ریخته تو جایگاه یکی نیست بیاد بنزین بزنه ! همه چیز فراوون . انگور شیلی ! گلابی چینی ! پرتقال مصری !
بلاهت عصر حجری !! دوست من شما چند سال دیگه همین بنده خدایی رو که الان حلوا حلوا میکنید تکه تکه اش میکنید میگویید جاسوسه ، عامل سیا و موساده ، ضدولایته ،فلانه
بهمانه و....... حالا ما چندسال زودتر از شما شروع کردیم به ناله و نفرین ! بلکه ناله ما کارساز
بشه شما هم زحمت چند سال بعدتان کمتر ! حالا که زحمت میکشی استاد ادبیات میارید ، دوتا بیار یکی رو بفرست برای اینرفیقتون یه کم حرف زدن یاد بگیره .
نویسنده: مهدي ابراهيمي
شنبه 8 خرداد1389 ساعت: 10:4

رزمنده سلام
ترس: خوب ظاهرا شما پاسخ خودتان را از اينكه ما از جريان برانداز ميترسيم گرفتيد چون ديگر تكرار نكرديد اما از آنجا كه شما به تكرار علاقه داريد احتمالا در كامنت بعدي تكرار مي كنيد كه چرا ما اين همه لباس شخصي ريختيم توي خيابان يحتمل وقتي اين كامنت آخري را مي نوشتيد فراموش كرديد كه اين نكته را مجددا متذكر شويد.
شجريان: ما رسما و صميمانه از رسانه وزين بي بي سي بابت اين اقدام شجاعانه و نفاق زدايانه اش تشكر مي كنيم. كسي كه سالها در زير سايه نغمه ربنايش با تمام امكانات دولتي و حكومتي طي ساليان متعدد هر بهره اي مي خواست برد و كسي كه سالها مجاني صداي خودش و پسرش از صداوسيما براي تمام دهكوره هاي ايران پخش شد و بار خود را بست امروز در روي مردم ايران مي ايستد و مي گويد من "بيداد" را در ابتداي دهه 60 براي اين خواندم كه بگويم اين چه وضعيست كه انقلابيون به وجود آرده اند و آن باغ سبزي كه مي گفتند چه شد؟ شهرياران را چه شد؟ رضاخان را چه شد؟ البته نكته جالب اين داستان اين است كه آن روز آقاي يوسف صانعي ظاهرا دادستان بودند و بعد از اين ترانه شجريان حكم مصادره اموال او را صادر كردند. حالا چه شده امروز شجريان به باغ سبز بي بي سي رسيده و صانعي به اينجا رسيده بماند. در مورد شجريان شما را اگر حافظ پرستي به حافظ حواله مي كنم:
آشنايان ره عشق گرم خون بخورند
ناكسم گر به شكايت بر بيگانه روم
جمعيت: قبل از اينكه از نگاه مهندس نظر امام را در مورد جمعيت ايران برايتان بنويسم و آدرسش را در صحيفه برايتان نقل كنم شما بفرماييد بيانيه مهندس در محكوميت اعدام ظالمانه عبدالحميد كي منتشر مي شود تا من مكانيزم افزايش جمعيت را با سند و مدرك و آيات و روايات شرح دهم. به هرحال خون اسلاميان و كمانگر و حيدريان و وكيلي از خون عبدالحميد كه رنگي تر نبوده اگر سر پل صراط عبدالحميد ريگي يقه مهندس را بگيرد و بگويد چرا براي اسلاميان و كمانگر و حيدريان و وكيلي بيانيه دادي براي من بيانيه ندادي شما مي خواهي پاسخ بدهي؟

مسائل خارجي: در مورد مسائل خارجي شما تا اطلاع ثانوي بر مبناي جرياني كه ما را محور شرارت كرد محكوم به سكوتيد. اگر جريان شما يكصدم بازي دولت 9 و 10 را با نظام بين المللي كرده بود جريان شما امروز خدا را هم بنده نبود. نكنه شما انتظار داريد كه روسيه عاشق چشم و ابروي ما باشه و منتظر دستور دكتر بمونه؟ اگر اين طوري فكر ميكنيد كه چقدر سطححي نگر و كم اطلاعيد. ما از دشمن تنها و تنها انتظار دشمني داريم اينكه بگويد دكتر جوگير شده كه حرف بزرگي نيست از او بزرگتر حرفهاي درشت تر همزده اند و اينكه دشمن بد ما را مي گويد مايه افتخار ماست كه همان پير جماران بود كه گفت اگر خواستيد درست بودن راهتان را بسنجيد ببينيد دشمن از شما تمجيد مي كند يا نه. پاسخ شما را به سخنراني ديشب اردوغان ارجاع مي دهم:

اردوغان نقل به مضمون گفت كشورهايي كه با بيانيه تهران مخالفت مي كنند از روي حسوديست زيرا نمي خواهند ببينند كه در قالبي غير از قالبهاي تعريف شده آنها مسئله اي حل شود.

حالا اينكه جريان شما نتوانست اين طوري بازي كند اشكالي ندارد حسودي نكنيد كمي تلاش كنيد قدرت را با زور يا با قانون به دست بياوريد و بازي كنيد. كمي تلاش كنيد و پاسخ سوال خس و خاشاك را بدهيد تا من شخصا با آقا و دكتر صحبت كنم كه استعفا بدهند و حكومت را دو دستي تقديم شما و جريان شما كنند.
معلم ادبيات: شما نگران وقت و نگران دوست من نباشيد. اين معلمه به اندازه كافي وقت داره شما يه كم باهاش ادبيات فارسي كار كنيد به اميد خدا براي دوستان ديگر هم وقت هست. زشت است براي كسي به سن و سال شما كه زبان مادريش هم فارسي بوده اينقدر در شناختن ضمير و قيد و فعل و فاعل مشكل داشته باشه.
جهان:
يک مقام مطلع در قوه قضائيه به خبرنگار ما گفت: با توجه به عمق جنايات ريگي و غير قابل انکار بودن اقدامات وحشيانه وي به نظر مي رسد هيچ گونه امکان گذشت از مجازات اين عنصر پليد وجود ندارد و ريگي پس از طي مراحل قانوني حکم که به خاطر ملي بودن پرونده به صورت خارج از نوبت رسيدگي مي شود بزودي به سزاي جنايات ننگين خود خواهد رسيد.
گفتني است جمعي از مردم و بازماندگان ناشي از جنايات گروهک ريگي درخواست کرده اند اين جنايتکار در سيستان و بلوچستان و در حضور مردم به مجازات برسد.

بدين وسيله از مهندس موسوي و دكتر رهنورد تقاضا مي كنيم پيشاپيش پيش نويس بيانيه خود در محكوم كردن اعدام ظالمانه و ددمنشانه عبدالمالك ريگي را آماده كنند تا بلافاصله بعد از اعدام وي منتشر شود. اگر دير بشود ممكن است مثل اعدام عبدالحميد فراموش شود و در عقبي مهندس پاسخي به دادخواهي هاي عبدالمالك و برادرش نداشته باشد.
نویسنده: یک بسیجی
شنبه 8 خرداد1389 ساعت: 17:55
با سلام محضر گرانقدر مقام ربوی حضرت امام خامنه ای و سربازانش گلبرگ مغرور و رزمنده مهدی ابراهیمی بیایید بجای بحث کردن با این مزدوران فریب خورده سبز دفتر عاشقیمان با آقا و احمدی نژاد را ورق بزنیم :
یادش خیر ، یادتان هست ، پارسال این موقع داشتیم رایها رو می نوشتیم . فقط حیف پارسال بصیرت همت مضاعف کار مضاعف را نداشتیم . وگرنه شب و روز می نشستیم ، ساندیس بیشتری می خوردیم ، همت مضاعف ، کار مضاعف می کردیم 80-70 میلیونی رای برای احمدی نژاد می نوشتیم
نویسنده: مهدی ابراهیمی
شنبه 8 خرداد1389 ساعت: 21:33

رزمنده سلام
در جواب این یک بسیجی بسیجی نما 8 پیامک در قالب موبایل میفرستیم دوستان حالشو ببرن البته اگر کسی اعتراضی داشت اطلاع بدهد تا در مورد تک تک آنها بحث کنیم:
پ 1= خاطرات مهندس: ای کاش تو مناظره به تته پته نمیفتادم تا امروز سالگرد تعلیق هسته ای را جشن می گرفتیم.
پ 2= خاطرات رهنورد: ایکاش شوهرم تو مناظره به تته پته نمیفتاد تا سالگرد آزادی ازدواج همجنسها و کشف حجاب را جشن میگرفتیم.
پ 3= خاطرات فائزه: ایکاش موسوی تو مناظره به تته پته نمیفتاد تا امروز زنها هم میتونستن چند تا همسر قانونی همزمان داشته باشن.
پ 4= خاطرات مهدی رفسنجانی: ایکاش یه کم بیشتر خرج کرده بودم تا امروز برای رفت و آمد روسری لازم نبود.
پ 5= خاطرات شجریان: حیف که سن و سالی ازم گذشته وگرنه یه "سوسن خانم" هم برای "BBC Persian" میخوندم تا دهن رژیم آسفالت شه.
پ 6= خاطرات شمخانی: ایکاش موسوی تو مناظره به تته پته نمیفتاد تا امروز سالگرد خلع سلاح حزب الله و حماس و ترور سید حسن و مشعل را جشن می گرفتیم.
پ 7= خاطرات مهندس: حیف اون روزا فیس بوک و تویتر نداشتیم وگرنه انتخابات 12 فروردین 1358 را هم ابطال میکردم.
پ 8= خاطرات خاتمی و عباس عبدی و میردامادی و منتظری و نوری و نوریزاد و ...: یادش بخیر اسفند 57 داشتیم طبقه همکف صندوقای 12 فروردین 58 را پر میکردیم.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 7:38

(...)
نویسنده: گلبرگ مغرور
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 7:38

یه نفر یه زمانی میگفت ادب مرد به ز دولت اوست
ادبتان را رعایت کنید
به دلیل توهین و بی ادبی حذف شد
نویسنده: بصیرت
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 7:55

(...)
نویسنده: گلبرگ مغرور
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 7:55

توهین و بی ادبی حذف شد
نویسنده: مهدی ابراهیمی
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 11:33

ما مفتخریم که مشتی هتاک بی شرم و اراذلی که تنها هم و غمشان مسائل سخیف سکسی است و این واقعیت را حتی در اعتراضاتشان نیز نمی توانند بپوشانند در مقابل ما هستند.
ما مفتخریم که افرادی که عمدتا دچار عقده های جنسی هستند و انواع حقارت ها را تحمل می کنند در مقابل ما هستند
ما مفتخریم که جریانی به معارضه با ما برخواسته که حتی بدیهیترین آداب معارضه را هم بلد نیست که همانا رعایت ادب است.
ما مفتخریم به اینکه مورد مواخذه بی شرمان و هتاکان قرار گرفته ایم و همین سند ادعای بر حق ماست.

البته بخشی از دوکامنت بالا باید سانسور شود اما بهتر این است که چهارچوب آن باقی بماند تا ما همچنان به خود ببالیم که خداوند دشمنان ما را از هتاکان قرار داده است که همان حمقا هستند.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 22:40

متن پاسخ کوبنده حضرت امام خمینی به حضرت آیت الله خامنه ای در شانزده دی1366 بعد از اظهار نظر آیت الله خامنه ای در باب لایت فقیه :
جناب حجت الاسلام آقای خامنه ای رئیس محترم جمهوری اسلامی دامت افاضاته، از بیانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر می شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه ای که از جانب خدا به نبی اکرم(ص ) واگذار شده و از اهم احکام الهی است و برجمیع احکام فرعیه تقدم دارد، صحیح نمی دانید و تعبیر به آنچه که اینجانب گفته ام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است، بکلی برخلاف گفته های اینجانب است.
1. نامه نشان می دهد که آقای خامنه ای تا انتهای سال 1366 صرفا حجه الاسلامی بیش نبوده است اینکه چگونه ایشان در کمتر از یک سال و نیم بعد ناگهان مرجع تقلید شدند خود نشان از عمق اعتبار مرتبه اهدایی به ایشان دارد .
2. این حضرت آقا که تا انتهای سال 1366 اصلا ولایت فقیه را قبول نداشته و به تعبیر حضرت امام هنوز آن را نفهمیده است ناگهان یک سال و نیم بعد خود با آن جعل خاطرات از جانب هاشمی رفسنجانی ولی فقیه می شود .
3. با این توصیف تعجبی ندارد که ایشان انقلاب امام و مردم را بدست نااهلان و نامحرمان بسپارند هرچند خون 300 هزار شهید و دعای میلیونها خانواده پشتیبان این انقلاب است و وقتی آمریکا هیچ غلطی نمی تواند در برابر این انقلاب بکند ...
نویسنده: مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
یکشنبه 9 خرداد1389 ساعت: 23:34

سلام
در ابتدا انشاا... که این مفتخر بودن های شما در مورد ما صدق نمیکند؟استاد شجریان بزرگ است و حرفهای بعضی ها هم در بزرگی ومحبوبیت ایشان خدشه ای وارد نمیکند . صد البته ایشان هم اگرمیتوانست سهام عدالت80 هزار تومانی بدهد الان محبوب شما و
دوستان ارزشی بود (به یاد دوستان می آورم که سال پیش قبل از انتخابات دولت محبوب ! اقدام به پرداخت سود سهام عدالت 80هزار تومانی کرد ، البته دوستان از تقارن این اقدام شجاعانه با ایام انتخابات هیچ منظوری نداشتند!)آقا مهدی : لازم است بدانید صداو سیما اگر افتخاری داشت ،پخش دعای ربنای استاد بود و افتخارش پخش دزدکی آثار استاد بود نه به قول شما مجانی چون به هنرمندان حق پخش آثار میدهند نه برعکس! جمعیت : دوست من آیات و احادیث و اخبار کجا گفته اند مملکتی که سر هر کوی و برزن دهها جوان بیکار و خیابان گرد دارد و برای همین
جمعیت فعلی توانایی و قدرت کارآفرینی ندارد و در تامین نیازهای اولیه خودشان مانده اند دوبرابر شود ؟؟ کدام حدیثی گفته در مملکتی که سرانه درمان به طرز وحشتناکی پایین است سرانه بهداشت در حد نام ایران نیست و بیماران با کمبود دارو و وسایل درمانی دست وپنجه
نرم میکنند جمعیت دوبرابر شود ؟؟ لطفا یک روز به همین بیمارستان بزرگ میلاد سری بزنید و بیماران معطل و صفهای طولانی بیماران از شهرهای دور و نزدیک آمده را ببینید و بعد آیه و حدیث بیاوریددولتی که نمیتواند برای همین جمعیت فعلی استانداردهای لازم برای
یک زندگی در حد نرمال را تهیه کند ، مدارس دو شیفته و سه شیفته  را تعدیل کند ، سرانه آموزشی و فضای آموزشی استاندارد داشته باشد را چه به دوبرابر شدن جمعیت ؟؟ البته این را به حساب بلاهت رییس  حکومت میگذارم که در حد و حدود این منصب نیست.
مسائل خارجی : اگر در آن زمان مملکت ما محور شرارت نام گرفت الان افتخار دولت کودتا این است که در کنار کره شمالی ( عقب مانده ترین حکومت دنیا که هیچ رابطه با دنیای بیرون ندارد و زندانی بزرگ به اندازه یک کشور است و 90 درصد افرادش نظامی هستند و در توهم دشمن
و دشمن پروری زندگی میکنند و همه دنیا را دشمن خود میدانند) یکه و تنها ایستاده ایم !! افتخار بزرگ دولت کودتایی استبدادی این است که کشورکهای حاشیه خلیج فارس برای ما شاخ و شانه میکشند و ما دلمان را به برزیل و ترکیه خوش کرده ایم که برای منافع خود شاید
روزهایی چند با ما باشند و تجربه نشان داده این ممالک با رویکرد مثبت آمریکا و اروپا نه تنها ما را فراموش میکنند بلکه پشت پا به همه قول و قرارهایشان هم میزنند . این که بی اعتمادی در روابط خارجی را جایگزین اعتماد متقابل در روابط دو جانبه با همه کشورهای جهان کرده ایم افتخاری نیست بلکه تنها خراب کردن سالها نشان دادن چهره مثبت از خودمان ( حتی تلاشهای
مثبت دکتر ولایتی ) افتخار این دولت کودتایی است . =========
--- یک سوال : در باره خانم دکتر رهنورد نوشته اید " سالگرد آزادی ازدواج همجنسها و........" بحثی در باره حرفها و برچسبهای همفکران شما که همه اش هتاکی و بی اخلاقی است ندارم ، چون از نان شب برایشان واجب تر و کم هزینه تر است ! اما شما که ادعای رزمنده بودن و سلام بر رزمنده دارید با خدای خود خلوت کنید میتوانید جواب همین یک حرف خودتان
را بدهید ؟ میتوانید دلیلی بر همین یک جمله خود بیاورید ؟ دوست من مسلمانی به ریش انبوه و پیراهن روی شلوار انداختن و صف جلوی نماز جماعت و .... نیست .  اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید .
==============
دوست عزیز و گرامی : بنده فارس نیستم و افتخارم این است که لر هستم .
اگر مشکلی دارید بگویید .
من مثل شما ادبیات فارسی را از بر نیستم . خیلی ساده مثل بقیه مردم این
سرزمین آبا و اجدادیم حرف میزنم .
کسانی باید ادبیات فارسی را بدانند، منظور رییس حکومت کودتا و مظهر بلاهت
است که متاسفانه هنوز در فکر چاله میدون و اوراقی های شوش هستند .
نویسنده: مارال - برای نیایش و مهدی ابراهیمی
دوشنبه 10 خرداد1389 ساعت: 0:0

سلام
لطفا فرار نکنید از شما میخواهم دیکتاتوری و حکومت استبدادی و نشانه های یک حکومت مستبد و غیر مردمی را برای من ودوستان توضیح بدهید. ایام به کام
نویسنده: مهدی ابراهیمی
دوشنبه 10 خرداد1389 ساعت: 8:59

رزمنده سلام
ظاهرا دوستانی که درجستجوی حقیقتند از فضای رکیک گویی و بی حیایی قصد خارج شدن دارند و به گمان خودشان در حال روشنگریند. در مورد مسئله ولایت فقیه و نظر امام و آقا سال گذشته بحث شد و متن کامل آن در مناظره وبلاگی 2 در وبلاگ حقیر موجود است مطالب شما تکرار مکررات است اما چون شما به تکرار مکررات عادت دارید و گویا از فرط بی کاری از این تکرار شدن ها لذت می برید و دوست دارید از تاریخ آن قسمتش که به نفع خودتان هست را دریابید من قسمت دیگری از تاریخ را برایتان بازخوانی می کنم که همان نامه بعدی امام به آقای خامنه ای است که بعد از نامه ای که شما پست کردید در همان دی ماه 1366 صادر شد:
نامه دوم حضرت امام خمینی به آیه الله خامنه ای 21 دى 1366 :
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجه الاسلام آقاى خامنه‏اى
رئیس محترم جمهورى اسلامى، دامت افاضاته.
مرقوم شریف جنابعالى واصل و موجب خرسندى گردید. اینجانب كه از سالهاى قبل از انقلاب با جنابعالى ارتباط نزدیك داشته‏ام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاكنون باقى است، جنابعالى را یكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى مى‏كنید، مى‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید كه چون خورشید، روشنى مى‏دهید. مع الاسف‏ جمهورى اسلامى و سران محترم آن به جرم اسلامخواهى و بسط عدالت اسلامى در جهان مورد تاخت و تاز تبلیغاتى جهانخواران شده‏اند و مثلاً اگر بگویند آفتاب روشن است، فردا تبلیغات جهانى به شرح و تفصیل و توجیه و تحلیل پرداخته و جمهورى اسلامى و یاران آن را به طورى محكوم مى‏كنند و چون آشنا به فقه اسلامى و به ملّت فداكار اسلام و ایمان راسخ آنان نیستند، بسیارى از اوقات تبلیغات آنان به نفع جمهورى اسلامى تمام مى‏شود و البته ما متوقع نیستیم كه با قیامى كه بر پایه اسلام عزیز نمودیم و "نه " به شرق و غرب و عمّال آنان گفته‏ایم، آنان به ما و شماها و به ملّت عزیز جان بر كف ما بارك الله بگویند. و خوشبختانه اخیراً در همین موضوع حدود ولایت فقیه نویسندگان و گویندگان متعهد و آگاه به مسایل اسلامى، مسئله را در مجالس و روزنامه‏ها تا آنجا كه دیدم مورد بحث قرار داده كه من از تمامى آنان تشكر مى‏كنم و امید است ائمه محترم جمعه و به ویژه امثال جنابعالى كه در بیان مسائل دست توانا دارید، مسئله را تعقیب و در خطبه‏هاى نماز جمعه اذهان ناآگاهان را روشن و زبان دشمنان اسلام را قطع فرمایید. و جنابعالى و ملّت بزرگوار خواهند دید كه در اطراف همین نامه چه شیطنتها و تحلیلها در رسانه‏هاى گروهى مخالفین اسلام و همدستان آنان خواهد صورت گرفت.
در خاتمه سلامت و سعادت جنابعالى را از خداوند خواستار و امید است امثال جنابعالى در مقاصد عالیه خود پیروز و سربلند گردید.
والسلام علیكم و رحمة الله.
روح الله الموسوى الخمینى‏
با اجازه حضرت امام(ره)، ایشان در خطبه های سه نماز جمعه به طور مبسوط بحث ولایت فقیه و حدود اختیارات ولایت مطلقه فقیه را مطرح می کنند و از آنجا که پیرامون آن دیگر بحثی صورت نگرفت، نشان از تأیید امام دارد.
حال اینکه امام در یک نامه به چند نفر "برادر" خطاب کرده اند و به چند نفر لقب "افراد نادر" دادند که چون خورشید می درخشند به شمایی که در جستجوی حقیقتید مربوط می شود تا صحیفه را بگردید و این القاب را بیابید.
یکم: شما تا زمانی که پاسخ خس و خاشاک را نداده اید نمی توانید بگویید که ما از پاسخ دادن به شما فرار می کنیم. این شمایید که فرار کردید و چندین ماه است که پاسخی حتی ابتدایی برای یک سوال ابتدایی ندارید که "مهندس از کجا خس و خاشاک را وارد بیاینه 16 خود کرد" ادبیات شما ضعیف است به خاطر اینکه از آن جمله دکتر برداشت کردید که او به تمام ملت ایران به جز خودش نسبت خس و خاشاک داده است. من دوستان لری دارم که بسیار سلیس و ادبی زبان فارسی را بلدند و ضمیر و قید و تشبیه را به خوبی تشخیص می دهند و شما باید کمی تلاشتان را بیشتر کنید تا از همشهریهای خود در این زمینه عقب نمانید.
دوم: درباره نفاق شجریان و حرکت پسندیده و نفاق زدایانه BBC Persian شما لطفا از آفاق و انفس صغری کبری نچینید. شجریان 20 30 سال منافقانه در دل جمهوری اسلامی زندگی کرد و ارتزاق کرد و از تمام امکانات حکومتی بهره برد در حالی که به قول خودش در مستند بی بی سی ذره ای دلش با انقلاب و ملت نبود. از "بیداد" بگیرید تا "زبان آتش". قبل از دفاع متعصبانه از وی یک بار دیگر مستند را ببینید تا بعد. یک بار دیگر هم حافظ بخوانید تا بعد. بله من هم به عنوان یک لباس شخصی مدتها از نغمه های دلنشین او و ربنای زیبایش لذت می بردم اما نمی دانستم که "بیداد" را برای پهلوی خوانده خودش هم که نگفته بود. در مورد 8 سال دفاع مقدس در همان 8 سال که رزمندگان زیر آتش دشمن بودند شجریان بیدادی برایشان خواند؟ شما که به 8 سال دفاع مقدس می بالید پاسختان چیست؟ پاسختان درباره رنگ عوض کردنهای صانعی درباره شجریان چیست؟ اخلاق جالبی دارید دوست دارید فقط سوال کنید اما پاسخ؟ هیچی.

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گر به شکایت بر بیگانه روم
سوم: قرار ما این شد ابتدا شما درباره خس و خاشاک به نتیجه برسید تا من نظر امام را برایتان درباره جمعیت بگویم و بگویم نظر مهندس در این باره چیست و بگویم آیات و روایات چه می گویند و بگویم در شرایط فعلی چه باید کرد. اما این همه بحث برای کسی که با ادبیات فارسی مشکل دارد و به راحتی از آن جمله دکتر تمام ملت را مخاطب می داند چگونه میسر خواهد شد؟
چهارم: به دلیل اینکه شما خیلی چیزها را در نظر نمی گیرید لذا وارد مباحث پیچیده شدن سودی برای ما و شما نخواهد داشت. شما همان خس و خاشاک را روشن کنید ما در سایر مسائل مطیع شما خواهیم شد و لام تا کام هم حرف نخواهیم زد. فرق دوران محور شرارت با امروز در این است که آن روز به برکت شجاعتهای حسن روحانی و محمد خاتمی ما محور شرارت شدیم و شرط مذاکره تعلیق داوطلبانه از تمام فعالیتهای هسته ای بود. سوخت 20 درصد را با آن مکانیزم در خواب هم نمی دیدید. فرقش این بود که آن روز ما کنار کره شمالی بودیم اما خبری از برزیل و ترکیه نبود که 20 تا 20 تا برای مستکبرین عالم نامه در حمایت از ایران بزنند اما امروز هستند. فرق این بود که آن روز جک استراو با شوخی های تحقیر کننده لفظی و یدی با حسن روحانی که لباس روحانی به تن داشت به کیان ما جسارت می کرد و قولهای تعلیق 10 ساله از حسن روحانی می گرفت اما امروز جک استراو و دارودسته اش پشم هم حساب نمی شوند و ... و اگر یکصدم اینها از دستاوردهای جریان رفرمیست بود امروز خدا را هم بنده نبودند. نه چین و روسیه و نه برزیل و ترکیه عاشق چشم و ابروی ما نیستند هر کس به فکر منافع خود است و هنر دیپلماسی در این است که طوری بازی کنی تا در قواعد منافع مشترک بتوانی از دشمن بیشترین امتیاز را بگیری و کمترین امتیاز را بدهی و البته بیشتری زمان را هم برای خودت ذخیره کنی
پنجم: بین متن جدی و متن طنز تفاوتهایی وجود دارد همانطور که بین یک نقاشی رسمی و یک کاریکاتور تفاوتهایی در اصول وجود دارد. وقتی در یک کاریکاتور دماغ کسی را به اندازه تمام هیکل او می کشند به این معنی نیست که واقعا دماغ او به همان اندازه است. نظر دکتر رهنورد درباره "قصاص" چیست؟ نظر رهنورد درباره اعدام 5 تروریست قبلی چیست؟ نظر رهنورد درباره حلال بودن ازدواج یک مرد با چند زن چیست؟ نظر رهنورد درباره مهریه چیست آیا او هم مثل فائزه فکر می کند؟ نظر رهنورد درباره ""قصاص"" چیست؟ شما پاسخ این سوالات را بدهید اگر پاسخشان همانهایی هست که در رسانه ها منتشر شد خوب ازادی ازدواج همجنس ها که خیلی حرف درشتی در برابر قصاص نیست. این حکم خداست آن هم حکم خداست. اتفاقا آن روزها هم که دوران چلچلی جریان رفرمیست یا برانداز بود و وقتی اکبر گنچی در صبح امروز قلم می زند کسی درباره او گفت که گنجی حامی همجنسگراییست و آن روز آن فرد را زیر امواج اتهامات له کردند و جرمش این بود که خطر را چند سال زودتر پیش بینی کرده بود اما امروز نظر گنچی در این باره چیست؟ راهی که گنجی می رفت لاجرم به اینجا ختم می شد راهی که رهنورد نیز می رود لاجرم به همین جا ختم می شود.
ششم: من هم از شما می خواهم که فرار نکنید و به سوال خس و خاشاک پاسخ بدهید اما با اینکه شما فرار می کنید من در مورد علائم دیکتاتوری به شما می گویم که یکی از علامتهای دیکتاتوری این است که شما به هر دلیل اگر رای نیاوردی به جای پیگیری اعتراض خود از مجاری قانونی خودت را مافوق قانون بدانی و به شیوه قرون وسطایی به دنبال رایهای نداشته ات بگردی. و یکی از علامتهای دموکراسی این است که فردی با این ویزگی را رها کنی تا آزادانه هر چقدر دلش می خواد بیانیه بدهد و مردم را تحریک کند و همنوای با صهیونیستها هر آنچه را که آن گستاخان تاریخ بشر می خواهند بر زبانش جاری کند. یکی دیگر از نشانه های دموکراسی این است که اجازه بدهی هر کس در هر جا و مکانی هر لفظ رکیکی که خواست نثار مقامهای مرتبه یک نظام بکند و اگر روزنامه اش را بستند دوباره همان شخص یک روزنامه دیگر بزند و همانها را بگوید و این کار را 5 سال طول بدهد تا یک رکورد بی سابقه در طول تاریخ انقلاب زده بشود در هتاکی کردن به یک رئیس جمهور قانونی و ما مفتخریم که معارضان ما از این قماشند که به راحتی هر آنچه از دهانشان در می آید را به رئیس جمهور قانونی ما چه در دولت 9 و چه دولت 10 می دهند. لطفا فرار نکنید و خس و خاشاک را پاسخ بدهید اگر قبلش به معلم ادبیات فارسی نیاز دارید خبرم کنید. و از اینکه دیگر سوال ترسیدن ما از جریان برانداز را تکرار نکردید متشکرم زیرا ما از جریان برانداز بدجوری می ترسیم البته شاید فراموش کردید که این سوال را تکرار کنید البته دیگر اینکه جریان برانداز هم حق دارد از ما بترسد الته آنها اهل ترسیدن نیستند و اصلا از ما نمی ترسند زیرا آنها:
"شیرند و خورشید پشتشان است"
نویسنده: درجستجوی حقیقت
دوشنبه 10 خرداد1389 ساعت: 10:32

اینکه امام مثلا کسی را برادر و افراد نادر خطاب کرده ان دلیل حجت کسی باشد خنده دار است حضرت امام از تعبیر برادر حتی برای مهاجران عراقی هم استفاده کرده ان یا همین خاتمی فرزند فاضل و دانشمندم که نااهلان و نامحرمانی از جنس اربابان شما او را غربزده می دانند .
اینکه امام بعدا به ایشان اعتراضی نکردند دلیل بر درستی ایشان نیست حضرت امام در ابتدای همان نامه می فرمایند من ترجیح بخاطر شرایط موجود و عدم حاد شدن وضعیت وارد مناقشات نشوم خوب طبیعی است وقتی می بیند طرف مقابل-سانسور شد-
بامزه اینجاست که نامه دوم امام به حضرت آیت الله العظمی امام منتظری که از ایشان بعنوان فقیه عالیقدر یاد می کند هیچ وقت مورد مورد توجه حضرات نامه دومی قرار نمی گیرد و-سانسور شد-
-سانسور شد-
نویسنده: گلبرگ مغرور
دوشنبه 10 خرداد1389 ساعت: 10:32

به علت بی ادبی و توهین سانسور شد
نویسنده: مهدی ابراهیمی
دوشنبه 10 خرداد1389 ساعت: 14:46

رزمنده سلام
برای کسی که خودش را به ندیدن زده باشد هیچ چیز حجت را تمام نمی کند اگر خود خدا هم بیاید کامنت بزند که ایشان شایسته ولایت امر بر مسلمین هستند باز هم کسانی هستند که بگویند خدا هم بنا به دلایلی مجبور شد این حرف را بزند.امام به عراقیان گفته برادر خوب به آنها "افراد نادری که مثل خورشید می درخشند" هم گفته؟ برادر که حجت نیست. افراد نادر که حجت نیست خورشید هم که حجت نیست. ماجرای مطلبی که سید احمد در سال 1365 مطرح کرد و در مناظرات قبلی موجود است که حجت نیست خون دل خورد امام از رابطه منتظری (امام منافقین) با منافقین حجت نیست. عدم اعتراض امام به سه خطبه نماز جمعه آقای خامنه ای در رابطه با ولایت فقیه که حجت نیست. خیلی خوب برای شما هیچ چیز حجت نیست. برای اهل سقیفه هم خیلی چیزها حجت نبود اقدام شما تکراریست ما در تاریخ جریانهای مثل شما را زیاد دیده ایم گمان نکنید که در حال شق القمر کردن هستید. بزرگتر از شماها درشت تر از این حرفهایی که بر نائب امام معصوم ما می زنید به خود امام معصوم ما زده اند شما که در مقابل آنها رقمی هم حساب نمی شوید. آنقدر هتاکی و رکاکت و بی حیایی بکنید تا از این عقده حسادت و حقارت دق کنید. شما هر چه بیشتر هتاکی کنید سند مظلومیت ما محکم تر می شود و من مفتخرم که دشمن ما این معادله به این سادگی را هم درک نمی کند و با اینکه به طور مستقیم به او می گوییم این کار تو به هدف خودت ضربه می زند باز هم متوجه نمی شود پس بگویید تا صبح دولتتان بدمد.
با حلوا حلوا کردن دهن کسی شیرین نمی شود. شما اگر اهل جرات و جسارت هستی باید در این 21 سال یک غلطی می کردی. 21 سال است که انقلابتان را به دست نا اهلان داده اند و تازه شما هنر کردی و امدی برای ما کامنت می زنی؟ شما و اربابانتان اگر عرضه داشتید در این 21 سال به داد این ملت مظلوم می رسیدید نه اینکه از بیت المال مردم ارتزاق کنید و بار خود را ببندید و تا تقی به توقی خورد و دیگر رای نیاوردید حاجی حاجی مکه تشریف ببرید کانادا و امریکا و انگلیس. مرد باشید و وسط میدان حقتان را بگیرید نه اینکه شبانه آن هم پس از پخش سریال جومونگ و سریالهای پر طرفدار الله اکبر بگویید. چوب خطتان یک سال دیگر هم پر شد آنهایی که پارسال وعده داده بودند مثل انقلاب 57 ما هم در یک بازه 15 ساله تا 1403 انقلاب سبز را به سرانجام خواهیم رساند بجنبند که یک سالشان تمام شد و خبری نیست که نیست.
نویسنده: در جستجوی حقیقت
سه شنبه 11 خرداد1389 ساعت: 2:7

عمو جان رزمنده اولا این روزها دیگه هوا یواش یواش داره گرم میشه اصلا برای سلامتیت خوب نیست که ساندیس ها را مثل قبل بدون در یخچال گذاشتن بخوری اینطوری باعث می شود مثل الان جوش بیاوری و داغ کنی موقع نوشتن این بظاهر پاسخ هایت سوالات من روشن است
1. اولا امام به آیت الله خامنه ای گفته اند افراد نادر ، خوب درست این هم باعث افتخار ایشان است چطور به خاتمی که گفته اند فرزند فاضل و دانشمندم از نظر شما ایشان از همان ابتدا غرب زده ، فراماسون و ...... بوده اند ؟-سانسور شد-
2. -سانسور شد-امام هم در نامه دومی او را مورد عفو کریمانه خود قرار می دهد . در مقابل حضرت آیت الله امام منتظری با امام اختلاف نظری پیدا می کند حضرت امام از ایشان انتقاد تندی می کند آیت الله العظمی منتظری از امام معذرت خواهی می کند امام در نامه دومی از ایشان بعنوان فقیه عالیقدر یاد می کند -سانسور شد-
3. -سانسور شد-
4. توصیه مجدد ، ساندیس ها را در یخچال بگذار
نویسنده: گلبرگ مغرور
سه شنبه 11 خرداد1389 ساعت: 2:7
مجددا به خاطر بی ادبی و توهین این عضو جنبش-بخوانید گروهک-سبز سانسور شد
نویسنده: درجستجوی حقیقت
سه شنبه 11 خرداد1389 ساعت: 2:27

در ضمن اخوی صدها سال پیش زمانی که حرامی های یزیدی بر سر خیمه های آتش زده کاروان حسینیان به تاراج مشغول بودند و نادانانی هم آنان را خوارجی از ولایت برگشته می دانستند امویان و عکله بعدیشان عباسیان گمان هم نمی کردند روز خون حسین از زمین خواهد جوشید و بنیان حکومت شکل گرفته بر گندم ری را متلاشی خواهد کرد . ما از مولایمان حسین آموخته ایم خون بر شمشیر پیروز است بر ساندیس که جای خود دارد .
نویسنده: مهدی ابراهیمی
سه شنبه 11 خرداد1389 ساعت: 11:47

رزمنده سلام
حب دنیا انسان را کور و کر می کند. تعصب کورکورانه حاصل اغراض پستیست که انسان در سیر انحطاط خود پله پله به قعر آن نزدیکتر می شود. شما تا وقتی که رکاکت و رذالت و بی حیایی خود را در بحث منصفانه و محترمانه کنار نگذاری شانیت طرف مباحثه بودن در یک فضای عادلانه و صمیمانه را نداری. برای شما و امثال شما 124 هزار نبی و 12 امام معصوم آمدند تا شاید کمی به لباس ادب متخلق شوید اما نشدید. تنها خود خدا می تواند به داد شما برسد و ما برای اینکه صلاحیت پیدا کنید و دری از درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و از این همه جسارت و بی ادبی توبه کنید دعا می کنیم.
مخاطب ما شما نیستید ما تنها می توانیم شما را کنترل کنیم تا به دیگران آسیب نزنید و الا خودتان که تا اطلاع ثانوی از دست رفته محسوب می شوید.
تعصب و بی حیایی آنقدر بر قلب و ذهن شما حجاب افکنده که حتی به خود زحمت نمی دهید تا اعتراضات خود را بر مبنای واقعیات مستند تاریخی منطبق کنید. این بیسوادی و تعرض حاصل تعصب پلیدیست که متاسفانه از آن رنج می برید و خود بی خبرید.
شما نوشته اید:". نامه نشان می دهد که آقای خامنه ای تا انتهای سال 1366 صرفا حجه الاسلامی بیش نبوده است اینکه چگونه ایشان در کمتر از یک سال و نیم بعد ناگهان مرجع تقلید شدند خود نشان از عمق اعتبار مرتبه اهدایی به ایشان دارد"
در حالی که ایشان اصلا در خرداد 68 مرجع نبودند و اصلا مباحث مربوط به شرط مرجعیت در رهبری به همین دلیل در سال 68 مطرح شد و امام هم تایید کرد. در مورد اجتهاد امام خامنه ای در خرداد 1368 به گزارشاتی که از امام در ادامه آمده و نظر سیداحمد و دختر حضرت امام و آقای صانعی و آقای رفسنجانی و سایر علما و مراجع مراجعه بفرمائید که جزئیات مربوط را در کامنتهای بعدی دوستان می توانند پیگیری کنند.
نامه حضرت امام به آقای مشکینی
9 اردیبهشت 1368
بسم الله الرحمن الرحیم.
حضرت حجه` الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشكینی دامت افاضاته. پس از عرض سلام خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بیان كنم. هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل كنند من دخالتی نمی‌كنم فقط در مورد رهبری، ما كه نمی‌توانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رهاكنیم. باید فردی را انتخاب كنیم كه از حیثیت اسلامیمان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع كند. من از ابتدا معتقد بوده و اصرار داشتم كه شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تایید خبرگان محترم سراسر كشور كفایت می‌كند.اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حكومتشان تعیین كنند. وقتی آنها هم فردی را تعیین كردند تا رهبری را بعهده بگیرد قهرا او مورد قبول مردم است، در این صورت او ولی منتخب مردم می‌شود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می‌گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری كردند، من هم قبول كردم. من در آن هنگام می‌دانستم كه این، در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.
حاج سید احمد خمینی:
در سال 1365 در روزی كه سران قوای سه‌گانه‌ كشور به اتفاق نخست‌وزیر در یكی از اتاق‌های بیت حضرت امام در جماران، با حضور اینجانب (حاج سید احمد خمینی) جلسه داشتند. آیت‌الله منتظری هم تقریباً هم‌زمان با حضرت امام(ره) ملاقات داشتند. در مقطعی از جلسه‌ سران سه قوه، امام(ره) وارد اتاق شدند، درحالی‌كه از ملاقات آیت‌الله منتظری عصبانی بودند. بدون مقدمه گفتند كه: من از اول هم با رهبری آقای منتظری بعد از خودم مخالف بودم، ولی مجلس خبرگان كاری كرده بود و من هم مصلحت را در سكوت دیدم. اما حالا در جمع شما می‌گویم كه با رهبری آقای منتظری مخالفم.
با این مطلبی كه فرمودند، سكوت سنگینی بر جلسه حاكم شد و پس از این سكوت آیت‌الله خامنه‌ای سكوت را شكستند و به امام عرض كردند كه احترام ما به آقای منتظری به‌خاطر این است كه شاگرد شما بوده‌اند، سابقه مبارزه دارند و ... اما حالا اگر آقای منتظری نه، پس چه كسی؟ امام بدون لحظه‌ای تأمل دستشان را به طرف آیت‌الله خامنه‌ای نشانه گرفتند و فرمودند: خود شما، به چه دلیل شما نمی‌توانید رهبر انقلاب باشید؟ بعد از این بیان صریح امام، سكوت مجددی بر جلسه حاكم شد و مجدداً آیت‌الله خامنه‌ای به حضرت امام عرض كردند كه: من یك تقاضا دارم كه حكم بفرمایید تا موضوع مورد بحث امروز جناب‌عالی را هیچ‌كس از افراد جلسه، حق بیان ندارند و راجع به آقای منتظری هروقت جناب‌عالی صلاح دانستید، خودتان مطلب را بیان بفرمایید. امام فرمودند: آقایان حق ندارند در زمان حیات من كه مطلبی را كه امروز بیان كردم در جایی نقل كنند و لازم است این منع را به‌عنوان حكم تلقی كنند."
مرحوم حاج سید احمد خمینی:
وقتی كه آیت اللّه خامنه‌ای در سفر كره (شمالی) بودند، امام گزارش‌های آن سفر را از تلویزیون ‌می‌دیدند. منظره دیدار از كره، استقبال مردم و سخنرانی‌ها و مذاكرات آن سفر، خیلی جالب بود. امام بعد از آن‌كه این‌ها را مشاهده كردند، فرمودند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند»
زهرا مصطفوی، دختر حضرت امام (ره):
من مدت‌ها قبل از بركناری قائم مقام رهبری، شخصاً از محضر امام درباره رهبری پرسیدم و ایشان از آیت‌اللّه خامنه‌ای نام بردند و پرسیدم كه آیا شرط مرجعیت و اعلمیت، در رهبری لازم نیست؟ ایشان نفی كردند. از مراتب علمی ایشان پرسیدم. صریحاً فرمودند كه «ایشان اجتهادی را كه برای ولی فقیه لازم است، دارد».
در صحت موارد فوق و تایید امام در مورد صلاحیت آیت الله خامنه‌ای در تصدی چنین امری، آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست وقت مجلس شورای اسلامی و آیت الله موسوی اردبیلی شهادت دادند كه چنین تاییدی را از امام راحل شنیدند. به همین خاطر مجلس خبرگان با تصمیمی قاطع، ایشان را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب كرد.
اکبر رفسنجانی:
در جلسه‌ای كه با حضور روسای سه قوه و برخی از آقایان، خدمت امام رسیده و نگرانی خود را از خلاء رهبری بعد از عزل آقای منتظری توسط ایشان ابراز كردیم، امام‌قدس سره فرمودند: «خلا رهبری پیش نمی‌آید، شما آدم دارید». گفتیم: چه كسی؟ ایشان در حضور آقای خامنه‌ای فرمودند: «همین آقای خامنه‌ای» كه بعد از آن، آقای خامنه‌ای خدمت امام عرضه داشتند كه نقل مطالب این جلسه را بر ما تحریم كنید و حضرت امام نیز چنین كردند.
بعدها در جلسه‌ای كه تنهایی خدمت امام رسیدم، مطالب خود را با صراحت بیش‌تر بیان كرده و گفتم: آقا با وضعیت به وجود آمده، درباره رهبری چه كنیم؟ ما كه كسی را نداریم و... حضرت امام‌قدس سره فرمودند: «با وجود آقای خامنه‌ای چرا این قدر تردید به خود راه می‌دهید؟».
امام خامنه ای در جلسه مجلس خبرگان با 80.9 آرای اعضای حاضر به رهبری برگزیده شدند.

اكبر رفسنجانی درباره دلایل رای آوردن بالای آقای خامنه ای گفت:
اول، این‌كه اوضاع خطرناك بود و خبرهایی هم از جبهه رسیده بود كه نیروهای صدام حركت كردند و به جلو می‌آیند. همه نگران بودیم كه خلاء وجود رهبری، آن هم پس از رحلت امام، مشكل آفرین شود. دوم، همین حرف‌هایی را كه پنج نفری از امام شنیده بودیم، مطرح كردیم. سوم، نقل نظر امام، كه مجتهد كافی است و احتیاج به مرجع نیست.
چهارم، آن حرف‌هایی هم كه نقل كردند امام پای تلویزیون گفتند، مؤثر بود. پنجم كه مهم‌تر از همه است، شخصیت و صلاحیت‌های خود آیت اللّه خامنه‌ای دام ظله العالی است كه برای خبرگان شناخته شده بود واصلح از ایشان كسی را نمی‌شناختند.
حضرت امام در زمان حیات خود و دقیقاً درتاریخ 4/2/68 فرمان بررسی مجددقانون اساسی را صادر فرمودند وعده ای از نخبگان راتعیین نمودند تا مواردی را که نیاز به اصلاح دارد اصلاح نموده وبه رؤیت ایشان برسد. کمیتة مذکور دراسرع وقت اصلاحات موردنظر را انجام وبه تأیید امام راحل رسید از جمله تغییرات مهم در قانون اساسی که پیش از رحلت امام مورد تأیید ایشان قرار گرفت ومبنای عمل مجلس خبرگان رهبری واقع شد. بحث برداشتن شرط مرجعیت از رهبری بود. در قانون اساسی مصوب 1358 یکی از شروط رهبری را مرجعیت قرار داده بودند. این شرط در کمیته بررسی قانون اساسی تعیین شده از سوی امام راحل به شرط کفایت اجتهاد تغییر کرد. نظر امام"ره" این بود که برای اداره نظام ورهبری جامعه شرط اجتهاد کافی است.اگر این اجتهاد به مرجعیت تبدیل شد. قید مرجعیت لازم نیست.پس از رحلت امام خمینی درجلسه خبرگان 14/3/68 مصادف با 29 شوال 1409 حضرت آیت ا...العظمی سید علی خامنه ای "حفظه ا..."با اکثریت قاطع اعضای مجلس بعنوان رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران برگزیده شدند وهیچ مطلبی در خصوص موقتی بودن این انتخاب مطرح نشد. مراتب اجتهاد مقام معظم رهبری قبلاً مورد تأیید بسیاری از مراجع تقلید قرار گرفته بود و مرجعیت ایشان نیزاز سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز چند سال بعد مورد تأیید قرار گرفت وطی اطلاعیه مهمی که پس از رحلت آیت ا...العظمی اراکی منتشر شد وطی آن مرجعیت 7 نفر ازعلما و مجتهدین اعلام گردید نام مبارک حضرت آیت ا...العظمی خامنه ای نیز قید گردید وبه اطلاع
جامعه اسلامی رسید
بنابرآنچه گذشت:
1. تغییرات واصلاحات قانون اساسی درزمان حیات امام راحل انجام گرفت و به تأیید آن بزرگوار وملت شریف ایران رسید.
2. مجلس خبرگان، مقام معظم رهبری را که از مجتهدین مورد تأییدخبرگان بودند پس از وفات امام به عنوان رهبر برگزیدند ومرجعیت معظم له از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و روحانیت مبارز مورد تأیید قرار گرفت. انتخاب معظم له به هیچ وجه موقتی نبود بلکه به عنوان رهبر دائمی برگزیده شدند.
ناگفته نماند سه نفر ازمسؤلین طراز اول نظام (آیت ا...موسوی اردبیلی وآیت ا...خامنه ای و جناب آقای رفسنجانی) درحضور فرزند امام"ره" (مرحوم حاج سید احمد خمینی) پیش از وفات امام ودر حضور امام راحل نسبت به آینده نظام ورهبری انقلاب اظهار نگرانی می کنند. امام می فرمایند : "به هیچ وجه نگران نباشید انسانهای شایسته ای وجود دارند که توانایی وشایستگی رهبری دارند. از امام سؤال می کنند چه کسی لیاقت رهبری دارد؟ وامام به آقای خامنه ای اشاره می کنند ومی فرمایند : "ایشان لیاقت رهبری واداره نظام اسلامی را دارند درآن روز مقام معظم رهبری از حاضران درجلسه اکیداً درخواست می کنند که این مطلب به هیچ وجه منتشر نشود وجایی مطرح نگردد که همین طور هم می شود اما پس از وفات امام راحل، یادگار امام، مرحوم حاج احمدآقا خمینی درجلسه خبرگان ظاهر می شوند وبه اتفاق آیت ا...موسوی اردبیلی وجناب هاشمی رفسنجانی مطلب فوق را شهادت می دهند واعضای مجلس خبرگان ازدیدگاه امام راحل وتأییدات ایشان آگاه می شوند. خدای عزوجل را شاکریم که ما را ازنعمت رهبری برخوردار ساخت. امیدواریم قدردان این نعمت بزرگ الهی باشیم. ان شاء ا...
پیامهایی را که پیش رو دارید توسط مراجع و علمای تراز اول وقت در تایید صلاحیت امام خامنه ای تقریر شده است. این پیامها عمدتا (به جز 2 3)مورد در همان خردادماه 1368 و بعد از رای قاطع مجلس خبرگان به امام خامنه ای ذکر شده اند:
آیت اللّه العظمی گلپایگانی‌ در بخشی از پیام خود خطاب به امام خامنه ای چنین نوشت:

... از خداوند متعال مسألت دارم كه تأییدات خود را بر شما در منصب حساس رهبری جمهوری اسلامی ایران مستدام بدارد.
آیت اللّه العظمی میرزا هاشم آملی‌:
... انتخاب شایسته شما از سوی مجلس خبرگان، موجب امید و آرامش گردید؛ چرا كه شما شخصیتی متفكر، عارف به اسلام و صاحب درایت و تدبیر هستید.
آیت الله العظمی اراکی (رحمة الله علیه):
انتخاب شایسته حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران، مایه دلگرمی و امیدواری ملت قهرمان ایران است.
آیت الله العظمی بهاء الدینی (رضوان الله علیه):
...از همان زمان، رهبری را در آقای خامنه‏ای می‏دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهی برای بعد از امام بوده است. باید او را در اهدافش یاری کنیم. باید توجه داشته باشیم که مخالفت ‏با ولایت فقیه، کار ساده‏ای نیست. هنگامی که میرزای شیرازی بزرگ، مبارزه با دولت انگلستان را از طریق تحریم تنباکو آغاز کرد، یک روحانی با او مخالفت کرد و میرزا با شنیدن مخالفت او، وی را نفرین کرد. همان نفرین باعث ‏شد که نسل او از سلک روحانیت محروم شوند. پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند.
آیت الله مهدوی کنی، درباره انتخاب خبرگان رهبری گفته‏اند:
این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام (رضوان الله علیه) که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتی بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه، با تعیین آیت الله خامنه‏ای که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، آرامشی توام با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید.
آیت الله خزعلی:
انتخاب آیت الله خامنه‏ای به رهبری جمهوری اسلامی، که فردی پخته و عالم و با سیاست و مدبر می‏باشد، در خارج دشمنان را در سکوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش فراهم ساخت.
آیت الله مشکینی، ریاست مجلس خبرگان رهبری:
...حضرت مستطاب آیت الله حاج سید علی خامنه‏ای - مد ظله العالی - واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است، می‏باشد، چنانچه معظم له حائز سایر شرایط ولایت است.
آیت الله فاضل لنکرانی، مرجع تقلید:
بنده به عنوان کسی که هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم این که آشنایی با آیت الله خامنه‏ای دارم، عرض می‏کنم که ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بیست ‏سال پیش وقتی در مشهد، در مسجد گوهرشاد با ایشان برخورد کردم، آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند. پرسیدم چه چیزی تدریس می‏کنید، فرمودند: مکاسب. مکاسب از مهمترین و مشکلترین کتب علمی ماست. به نظر من ایشان یک فقیه و یک مجتهد است. کسی که در سالهای طولانی در جهان سیاست، استادی چون امام امت داشته است و خودش نیز دارای استعداد سرشار است، چنین فردی دارای مقامات بلندی از درک سیاسی است. دوران هشت‏ساله ریاست جمهوری ایشان، یک شاهد قوی برای مطلب است. سفرهایی که ایشان به کشورهای خارج داشته‏اند، به عنوان یک سیاستمدار در صحنه‏های سیاسی جهان درخشیده است
آیت الله جوادی آملی، مدرس حوزه علمیه قم:
اجتهاد و عدالت‏حضرت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه‏ای - دامت‏برکاته - مورد تایید می‏باشد. لازم است امت اسلامی - ایدهم الله - در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس نفیس، در هیچ‏گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایند.
آیت الله ابراهیم امینی، مدرس و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
حضرت آیت الله خامنه‏ای - دامت‏برکاته - در فقاهت و اجتهاد، به مرتبه‏ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری، صلاحیت کامل دارد
آیت الله مومن، عضو مجلس خبرگان رهبری و مدیر حوزه علمیه قم:
هنگام رای‏گیری در مجلس خبرگان برای رهبری حضرت آیت الله خامنه‏ای - دامت‏برکاته - اجتهاد معظم له با قیام هیات شرعیه نزد این جانب ثابت‏بود، ولی بعدا به واسطه حضور در جلسات مباحثه فقهی، شخصا به اجتهاد ایشان پی بردم و اکنون شهادت می‏دهم که معظم له، مجتهدی عادل و جامع الشرایط می‏باشد.
آیت الله امامی کاشانی:
آیت الله خامنه‏ای به تمام رموز سیاست و حکومت آگاه بوده و شخصی با ورع، با تقوا، محبوب، مخلص، عالم و دارای بنیه فقهی هستند
آیت الله یزدی، عضو فقهای شورای نگهبان:
حضرت آیت الله حاج سید علی خامنه‏ای، رهبر انقلاب جمهوری اسلامی ایران - دام ظله الشریف - فقیهی والا مقام و مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط، تسلطی بسیار بالا دارند.زاید بر لغت، ادبیات، اصول، حدیث و تفسیر، حتی در رجال و درایه که در استحکام فتوا نقشی بسزا دارد، خود استاد و عالمی هستند.
آیت الله مصباح یزدی، مدرس حوزه علمیه قم:
من اگر بخواهم درباره شخص ایشان و ویژگیهایی که خدای متعال به ایشان عطا فرموده و امتیازاتی که به ایشان لطف کرده، صحبت کنم، حقش را نمی‏توانم ادا کنم، ولی در چند جمله کوتاه عرض بکنم که، ایشان فقاهت را توام با تقوا، تیزهوشی و فراست را توام با بردباری و سعه صدر، مدیریت را همراه با تعبد و پایبندی به اصول و مبادی اسلامی، فکر روشن و ثاقب و درنشان را با دوراندیشی و تشخیص مصالح دراز مدت امت اسلامی، حزم و احتیاط را توام با شجاعت و شهامت، بهره‏مندی از علوم مختلف اسلامی را همراه با ذوق و گرایشهای هنری اصیل، اعتماد به نفس را همراه با توکل بر خدای متعال، تلاش و جدیت و نظم و برنامه‏ریزی را توام با توسل به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ائمه اطهار، و در یک کلمه، همه شرایط و مزایای مدیریت را با روح عبادت و بندگی و اخلاص جمع می‏کند
آیت الله حائری شیرازی، امام جمعه شیراز:
آیت الله خامنه‏ای، صالحترین فرد برای رهبری هستند. آیت الله خامنه‏ای علاوه بر تمام ویژگیها، یک عالم آگاه به مسائل اسلامی است و از سیاست و درایت‏خاصی برخوردار است
شیخ یوسف صانعی:
آیت الله خامنه‏ای، نه تنها مجتهد مسلم می‏باشد، بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع می‏باشد
آقای رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام:

انتخاب آیت الله خامنه‏ای به رهبری جمهوری اسلامی، دستآوردی عظیم و نشات گرفته از رهنمودهای حضرت امام است...ایشان با اکثریت‏خیلی بالایی در جلسه خبرگان رای آوردند.انصافا رای بجایی هم بود و نقطه مهمی که فکر می‏کنم برای ما اهمیت دارد، آشنایی ایشان با مسائل کشور است.از همه صلاحیتها، نظیر مبارز بودن، عالم بودن، داشتن عدالت و غیره که بگذریم، یک کسی که ده، دوازده سال در کوران مسائل کشور بوده و الآن ایشان جزئیات امور مملکت را می‏داند.برای ایشان الآن همه چیز نقد است. معنای رهبری هم همین است که بتواند با اطلاعات قبلی خودش نظر بدهد و سیاستی را که بخواهد، تعیین کند.من کاملا راضی هستم، یعنی وقتی به وجدانم مراجعه می‏کنم، می‏بینم ما هیچ راهی بهتر از آنچه انجام شد، نداشتیم.هر فرض دیگری، یعنی اگر شورا داشتیم، یک سری مشکلات به وجود می‏آمد.اگر فرد دیگری هم به غیر از آیت الله خامنه‏ای می‏آمد، دچار مشکل می‏شدیم... خداوند ما را هدایت کرد.

و در جای دیگر اشاره دارند که:

راه امام، با انتخاب آیت الله خامنه‏ای به رهبری جمهوری اسلامی، بیمه و تضمین گردید.
روزنامه رسالت 16/3/68
حاج سید احمد آقا خمینی (ره):

حضرت امام بارها از جناب عالی (امام خامنه ای) به عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.

انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانه حضرت عالی، باعث‏شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید.حضرت عالی از چهره‏های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تایید و تکریم امام عزیزمان بوده‏اید.
اگر آن روز در ظهر عاشورای 61 هجری در صحرای تف نبودیم اما امروز در ظهر عاشورای 1431 در کریمخان تهران بودیم. اگر آن روز ندیدیم که حمله بر خیام اهل بیت چه شکلیست اما امروز دیدیم که حمله به نمازگزاران و پرچم اهل بیت چه شکلیست. اگر آن روز ندیدیم که سنگ زدن کوفیان و شامیان بر خورشید یعنی چه اما امروز دیدیم که حرامیان از نسل یزید چگونه از در و دیوار پاره آجر و پاره سنگ جدا می کردند و بر سر و صورت دختر و پسر عزادار خورشید در ظهر عاشورا می کوبیدند. ما شما را خوب می شناسیم بی خود زحمت حمایت از راه امام را برای خود هموار نسازید که امام برای شما یک وصله نچسب است. شما آرزویتان کشتن خداست. سران شما گفتند "تا خدا نمرده است امکان ایجاد جامعه مدنی و دموکراسی نداریم" و شما آمده اید تا خدا را بکشید برای رسیدن به جامعه مدنیتان. بی خود در تاریخ غوطه ور نشوید. حنای شما مدتهاست نزد ملت رنگ باخته و در باتلاق بی حیایی خود هر روز بیشتر از روز قبل فرو می روید و بی شک هر روز خطرناک تر هم می شوید زیرا هر غریق بی تقوایی برای نجات از غرق شدن تلاش می کند تا دست و پای دیگران را بگیرد تا اگر نجات نیافت لااقل دیگران را نیز با خود به اعماق پستی و رذالت بکشاند اما هیهات از غریقان بی دست و پایی چون شما که بعد از 21 سال خودتان و پدرانتان هنوز فقط لاف سخن سر می دهید و به هنگام عمل به گوشه ای می خزید از ترس.
ما فرزندان همان عمار و کمیل و مقدادیم که حرامیان امام معصومشان را از فرط جهالت و دریدگی سر به چاه کردند. همان حرامیانی که صبح تا شب سب علی می گفتند و همان خانواده هایی که از کشته شدن فرزندانشان در جنگ با علی یا در جنگ کنار علی علی را نفرین می کردند. ما گردوغبارهایی از قدوم مبارک حضرت عباسیم که امام معصومش امام مجتبی را حرامیان "یا مذل المومنین" خطاب می کردند. گستاخیهای کسانی که به جنگ با خدا برخاسته اند و به چیزی کمتر از کشتن خدا قانع نیستند ذره ای خدشه بر ولایت امام ما امام خامنه ای وارد نخواهد ساخت تا زمانی که فرزندان عمار و کمیل و مقداد نفس می کشند.

خفاش اگر بریزد خون ستاره غم نیست
باشد شبان فتنه آبستن سحرها

كمی خجالت بكشیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


كمی خجالت بكشیم!

مرتضی شریف
با گذر از فضای سنگین انتخابات و حوادث پیش آمده بعد از آن، دنبال فضایی می گشتم تا فارغ از مسائل سیاسی روز نفسی بكشم. شنیده بودم یك فیلم كمدی بر روی پرده سینماهای تهران است لذا آن را بهترین فرصت دیدم تا به همراه خانواده به تماشای آن نشسته و لبخندی بزنیم زیرا خنده بر هر درد بی درمان دواست دیگر! فیلم شروع شد و جای شما خالی از دعوای این زن و شوهر كه مثل خروس جنگی به جان هم افتاده بودند كلی خندیدیم، اما فصل خنده در این فیلم برای من بسیار كوتاه بود زیرا از اواسط فیلم بغض راه گلوی مرا گرفته بود و دوست داشتم گریه كنم و حتی تا قبل از اینكه تمام بشود و چراغ های سالن روشن بشود سالن را ترك كنم بخاطر اینكه من هم مثل داماد توی فیلم ظاهری مذهبی داشتم اما چاره ای نداشتم زیرا باید زجر نشستن و دیدن فیلم تا آخر را بخاطر نامزدم تحمل می كردم.
احساس سردی می كردم و حالم دگرگون شده بود فیلم كه تمام شد سریع دست نامزدم را گرفتم و از سالن خارج شدم.

اما قصه پرغصه خروس جنگی چه بود!! دعوای زن و شوهری كه سر ناسازگاری با هم داشتند و شوهری كه مدیر یك تالار عروسی بود. دعوای زن و شوهر تا پای طلاق و طلاق كشی هم كشیده شد اما در آخرین لحظه تصمیم گرفتند تا جای خود را با هم عوض كنند و زن خانه به محل كار رفته و مدیریت تالار عروسی را بعهده بگیرد و مرد خانه نیز در خانه بماند و خانه داری كند.

مریلا زارعی كه در نقش همسر رضا عطاران در این فیلم به ایفای نقش می پردازد در بدو ورودش تغییرات چشمگیری در مدیریت سالن عروسی ایجاد می كند اما مشكلاتش از آنجا شروع می شود كه مشتری ها به سالن مراجعه می كنند و دقیقاً از اینجا به بعد فیلم است كه هر بچه مسلمانی كه به سینما رفته و پای این فیلم نشسته یا بغض می كند و یا دچار تردید می شود. دست آخر هم با روی سرخ شده سینما را ترك می كند و از عجایب روزگار این است كه این فیلم در دوران وزارت كسی ساخته و به روی پرده رفته است كه خود اهل درد و دغدغه است. به فیلم باز گردیم و ببینیم چه شد ... یك زوج جوان برای عروسی خود به این تالار با مدیریت جدید مراجعه می كنند. داماد ظاهری مذهبی و به قول خودمان حزب اللهی دارد اما خانم اندك تفاوت چشمگیری با وی دارد.
خانم مدیر تالار شروع می كند درباره نحوه پذیرایی از مهمانان توضیح دادن و اضافه می كند اگر اركست هم بخواهید داریم!!

آقای داماد كه ابرو در هم كشیده، می گوید نخیر ما از این قرتی بازی ها نداریم كه به ناگاه به عروس خانم بر می خورد، با لحنی عتاب آلود به داماد می گوید: مگر قرار نبود از این امل بازی ها در نیاوری!! و داماد زن ذلیل كه طاقت شنیدن داد عروس خانم را نداشت در آن مقطع به ظاهر همه چیز را قبول كرد تا شب عروسی فرا رسید. به به!! چه عروسی بود و چه شد!! در این قسمت فیلم هر چه توانستند قشر مذهبی را به بهانه طنز بی فرهنگ و بدوجهه نشان دادند... عروسی مختلط برگزار می شود و خانواده عروس همه با ظاهری آراسته و مرتب وارد عروسی می شدند و خانواده داماد هم، با ظاهری كه دلچسب نبود و با چادرهای مشكی(!!؟) در مراسم عروسی سرجای خود می نشینند!! داماد و عروس به مهمانی اضافه شدند و با اشاره داماد یكی از دوستانش به روی سن آمده و با ذكر یك صلوات شروع به مدیحه سرایی می كند كه در این لحظه مادر عروس با عصبانیت از پسرش خواست تا سریع میكروفون را بگیرد و مردم را شاد كند!! آخه عروسی كه جای این حرفها نیست!!

برادر عروس خانم هم سنگ تمام گذاشت میكروفون را گرفته و شروع كرد به خواندن ترانه های صفاسیتی و رقص و پایكوبی و نبودید كه ببینید چه آشوبی به پا شد و عروسی از هم پاشید و ... از خجالت داشتم آب می شدم، همان لحظه یاد حرفهای هفت، هشت سال پیش یكی از مسئولان افتادم كه می گفت: آیا مسئولان حاضرند با خانواده خودشان به دیدن این فیلم ها بروند!! و بعدها در جای دیگر می گفت: قبل از انقلاب در سینمای ایران رویه این بود كه قشر مذهبی را تحقیر كنند و چهره زشتی از آنها به نمایش در آورند و ...

طنز یك چیز است، تمسخر یك چیز و توهین یك چیز...خیلی اعصابم خرد است از دیدن این فیلم كه می توانست نمره قبولی در طنز بگیرد اما...راستی چرا در این چند سال اخیر و در تولید آثار هنری تصویری و شنیداری هر كس به طریقی بر جماعت متدین می نوازد؟!

مناظره وبلاگی 3 بخش اول

 بسم الله الرحمن الرحیم

همت مضاعف و کار مضاعف


مناظره وبلاگی ۳

بخش اول

مطلبی را که در سه بخش پیش رو دارید مناظره ای است که بین چند نفر از طیف های مختلف سیاسی در فضای سایبر و در وبلاگ "صبح دیگری در راه است" با محوریت موضوع "خس و خاشاک" انجام گرفته است.

مهدی ابراهیمی
شنبه 22 اسفند1388 ساعت: 21:35

رزمنده سلام
مهندس قبل از رأی گیری در مصاحبه ای گفت "من به قانون ناقص هم پایبندم"
مهندس بعد از رای گیری گفت "قانون جسدش هم محترم است"

این مهندس ما از پشت کوه نیامده بود که یهو 1388 وسط تهران ظاهر شود. او شورای نگهبان را بهتر از سبزها و مارال ها می شناخت. او قانون و میثاق ملی و اختیارات قانونی رهبری را بهتر از سبزها و مارال ها می دانست. او جنتی و الهام را بهتر از همه سبزها و مارال ها می شناخت. پس وقتی او می گوید من به قانون ناقص هم پایبندم یعنی اینکه اگر همه اینها هم نزد مهندس مصداق نقص قانون بوده باشند طبق گفته خودش باید باز هم به همان قانون پایبند باشد.

"خوب اگر قانونی را دوست نداشتیم اشکالی ندارد که می ریم و آن را از راه قانونی حلش می کنیم"

هیچ جای میثاق ملی ننوشته است که اگر فردای رأی گیری رأی نیاوردی مردم را بریز توی خیابان (البته مگر آنکه عفت مرعشی قبلاً حکمش را صادر کرده باشد) تا راهی قبرستان و بیمارستان شوند. تا شاید اهرم فشاری بسازی که شاید نظام خسته شود و رأی شما را پس بدهد مگر در قانون جنگل. قانون جنگل هم با کسی شوخی ندارد. اگه بزنی می خوری نزنی نمی خوری. بله اگه بزنی و گرد و خاکم به پا کنی نه تنها خودت می خوری بلکه چهارتا آدم از همه جا بی خبرم می خورن که تو باید هم جواب خوردنای خودتو بدی و هم خوردنای او زبون بسته ها رو. این قانون جنگله. اما اگر ادعای جامعه مدنی داری، خوب اشکالی نداره ما یه قانون داریم که شاید به قول مهندس ناقص هم باشه؛ اما بهتر است ما به همان قانون ناقص هم پایبند باشیم و اعتراض خودمان را به نتیجه رأی گیری از مسیر قانونی و بدون لشکرکشی و قشون کشی و روزه خواری و حرامی گری به پیش ببریم، تا عده ای پیدا نشوند که بیایند در مورد رنگ داشبورد ماشین دکتر مسعود علیمحمدی بحث کنن که آیا سبز بوده یا آرم پرچم داشته.

جنبش وبلاگی تا محاکمه سران فتنه آسوده نخواهد نشست چه امروز چه فردا چه تا سال 1403 شمسی.

یاس
یکشنبه 23 اسفند1388 ساعت: 3:34

این بخشی از کامنتهای "یاس" خطاب به "نیایش" است:

نوشته اید: «من در پاسخ شما به دوستانم تنها آیه ی لا اکراه فی الدین را دیدم. به شما توصیه می کنم یک دور تفسیر این آیه در المیزان را بخوانید. این آیه به حجاب اختیاری ربطی ندارد» این آیه نگاه کلی دارد. به نظر من نیازی به تفسیر هم نیست معنای آن هم مشخص است صحبت از اجباری نبودن دینمان می کند و اما المیزان! بخوانید این سخنان را:
دکترمهدی خزعلی: استاد علامه طباطبایی (قدس سره) - صاحب تفسیر المیزان - می فرمود: "انقلاب یک شهید داشت، آن هم اسلام بود!" و من (مهدی خزعلی) می گویم: "دولت نهم یک شهید داشت و آن یوسف زهرا( امام زمان) بود!"

مهدی ابراهیمی
یکشنبه 23 اسفند1388 ساعت: 22:38

رزمنده سلام
چند وقت پیش در این وبلاگ عده ای از یک خانه تیمی کامنت می گذاشتند که کی گفته انقلاب 57 از سال 42 تا 57 با بیش از 60 هزار شهید به ثمر نشسته؟ بعد از ارائه اسناد مربوطه دیگر کسی به ما پاسخ نداد که 60 هزار نفر با جمعیت 35 میلیون نفر در 15 سال یعنی به طور متوسط روزی بیش از 10 نفر کشته پس امروز با 70 میلیون نفر می شود به طور متوسط روزی بیش از 20 نفر کشته. یعنی اگر جنبش سبز قصد انقلاب دارد در بازه 15ساله باید روزی 20 نفر کشته بدهد و اعتراضی هم نکند چون هیچ رژیمی خودش را چنج نمی کند و در مقابل هر چنجری می ایستد در هر کجای عالم. اما ... اما 9 ماه و 50 کشته که نیمی از آنها هم بسیجیان مزدور رژیم بوده اند کاریکاتور سبزها را کاریکاتورتر کرده. حتی صدای تکبیرشان هم دیگر به گوش نمی رسد.

آسیاب به نوبت. یک عقل متعادل هیچ وقت محاکمه یک جانی حرفه ای را رها نمی کند تا یک جیب بر را محاکمه کند. دوستان عجله نکنند اجازه بدید ابتدا فائزه رفسنجانی و مهدی رفسنجانی و موسوی خوئینی ها و موسوی و کروبی و خاتمی پاسخ قتل و خونریزی ها و مشارکت در جرم هایشان را بدهند و حکمشان صادر شود آن وقت در مورد نظرات امام هم بحث می کنیم. در مورد عدالت یا عدم عدالت امام خامنه ای هم بحث می کنیم. در مورد صدا و سیما و تبصره 8 هم بحث می کنیم. در مورد سقیفه و انحراف و دین و حجاب اجباری هم بحث می کنیم. در مورد نظرات علامه طباطبایی (اگر علامه طباطبایی محل ارجاع دوستان است آیا تمام نظرات و دیدگاه هایی که ایشان داشته اند مرجع است یا برخی جملات ایشان که در صورت صحت موید این دوستان هم هست؟ اگر در تمام موارد مرجع است بگویید تا اندیشه های ایشان را به کف این کامنتها بکشانیم تا ببینیم حق کجاست اما اگر شما از علامه به عنوان یک پازل یک تکه را بر می دارید خوب باید گفت که تنها ژورنالیسم گری می تواند ژورنالیسم گران را قانع کند و نه عقل و منطق. و اگر نظرات او تماما مرجع شماست و اسلام را شهید انقلاب می داند پس باید امام خمینی را نیز قاتل اسلام بداند و در این صورت شما نباید امام خمینی را امام بدانید و نباید برای او رحمه الله علیه بنویسید. باید صراحتا او را لعن کنید چون به گفته علامه او قاتل اسلام است چون انقلاب کرد) هم بحث می کنیم.

در مورد یاس هم بحث می کنیم. یاسی که این روزها در جشن نوروز ما در میان شادی های ما در بستر بیماریست. عید را تبریک می گویم اما چه عیدی چه تبریکی؟

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 0:16

سلام
دوست من جنگل و قانونش آنجاست که شبانه در کوی دانشگاه بر سر عده ای دانشجو ریختند و از بزرگ و کوچکتان چشم در چشمخانه تان نبود و ندیدید یعنی بصیرت نداشتید. سرو ته حرفتان را بزنی آخرش می شوید طلبکار کشته ها و تجاوز شده ها! می خواستند به حرف موسوی گوش ندهند تا نه شما بهشان تجاوز کنی و نه مننژیت! بگیرند و خودشان! خود به خود بمیرند. شما که الحمدلله نه قاتلید نه متجاوز و نه غارتگر و نه دزد سرگردنه و نه رأی دزد! شما لباس شخصی هستید و پاک و منزه ! دوست من بارها گفته ام و بازهم می گویم، نه شما نه سران جنایتکار باند استبداد و حکومت کودتایی تان جرأت، جسارت و شجاعت دستگیری و گزند زدن به سران جنبش را ندارید، چه حالا چه تا سال 1403! خواب های خوش ببینید مخصوصاً خواب محاکمه سران جنبش سبز. در قبال این موضوع که انقلاب با خون 60 هزار شهید یا بیشتر به ثمر نشسته چه دخلی به شما و باند جعلیتان دارد؟ شما را چه به شهدای انقلاب؟ شما را چه به شهدای جنگ و 8 سال دفاع مقدس؟ شما جماعت باید الان در سوگ سرکرده موازی تان عبدالمالک ریگی باشید. اسلام جعلی شما نسخه اصلیش دست مفتی وهابی است و طالبان و ملا محمد عمر و بن لادن. چند وقت بود این وبلاگ با آرامش به بحث می پرداخت ولی دوباره بعضی از دوستان حرف های صد تا یه غازشان را شروع کردند. بحث هایی که داشت با متانت و میانه روی دنبال می شد با ورود افراطیون و لباس شخصی های معروف دوباره وارد جنجال شد.
لعن ا... علی القوم الظالمین

مهدی ابراهیمی
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 10:20

رزمنده سلام
کمی مودب باشید کمی سعه صدر داشته باشید کمی منصف باشید. چرا فکر می کنید کسانی که مثل شما فکر نمی کنند شهروندان درجه دو هستند؟ چرا فکر می کنید انتقادهایی که به شما وارد است از سر کینه و غرض ایراد می شود؟ چرا تفرقه ایجاد می کنید؟ اجازه بدهید با همان قانون ناقصی که مهندس بدان پایبند است، مهندس محاکمه بشود تا به نوبت بحث کنیم. با گرد و خاک کردن هیچ مجرمی از محاکمه نخواهد توانست گریخت. شاید کمی عقب بیفتد اما بالاخره که باید محاکمه شوند. شما هم هر چه دلتان می خواهد به ما بگویید. حق دارید عصبانی باشید ما هم عصبانی هستیم. لااقل برای چهارشنبه سوزی به غیر از بچه سوسولای 13 آبان و روز قدس چارتا آدم مرد بیارید وسط یه 200 تا 300 تا کشته بدید تا لااقل جهانیان بدانند که جنبش سبز جنبشی سرپا و هدف دار است. حالا 120 هزار تا کشته پیش کش.

برای رژیم چنج سه راه وجود دارد:
1- انقلاب توده ها
2- کودتای داخلی
3- دخالت نظامی نیروهای خارجی

شما هر کدام را که دوست دارید انتخاب کنید تا بحث کنیم. اگر اولیست خوب باید مثل انقلاب 57 کشته بدهید. آنها 60 هزار کشته دادند شما باید 120 هزار کشته بدهید چون جمعیت دو برابر شده. اگر قصد کودتا دارید خوب گاو نر می خواهد و مرد کهن. اگر راه سوم را انتخاب می کنید که حالا حالاها باید سماق بمکید.

عباس
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 17:31

سلام خانم مارال. قانون جنگل در توهم آقای موسوی و گروهک سبز است که فکر کردند حالا که مردم به ما رأی ندادند با زور و کودتای مخملی و رنگی قدرت را تصاحب می کنیم. ولی وقتی بعد از شهید و مجروح کردن جمع زیادی از مردم و از بین بردن و غارت اموال عمومی و خصوصی شکست سختی خورده و آبرویشان رفت و کسانی که فریبشان را خورده و به آنها رأی داده بودند پشیمان شده و راه خودشان را جدا کردند لذا در آخر به پروژه شهید سازی و مظلوم نمایی روی آوردند و شهدایشان بعضاً زنده از کار درآمدند و کوی دانشگاه هم که خودشان زدند و زخمی کردند و به گردن دیگران خصوصاً بسیج همیشه سرافراز انداختند. مثل تیر 78. ولی مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین. عجله نکنید فعلاً پرونده مهدی و فائزه هاشمی تکمیل شده و به زودی انشاءالله محاکمه و مجازات خواهند شد و بعد به زودی نوبت مرده های متحرکی مثل موسوی و کروبی و خاتمی و موسوی خوئینی ها و ... که دیگر مرده و زنده اشان فرقی ندارد خواهد رسید انشاءالله. برعکس، انقلاب و جنگ تحمیلی با بیش از چند صد هزار شهید و چند صد هزار جانباز به ملت رشید و انقلابی و بصیر و ولایی ایران تعلق دارد و به کودتاگران سبز دجالی اموی فروخته شده به شیاطین هیچ ربطی ندارد. تا به حال که ریگی با کودتاگران رنگی فالوده می خورد و می خواست روشهای وحشیگری جدید به آنها یاد بدهد. حالا که دستگیر شده اخی شد؟ تا به حال که گروهکتان فراگیر بوده و همه ضد انقلابیون و ضد بشران و بی دینان و وهابیون و بهائی ها و مارکسیست ها و حتی فواحش در آن بودند حالا وهابیون اخی شدند؟ لباس شخصی ها همان ها نیستند که افراد را به جرم ریش و انگشتر عقیق داشتن به شدیدترین وجهی ضرب وشتم کرده و شهیدشان می کنند؟

سبز
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 22:13

با سلامی و درودی سبز
راستش آقای رزمنده مسلمان حجت را بر همه تمام کرد. خوشحالم که لااقل کسی پیدا شد که بگوید می کشیم و باید کشته بدهید. اقلاً ایشان صداقت دارد و می گوید اگر با ما نیستید محکوم به مرگید. در مورد سه راهکاری هم که ارائه کرده اند هیچگاه با موارد دو و سه موافق نبوده و همیشه آرزوی اصلاح داشته ام. در مورد انقلاب (گزینه اول) هم معتقدم زیان های آن بیشتر از سود آن است، اما اگر این رویه ای که شما در پیش گرفته اید یعنی ارعاب و خشونت، مطمئن باشید پاسخی جز خشم و خشونت دریافت نمی کنید و انقلاب هم چیزی دور از دسترس نیست. حتی با دادن یک میلیون کشته. در مورد پایند بودن حکومتتان هم زیاد به خود غره نباشید. شما از خیلی از دیکتاتوری هایی که توسط توده سرنگون شدند قوی تر نیستید برادر من. در ضمن شاخ و شانه کشیدن در حالی که شما اسلحه و امکانات دارید و در قدرتید هنر نمی خواهد. به قول یکی از دوستان همیشه آسانترین کار دفاع از حکومت فعلی است. دیدم برخورد شمایی که دم از قانون می زنید را با خانه و خانواده آقای کروبی. آن هم مجوز داشت؟ سلب آسایش از مردم؟ بد و بیراه گفتن و نوشتن توهین بر در و دیوار خانه ایشان؟ البته قانون برای شما همیشه استثنا دارد. من هم چون خانم نگین از فضای این مباحثه مخصوصاً بعد از ورود این چند برادری که منطقی جز باتوم ندارند خسته شده ام. بهتر است فضا را به کسانی بدهم که هنوز هم حوصله و هم حرفی تازه دارند وگرنه گفتنی ها که بارها گفته شد. در پایان از خانم گلبرگ و نیایش و دیگر دوستانی که در این مدت وقت گذاشته و فضایی برای گفتگو فراهم کردند سپاسگزارم.
به امید فردایی سبز و روشن برای ایران و ایرانی

برای جنگ با تاریکی به روی آن شمشیر نمی کشم چراغی می افروزم (زردشت)

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی و عباس
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 23:0

سلام
مودب باشم. سعه صدر داشته باشم. منصف باشم. خوب اما در مورد شهروند درجه 1 و 2 که رئیستان ما را خس و خاشاک نامید و آن یکی بزغاله و گوساله! گفتم آرزوهایتان بسیار زیاد است. محاکمه مهندس موسوی؟ حتی بزرگان قومتان هم شب ها خواب پریشان می بینند. شما که جای خود دارید. آرزوهایتان مثل بزرگراه تهران شمال هیچ وقت به پایان نمی رسد. راستی حتماً داستان ضحاک مار دوش و کشتن جوانان ایران را شنیده ای؟ نمی دانم چقدر علاقمندید 200-300 نفر را بکشید  تا عطش کشتن جوانان این مرز و بوم سیراب شود؟ خیلی صریح حرف دلت را می زنی. بارها گفته ام که ای کاش  کمی فقط کمی به جای فکر کشتن و کشتار در مغزهایتان فکر زندگی و هم زیستی بود. نمی دانم چرا از اسلام دم می زنید که دین رحمت است در حالی که دستهایتان به خون آلوده است. نمی دانم چرا دم از اسلام می زنید و می روید جلوی خانه کروبی و به خانه ایشان حمله می کنید، لوازم را تخریب می کنید و شیشه ها را می شکنید و مکانی که متعلق به ساکنین دیگر نیز هست تخریب و با پرتاب رنگ مورد حمله قرار می دهید. در همانجا نیروی انتظامی صرفاً تماشاچی حمله دوستان مسلمان و انقلابی دو آتشه است و فقط نظاره می کند.  چون قانون شما قانون جنگل است و ساکنین این جنگل مختارند هر جنایتی بکنند. راستی گفتی بچه سوسول! یادت باشد همین بچه ها چنان گریه بزرگ و کوچکتان را درآوردند که تا مدت ها سرگیجه داشتید و هذیان می گفتید.  عباس آقا در کوی دانشگاه، دانشجویان خودشان را زدند و زخمی کردند. هرکسی خودش را می زد و له می کرد. برادران لباس شخصی که اصلاً وحشی بازی در نیاوردند و نزدند و وسایل بچه ها را خرد و خاک شیر نکردند.

گلبرگ - جواب به مارال
دوشنبه 24 اسفند1388 ساعت: 23:0

سلام خواهر عزیز خس و خاشاک بهتر از قمه زن است. بچه سوسول کی باشد که بخواهد ما را به سر گیجه بندازد. بزرگترهای این بچه سوسول ها هم - ریگی و موسوی و ... - نتوانستند. حداقل کلاس بیشتری دارد. رییس شما هم که این روزها کلهم اجمعین تعطیل شده ملت را قمه زن معرفی می کند وای از این هوش او!

مهدی ابراهیمی
سه شنبه 25 اسفند1388 ساعت: 12:50

رزمنده سلام
منظور شما از اصلاح اینست که یک رهبر فانتزی بگذاری سر کار اما طبق گفته فائزه مملکت دست حاج آقا باشد و حاج آقا رهبر واقعی ایران باشد؟ منظور شما از اصلاح اینست که سلاح و باتوم دست شما باشد و به جای اینکه شهروندان درجه 2 حرامیان را بزنند حرامیان و شما شهروندان درجه 2 را بزنید؟ (من بین شما و حرامیان تفکیک قائل شدم مثل احمدی نژاد که برای خس و خاشاک و 40 میلیون نفر تفکیک قائل شد. اما شما هم می توانید مثل مهندس بی سواد و ژورنالیست و دیکتاتورتان که در بیانیه هایش خس وخاشاک را به 40 میلیون ایرانی نسبت داد نسبت بدید. اشکال نداره جنبش سبز هردمبیل بازیه دیگه اینم روش). اینها اگر مطالبات شما باشد اسمش اصلاح نیست اسمش رژیم چنج است. رژیم چنج هم در حد سواد و مطالعات ما همان 3 راه را دارد اگر راه های دیگری به نظرتان می رسد بفرمایید. رژیم چنج به شما لیست انتخاب و منوی مورد علاقه شما را نمی دهد تا شما آن چه را که دوست دارید انتخاب کنید. رژیم چنج همواره با خشونت همراه است. یک عده می خواهند رژیم را چنج کنند و یک عده می خواهند مقابله کنند چه در راه اول چه دوم و چه سوم. اگر شما دومی و سومی را رد می کنی و اولی را هم زیان آور می دانی احتمالاً قائل به یک اصلاح شترگاوپلنگی هستی که دیگر اسمش اصلاح نیست بلکه رفرم است به عبارت بهتر انقلاب است چنج است. خوب برادر من خواهر من باید کشته بدید دیگر. رژیم خودش را که با دست خودش چنج نمی کند. شما چرا هنوز در توهمات دوم خرداد مانده اید؟ بالاخره اگر بکشی می کشنت. چرا اینقدر از کشتن و کشته شدن می ترسید؟ مرگ حق است و اگر در راه آرمان سبز هم باشد که دیگر افتخار بزرگیست. مطمئن باشید آیندگان به این فداکاری ها و جانبازی های شما می بالند. خوب اگر قدرت دست شما بود و سلاح و باتوم هم دست شما بود که دیگر مبارزه معنی نداشت. اگر شما واقعاً مبارزید و حاضرید از جان و جسم و آبروی خود هزینه بدهید، بسم الله این شما و این چهارشنبه سوری و 29 اسفند و 2 خرداد و سالگرد 22 خرداد و سالگرد 25 خرداد و ... . ببینم چقدر هزینه می دهید.

خون بسیجیان و مردم بی دفاع را ریختید اما بدانید جنبش وبلاگی تا محاکمه سران مجرم فتنه هرگز خاموش نخواهد نشست.

خفاش اگر بریزد خون ستاره غم نیست
باشد شبان فتنه آبستن سحر ها
"سید حسن حسینی (با تلخیص)"

آمدن یا نیامدن شما نظر نوشتن یا ننوشتن شما در این وبلاگ سبب هیچ چنجی در نظام آفرینش نخواهد شد. شما چه نظر بدهید چه نظر ندهید مجرمین بزرگ و جنایتکاران به سزای خود خواهند رسید ما راه داریم به گفته همان امام خمینی شما هم راه داریم. البته شما امام خمینی را هم یک پازل کردید. او را به یک منوی درخواستی تبدیل کردید و هر قسمتی از سیره او را که به نفعتان باشد برای خود اختیار می کنید. اما ما راه داریم. راه ما هم بند "م" وصیت نامه ایشان است. البته اگر آسید حسن خمینی ما را به خشن نمایی از سیره امام متهم نکند. مگر اینکه این بند وصیت نامه تحریف بوده باشد و رژیم آن را به زور در وصیت نامه امام گنجانده باشد. خلاصه خیالتان جمع باشد آمدن یا نیامدن شما تأثیری در راه امام ندارد. راه امام پابرهنگانی دارد که به فاصله سال های نوری از من و شما جلوترند.

نگران خواب آرام ما نباشید. ما مدت هاست کابوس می بینیم و خواب آرامی نداریم. ما مدتهاست دغدغه داریم و نگرانیم. ما مدتهاست که لحظه ای آرام و قرار نداریم مدتهاست ...

پ ن 1= دوستان سبز معتقدند انقلاب اولین شهیدش اسلام بوده است. ( این دوستان معتقدند به قول علامه طباطبایی این گونه بوده (در صورت صحت و در صورت صحت تأویل صحیح آن) سند: جناب "یاس").

پ ن 2= امام خمینی بنیانگذار انقلاب 57 بود.

پ ن 3= لذا امام خمینی قاتل اسلام است.

پ ن 4= از نظر دوستان سبز اولین شهید روی کار آمدن دولت نهم امام زمان سلام الله علیه بود.

پ ن 5= بسیاری از نظرات و سیاست های خارجی و عدالت اجتماعی و برخی مسائل فرهنگی این دولت با نظرات امام خامنه ای بسیار شبیه و همسوست.

پ ن 6= لذا امام خامنه ای قاتل امام زمان سلام الله علیه است.

مشخص است در نظامی که امام خمینی اش قاتل اسلام باشد خوب امام خامنه ای آن هم قاتل امام زمانش سلام الله علیه خواهد شد. با عرض پوزش از آسیدحسن خمینی اینها حرفهای ما نیست ظاهراً حرفهای دوستان سبز شماست.

دوستان سبز مراقب باشند در مسیر گل زدن به ما به خودشان گل نزنند دروازه این طرفه.

احمد توکلی:
خط سبز، نخ تسبیح منافقین، سلطنت طلب ها، مفسدان اخلاقی و اقتصادی، بهایی ها، وهابی ها و مخالفان عملکرد احمدی نژاد بود. توکلی در پایان درباره سرنوشت جبهه اصلاحات تصریح کرد: موسوی و کروبی خودشان را به دست خویش کشتند و اصلاحات جدیدی از نیروهای متدین و معتقد به نظام و امام و ولایت فقیه باید تجدید سازمان شود. جریان اصلاحات قبلی هدفش استحاله نظام بود به طرف لیبرال دموکراسی و سکولاریسم که این حادثه، اصلاحات را به پایان خویش نزدیک کرد. توکلی در پاسخ به این سوال که آیا آقای موسوی به آخر کارهای خود فکر کرده بود؟ گفت: اگر فکر نکرده بود که چه سیاستمدار خام و بی‌ارزشی و اگر فکر کرده بود که چه خائن نادان و وطن فروشی.

سبز
سه شنبه 25 اسفند1388 ساعت: 22:3

سلامی سبز. از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست اگر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست ... آقای عزیز عباس جان. می خواستم جواب کامنت شما را ندهم اما چون مخاطب یکی از کامنت های شما من بودم گفتم شاید بهتر باشد جوابی به شما داده تا خدای نکرده فکر نکنید شما را به حساب نیاوردم. اول از هر چیز ادبیات شما آنقدر عجیب و غریب است که انسان را به فکر وا می دارد که چگونه با شما باید صحبت کرد. هدف این حقیر فقط ذکر نکاتی است که شاید شما را کمی به اندیشیدن فقط پیرامون ادبیاتی که استفاده می کنید وا دارد، وگرنه به مباحثه منطقی با شما که امیدی نیست. در باب کاربرد واژه حرامیان نیازی به توضیح نبود هرکسی از خویشتن خویش و هویت و اصالتش آگاه است و حرف شما تغییری در آن ایجاد نخواهد کرد.گویی شما از پرداختن به خویشتن فارغ شده اید که اکنون در باب دیگران مشغول به تحقیقید! بهتر است انسان اول به خویش بپردازد بعد به دیگران. جالب است که شما که ادعای مسلمانی دارید به راحتی هرچه تمام تر از این گونه الفاظ استفاده می کنید. من هیچ گاه از زبان هیچ کدام از بزرگان جهان اسلام اینگونه سخنان سخیفی نشنیده ام که شما در باب بندگان خداوند به راحتی هرچه تمام تر به کار می برید. گیرم یک در یک میلیارد شما در اشتباه باشید اگر فردا قیامتی بود و حساب و کتابی چگونه پاسخ خواهید داد؟؟

عذر می خواهم من مخاطبم آقا یا خانم رزمنده سلام بود که به اشتباه نوشتم آقای عباس. نمی دانم شما چه اصراری در به کار بردن واژه چنج دارید. اگر منظور شما از این کلمه همان کلمه change به انگلیسی است من درعجبم که ما در زبان فارسی خودمان کلمات زیادی را برابر با این واژه داریم که راحت ترین آنها تغییر است. اگر هدفتان نشان دادن دانش خود از زبان انگلیسی است که من متوجه آن شدم زیرا در جایی نوشته اید: "احتمالاً قائل به یک اصلاح شترگاوپلنگی هستی که دیگر اسمش اصلاح نیست بلکه رفرم است به عبارت بهتر انقلاب است چنج است." می شود از شما بپرسم برابر انگلیسی واژه اصلاح چیست؟ مطمئناً نمی دانی. عزیز دل برادر رفرم (reform) همان برابر انگلیسی برای واژه اصلاح است. جالب است که می گویید رفرم است یعنی انقلاب است. اینکه شما از صحبت های من برداشت کرده اید که من از یک رهبر فانتزی سخن می گویم یا قایل به اصلاحات شترگاوپلنگی هستم برداشت شخصی جناب عالی است که نمی دانم از کجا آمده است و نمی خواهم بدانم چون نتیجه گیری شما آنقدر سطحی است که نیازی به ریشه یابی ندارد. انگار شما اصلاً کامنت های مرا نخوانده اید.

در مورد آمدن یا نیامدن هم نظر شما را نخواسته بودم که مرا مورد لطف قرار داده بودید. دلیل خود را برای عدم ادامه مباحثات نوشته بودم همانطور که یکی از دوستان (اگز اشتباه نکنم خانم یاس) نظرشان به ادامه مباحثه بوده است. من وقتی وارد مباحثات شدم از شما اجازه نگرفتم که برای رفتنم شما نظر می دهید. اینکه نظر من یا شما نمی تواند باعث تغییری در کائنات شود نشان دهنده کوته نظری شماست. اگر ذره ای از آگاهی من یا شما در خلال این صحبت ها ارتقا یابد، آگاهی کل بشریت که من و شما جزیی از آن هستیم ارتقا خواهد یافت. اگر این نظر را در محضر فیلسوفی چون ملاصدرا بیان می کردی پاسخت چیزی جز حکم به خاموشی نبود چون هنوز معنای گفتگو و مباحثه را درک نکرده ای. البته چیز عجیبی نیست چون آنچه بیشتر با آن آشنایی داری خشونت و خون است که در مورد آن بهتر است جایی دیگر دنبال مخاطب بگردی.

سختگيري و تعصب خامي است     تا جنيني كار خون آشامي است

مولانا
بدرود

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 0:5


سلام
مرگ حق است اما نه به دست گرگ صفتان.  واقعاً حیف است آدم به دست شما جماعت کشته شود. یعنی برای ما جای اشکال دارد که بگویند قاتلمان افراد بی ریشه و بی هویتی بودند که هر را از بر تشخیص نمی دادند. مرگ در عین حق بودن برای خودش شأن و مرتبه ای دارد. شما هم که دین و دنیایتان مرگ است و عزا و عزاداری! یعنی دین جعلیتان چون مروج خشونت محض است و صرفاً با خشونت و تهاجم زنده و پاینده می ماند. از 365 روز سال 365 روزش را صرف عزا و ماتم می کنید شادی هایتان هم پر از غم و غصه است. با هرچه نشان از شادی و نشاط داشته باشد مخالفید. در قضیه موسیقی و مجسمه سازی آنقدر حرف های قرون وسطایی دارید که آدم فکر می کند در هزاره سوم قبل از میلاد زندگی می کنید و هنوز با شرایط تمدن بشری آشنایی ندارید. برای همین هم هنوز دوستان عزیزتان چماق و گرز در دست دارند و همین امشب هم تاب تحمل  اندک شادی یک ملت را نداشتند. راستی شما که گفته بودید جنبش سبز دفن شده است!!  نمی دانستم از مرده دفن شده هم اینقدر هراس دارید که الان دو روز است تهران را پادگان نظامی کرده اید و عملاً حکومت نظامی برقرار شده. اخوی مرده که ترس نداره.  درضمن این همه ممارست و تلاش شما برای محاکمه سران جنبش سبز واقعاً ستودنی است، اما بزرگترهایتان جرأتشان به اندازه شما هم نیست. حق بدهید به بزرگترهایتان.

یا علی

مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 1:42

رزمنده سلام
1= حرامیان آتش به دستی که بانک به آتش می کشند و مردم را از اتوبوس بیرون کشیده و اتوبوس آتش می زنند و به سمت جمعیت عزادار سنگ می پرانند و با روزه خواری شعارهای صهیونیستی سر می دهند و نیروهای نظامی را برهنه می کنند و بسیجی می کشند و مردم بیگناه را طعمه درنده خویی خود می کنند نامشان حرامیست. ممکن است شما آنها را مردم خداجو بدانی اشکالی ندارد بدانید. ما هم آنها را حرامی می دانیم. شما چه اصراری دارید که ما مثل شما فکر کنیم؟ هر کس را به دین خود.

2= شما نمی دانم چه قصدی دارید قصد اصلاح دارید؟ رفرم؟ چنج؟ انقلاب؟ تغییر؟ کودتا؟ نمی دانم هر چه که شما می گویی و علمی تر است هر چه می گویی من هم همان را گفتم. اگر معانی اصلاح و چنج و تغییر و رفرم همه یکیست و شما وسط دعوا نکته زبانشناسی مطرح می کنید باشد؛ اما به هر حال شما یک عقبه فکری از دوم خرداد به بعد دارید. اگر آن چیزهایی که گفته شد خواسته های شما نیست پس خواسته های شما چیست؟ شما مطالبه محدودیت وظایف رهبری را دارید یا نه؟ شما قانونی بودن اصل ولایت فقیه را قبول دارید یا نه؟ شما نظارت استصوابی را قبول دارید یا خیر؟ شما سیستم فعلی انتخابات را قبول دارید اعم از شورای نگهبان و وزارت کشور از بدو ثبت نام تا اعلام رسمی نتایج یا خیر؟ شما حکم حکومتی را قبول دارید یا نه؟ شما اصلاً ولی فقیه حاضر را به رهبری قبول دارید یا مثل آقای غفاری به اصل ولایت معتقدید اما ولی حاضر را قبول ندارید؟ شما قائل به ابطال انتخاباتید یا نه؟ شما قائل به جمهوری ایرانی هستید یا نه؟ شما قائل به نه غزه نه لبنان هستید یا نه؟ شما قائل به غیر قانونی بودن عملکرد بعد از انتخابات مهندس هستید یا نه؟ شما نظر اخیر احمد توکلی درباره مهندس را قبول دارید یا نه؟ شما حرامیان عاشورا را حرامی می دانید یا خداجو و ...

پاسخ به این سوالات مشخص می کند که شما در مورد حکومت قائل به چه چیزی هستید حالا اسم آن را هرچه دوست دارید بگذارید و بگویید من هم فقط آن را بگویم. اما آن چیز هر چه باشد سه راه بیشتر ندارد:

انقلاب توده ها
کودتای داخلی
دخالت نظامی نیروی خارجی

در مورد اولی خوب اگر شما قصد انقلاب دارید باید کشته بدهید و اینقدر این فیلم را هندی نکنید که من از خون بدم می آید و شما خشونت طلبید و از این حرفها. از شما در مسیر انقلاب کردنتان کسی با شکلات و بستنی استقبال نمی کند. اگر شما دنبال حقتان هستید از نظر خودتان و آن رفرم و تغییر و چنج و اصلاح این حکومت بنا بر خواسته های آنچنانی شماست که ذکر شد، خوب حقتان را باید بگیرید. ما قائل به آن مطالبات شما نیستیم و حقمان را چیز دیگری می دانیم. شما هم که ظاهراً به قانون اعتقاد ندارید پس به صورت قانونی به نتیجه نمی رسیم. اگر به قانون اعتقاد داشتید باید خواهان محاکمه مهندس باشید که شهر را بچگانه به آشوب کشید و مردم را راهی قبرستان و بیمارستان کرد. ممکن است آن مطالباتی که در بالا نوشتیم خواسته های شما نباشد که خوب در این صورت شما طرف سخن من نیستید.
در مورد دومی هم گفتیم که گاو نر می خواهد و مرد کهن.
در مورد سوی هم گفتیم حالا حالاها باید سماق بمکید.

3= شما با حاشیه زدن و نکته لغتی و فلسفی گفتن نمی توانید از پاسخ دادن طفره بروید. لااقل پاسخگوی گفته های خود و دوستان خود باشید اگر پاسخگوی سوالات ما نیستید. آمدن یا نیامدن شما نظر نوشتن یا ننوشتن شما در این وبلاگ سبب هیچ چنج و رفرم و اصلاح و تغییری در نظام آفرینش نخواهد شد (برای اینکه دوباره ایجاد شبهه نکند منظور اینست که اگر شما قهر کنید و بروید و دیگر اینجا نیایید کسان دیگری هستند تا بیایند یک وقت گمان نکنید که اگر شما بروید و نظر ندهید کار آفرینش و کائنات لنگ می ماند). شما چه نظر بدهید چه نظر ندهید مجرمین بزرگ و جنایتکاران به سزای خود خواهند رسید ما راه داریم به گفته همان امام خمینی شما هم راه داریم. البته شما امام خمینی را هم یک پازل کردید. او را به یک منوی درخواستی تبدیل کردید و هر قسمتی از سیره او را که به نفعتان باشد برای خود اختیار می کنید اما ما راه داریم. راه ما هم بند "م" وصیت نامه ایشان است. البته اگر آسید حسن خمینی ما را به خشن نمایی از سیره امام متهم نکند. مگر اینکه این بند وصیت نامه تحریف بوده باشد و رژیم آن را به زور در وصیت نامه امام گنجانده باشد. خلاصه خیالتان جمع باشد آمدن یا نیامدن شما تأثیری در راه امام ندارد. راه امام پابرهنگانی دارد که به فاصله سالهای نوری از من و شما جلوترند.

در پایان برای اینکه مجدداً درگیر حاشیه ها نشوید این توضیح را بدهم که منظور من از تمام واژه هایی مثل اصلاح و چنج و تغییر و رفرم و انقلاب در این کامنتها (به جز کلمه اصلاح) یکیست و آن هم مفهومیست که خروجی آن تغییر حکومت فعلی ایران باشد. برای کلمه اصلاح دو تعبیر احساس می کنم یک تعبیر با نگاه مثبت به این معنی که ما قصد اصلاح سیستم را داشته باشیم بدون ساختار شکنی و دیگر اینکه منظورمان از اصلاح ساختار شکنی و ایجاد ساختارهای جدید که در تعارض با ساختارهای قبلی باشند. در کامنتهای قبل هم منظور من از اصلاح نگاه اول بوده و برای همین ایجاد سوال کرده است. اما اصلاحاتی که ما تا به حال از دوستان اصلاح طلب و رفرمیستمان شاهد بودیم قائل به نگاه دوم بوده است که دیگر اصلاح مد نظر ما نیست بلکه همان است که از نظر قرآن خود را مصلح می دانند اما نمی دانند که مفسدند.

به جای این حاشیه ها از علامه طبابایی بگویید.
از پیراهن عثمان ساختن از خس و خاشاکی بگویید که خودتان برای خالی نماندن عریضه به ملت نسبت دادید و گفتید ما نسبت دادیم.
از قانون ناقص مهندس بگویید.
از توسلی و پورآقایی و ایمانی بگویید.
از این بگویید که اگر مهندس به جای حرکات کودکانه خود قانون پذیر بود نه کهریزکی پیش می آمد نه کوی دانشگاهی.
از انقلابتان بگویید و بگویید که چگونه بدون کشته دادن می خواهید حکومت جا به جا کنید.

مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 14:36

رزمنده سلام
"در سال 1365 در روزی كه سران قوای سه‌گانه‌ كشور به اتفاق نخست‌وزیر در یكی از اتاق‌های بیت حضرت امام در جماران، با حضور اینجانب (حاج سید احمد خمینی) جلسه داشتند. آیت‌الله منتظری هم تقریباً هم‌زمان با حضرت امام(ره) ملاقات داشتند. در مقطعی از جلسه‌ سران سه قوه، امام(ره) وارد اتاق شدند، درحالی‌كه از ملاقات آیت‌الله منتظری عصبانی بودند. بدون مقدمه گفتند كه: من از اول هم با رهبری آقای منتظری بعد از خودم مخالف بودم، ولی مجلس خبرگان كاری كرده بود و من هم مصلحت را در سكوت دیدم. اما حالا در جمع شما می‌گویم كه با رهبری آقای منتظری مخالفم.
با این مطلبی كه فرمودند، سكوت سنگینی بر جلسه حاكم شد و پس از این سكوت آیت‌الله خامنه‌ای سكوت را شكستند و به امام عرض كردند كه احترام ما به آقای منتظری به‌خاطر این است كه شاگرد شما بوده‌اند، سابقه مبارزه دارند و ... اما حالا اگر آقای منتظری نه، پس چه كسی؟ امام بدون لحظه‌ای تأمل دستشان را به طرف آیت‌الله خامنه‌ای نشانه گرفتند و فرمودند: خود شما، به چه دلیل شما نمی‌توانید رهبر انقلاب باشید؟ بعد از این بیان صریح امام، سكوت مجددی بر جلسه حاكم شد و مجدداً آیت‌الله خامنه‌ای به حضرت امام عرض كردند كه: من یك تقاضا دارم كه حكم بفرمایید تا موضوع مورد بحث امروز جناب‌عالی را هیچ‌كس از افراد جلسه، حق بیان ندارند و راجع به آقای منتظری هروقت جناب‌عالی صلاح دانستید، خودتان مطلب را بیان بفرمایید. امام فرمودند: آقایان حق ندارند در زمان حیات من كه مطلبی را كه امروز بیان كردم در جایی نقل كنند و لازم است این منع را به‌عنوان حكم تلقی كنند."

خوب معلوم است وقتی از نظر دوستان سبز (که صحیح یا غلط به علامه طباطبایی استناد می کنند) که اسلام اولین شهید انقلاب بوده است که نتیجه این ادعا این است که امام قاتل اسلام بوده است و اینکه دوستان سبز معتقدند اولین شهید دولت نهم امام زمان سلام الله علیه بوده که یعنی امام خامنه ای قاتل امام زمانش سلام الله علیه بوده زیرا این دولت به لحاظ عدالت اجتماعی و سیاست خارجی و برخی مسائل فرهنگی بیشترین قرابت را با نظرات ایشان داشته. خوب معلوم است که امامی که قاتل اسلام باشد دوست دارد جانشین خودش را کسی بداند که قاتل امام زمان شود.

کاریکاتوری شده این ادعاهای پیروی از راه امام که دوستان سبز مدعی آن هستند با آنچه که دانسته و نادانسته بر زبان می آورند، کاریکاتوری شیطانی و ساحرانه.

راسش من کلی فکر کردم و دیدم شاید حق با دوستان باشد و من در اشتباهم و واقعاً همان طور که می گویند دچار افراط و تحجر و خشونت طلبی شده ام. من حاضرم به این مسائل بیشتر فکر کنم و حتی حاضرم در افکارم تجدید نظر کلی بکنم. من تمام افراط گری هایم را می پذیرم و حاضرم هزینه اشتباهاتم را بدهم. دیگر به این وبلاگ و به هیچ وبلاگ دیگری نمی روم و از این قبیل نظرات افراطی که مخصوص لباس شخصی هاست نمی دهم. حتی وبلاگ خودم را هم حذف می کنم یا اگر دوستان سبز خواستند پسورد آن را در اختیارشان قرار می دهم تا هر چه صلاح دیدند انجام دهند حتی می توانم از گلبرگ هم بخواهم نوشتن و وبلاگیستی را کنار بگذارد و دیگر وارد مسائل سیاسی به هیچ عنوان نشویم. من تمام اینها را حاضرم بپذیرم و قول قطعی بدهم که به یک یک آنها عمل کنم تنها یک درخواست از دوستان سبز دارم. من تمام نقدهای شما را می پذیرم و تمام حق را به شما می دهم و هیچ انتقادی هم نسبت به عملکرد شما ندارم تنها سوال من که نتوانسته ام برای آن پاسخی بیابم را پاسخ بدهید تمام. از مهندس و کروبی تا مهاجرانی و بی بی سی و نوری زاده و کنگره آمریکا و تمام دوستانِ سبز و مارال و سبز و یاس و سایرین مرتب معتقدند که احمدی نژاد در میدان ولیعصر تمام معترضین به انتخابات و یا آن 13 میلیون نفر را خس و خاشاک خطاب کرده در حالی که احمدی نژاد صراحتاً بین 40 میلیون نفر و افراد ساختار شکن تفکیک قائل شد و آنهایی را که ما حرامی و محارب می نامیم را خس و خاشاک نامید. دقیقاً همان هایی که بزغاله و گوساله (با عرض معذرت از بزغاله ها و گوساله ها) هم خطاب شدند. شما فقط به من بگویید این خس و خاشاک را از کجا درآوردید که در آن سخنرانی احمدی نژاد به 13 میلیون نفر گفته خس و خاشاک یا به 2 میلیون نفر گفته خس و خاشاک؟ بالاغیرتاَ طفره نرید من همین سوال را دارم و تمام نظرات شما را می پذیرم به شرطی که این قضیه را تبیین کنید.

سعید
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 20:26

جل الخالق بنازم به این توانایی در سفسطه دوستان، تا دیروز که منظور آقای دکتر از خس و خاشاک آن چند نفری بود که روز قبلش شنبه و یکشنبه در خیابان ها تظاهرات پراکنده ای می کردند. حالا شد آن 2 میلیون نفر. (احتمالاً منظور همان 4-3 میلیون نفری است که روز بعد از سخنرانی آقای دکتر راهپیمایی کردند) احتمالاً آقای دکتر چون در تمام مسائل کارشناش ارشد هستند از تعداد نفرات حاضر در تظاهرات روز بعد از سخنرانیشان خبر داشتند که آنها را مورد لطف قرار دادند؟

گلبرگ مغرور- جواب به سعید
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 20:26

سلام
البته شما مشخص کنید آن قمه زن کیا هستند تا روی خس و خاشاک بحث کنیم. خس و خاشاک بهتر از قمه زن است. حداقل با کلاس تر است. موسوی این ادبیات کوچه بازاری را از کجا یاد گرفته؟

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 20:30

سلام
یادم می آید بنی صدر همیشه می گفت من 11 میلیون رأی دارم و امام در جوابشان می گفت: هی نگویید من. ما تا به اینجا که سی سال از انقلاب می گذشت ندیده بودیم یک رییس جمهور برای خودش جشن پیروزی بگیرد و هورا بکشد و این همه ذوق و خوشحالی بکند! از ذوق زدگی زیاد بعضی وقتها یه حرف هایی می زند که بعداً باید صد تا آدم عاقل بیایند حرف هایش را درست کنند. مثل هاله نور - مثل خس و خاشاک.  دوست من! ما در عصر محدثین و مورخین به سر نمی بریم که هر مورخ  بخواهد تاریخ را به سلیقه پادشاه وقت بنویسد. الان هریک از افراد جامعه یک مورخ و ثبت کننده لحظه به لحظه تاریخ هستند. حرفهای این بنده خدا موجود است. بروید گوش کنید ببینید چه گفته و می گوید. در ادبیات ما یقه گرفتن و به سقف چسباندن و همین اواخر "مرده شور خودتان و دمکراسیتان را ببرد" نشان از ادب  و شخصیت کوچک و خرد فرد گوینده است که در جایگاه مناسب خود قرار ندارد.  فرافکنی نکنید. این گفته ها را نمی توانید کتمان کنید. به دنبال حرف های جدید باشید نه سوتی های قدیمی.
یا علی

سعید
چهارشنبه 26 اسفند1388 ساعت: 20:34

البته با توجه به توانایی های آقای دکتر کارشناس ارشد که در تمام زمینه ها اسنادشان موجود می باشد می توان این امر را (تخمین زدن تعداد حاضران در تظاهرات روز بعد را) ناشی از آن هاله نوری دانست که دور وجود ایشان را گرفته، ولی همین اعتراف شما به این نکته که منظور آقای دکترتان از خس و خاشاک همان تظاهرکنندگان روز بعد از سخنرانیشان بوده (حالا با یک تخفیف 1.5 میلیونی که شما داده اید) خیلی خیلی جالبناک است و اتفاقاً دقیقاً مشکل شما در اینجاست که گمان می کنید آقای دکترتان حق توهین به همان 2 میلیون نفر معترض را هم دارد.

و اما یک نکته مهمتر برادر رزمنده، امام خمینی فرموده اند هیچ موضوعی که به من نسبت بدهند را در صورتی که صدای من را نشنوید یا دستخط من را نبینید فاقد سندیت است. لازم نیست برای اثبات نظرات جعلی خود از امام هزینه کنید. اعتبار اسناد شما از اعتبار سندتان در مورد تعداد شهدای انقلاب که به نقل قولی از امام که از سوی آقای باقی عنوان شده است استناد می کنید، کاملاً مشخص است. که البته خود آقای باقی با توجه به اسناد ارائه شده از سوی بنیاد شهید تعداد شهدای انقلاب را حدوداً 3200 نفر اعلام می کنند و تعداد رقم 60 هزار نفر را اشتباه می دانند. لازم نیست برای اعتبار بخشیدن به رهبری آقای خامنه ای از طرف خود از جانب امام سخن جعل کنید و بعد برای رفع اتهام دوباره جعل دیگری خلق کنید که امام گفته این را عنوان نکنید.

مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 27 اسفند1388 ساعت: 12:50

رزمنده سلام
"احمدی نژاد: در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بوده اند.
رییس جمهور گفت: حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست".

دوستان چرا اینقدر به خودشان زحمت می دهند؟ من یک سوال روشن و بدون حاشیه پرسیدم. شما می گویید احمدی نژاد تهمت زننده است؟ قبول. رمال است؟ قبول. هر چه می گویید قبول. گفتم که از تمام مواضعم بر می گردم و تجدید نظر کلی می کنم؛ فقط به من بگویید مهندس از کجای سخنرانی احمدی نژاد درآورد که او به ملت خس و خاشاک گفته یا به حامیان سبز خس و خاشاک گفت حالا 13 میلیون یا 4 میلیون یا 3.5 میلیون یا 3564128 نفر یا 2 میلیون یا هر چند نفری که شما بهتر می دانید. آن سخنرانی را من مستقیم شنیدم فیلمش را هم بارها دیدم متنش را هم بارها خواندم. ما می گوییم مخاطب صریح خس و خاشاک در آن سخنرانی محاربان و حرامیان تخریبگری بودند که شهر را در آن چند روز به سمت آشوب کشاندند. نه کسانی که به شکل قانونمند نسبت به انتخابات اعتراضاتی داشتند. اما مهندس و دوستان سبز معتقدند که خس و خاشاک به تمام جنبش سبز خطاب شده است. لطفاً این مسئله را تبیین بفرمایید من پای تمام وعده ها و قول هایی که دادم هستم.

آقا سعید هم مراجعه کنند به مناظره وبلاگی 2 در وبلاگ حقیر و اجازه بدهند همان دوستانی که از خانه تیمی نظر می دادند در مورد شهدای انقلاب نظر دهند که دیگر حرفی نداشتند و تلویحاَ پذیرفتند.

در جلسه مذکور ظاهراَ شش نفر حاضر بودند: امام خمینی سید احمد و اگر اشتباه نکرده باشم آیه الله خامنه ای و آیه الله موسوی اردبیلی و آقای رفسنجانی و مهندس موسوی. امام که رحلت کردند سید احمد هم که قطعاً از نظر دوستان سندیت ندارد. امام خامنه ای هم که از نظر دوستان قاتل امام زمان است و طبعاً سندیت ندارد. می ماند این سه نفر. آیا اگر مثلاً رفسنجانی و موسوی این حرف را تأیید کنند، شما می پذیرید یا دنبال دستخط امام می گردید؟ اگر باز هم دنبال دستخط می گردید، اگر اینها هر حرف دیگری در مورد امام زده باشند یا بزنند باز هم دنبال دستخط می گردید یا نه؟ آقا سعید شما درباره علامه طباطبایی هم نظری دارید که آن حرف را که "یاس" گفت زده باشد یا نه؟ اگر آری پس در این صورت امام خمینی قاتل اسلام هست یا نه؟

سعید
پنجشنبه 27 اسفند1388 ساعت: 13:33

گمانم شما (منظورم تیمتان است) دچار مشکل عدم هماهنگی هستید. اول می گویید احمدی نژاد خس و خاشاک را به معترضان روزهای اول نسبت داد. بعد می گویید نه او این نسبت را به 4-3 میلیون (حالا از قول شما 2 میلیون) نسبت داد نه به 13 میلیون. حالا شما ادعا می کنی ما گفته ایم به 40 میلیون نسبت داده است. جناب آقای رزمنده، بنده صرفاً به احترام حرمت امام و اینکه ایشان چنین حرفی را زده اند گفتم هیچ کس آنقدر حرمت ندارد که بخواهیم بخاطر تأییدش حرف امام را روی زمین بیاندازیم. ربطی هم به آقای فلان یا بهمان ندارد. همانطور که در مورد تعداد شهدا بنده به یقین مصرم صرف استناد به حرف یک نفر که شما یقیناً با توجه به چهارچوب فکریتان ایشان را قطعاً قبول ندارید، (آقای باقی) و با توجه به اینکه ایشان صراحتاً اعلام کرده اند این حرف امام اشتباه بوده کار درستی نیست. هرچند دروغ گفتن و نسبت دادن آن به حضرت امام در این وبلاگ به دلیل متعصب بودن بیش از حد مدیر وبلاگ به همفکرانشان و نه راه امام امری پیش پا افتاده شده است. در مورد سخن نسبت داده شده به علامه طباطبایی با توجه به اینکه جستجوی من در این رابطه (تأکید می کنم این صرفاً نظر شخصی من است و ممکن است اشتباه باشد) صرفاً به نقل قول این موضوع از طرف بنی صدر بر می گردد، خیر قبول ندارم (نه بخاطر بنی صدر بودن گوینده). هر چند خود این موضوع را قبول دارم که تأثیر انقلاب بر دین اسلام هر چند در جهاتی اثرات بسیار مثبتی داشته ولی لطمات زیادی نیز باعث شده است و ایضاً استدلال شما را هم قبول ندارم که با قبول این حرف، امام را متهم کنیم. بسیاری از اشتباهات انجام گرفته ناشی از عملکرد اشتباه مسئولان رده های دیگر است.

ادامه دارد

مناظره وبلاگی 3 بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

همت مضاعف و کار مضاعف


مناظره وبلاگی۳

بخش دوم

مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 27 اسفند1388 ساعت: 22:44

رزمنده سلام
خیلی ممنون از اینکه مثل سایر دوستان حاشیه نرفتید و به صورت مستقیم جواب دادید. این نحوه بحث شما اجازه می دهد که قدم به قدم پیش برویم و صادقانه پاسخگوی همدیگر باشیم. چهار بحث مطرح است که من تمایل داشتم همان بحث اول بماند تا به نتیجه برسیم اما سه بحث دیگر هم اضافه شد:

1- خس و خاشاک
2- تعداد شهدای انقلاب
3- جلسه سران قوا در حضور امام
4- علامه طباطبایی و اینکه اسلام اولین شهید انقلاب بود

1- خس و خاشاک:
من کی گفتم خس و خاشاک مخاطبش 2 میلیون نفر بوده؟ من به صورت سوالی آنچه را که شما و دوستان معتقدید را پرسیدم. من سوالم برای بار چندم این است:

"اگر شما می گویید احمدی نژاد «تمام جنبش سبز» یا «تمام معترضین به انتخابات» را اعم از 100 مییلون نفر 70 میلیون نفر 40 میلیون نفر 13 یا 4 یا 3.5 یا 2 یا هر چند نفر که شما می گویید خس و خاشاک خطاب کرده، از کجا آوردید؟"

برای بار چندم در این چند ماه می گویم که از نظر شخصی من (من مسئول سخنان خودم هستم اگر شما جای دیگر از کس دیگر چیز دیگر یا تعداد دیگری شنیده اید به بحث من و شما ارتباطی ندارد) و بر اساس عقل و منطق و دو کلاس سوادی که اصلاً برای فهمیدن این قضیه سواد هم لازم نیست، مخاطب آن عبارت احمدی نژاد همان هایی بودند که به جان سطل های زباله و بانک ها و اتوبوس ها و امنیت مردم افتادند. اینها خس و خاشاکند. اینها حرامی و محاربند. اینها (با پوزش از بزغاله ها و گوساله ها) بزغاله و گوساله اند.

برادر عزیز! سوال من از شما و مهندس و همفکرانتان این است که این پیراهن عثمان را از کجا آوردید؟ اصلاً شاید دعوای ما بی مورد باشد. شما بفرمایید منظور از خس و خاشاک چه کسانی بودند و مخاطب آن عبارت چه افرادی بوده اند؟ شاید اصلاً با هم در این مورد همنظر باشیم و بحث خاتمه بیابد. پس اجالتاً در این بحث بفرمایید مخاطب خس و خاشاک چه کسانی بودند و تعداد این افراد که مخاطب رئیس جمهور بودند از نظر شما به صورت تخمینی چند نفر بوده اند (منظورم تعداد کسانیست که از نظر شما احمدی نژاد آنها را خس و خاشاک خطاب کرده نه تعداد سبزها و نه تعداد 25 خردادی ها و 23 خردادی ها و روز قدسی ها).

2- تعداد شهدای انقلاب
اینکه گفتم درباره این بحث به مناظره وبلاگی مراجعه بفرمائید برای پرهیز از عدم تکرار بود. آنجا همفکران شما بحث کردند و پاسخ های خود را گرفتند و دیگر نیامدند تا لااقل مثل شما این شجاعت را داشته باشند و بگویند برخی موارد را قبول ندارند یا بپذیرند که ممکن است اشتباه کنند. آنجا بحث کردیم که عماد الدین گفته امام 60 هزار شهید را اعلام کرده است. بله من هم نگفتم که باقی نظر خودش هم همین بوده. دوستان شما در خانه تیمی که بودند ادعا می کردند که من (با عرض معذرت از دوستان نقل قول آن افراد را می گویم) از روی شکم گفتم که امام در یک جا گفته "این انقلاب با خون بیش از 60 هزار شهید به ثمر نشسته است" و من هم به آن دوستان سبز شما گفتم که نمی دانم این حرف از روی شکم زده شده یا نه اما می دانم که آقای باقی معتقد است امام این حرف را زده. حالا آقای باقی خودش آمده و گفته که نه حرف امام بنا به دلایلی درست نیست و آمار دقیق 3164 نفر می باشد. البته دوستان سبز شما از خانه تیمی قصد داشتند کلام امام را توجیه کنند و بگویند نه خیر چون امام در ایران نبوده و اطلاعات صحیح به او نمی دادند و چه و چه امام اشتباه لپی کرده که ما هم گفتیم اولاً امام به طور مستقیم از سال 42 و قبل آن پیگیر حوادث بودند. ثانیاً امام کانال های مختلف داشتند و امکان ندارد که اینقدر اختلاف در آمار پیش بیاید. ثالثاً گفتیم که آمار بنیاد شهید با تقریب بسیار خوبی مطابق است با آمار سازمان های مربوطه حکومت پهلوی و از دوستان شما یک سوال روشن پرسیدیم. پرسیدیم که چطور وقتی حکومت فعلی اعلام می کند مثلاً 40 نفر در حوادث بعد از انتخابات کشته شدند نمی پذیرید و برخی از دوستان انجمن اسلامی شما که من خودم با ایشان ارتباط دارم مدعی هستند در همان اوایل بعد از انتخابات 300 نفر کشته شدند. اگر شما و دوستان شما معتقدید که حکومت ما برای لاپوشانی این قضیه تعمداً آمار کشته ها را پایین آورده تا وجهه خودش را حفظ کند، ما هم معتقدیم که سازمانهای مربوطه نظام پهلوی برای عدم مخدوش شدن چهره خود در طول 15 سال از 1342 تا 1357 آمار شهدای انقلاب را سانسور می کردند تا به 3000 نفر برسد که اتفاقاً مطابق با آمار بنیاد و باقی هم هست.
رابعاً گفتیم که میشل فوکو در سفر خود که بلافاصله بعد از واقعه 17 شهریور بود فقط تعداد شهدای 17 شهریور را 2 الی 3 هزار نفر اعلام کرده و از دوستان سبز شما پرسیدیم چطور شما و دوستان رفرمیستتان در مقابل نظریات فوکو سر تعظیم فرود می آورند، اما اگر همین فوکو چیزی گفت که به مذاق شما خوش نیامد خودتان را به در و دیوار می زنید؟ خامساً این بیش از 60 یا 70 هزار شهید در همان دوره های اول مجلس نیز در صحن علنی اعلام شد.

به هر حال ما در مناظرات انجام شده طبق گفته امام شهدای انقلاب را از 42 تا 57 حدود 60 هزار می دانیم که البته این تعداد در صورت تجمیع با شهدای ابتدای انقلاب و در جریان ترورها بیشتر هم خواهد شد و تعداد شهدای جنگ هشت ساله نیز به صورت مجزا مشخص است. خلاصه کلام اینکه اصل این بحث در بدو شکل گیری آن این بود که آیا امام این جمله را گفته یا نه که دوستان شما پذیرفتند که بله امام این جمله را گفته. پاسخ اما و اگرها را هم که به صورت اجمالی برایتان نوشتم.

3- جلسه سران قوا در حضور امام
"بنده صرفاً به احترام حرمت امام و اینکه ایشان چنین حرفی را زده اند گفتم هیچ کس آنقدر حرمت ندارد که بخواهیم بخاطر تأییدش حرف امام را روی زمین بیاندازیم. ربطی هم به آقای فلان یا بهمان ندارد"

منظور این عبارت شما را نفهمیدم اگر ناظر به آن جلسه 6 نفره ای است که بالاتر نوشتم فکر کنم توضیحاتم کامل بوده باشد. آن عبارات برای سیداحمدخمینی است. اگر شما معتقدید که نیست و تحریف شده خوب راه اثبات ساختگی بودن آن که مشخص است. شما پیگیری بفرمایید ببینید آقای موسوی آن را تأیید می کنند یا خیر آقای رفسنجانی چطور؟ اگر تأیید کردند و شما باز هم دنبال دستخط گشتید یک سوال دیگر هم از شما دارم: آیا شما حاضرید تمام حرف هایی که این آقایان یا همفکران آنها در مورد امام زده اند و احیاناً دستخطی برای آن وجود نداشته باشد و صرفاً خاطره شفاهی و نقل قول بی واسطه باشد را رد کنید؟ اگر پاسختان آریست بفرمایید تا یک دنیا بحث در مورد خاطرات و مصاحبات این آقایان و همفکرانشان را در مورد امام بازخوانی کنیم و با هم به دنبال دستخط های مربوطه بگردیم. در ضمن اگر نقل آن جلسه 6 نفره از نظر شما هزینه کردن از امام برای تأیید یک امام دیگر است از نظر ما هم القابی چون نخست وزیر امام و بیرون آوردن تعریف و تمجیدهای امام از دیگر افراد در زمان گذشته، برای تبلیغات انتخاباتی نیز هزینه کردن از امام برای تأیید اشخاص دیگر است. اگر آن مسئله از نظر شما سوءاستفاده است این هم باید سوءاستفاده باشد.

4- علامه طباطبایی و اینکه اسلام اولین شهید انقلاب بود
اما بحث آخر در مورد علامه طباطبایی. دوست شما جناب "یاس" از آقای دکتر مهدی خزعلی نقل کرده اند که علامه فرموده است اسلام اولین شهید انقلاب بوده است. اگر شما در تحقیقات خود فقط به منبع بنی صدر رسیده اید نام دکتر مهدی خزعلی هم حتماً می تواند به شما کمک کند یا اینکه می توانید با "یاس" هماهنگ شوید و سریعتر به منبع اصلی برسید.

خوب ظاهراً شما بر عکس دیگر دوست سبزمان مخالف این هستید که علامه چنین حرفی زده باشد. خیلی خوب از این صراحت شما متشکریم. این بحث در این قسمت با این موضعگیری شما تمام می شود؛ اما یک وجهه دیگر آن برای بحث باقی می ماند. شما می گویید انقلاب خدماتی به اسلام داشته و لطماتی نیز وارد کرده و وقتی من می گویم اگر بپذیریم که آن جمله علامه صحت داشته باشد نتیجه آن می شود اینکه امام قاتل اسلام بوده را نمی پذیرید و می گویید اگر آن جمله هم صحت داشته باشد، این استدلال من غلط است؛ زیرا اشتباهات مقام های رده پایین تر از امام منجر به وارد شدن لطمه به اسلام شده نه خود امام. در واقع شما اصل انقلاب را می پذیرید و این را هم می پذیرید که اصل انقلاب لطمه ای به اسلام نزده بلکه برخی اقدامات برخی مقامات رده پایین موجب این صدمات شده است. این کلام شما بسیار متین و نزد ما شریف و گرانقدر است. ما خوب می دانیم این مسئولین رده پایینی که در طول سالیان قبل نان انقلاب را خوردند و علیه انقلاب ایستادند چه کسانی بودند. خوب می دانیم آنهایی که خون به دل امام کردند تا به نقل از سیداحمدخمینی امام از خداوند طلب مرگ کند چه کسانی بودند. ما خوب می دانیم آنهایی که با روند مورد نظرشان در پایان دادن به جنگ خنده را تا پایان عمر امام از لبان ایشان ربودند چه کسانی بودند. ما مسئولین رده پایین را خوب می شناسیم. آیا بیش از یک سوم از عمر انقلاب در دوران حیات امام بوده یا نه؟ آیا لطماتی که شما و ما می گوییم در دوران حیات امام هم به اسلام وارد شده یا اینکه معتقدید تمام آن لطمات در دوران پس از امام و در دوره 20 ساله رهبری امام خامنه ای بوده؟ اگر دوران امام هم لطماتی بوده چرا امام مقابل آن لطمات نایستاد؟ نایستاد یا نتوانست بایستد؟

آیا شما با نظرات امام در رابطه با جنگ و طول کشیدن آن به مدت 8 سال موافقید یا نه؟ آیا طول کشیدن جنگ را از همان لطماتی که نام می برید می شناسید یا نه؟ آیا مانند برخی از دوستان سبزتان معتقدید که امام باز هم اشتباه کرده که در سالهای 61 و 62 صلح را نپذیرفته یا معتقدید که کار درستی کرده است؟ آیا بند "م" وصیت نامه امام را قبول دارید یا مثل سایر دوستانتان که جمله 60 هزار شهید را از اشتباهات امام می دانند و طول کشیدن جنگ را از اشتباهاتش می دانند و استراتژی "جنگ جنگ تا رفع فتنه از کل عالم" را از اشتباهات استراتژیک ایشان می دانند و ... این بند "م" را نیز از اشتباهات ایشان می دانید؟ اگر فرصتی باشد و بنشینیم لیست کنیم، اشتباهات امام از نظر دوستان رفرمیست شما سر به فلک خواهد کشید. چطور ممکن می شود که عده ای از دوستان شما بگویند تمام مشکلات 20 سال اخیر تنها متوجه نحوه رهبری امام خامنه ایست؟ چطور شما لطمات وارد شده به اسلام از جانب انقلاب را متوجه امام خمینی نمی دانید اما ما باید بپذیریم که رده پایین در این دوره اخیر مطرح نیست و فقط خود رهبر باید پاسخگو باشد؟ آیا شما از امام خمینی انتظار دارید که به دلیل اینکه نتوانست مسئولین رده پایین را مدیریت کند از شما معذرت خواهی کند؟ آیا شما امام را مقصر می دانید که انتظار معذرت خواهی او را داشته باشید یا منتظر معذرت خواهی مسئولین رده پایین هستید؟ اما دوست شما محمد نوریزاد از رهبر ما انتظار عذرخواهی دارد. البته امام خمینی هم عذرخواهی کرد و من وقتی اولین بار در نامه کذایی نوریزاد خواندم که امام خمینی یک بار از مردم عذرخواهی کرده این طور برایم القا شد که گویا امام خمینی بایت اشتباهات خودش و یا اصلاً درباره اصل اینکه بنیانگذار انقلاب بوده عذرخواهی کرده؛ اما وقتی تصاویر آن عذرخواهی پخش شد دیدم که آن عذرخواهی از صدتا فحش ناموسی به همان مسئولین رده پایینی که شما ذکر می کنید بدتر بود.

خلاصه کلام ما در این بخش اینست که همانطور که شما در دوران امام ایشان را مقصر وارد شدن لطمه به اسلام نمی دانید ما هم در دوره 20 ساله اخیر امام خامنه ای را مقصر نمی دانیم. همانطور که شما در دوران امام مسئولین رده پایین را در وارد شدن لطماتی به اسلام مقصر می دانید ما نیز در این دوره مسئولین رده پایین را مقصر می دانیم. همان مسئولینی که مردم در 9 دی از آنها اعلام برائت کردند. همان هایی که در انتخابات شورای شهر دوره های اخیر و انتخابات مجلس و ریاست جمهوری از مردم نتوانستند رأی بگیرند. البته گمان نکنید که ما این مسئولین را فقط در میان رفرمیست ها می دانیم خیر این طرف هم هستند همه جا هستند چپ و راست ندارد.

در انتها تکرار می کنم که من اصلاً با این مباحث کاری ندارم و حاضرم تمام آنها را نفی کنم و یک زندگی سیاسی جدید برای خودم دست و پا کنم. یا اصلاً تا آخر عمر در هیچ مسئله سیاسی وارد نشوم. به شرطی که یکی از شما دوستان سبزم برای ما روشن کند که مهندس موسوی خس و خاشاک را از کجا انتزاع یا استنباط یا استخراج کرده و وارد بیانیه هایش نموده که احمدی نژاد به حامیان او گفته خس و خاشاک؟ یا به عبارت بهتر لطفاً آقا سعید یا دیگر دوستان بفرمایند که از نظر شخصی آنها مخاطب خس و خاشاک چه کسانی بودند و تعداد آنها چه در همان زمان و چه امروز به طور تخمینی از نظر خودشان چند نفر است؟ شما بفرمایید خس و خاشاک از کجا آمده من زحمت را کم می کنم.

شکنجه شکنجه شکنجه لیبرال دموکراسی لیبرال دموکراسی لیبرال دموکراسی
جامعه مدنی تعبیری بود حاصل از دیدگاه های نظریه پردازان غربی و امریکا و ارمغان آن که لیبرال دموکراسی بود به عنوان آخرین و پایانی ترین شیوه حکومت بشر نزد رفرمیستهای دوم خردادی از همان روز اول تا امروز از جایگاه ویژه که خیر بلکه قداستی مثال زدنی برخوردار است. دوستان سبز شرلوک هلمزم بفرمایند آیا شما قائل به لیبرال مسلکی هستید یا نه؟ آیا شما خود را لیبرال دموکرات می دانید یا نه؟ سران شما رسماً اعلام کرده اند که ما لیبرال دموکرات هستیم. خوب آیا پیشرفته ترین و حرفه ای ترین نوع لیبرال دموکراسی در امریکا پیاده شده است یا خیر؟ اصلاً مهد لیبرال دموکراسی بوده یا نه؟ اگر شما لیبرال دموکرات هستید خوب یعنی همان دموکراسی که در امریکا پیاده شده است را می خواهید در ایران پیاده کنید و ادعای بومی کردن آن یک ادعای بچگانه و مزخرف و خنده دار است؛ زیرا سران شما در وقت خود گفتند دموکراسی در جامعه دینی امکان پذیر نیست. یا تعابیری چون تا خدا نمرده امکان جامعه مدنی وجود ندارد. اتفاقاً اینها کاملاً درست است لیبرال دموکراسی در جامعه خدامحور و دینمدار غیر قابل اجراست یا این یا آن. اگر شما لیبرال دموکراتید خوب شکنجه هم بخش ناگسستنی لیبرال دموکراسیست. چطور شما تمام مظاهر دموکراسی غرب را تقدیس می کنید اما وقتی به شکنجه و شکنجه گاه های غرب می رسیم سکوت می کنید؟ شما سبک زندگی سیاسی امریکا را می دانید؟ شما نظر افکار عمومی غرب را در مورد شکنجه می دانید؟ کمی وقت بگذارید و سریال 24 را ببینید. ببینید که چطور برای شکنجه کردن براندازان نظامشان نزد افکار عمومی صراحتاً بستر سازی می کنند. اگر لیبرال دموکراسی بد است پس حقوق بشر (با تعبیر امریکایی) و کنوانسیون زنان و نظارت بین المللی بر انتخابات و صد تا چیز دیگر هم بد است و اگر آن خوب است پس شکنجه هم خوب است. شما نمی توانید که بسته واحدی از غرب وارد کنید و بگویید این قسمتش را می خواهم آن قسمتش را نمی خواهم. همان طور که سران شما فهمیدند که نمی توانند این بسته را در کنار خدامحوری پیاده کنند، شما هم مطمئن باشید که نمی توان این بسته را بدون شکنجه پیاده کرد چون اگر می شد حتماً در امریکا هم آن را بدون شکنجه اجرا می کردند.

اما ما لیبرال دموکرات نیستیم. شکنجه هم در سیاست های نظام نیست اگر بود کهریزک باز می ماند و تنها چند نفر جابه جا می شدند. اگر شکنجه در برنامه های این نظام بود الان شما جرأت کامنت گذاشتن هم نداشتید اگر در ایران هستید. چون مطمئن باشید پیدا کردن شما از میان خطوط الکترونیکی به سادگی پیدا کردن برج میلاد در تهران است. شرلوک هلمزها بدانند که با کشفیات جدیدشان نمی توانند بگویند که بنا و سیاست کلی نظام شکنجه را تأیید می کند. اگر جایی خلافی صورت گرفته خلاف بوده و برخورد شده یا برخورد خواهد شد. شما که انتظار ندارید در یک کشور وسیع هیچ خلافی اتفاق نیفتد؟ انتظار دارید؟ و ما متأسفیم که چنین خلاف هایی در گوشه و کنار دیده می شود و هرگز نخواهیم گذاشت تا به یک سبک تبدیل شود. به هرحال از سیاست کلی هم که بگذریم و بخواهیم پاسخ شما را با جدل و ژورنالیسم گری بدهیم می گوییم که در امریکا به صورت رسمی و در روز روشن شکنجه می کنند و با بسترسازی های انجام شده افکار عمومی هم آن شکنجه ها را تأیید می کنند. خوب وقتی امریکا یک سبکی را اجرا کرده و جواب داده حتماً سبک خوبی بوده دیگر پس اگر از نظر شما در ایران برنامه گسترده شکنجه وجود دارد شما باید از آنها ممنون باشید چون دارند کشور ما را امریکایی می کنند. همان سبک زندگی برتر که در امریکا وجود دارد. ممکن است بپرسید که خوب امریکا کلی چیزهای دیگر هم دارد چرا شما فقط شکنجه آن را وارد کردید؟ خوب ما هم می گوییم ما شکنجه را وارد نکردیم بلکه شکنجه بخش ناگسستنی لیبرال دموکراسی است و آن روز که شما لیبرال دموکراسی را وارد کردید شکنجه را هم وارد کردید. در ضمن این همه چیزهای دیگر در غرب بود چرا شما لیبرال دموکراسی را وارد کردید؟ انقلاب صنعتی و جنبش علمی را وارد می کردید. البته باید بگوییم که شرلوک هلمزهای سبز ما با سوابق درخشانی چون مسئله محسن ایمانی و علیرضا توسلی و ترانه موسوی و سعیده پورآقایی و مجلس ختم گرفتن برای کسی که نمرده و ادعای کشته شدن یک نفر در بهشت زهرا در حالی که در واقع او در جاده ساوه و به علت تصادف کشته شده و آن هم 40 روز پیش از آن تاریخی که دوستان شرلوک هلمز ادعا می کردند و ... چندان رزومه دندانگیری ندارند. با این رزومه هیچ پیمانکاری آنها را استخدام نخواهد کرد.

متأسفانه باز من ناپرهیزی کردم و وارد بحثی به غیر از خس و خاشاک شدم من از قضیه شکنجه هم می گذرم و حاضرم بگویم که رژیم بنایش بر شکنجه کردن های بی رحمانه و ددمنشانه است و چارتا فحش آبدار هم بدهم به شرطی که دوستان مدعی قانون و جامعه مدنی و حقوق شهروندی و صداقت و شفاف سازی و حریم خصوصی به من بگویند که خس و خاشاک را از کجا استخراج کردند و رئیس جمهور کی کجا و به چه کسانی گفته خس و خاشاک؟
والسلام

مارال - جوابه به گلبرگ مغرور
جمعه 28 اسفند1388 ساعت: 13:50

سلام
دوست عزیزم در مورد قمه زن و قمه زدن مثل همه مسائل نظر بر طیفی از دوستان شماست که برداشت سطحی و منطبق بر عدم درایت و عقل از دین و آموزه های دینی دارند. دوستانی مثل فدایی ولایت که هنوز دنبال حدیث معروف خودش می گردد و ذهن و دلش را سپرده به آن. یا عباس که می گوید همه کارها را جنبش سبز خودش کرده خودش کشته خودش را از پل  پرت کرده. خودش زندان رفته. خود جنبش سبز راه افتاده رفته اوین. خود جنبش سبز در خیابان باتوم زده به خودش و گاز اشک آور خورده! یا مهدی ابراهیمی که تمام فکر و ذکرش شده اعداد و ارقام و آمار تعداد کسانی که توسط این مرد مودب! خس و خاشاک نامیده شدند و هیچ توجهی ندارد کسی با مرتبه و شأن رئیس جمهور حرف زدن و افکارش با لات های چاله میدان و اوباش سر چهار راه خیلی تفاوت باید داشته باشد. هر چند ما از کسی که در جایگاه خودش قرار ندارد و صندلی ریاست جمهوری برایش بسیار بزرگتر از اوست انتظاری بیش از این نداریم. نمی دانم چرا هیچ کدام از شما طرفداران استبداد هیچ وقت توجهی به ادبیات سخیف و هتاکانه و چاله میدانی ایشان نمی کنید؟ البته این را هم بدانید ما جنبش سبز برای یک عروسک و بازیچه دست ارزش و اهمیتی قایل نیستیم و این حرفهایی هم که زده می شود فقط برای جواب به دوستان است که شأن و مقامشان و احترام دوستیشان بسیار بیش از این باباست. سبز باشید.
یا علی

گلبرگ مغرور – جواب به مارال
جمعه 28 اسفند1388 ساعت: 13:50

سلام
قمه زن مخاطبش با کیست؟ ما هنوز هم نمی دانیم. ایشان ملت را قمه زن معرفی کردند. اثبات کنید تا بفهمیم قمه زن کیست. شما به من بگو جناب موسوی مودب مخاطبش از قمه زن چه کسی است.
جالب این است که شما حرف واضح خس و خاشاک را که مسلماً روی صحبت با شما نبود مرتب به خود نسبت می دهید و به وضوح حرف قمه زن را تعداد اندک می نامید! عجب از شما با این استدلال.
دفعه بعد لطف کنید عنوان کنید قمه زن کیست ما یا درگیر آماریم یا بی دینیم یا متحجر یا ... اما بدانید ما سینه هایمان را برای تیرهای تهمت و دروغ آماده کرده ایم.  در مورد ادبیات چاله میدانی بیاید مقایسه کنیم قمه زن چاله میدانی تر است یا خس و خاشاک؟ کدام ادبیات چاله میدانی است؟ من متشکرم از شما منادی ادب که می گویید این بابا. بارها شفاف سازی کردم این بابا منظورشان احمدی نژاد است.

مارال – جواب به گلبرگ مغرور
شنبه 29 اسفند1388 ساعت: 0:51

سلام
قمه زن برای ملت؟! قمه زن و قمه کش دوستانی هستند که در مسایل اخیر بارها و بارها ذات کریه و خبیث خود را به ملت بزرگ ایران نشان دادند. همین چند روز پیش همین اوباش خانه کروبی را آماج حملات ددمنشانه خود قرار دادند. لات های سر کوجه و اوباش چماق دار در پناه امن نیروی انتظامی که سر سپرده یک گروه کوچک اوباش است به همه جا حمله می کند و چپاول و غارت می کند و می زند و می کشد و بعد به قول عباس همه تقصیرها می افتد گردن کتک خورده. قمه زن برای این طیف خشونت طلب یک تعریف و تمجید است و به خود می بالند که چنین نامیده شده اند. اگر شما جزو این اوباش و اراذل هستید که هیچ و اگر نیستید که چرا به خود گرفته اید. مشکل اینجاست که این بابا ظاهراً رئیس حکومت شماست و حرف ها و کلماتش یک به یک در دید همگان است؛ ولی حرف هایی می زند که  انسان را به یاد اوراق فروشی های میدان شوش و سر چهار راه ها می اندازد. می توانید برای من روشن کنید حرف های سخیف و حرف های چاله میدانی (همین اواخر گفته: مرده شور خودتان و دموکراسیتان  را ببرد) از دهان یک رئیس حکومت یعنی چه؟
یا علی

گلبرگ مغرور – جواب به مارال
شنبه 29 اسفند1388 ساعت: 0:51

سلام. من جوابمو نگرفتم قمه زن کیست؟ این قمه زن تفاوتش با خس و خاشاک چیه؟ لطف توضیح دهید
می توانید لینک این حرف دکتر را برای من بیاورید و مخاطبش را هم بگویید. ممنون می شم سری بعد لینک حرفتان را ببینم. کاش این مثل قضیه امریکا نباشد که گفتید.

مارال
شنبه 29 اسفند1388 ساعت: 12:33

سلام
بر همه دوستان بزرگوار از هردسته و طیف و تفکر و هر اندیشه ما با هر اندیشه متفاوتی که داشته باشیم در یک اصل مشترکیم "سربلندی اسلام و پیروزی ایران عزیزمان". امیدوارم سال نو سال سرافرازی و بهروزی برای یکایک عزیزان و دوستان و تمام هم میهنان در هرجای این کره خاکی باشد. زمستان را از دلهایمان بیرون کنیم ... زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند ... و این داغ دل همه ماست که امسال هم گذشت و
بوی یوسف زهرا نیامد ...
سال نو بر همه مبارک باد
یا علی

نیایش
شنبه 29 اسفند1388 ساعت: 19:2

سال 88 با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد. امیدوارم سال 89 مثل اجدادش نا رفیق نباشه و با ظهور آقا رفاقت خودشو ثابت کنه. میگن اگه اول و آخر حاجتت صلوات بفرستی خدا جاجتتو زودتر میده.
پس خدایا!
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. اللهم عجل(محکم بخوانید)عجل عجل لولیک الفرج. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
آقا جونم قربونت برم ما سر سفره هفت سین هیچی از خدا نمی خوایم. به خدا هیچی. الا ظهورت. آقا جونم ما برای ظهور تو دعا می کنیم تو هم برای ما دعا کن. آقا جونم تو را به خدا منو یادت نره دعام کن پیش هر کدوم از اجدادتونم که هستید یادتون نره حتماً سلام ما را برسونید آقا جونم التماس دعا.
سال نو پیشاپیش مبارک.

نیایش
شنبه 29 اسفند1388 ساعت: 21:50


یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
سلــــــــــــــــــــــــــــــام
سال همت مضاعف و کار مضاعف بر همگی مبارک
انشاءالله سال خیلی خیلی خیـــــــــــــــــــلی خوبی داشته باشید
در پناه حضرت حق باشید
یا علی

مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 11 فروردین1389 ساعت: 11:33

رزمنده سلام
گمان نکنند که ما امیرحسام ذوالعلی و غلام کبیری و خسروی و سلمانی و شهدای قم و مشهد و تبریز و تهران را در لابلای روزمرگیها فراموش می کنیم. گمان نکنند که ما با ذکر شهدا بیگانه ایم. اگر چه کسی آنها را نشناخت. اگر چه مظلومیت و غریبیشان را کسی ندید. اما آنها از نسل ما هستند 1365 1362 ... همه نسل سومی بودند. یعنی فرزندان همان پدران. پدران جنگ سخت. البته اینها نوازشی از کنگره امریکا نداشتند. اینها دوستانی همچون اوباما و پرز و مرکل و سارکوزی نداشتند. اینها دوستانی چون گنجی و سازگارا و بهنود و پیرموذن و حقیقت جو و نوریزاده و مهاجرانی و کدیور و باطبی و سلطنت طلبها و حجازی و ماکان نداشتند تا عکس و نام و زندگی نامه آنها را در رسانه های صهیونیستی جهانی کنند. آنها اینها را نداشتند تا دنیا بفهمد دفاع یعنی چه. تا دنیا بفهمد برهنه کردن یک مدافع در مقابل دوربین یعنی چه. تا دنیا بفهمد زندن زنده سوختن یعنی چه. ما مفتخریم که اینها آنها را نداشتند. ما خون امیرحسامها را فراموش نمی کنیم. گمان نکنند که ما در لابلای تقویم خورشیدی و در میان روزها و ماهها و سالهایی که از پشت هم می آیند و می روند داستان موسوی و خاتمی و خوئینی ها و کروبی و اعوانشان را فراموش می کنیم. گمان نکنند که ما تا ابد منتظر دستگاه قضایی خواهیم ماند. ما رأفت اسلامی را درک می کنیم اما نه فقط برای حسین مرعشی و عفت مرعشی و فائزه رفسنجانی و مهدی رفسنجانی و حسن لاهوتی بلکه آن را برای جهانشاهی ها هم می خواهیم. ما تا ابد منتظر محاکمه سران فتنه نخواهیم ماند. صبر ما حدی دارد. ما به پشتوانه بند "م" وصیت نامه امام روح الله امیرحسامها را فراموش نخواهیم کرد. امام روح الله خشونت طلب نبود. بند "م" وصیت نامه او تحریف و سند سازی نبود. ما به پشتوانه اماممان تکلیف را معین می کنیم. تکلیف آنهایی که شهر را به آشوب کشیدند و سبب قتل و غارت و کشته شدن مردم بی دفاع شدند.

چند سوالی هنوز باقی مانده که در پست بعدی این وبلاگ کامنتشان خواهم کرد. اما از میان آن کامنتها و در میان آن سوالات فقط سند "خس و خاشاک" برایم اولویت دارد که مهندس آن را از کجا استخراج کرد و وارد بیانیه هایش نمود. سوال بعدی در مورد قانون است که چون سطحش خیلی بالاتر است و من کسی را از جنبش سبزیها یا از حامیان مهندس ندیدم که از مادر زاده شده باشد و جواب آن سوال را داشته باشد. اگر در اینجا کسی از مادر زاده شده که بدون غرض و تعصب خس و خاشاک را توضیح دهد بفرمایید تا ما سوال دوم را هم در پست بعدی شرح دهیم.

سبز
چهارشنبه 11 فروردین1389 ساعت: 19:45

با سلامی سبزتر از بهار عید همگی مبارک. می بینم که بحث های داغ همچنان بین دوستان ادامه دارد و من چند مدتی نبودم دوستان راه ما رو ادامه دادن. امیدوارم سال رو به خوبی آغاز کرده باشید و تا انتها هم با شادی و موفقیت ادامه بدید. راستی آقای ابراهیمی بابا شما که صبرتون به سر اومده یه کاری بکنین دیگه. همش که نمیشه شعار برادر. اگر اینقدر مشتاق به محاکمه سران به قول شما فتنه هستید چرا دست به کار نمی شید؟

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی و گلبرگ مغرور
چهارشنبه 11 فروردین1389 ساعت: 22:2

سلام
نمی دانم چرا اینقدر وقتتان را سر خس و خاشاک می گذارید. گوینده در مقام رئیس دولت و حکومت حرف سخیف و دور از شأن یک انسان آن هم ظاهراً مقام دوم یک مملکت با فرهنگ می زند و هیچکدام از شما عکس العمل نشان نمی دهید. مگر این که این مقام در جایگاه خودش نباشد و با زور در این جایگاه قرار گرفته باشد. چیزی که مثل روز برای همه ما و شما هم روشن است. همین که این بابا حرف های سخیف و چاله میدانی اش طرفدار داشته باشد باید گریست. حالا چه به من گفته باشد چه به شما چه حتی یک نفر اجنبی. من جوابی در باب این حرف های سخیف از شما نشنیدم.

گلبرگ مغرور - جواب به مارال
چهارشنبه 11 فروردین1389 ساعت: 22:2

خانم مارال سلام. موضوع خس و خاشاک اتفاقاً موضوع مهمی است. یادتان نرفته که زمانی بود سایت خس و خاشاک برای شما ساخته شد. هر نظری که برای این وبلاگ گذاشته می شد اسم نویسنده اش خس و خاشاک بود. حال که معلوم شد این مورد هم ... .قضیه بی اهمیت شد؟ خیر برای ما عنوان کنید آقایی که در بیانیه اش می نویسد خس و خاشاک این کلمه را از کجای حرف احمدی نزاد در آورد؟ از نظر شما مخاطب های خس و خاشاک و قمه زن چه کسانی اند؟ ما معتقدیم مخاطب قمه زن ملتند. حال چگونه است که شما حرف واضحی که چند بار پخش شد مخاطبش را سبزها می دانید اما کلمه قمه زن را عده ای. حال از این مقوله بیاید بیرون. وقتی مخاطب یکی باشد بیاید ادبیات را مقایسه کنیم. خس و خاشاک، قمه زن. تازه این دو هرگز قابل قیاس نیستند؛ چرا که وقتی یک نفر نامه ای می نویسد چندین بار آن را اصلاخ می کند؛ اما حرف زده می شود. کدام ادبیات سخیف و چاله میدانی است؟ مسلم است که قمه زن. این همه مقدمه چینی کردید آخر جواب ما را ندادید. خانم مارال ما به حال شما می گرییم که چطور از کسی با ادبیاتی در حد لات و لوت های آسمان جل است پیروی می کنید؟

مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 12 فروردین1389 ساعت: 11:11

رزمنده سلام
پاسخ شما قبلاً داده شد. من به زبان فارسی نوین نوشتم که می پذیرم دکتر چاله میدانی و سخیف و توهین آمیز حرف زده و عبارت خس و خاشاک یک عبارت بسیار رکیک و شرم آور و زننده می باشد و او باید به خاطر به کار بردن این عبارت مجازات شده و تا ابد از تمام مشاغل دولتی محروم شود؛ اما سوال مرا شما و هیچ جنبش سبزی ای تاکنون چه در این وب چه در هر جای دیگری پاسخ نداده که آن عبارت سخیف چگونه به جنبش سبزی ها و حامیان مهندس خطاب شده که مهندس آن را وارد بیانیه هایش کرده؟ عبارت سخیف چطور وارد بیاینه یک هنرمند با فرهنگ و غیر چاله میدانی می شود؟ یک عبارت سخیف چطور به شعار اصلی یک جنبش با فرهنگ و غیر چاله میدانی تبدیل می شود به نام "حماسه خس و خاشاک"؟ این عبارت سخیف چطور به نام چندین سایت و وبلاگ با فرهنگ و غیر چاله میدانی از حامیان مهندس تبدیل می شود؟ این عبارت در کجای سخنان یک انسان چاله میدانی به 13 میلیون نفر خطاب شده؟

دروازه اینوره آبجی.

سوال مربوط به قانون بماند تا پاسخی از شما بشنویم البته بعید است اما ما وقت زیاد داریم.

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی و گلبرگ مغرور
جمعه 13 فروردین1389 ساعت: 14:41

سلام
احسنت به مهدی ابراهیمی. از اینکه شجاعت و شهامت داشت که حرف های این بابا را معنی نمود و سخیف بودن و دور از شأن بودن این کلمات لات و لوت آسمون جل چاله میدونی رو به همه آشکار کرد. نمی دانم دنبال چه می گردید؟ این بابا از ذوق دوباره سرکار آمدن جشن پیروزی گرفت، انگار در جنگ پیروز شده و غنیمت تقسیم می کرد. فکر می کرد سردار فاتح یک جنگ و نبرد شده و توهم رهبری جهان! او را پریشان کرده بود و دنبال حل مشکلات جهانی بود. به نظر شما روی سخن سخیف و بی شرمانه ایشون با چه کسانی  بود؟ در نبرد با چه کسی پیروز شده بود؟ سردار فاتح کدام نبرد و کدام جنگ تمام عیار شده بود؟ دشمن سازی و توهم دشمن داشتن که ادعای روزمره تمام دولت و نظام ماست که همه مشکلات را به دشمن نامرئی نسبت می دهند. اما روی سخن این بابا در آن روز جشن و پایکوبی اش مردم و جنبش سبز بود و حرکتی که جلوی روی او ایستاد. رود خروشان را خودش می دانست و بقیه ملت را خس و خاشاک! البته سیلاب کنترل نمی شود و همه چیز را با خود می برد؛ چون نه ادراک و نه هوشی برای کنترل آن بکار گرفته می شود. فقط زور است و فشار و شدت بیخود و بی جهت آب!
یاعلی

گلبرگ مغرور - جواب به مارال
شنبه 14 فروردین1389 ساعت: 10:42

سلام
متأسفم برای جنابعالی که مفهوم حرف برادرم مهدی را به این تفسیر کردید. لطفاً شرط ایشون را هم مد نظر قرار دهید. مورد دوم این است که برای ما عنوان نکردید قمه زن چاله میدانی تر است یا خس و خاشاک؟ تازه این را هم گفتم که آن بیانیه است و این حرف. ما داریم بحث جدی می کنیم. با عبارت این بابا و از این قبیل حرف ها که نه در شآن شماست و نه از شآن آن عزیز کم می کند. سعی در بیرون کشاندن بحث نکنید. برای ما باز هم عنوان نکردید مهندس این خس و خاشاک را از کجا آورد و برای چی سایت های خس و خاشاک ساخته شد؟ گاهی تعجب می کنم. نوشتید جشن می گیرد که باید برای بار هزارم گفتم بنده خدا جشن پیروزی انتخابات بود جشن شرکت 40 میلیون ایرانی در انتخابات بود؛ ولی از آنجایی که شما در تعصب مربوط به دو ساله ها غرق شده اید لمن تقولید. یادتان هست خس و خاشاک را بارها فیلمش را نشان دادیم حرف احمدی نژاد را کپی کردیم و امروز که معلوم شد این مورد یک بازی سیاسی بود هنوز هم برای خودتان تفسیر می کنید که چه به یک نفر چه صد نفر؟ نوشتید فاتح کدام جنگ. برای شما می گویم 3 نفر بزرگتر است یا یک نفر؟ ما معتقدیم جنگ نابرابری را دوستان شما شروع کردند  3نفر جلوی روی مردم و چه سیستم های در پشت صحنه، همه دست در دست هم دادند و ... امروز این پیروزی را مسخره می شمارید. خوب این را نگویید چه بگویید؟ خواهر من به هر حال ایران همیشه سه رنگ می ماند سبز سفید قرمز. با این همه تشکیلات نتوانستید آن سبز را حاکم کنید چرا که ملت 8 سال برای سبز خون نداد. خون ها داد تا سبز سفید قرمز باقی بماند. در مورد بقیه حرفها با هم بارها بحث کردیم دیگر توان بحث با شما را ندارم. قبلاً گفتم می نویسم من در برابر بی منطقی شما کم آوردم. حال شما خواستید- بی منطقی اش- را هم حذف کنید و به دوستانتان بگویید گلبرگ مغرور در برابر من کم آورد. مهم نیست.

مهدی ابراهیمی
شنبه 14 فروردین1389 ساعت: 17:54

رزمنده سلام

"اما روی سخن این بابا در آن روز جشن و پایکوبی اش مردم و جنبش سبز بود و حرکتی که جلوی روی او ایستاد. رود خروشان را خودش می دانست و بقیه ملت را خس و خاشاک!"

تا به حال کمی احساس می کردم این آبجی ما که این سطرها را نوشته کمی انصاف در پاسخگو بودن دارد منتها اشتباه بود. همان طور که رسایی شکایت خودش را پس گرفت به همان سند هم من در نوشته های بعدی از ایشان توقع پاسخ ندارم و روی سوالاتم ایشان نخواهد بود. حضور امثال چنین افرادی با چنین بی انصافی ها و ژورنالیسم گری ها بود که سبز مسخره خاص و عام شد و برای آخرین بار برای اینکه آبجی ما متوجه بشن که دروازه خودی و حریف کدوم طرفه می گیم که اون دروازه ای که شما داری بهش گل می زنی دروازه تیم خودتونه. اشتباهی گرفتی. واقعاً چه ملت بدبخت و دربدری داریم که یه آدم آسمون جل بیاد تو روشون وایسه و فحششون بده، اما بعد از 10 ماه عرضه نداشته باشن از اون بالا بکشنش پایین. من خودم به تنهایی 2 میلیون که سهله 10 هزار تا مثل امیرحسام ذوالعلی داشتم کل خاورمیانه رو به هم می ریختم. والا موندیم چطور 2 میلیون معارض پای کار ما توی تهران داریم، منتها 10 ماه گذشته کلاً 20 تا کشته دادن. هر روز هم عقب و عقب تر رفتن. البته خوب باید ببینیم بین بالای ونک و پایین ونک چقدر تفاوت در گرایشات وجود دارد و بیشتر قضیه هم از همین جا آب می خوره که همون داستان آب پرتقال و نمی دونم "سوسولا غروب شده بابا مامان منتظرن" و از این حرفاست دیگه. شما را به خیر. اما ما هنوز هستیم. اگر از حامیان مهندس که دو کلام حرف حساب سرش می شود تا کنون کسی از مادر زاده شده به ما بگوید که چطور از سخنرانی احمدی نژاد خس و خاشاک به حامیان مهندس استخراج شده؟ آیا حامیان مهندس جزو 40 میلیون نفر و 70 میلیون نفر بودند یا نه؟ اگر بودند که احمدی نژاد آنها را از خس و خاشاک جدا کرد و اگر جزو اینها نبودند خوب حتماَ نیروهای کشور دیگه ای بودند که خودشان باید از خودشان اعاده حیثیت کنن چه ربطی داره به من و شما؟ اگر قرار کسی از آن جمله روشن برداشت کنه که خس و خاشاک به همه ملت جز خود احمدی نژاد گفته شده، خوب ما هم برداشت می کنیم که به 70 میلیون نفر آقایون نسبت قمه زن دادند. خوب اگر این طوریه و سبزها همه این طور فکر می کنن و هر کی هر کی قراره باشه و هر کی هر کی استنباط کنیم، پس بچرخ تا بچرخیم. شما بزنید ما هم می زنیم. یه روز باتوم دست شما بود و شما می زدید یه روز دست ما و ما می زنیم. دوباره یه روز دیگه میفته دست شما و همین طور ... فیلم دایناسور عجب فیلمیه؟ اگه مجوز گرفت یا نگرفت ببینیدش شاید کمی انصاف دار شوند حافظا.

با این وجود من پای قولم هستم و اگر کسی منصفانه و بر پایه عقل و منطق اثبات کرد که مخاطب احمدی نژاد 70 میلیون یا 40 میلیون یا 13 میلیون بوده در "خس و خاشاک"، می شم یه پیام فضلی نژاد منتها از نوع برعکسش. البته از جناب مارال پاسخی نمی خواهیم در این رابطه. البته ایشان می توانند پاسخ بدهند؛ اما بالاخره دو تا آدم عقل مدار و منطق محور و زبان شناس و فارسی زبان که معنی فعل و فاعل و متمم و مفعول و جمله و تشبیه را بدانند که باید در میان حامیان مهندس باشند که.

مارال - جواب به مهدی ابراهیمی
شنبه 14 فروردین1389 ساعت: 22:57

سلام
اصولاً تمامی دیکتاتورها و مستبدین تاریخ همین خلق و خو را دارند که معمولاً به سختی از جایشان پایین می آیند. معمولاً کسی بیشتر می ترسد که محدودیت بیشتری برای طرف مقابل فراهم می کند. کسی می ترسد که مطبوعات را فله ای می بندد و صدها بیگناه را بدون محاکمه در بند می کند. صدها روز زندان انفرادی در مملکت مسلمین و مسلمانان ناب محمدی. و بی عرضه کسانی هستند که ادعای هفتاد میلیونی دارند و ادعای مبارزه با آمریکا و استعمار دارند و بر طبل توخالی سالهاست می کوبند؛ ولی عرضه دستگیری سه چهار نفر رهبر جنبش سبز را ندارند و من اگر جای شما بودم جای فعل و فاعل و متمم و مفعول و ... می رفتم عارض می شدم جلوی همین جماعت 70 میلیونی با عرضه تان خودم را دار می زدم که میان این 70 میلیون ادعایی شما یک مرد، فقط یکی  وجود ندارد مثل میرزارضای کرمانی مثل محمدبخارایی و صفارهرندی که برود داد این 70 میلیون را از این 4-3 نفر بگیرد؟ اگر مرد کار هستید که هیچ اگر نه شما هم همان ها هستید که از بچه سوسول های بالا شهری هم کمترید و بی عرضه تر که رهبران جنبش سبز هنوز در میان شما زنده اند و شما با ادعای پیروزی بر این جنبش فقط می خواهید برای خودتان قضیه را حل شده ببینید. من هم مثل شما فکر می کنم ما در یک دور باطل افتاده ایم و یک روز شما می گویید و ما نمی شنویم و یک روز ما می گوییم و شما نمی شنوید .بهتر است بحث را عوض کنیم.
یا علی

مهدی ابراهیمی
یکشنبه 15 فروردین1389 ساعت: 10:48

رزمنده سلام
یه آقا سعیدی تو این وبلاگ بود که قبلاً بحث می کردیم و به نظر اهل حساب و منطق بود. نسبت به شهدای انقلاب و گفتاری از علامه طباطبایی در مورد شهید شدن اسلام با رویداد انقلاب که "یاس" مطرح کرده بود به نوشته های من واکنشی منطقی نشان داد اما بعد از اینکه دلایلم را بیشتر برایش شرح دادم دیگر خبری نشد. اگر از ایشان خبری دارید به ما هم خبر بدهید.

البته کسان دیگری هم بودند مثل یک نفر که با چند اسم کامنت می گذاشت یا چند نفر که با یک اسم کامنت می گذاشتند یا خلاصه هر چیز دیگری که از خانه تیمی به قول خودشان آمده بودند یه حالی به ما بدهند اما آنها هم رفتند که رفتند.

خلاصه ما همچنان هستیم و منتظر می مانیم تا یک شیرمرد یا شیرزنی پیدا شود تا به ما بگوید از کجای سخنرانی دکتر مهندس درآورده که او به 70 میلیون یا 40 میلیون یا 13 میلیون ایرانی نسبت خس و خاشاک داده؟ ماههاست که به این نتیجه رسیده ایم جنبش سبز سوسولی هرگز شیرمردان و شیرزنانی ندارند که در راه آزادی ملت ایران از دست مستبدین به طور متوسط 20 نفر در روز کشته بدهند تا لااقل کورسوی امیدی برای ما بماند. پدران ما برای به ثمر نشستن انقلاب 57 کشته ها دادند، بدون آب پرتقال، تا رسیدند. آنها شعار الله اکبر را بر روی پشت بامها و آن هم بعد از سریال جومونگ سر نمی دادند. از بزرگان این جنبش سوسولی که حجاریان و شریعتی و عطریانفر بودند به حرف آمدند دیگرانشان هم به حرف می آیند. شما سطح سواد و ادبیات و زبانشناسی و فعل و فاعل و مفعولیتان را بالا ببرید نگران نواب ها نباشید نواب های ما به تولید انبوه رسیده و مدت هاست صادر هم شده. به وقتش از آنها استفاده خواهد شد اما وقتش هرگز عروسک هایی چون سران فتنه نیستند. گرهی که با دست باز شود نیازی به دندان ندارد. فتنه ای که با یک ترقه کور شود هم به بمب اتم نیازی ندارد. برزگترین خفت برای سران فتنه آن بود که باهنر مصاحبه کند و بگوید: ضرب و شتم سران اصلاحات را نمی پسندیم.

عباس
سه شنبه 17 فروردین1389 ساعت: 16:58

سلام. چون نام زیبای خداوند زیبائیهاست و مثل عطر گلهای بهاری جان ها را طراوت می بخشد. خواهران عزیز و گلم گلبرگ و نیایش آن طور که ما شاهد بودیم منظور دکتر از خس و خاشاک اراذل و اوباشی بود که روز 23 خرداد قبل از اعلام نتایج به خیابان ها ریخته تعداد زیادی از بانک ها و مراکز دولتی و شخصی و سطل های زباله از جمله چند تا در نزدیکی ما را آتش زده و بعضی مثل یک مغازه لباسفروش در روبروی ما را غارت کرده و تعدادی از مردم و نیروهای انتظامی را شهید و مجروح کردند و بعد اقیانوس ملت نستوه و دلاور ایران آنها را با یک حرکت کوچک نابود کرد و دکتر از چهل میلیون نفری که در انتخابات شرکت کرده بودند تجلیل کرد. و این مژده را به شما عزیزان می دهم که این جریان فتنه همان مثل عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد بود را تداعی می کند. زیرا فتنه اصلی آخرالزمان یعنی سفیانی بر اساس شواهد قریب الوقوع است و این تلنگر باعث بیدار باشی به ملت بصیر و دلاور ایران شد تا همچنان توفنده و پرتوان در خط ولایت چشم آن فتنه را نیز درآورد. انشاءالله. به امید فرج سریعتر حجت الهی. یا علی

سبز
چهارشنبه 18 فروردین1389 ساعت: 21:0

با سلامی سبز. این کامنت را در جواب به تمام دوستانی میدم که در مورد خس و خاشاک خواندن سوال مطرح کرده بودن و اینکه چطور این اصطلاح فراگیر شد و از جانب جنبش سبز به کار گرفته شد. ببینید آقای احمدی نژاد زمانی از این اصطلاح استفاده کرد که جامعه پس از اعلام نتیجه واسه دو روز دچار تنش شده بود و اعتراضات درست یا غلط در چند شهر مثل تهران، شیراز و اصفهان شروع شده بود. ایشان در صبح روز 24 خرداد در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «این افرادی که آمده اند در خیابان ها حتی به اندازه شرکت کنندگان در یک شعبه اخذ رأی نبودند؛ چرا که شعبه اخذ رأی ۵ هزار نفری در تهران داشته ایم. حالا ۲-۳ هزار نفر می آیند مثل مسابقات فوتبال شلوغ می کنند اینکه دلیل نمی شود». عصر همان روز دوباره با اشاره به معترضان گفت: «در یک مسابقه فوتبال ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند آن کسی که تیمش باخته عصبانی است و به هر دری می‌زند، در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند حالا ۴ تا "خس و خاشاک" در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند». بله از جمله متوجه میشیم که منظور ایشون کسانی هستند که این گوشه و کنار یه کاری می کنند (که به نظر شما این کارا خرابکاری بوده) اما با توجه به جو ملتهب این یک خطای استراتژیک بود و مردمی که حس کردن رأیشون جا به جا شده اگرچه شاید می دانستند که اشاره مستقیمی به آنها نشده اما به دلیل به کار بردن مستقیم جمله بازندگان عصبانی فوتبال در راهپیمایی روز بعد از این اصطلاح به نفع خودشان استفاده کردند تا نشون بدن کسانی که در این گوشه و کنار هستند اولاً چهار نفر نیستند بلکه جمعیتی میلیونی هستند که با شمار شرکت کنندگان در میدان ولیعصر (طرفداران آقای احمدی نژاد در روز قبل) قابل مقایسه نبود و ثانیاً با راهپیمایی بسیار آرام و صلح آمیز نشان دادند که حسابشان از عده ای خرابکار جداست. بله به نظر من این بهره برداری بسیار هوشمندانه از یک جمله احساساتی آقای احمدی نژاد بود. با آرزویی سالی سبز برای همه یکی از بازماندگان سبز جلبکی اموی مدفون شده و ... (هر چه آقا عباس یا آقای رزمنده دوست دارند خودشون اضافه کنند).

گلبرگ مغرور - جواب به سبز
چهارشنبه 18 فروردین1389 ساعت: 22:16

سلام برادر. این همه مطلب از دیروز و امروز یک ماه پیش احمدی نژاد را زدید و آخر هم ما نفهمیدیم در این سردرگرمی سخنان دکتر، خس و خاشاک چگونه به ملت اختصاص داده شد. شما در تمامی سخنانی که آوردید در آن دقیقاً طرفداران موسوی با خس و خاشاک تفکیک شده اند. ما داریم به شما می گوییم جناب موسوی چگونه این را از حرف دکتر احمدی نژاد استخراج کردند و دلمان می خواهد بدانیم اگر شما این کار مهندس را یک سوءاستفاده می دانید چرا همچنان بر طبل توخالی می کوبیید؟ طرفداری شما آیا با قبول چنین سوءاستفاده بزرگی مضحک نیست؟ البته عذر خواهی. بنده را ببخشید.

مهدی ابراهیمی
پنجشنبه 19 فروردین1389 ساعت: 11:51

رزمنده سلام
با آرزوی سالی سبز برای همه.
دقیقاً همین طور است ما هم دشمن را می شناسیم و هم دنباله هایش را. باید فضا را تبیین کرد تا حق را راحت تر بشود شناخت. ما هم هیچ دوست معترض و قانونمداری را دشمن نمی دانیم. ما معارضان و قانونشکنان را دشمن می دانیم و از نظر ما آنها اگر مسلمان هم باشند چیزی نیستند به جز صهیونیست های مسلمان.

مخاطبین حامی مهندس این وبلاگ اغلب از چند حالت خارج نیستند مگر اینکه یک جناب "سبز"ی پیدا شود و لااقل اعترافی کند حتی تلویحاَ:

یا اینکه واقعاَ از نوعی فراموشی رنج می برند و لذا سوال یا سوالات ما را فراموش می کنند
یا از نوعی تعصب رنج می برند که آنها را مجبور می کند سوالات ما را نشنیده بگیرند
یا احساس می کنند اگر به سوالات ما جواب ندهند ما فراموش می کنیم که یک سوالاتی پرسیدیم
یا اینکه اصلاَ زبان فارسی ما با هم فرق می کند و به لحاظ ادبیات و زبانشناسی با هم اختلاف داریم و به عبارت ساده تر سوال و جواب ها تفهیم نمی شوند
یا ...

بدون اینکه قضاوتی کرده باشیم می گوییم که ما سوالاتمان را فراموش نمی کنیم. آنها را می پرسیم تا کم کم به حقیقت نزدیک و نزدیکتر شویم.

آن طوری که جناب "سبز" گفت آن 13 میلیون نفر خس و خاشاک را به خود نگرفتند؛ مگر آنکه خبررسانی نخبگان شما به 13 میلیون گفتند که منظور دکتر از خس و خاشاک شما بودید نه آن محاربانی که بانک و مغازه و خودرو و زباله دان را آتش زدند. همان رسانه هایی که به بخشی از همین 13 میلیون در اوایل باورانده بودند که علیرضا توسلی را نیز بسیجیان کشته بودند. همان رسانه هایی که به بخشی از این 13 میلیون در اوایل باورانده بودند که مهندس اجازه دارد در مجلس ختم کسی که زنده است شرکت کند تا مردم دو روز بیشتر هم شده در خیابان ها بمانند. لذا این سواستفاده تبلیغاتی هوشمندانه بود اما نه از طرف 13 میلیون. 13 میلیون همان 100 هزار نفر تماشاچی ورزشگاه هستند که اگر تیمشان ببازد طبیعتاً عصبانی و احساسی می شوند و اگر یک جریانی که تا حدودی توانسته با فریب و نیرنگ اعتماد آنها را کسب کند اگر این جریان به آنها بگوید داور با تبانی آنها را شکست داده خوب آنها هم می پذیرند چون به آن جریان اعتماد داشتند. لذا شما اجازه نداری که این سواستفاده را که خود به آن اعتراف می کنی پای 13 میلیون بگذاری. این سواستفاده را مهندس کرد که حماسه خس و خاشاک را 25 خرداد کلید زد و در بیانیه هایش آورد. اگر شما می گویید که 13 میلیون احساسی بودند و با اینکه مخاطب آن عبارت نبودند اما به دلیل شرایط ملتهب، آن را به خود گرفتند، خوب مهندس و نخبگان چرا سواستفاده کردند؟ آنها می توانستند روی این عبارت مانور ندهند تا 13 میلیون هم از فضای ملتهب خارج شوند و خس و خاشاکی هم ایجاد نشود. چرا چنین نکردند با اینکه می دانستند حق هم همین بوده؟ آیا مسئله ماکیاول مطرح است؟ اگر مطرح است پس بچرخ تا بچرخیم و در این جنگل هر کس قویتر بود پیروز می شود. اما اگر صحبت از عقلانیت و منطق است خوب اینکه نشد. مهندس هر وقت خواست هر سواستفاده و قانون شکنی انجام دهد اما هر وقت نوبت به احمدی نژاد رسید فلان و فلان؟

با اینکه جناب "سبز" قصد پاسخگویی داشتند و ما از این بابت متشکریم اما ایشان هم سوال را یا درست دریافت نکردند یا نخواستند که درست دریافت کنند. سوال ما که در چند کامنت دیگر هم در ادامه تفهیم می کنیم این است که:

""""مهندس""" از کجای سخنرانی احمدی نژاد درآورده که او به 13 میلیون نفر نسبت خس و خاشاک داده است؟"

سوال ما تأکیدش روی"مهندس" است. اگر 2 میلیون تهرانی ملتهب و احساسی و عصبانی بودند مهندس که باید یک سیاستمدار پخته و متعهد و عاقل و نخست وزیر امام باشد چرا برداشت ماکیاولی کرده؟

ما غیر از خس و خاشاک سوالات اساسی دیگری داریم راجع به تعامل مهندس با قانون. سوال جدی تری داریم درباره علت نیامدن مهندس در 76 و 80 و 84. سوال جدی تری داریم درباره نقش و نامه رفسنجانی و عفت مرعشی و مهدی و فائزه رفسنجانی در فتنه. سوال جدی تری درباره مصاحبه تایم داریم. ما سوال جدی تری داریم درباره بحث حقوقی ایجاد آشوب و سواستفاده گروههای خودسر چه چپ چه راست. ما سوال داریم که در مورد کهریزک و کوی دانشگاه آیا فقط باید با عاملان ردیف دوم این ماجرا برخورد کرد؟ ما می گوییم افرادی که وارد کوی شدند چه از بسیج چه وزارت چه منافق هر که بودند باید به اشد مجازات برسند و همین طور کهریزکیان؛ اما آنها همه با هم متهم ردیف دو هستند. ردیف یک مهندس و یارانش هستند که جامعه را به آشوب کشاندند و عده ای را تحریک کردند که چنین فجایعی را به بار آورند. سند این ادعا هم این است که سبب اقوا از مباشر است. منتها این بحث ها به جز خس و خاشاک سطحشان بسیار بالاتر است و من تقریباً بعید می دانم که سطح این سوالات برای همه قابل فهم باشد و لذا تشریح آنها شاید لااقل برای الان زود باشد. شما همین خس و خاشاک را تبیین کنید تا ببینیم چه پیش می آید.

عباس
پنجشنبه 19 فروردین1389 ساعت: 13:41

سلام
جناب سبز کامنتها را درست بخوان تا بتوانی درست پاسخ بدهی. در کامنت قبلی گفتم: «آنطور که ما شاهد بودیم منظور دکتر از خس و خاشاک اراذل و اوباشی بود که روز 23 خرداد قبل از اعلام نتایج به خیابان ها ریخته تعداد زیادی از بانک ها و مراکز دولتی و شخص و سطل های زباله از جمله چند تا در نزدیکی ما را آتش زده و بعضی مثل یک مغازه لباسفروش در روبروی ما را غارت کرده و تعدادی از مردم و نیروهای انتظامی را شهید و مجروح کردند و بعد اقیانوس ملت نستوه و دلاور ایران آنها را با یک حرکت کوچک نابود کرد و دکتر از چهل میلیون نفری که در انتخابات شرکت کرده بودند تجلیل کرد». ممکن است بگویی غارت مغازه مردم و آتش زدن ساختمانی که طبقه اول آن بانک و مابقی مسکونی بوده و جیغ و فریاد مردم را از ترس به هوا برده بود آن هم در 23 خرداد و قبل از اعلام نتایج ربطش به انتخابات چیست و غیر ار اراذل و اوباش به اصطلاح خس و خاشاک از کس دیگری هم این جنایات بر می آید؟ خودت هم در کامنتت گفته ای پس چرا چشمهایت را بسته ای و برای جانیان دروغگو فلسفه برائت می بافی؟ دکتر آن جنایتکاران را خس و خاشاک نامید نه چهل میلیون شرکت کننده در بی نظیرترین انتخابات که با افتخار شرکت کردند و در مقابل دشمنان کشور از آن به بهترین نحو حراست کردند!

سبز
پنجشنبه 19 فروردین1389 ساعت: 19:54

با سلامی سبز.آقای عباس و مهدی انگار ادبیات شما قرار نیست تغییر کند. من سوالات را خواندم و جوابی را که داشتم دادم. منظور شما چیست که می گویید نخواستید متوجه شوید؟ عزیزم من که بیکار نیستم فقط برای اینکه جوابی به شما بدهم وقت بگذارم و شما خیلی راحت به من و برداشت هایم توهین کنید. دو کلاس سواد دارم مثل شما فارسی بلدم و می دانم چه نوشته اید و جواب دادم. گفتم در فضای آن روز جامعه، گفتن این جمله و مقایسه بازنده فوتبال و بعد به کار بردن خس و خاشاک مثل ریختن بنزین بر روی آتش بود. برداشتی که مردم کردند این بود که مخاطب آنها هستند این جمله را مردم روز بعد از سخنرانی آقای احمدی نژاد بر روی پلاکارد ها نوشتند و بعد توسط دیگران استفاده شد عزیز برادر. مردم از کسی خط نگرفتند بقیه دنباله رو مردم شدند. آن عده خرابکاری که به قول شما قبل از اعلام نتایج! به خیابان ها ریختند را من اولین بار است می شنوم اگر هم بودند چه ربطی به جنبش سبز دارد؟ قبل از اعلام نتایج فقط شادی بود و تبلیغ. هرچه رخ داد بعد از اعلام نتیجه بود. برداشت ما اشتباه بود؟ حالا شما جواب بده ببینم:

ما بد فهمیدیم از طیف خودتان یا نزدیک به آن برایتان مثال می آورم: احمد توکلی نماینده مردم تهران: «باید بپذیریم 14 میلیون به آقای احمدی‌نژاد رآی نداده‌اند و اینها الان درست یا نادرست سوال دارند و احساس اهانت می‌کنند، اینها نه خس و خاشاک! هستند و نه اراذل و اوباش». حبيب‌الله عسگر اولادی: «هر کس دیگران را خس و خاشاک! بداند از بندگی خدا خارج شده است». سید هادی خامنه‌ای (برادر آقای خامنه‌ای): «از کسی که خود را رئیس‌جمهور منتخب می‌داند و قصد دارد مظهر وحدت ملی باشد انتظار می‌رود با ادبیاتی وزین سخن بگوید. اینکه مخالفان را خس و خاشاک! بداند و اعتراضات را به اعتراضات پس از یک مسابقه فوتبال تشبیه کند رفتاری غیرمتعارف و به دور از هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی است. اگر آقایان مایلند که جامعه را آرام کنند نباید تحریک‌آمیز سخن بگویند. آن هم در شرایطی که برخی شهرهای کشور شاهد اعتراضات مردم به نتایج اعلام شده‌است». در یک کلام باید گفت که خرد جمعی آن روز جامعه سخن ایشان را اینگونه برداشت کرد و به نظر من هم برداشت درستی بود. دیگر بحثی نیست. در مورد اینکه من خواب هستم. آری بعضی از خواب ها آنقدر شیرین است که انسان دوست ندارد هرگز بیدار شود. همین که شما بیدار هستید و برای بیدار کردن دیگران تلاش می کنید جای تشکر دارد.
یا هو

مهدی ابراهیمی
جمعه 20 فروردین1389 ساعت: 15:44

رزمنده سلام
شما خودتان گفتید که این کار یک سواستفاده هوشمندانه بود. من به برداشت شما توهین نکردم اتفاقاً از پاسخگویی شما تشکر هم کردم. حالا اگر شما تشکر مرا توهین تصور کرده اید من از تشکرم معذرت خواهی می کنم.

وقتی خود شما سواستفاده را تأیید می کنید یعنی اینکه من و شما در این نظر هم عقیده ایم که کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه احساسی یا غیر احساسی از سخنرانی احمدی نژاد اینگونه برداشت کردند که او 13 میلیون نفر را خس و خاشاک نامیده، یا ماکیاولیستند (چون شما قائل به سواستفاده هستید دیگر. و سواستفاده یعنی اینکه آنها می دانستند که رئیس جمهور به 13 میلیون چنین نسبتی نداده اما برای داغ نگه داشتند اعتراضات و در خیابان نگه داشتن مردم این سواستفاده را مرتکب شدند) چه مهندس چه توکلی چه هر کسی که این طور برداشت کرده. یا اینکه آنقدر بی سوادند که نمی توانند در یک جمله ساده فارسی فعل و فاعل و مفعول و ضمیر را تشخیص دهند. شما مراقب باشید وقتی مثال می آورید مثلاً از توکلی یا عسگراولادی یا هر کس دیگر اینها پازل نیستند که شما هر قسمتش را دوست داری انتخاب کنی. اگر احمد توکلی محل ارجاع شماست آیا مصاحبه یکی دو ماه پیش و نامه چند ماه پیشش درباره مهندس و شیخ هم محل ارجاع شما هست؟ شما باز هم به سوال ما پاسخ ندادی یا نخواستید پاسخ بدهید. من بارها پذیرفتم که احمدی نژاد یک انسان هتاک و بی شرم و چاله میدانیست به چه زبانی بگویم تا شما بپذیری؟ سوال مرا لطفاً بفهمید و پاسخ بدهید که مهندس از کجا و چرا خس و خاشاک را به 13 میلیون منتسب کرد و به دروغ به گردن احمدی نژاد انداخت؟ شما پاسخ روشن بدهید من 100 درصد تسلیم می شوم.
عبارت احمدی نژاد هم که در کامنتهای بالا هست اگر می خواهید دوباره پیستش کنم.

ادامه دارد

مناظره وبلاگی 3 بخش سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

همت مضاعف و کار مضاعف


مناظره وبلاگی ۳

بخش سوم و پایانی

سبز
شنبه 21 فروردین1389 ساعت: 12:35

با سلامی سبز. ممنون از تشکری که از من کرده اید؛ اما ادبیات شما همیشه رنگ و بوی تحقیر دارد چه شما چه آقای عباس. باز هم می نویسید من نخواستم جواب بدهم! دوست عزیز اگر نمی خواستم جواب بدهم یا جوابی نداشتم چرا پس اینجا هستم. باشد آرام آرام پیرامون این مسأله خس و خاشاک با شما بحث می کنم تا جواب خود را بگیرید. نوشته اید: «وقتی خود شما سواستفاده را تأیید می کنید» من کجا گفته ام سوء استفاده؟ گفتم استفاده هوشمندانه. این دو مثل هم است؟ سوءاستفاده یعنی استفاده کردن به طریق بد یا منفی اما هوشمندانه یعنی با ذکاوت از مسأله ای استفاده کردن. از قسمت خس و خاشاک را نمی توان بدون در نظر گرفتن قسمت های دیگر برداشتی داشت یا تفسیر کرد. وقتی آقای احمدی نژاد می گوید بازندگان! عصبانی فوتبال، می شود بگویید بازندگان چه کسانی هستند؟ فقط آن خس و خاشاک یا به قول شما 13 میلیون؟ وقتی این دو در کنار هم می آیند چه مفهومی را به ذهن متبادر می کنند؟ اگر این قسمت را نتوانم برای شما جا بیندازم دیگر نمی توانم. اگر از آقای توکلی برای شما مثال می آورم به این خاطر است که ایشان را نزدیک به طیف شما یعنی ولایت مدار می شناسم و جزیی از همین مردم که می توانند برداشتی داشته باشند. ما غرض ورز هستیم آیا ایشان هم اینگونه است؟ از آقای عسگراولادی دیگر در مقوله ولایت مداری داغتر داریم؟ اینکه از این آقایان جمله نوشته ام نشانه این نیست که همه گفتار ایشان را قبول دارم. حرف افراد را می شنوم و خوب و بد را تشخیص می دهم در اندازه فهم خودم. کلام هیچ کس برای من حجت تام نیست. اما در مورد بی سوادی اینها. در دفاع از آقای عسگر اولادی چیزی ندارم که بگویم چون چیزی جز باور به خشونت در عقبه ذهنی و تشکیلاتی ایشان ندیده ام. اما سواد آقای توکلی: فکر کنم ایشان فرق فعل و فاعل را بداند. ایشان کاندیدای ریاست جمهوری و اکنون نماینده مجلس و رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس هستند. معمولاً باسوادترین افراد را در قسمت پژوهش و آنهم در قسمت ریاست منسوب می کنند. ایشان دارای مدرک دکترای اقتصاد و مدرس دانشگاه هستند. البته شاید سواد شما از ایشان بیشتر باشد. ببخشید اینجا یک فضای مجازی است من قصد مقایسه سواد ایشان را با هیچ کسی ندارم. البته باز هم می گویم که صرف داشتن مدرک دلیل این نیست که بگویم با همه الگوهای فکری ایشان موافقم. مثالی زدم از برداشت آنان. فرزانه ای از طیف خودتان پیرامون خس و خاشاک. و اما موضوع مهم که فرموده اید: «آنها می دانستند که رئیس جمهور به 13 میلیون چنین نسبتی نداده اما برای داغ نگه داشتند اعتراضات و در خیابان نگه داشتن مردم این سواستفاده را مرتکب شدند». کاش حداقل بیانیه های آقای موسوی را خوانده بودید. در کامنت قبل هم گفتم اولیم بار این مردم بودند که از واژه خس و خاشاک استفاده کردند .منظورم 25 خرداد روز پس از سخنرانی آقای احمدی نژاد است. بر روی پلاکاردهای مردم چه نوشته شده بود؟ «حماسه خس و خاشاک» آیا آقای موسوی در آن زمان این جمله را در بیانیه هایش استفاده کرده بود؟ نه! آقای موسوی برای اولین بار در بیانیه 16 توجه کنید لطفاً 16 برای روز دانشجو از این اصطلاح استفاده کردند. فکر نمی کنید در 16 آذر مردم 4 تا 5 ماه بود که در خیابان ها بودند؟ این مردم بودند که گفتند ما با خس و خاشاک مقایسه شده ایم. چه کسانی؟ مردم در راهپیمایی عظیم 25 خرداد. چه کسانی شعار دادند «آن خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی» موسوی؟ چه کسی در نامه به آقای ضرغامی نوشت: «در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده‌اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود»؟ من می گویم استاد شجریان! یعنی یکی از این مردم. بیانیه 350 تن از هنرمندان در روز 28 خرداد: «جمعه بیست و دوم خرداد روز با شكوهی بود. همه بودند. آنها كه همیشه می‌آمدند و آنها كه هرگز نیامده بودند. همه محترم بودند. هیچ كس خس نبود، خاشاك نبود». چه کسانی؟ مردمی مثل من و شما. کسانی که فعل و فاعل را حداقل از من بهتر میشناسند! بزرگانی چون عزت الله انتظامی، سیروس الوند، محمد احصایی، رخشان بنی اعتماد، جعفر پناهی، بهمن جلالی، منیژه حکمت،، اصغر فرهادی و داریوش فرهنگ و ... دیگر صحبتی نیست جز اینکه آقای موسوی یا کروبی فقط و فقط بخش کوچکی از این جنبش سبز بوده و هستند. بدنه این جنبش را مردم تشکیل می دهند. شما فرض را بر این بگذار که این جنبش مرده است. مدفون شده است. روزی با چشم خود بالندگی این جنبش را خواهی دید. این جنبش ممکن است در پستوی خانه ها خزیده باشد از ترس شکنجه و زندان و دار اما نمرده است! چون تا انسان زنده است عطش برای آزادی زنده است و جنبش سبز یعنی فریادی بلند برای آزادی.

گيرم که در باورتان به خاک نشسته ام! و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهایتان زخم‌دار است با ريشه چه مي‌کنيد؟ گيرم که بر سر اين باغ بنشسته در کمين پرنده‌ايد پرواز را علامت ممنوع مي زنيد با جوجه هاي نشسته در آشيان چه مي کنيد؟ گيرم که مي‌کشيد گيرم که مي‌بريد گيرم که مي‌زنيد با رويش ناگزير جوانه چه مي‌کنيد؟
خسرو گلسرخي

شیطونک
شنبه 21 فروردین1389 ساعت: 16:42

خواستم وارد بحث بشوم با اجازه. آقای مهدی خوشبختیم ازآشنائی با یک روانشناس و از ینکه توانستید حالات سبزها را کشف کنید. اما جوابت فقط یک جمله است:
"نیایش: هرکس آنطور که هست در مورد بقیه هم همین فکرو میکنه ...
گله ای هم نداشته باش چون این سخن از گروه شما بوده ...
شما پاسخ خود در مورد خس و خاشاک را گرفتید. همراه با درج صحبتهای احمدی نژاد کامل هم بود. برداشت مردم درست بود. زیرا پلاکاردهایی که در دست مردم 25 خرداد بود که روی آن نوشته شده بود حماسه خس و خاشاک ... بنابراین مردم خوب فهمیدند و موسوی و دیگران هم دنباله رو مردم شدند. حالا اگر شما قصد توجیه صحبت های احمدی نژاد را دارید یا اینکه دوست ندارید پاسخ بگیرید مشکل شماست ... از زبون سبز هم جمله نیاورید. کی و کجا گفته سوءاستفاده هوشمندانه؟ برای دفعه بعد سوالات را دسته بندی کنید همچنین از کپی پیست تکراری و داستان سرائی هم خودداری نمائید.
تعاریف انقلاب توده ها. کودتای داخلی. دخالت نیروی خارجی ساخته و پرداخته ذهنیات شماست. اگر به تفسیر قانون تحت نظر شما باشد تیکه تیکه کردن افراد مخالفانتان همونطور که فدائی ولایت هم گفت برایتان قانونی است. شما که مردم رو به خاک و خون کشیدید صدها تن رو معلول و زخمی کردید و با باتوم چنان بر سر دخترک بی دفاع کوبیدید که از جایش بلند نشد با عرض معذرت آن وحشیها و الاغ ها که به کوی دانشگاه حمله کردند و جنایات های کهریزک را به وجود آورده اند و مردم رو زیر ماشین له کردند. آنها باید پاسخگو باشند. درباره علامه طباطبائی هم که سخنان کامل را آورده ام و پاسخ داده شد در پست های قبلی کامنت من در مورد علامه طباطبائی هست به جای اینکه فقط کپی پیست کنی کامنتهای قبلی را بخوان. برداشت شما این است که امام خمینی قاتل اسلام است؟ امام رهبر انقلاب و بنیانگذار بود انقلاب برای اسلام هم لطمات زیادی داشته و هم فواید بیشمار. اما این لطمات ناشی از اشتباهات دیگر مسوولان بوده نه امام. یاس هم به آن علت از علامه طبابائی حرف آورد که نیایش در بحث با وی از المیزان تفسیر آورده بود. شما چه دوست داشته باشی و چه نه ما سبزها هستیم نه تنها در این وبلاگ بلکه سراسر اینترنت و حتی در دانشگاه. حوزه علمیه. کوچه و خیابان هم همیچنین. و یک خسته نباشید هم به شما می گویم به خاطر چنچ و اصلاح و رفرم و انقلاب. مردم بی دفاع را که شما کشتید و خانواده هایشان هم که از شما ابراز انزجار و نفرت کردند. اسمشان هم که گذاشتید فریب خورده چون دسته گل خودتان بوده. اما آنها شهدای جنبش سبز هستند و نمی گذاریم خونشان پایمال شود.  میتونید تا قیامت منتظر محاکمه آنها باشید یا دست به دعا ببرید تا فرجی بشود. تبصره 8 و صداسیما و عدالت ... بحث ها تکراری است و با توجه به کپی پیست تکراریتان ... کشته های انقلاب هر چقدر که بوده اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم می بینیم که انقلاب بیشترین کشته را در 5 سال آخر نزدیک به پیروزی داده و آمار هم اگر درست باشد برحسب میانگین است. همچنین ما اینجا نیومده ایم که نظر شخصی بگذاریم استناد به (گلبرگ) بنابراین شما نماینده گروهتان هم هستید.

عباس
شنبه 21 فروردین1389 ساعت: 17:35

سلام این جماعت سبز با همه ادعاها آخر جواب برادر رزمنده و دلاورم ابراهیمی و من را که مشاهدات خودم را در 23 خرداد گفتم ندادند و شاهکار جدیدشان را متوهمانه گفتند اهانت به مرقد مرحوم خاتمی و مرحوم صدوقی به دستور سران فتنه سبز و توسط یک افغانی و یک پاکستانی و دو تن از اشرار کرمانی انجام شده و همگی آنها دستگیر شده و به سزای عملشان خواهند رسید؛ اما در راستای جواب ندادن دوستان سبز این شعر را تقدیم می کنم :

سراسر فعل سبزی ها حلال است *** نشستن پیش محرومان حرام است
مکش دست نوازش بر یتیمان *** که بیکس را، نوازش هم حرام است
شعاری بر علیه انگلستان *** بنا بر قول سبزی ها، حرام است
مبادا لج کنی با آل صهیون *** به قول موسوی، این هم حرام است
اگر اشغال دشمن شد فلسطین *** مسلمان را حمایت هم حرام است
ولی استاد موسیقی و آواز *** برایش ربنا خواندن حلال است
به من ربطی ندارد در فلسطین *** مسلمان را مسلمانی حرام است
همانا موسوی، ای حامی سبز *** تمام فعل و افعالش حلال است
بمیرد در فلسطین کودکی زار *** حمایت های لفظی هم حرام است
چنان گردنکشی، سرمایه داری *** برای فوج کروبی حلال است
به فتوای سران اغتشاشات *** اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است
اگر سبزی بسوزد مسجدی را *** نگاه چپ به او کردن حرام است
اگر خوردی کتک از آل سبزی *** دفاع از خود، بدان اما حرام است
نماز جمعه با سوت و کف و جیغ *** حلال است و به غیر از آن حرام است
حلال آن ادعای پر هیاهوست *** بخواهی مدرک از آنها، حرام است
حلال است آنکه ناموس من و تو *** خورد فحش از شما، جز این حرام است
بساط قلدری اندر خیابان *** ز سوی جمع سبزی ها حلال است
در این وضع سراسر شبهه آلود *** حلال شرعی و عرفی حرام است
الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن *** که گوید عشق ایران هم حرام است
گمانم انتقاد از آل سبزی *** حرام اندر حرام اندر حرام است

* شعر از علی میرزائی

گلبرگ مغرور-جواب به سبز
شنبه 21 فروردین1389 ساعت: 17:36

سلام
برادر حرف کاملاً روشن است. احتیاجی نیست در صحبت های دیگر احمدی نژاد دنبال مخاطب آن بگردید. اگر دکتر آن 40 میلیون را تفکیک نمی کرد، بله باید سراغ حرف های دیگر ایشان می رفتیم و مخاطب این حرف را پیدا می کردید. اما وقتی مخاطب مشخص است، چرا شما اصرار دارید بگویید با ما بوده؟ مثل بنده خدایی که داشت با رفیقش رد می شد. یک نفر از پشت سر داد زد مهندس! طرف زد روی شانه رفیقش و گفت با من بودا! ایشان به وضوح حرف خود را گفته اند و جای هیچ بحثی نیست که مخاطب خس و خاشاک دوستان فریب خورده نبودند. استفاده کردن از حرف استفاده است حال چه هوشمندانه (از نظر شما و چه ناجوانمردانه با اهداف پلید از نظر ما) شما خود اذعان داشتید که استفاده کردند. بازنده فوتبال و از این حرف ها ربطی به مسأله خس و خاشاک نداشت. کما اینکه شما به جای این همه چرخاندن لمقه دور دهان می توانستید سایت بازندگان فوتبال راه اندازی کنید نه سایت خس و خاشاک چرا مسائل را با هم قاطی می کنید مخاطب خس و خاشاک کاملاً مشخص بود این تنها یک استفاده ناجوانمردانه از حرف رئیس جمهور بود برای تحریک عده ای جوان متعصب.

مهدی ابراهیمی
شنبه 21 فروردین1389 ساعت: 20:35

رزمنده سلام
جناب "سبز": "... اما با توجه به جو ملتهب این یک خطای استراتژیک بود و مردمی که حس کردن رأیشون جا به جا شده اگرچه شاید می دانستند که اشاره مستقیمی به آنها نشده اما به دلیل به کار بردن مستقیم جمله بازندگان عصبانی فوتبال، در راهپیمایی روز بعد از این اصطلاح به نفع خودشان استفاده کردند تا نشون بدن کسانی که در این گوشه و کنار هستند اولاً چهار نفر نیستند بلکه جمعیتی میلیونی هستند که با شمار شرکت کنندگان در میدان ولیعصر (طرفداران آقای احمدی نژاد در روز قبل) قابل مقایسه نبود و ثانیاً با راهپیمایی بسیار آرام و صلح آمیز نشان دادند که حسابشان از عده ای خرابکار جداست. بله به نظر من این بهره برداری بسیار هوشمندانه از یک جمله احساساتی آقای احمدی نژاد بود".

در این وبلاگ یک دوست سبزی هستند که از آن پاراگراف رئیس جمهور این گونه برداشت کردند که مخاطب احمدی نژاد "ملت ایران" بوده است. حالا اینکه این دوست چقدر در مورد تشخیص فعل و فاعل و ضمیر مهارت دارد به خودشان مربوط است.

اما این پاراگراف شما اولین کلمه ای را که به ذهن متبادر می کند "سواستفاده" است. شما نوشته اید "اگرچه شاید می دانستند ..." و فکر می کنم خود پاراگراف شما برای یک ذهن بی طرف و منصف گویای نظر واقعی شما که همان نظر ما هم هست باشد و نیازی به صرف و نحو ادبی ما بر روی جملات شما نیست. با این حال اگر مجدداً شما نسبت به تعبیر سواستفاده اشکال داشتید مجدداً کامنت می زنم و این چند خط را با هم واکاوی می کنیم.

من ابتدا در یک حالت تحلیل شما را نقد می کنم و در حالت دیگر با فرض پذیرفتن تحلیل شما بحث می کنم.

اول- ابتدا باید بپرسم که چرا اینقدر شما تمایل دارید تفکیک خس و خاشاک از 70 میلیون ایرانی را با مسابقه فوتبال مرتبط کنید؟ عبارت دکتر این است:

"احمدی نژاد: امروز خبرنگاری سوال کرد بعضی ها در گوشه و کنار کارهایی انجام می دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه های تندی را به کار برد و من برای او یک مثالی زدم و نتیجه گیری کردم. من به این خبرنگار گفتم شما اشتباه می کنید، ملت ایران یکپارچه است؛ در یک مسابقه فوتبال 50 هزار تا 70 هزار تماشاچی شرکت می کند و آن کسی که تیمش باخته وقتی بیرون می آید عصبانی است و به هر دری می زند. در انتخابات ایران 40 میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین کننده اصلی بوده اند. حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه ها کاری می کنند. بدانید این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنان نخواهد گذاشت. احمدی نژاد افزود: 70 میلیون ملت ایران و 40 میلیون شرکت کننده در انتخابات همه عزیزند، همه ملت ایرانند و همه همدلند و دولت خادم همه آنان و در خدمت همه آنهاست".

این طور که شما این دو مبحث را خلط می کنید اشتباه است. دکتر اولین کسی نبود که یک انتخابات را به مسابقه فوتبال تشبیه کرد آخرین نفرش هم نبود. او اولین نفری نبود که گفت در یک مسابقه طرفداران تیم بازنده عصبانی و احساساتی می شوند آخرین نفرشان هم نبود. فلسفه این مثال از این جهت است و از این مثال نمی توان نتیجه گرفت که دکتر همان طرفداران تیم بازنده را خس و خاشاک دانسته. او روشن و به زبان فارسی گفت که 40 میلیون نفر بازیگر اصلی و 70 میلیون نفر ملت عزیز ایران و چارتا خس و خاشاک. این مثال هم در آن متن مشخص است او اولش گفته "شما اشتباه می کنید ملت ایران یکپارچه است" اگر فایل صوتی را یک بار دیگر گوش کنید یا همین دو خط را با دقت بخوانید منظور از مثال فوتبال با توجه به عبارت "ملت یکپارچه است" این است که طرفداران دو تیم در یک مسابقه ملت ایران هستند و وقتی گروهی از آنها در یک رقابت از گروه دیگر عقب می ماند عصبانی و احساساتی می شود و این طبیعی است اما این عصبانیت به معنای تفرقه در این ملت نیست؛ بلکه یک التهاب و یک احساسات زودگذر است. آیا در بازی آبی و قرمز بعد از بازی طرفداران بازنده چه در ورزشگاه و چه در خیابان ها دوست دارند طرفداران تیم مقابل را قیمه قیمه کنند؟ خوب طبیعیست عصبانی و شاکی و احساساتی می شوند اما از جرگه ملت ایران که خارج نمی شوند تا مثلاً بروند اپوزوسیون استقلال یا پرسپولیس راه بیندازند.

ما از روال کار تشکیلاتی بی خبر نیستیم. از نحوه پلاکارد نویسی و بروشورسازی و تراکت پخش کردن هم بی خبر نیستیم. در آن تاریخ هم خانه های تیمی بسیاری سر پا بودند که هفته های بعد یکی یکی پیدا می شدند. من نمی گویم که همه 1 یا 2 میلیون نفر 25 خرداد همه از خانه های تیمی بودند اما می دانم که لیدرهای آن حرکت از خانه های تیمی بودند. در کامنتهای قبلی هم به شما گفتم که همان طرفداران فوتبالی که شما مثالش را می زنی اگر از یک جریان رسانه ای که مورد اطمینان آنها باشد به آنها گفته شود داور تبانی کرده در شرایط احساسی ای که در آن قرار دارند می پذیرند چون به آن جریان رسانه ای اعتماد دارند. چون به لیدرها اعتماد دارند. شما فکر می کنید که تمام مسئول دفترهای ستاد مهندس در تهران بعد از سخنرانی دکتر بی کار نشستند و آن یک دو میلیون نفر بدون لیدر و هماهنگی فردای سخنرانی حرکت کردند؟ شما یا باید بپذیری که تمام آن جمعیت همه لیدر بودند که امکان ندارد یا اینکه بپذیرید در این طور مراسم یک فرد معمولی که بلند نمی شود 24 خرداد بعد از ظهر برود دنبال پارچه و چوب و نوشتن. اینها را یک گروه هایی تهیه کردند. من نمی گویم که این گروهها همه اسرائیلی بودند. من می گویم که این گروه ها نخبگان آن جمعیت بودند نخبگانی که با ستادها و مراکز تبلیغاتی مهندس ارتباط داشتند. حالا این نخبگان می خواهد یک دانشجوی سال اولی باشد که در ستادهای مهندس فعالیت داشته یا می خواهد شجریان باشد یا می خواهد توکلی باشد. برای ما اشخاص ملاک نیستند که چون شجریان یا فلان و بهمان این کار را کرده پس درست است. شما از توکلی یک سندی بیاورید که او گفته باشد احمدی نژاد 13 میلیون را خس و خاشاک نامیده. بله شما نوشته اید که او گفته "14 میلیون به احمدی نژاد رأی نداده اند و خس و خاشاک هم نیستند" خوب شما از کجای این جمله برداشت کرده اید که توکلی نظرش بر این است که دکتر 14 میلیون را خس و خاشاک خطاب کرده؟ بیست و سی هم همان روزها پخش کرد و می گفت "14 میلیون خس و خاشاک نیستند" آیا منظورش این بوده که دکتر 14 میلیون را خس و خاشاک خطاب کرده؟ کلهر هم چندی بعد صحبت کرد و گفت "14 میلیون نفر از مردم ایران بودند و خس و خاشاک هم نبودند" آیا منظور کلهر هم این بوده که دکتر 14 میلیون نفر را خس و خاشاک خطاب کرده؟

خیر برادر محترم آن روزها که جریان رسانه ای وابسته به تفکرات سبز خس و خاشاک را پیراهن عثمان کرده بود، اینها داشتند فریاد می زدند که احمدی نژاد همان 4 نفر محارب و حرامی را خس و خاشاک نامیده نه 14 میلیون را و امروز شما یک جمله از توکلی می نویسید و جفاکارانه اینگونه القا می کنید که او هم مثل مهندس اینگونه برداشت کرده که احمدی نژاد 14 میلیون را خس و خاشاک خطاب کرده؟ اگر عسگر اولادی طبق گفته شما آخر ولایتمداریست و طبق گفته شما گفته است که هر کس دیگران را خس و خاشاک بنامد از بندگی خدا خارج شده آیا از نظر او اگر کسی دیگران را ولگرد خطاب کند (سیدمحمدخاتمی) او هم از بندگی خدا خارج شده؟ آیا عسگراولادی در جایی گفته که دکتر به چه کسانی خس و خاشاک گفته یا نه؟ آیا از نظر عسگر اولادی هم 14 میلیون مخاطب بودند اگر بودند کجا گفته؟ احمد توکلی هم یک جا گفته اگر مهندس آگاهانه به این اقدامات چند ماه گذشته اش دست زده باشد یک "وطن فروش خائن" است. آیا از نظر عسگر اولادی اگر به کسی بگویی "وطن فروش خائن" هم از بندگی خارج شدی؟ ایا اگر به کسی بگویی "بزغاله و گوساله" هم از بندگی خارج می شوی؟ اگر به کسی بگویی حرامی و بی شرم و روزه خوار و محارب باز هم از بندگی خارج می شوی؟ آیا خداوند هم که در قرآن عده ای را خطاب نموده که:

"أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا"
"يا گمان كرده‏اى كه بيشترينشان مى‏شنوند و مى‏فهمند؟ اينان چون چارپايانى بيش نيستند، بلكه از چارپايان هم گمراه‏ترند".

از بندگی خارج شده؟ نظر من بر مبنای آن پاراگرافی که از شما نوشتم این است که شما خودتان هم معتقدید که منظور احمدی نژاد روشن بود و دیگران از آن به نفع خودشان بهربرداری کردند؛ اما اعتراض شما به این است که دکتر در آن شرایط ملتهب نباید آن عبارات را به کار می برد. حتی با آن شرایطی که تفکیک کرد. خوب اگر این برداشت من صحیح است من از شما یک سوال می پرسم و فرض هم می کنم که پای هیچ لیدر و ستاد تبلیغاتی هم در حماسه 25 خرداد در میان نبوده. سوال من از شما اینست که اگر فرض کنیم 70 میلیون ایرانی یا نه 40 میلیون یا نه 14 میلیون ایرانی یا اصلا 350 هنرمند بگویند که مثلاً متکی باجناق احمدی نژاد است باید قبول کنیم؟ و حتماً باجناق است که این همه آدم گفته اند هست؟ آیا خود انسان نباید تحقیق کند و ببیند و مطمئن شود؟ شما خودتان حتماً سخنرانی را شنیده اید و متنش را هم که دیده اید. با این حال شما اذعان می کنید که آن عبارت به 14 میلیون نبوده یا لااقل قطعی نمی گویید. همانطور که بالاتر گفتم شما اشاره کردید که "اگر چه می دانستند ..." و همین طور اعتراض شما بیشتر بر نابجا بودن کاربرد آن عبارت است نه در اینکه مخاطبینش چه کسانی بودند.

دوم- از یک نگاه دیگر اولاً شما کمی بیشتر در مورد این عبارتتان توضیح دهید "به نفع خودشان بهربرداری کردند" تا ببینیم این نفع خودشان یعنی چه؟ و همین طور بهربرداری یعنی چه؟ از طرف دیگر از آنجایی که من به تمام آرشیو سایت کلمه و مصاحبه های مهندس و سران اصلی این فجایع دسترسی ندارم فرض می کنم که مهندس و یاران اصلیش اصلاً روی این عبارت مانور نداده اند تا بیانیه 16. خوب شما بفرمایید در همان بیانیه 16 مهندس از کجا خس و خاشاک را به جنبش سبز منتسب کرد تا روی آن مانور دهد؟ در مورد این سوال مجدداً تمام 20 تا کامنت قبلی من مطرح می شود و تمام مسائل مربو به ماکیاول و سیاستمدار پخته و عاقل و نخست وزیر امام هم مطرح می شود.

در ضمن من کامنتهای 4 تا پست آخرو گشتم پاسخی در مورد علامه طباطبایی از این سبز شیطون پیدا نکردم یا من اشتباه گشتم یا کامنت شما تأیید نشده یا هر چیز دیگه ای ممکنه بوده باشه. شما که زحمت کشیدی کامنت زدی لطفاً یک بار دیگر علامه را هم می نوشتید اتفاق بدی نمی افتاد. شما اگر به جز انقلاب توده ها و کودتا و نیروی خارجی توهم ذهنی دیگری دارید بگویید چرا فقط نفی می کنید؟ شما هم با اینکه من چندبن بار بعضی از کامنتها را پیست کردم باز هم درست نمی خوانید و می گویید من گفته ام امام قاتل اسلام است و توضیحات مرا به اسم خودتان می زنید و می گویید امام قاتل نبوده بلکه برخی زیردستان به اسلام لطمه زدند خوب من هم که همین را گفتم. یکی از دلایل تکرار برخی کامنتها همین است که شما دقت نمی کنید. یکی دیگر از دلایلش هم که در کامنت اول این پست زدم این بود که فراموش می کنید. درباره کشته های انقلاب دلیل آوردم از عمادالدین باقی اگر شما دلیل دلرید دلیلتان را بیاورید چرا شیطونی می کنید؟
سبز باشید و سرفراز

سبز
یکشنبه 22 فروردین1389 ساعت: 19:1

ممنون از پاسخ ارزشمندتون. سوال شما بسیار ساده مطرح شده بود و من سعی کردم خیلی ساده و به دور از پیچیدگی به اون پاسخ بدم. کل نظرات بنده رو اینچنین میتوان دسته بندی کرد:

1) شما درست می گویید آنچه از سخنان آقای احمدی نژاد برمی آید اصلاً مقایسه کل جمعیت با خس و خاشاک نبود؛ اما چون عده ای از مردم بازنده (به قول آقای احمدی نژاد) بودند و حرف از برد و باخت آمد مردم آن را به خود گرفتند. چون برخلاف نظر شما که می گویید آقای احمدی نژاد اولین نفر نیست که این مقایسه را کرده اتفاقاً ایشان اولین نفر است! به کار بردن این تشبیه اولین بار است که توسط یک سیاست مدار صورت می گیرد اگر مورد دیگری در ایران بوده لطفاً معرفی کنید من هم بدانم.

2) اینکه مردم درست یا غلط برداشتی داشته اند به خودشان مربوط است آوردن مثال از هنرمندان یا آقای توکلی همانطور که قبلاً هم گفتم فقط برای این بود که نشان دهم مردم اینگونه برداشت کردند.شما گفتید آقای موسوی این را از کجای سخنان آقای احمدی نژاد در آورد و این کار را کرد تا اغتشاشات ادامه پیدا کند و من به شما نشان دادم موسوی کی از این واژه استفاده کرده است. حالا شما به جای پاسخ به بنده اینبار می گویید کار تشکیلاتی بوده! اگر این طور است که شما هم شدید مثل روزنامه کیهان هر جا پاسخ منطقی به شما می دهند قضیه را به اسرائیل یا آمریکا یا کارهای تشکیلاتی عناصر فریب خورده نسبت می دهید. بر فرض که اینها بچه های ستاد انتخاباتی موسوی بوده اند. مگر شما کار تشکیلاتی نمی کنید؟ در روز قدس این همه پلاکارد و نوشته ها با مضمون عمدتاً حمایت از رهبر و مرگ بر آمریکا و غیره یا همان نوشته های میدان ولی عصر در حمایت از آقای احمدی نژاد را چه می گویید؟ خوب چند نفر با هم جمع می شوند یک گروه را تشکیل می دهند و کاری می کنند یک نفر شعاری طرح می کند دیگری چیزی می نویسد و ...

3) برادر خوبم من نمی دانم چرا شما در مورد این مثال من در مورد آقای توکلی اینقدر عصبانی شده اید و به من می گویید جفاکار. من هرگز قصد جفاکاری نداشتم. هدفم نشان دادن این نکته بود که بقیه هم از این اصطلاح استفاده کردند. پس ما باید بگوییم آقای موسوی این قضیه را پیراهن عثمان کرده است؟ حالا شما جواب دهید لطفاً آیا آقای موسوی گفت آقای احمدی نژاد از خس و خاشاک استفاده کرده است؟ این جمله آقای موسوی در بیانیه شانزدهم:

«داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریباً هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند».

این قضیه پیراهن عثمان را شما دیگر نباید بگویید. عزیز برادر مگر ماجرای پاره کردن عکس امام نبود؟ چه کسی آنرا در تلویزیون مطرح کرد؟ آیا آن کار جنبش سبز بود؟ آیا اصلاً می شد آن را ثابت کرد؟ اما چه شد؟ همه برچسب ها به جنبش سبز خورد. می گویم به اینها می گویند استفاده نه سوءاستفاده. مگر آقای خامنه ای نمی گوید جنگ رسانه ها؟ خوب طبیعی است هرکس می کوشد تا از دیگری امتیاز بگیرد در این جنگ. شما خود را بر حق می دانی و از اینکار ها می کنی و هیچ وقت من نمی گویم از آمریکا خط گرفته ای می گویم زرنگی کردند و جنبش سبز را لکه دار کردند. از عواطف عامه بهره برداری کردند. توجه کن دقیقاً چه برچسب هایی به جنبش خورد: آتش زدن قرآن (که هرگز سندی ارائه نشد)، شادی کردن در روز عاشورا (فقط یک صحنه هزار بار نشان داده شد که آن هم به علت غلبه مردم بر نیروی مهاجم بود) البته در مورد اینها نمی خواهم دوباره وارد بحث شوم. فقط می خواهم بگویم آنهایی هم که تئوری پرداز حکومت هستند آدم های بی سوادی نیستند. آنها هم درس های خود را خوب بلدند. می دانند چگونه از احساسات مردم استفاده کنند. اما چون آنها در جبهه شما قرار دارند اگر من بگویم بابا این صدا و سیما یه جانبه اخبار رو پوشش داد شما قبول نمی کنی. چرا از اون جمعیت دو سه میلیونی روز 25 خرداد هیچ چیزی نشون داده نشد اما مراسم میدان ولی عصر زنده پخش شد؟ هیچ کدومشون هم مجوز نداشتند. به قول آقای احمدی نژاد مثل اینکه مردم قراره امروز عصر در میدان ولی عصر جشن بگیرن. بعداً فهمیدیم سخنران ایشان هستند و مردم همه با پلاکاردهای احمدی نژادی اومدن. اون وقت فهمیدیم معنی مردم را. روز بعد انگار نه انگار که تهران خبری بوده. بعد می گویید چرا صدای آمریکا نگاه می کنید. به این می گویند جنگ رسانه ای. تیزهوش باید بود. سیاست است و بازی های خود را دارد. من چون از گردن درد رنج می برم دکترم مرا از تایپ کردن و کار با کامپیوتر برحذر داشته. مطالب زیباتون رو دنبال می کنم. عذر می خوام اگه نمی تونم خیلی پا به پای شما بیام. پیری هست و هزار عیب شرعی. امیدوارم تونسته باشم جواب سوالی رو که خیلی وقته دارید می پرسید داده باشم. در مورد اون جمله آقای طباطبایی فکر کنم مورد خطابتون من نبوده باشم چون من در این مورد با کسی بحثی نکردم. به امید ایرانی سبز.

یک زمزمه شبانه می خواهم
دلتنگی عاشقانه می خواهم
مثل همه پرندگان شاد
یک مستی شادمانه می خواهم
گیرم که همه به مرگ می میرند
آن ماندن جاودانه می خواهم
من زائرم و سکون مرامم نیست
پرواز چنان سمانه می خواهم
می خواهم از این سراب بگریزم
یک جمله صادقانه می خواهم
تا مست شوم ز بوی تنهایی
یک جذبه عارفانه می خواهم
زهره بهادری

مهدي ابراهيمي
دوشنبه 23 فروردین1389 ساعت: 11:42

رزمنده سلام
امیدوارم هر کسالتی هست به نیکی برطرف شود. این هم از اقبال کوتاه ماست که در این وب بحث ها به انحا مختلف نیمه کاره رها می شوند. یا عده ای از خانه تیمی می آیند و می روند و آخرش معلوم نمی شود که حرفشان چه بوده یا یک آقا سعیدی پیدا می شود و باز هم نیمه کاره می رود یا یک بنده خدایی پیدا می شود و می گوید که مخاطب دکتر صراحتاً ملت ایران بوده. یا جنابعالی که دچار کسالت هستید و محدوديت. اما با این حال پرقدرت ظاهر شدید و امیدوارم اگر شرایط به شما اجازه داد بتوانیم سریعتر از بحث خس و خاشاک نتیجه بگیریم و برویم سراغ مسائل پیچیده تر.

یکم: شما سندی ارائه ندادید که آقايان توكلي و عسگراولادي جايي ادعا كرده باشند كه مخاطب دكتر در آن مراسم 13 ميليون نفر بوده اند. من عرض كردم كه نظر آنها مثل بيست و سي و كلهر و سايرين اين بوده كه شفاف سازي كنند و بگويند كه باباجان اون بدبخت گفته 70 ميليون ايراني عزيز و 40 ميليون بازيگر اصلي و 4 تا خس و خاشاك نه اينكه گفته باشند بله آقاي احمدي نژاد منظورش 13 ميليون نفر بوده و ما اصلاح مي كنيم و نظر ما اين است كه خير 13 ميليون خس و خاشاك نيستند و چنين و چنان.

دوم: آيا شما هم قائل هستيد كه نسبت دادن خس و خاشاك به ديگران انسان را از بندگي خارج مي كند؟ در اين مورد هم به صورت تفصيلي در كامنت قبل پرسيدم تعابير مشابهي كه به چارپايان تشبيه مي كنند يا محارب و حرامي يا وطن فروش خائن هم همان مصداق را دارد يا خير كه پاسخي نداديد.

سوم: فلسفه مثال فوتبال را توضيح دادم و پرسيدم كه شما بر چه مبنايي اين دو مطلب را با هم خلط مي كنيد؟ مثال فوتبال كاملاً روشن است. دو طيف عمده هواداران در مقابل يكديگر هستند يكي مي برد يكي مي بازد. طيف بازنده عصباني و احساساتي مي شود اما ماهيتاً از طيف برنده جدا نيستند. ممكن است در ميان آنها 4 نفر بزهكار و شخصيت ناهنجار هم باشد كه ايجاد تخريب و خشونت كند اما قاطبه دو طيف از يك واحد هستند و احساساتشان زودگذر و بهنجار است. در مورد خس و خاشاك هم اين مثال همين فلسفه را دارد. اگر دكتر مي خواست طيف بازنده را خس و خاشاك بنامد، قبلش از تعبير "ملت يكپارچه است" استفاده نمي كرد كه اين خود نقض غرض است. در واقع شما مدعي هستيد كه دكتر به 13 ميليون نسبت خس و خاشاك داده در حالي كه هم قبل از عبارت خس و خاشاك و هم بعد از آن غرض خود را نقض كرده (قبلش با تعبير "ملت يكپارچه است" و بعدش با تعبير 40 و 70 ميليون). خوب ما كه در خلأ بحث نمي كنيم. او قبل و بعد حرفش محاربين را تفكيك كرده و بعد به آنها خس و خاشاك گفته. ايرادش كجاست؟

چهارم: ويكيپديا: "محمود احمدی نژاد در جریان جشنی که به مناسبت پیروز اعلام شدن در انتخابات ریاست جمهوری دهم در میدان ولیعصر تهران یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ برگزار کرد و گفت: «ملت ایران یکپارچه‌است در یک مسابقه فوتبال ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند آن کسی که تیمش باخته عصبانی است و به هر دری می‌زند، در ایران در انتخابات ۴۰ میلیون نفر خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند حالا ۴ تا «خس و خاشاک» در این گوشه‌ها یک کاری می‌کنند. بدانید که این رودخانه زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.»[۱]
احمدی نژاد در همان روز و قبل از جشن پیروزی اش در گفتگو با خبرنگاران در باره معترضین گفته بود: «این افرادی که آمده اند در خیابان ها حتی به اندازه شرکتت کنندگان در یک شعبه اخذ رأی نبودند چرا که شعبه اخذ رای ۵ هزار نفری در تهران داشته ایم. حالا ۲-۳ هزار نفر می آیند مثل مسابقات فوتبال شلوغ می کنند اینکه دلیل نمی شود.»[۲] بسیاری این اظهارات را تشبیه معترضان به «خس و خاشاک» و «هواداران تیم بازنده فوتبال» دانستند و یک روز پس از اظهارات احمدی نژاد، به دعوت موسوی (و با وجود عدم صدور مجوز از سوی دولت) میلیون ها نفر از معترضان در تهران تظاهرات کردند.[۳] تظاهرات‌های دیگری نیز در شهرستان ها برگزار شد."

ظاهراً غير از اين دو مورد اظهارات ديگري در مورد برنده و بازنده فوتبال نبوده است. من واقعاً درك نمي كنم كه شما مي خواهيد به استناد حضور ميليوني 25 خرداد عليه صحبت دكتر چه چيزي را اثبات كنيد. 23 خرداد جمعيتي متشكل از دانشجو و غير دانشجو از دانشگاه تهران به سمت كشاورز و فاطمي و كوي دانشگاه حركت كرد. مجوز هم كه ظاهراً نداشته. خوب در اين مسير اتفاقاتي افتاد اينكه بچه هاي انجمن اسلامي هم آن كارها را كردند يا نه بماند. فرض مي كنيم تعدادي اسرائيلي آمدند در ميان آن جمعيت و از كشاورز تا كوي به صورت تدريجي بر شدت تخريب و هتاكي هاي خود افزودند و همان طور كه جناب "عباس" هم نوشتند كارهايي كردند كه نبايد. خوب دكتر گفته اين 2-3 هزار نفر اندازه جمعيت يك شعبه هم نيست. مثل اراذلي كه گهگاه بعد از مسابقات فوتبال تخريب مي كنند نابهنجار. خوب من كه مي دانم شما مدافع اين حركات نيستيد چه در 23 خرداد چه در هر مسابقه فوتبالي. خودتان كه مي گوييد حساب ما از آن خرابكاران 23 خرداد جداست. خوب احمدي نژاد هم كه همان چند هزار نفر خرابكار 23 خرداد را به تخريب كردن در بعد از مسابقات فوتبال (در مصاحبه با خبرنگاران) تشبيه كرد. آن وقت شما نوشته ايد كه 25 خرداد جمعيت ميليوني آمد تا بگويد ما 4 نفر نيستيم بلكه چند ميليون هستيم در كتايه به عبارت دكتر. خوب با يك حساب دو دو تا شما داريد مي گوييد كه آن جمعيت آمده تا بگويد خرابكاران چندهزار نفر نيستند بلكه چند ميليون نفر هستند. در واقع شما يك سوال به سوال من اضافه كرديد: دكتر كجاي سخنش گفته كه فقط همان چندهزار نفر خرابكار حامي مهندس هستند كه فردايش چند ميليون نفر بگويند خير چند هزار نبوده بلكه چند ميليون بوده؟

به طور خلاصه تكرار مي كنم كه از كنار هم گذاشتن اين دو سخنراني در 24 خرداد به صورت شفاف و روشن دكتر ملت ايران را در قالب دو دسته تقسيم نمود كه همان دو طيف هواداران يك تيم هستند كه طبيعتاً هميشه يك طيف برنده مي شود و يك طيف برنده نمي شود. به علاوه گروهي چندهزار نفري كه همان خس و خاشاك هستند و در مثال فوتبال هم همان هايي هستند كه اهل تخريب و ناامني مي باشند. تعبير برنده و بازنده در انتخابات و تشبيه آن به مسابقات را زياد شنيده ام و به نظرم امر بديهي مي آيد منتها آرشيوي ندارم تا براي شما نمونه بياورم. به هر حال همه در اين اجتماع زندگي مي كنيم و كساني كه اين مطالب را مي خوانند نزد حافظه خودشان مي توانند صدق و كذب اين گفته را بكاوند.

پنجم: طرف سوال من از بهربرداري از آن عبارت مهندس بود و نه مردم. شما اشاره كرديد كه مهندس در بيانيه هاي اولش استفاده نكرده من وارد بحثش نشدم (كه اين بار مي شوم) و پرسيدم طبق فرمايش شما در همان بيانيه 16 هم كه آورده از كجا آورده؟ شما نوشتيد كه در همان بيانيه 16 هم اگر آورده مثل همان آوردن اين جمله است كه احمد توكلي آورده. براي توضيح خدمت دوستان ديگر بگويم مجدداً كه من گفتم كساني مثل توكلي و كلهر و سايرين وقتي گفته اند كه 14 ميليون خس و خاشاك نيستند از اين جهت گفتنه اند كه جريان رسانه اي سبز سواستاده هاي تبليغاتي خود را از اين ماجرا مانند ندا و توسلي و ايماني و ترانه و پورآقايي و بروشور هزار فاميل احمدي نژاد و صندوق هاي دوطبقه و درآمد 300 ميلياردي دولت نهم از نفت و خليج عربي و دول عربي و ضريب فلاكت و مراجع آماري صهيونيستي و ... برده بود و توكلي و كلهر و امثالهم مي گفتند كه كسي 14 ميليون را خس و خاشاك خطاب نكرده زيرا بيان دكتر صريح و شفاف موجود است و بارها هم پخش شد. اما شما زيركانه (براي فرار يا طفره يا مطايبه يا فراموشي يا كسالت يا براي دق دادن من فلك زده) همين سوال اصلاح شده مرا هم به همين استدلال منتسب مي كنيد و مي گوييد در همان بيانيه 16 هم مهندس مثل توكلي نگفته كه دكتر 14 ميليون را خس و خاشاك خطاب كرده. اما شما غافل از اين هستيد كه ادبيات كلام توكلي و كلهر و سايرين با ادبيات همان پاراگرافي كه از مهندس آورديد مطلقاً متفاوت است و من مطمئنم كه يك ذهن منصف به درستي برداشت مي كند:
مهندس: «داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریباً هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند».

برادر عزيز اين جمله مهندس كه كاملاً نمايان است. بنده خدا نوشته «به قول امروزي ها خس و خاشاكي بيش نيستند». خوب ما كه دو كلاس ادبيات خوانديم بالاخره خير سرمان. اين ضمير سوم شخص چمع متصل فعل "نيستند" به چه كساني بر مي گردد؟ شما قبل و بعد اين فعل را بخوانيد صحبت از چه كسانيست كه امروزي ها آنها را خس و خاشاك مي نامند؟ اين ضمير اشاره جمع انساني "ها" در "امروزي ها" به چه كساني بر مي گردد كه كسان ديگري را خس و خاشاك ناميدند؟

به طور خلاصه اينكه كلام توكلي و كلهر و مانند آنها نفي گرايانه بود بدين معني كه انتساب اين عبارت به 14 ميليون را از طرف دكتر منتفي مي دانستند؛ اما كلام مهندس اثبات گرايانه بود زيرا مشخصاً گفته كه امروزي ها (يعني دكتر) آنها (يعني جنبش سبز) را خس و خاشاك مي دانستند.

خوب اگر براي شما روشن شد كه در همين بيانيه 16 هم مهندس تمام جنبش را مخاطب دكتر مي دانسته است بفرماييد كه مهندس از كجا آورده كه دكتر تمام جنبش را خس و خاشاك ناميده؟ آيا از مردم گرفته است؟ اگر مردم مي گفتند متكي باجناق دكتر است باز هم مهندس در بيانيه اش مي نوشت كه متكي باجناق دكتر است و شما باز هم مي گفتيد اين به خود مردم ارتباط دارد كه گفته اند متكي باجناق دكتر است و مهندس هم از مردم دريافت كرده است؟ اگر قرار است مهندس هر چه مردم بگويند را بيانيه كند خوب بيايد و شعارهاي مردم 9 دي و 22 بهمن را هم بيانيه كند اگر آنها را هم از مردم مي داند.

ششم: بحث ديگري با شما دارم. آيا مهندس تا قبل از 16 آذر قائل بر اين نبوده كه امروزي ها آنها را خس و خاشاك ناميده اند؟ آيا او بعد از 5 ماه آن سخنراني را شنيده و اينگونه استنباط كرده كه دكتر جنبش سبز را مخاطب قرار داده؟ يعني شما توقع داريد كه ما باور كنيم مهندس در هيچ مصاحبه و سخنراني ديگري چه در محافل خصوصي ستادهاي هماهنگي چه در نزد مشاورين و برنامه ريزان اجرايي و تشكيلاتي چه در طراحي هاي مربوط به استراتژي رسانه اي جنبش سبز به هيچ عنوان چه خودش و چه مشاورين اصليش روي اين عبارت مانور نداده اند تا بيانيه 16؟ خوب اينكه با ذكاوت و هوشمندي و سياستمداري مهندس در تناقض قرار مي گيرد. يعني من و شماي نوعي به عنوان يك سرباز صفر سياسي و بدون تجربه و سياست همان روز اول فهميديم كه از اين عبارت به نغع خودمان استفاده هوشمندانه بكنيم اما اين فكر به ذهن مهندس و يارانش خطور نكرده باشد؟ يعني نظر شما اين است كه مهندس و يارانش از 24 خرداد تا 16 آذر هيچ برنامه طراحي شده رسانه اي براي بهربرداري از خس و خاشاك نداشتند؟ هيچ برنامه اي براي بهربرداري از عواطف عامه مردم نداشتند؟ بعيد مي دانم چنين بينديشيد.

هفتم: اتفاقاً طراحي هاي رسانه اي از همان 24 خرداد شروع شد. كار تشكيلاتي و تبليغاتي و همان چيزي كه شما بهربرداري هوشمندانه ناميديد و يا بهربرداري از عواطف مردم و گفتيد كه "اگر چه شايد هم مي دانستند كه مخاطب آن جمله نبودند" شروع شد. بله پلاكارد و تراكت و پوستر كار تشكيلاتي مي خواهد چه در 9 دي چه در 25 خرداد. من سراغ ندارم كه گفته باشم براي 9 دي و 22 بهمن و 24 خرداد كار تشكيلاتي نشده خير شده. اصلاً بدون كار تشكيلاتي كه نمي توان يك حركت يا جنبش را اداره كرد. صحبت من اين بود كه جهت دهي اين ستادهاي تشكيلاتي در بحث خس و خاشاك طور ديگري بود و شما زيركانه از اين سوال من هم گذشتيد. من گفتم كه بهربرداري هاي سياسي از آن عبارت كه قطعاً ماكياوليستي بوده از طرف شبكه رسانه اي سبز به بدنه مردم منتقل شد. و الا من دانشجوي ساده هيچ وقت هزينه تهيه پلاكارد چند متري با عنوان حماسه خس و خاشاك را ندارم و توان توزيع و تكثير پوستر و تراكت هم ندارم. و گفتم كه بدنه 14 ميليون طبيعتاً نسبت به شبهه پراكني ها حساس و ملتهب بود و وقتي يك جريان رسانه اي كه مورد اعتماد آنها باشد و بيايد اين سوءاستفاده را بكند خوب آنها هم بنا بر اعتمادي كه به آن جريان رسانه اي دارند مي پذيرند و گفتم مثل توسلي و پورآقايي منتها شما وارد موضوع نشديد.

هشتم: بله ما در يك معنا به عنوان دو جريان فكري در مقابل هم هستيم در حوزه انديشه و نه در ميدان قتل و خونريزي. در اين ميدان هم هر طرف خود را محق مي داند و به نفع خود برداشت مي كند اما واقعيت يك چيز است حق هم يك چيز است. اگر ما در دو طرف متفاوت ايستاده ايم و نسبت به يك موضوع واحد دو ديدگاه متضاد داريم قطعاً (از يك لحاظ) يك طرف اشتباه مي كند. اين بحث پيچيده است و براي اينكه شبهه ايجاد نكند من آن را انتزاعي نمي كنم و با مثال مي گويم. مي گويم كه واقعيت يك چيز است: يا دكتر به 14 ميليون نفر گفته خس و خاشاك يا نگفته. امكان ندارد كه هم گفته باشد هم نگفته باشد. خوب در اين شرايط وقتي يك طيف مي گويند گفته و يك طيف مي گويند نگفته پس قطعاً يك طيف اشتباه مي كند به هر دليلي. اين دليل مي تواند جريان رسانه باشد مي تواند بهربرداري هوشمندانه باشد مي تواند بهربرداري از عواطف پاك مردم باشد يا مي تواند سوءاستفاده باشد كه از نظر من همه اينها يك مفهوم بيشتر ندارند. مي گويم كه به سند عقل و منطق و سواد و ادبيات و زبان فارسي مخاطب دکتر از خس و خاشاك و همين طور 2 – 3 هزار نفر تخريب گر در مسابقات فوتبال همان خرابكاران 23 خرداد بودند پس اگر شما دليلي از عقل و منطق و سواد و ادبيات و زبان فارسي در رد گفته من نياوريد يعني اينكه مهندس اشتباه برداشت كرده كه در بيانيه 16 گفته دكتر جنبش را خس و خاشاك مي داند. خوب اسم اين كار در نزد هر ذهن آزادي سوءاستفاده است چه طرفدرارن مهندس چه دكتر. رذالت اخلاقي نزد همه بد است چه نزد كسي كه مرتكب آن مي شود چه كسي كه مرتكب نمي شود. دروغگويي نزد همه بد است چه آن كس كه دروغ مي گويد چه آن كس كه دروغ نمي گويد. كسي كه دروغ مي گويد به پليدي كار خود واقف است. او در همان حالي كه دروغ مي گويد مي داند كه دارد دروغ مي گويد اما بر اساس منافعي كه دارد وجدان و فطرت خود را لگدمال مي كند و دروغش را مي گويد. كسي كه قصد سوءاستفاده تبليغاتي دارد به سوءاستفاده خود (طبق تعبير شما اگرچه شايد مي دانستند ...) واقف است اما به دليل آنكه قصد دارد به اهداف ديگر خود برسد از آن سوءاستفاده هم ابايي نمي كند.

نهم: بحث هاي پراكنده زيادند. من در كامنتهاي صفحه قبل هم مسائل بسیاری به جز خس و خاشاك را اشاره كردم كه تمام آنها بي پاسخ مانده. مطالبي هم كه شما در مورد سيما و كيهان و هر چيز ديگري داريد هم موجود است و قابل بحث. من هم بارها تأكيد كردم كه بحث خس و خاشاك را دوستان روشن كنند تا برويم سراغ مسائل ديگر. اگر به ساير مطالب شما نمي پردازم از اين جهت است كه پراكنده نشويم و احتمالاً شما هم از همين جهت به مطالب ديگر من به جز خس و خاشاك به صورت مباحثه اي نپرداختید. سلامتی شما و همه کسانی که دعا و آرزویی دارند دعای ماست.

اميرحسام ذوالعلي و حسين غلام كبيري و خسروي و سلماني و ... اگر چه بنگاه رسانه اي صهيونيست ها را در اختيار نداشتند، اگر چه عكس هاي آنچناني نداشتند تا در كنگره امريكا به عالميان نمايش داده شود اما آنها نزد ما جاودانه شدند. آنها همان راست قامتان دفاع مقدس بودند كه همچنان در زمره جاودانگان تاريخ خواهند ماند.

عباس
دوشنبه 23 فروردین1389 ساعت: 17:37

سلام
ضمن تشکر از برادر رزمنده ام آقا مهدی به جناب سبز عرض می کنم که بالاخره پذیرفتی که دکتر منظورش کل جمعیت نبوده ولی باز هم به جاده خاکی زدی. گفتم که روز 23 خرداد قبل از اعلام نتایج حرامیان وحشی در چندین جا از جمله خیابان ما تعداد زیادی بانک و اماکن شخصی و سطل آشغال را آتش زده و مغازه های مردم از جمله مغازه لباس فروشی روبروی ما را غارت کردند. منظور دکتر اینها بود ولی سران فتنه سبز که خود را از دروغ مبرا دانسته و دیگران را دروغگو خطاب می کردند با توسل به این دروغ بزرگ در واقع پیراهن عثمانی برای ادامه مراحل کودتای مخملی خود تهیه دیدند . در ثانی فعالیت برای کار درست و در راه خدا چه تشکیلاتی و چه فردی ممدوح و پسندیده است ولی برای کودتای مخملی و خیانت به کشور و پیروی از شیطان چه تشکیلاتی و چه فردی مذموم و مردود و مفسده انگیز است. پس لطفاً مغالطه نکنید. پیراهن عثمان هم یعنی دروغ بزرگی را بر سر نیزه کردن و با توسل به آن مفسده و خیانت و جنایت کردن است؛ ولی پاره کردن عکس امام و جنایات روز عاشورا حقایق تلخی بود که سیمای جمهوری اسلامی برای شناخت بیشتر فتنه سبز نشان داد. شما به جای محکوم کردن عامل جنایت می آیید سیمای جمهوری اسلامی را محکوم می کنید که چرا نشان داد؟ این نه پیراهن عثمان بلکه واقعیت مشمئز کننده فتنه سبز بود. جنگ رسانه ای این است که رسانه های شیاطین نحوه عملیات کودتای مخملی و شعارهای آن را به سران فتنه سبز دیکته کرده و آن مزدوران نیز آن دستوران را نعل به نعل توسط همان تشکیلاتی که خودت ذکر کردی اجرا کردند؛ ولی شما آنرا تکذیب می کنی! آیا حمله به نمازگزاران ظهر عاشورا حین نماز، شادی غلبه مردم به نیروی انتظامی بود؟ کتک زدن روحانی به جرم روحانی بودن در اتوبوس شرکت واحد جلوی فرزند خردسالش و انظار مردم و اعمال منافی عفت جهت لجبازی با آن روحانی در اتوبوس هم شادی غلبه مردم به نیروی انتظامی بود؟ پاره کردن و آتش زدن پرچم های حسینی (ع) و زهرایی (س) چطور؟ عریان کردن سرباز نیروی انتظامی در انظار عمومی چطور؟ البته این جنایات بیشرمانه بسیار است و اینها نمونه ای از آن جنایت هاست که ذکر شد؛ لذا اینقدر چشم خود را بر واقعیات نبندید. هر چند مردم رشید و بصیر ایران آن جنایات را دید و به خاطر همین قیام کرده و فتنه سبز را خفه و نابود کرد. مراسم روز 24 خرداد در واقع جشن میلاد بانوی دو عالم خانم فاطمه زهرا (س) و همچنین ضمن آن پیروزی با شکوه مردم در حماسه بی نظیر انتخابات به دعوت رئیس جمهور بود آیا به نظر شما رئیس جمهور باید از خودش مجوز تظاهرات می گرفت؟ و آیا صدا و سیما این تظاهرات رسمی و قانونی را نباید نشان می داد؟ البته شما چون احتمالاً چشم و گوشتان از طریق رسانه های روباه پیر و شیطان بزرگ می بیند و می شنود نمی دانستید ولی ملت ایران که رسانه خودشان را می بینند می دانستند رئیس جمهور خودش دعوت کرده و خودش هم سخنرانی می کند. ولی تظاهرات 25 خرداد بدون مجوز و غیر قانونی بوده و نهایت به آن جنایت ها که نمونه اش شهادت فجیع آن مادر و دختر در مهد کودک بود ختم شد. شما که جنگ رسانه ای را قبول دارید بدانید رسانه های شیاطین برای رسیدن به مطامع شیطانی و مظلوم نمایی افرادی مثل ندا را قربانی کرده و خود برای آنها صاحب عزا شده و عزاداری می کنند ولی صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم با تمام کاستی هایش بیکار ننشسته و ترفندهای شیطانی آنها را افشا و رسوا می کند. شما به جای صدا وسیما باید شاکی رسانه های شیاطین باشی که جنایت ها را مرتکب شده و خود را به جای صاحب عزا جا می زنند. بصیرت. بصیرت. بصیرت. به امید ظهور هر چه سریعتر امید مستضعفان و نابود کننده ستمگران و برپاکننده قسط و عدل امام مهدی (عج).
یاعلی

شیطونک
سه شنبه 24 فروردین1389 ساعت: 23:13

مستر ابراهیمی من از 3.4 ماه پیش تا حالا تو این وبلاگ هستم و گلبرگ هم میدونه من اهل مباحثه نیستم چون وقتشو ندارم هرچند گاهی میام یه چیزی می گفتم این عباس قاطی می کرد بهم بد بیراه می گفت ... منم کلی گشتم حرف خزعلی رو پیدا کردم فکر کنم یاس هم واسه این حرف رو آورد که نیایش تفسیر از المیزان آورده بود. پسر خوب اگه ما می خواستیم انقلاب کنیم دیگه نمی آمدیم با تو صحبت کنیم بلکه می زدیم تو سرت ... انقلاب یعنی تحول اساسی و گسترده اجتماعی. فرهنگی. سیاسی. اقتصادی که کلی دردسر و مشکلات زیادی داره تجربه اش هم همین انقلاب اسلامی! یادمه سعید اولین بار اینو گفت که انقلاب از زیر دستان آسیب دیده. در مورد کشته ها حتی فرض بر احتمال می شود میانگین. چون انقلاب سال های اول فعالیت های آشکار نداشت که اینهمه کشته بده. میانگین را که می فهمید نه میگم گلبرگ قضیه چیه خودتان میگید و خودتان هم نتیجه گیری می کنید اصلاً ولش. آزادیه دیگه اینم وبلاگ خودتونه خوش باشید.

مهدی ابراهیمی
چهارشنبه 25 فروردین1389 ساعت: 21:55

رزمنده سلام
ما خودمان می دانیم که از جانب ژستهای دروغین روشنفکری از طرف جنبش بی سر سبز کلاً سر کار هستیم و از این جنبش بی سر (به قول مطهری) حساب و منطق در نمی آید. اما با این حال 40 تا 40 تا کامنت می زنیم و بر اساس حساب و منطق سوال می کنیم تا اگر احیاناَ از آن 13 میلیون 22 خرداد هنوز هم افرادی از اهل حساب و منطق مانده اند که به دیکتاتور بودن مهندس باور ندارند خودشان از خودشان بپرسند که پاسخ سوال اینها چیست. برای ما مهم نیست که از خانه تیمی بیایند و بی نتیجه بروند برای ما مهم نیست که یاس و مارال و سبز بیایند و بی نتیجه بروند و دوباره بیایند و بی نتیجه بروند. برای ما مهم نیست که شما حوصله بحث دارید یا ندارید. برای ما مهم نیست که شما حتی آنقدر قدرت داشته باشید که در افکار عمومی خودتان القا کنید که هیچ تفکری به جز سبز اهل منطق نیست. اشکالی ندارد شما هر طوری که دوست دارید نزد خودتان القا کنید و تبلیغ کنید. برای ما یک چیز فقط مهم است. بر مبنای اینکه شما پاسخ سوال های ما را ندارید حتی سوالی به راحتی سوال خس و خاشاک بر همین مبنا برای ما فقط یک چیز مهم است و آن این است که هم ما و هم شما نزد وجدان خودمان می دانیم که شما پاسخ سوال ما را ندارید. حتی اگر در فضای بیرون از وجدان خود القا کنید که این طور نیست. برای ما این مهم است که وقتی شما بعد از تمام مشغله های روزمره شب هنگام وقتی در رخت خواب خود آماده خوابیدن می شوید وقتی یاد خس و خاشاک بیفتید بی درنگ در وجدان بیدار خودتان یاد این هم خواهید افتاد که خس و خاشاک هیچ توجیه منطقی نداشت و شما و تمام مردم پاک ما دستمایه و نردبانی برای رسانه های ماکیاولیست و شخص مهندس شدند. برای ما همین کافیست مگر آنکه یک شیرزن و شیرمردی از شما پیدا شود تا موضوع خس و خاشاک را از وجدانتان پاک کند اینکه شیرمرد یا شیرزنی از میان شما پیدا شود تا قانون ستیزی مهندس را از وجدانتان پاک کند پیشکش.

اینجا نه از باتوم خبری هست نه از حبس و زندان و کهریزک و نه از اخراج از دانشگاه و اداره و یا هر چیز دیگر. یک سوال بر حسب حساب و ادب پرسیدیم و اگر کسی هست که بر حسب حساب و ادب پاسخی بدهد خوب همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم. کافیست پاسخهایتان کمی مودبانه و عاری از الفاظ رکیک و زننده باشد تا تأیید شود و وقتی که تأیید شد کسی هم با شما کاری نخواهد داشت تا بیم باتوم و زندان داشته باشید. اگر معتقدید که ما از منطق شما بیمناکیم خوب از منطقتان ذره ای استفاده کنید و پاسخ ما را بفرستید.

اگر منظور شما از قضیه علامه همین بود که این بالا نوشتید که خوب من این مسائل را برای شما در کامنتهای صفحه پیش بیان کردم. گفتم که اگر اسلام شهید انقلاب است پس امام قاتل اسلام است. مهدی خزعلی یا علامه ننوشته اند که خیر امام قاتل نبوده. شما از خودتان تحریف می کنید. جمله کاملاً مشخص است اگر اسلام شهید انقلاب بوده پس کسی که بانی انقلاب بوده متهم ردیف اول است. شما تکلیف خودتان را با امام روشن کنید تا بعد. لطفاً کلام علامه را هم تفسیر به رأی نکنید تا مثلاً بگویید منظور علامه امام نبوده بلکه زیردستان بوده اند. اگر مهدی خزعلی جایی هم گفته که علامه این حرف را زده که زیر دستان امام مسئول بودند، خوب آن حرف مهدی خزعلی را بیاورید و الا این جمله ای که مهدی خزعلی یا بنی صدر ادعا می کنند علامه گفته، مشخصاً امام را متهم می کند؛ مگر اینکه شما بخواهید هر طوری که دوست دارید بیندیشید. خوب در این صورت حساب و منطق نزد شما یک مفهوم زائد خواهد داشت و همان طور که مهندستان نشان داد فقط قائل به دیکتاتوری و قانون هستید از نوع جنگل. خوب همانطور که می دانید در قانون جنگل حلوا خیر نمی کنند. در قانون جنگل صحبت از خین و خین ریزیست. انتخاب با خودتان است. یا اهل حساب و منطق شوید یا به قصد کودتا یا انقلاب یا هرچیز دیگر به جان حکومت بیفتید تا ببینیم قدرت به چه کسی خواهد رسید. اصلاً علامه را هم به نظر من فراموش کنید. همین خس و خاشاک را توضیح بدهید از سر ما زیاد است.
سبز باشید و سرفراز

سبز
شنبه 28 فروردین1389 ساعت: 13:11

با سلامی سبز. خانم گلبرگ عزیز چرا دارید نظرات شخصی من را به کل جنبش سبز نسبت  می دهید؟ خواهش می کنم امانت دار کلام من باشید .بارها نوشته ام اینها نظرات شخصی من است. چرا در پاسخ به دیگران می گویید شما قبول کردید که استفاده شده؟ به جز من چه کسی به این مورد اشاره کرده؟ آیا سخنان من توسط دوستان سبزم مورد تأیید قرار گرفته؟ آنها نظرات من بود. گفتم برداشت از خس و خاشاک دو قسمت داشت.

1) مردمی مثل من که آن زا به خود گرفتند درست یا غلط.
2)سیاست مدارانی که کارشان سیاست است و از این برداشت مردم نتیجه این چنینی گرفتند مثل سیاستمداران طرف شما.

گفتم این قسمت دیگر بازی سیاسی است و باز هم می گویم که باید هوشمندانه باشد. پروپاگاندا فقط باید از طرف شما و صدا سیمای شما باشد؟ من در مورد حق بودن یا نبودن سخن نگفتم. با یک دید بی طرفی نظراتم را گفتم. نمی دانید در این چند کامنت اخیر جملات شما چقدر من را ناراحت کرد. من کاملاً صادقانه نظراتم را گفتم اما شما به طرز بسیار بدی دارید از این جملات بهره برداری می کنید. نوشته اید: «ضایعگی گروهک سبز را خود اذعان کردید گفتید استفاده هوشمندانه»! در عجبم از این منطق و این دین شما. ما ضایع نیستیم. جزء یک خانه تیمی هم نیستیم. خانه ما ایران است. دم از منطق می زنید و ... متأسفم. نیازی نیست به من بگویید حق ندارم دیگر به این وبلاگ بیایم چون دیگر نمی آیم.
در مقامات طريقت هر كجا كرديم سير عافيت را با نظربازى فراق افتاده بود
حافظ آن ساعت كه اين نظم پريشان مى نوشت طاير فكرش بدام اشتياق افتاده بود
یا هو

مهدی ابراهیمی
شنبه 28 فروردین1389 ساعت: 13:13

ازین پس هر وقت با کلماتی شبیه به "گلبرگ" یا "عباس" یا "نیایش" یا "مهدی ابراهیمی" یا "رزمنده" یا "رزمنده سلام" یا "ماکیاول" یا "مهندس" یا "خس و خاشاک" یا "ملانصرالدین" یا سه شکلک گل که زیر هم فرستاده شده باشند برخورد کنید همواره یاد داستان بی پاسخ خس و خاشاک خواهید افتاد. همواره یاد این خواهید افتاد که یا به دستمایه شدن علاقمندید یا به دستمایه نمودن. همواره در فطرت های پاکتان یاد این خواهید افتاد که برای رسیدن به اهدافتان هر وسیله ای را سوار می شوید حتی اگر افترا باشد حتی اگر تهمت به رئیس جمهور و هر مقام دیگری باشد. همواره یاد این خواهید افتاد که شما یا ماکیاولیستید یا ماکیاولیست ها را دوست دارید. همواره یاد اینها خواهید افتاد و همواره یاد این هم بیفتید که فطرت پاک و وجدان بیدار در نهاد تمام انسانها وجود دارد اما فعال بودن آن بستگی مستقیمی به توجه نمودن به هشدارهای آن دارد. هر چقدر هشدارهایش را بیشتر نادیده بگیرید ضعیفتر می شود و به احتضار می افتد و وقتی که به احتضار افتاد شیطان دستی بر سر و روی انسان می کشد و از شیطانی شدن انسان خیالش آسوده خواهد شد. برای کسانی که با وجود هزاران سند مکتوب و غیر مکتوب به برکت تکنولوژی های قرن 21 و صوت و تصویر و عصر دی وی دی و چندین دلیل منطقی و عقلانی هنوز مسئله خس و خاشاک حل نشده هرگز نمی توان اسناد و مدارک و شان نزول ها و تطبیق های تاریخی و از این دست موارد را در مورد آیات و روایات شرح داد. آخر برای کسی که با این همه تکنولوژی و سند و منطق و عقلانیت هنوز تفسیری از مسئله خس و خاشاک که برای همین امروز است و همه دوره آن را درک کرده اند ندارد چطور می توان از تفسیر و تاویل آیات و روایاتی که برای قرنها پیش است سخن گفت؟
خدا پدر و مادر ملانصرالدین را بیامرزد.

گلبرگ مغرور - جواب به سبز
شنبه 28 فروردین1389 ساعت: 20:18

سلام بر جناب سبز
شما بارها گفتید و بنده بارها در جواب شما این را گفته بودم و گفته ام که نظر شخصی را بی خیال نظرات جنبشتان را بگویید. ما اینجا نیستیم تا نظر شخصی خود را بیان کنیم. اگر به نظر شخصی است که بنده خدا اسم سبز را بردارید و چیزی دیگری بگذارید و خودتان بشوید یکی از سران آن. می خواهم بگویم نظر شخصی اصلاً و اصلاً برای ما مطرح نیست. شما نماینده جنبشتانید. من اگر بخواهم نظر شخصی هر کسی را بشنوم که هر کسی نظری دارد. شما نتوانستید ثابت کنید خس و خاشاک به ملت گفته شده حرف از بازنده فوتبال زدید و چه و چه و چه و آخر هم با همان حرف های قبلی دکتر باز هم نتوانستید مقابل برادرم حرفی بزنید و دفاعی کنید. گر چه مخاطب خس و خاشاک در همان روز کاملاً مشخص بود این بماند .
مورد دیگر اگر دوستان جنابعالی از گفتن چنین حرفی از شما ناراحت شده بودند می گفتند.  به هر حال دوستان قطعاً مورد تأییدشان است که حرفی نزدند. بهره برداری از جملات شما؟! آن هم من؟ برادر من! من دقیقاً حرف شما را زدم. حتی قبلا ًهم که می گفتم سوءاستفاده دیگر نگفتم و همان استفاده هوشمندانه را آوردم. حرف شما بود. من از خودم حرفی نزدم. استفاده ای هم از حرف شما نکردم. دقیقاً در موردی که بیان کرده بودید من هم در همان مورد حرف شما را زدم. چه بسا دوستان دیگری که راجع به مسائلی دیگر صحبت می کنند. حرف شما برای من به عنوان نظر شخصی نیست. وقتی شما بگویید استفاده هوشمندانه یعنی خودتان هم قبول کردید که سران فتنه تنها با یک بی آبروئی از حرفی که کاملاً مخاطبش معلوم بود استفاده کردند. بنده هرگز نمی گویم شما به این وبلاگ نیایید. اما شما خود مختارید باز هم بیاید یا نه.
حق نگهدار

مهدی ابراهیمی
شنبه 28 فروردین1389 ساعت: 20:31

رزمنده سلام
برادر یا خواهر سبزم سلام. اینکه این شرط صادقانه عمل کردن شما بوده یا نه که بحث را نیمه تمام رها کنید و بروید به خودتان ارتباط دارد. من هر دو مورد احتمالی شما را در چندین کامنت آخر توضیح دادم و سوالاتی پرسیدم اما ظاهراً به دلیل کسالت توجهی ننمودید. خوب وقتی به دلایل منطقی ما توجهی نمی نمایید ما هم می گوییم چطور شما و همفکرانتان اجازه دارید از کلام دیگران بهربرداری هوشمندانه بکنید اما ما اجازه نداریم از کلام شما بهربرداری هوشمندانه کنیم؟ اگر بهربرداری هوشمندانه بد است، خوب برای مهندس هم بد است و اگر خوب است پس اجازه دهید ما هم بهربرداری هوشمندانه کنیم و بگوییم "شما پذیرفته اید که مهندس و سران فتنه از تعبیر خس و خاشاک به نفع خودشان سوءاستفاده تبلیغاتی کردند تا شما و امثال شما وجدان های پاکتان را دستمایه ای برای مطامع شیطانی آنها کنید". ما با اجازه شما این بهربرداری هوشمندانه را انجام می دهیم و می گوییم که شما این کلام ما را پذیرفته اید.

دوست گرامی شما پاسخگوی سوالات روشن ما نیستید و آخرین سوال که "مهندس از کجا خس و خاشاک را وارد بیانیه 16 کرد" بود را پاسخ ندادید و از بهربرداری ما گله می کنید؟ قبلاً هم گفتم دوستانی چون شما که تا کسی به آنها می گوید بالای چشمتان ابروست، زود قهر می کنند و می گویند دیگه اینجا نمیام اما بازم می آن، تفاوتی نمی کند آمدن یا نیامدنشان برای ما. نه پولی از آمدن شما نصیب ما می شود نه اعتباری و نه سوت و کفی که با نیامدنتان لغو شود. شما اگر مرد میدان منطق و دلیل هستید پاسخگو باشید. با روحیه های لطیف و پر از قهر و آشتی شما مملکت و جنبش نمی توان اداره کرد.

عباس
یکشنبه 29 فروردین1389 ساعت: 19:21

جناب سبز شما اسم خودتان را از جنبشتان گرفتید و آنوقت ادعای بی طرفی داری؟ تکرار می کنم شما هنوز به این سوال که علاوه بر برادر دلاور و عزیزم آقا مهدی سوال من نیز هست جواب ندادی که چرا دروغ بزرگی مثل خس و خاشاک را به رئیس جمهور و دوم شخص کشور نسبت دادید و با توسل به این دروغ بزرگ کشور را به هم ریخته و قصد کودتای مخملی داشتید؟ کما اینکه بعضی دوستانتان هنوز هم این قصد را دارند.

پایان مناظره وبلاگی ۳

مناظره وبلاگی ۲ بخش سوم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مناظره وبلاگی ۲

بخش سوم و پایانی

جناب "مارال"

سلام
برادر بزرگوار شرمنده از این که سرماخوردگی مانع شد تا بتوانم بحثم را ادامه بدهم. کمی انشاا... بهتر شوم خدمت می رسم. یاعلی
از این که اجازه فرمودید نظراتم را اینجا بگذارم ممنون. حتی اگر مسئله ای 100 بار تکرار شود و جواب قانع کننده ای نداشته باشید بازهم آن مسئله تکرار می شود. نمی دانم چرا فکر می کنید حرفهایتان باید همه را قانع کند؟ دلایل شما برای خودتان بسیار قانع کننده است اما برای من خیر. متأسفانه تیپ های شما تا یک حد خاص ظرفیت نقد و انتقاد و پذیرش آن را دارند و بعد از آن دیگر به تخریب روی می آورید و اموری که سالهاست انجام می دهید. من یه بحث جدید در مورد مسایل هسته ای و مسایل اقتصادی شروع می کنم اگر مایلید ادامه بدهیم چون در مسایل سیاسی بعید می دانم به جایی برسیم. (قابل توجه برادر بزرگوار مهدی) البته در خانواده ابتدا به ما سلام کردن را یاد دادند بعد مسایل دیگه. در مورد 10 بار گفتن های شما که باید بگم شما هزار بار هم حرفهایت را بگویی نه قانع کننده است نه مفید. شما هیچوقت نخواستید باور کنید که بعضی مسایل آنقدر بدیهی است که دفاع از آن ها نه تنها مفید نیست بلکه خنده دار است. شما دقیقاً مثل آدم آهنی هستید. یه نرم افزار خاص برای یه سخت افزار خاص برایتان تهیه شده که روی شما تعبیه شده. همین! جوابهایتان فقط توجیه بود. مدرک دلیل؟ کشته شدن دهها بسیجی! در مورد مشائی! در مورد هاشمی! هتک حرمت صانعی و دیگر فقها! کشتن مردم! و صدها مورد دیگر شما و طیفی که می خواهند به زور ملت را به بهشت رهنمود کنند و با چماق و گشت ارشاد و ... راهی به سوی بهشت بگشایند برای این جوانان عزیز تا رسیدن به طالبان افغانستان و وهابیون عزیز فقط چند گام کوچک فاصله دارید. آن را هم به سرعت طی می کنید چون الان همه دست به دست هم دادید ابر و باد و مه و ... 25 میلیون رأی!! و ... تا سریع این راهم طی کنید. در ضمن من بالاخره نفهمیدم شما به چی می گید تناقض؟!!!
سبز باشید

جناب "گلبرگ مغرور"

سلام. در مورد اینکه خانواده شما به شما سلام کردن را یاد داده اند خوشحالم. اما کاش در خانواده تان به شما آموزش می دادند مهم حرف زدن نیست مهم این است که اول تناقضات را برطرف کنی و بعد در جایگاه یک منتقد حرف بزنی. در اینکه من سلام نکردم شرمنده ام چون من هم داشتم کارم را انجام می دادم و هم جواب شما را می دادم. انشاالله که سر ما خوردگیتون برطرف شده؟؟؟ خیلی دوست دارم ببینم در مقابل سبب اقوا از مباشر است چه جوابی دارید بدهید. مارال خانم! شما خیلی راحت حرفهای دیگران را بی خیال می شید و به سراغ بحث بیهوده خود می روید من از شما سوالی پرسیدم. شما که اینقدر هدفتان برای خودتان با ارزشه چرا مرتب این را عنوان می کنید که ما باید شما را قانع کنیم خوب شما ما را قانع کنید. من که فکر می کنم اهداف اصلاحات اونقدر پوچ و توخالیه که فردی با این تعصب جنابعالی دنبال این است که قانع شود. نوشتید: "شما هیچ وقت نخواستید باور کنید که بعضی مسایل آنقدر بدیهی است که دفاع از آن ها نه تنها مفید نیست بلکه خنده دار است". خوب شما که به این باور رسیدید چرا جواب سوالات دیگران را اینجور دادید. یادتان که نرفته. به دوستان پیشنهاد می کنم بروید و جواب سوالاتی که مارال خانم برای من نوشته اند بخوانید و بعد دوباره این جمله ایشان را بخوانید. آن وقت است که به قول خود ایشان پی می برید خــــــــود گــــــــــــــویی و خــــــــــود خندی من خوشحالم از این جهت که خدا را شکر نظرات بنده و شما را همه می بینند. هر آدمی وقتی نظرات من و شما را بخواند دقیقاً متوجه خواهد شد که چه کسی توجیه می کند و چه کسی از سوالات در می رود و در مقابل سوال طرف مقابل به خاطر جوابی که ندارد سوال تازه می پرسد در اینکه من آدم آهنی هستم متشکرم چون شما هم مثل دوستان همفکرتان خوب بلدید شعارهاتان را به معرض نمایش بگذارید. براستی هم که ادب مرد به ز دولت اوست باز هم جای شکرش باقی است که خانواده تان فقط سلام را به شما آموزش داده اند. در مورد صانعی به شما حرف صانعی را زدم شما حتی به حرف خود این آقا هم اعتقاد ندارید. در مورد کشته شدن بسیجی ها دوست عزیزم با جدیدترین ورژن برای شما توضیح داد اما متأسفانه ... همونه. درخت گردگان با این بزرگی درخت خربزه الله اکبر. مدارک ما با سند برای شما و دوستانتان مشخص است حیف که بنده وقت ندارم تا تک تک را کپی کنم و دوباره در جواب شما بگذارم. در مورد هاشمی دوست بنده توضیح دادند. در مورد مشائی در قسمت نظرات قبلی هست رجوع کنید و این بار لطفاً بخوانید. در مورد گشت ارشاد و همه این برنامه ها دوست من توضیح دادند بحث شما بحث تکراری است. من از بحث تکراری بدم می آد. اما بد نیست به عقب بر گردیم. مارال خانم جواب سوالات منو یادتون هست چه اراجیفی سر هم کردید و تحویل بنده و دوستان دادید که من هر بار که در موردش صحبت کردم جنابعالی نادیده گرفتید؟ در مورد حرفی که از جناب صانعی به شما زدم یادتان هست چه جوابی دادید؟ خیلی هست من در حال حاضر حضور ذهن ندارم. اما دوستان مراجعه کنند و بخوانند و ببینند تناقض یعنی چه؟ آخرین ورژن تناقض شما هم همونیه که گفتید رهبر را قبول ندارید. اما در جایی برگشتید و گفتید "ولایت مدار نبودند" آخر هم ما نفهمیدیم چه فکری می کنید؟ یا از کفش پرانی به کروبی ناراحتید اما در مقابل جواب برادرم که گفتند کفش پرانی خوب است یا بد؟ جوابی نداشتید. صفار منظورمه. در آخر یک چیز هم بگم و اون اینه که من هرگــــــــــــز نخواستم شخصی مثل جنابعالی را قانع کنم. به چند دلیل:
اول اینکه کسی که با دو حرف من قانع بشه به هیچ دردی نمی خوره. جوابهای من فقط به دلایلی است که برادر گلم مطرح کردند وگرنه شما که گوشتان بسته است و دهانتان باز خنده داریتونم اینه که هر حرفی می زنیم می گید من که قانع نشدم. یعنی نگفته شما قانع نشدید. دوم ما به شخصی چون شما با این همه تناقض احتیاجی نداریم. شما اینقدر کورکورانه قبول کردید که در برابر سوالات دیگران جوابی ندارید و برای اینکه تنها جوابی بدهید یک چیز می گویید که تنها باعث شاد کردن دیگران می شوید. براستی که انسان را به خنده می اندازید.
سبز سفید قرمز باشید

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
بدیهی ترین نظری که اجمالا در مورد جناب "مارال" به ذهن می رسد: بی انصافیست. کسی که خود و طیف سیاسی - دنیایی مورد حمایت خود را مطلقاً بستاید و یا نقدی از آن را لااقل بر زبان و نوشته نیاورد نشان از 2 حالت بیشتر ندارد:
1- یا نسبت به مسائل اشراف علمی ندارد.
2- یا اینکه علی رغم حقیقت، حق را با کفر می پوشاند که کفر یعنی پوشاندن
شما می توانید حتی در مورد مسئله وجود یا عدم وجود آب در مریخ هم بحث کنید یا مثلاً در مورد درصد رشد عالم در ثانیه. اما بدانید "جرم بزرگ" اینها نبوده. اگر از هسته ای بگویید و وضع مردم ما هم از هسته ای می گوییم و وضع مردم. اما نه فقط در دولت 9 و 10 که در دولت 7 و 8 هم خواهیم رفت تا در دام بی انصافی که برخی اسیرش شده اند گرفتار نشویم. نکته های شما تماماً در کامنتهای قبلی پاسخ داده شده. شما سوال بی پاسخی نداشته اید اما این سوالهای ما بوده که شما پاسخی برایشان نداشتید. ما از سیاست های کارگزاران و سیستم حسن روحانی و توسعه سیاسی حرف زیاد داریم به شما توصیه می شود که جبهه های انتقاد خود را که بعضاً رنگ تعصب و بی انصافی به خود می گیرد را بی جهت وسعت ندهید. بهتر و عقلایی تر آن است که ابتدا در جبهه های قبلی به نتیجه برسید بعد چالش جدیدتری برای خود مهیا کنید. امریکا هم اشکالش همین بود. تکلیف اسرائیل روشن نشده بود رفت سراغ افغانستان آن دو تا حل نشده بود رفت سراغ عراق آن سه تا حل نشده بود رفت سراغ حزب الله.
سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

سلام
حداقل به خودت زحمت می دادی از خبرگزاری فارس کپی نمی کردی!!! دوست عزیز و گرامی: راهپیمایی فرمایشی و دولتی و غیر مردمی که همه چیزش حتی پلاکاردها و شعارهایش هم دولتی بود که دیگه در بوق و کرنا کردن نداره. بعد هم نمی دانم چرا دانش آموزان عزیز!! شرکت کننده شب را در ورزشگاه سعیدی و باشگاه افسران امام علی خوابیدند؟ بازهم از شهرستانها با اتوبوس نیرو آوردید. تحقیق کنید به نتیجه می رسید. این هم یه نمایش مضحک دیگر. ای کاش سری هم به میدان 7 تیر و خیابان کریمخان و خ حافظ می زدی جایی که اوباش چماقدار همیشه در صحنه! و برادران باتوم محور ارزشی بر سر ملت می کوبیدند. اما امروز فرق می کرد چون دوستانتان بارها و بارها فرار را برقرار ترجیح دادند و از دست مردم در رفتند. فیلمهایش موجود است بروید ببینید. کلی می خندید که برادران تا دندان مسلح از دست چند جوان دست خالی فرار می کنند. راستی رویتان نشد قسمت اول خبر خبرگزاری فارس را بنویسید؟ نوشته بود امروز از سبزها خبری نبود!!!!!! با اینکه از صبح مترو را بستید و همه جارا کنترل کردید اما این مردم همانهایی هستند که دیکتاتوری پهلوی را به زیر کشیدند با همه کبکبه و دبدبه اش آمدند و نشان دادند که هستند و خواهند ماند. سبز علوی!!! اصلاً رنگ سبز مال شما که زرد شده اید!! دوست عزیزم دیگر روزهای خوشتان گذشته باور کنید این مملکت اسلامی جای متحجران کوته بین و خرافه پرستان طالبان مسلک و افکار پوسیده متعلق به قرون وسطی و افراد متحجر و بینندگان هاله نور!!! و لاطائلاتی مثل این نیست. ملا محمد عمر و قومش کمتر از شما جنایت نکردند و سر نبریدند و شلاق بر پیکر نحیف زنان و مردان نزدند. اما حالا کجایند؟

جناب "گلبرگ مغرور"

سلام
شما بحث قبلیتو جواب بده نمی خواد وارد بحثای دیگه بشی. اینها از فارس کپی نشده بود منبعش ذکر شده. واست متأسفم فریب خورده. من واسه حرفات هیچ حرفی ندارم چون شما
1. فقط عاشق حرف زدنی اونم بدون مدرک. بهت یک پیشنهاد می کنم اونم اینه که دست از این خودگویی ها بر دار . سرماخوردگیت خوب شد؟؟؟؟ راستی اینها را کی یادت می ده عزیزم؟؟؟؟ ساخته ذهن خودته؟؟؟؟؟ تلویزیونتون اگر از حالت برعکس بیرون اومده اخبار را نگاهی بنداز تعدادتون را ببین.
2. اونقدر ناشی هستی که آدم خنده اش می گیره دوست عزیز دوستان تا دندان مسلح ما چرا باید از افراد بی سلاح فرار کنند؟؟؟ دلیلش را ذکر کنید واقعاً جای سوال داره و باید گفت اگر  تا دندان مسلحند چرا فرار می کنند؟ و اگر دوستان شما بی سلاحند باز چرا فرار می کنند؟؟ منتظر جوابهای قبل هستیم. دست از خود گوئی و خود خنده بردارید. بیش از این خود را مضحکه نکنید.

جناب "یه بسیجی"

وسلام نام خداست
سلام
دوست خوبم گلبرگ عزیز شما چرا پنجه های طلایی خودتو برای پاسخ گویی به صحبت های بدون مدرک برخی صرف می کنی؟ مارال خانم! حرف کیلویی کاری نداره! امیدوارم برای ادعاهات مدرک هم داشته باشی! شما که مدعی هستی باید مدرک رو کنی نه ما که مطمئنیم! آمار هفت تیرو کریم خانتون هم که آنقدر بهش می نازین در اومد خوش باشید دوست من. خیلی قشنگ آلت دست دشمنان شدینر وزی متوجه این موضوع خواهید شد که احتمالاً کمی دیره! براتون دعا می کنم که خدا زودتر چشمتون رو بر خیانتی که دارین می کنین باز کنه!
یا حق

جناب "مارال"

سلام
بالاخره سلام کردن رو یاد گرفتی. دوست عزیزم منبع اصلیش فارس بوده. نوشته اش رو نگاه کن کاملاً فاشیستیه!! آره سرماخوردگیم خوب شده دوست عزیزم!! به کوری چشم دشمنان. ولی مثل اینکه سر دردهای میگرنی شما از امروز شروع شده. نه؟!! دلت رو خوش کردی به تلویزیونتون که برای عشق تو هم که شده زیاد نشونتون بده؟! در ضمن از فردا صبح دیوارها رو با دقت بیشتر نگاه کن. چیزهای جدید می بینی. گفتم که دیشب باید اتوبوسهای دوستانت رو می دیدی که تظاهر کننده وارد می کردند!!!!!!!!! البته امشب برگشتند شهرشون!! تور یه روزه تهرون!! با ناهار و آتیش بازی پرچم. راستی دایی گرامیتون موتور جدید تحویل گرفتن به جای موتور سوختشون؟؟ باتوم عزیزشون رو که امروز همراه داشتند؟ باتوم مثل مهر و تسبیح و انگشتر عقیق برای دایی گرامی شما واجب شده دیگه!! برو بشین پای تلویزیون فیلمت رو ببین. آفرین بچه خوب.

جناب "گلبرگ مغرور"

سلام
بله خدا را شکر یاد گرفتم.
1. ادب مرد به ز دولت اوست.
2. البته که هر چیز ضد شما فاشیستی و  ... هست.
3. خدارا شکر گه حالتان خوب شده. نکنه احساس کردید فرد مهمی هستی که دشمن داشته باشید؟؟؟
4. حالا که حالتان خوب شده لطف کنید جواب دوست بنده را بدهید و تا وقتی جواب ندادید دیگر نظری نگذارید، چون من از آدمهای حراف خوشم نمی آد. چون فقط بیش از حد مضحکه می شوید شما که اونقدر کورکورانه و احمقانه یک چیزی را قبول می کنید که برای سوالات دیگران جوابی ندارید به جاست به جای فکر کردن در ذهن خود منابعی را بخوانید که حداقل برای سوالات دیگران جواب باشه. تلویزیون هم عشق ما نیست رسانه ملی است اما اینکه هر موقع حرفی بزند که به مذاق شما خوش بیاید. شما نگاه می کنید این جای فکر دارد دایی بنده موتور تحویل گرفتند یعنی خدا را شکر تا زمانی که بسیجیان هستند شما هیچید هیچ. این حرفاتونم تنها از حرصه وگرنه من سوالی از شما پرسیدم که شما باز هم به خاطر جوابی که واسش نداشتید اراجیفی سر هم کردید که به درد خودتان و دوستان همفکرتان می خورد. خوش باشید به همان سبز و حرص بخورید.

جناب "مارال"

سلام
من ثابت می کنم که دیشب دهها دستگاه اتوبوس از شهرستان برای تظاهرات امروز در استادیوم شهید سعیدی تظاهر کننده خالی کردند و شب را در آنجا خوابیدند. می توانید به اهالی محله واقع در اتوبان شهید محلاتی مراجعه کنید. شما از چی مطمئنی؟؟ می شه بگی؟ خوب آمار 7 تیر و کریمخان رو می تونی بگی؟ به نظرت چقدر بودند؟ سایت ایرنا گفته حداکثر هزار نفر!!! خوب دوست عزیزم برای هزار نفر تظاهرکننده شما چند مامور ویژه و لباس شخصی و بسیجی و سپاهی از اطراف و اکناف آوردید؟ حداقل ده هزار نفر نیرو داشتید. حتی برادران بسیجی حفاظت از سفارت کشور دوست روسیه بزرگ را هم به عهده داشتند. یعنی برای هر تظاهر کننده حداقل 10 نیرو گذاشته بودید؟!!!!!! کمی دست از بازی های کلامی بردارید. ماشالا اینترنت که دارید سری به یوتیوب بزنید چندتا فیلم امروز رو نگاه کنید بعد در مورد تعداد صحبت می کنیم (این سند و مدرک من به صورت زنده و شفاف بر اساس واقعیت نه بر اساس حدس و گمان). همچنین بنده دعا می کنم خداوند مهری را که بر دلهایتان زده بردارد.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما منتظر شما در پست "سخنرانی صفار" بودیم. فکر می کردیم آنفولانزا مانع از حضور شما بوده اما نگو وارد پست "13آبان روز استکبارستیزی" شدید. بدانید که شما تحت تعقیب هستید. به هر پستی که فرار کنید از سوالات منطقی ما، ما شما را تعقیب می کنیم البته نه با باتوم که با قلم. محاربان همفکر شما از باتوم های ما می گریزند و منتقدان همفکر شما (مثل شما) از قلم های ما. ما فرض می کنیم برای تمام کامتنهای قبلی در پست "سخنرانی صفار" پاسخی ندارید. چرا که اگر داشتید می نوشتید. و همین طور فرض می کنیم پاسخ نداشتن شما از 2 حال خارج نیست:
1 - سطح آگاهی شما نسبت به مسائل مطروحه پایین است و توان درک این سطح را ندارید.
2 - مسائل را به خوبی درک می کنید اما از روی غرض و بی انصافی ژورنالیسم گری بازی در می آورید.
علاوه بر فرض فوق ما فرض می کنیم که جمعیت رفرمیست قدس و 13 آبان نه 1000 نفر و نه 50000 نفر بوده اند و این ارقام ساخته فارس است. ما فرض می کنیم که 2000000یعنی دو میلیون نفر در روز قدس و همین تعداد در روز 13آبان سبز بودند تا خیال همه راحت شود. واقعاً برای من سوال است که چرا افرادی مثل جناب مارال در این شرایط می خواهند آمارشان را بالا ببرند؟ اگر من جای آنها بودم حتی همان 1000 نفر را هم نمی گفتم مثلاً می گفتم 20 نفر آمده اند. و الا اگر دو میلیون سبز معترض به وضع موجود در سطح کسانی که آمادگی آتش زدن بانک و اتوبوس را داشته باشند می داشتیم که باید تا امروز هفت هشت بار حکومت را زیرورو می کردند. هر چقدر آمار معارضان را بالا ببرید بی عرضگی آنها نمایان تر می شود. زیرا با آمار بالا هم از پس پلیس و بسیج آن هم 30% بسیج بر نمی آیند چه رسد به بسیج با تمام قوا و چه رسد به سپاه با 30%قوا. اما واقعیت:
واقعیت اینست که این خرده معارضان آتش افکن عموماً بورژواهایی هستند که عمدتاً دارای عقده های جنسی هم هستند و نظام حاکم را مانع از زندگی حیوانی یا به تعبیر مدرن مانع از زندگی به سبک آمریکایی می دانند. چون موسوی لیبرالیزاسیونش بیشتر بود تحت نام او آمدند اما نه او و نه هیچ فرد دیگری را در قالب این نظام نمی خواهند. آنها سبک خودشان را دارند. البته سبک زندگی شهروندان ایرانی به سند حقوق شهروندی برای ما محترم است ما آنها را مثل دکتر خاتمی در مقام ریاست جمهوری ولگرد خطاب نمی کنیم. اما سبک زندگی هر کس در خانه خودش برایش محترم است. در سطح جامعه مدتهاست که چیزی به نام قانون اختراع شده که اجازه نمی دهد هر کسی به هر سبکی در اجتماع زندگی کند. این معترضان سبز که به قول دوست عزیزمون تعدادشون خیلی خیلی زیاد بوده چطور نتوانستند از پس یه مشت دانش آموز اتوبوسی بر بیایند؟ لااقل باید سفارت روسیه را می گرفتند این حداقل توقع ما از آنها بود. وقتی نمی گیرند و بهانه آنها حضور بسیج و یگان در اطراف سفارت است یعنی اینکه فقط اهل حرفند و نه عمل. مگر اصلاحات خون نمی خواست؟ مگر به قول مارال تعداد معارضان خیلی بیشتر از ادعای فارس نبود؟ خوب یه کم جربزه نشان می دادند و با تعدادی کشته و مجروح سفارت روسیه را فتح می کردند. آیا مرگ بر روسیه معنی دیگری دارد؟ مگر منظور از مرگ چیز دیگری است؟ اگر سفارت را فتح می کردند هم اصلاحات خون می خواهد محقق می شد و هم آمار لیست کشته های سبز می توانست به 72 برسد.
با همه اینها سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز
{در این قسمت تعدادی از فحاشان و بی شرمان وارد میدان می شوند از خانه دانشجویی یا غیر دانشجویی و بخش هایی از مطالب بی شرمانه و رکیک آنها سانسور شده است}

جناب "جواد"

عیبی نداره روز قدس هم {سانسور} اولش این خبرگزاری فارس گفت فقط 500 نفر بودن بعدش اون سردار {سانسور} سپاه قاسمی سوتی داد که 2 میلیون نفر بودن. شاه هم اون موقع ها مثل الان شما هذیون زیاد می گفت. می تونی برای {سانسور} محمود (البته نه اون محمود {سانسور شد}). ما آخر جواب این سوالمون رو نگرفتیم که تقصیر ملت چیه که باید تاوان عقده آقاتون از خمینی که 8 سال تموم در حمایت از موسوی {سانسور} رو بدن؟

جناب "مصطفی"

شما گناهی ندارین. به هر حال جیره خور حکومت هستین. این مموتی هم برای همین که حق حساب اوباش جیره خور طرفدارشو بده داره {سانسور} که این هدفمندی یارانه ها رو خودش دستش بگیره.

جناب "مهدی"

یبی نداره آبجی، {سانسور} آرزو به دل از دنیا نمیری. اون موقع می شینی عوض اینکه شر و ور هایی که از ایرنا، رجانیوز و ... به خوردتون می دن رو کپی کنی {سانسور} به هر حال اسلام شما انجمن حجتیه ای ها تو همین چیزها خلاصه می شه.

جناب "کامبیز"

حالا دائیت کنار موتورشون حق و حساب ضرب و شتم و باقی جنایت و تجاوزشهاشون هم جدا گرفتند یا نه مموتی همشون را رو هم حساب کرده موتور مدل بالاتر داده بهش. بنده خدا این مموتی گناه داره. نمی دونه باید حق و حساب اربابهای روسی خودشو بده یا نوچه های داخلی رهبرو. یک ذره مراعات حالشو بکنین.

جناب "یاسر"

آخه بچه خوب تو که خوابیدی تو اصفهان ماهواره هم که حتماً ندارین قرآن و نهج البلاغه رو هم که ادعا می کنین بهشون ایمان دارین رو هم بخونی می گه فقط حرف یک نفر رو نشنو و کامل تحقیق کن تا به یقین برسی. از کجا فهمیدی که صدا و سیمای رژیم داره حقیقت رو کامل نشون می ده؟

جناب "علی"

به این آقا مهدی هم بگو عقده جنسی رو اون آخوندهای عمامه به سر دارن که 10 تا 10 صیغه می کنن یا اون سردار زارع پاک و نجیبتون که امام جماعت زنهای لخت شده بود. حالا خوبه که اکثر فاحشه های دنیا روس هستند که آقاتون و نوچه انتصاب شده اش احمدی نژاد {سانسور}

جناب "حسین"

اگه ما مثل مهدی و بقیه توله های رهبری از اون جنس بودیم که بانک آتش بزنیم، یا مردم رو لت و پار کنیم که اسممون جنبش سبز نبود. بهمون می گفتن نوچه های جیره خور خامنه ای. ما از همون اول متمدنانه و با سکوت اومدیم و خواهیم موند و همین سکوت ماست که {سانسور}  شبها از ترس ما کابوس می بینید صبح بلند می شید هذیون می گید. چاره اش وحشیگری و ضرب و شتم مردم نیست. مراجعه به کلینیک بیماران روانیه. شنیدم آقاتون کنار بیتش یکدونه وِیژه شو زده برای درمان خودش و مجتبی جونش.

جناب "محمد"

نگاه کن چقدر بی شرفید که حرف امام رو سر و تهشو می زنید تا نوکری کردن به روس ها رو یک جوری توجیه کنید. صحیفه امام رو اگر کامل بخونی توی 127 مورد علناً حرف از تقاله های شرق و غرب، وابستگان به شوروی و ... گفتند. این هم اون جمله ای که حرف اصلی امام بوده. (صحیفه امام، جلد 15، صفحه 30) :
"نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با امريكا هستيم. ما در جنگ با امريكا و تفاله‏هاى امريكا [هستيم‏]، اين تفاله‏هايى كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الآن هم هستند. بايد هر يك از اينها را شناسايى كنيد و به دادگاهها معرفى كنيد، ننشينيد كه باز يك جايى را آتش بزنند. اينها مى‏خواهند خرابى كنند كار ندارند به اين كه كى كشته بشود و كى از بين برود، دشمنى خصوصى هم با هيچ كدام ندارند. خوب، هفتاد و چند نفر از بهترين جوانان ما را كه از بين بردند، اينها با افرادشان يك آشنايى نداشتند، نمى‏شناختند، امّا مى‏خواستند يك شلوغى بشود، يك انفجارى حاصل بشود و مردم از صحنه بيرون بروند و ديدند كه خير، عكس شد مطلب مردم. اين شهادت اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند. اين اسباب اين شد كه مشت اين ادعاكن‏ها كه ما براى آزادى و براى كذا مى‏خواهيم زحمت بكشيم و بايد اين ملت آزاد باشد و كذا، مشت اينها باز شد كه اينها از چه سنخ آزادى مى‏خواهند؛ آزادى انفجار! آزادى انفجار اينها مى‏خواهند. اينها مى‏خواستند كه اين منافقين هم آزاد بيايند توى مردم و بعد از يك سال ديگر بسيارى از جوانهاى ما را منحرف كنند آزادانه و بسيارى از كارهايى كه مى‏خواهند مخفيانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، براى اينكه، آزادى است! بيجهت نيست كه در آن نطقهاى با اجتماع زياد روز عاشورا سوت مى‏زنند و كف مى‏زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسيده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى يك نفر آدمى كه با آنها دوست است كف مى‏زنند و سوت مى‏كشند و امريكا را از ياد مى‏برند. خط اين بود كه اصلًا امريكا منسى بشود. يك دسته شوروى را طرح مى‏كردند تا امريكا منسى بشود، يك دسته «اللَّه اكبر» را كنار مى‏گذاشتند، سوت مى‏زدند و كف مى‏زدند آن هم روز عاشورا. خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر امريكا منسى بشود".

جناب "مارال"

سلام
اگر یک چیز یاد گرفته باشی و آن هم سلام کردن بسیار عالی است. نه من فرد مهمی نیستم تنها فرد مهم دکتر شماست که امضایش شده بت شما و عکسهای خندانش زینت بخش زندگیتان. اینکه حرفهای من را احمقانه دانستی نشان از تربیت ناصحیح شما دارد که باید از والدینت بخواهم کمی بیشتر به شما توجه مبذول کنند. گفتم که سردردهای شما و دوستانتان تازه شروع شده و تازه ابتدای این راه هستیم. می دونم دیروز خیلی سعی کردید هرجور شده تظاهرات اتوبوسیتان را انجام بدهبد و برای دنیا بفرستید. اما خوب نشد. اینجا هم مال خودت و دوستانت. شما درک و فهم حضور مخالف را اگر داشتید باتوم و چوب و چماق دستتان نبود. همینجا با هم بنشینید و گل بگویید و گل بشنوید.
یا علی

جناب "گلبرگ مغرور"

سلام
نوشتی: "اگر یک چیز یاد گرفته باشی و آن هم سلام کردن بسیار عالی است". من فکر نمی کنم چون اگر این بود شما الان به این صورت مضحک صورت مسئله را پاک نمی کردی و به سراغ حاشیه بروید. چون شما سلام را بلدی. چقدر خنده دار صورت مسئله را پاک کردی کلی خندیدم. اینکه حرفهای شما احمقانه نام گذاری شد دلیلش کاملاً واضحه دوستان بخوانند اگر نام دیگری پیدا کردند بگویند ما هم آن را بنویسیم. اما بی تربیتی من را به با تربیتی خودتان در همین کامنت و کامنت قبلی خودتان ببخشید. بله به وبلاگهای دیگر بروید و باز آنجا هم که جواب نداشتید وبلاگهای زیادی هست که منتظر شماست چون ما 25 میلیون هستیم. من آدم بی منطقی مثل شما واسم ذره ای ارزش نداره کسی که اونقدر کورکورانه قبول کرده که برای سوالات دیگران جوابی ندارد همان بهتر که باز هم به همان عقاید پوچ و بدون دلیلش تعصب نشان دهد.
خوش باشید تا 1403

جناب "مرتضی"

وقتی {سانسور}  که از پشت تریبون نماز جمعه مثل استالین یا بقیه جانی های تاریخ فرمان کشتار ملتش رو می ده نگران اون عکس متعفنشه که مبادا پاره بشه دیگه از این طرفداراش چه انتظاری می شه داشت که نگران موتور دایی جونشون نباشن. جوان های مردم رو مزدورهای اون بی شرف به خاک و خون کشیدن اون موقع اینها فکر عکس و موتورشون هستند. 13 آبان مردم عکس این آقاتو کشیدند پایین {سانسور} ببین اون رجانیوز جونت هم از این خبر چیزی نوشته؟ یکی از اونها من بودم. امروز عکسشو جر دادیم {سانسور} می دیم زیاد طول نمی کشه.

جناب "یحیی"

تقصیر خامنه ای نیست. اصولاً از قدیم گفتن حروم لقمه گی بدتر از حرمزادگیه. اون دکترتون {سانسور} است. {سانسور} مردم اونرو از کوچه پس کوچه های مشهد در حال گدایی جمع کردن و آبرویی بهش دادن. بلکه آدم بشه ولی اثرات عقده های اون موقع و عقده های بعدی که هیچ کس نه تو زمان خمینی این بابا رو آدم حساب می کرد نه تو زمان ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی به {سانسور} باعث شد درجه روانی بودنش بالا بزنه دیگه حتماً باید بستری بشه تو تیمارستان.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
به نظر می آید 11 نظر بالا به جز احتمالاً (احتمالاً) نظر مارال همه را یک نفر زده با نامهای مختلف. هدف از این کار پاسخ منطقی نبوده چون این نظرها مالامال از بی شرمی هستند و ما خوشحالیم که معارضان ما در گروه بی شرمان هستند زیرا در مبارزه خود مصممتر می شویم. اینکه با 10 اسم مختلف کامنت می گذارند مثل همان مسئله 72 کشته است که سران دروغگوی سبز راه انداختند و مثل آن است که بخواهند بگویند در قدس و 13 آبان 1000 نفر نیامدند بلکه میلیونی آمدند. همانطور که گفتم هرچقدر آمار را بالاتر ببرند نشان از بی عرضگی خودشان دارد که با تعداد بالا هم هیچ غلطی نمی توانند بکنند. به نظر می آید نوشته های ما بدجوری این یک نفر را آزرده خاطر کرده البته شفافسازی کردیم که این بنده خدا به جای پاسخ دادن بی شرمی را انتخاب می کند. از صاحب محترم وبلاگ جهت تنویر بیشتر افکار عمومی تقاضا می کنم این کامنتها را پاک نکند تا سره از ناسره بیشتر نمایان شود. البته بی شرمی در این چند کامنت بالا بسیار است لذا از در این چند کامنت به جای برخی واژگانش نقطه چین بگذارید اما 4چوبش را نگه دارید.
جناب مارال هم همچنان تحت تعقیب هستند و لذا
سبب اقوا از مباشر است.
ظاهرا جناب مارال رسماً از پاسخ دادن و پاسخ شنیدن خداحافظی کردند. البته برای فرار از پاسخ همیشه بهانه ای وجود دارد و ذهن خلاق ژورنالیسم گران بالاخره یک بهانه ای پیدا می کند حتی اگر به آنها بگویی بالای چشمتان ابروست باز هم فرار می کنند. خوب برای ما دیگر معلوم شد که مارالیسم هم تفکری کهنه و قدیمیست و دوره آن نیز به پایان رسیده است. مارال گفته می رود و ما را با دوستان خودمان تنها می گذارد. من خواهش می کنم از ایشان نرود و ما را با این بی شرمان تنها نگذارد زیرا اینها دوستان ما نیستند مگر اینکه دوستان شما باشند و با رفتن شما هم بروند. به هر حال ما خوشحال می شویم که در زمره بی شرمان نیستیم و از پاسخگویی، مثل مارال فراری نیستیم. با این همه منتظر پاسخهای شما می مانیم و تا سال 1392 یا 1403 برای انقلاب شما دعا می کنیم. دعا می کنیم خدا شما را از شر بی شرمان مصون بدارد. خواستید در این وبلاگ نخواستید در هر وبلاگ دیگری اگر و اگر پاسخی پیدا کردید یا مثل حجاریان و ابطحی برگشتید خبر کنید مارا مارال.
سبز باشید و سرفراز

جناب "علی"

اولاً این نظرها نظر یک نفر نیست. از یک خونه دانشجوییه که چند نفر از بچه ها جمع شدیم گفتیم یک حالی بهتون بدیم.
دوماً اگه عرضه داری جواب این سوالات رو بده چرا طفره می ری؟ گفتم که شاه هم البته نه تنها شاه همه اون جونورهای تاریخ که تغذیه شون از خون مردمه از جمله این {سانسور} می کنند. مردم فقط اون بدبخت های نون به نرخ روز خوری هستند که یک زمان جاوید شاه می گفتند و یک زمان جانشون رو فدای رهبر می کنند.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
اگه عرضه داشتند سفارت روسیه را می گرفتند. اگر منظور شما پاسخ دادن به فحاشیها و بی شرمیهای برخی دوستان دانشجوست من شرمنده ام. پاسخ دادن به بی شرمی و الفاظ رکیک را بلد نیستم. اما اگر منظور بحث منطقی و محترمانه است نگاهی به پست های قبل و کامنتهایش بیندازید تا هم پاسخ سوالهای نپرسیده خود را بیابید و هم سوالات بدون پاسخ پرسیده شده ما را. و الا فحاشی و بی شرمی کردن برای کسی نون و آب نشده که برای شما بشود. در ضمن ادبیات نظرات بالا تقریباً یکیست. اگر هم شما چند نفرید (مثلاً 2 میلیون نفر در تهرانید و عرضه تسخیر سفارت روسیه را ندارید و سفارت چین پیشکش) در این صورت همه با هم در همه این بی شرمیها شریکید و اگر این طور باشد ما باز هم شاکریم که معارضان ما از گروه بی شرمان و بی منطقان هستند.
نحن ابنا الدلیل
سبز باشید و سرفراز راستی این جناب "مارال" که این همه به "سلام" حساسیت داشتند کجایند تا به بی سلام های همفکر خودشان تذکری بدهند؟ جناب مارال این حرف را از من به یادگار داشته باشید که بخش عمده ای از طیفی که ظاهراً شما خود را منتسب به آن می دانید قائل به این طرز تفکر هستند که:
مرگ خوبه اما برای همسایه
شما که اهل فکر و اندیشه هستید مراقب این دام باشید و کمی هم از انصاف بخوانید و بگویید.
سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

می دونید مشکل شما انجمن حجتیه ای ها چیه؟ نه اینکه از اول تو جریان انقلاب نبودید و اصولاً انقلابی شدن شما و رهبراتون مثل جنتی و مصباح یا یزدی بعد از فوت امام و با توجه {سانسور} جایزه گرفتند و شدند صاحب های انقلاب برای همین از روند یک انقلاب بی اطلاعید. بهتره برید تو همون حجره های مصباح کار تشکیلاتی بکنید برای گسترش انجمن حجتیه. ما هم نمی ذاریم انقلاب ما همونطوری که امام گفتند به دست نااهلان و نامحرمانی مثل شما بیفته. اگر هم لازم شد هر وقت خواستیم بعد از تصرف ستاد کودتا {سانسور} سمت سفارت روسیه هم می ریم. که فکر نکنم این طوری بشه به محض سقوط مرکز فساد این مملکت که {سانسور} است شما انجمن حجتیه ای ها رفتین دوباره تو سوراخ موش.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند و دشمنی ما با آنهاست در آخرین حلقه.
این بی ادبان و بی شرمان که همانطور که گفتیم از بورژاهای مملکت هستند و عمدتاً دارای عقده های جنسی نیز هستند (که از میان کامنتها و ادبیات و رفتار میدانی آنها نمایان است) عرضه گرفتن یک پایگاه بسیج را نداشتند آن هم در بحبوحه فتنه چه رسد به فتح سفارت آن هم روسیه. اینها شعار مرگ بر روسیه را هم با لکنت می دهند چه رسد به فتح سفارتش. کافیست روسیه یه تشری بزنه اگر پشت گوشتون را دیدید این شعار بده ها را هم پیدا می کنید. تا وقتی ادبیات و رفتار شما مملو از بی ادبی و بی شرمی باشد توده های مردم برای شما تره هم خرد نمی کنند. دشمنی کردن هم بلد نیستید می دانید چرا؟ چون جنبش شما جنبش باری به هر جهت بودن است. نه رهبر دارید نه نظریه پرداز نه نیروی انسانی نه آرمان. لذا در طول 30 سال فقط شعار دادید و در داخل و خارج هیچ کاری از شما برنیامد. تا 1392 یا 1403 یا 1404 یا 1414 یا 1500 هم که صبر کنیم شما جربزه هزینه دادن از جان و جسم و آبرو را ندارید فقط بلدید فحاشی کنید و بانک بسوزانید و مرندی ها را بزنید و ناسزا بگویید. بدانید که ناسزاگفتن شما ما را هیجانی نمی کند زیرا کسانی که شما بی ادبی و بی شرمی خود را نثارشان می کنید خدایی دارند و خدایشان می داند چطور از آنها اعاده حیثیت کند. ما فقط می گوییم که امام ما امام خامنه ای است و تا وقتی هستیم کسی را یارای مخدوش کردن رهبریشان نیست. البته می توانند با اسامی مستعار و بی نام و نشان و هزاران مخفی کاری دیگر نازسزا بگویند که خوب فحش بچه صلواته و چیزی را از چرخه سیاست به ضرر نظام کم و زیاد نخواهد کرد. اتفاقاً مفید هم هست چرا که سطح نفاق از بین می رود و به قولی شفاف سازی می شود تا توده ها بیشتر از گذشته طیف بی ادبان و بی شرمان را شناسایی کنند.
سبز باشید و سرفراز

جناب "صادق"

والله {سانسور} که کیهان، فارس و رجانیوز می خوان به زور اثبات کنن ما کم بودیم. قبلاًَ هم گفتم که روز قدس هم اولش فارس گفت اینها فقط 500 نفر بودن، بعد یامین پور گفت که 35 تا 40 هزار نفر بودن. بعد نشریه صبح صادق گفت 400 تا 500 هزار نفر بودن. بعد سردار قاسمی گفت که 2000000 نفر بودن عیبی نداره نوچه های شاه هم موقع انقلاب که می دیدن جیرشون داره قطع می شه مثل الانِ شما به دست و پا افتاده بودن ولی مطمئن باشید ما احترام شما را بعد از پیروزی نگه می داریم ناسلامتی هموطن ما هستید. ولی در مورد اون {سانسور} ( احمدی نژاد ) شرمنده. اونها رو اینقدر زنده نگه می داریم که پیشرفت و آزادی ایران رو ببینند که این بیشترین زجر و عذاب برای اون دشمنهای این ملته.

جناب "محمد"

رهبرهای فکری شما امثال جنتی، مصباح یزدی و یزدی هستند. اگه یک خط از مبارزات قبل از انقلاب اینها پیدا کنید حرف شما درسته. جایگاه این آقایون در زمان رهبری آیت الله خمینی کجای نظام بود الان کجاست؟ خیلی جالبه که به لطف آقاجونتون اون قوم متحجری که خون به دل خمینی کردن امروز مدعی خط امام شدن ولی کور خوندی اخوی عمراً بذاریم انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفته. خوابشو ببینی انجمن حجتیه ای.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
خوب مثل اینکه کم کم دوستان دانشجو دارند از فاز فحاشی گری و یی شرم بازی خارج می شن. راستش خوبیت نداره که کسانی بخواهند انقلاب را از دست نااهلان حفظ کنند که الفبای ادب و تمدن و نزاکت و غیرت را بلد نباشند. اما هنوز هم کمی از بی نزاکتی در کامنتهای آخر هست. آنها را هم حذف کنید تا بتوانیم با هم حرف بزنیم. بگذارید باور کنیم انسانهای با ادب و محترمی که فحاش و بی شرم نیستند قصد حفظ انقلاب را دارند تا ما هم به ارتش شما بپیوندیم و سریعتر کار نااهلان را یکسره کنیم.
اجالتاً به دلیل حسن نیت شما مبنی بر اینکه کمی از بی شرمیها و بی غیرتیها را کم کردید (آخه اخوی اگه ناموس پرستی بدون که این کامنتها رو دختر و پسر این مملکت دارن می خونن اگه حافظ انقلابی نزاکت و غیرت و مردونگیتو نگه دار البته اگه نگه نداری برای ما توفیری نمی کنه چون فحش بچه صلواته) اما تا همین حد هم که رعایت کردی و حتی به دهها سوال ما هم پاسخ ندادی اینکه جنتی و مصباح باید خدا را شکر کنند که اگر در انقلاب دارای مقام های آنچنانی نبودند مثلاً قائم مقام امام نبودند در عوض عاقبت آنها لااقل تا امروز جیره خواری امریکا و انگلیس نبوده و نامه غلط کردن به امریکا و اذنابش را مطرح نمی کردند (بالاخره امریکا غلط کرده یا منتظری؟ و تکلیف امام این وسط چیست؟) مگر اینکه امام خمینی شما با امام خمینی ما دو تا باشن که هیچ وقت نامه فدایت شوم برای استکبار نه می گفت نه می نوشت. البته بعید می دانم مشکل شما با مصباح و جنتی باشد یا حتی خاتمی و روحانی و کروبی و امام. از ظواهر امر این گونه بر می آید که شما هم جزو دسته "مرگ بر حکومت دینی" هستید اگر آری خوب اولاً باید پایگاههای بسیج را فتح کنید ثانیاً سفارتهای روسیه و چین را بگیرید ثالثاً سفارتهای اسرائیل و امریکا را افتتاح کنید و ... البته اگر ما جای شما بودیم با توجه به اینکه 2 میلیون نفر در تهرانید! پس واقعاً 2 میلیون نفر بی بخارند که نمی توانند یک عدد پایگاه را فتح کنند چه برسه به همه پایگاهها و سفارت و انقلاب و جنتی و مصباح و ...
سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

اخوی گفتم که نه اینکه شما انجمن حجتیه ای ها اصلاً تو جریان روند انقلاب نبودید و اون موقع ارباب های فکری شما داشتند اساس نامه های انجمن حجتیه رو می نوشتند وگرنه می دونستی تا اوخر پیروزی انقلاب هم هیچ پایگاهی توی ایران فتح نشده بود و فقط تو روزهای آخر بود که این اتفاق افتاد. در مورد مصباح و یزدی و ... هم پس احتمالاً به زعم شما امام این بصیرت و عقلانیت رو نداشتند که اسلام شناس های واقعی رو بشناسن تا به اونها پست بدن و آقاجون شما داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر از نظر شما غیرت و مردونگی تو ضرب و شتم زن و دخترهای مردمه و یا فحاشی های رکیک توسط اراذل {سانسور} است یا حمله به ماشین همسر نوه امام یا عروس آقای کروبیه، نه ما از جنس مردونگی های شما نداریم. مردونگی ما از جنس همت و باکریه که رفتن جونشون رو دادن نه از جنس مردونگی {سانسور} خط مقدم جبهه اش کانکس های غذاخوری توی همدان بود. خیلی نگران سفارت روسیه هستی؟ می ترسی نوکرای ارباب های روسی یک هویی اذیت بشن؟ آخی بمیرم به دل نازکت!!! ببین کار جمهوری اسلامی به کجا رسیده که مدعیان خط امام و رهبری ( البته فقط مدعیانش) کارشون به چاپلوسی روسها رسیده.  می دونی شاه هم خیلی مثل شما معتقد بود که انقلابیون اون زمان بچه مزدورانی هستند که از روسها پول می گیرند مشکلی نداره اون اربابش آمریکا بود. حالا شما که اربابتون روسها هستند می گید بچه های همون انقلابیون از آمریکا پول می گیرند. شب درازه اخوی ولی این شبها آخرین شبهای خوش خوبی شماست البته اگه کابوس های این اواخر گذاشته باشه راحت بخوابین. آقاتون که خیلی قاطی کرده جدیدا {سانسور} در ضمن مثل اینکه فشارهای عصبی این وقایع اخیر خیلی روت اثر کرده ما که سوالی از شما نشنیدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟  راستی خیلی ناراحت می شی اینطوری انجمن حجتیه رو مسخره می کنم پته شما رو رو آب می ریزیم که مدام به ما می گی بی شرم و بی غیرت؟ می دونم انجمن حجتیه همه زندگی و ناموس شماست و هرکی بدشو بگه از نظر شما کافره ولی داداش این یکی رو بی خیال شو ما حاضریم از نظر شما بی ادب، بی شرم یا هر چیز دیگه ای که می خوای صدامون کنی ولی نذاریم حاصل خون شهدای انقلاب و جنگ رو شما و بقیه تفاله های انجمن حجتیه به تاراج ببرید. خوشحالم که با شنیدن فحش های ما به انجمن حجتیه و اربابهای روسیتون اینقدر ناراحت می شید. این عذاب در مقابل عذاب شهدا و اسیران ما کمه. یزید و ابن زیاد چه سرنوشتی داشتند عذابی بدتر از اون در انتظار آقاتون، شما و اربابهای روسی شما است. عذاب دیدن ایران آزاد و سرافراز. راستی یواش یواش داره معاشرت با ما روت اثر می کنه. اول که سلام کردن یاد گرفتی الان هم دارید قبول می کنید که ما بی شماریم فقط با توجیه عدم فتح سفارت روسیه و چرت و پرت هایی از این دست دارید توجیهش می کنید. باز هم این همه پیشرفت خوبه. یواش یواش حقیقت های دیگه رو هم قبول می کنید. در ضمن بیشتر اون سانسورهایی که زدی اصلاً سانسوری نبود شاید دو سه تا فحشی که به اون خامنه ای داده بودیم از نظر شما باید سانسور می شود ولی بقیه اش فقط برای توجیه عدم جواب دادن بود.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند و دشمنی ما با آنهاست در آخرین حلقه.
تا جایی که ما همت و باکری را می شناسیم اهل به کار بردن الفاظ رکیک و بی شرمانه علیه مردم و مخالفانشان نبودند. مگر آنکه همت و باکری شما هم مثل امام خمینی با همت و باکری ما فرق داشته باشند. الفاظ رکیک و بی شرمانه مخصوص انسانهای ضعیفیست که احتمالاً از بعضی چیزها به شدت عصبانی هستند و چون توان علمی و منطقی پاسخگویی را ندارند شروع به فحاشی و به کار بردن الفاظ رکیک می کنند و برایشان فرقی ندارد که دختر و پسر این مملکت فارغ از هر نوع طرز تفکر ممکن است آنها را بخوانند. از آخرین سوالات پاسخ نداده شده ما (لیست سوالات در کامنتهای پستهای قبلی موجود است) این است که چطور اگر ما 2میلیون معترض در سطحی که حاضر به هزینه دادن باشند در تهران داریم چطور یک عدد پایگاه بسیج را نتوانستند در دهه آخر خرداد 42 ببخشید 88 بگیرند و می خواهند سفارت روسیه و چین و جدیداً ونزوئلا را هم بگیرند؟ لذا شما تا اطلاع ثانوی (یعنی فتح سفارت روسیه) محکوم به سکوت هستید؛ زیرا افکار عمومی برای شعارهای بی عمل مرگ بر روسیه شما تره هم خرد نمی کند. البته فحاشی کردن بحث دیگریست. شما می توانید انواع الفاظ رکیک و غیر رکیک را استعمال کنید. معترضین آن زمان اهل اقدام بودند و مرد راه. لذا وقتی گفتند انجام دادند. اما شما با 2 میلیون! روز 4شنبه (13 آبان) یک سفارت را نتوانستید بگیرید پای مصباح را وسط می کشید؟ هر وقت سفارت روسیه یا چین یا ونزوئلا یا حتی مالدیف را گرفتید روی دوستان ما هم حساب کنید البته نه این دوستان فحاش و بی شرم.
سبز باشید و سرفراز

جناب "علی"

اخوی یک ذره این کتاب های مصباح رو بذار کنار و برو تاریخ انقلاب رو بخون می دونم احتمالاً نمی دونی اصلاً انقلاب ایران تو چه تاریخی اتفاق افتاد به هرحال بر شما انجمن حجتیه ای ها حرجی نیست. شما یک چیزی از انقلاب شنیدی الان هم دیدی شهر شلوغه گفتی بریم ما هم قاطی بشیم. وگرنه می دونستی که مثلاً تعداد شهدای انقلاب 60000 نفر نیست چیزی حدود 3200 تا 3300 نفره. باز خوبه که ما خودمونو فقط به خمینی و همت و باکری می چسبونیم. شما که خودتون رو به علی (ع) بنده خدا می چسبونید اون وحشیگریها رو انجام می دید و اون فحاشی ها رو به زن و دختر مردم انجام می دید. تکنیک مباحثتون هم شبیه مصباح جونتونه. یک توهمی خودتون می زنید بعدش دنبال می کنید. تو هم اگر خیلی نگران اربابهای روسیت هستی می تونی با خیال راحت بهشون بگی فعلاً راحت باشن اول خونه فساد رو می گیریم {سانسور} است. یواش یواش باید منتظر روزی باشید که برید تو فرودگاه دست {سانسور} ببوسید بهش التماس کنید که فرار نکنه.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
خیلی خوب قبل از ادامه بحث یک تحلیل جامعه شناسانه از این 20 30 کامنتی که زده شده ارائه می کنیم تا بعد. ظاهراً عده ای دانشجو در یک خانه دانشجویی (به ادعای خود کامنت گذار) به قول خودشان تصمیم می گیرند که یک حالی به ما بدهند. البته منظور از حال، انتشار برخی مطالب با چاشنی انواع و اقسام الفاظ رکیک، بی حیایانه، بی شرمانه، بی ادبانه و غیره بود. به آنها گفتیم شما دشمنی کردن هم بلد نیستید. اگر قصد جذب افکار عمومی را دارید افکار عمومی جامعه 100% مذهبی ایران برای بی شرمی و بی حیایی شما تره هم خرد نمی کند. لذا برای اهداف خودتان هم که شده این الفاظ را حذف کنید و به آنها گفتیم که اگر حذف نکنید برای ما فرقی ندارد زیرا اولاً فحش بچه صلوات است ثانیاً آنهایی که شما فحش و ناسزایشان می دهید خدایی دارند و همان خدایشان نحوه اعاده حیثیت از آنها را بلد است. خوب هر چه که می گذشت بعد از این نصایح رفته رفته غلظت الفاظ بی شرمانه و رکیک از کامنتهای ایشان کمتر و کمتر شد که در نتیجه میزان سانسورها هم کمتر شد. البته این دوست هموطن گفته که این سانسورها در واقع چیزی نبوده که لازم به سانسور باشد. در اینجا ما می گوییم که چون شما یک ژورنالیسم نیمه حرفه ای هستید (از نظر من بنا به دلایلی مارال ژورنالیسم حرفه ای بود اما شما نیمه حرفه ای متمایل به ضعیف هستید) حتی اگر صاحب محترم وبلاگ آنها را سانسور نمی کرد شما در این مرحله مجبور بودید که بگویید آنها را صاحب وبلاگ نوشته تا شما را بدنام کند. لذا شما چه در حالت سانسور شده و چه نشده حرف برای گفتن دارید چرا که انصاف ندارید. اما نکته مهم اینست که هم شما می دانید چه الفاظ رکیک و بی شرمانه ای را به کار برده اید و هم ما و همین برای ما کافیست. به عبارت بهتر همینکه خود شما بدانید چه هستید و چه ادبیاتی دارید برای ما کافیست. از همسر شهید همت شنیدیم که می گفت ابراهیم را هر وقت نیمه های شب می دیدم چشمهایش از خوف خدا بارانی بود و ضجه می زد و فریاد. اینکه شما خود را منتسب به راه همت و باکری می کنید و ادبیاتتان ادبیات بی شرمان و فحاشان است را اهل فن شخصیت پارادوکسیکال می نامند و معمولاً شخصیت های پارادوکسیکال انسانهای دو قطبی و یا در انواع دیگری انسانهایی جامعه ستیز هستند. همین که شما بدانید چه هستید کافیست تا ما مطمئن شویم که اگر شما 2 میلیون که سهل است اگر 200 میلیون هم باشید باز هم بورژواهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی متمایل به حفظ وضع موجود خواهید بود. و سفارت مالدیف را هم نمی توانید بگیرید. در واقع من شما را دست بالا گرفته بودم که سفارت چین و روسیه را پیشنهاد دادم برای تسخیر. شما سفارت مالدیف را هم هرگز نخواهید توانست گرفت. دغدغه شما زندگی به سبک امریکایی است نه موسوی و کروبی و بیت امام و بیت کروبی و آخوند و ملا. زندگی به سبک امریکایی آن هم در ایران یک خواب پریشان و غیر قابل تعبیر است. در این 30 سال احدی جرات استحاله و زمین زدن انقلاب را نداشت بعد از این هم نخواهد داشت. چرا که زمینه های مردمی ایران با آن هرگز همخوانی ندارد. چه شما فحاشی کنید چه نکنید. در ادامه این تحلیل علی رغم اختلاف نظر فاحش موجود بین ما از شما صمیمانه تشکر می کنم که در ادبیات خود تغییرات محسوسی دادید. در تکمیل این حسن نیت شما این را اضافه می کنم که در ادامه حذف الفاظ رکیک و بی شرمانه که به خوبی آنها را حذف کردید کمی بر اعصاب خود هم مسلط شوید و اگر افرادی را قبول ندارید و یا آنها را خائن می دانید اما غیرت و حیا و شرم خود را در این مرحله هم نشان داده و احمدی نژاد و امام ما امام خامنه ای را به اسم کامل یا با عنوان نام ببرید. البته این را بگویم که من نه شما را می شناسم و نه تمایلی به شناختن دارم و این را هم بگویم که شما این دو فرد را به بدترین الفاظ رکیک و بی شرمانه دیگر غیر از آن چیزی که خطاب می کنید هم می توانید خطاب کنید. ما طبق همان 2 اصل قبل (1 فحش بچه صلوات است 2 آنهایی که شما ناسزایشان می دهید خدایی برای اعاده حیثیت دارند) برایمان توفیری به اندازه سر سوزنی نخواهد داشت. این را به خاطر پیش برد سریعتر حرکت خودتان پیشنهاد می دهیم (در واقع به شما تقلب می رسانیم) چرا که توده های ایرانی در کنار هوش و نگاه آینده نگرانه ای که دارند از فحاشان و بی شرمان به صورت اتوماتیک دوری می گزینند. برای همین حرکت شما ناکام می شود. لذا در ادبیات خود تجدید نظر کنید تا با هم به خدمت همه نااهلان و نامحرمان انقلاب برسیم. به یاد دارم در دوره رفرمیستی دوستان بی بی سی و وی اُ ای نشین امروز شما و دولت نشین آن روز شما می گفتند که این زیارت عاشورا چیست که می خوانند؟ به چه حقی یزید و معاویه را دشنام می دهند و لعن می کنند؟ اصلاً چرا در مجالس به ابوبکر و عمر بی احترامی می شود؟ ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و یزید هم انسان بودند و مسلمان هم بودند پس نباید به آنها توهین کرد. البته ممکن است شما احمدی نژاد و امام ما را از معاویه و یزید هم بدتر بدانید که خوب حقوق شهروندی شما این اجازه را به شما می دهد که حتی نستیجر بالله در مورد امامان و خدا هم حرفهایی داشته باشید. اما نکته اینجاست که دوستان شما در زمان اشغال کرسی های قدرت می گفتند که به هیچ انسانی نباید توهین کرد اما وقتی رأی مردم را از دست دادند، شروع به توهین کردن کردند که شما هم از همان قماش یا لااقل فریب خوردگان آن قماشید. خوب نگفتید 3200 یا 3300 آمار کشته های انقلاب از کی تا کی است و منظور شما از کشته های انقلاب چه کسانی هستند. 60000 نفر من آمار حدودی کسانی است که با آرمان امام خمینی از حدود سالهای1340 مبارزه را شروع کردند و تا اواسط دهه 60 توسط طاغوت و بعد منافقین شهید شدند. یعنی حدود 25 سال. یا توسط ساواک در زندانها یا توسط رژیم طاغوت در تظاهراتها یا ترور و هر چیز دیگر. اینهایی که با آرمان اسلام و امام جان خود را فدا کردند در حدود این تعداد بودند. در اوایل انقلاب هم که خودتان ظاهراً بودید و می دانید چه کسانی ترور شدند و چه تعدادی کشته. شما بازه زمانی و معنایی 3300 نفر را بگویید تا بیشتر بحث کنیم. هر چند اگر 3300 نفر شما را هم بپذیریم و ضرب در 2 کنیم چون جمعیت 2 برابر شده می شود 6600 نفر. یعنی شما می گویید که 6600 نفر فدایی دارید در سطح کسانی که حاضرند شکنجه شوند و تیرباران شوند و مثل ابطحی و حجاریان و سایرین (اگر بپذیریم که تحت شکنجه اعتراف کرده اند) اعتراف نکنند؟ بزرگشان که حجاریان بود اعتراف کرد چطور 6600 نفر بزرگتر از حجاریان دارید که حاضر به تحمل شکنجه هستند و تیرباران؟ آن هم از نوع شکنجه های بازجوهای ایرانی که مدرسان بازجوهای اسرائیلی هم هستند (از قول برخی دوستان شما)!!!!
خوب همانطور که گفتم چین و روسیه را بیخیال شید. هر وقت سفارت مالدیف را هم گرفتید برای افکار عمومی ثابت می شود که شعارهای مرگ بر این کشور و مرگ بر آن کشور شما مایه ای هم دارد. راستی دوستان بی بی سی و وی اُ ای نشین امروز شما و دولتیان دیروز شما می گفتند که "مرگ" کلمه بد و غیر متمدنانه ایست و نباید به صدام و امریکا و انگلیس آن را نسبت داد حال چه شده که "مرگ" را بر چین و روسیه جایز می دانند؟ آیا اگر چین و روسیه هم آنها را مثل بوش محور شرارت می خواندند باز هم "مرگ" را می گفتند؟
به هر حای خوشحال می شوم که برای آخرین باری باشد که در این کامنت بازیها می گویم:
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

سلام
مومن خدا
متأسفانه یا خوشبختانه هرگز جایی به غیر از نام خودم کامنت نگذاشتم. شما که فرموده بودید کامنتها شاید مال من باشد خیر بنده هنوز به بحث و جدل عقیده دارم. در بعضی از وبلاگهای دوستان شما هم حرفهایی زده می شود که انسان از شرم سرخ می شود. البته این چنین وضعیتی در وبلاگهای طرف مقابل هم هست. فحاشی و کلمات رکیک و نسبتهای زشت و ناروا که نه ریشه در اسلام دارد نه ریشه در کفر و نه ریشه در فرهنگ غنی ما که مسلمانیم و شیعه علی هستیم و نام خدا بر زبانمان جاری. دوست خوبمان گلبرگ مغرور آستانه تحمل کمی دارد کسی که چنین سایتی را راه اندازی می کند باید توان و تحمل و قدرت مانور بالایی داشته باشد. ایشان با یک صحبت نیش دار بنده عرصه را واگذار می کند و می رود. البته سن کم ایشان و تجربه اندکشان در بحثهای سیاسی و جناحی مانع این است که حرفهای سنجیده تری از ایشان بشنویم. گفتم ایشان مانند آدم آهنی هستند. باور کنید کامنت اول این بحث را برای این گذاشتم تا از ایشان خروجی مورد نظر خودم را بگیرم که گرفتم. ایشان بازده مناسبی نسبت به داده ها از خود نمایش می دهد یعنی هرچه بخواهیم بی کم و کاست انجام می دهند. من آماده بحث هستم. منتها ایشان می خواهند با رویه خودشان من را از میدان بیرون کنند. بنده انشالا در سایت خودتان خدمت می رسم.
یا علی

جناب "محمد"

اخوی مهدی درسته که شهر اینقدر شلوغ شده که قورباغه هایی مثل احمدی نژاد هم هفت تیر می کشند ولی دیگه اینقدر هم بی حساب کتاب نشده. نه اینکه شما انجمن حجتیه ای ها عقده یک کار موندگار توی تاریخ مونده به دلتون با گفتن ادعاهای کذبی مثل فتح سفارت روسیه می خواهید عقده های روانی اون دوران رو جبران کنید که مثلاً ما هم مثل شما بی عرضه ایم. خوشبختانه برای ما و بدبختانه برای شما انجمن حجتیه ای ها پدرهای ما انقلاب و جنگ رو به پیروزی رسوندن و سفارت آمریکا رو هم فتح کردند ما که فرزندان اونها هستیم هم به زودی با قدرت مردم لانه های فساد موجود {سانسور} فتح می کنیم. اگه فکر می کنی با دادن آدرس غلط سفارت ها می تونی ما رو منحرف کنی و جون آقاجونتو در ببری مال کابوس های شبانه ای که داری که باعث شده هذیون بگی. توی کل تاریخ همیشه شما انجمن حجتیه ای ها مثل عقب مانده های ذهنی بعد از حل شدن کل ماجرا بدو میومدین که مبادا سرتون بی کلاه بمونه. درسته اون دوران شما به مدد وجود امام و بقیه بزرگهای انقلاب که اصولاً اجازه نمی دادن کوتوله هایی مثل خامنه ای جرأت مصادره انقلاب رو پیدا کنند هنوز مثل الان جرات نطق کردن پیدا نکرده بودید. ولی عزیزم بی سوادی هم حدی داره. حداقل وقتی افاضه فضل می کنی برو چند تا کتاب اول دبستان رو بخوان تا گند بالا نیاری تو دادن آمار. خود بنیاد شهید می گه شدای انقلاب توی تمام گرایشها از سال 32 (نه 42 تبعید امام) تا پیروزی انقلاب 3300 نفر بوده. خدا به ما عقل داده که هر چرت و پرتی مصباح گفت قبول نکنیم. اتفاقاً بنده هم با فحاشی به ابوبکر و عمر و عثمان مخالفم. جالب است که آقاجون شما مدام دم از وحدت می زند و شما که مثل اینکه سینه چاک ایشون هستی از فحاشی به بزرگان اهل سنت حمایت می کنی. مطمئن باش خدا از جنایتکارانی مثل خامنه ای و احمدی نژاد حمایت نمی کنه همونطور که امثال نرون، استالین، هیلتر، محمدرضا پهلوی و ... اعاده حیثیت نمی کنه. البته باید به شرف بیشتر اونها در مقابل آقاجون شما و محمود کودتاچی درود فرستاد. بهتره که چرخی تو اینترنت بزنی تا ببینی داداشهای لباس شخصی اراذل و اوباشت و گارد ویژه ای ها چطور مردم رو به وحشیانه ترین شکل ممکن می زنند. در مورد شما انجمن حجتیه ای که با صفر شهید و صفر زندانی و سخنرانی های مداوم در نقد انقلاب که بزرگترهاتون می گفتند اصلاً ضرورتی به این کار نیست و حتی انقلاب را در حد کفر و جنگ با امام زمان هم بالا می دونستند هم یک بار گفتم که ما اشتباه کردیم اجازه دادیم برای مدتی در اثر بی کفایتی {سانسور} انقلاب دست شما نااهلان و نامحرمان بیفته و از این بابت شرمنده امام و شهدا هستیم. ولی مطمئن باش این اشتباه رو دیگه تکرار نمی کنیم که شما قوم متحجر که خون به دل پدر پیرمان خمینی کردید باز هم برای خوش خدمتی به ارباب های روستون این مملکت رو به اونها بفروشید. قرص توهمت رو هم عوض کن که غیر از سفارت روسیه هذیون دیگه ای برای گفتن داشته باشی.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
شما سفارت مالدیف را بگیرید سفارت روسیه را خودم تنهایی برایتان فتح می کنم. شما در اوج فتنه یک عدد پایگاه بسیج را نتوانستید بگیرید سفارت مالدیف که پیشکش تا چه برسه به روسیه! سند من از آمار 60هزار نفر شفاهیست و آمار بنیاد شهید را هم پیگیری می کنم با سند خودم نتیجه را می گویم. اجالتاً شما 6600 فدایی بزرگتر از حجاریان پیدا کنید تا بعد.
مرگ؟
بی شرمی؟
ادب؟
توهین؟
افکار عمومی؟
بی شرمان و فحاشان آمده اند راه همت و باکری را ادامه بدهند و انقلاب را از دست نااهلان و نامحرمان نجات دهند. به عبارت بهتر آمده اند تا انقلاب را از دست خودشان نجات دهند.
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

البته شما ذاتاً در پیچاندن اصل قضیه خیلی تبحر دارید و این مهارت شما که حاصل سالها خاک انجمن حجتیه خوردن است واقعاً غیر قابل کتمان است. ولی بهتر است به جای تداوم توهمهایتان در مورد سفارت های کشورهای مختلف جواب مسائل مطرح شده را بدهید. البته اگر اربابانتان چیزی دیگری غیر از این سفارت ها یادتان داده باشند. شما ما را به فحاشی متهم می کنید در حالی که خودتان به عدم فحاشی به امثال یزید و معاویه گلایه مندید. با این وجود که من حاضرم با ادله کافی اموی بودن {سانسور} را اثبات کنم پس توهین به ایشان هیچ عیبی ندارد مضاف بر اینکه غیر از یک مورد در مورد حروم ... ایشان مورد دیگری توهین به {سانسور} صورت نگرفته است.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
شما اجالتاً سفارت مالدیف را بگیرید تا بعد در مورد 3300 نفر و 3164 نفر و 50000 نفر و 60000 نفر و غیره بحث کنیم. تا بعد من برای شما اثبات کنم که آیا یزید و معاویه لایق لعن هستند یا خیر و برای شما اثبات کنم که تمامی حرامیان و روزه خواران قدس و تمامی محاربان و بنزین به دستان و چماقدارانی که بانک و خودرو می سوزانند و تمامی کسانی که آنها را مستیقماً و غیرمستقیماً تأیید می کنند و یا تقبیح نمی کنند صهیونیست هستند یا نه. تا برای شما اثبات کنم که صهیونست مسلمان داریم یا نداریم و اینها صهیونیست مسلمان هستند یا نه. البته همه این صهیونیستهای مسلمان چه 2 میلیون چه 200 میلیون چه 500 نفر یا 5000 نفر در دهه آخر خرداد 42 ببخشید 88 یک پایگاه بسیج هم نتوانستند بگیرند و ادعای تسخیر سفارت روسیه را دارند و شعار مرگ بر روسیه می دهند. شما در قدس و 13 آبان هم حتی با ارتش خودخوانده میلیونی خودتان باز هم یک پایگاه را نتوانستید بگیرید. لذا برای مالدیف برنامه ریزی کنید شاید 16 آذر فرجی شد و توانستید سفارت مالدیف را بگیرید. ما مفتخریم که بی شرمان و هتاکان در مقابل ما هستند. شما می توانید رئیس جمهور و امام ما را با هر لقب رکیک و گستاخانه و بی شرمانه ای خطاب کنید برای ما مهم این است که جامعه مذهبی ایران برای بی شرمان و هتاکان تره هم خرد نمی کنند. ما نیازی به اثبات بی شرمی شما در کامنتها (مخصوصاً در ابتدا) نداریم برای ما همین که شما خود بدانید چه هستید کافیست و برای ما کافیست تا از بی شرمی های شما یقین کنیم که چه کسانی پیرو راه همت و باکری هستند.
سفارت مالدیف فراموش نشود.
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

نچایی یهو اخوی. حالا از رو معده یک آماری رو که بهت خورندن دادی حالا که گندش دراومده می دونم زور داره قبول کنی اشتباه کردی چون شما انجمن حجتیه ای ها فکر می کنید اشتباه نمی کنید. فقط نکنه چرت و پرت دیگه ای مثل علی بودن این آقاتون هم فردا پس فردا گندش دربیاد اون موقع دیگه هیچ عذری پذیرفته نیست. اگر اون موقع یک زینب بود که داشت روی سر بابای یزیدتون داد می زد پته شو می ریخت رو آب ما از الان داریم بهتون می گیم از جبهه یزیدیا بیاید بیرون. فقط یادت باشه قرص توهمتو عوض کنی دیگه چت نزنی در مورد سفارت ها. هر چقدر هم بگی این آدرس های غلط ما رو گمراه نمی کنه. وحیدنیای شجاع کلید فتح این لانه شیاطین رو زد و همین روزهاست که اونجا رو روی {سانسور} بقیه توله هاش خراب کنیم.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
آمار شما که 3300 نفر می گید از بنیاد شهید یا هر جای دیگه اولاً از سال42 تا 57 است که 32 تا 42 آنچنان خبری نبوده که بخواد کشته های هزار تایی و صدتایی هم داشته باشه. میشل فوکو که خدای رفرمیستها بود و هست می گه فقط توی 17 شهریور 2 الی 3 هزار کشته بوده در سفر به ایران. 15 خرداد و ساواک و تظاهراتها و ترورهای منافقین به کنار. منتها معمولاً بی شرمان و هتاکان اینگونه هستند که اگر خود خدا هم به آنها خبری را بدهد که علیهشان باشد خوب با گستاخی تمام قبول نمی کنند. در ضمن من گفتم پیگیری می کنم و نتیجه را می گویم کسی هم از معذرت خواهی باکی ندارد. آنهایی که الفاظ رکیک و بی شرمانه مصرف می کنند و با بی حیایی و فحاشی قصد ادامه راه همت و باکری دارند هستند که همیشه خود را عقل کل می نامند و نه تنها معذرت خواهی نمی کنند که البته بی شرم تر و گستاخ تر هم می شوند.
شما با ارتش میلیونی خود خوانده یک پایگاه بسیج هم نتوانستید بگیرید سفارت گرفتن پیشکش.
سفارت مالدیف فراموش نشود.
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
سبب اقوا از مباشر است
راستی فراموشم شد بگم که همان امامی که شما به خاطر او آمده اید تا انقلاب را از دست نااهلان و نامحرمان (به عبارت بهتر خودتان) نجات دهید اوایل انقلاب فرمود که "این انقلاب با بیش از 60 هزار شهید به ثمر نشسته است". البته آقای باقی این حرف را غلط انگاشته. منتها شما که به ادعای خودتان خود را به امام می چسبانید، بالاخره این حرف امام هست یا نه؟ اگر امام حرفش را پس گرفته و گفته مثلاً 3 هزار نفر بگویید کجا گفته و در کدام جلد صحیفه گفته؟ البته من هنوز پیگیری کامل نکردم اینها اطلاعات پراکنده موجود در این زمینه است و ما حالا حالاها بحث داریم البته نه با هتاکان و بی شرمان.
سفارت مالدیف فراموش نشود.
ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
سبب اقوا از مباشر است
سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

1- ادب چیزی نیست که فقط با متر جنابعالی اندازه گرفته بشه. خیلی قشنگه که جنابعالی به خودت اجازه می دی مثلاً ما رو آدم هایی با عقده جنسی معرفی کنی و وقتی با مصداق ثابت می شه که طرف های خودتون از این عقده ای ها فراوان پیدا می شه ما می شیم بی ناموس. یا خیلی راحت ما می شیم خارجی. اون موقع اثبات یزیدی بودن شما نشانه بی شرمی ماست.
2- آدم اهل مباحثه که ادعاشو می کنی هستی، هیچ وقت دهنشو به روبرویش کج نمی کنه اگه کرد و طرف مقابل هم جوابشو داد ناراحت نمی شه. به قول همون بچه هایی که فحششون از نظر مرحوم شاه و بعضی های دیگه هم صلوات بود و همون صلواتها بنده خدا رو اونطوری آواره کرد و داره اون بعضی های دیگه رو هم تنشونو می لرزونه جواب"های" شماها یک لبخند که نشون می ده دل آدم به حالتون می سوزه.
3- وقتی بهت یک چیزی می گن حتماً بری تا تهشو در بیاری خدا در مورد دین و قرآن خودشم همینو گفته حرفهای مصباح که جای خود داره. امام کارش خیلی درست بود ولی آمار تاریخی بر اساس یک ضوابطیه (هرچند من هنوزم منبع شما از گفته امام رو نفهمیدم کجاست. حتماً می دونی که امام گفته هیچ چیزی رو بدون سند کتبی یا شنیدن صدای من باور نکنید) تا اونجایی که من می دونم امام فقط در مورد شهدای 15 خرداد 42 از قول یکی از روحانیون دیگه اشاره به اعداد شهدا کرده (صحیفه امام ج 2 ص 364 1 تیر 1350) با این وجود این هیچ عیبی نداره و چیزی از شأن گوینده اش کم نمی کنه چون با توجه به شرایط انسداد خبری توی اون موقع ها این اشتباهات طبیعیه که دهن دهن می چرخه اطلاع دقیقی نمی شه به دست آورد. این اعداد هم ربطی به آقای باقی نداره. یک سر بری بنیاد شهید به بهانه تحقیق دانشجویی می تونی تعداد شهدای تمامی گرایشها رو با اعداد دربیاری. جالبش هم اینه که شهدای چپها (چپهای مارکسیست) از بقیه بیشتره و مذهبی ها هم شهدای کمی دارند نسبت به بقیه. البته همونطور که قبلاً گفتم شما انجمن حجتیه ای ها با صفر شهید واقعاً نقش عمده ای داشتید توی پیروزی انقلاب چون مردمی که شما رو می شناختند و از ماهیتتون باخبر بودن به محض اطلاع از مخالفت شما با انقلاب و امام سریعاً حق رو تشخیص می دادن انقلابی می شدن. با این وجود من بازم حاضرم با شما بحث کنم بر سر علوی یا اموی بودن {سانسور} فقط کافیه شما مبانی حکومت علوی رو مشخص کنی که من براتون ثابت کنم هیچ کدوم از اونها در {سانسور} نه تنها رعایت نمی شه بلکه اموی بودنش بسیار بارزتره. با اجازتون ما امشب داریم می ریم. اگر بدی دیدید حلالمون کنید. ولی به عنوان آخرین نصیحت داداشتون از من قبول کنید که هر چیزی رو مطلق قبول نکنید. اون زمان هم اکثر یزیدیها (دور از جون شما) واقعاً فکر می کردند که امام اسلام یزیده و امام حسین خروج کرده بر حاکم مسلمین و خونش مباحه. (حکایت الان شما) به هرحال تشخیص خط حق خیلی مشکله. ما تا 15-20 روز که اونجا جا بیفتیم نیستم. انشالله می رسیم خدمتتون و تا اون موقع هم شما مبانی حکومت علوی رو تعیین کنید تا روش بحث کنیم. راستی یادم رفت بگم خیلی دوستون دارم.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ادب را متر من اندازه نمی گیرد؛ بلکه افکار توده های ایرانی اندازه می گیرد. همان افکاری که اگر شما را مودب می یافتند در همان 15 خرداد 42 ببخشید 25 خرداد 88 کار نظام را یکسره می کردند و سیستم شما را جایگزین. منتها الفاظ رکیک و بی شرمانه شما که از ابتدای کامنت بازیتان با غلظت بالا شروع شد و در حال حاضر به شکل انتصاب القاب مستعار بی ادبانه به اسم رئیس جمهور و امام ما تقلیل یافته است برای شما عیان است برای ما و توده ها هم عیان است. لذا بحثی راجع به بی ادبی و بی شرمیهای شما باقی نمی ماند. چطور شد تا بحث تحقیق شد و اعلام اسناد و مدارکی که یک به یک برایتان ارائه دادیم و ارائه خواهیم داد، نوبت رفتنتان شد؟ بمانید و از 3300 نفر خودتان دفاع کنید. و 6600 نفر فدایی با اراده تر از حجاریان معرفی کنید تا ببینیم با حضور آنها تا چه سالی توان تسخیر لانه جاسوسی مالدیف را خواهید داشت. اتفاقاً آقای عمادالدین که از دوستان شماست آن جمله امام را از امام می داند و روی آن بحث کرده تا در نهایت عدد 60 هزار شهید امام را به عدد 3164 نفر رسانده است. که اتفاقاً این آمار مورد تأیید بنیاد شهید هم با اختلاف اندکی هست و اتفاقاً این عدد تقریباً همان آمار نظام پهلوی هم هست. خوب ما در اینجا می گوییم که همانطور که دوستان شما جمهوری اسلامی ما را متهم به این می کنند که 72 کشته و بلکه بسیار بیشتر از آن را که در 5 ماه اخیر اتفاق افتاده را 20 نفر اعلام می کند تا آمار کشته ها کم جلوه کند و همین طور دوستان شما می گویند که نمی دانم در قطعه فلان بهشت زهرا گورهای دسته جمعی ساخته اند و دهها کشته را پنهانی در آنها ریخته اند، خوب ما هم می گوییم که نظام پهلوی شما هم آمار کشته های 15 ساله انقلاب را از 60هزار نفر تا 3000 نفر تقلیل داد تا آمارش کم جلوه کند و امروز آقای باقی بگوید که 3164 نفر از 42 تا 57 در راه انقلاب کشته شده اند. خوب سند جمله امام در کتابیست که ظاهراً اگر اشتباه نکم آقای باقی خودتان تألیف کرده و شما با یک سرچ ساده اینترنتی آن را خواهید یافت. اگر متوجه شدید که قطعاً این جمله برای امام نیست قضیه باقی را برای ما هم توضیح دهید تا بعد از تحقیق مجدد به نتیجه برسیم. خوب از این مرحله که بگذریم جناب آقای میشل فوکو یک هفته بعد از حادثه 17 شهریور به ایران می آید و آمار کشته های تنها این حادثه را بین 2 تا 3 هزار نفر اعلام می کند. از آنجا که آقای فوکو از خدایگان جریان رفرم در ایران است، ما از جانب شما به او احترام گذاشته و 2500 نفر میانگین را فقط برای 17 شهریور می پذیریم و برای اینکه مشتری شوید آن را در 4 ضرب می کنیم تا حدوداً کشته های انقلاب از 42 تا مثلاً 62 را که ابتدا توسط طاغوت و بعد منافقین کشته شدند را به دست بیاوریم. البته ممکن است بگویید چرا در 4 ضرب می کنید مثلاً در نیم!!! ضرب کنید که خوب ما می گوییم حوادث 15 خرداد و کشتارهای قم و تبریز و اطراف عدد 4 منطقی به نظر می آید حالا برای اینکه دبه نکنید در 3 ضرب می کنیم. می شود 7500 نفر. با توجه به 2 برابر شدن جمعیت ایران مظنه این عدد برای امروز می شود15000 نفر یعنی اینکه با این محاسبه اگر قصد انقلاب دارید باید در عرض 20 سال 15000 کشته بدهید. یعنی سالی 750 نفر یعنی به مدت 20 سال باید روزی 2 نفر کشته بدهید. با توجه به بزرگتان که حجاریان بود حالا بگردید دنبال پرتقال فروش. برای اینکه شما خیلی هم از امام زده نشوید که چطور بدون سند (از نگاه شما) 60 هزار نفر را فرموده اند (البته به نقل از باقی) و همین طور خیلی هم به آمار بنیاد شهید که مطابق آمار رزیم طاغوت هم هست توجه نکنیم و همین طور محاسبات با مدل میش فوکوی خودمان را هم کنار بگذاریم مثلاً می گوییم 10000 کشته از 42 تا 57. شهدای جنگ هم که برای تثبیت همان انقلاب جانفشانی کردند (که ترکیب بندی آنها را از نظر مارکسیسم و خلق و توده و ... را به عهده شما می گذاریم) حدود 300هزار نفر بودند و حدود600هزار نفر هم جانباز. البته فکر کنم شهدا230هزار نفر بودند که خوب شما قطعاً با بنیاد ارتباط دارید و عدد درستش را می دانید. خلاصه کمتر از 200هزار نفر نبودند. سرتان را درد نیاورم 60هزار امام را 10هزار فرض می کنیم و 200هزار شهید جنگ. وقتی این معادلات را حل کردید آن وقت بیایید تا در مورد سفارت مالدیف با هم بحث کنیم. یزید و معاویه و صهیونیستهای حرامی و روزه خوار مسلمان روز قدس پیشکش. البته مراقب باشید اگر قصد تسخیر سفارت مالدیف را دارید طوری نشود که فردا روزی مثل پدرانتان منتظری و مخملباف از کار خود در مقابل فرزندانتان شرمگین شوید. خیلی وارد این بحث نمی شویم که نسبت اینها با آن امامی که شما قصد نجات انقلابش از دست نااهلان و نامحرمان را دارید چه بوده است.
فحش بچه صلوات نیست. راستش این جمله را که چند بار نوشتم اصلاح می کنم. چون واژه صلوات یک واژه مقدس و قرآنیست صلاح نیست که در کنار واژه فحش برای این مفهوم به کار رود لذا ازین پس به جای این ترکیب به ظاهر غلط می گوییم:
- فحش بچه شکلات است.
- کسانی که شما بی شرمی و ناسزایتان را نثارشان می کنید خدایی برای اعاده حیثیت دارند.
- سفارت مالدیف فراموش نشود.
- ما مفتخریم که بی ادبان و بی شرمان در مقابل ما هستند در آخرین حلقه.
- سبب اقوا از مباشر است
- سبز باشید و سرفراز

جناب "محمد"

داداش تو واقعاً چت می زنی!!!!!!! این بیماری توهم مثل اینکه مرض واگیرداری بین شماست. اول میای می گی این کامنت ها رو یک نفر گذاشته. یقه مارال بنده خدا رو می گیری. بعد توهم روسیه می زندت. بعد گیر می دی به چین و ... . می گم آدرس بده می گی اینترنت و باقی و غیره ... خوب تو همون اینترنت خیلی چیزهای دیگه هم نوشته. به تو آدرس دقیق توی صحیفه امام می دم قبول نداری. آمار بنیاد شهیدم قبول نداری. بهت می گم اشتباه تو ارائه آمار تو اون زمان حتی اگه از سمت امام باشه اشکالی نداره با توجه به انسداد خبری اون زمان. اینقدر تعصب چشماتو کور کرده که این عدد تو عدد دیگه ای ضرب می کنی بالا پایین می کنی که یک چیزی گفته باشی. تو اگه وجدان داشتی این اظهار نظر فوکو رو که از آینده نیوز خوندی یا از جزوه آمار قربانیان آقای باقی اون خط پایینشم می خوندی و می نوشتی که تعداد آمار واقعی رو ارائه کرده. خود گویی خود خندی عجب مرد هنرمندی. در ضمن من دانشجوی خارج کشورم به خاطر فوت پدرم اومده بودم ایران حالا دارم بر می گردم. نه در رفتنی در کاره نه به این عدد سازی شما می گن تحقیق. شما که ادعای بزرگیت می شه در مقابل ما بچه ها، ادعای باسوادیت می شه در مقابل ما بی سوادها تا فردا صبر کن یک سر برو بنیاد شهید تا اینقدر مغزتو اذیت نکنی برای حساب کتاب. مصباح این مغزهای شما رو لازم داره.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
اتفاقاً همون سایتی که شما هم رفتی دیدی بالاخره اون جمله امام را نوشته بود یا نه؟ راستی اسم کتاب عمادالدین چی بود؟ بله همونطور که گفتم 3164 نفر را باقی نتیجه می گیره که مطابق آمار بنیاد شهید و رژیم طاغوت هم هست. حال شما بین آمار 60هزار امام و 3164 نفر باقی یا بنیاد یا طاغوت که همشان 3000 و اندی هستند هر کدوم را دوست داری انتخاب کن. ما میشل فوکو را که حتی بعدا آمار 17شهریور را به جای 2تا3 هزار 4 هزار اعلام کرد به سند همان سایتی که خودت دیدی و اتفاقاً منتسب به دوستان خودتان هم هست به خاطر گل روی شما ندید می گیریم. منظور شما این بود که میشل فوکو جای دیگه ای آمار دیگه ای داده؟ من آینده را خواندم از میشل فوکو چیز دیگه ای ندیدم اگر شما غیر از آن آمار دیده ای بگو تا محاسبات فوکویی را حذف کنیم و تنها درباره جمله امام و باقی حرف بزنیم و اطلاعات جدیتر. البته اگر سایت و مطالبی را که دوستان خودتان می نویسند را سند بدانی. به هر حال اگر فهمیدی باقی در مورد آن جمله امام اشتباه کرده سندش را به ما هم آدرس بده. (مگر اینکه شما از انسداد خبری آن روز خبر داشته باشی اما امامتان (می گویم امامتان چون طبق کامنتهای قبل ظاهراً امام شما با امام خمینی ما تفاوتهایی دارد) بعد از پیروزی 57 از آن انسداد آماری خبر نداشته باشد و راحت بیش از 60هزار شهید را بر زبان بیاورد). بالاخره آینده و باقی سند هستند یا نه؟ تا من برایتان از رسول جعفریان بگویم. در مورد اینکه کامنتهای قبل را مارال گذاشته باشد من گفتم "احتمالاً" و اگر شما سطح واژه شناسیتان ابتدایی هم باشد معنی آن واژه را باید بدانید. البته داستان مارال طولانی تر از این حرفهاست. سفارت چین و روسیه آدرس خودتان است که مرگش را می خواستید. منتها من برای اینکه پله پله پیش بروید سفارت مالدیف را پیشنهاد دادم که اگر روسیه را نتوانستید بگیرید لااقل در رزومه خود تحفه ای داشته باشید. درگذشت عزیزتان را صمیمانه تسلیت عرض می کنم. شکر که بعد از این هم کامنتهای پر از بی ادبی و بی شرمی مخصوصاً در کامنتهای خانه دانشجویی، یک کامنت بدون بی ادبی از شما دیدیم.
- سفارت مالدیف فراموش نشود.
- سبب اقوا از مباشر است
- سبز باشید و سرفراز

پایان مناظره وبلاگی ۲

پی نوشت مناظره وبلاگی1

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


پ ن ۱:

وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (سوره مبارکه فرقان آیه 74)
و آنان كه مى‏گويند: اى پروردگار ما، از همسران و فرزندانمان دلهاى ما را شاد دار، و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.

تفسیر المیزان ج 15 صفحه 339:

"وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً": يعنى ما را توفيق ده تا در راه انجام خيرات و به دست آوردن رحمتت از يكديگر سبقت گيريم، در نتيجه ديگران كه دوستدار تقوايند از ما بياموزند و ما را پيروى كنند، هم چنان كه قرآن كريم درباره ايشان فرموده: "اسْتَبِقُوا الْخَيْرات" و نيز فرموده:" سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ" و نيز فرموده: "وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ".

و گويا مراد از دعاى مورد بحث، اين است كه: بندگان رحمان همه در صف واحدى باشند، مقدم بر صف ساير متقين. و به همين جهت كلمه "امام" را مفرد آورد و نفرمود: "و اجعلنا للمتقين ائمة".

بعضى از مفسرين گفته‏اند: مفرد آوردن كلمه مذكور از اين جهت بوده كه اين كلمه هم در يك نفر و هم در جمع، مفرد مى‏آيد. بعضى ديگر گفته‏اند: إمام در اينجا، جمع "آم" به معناى قاصد است، هم چنان كه كلمه "صيام" جمع صائم مى‏آيد و معناى آيه اين است كه: خدايا ما را قاصدين متقين قرار ده تا همواره ايشان را قصد كنيم، و به ايشان اقتدا نماييم، هم چنان كه اهل بيت علیهم السلام آيه را "و اجعل لنا من المتقين اماما" قرائت كرده‏اند.

تفسیر نمونه ج 15 صفحات 168 و 169:

و بالاخره دوازدهمين وصف برجسته اين بندگان خالص خدا كه از يك نظر مهمترين اين اوصاف است اينكه آنها هرگز به اين قانع نيستند كه خود راه حق را بسپرند بلكه همتشان آن چنان والا است كه مى‏خواهند امام و پيشواى جمعيت مؤمنان باشند و ديگران را نيز به اين راه دعوت كنند.

آنها چون زاهدان گوشه‏گير و منزوى، تنها گليم خويش را از آب بيرون نمى‏كشند، بلكه سعيشان اين است كه بگيرند غريق را! لذا در پايان آيه مى‏فرمايد: آنها كسانى هستند كه مى‏گويند: "پروردگارا ما را امام و پيشواى پرهيزگاران قرار ده "وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً".

باز توجه به اين نكته لازم است كه آنها فقط دعا نمى‏كنند كه تكيه بر جاى بزرگان به گزاف زنند بلكه اسباب بزرگى و امامت را آن چنان فراهم مى‏كنند كه صفات شايسته يك پيشواى راستين در آنها جمع باشد و اين كارى است بسيار مشكل با شرائطى سخت و سنگين.

حتماْ فراموش نكرده‏ايم كه اين آيات صفات همه مؤمنان را بيان نمى‏كند بلكه اوصاف گروه ممتاز مؤمنان را كه در صف مقدم قرار دارند تحت عنوان "عباد الرحمن" شرح مى‏دهد، آرى آنها بندگان خاص رحمانند، و همانگونه كه رحمت عام خدا همگان را فرا مى‏گيرد، رحمت اين بندگان خدا نيز از جهاتى عام است، علم و فكر و بيان و قلم و مال و قدرتشان پيوسته در مسير هدايت خلق خدا كار مى‏كند.

آنها الگوها و اسوه‏هاى جامعه انسانى هستند.
آنها سرمشق هايى براى پرهيزگاران محسوب مى‏شوند.
 آنها به چراغهاى راهنمايى در درياها و صحراها مى‏مانند كه گم گشتگان را به سوى خود مى‏خوانند و از فرو غلتيدن در گرداب و افتادن در پرتگاهها رهايى مى‏بخشند.

در روايات متعددى مى‏خوانيم كه اين آيه درباره على علیه السلام و ائمه اهل بيت علیهم السلام وارد شده و يا در روايت ديگرى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانيم كه: "منظور از اين آيه مائيم".

بدون ترديد ائمه اهل بيت علیهم السلام از روشنترين مصداقهاى آيه مى‏باشند، اما اين مانع از گسترش مفهوم آيه نخواهد بود كه مؤمنان ديگر نيز هر كدام در شعاعهاى مختلف امام و پيشواى ديگران باشند. بعضى از مفسران از اين آيه چنين استفاده كرده‏اند كه تقاضاى رياست معنوى و روحانى و الهى نه تنها مذموم نيست بلكه مطلوب و مرغوب نيز مى‏باشد.

 

پ ن ۲:

خس و خاشاک را نه تنها نمی توان با لفظ ولگرد که دکتر خاتمی به کار می برد مقایسه کرد بلکه با ادبیات آقای صانعی هم قابل مقایسه نیست. همان ادبیاتی که موجب جاری شدن حد و ضربات شلاق می شود.

مناظره وبلاگی1

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مناظره وبلاگی۱

سلام
در مورد پستهای "از نسل ایرانا"  و  "گنج غم عشق" بعضی از دوستان انتقاداتی داشتند که در آرشیو نظرات مربوطه موجود است. از آنجا که خود این انتقادات و پاسخ های بنده می تواند برای دیگران هم قابل استفاده باشد، آنها را به صورت یک پست مستقل ویرایش نمودم.

مناظره وبلاگی انجام شده در پست "از نسل ایرانا" بین بنده و جناب "م.شمع" :

نقد م.شمع:

سلام رفیق
راستش من زیاد آدم سیاسی نیستم، سعی می کنم بدون تعصب فکر کنم و بنویسم ولی ....

نسبتاْ آشنایی خوبی با تاریخ اسلام دارم و این مانع از این می شه که به این راحتی از تاریخ مثال بیارم، دوست عزیز برای مثال آوردن از تاریخ باید سالها کار کرد، تاریخ خوند، جامعه خوند، انسان رو شناخت، روانشناسی اجتماعی رو گذروند و کلی مسائل خیلی وقت گیر، تا اینکه بتونیم لااقل چند پارامتر رو به هم نظیر کنیم و استنباطمون حالت صرف سیاسی پیدا نکنه. به همون راحتی که شما از تاریخ مثال می آرین، دوستان مخالف شما هم می تونن چیزهایی از تاریخ اسلام و روش زندگی علی و ... مثال بیارن، مثل اینکه نباید زندان سیاسی باشه، نباید شکنجه باشه و کلی مثال دیگه منتها اون چیزی که من رو بد اذیت می کنه استفاده ابزاری و سیاسی از بهترین و ارزنده ترین داشته های تاریخی شیعه است.

واقعیت اینه که نه اون عربی که بهش اشاره کردین چیزی برای ارائه داشت! که با فهم ناقص اسلام، شروع کردن و دنیا رو گرفتن بعد هم دیدیم چه گندهایی که نزدن! و نه واقعاً ایران با اون جنگ احیا شد! ایران بعد ها و توسط آشنایی با اهل بیت به این مقام رسید نه این که با جنگ اعراب.

جوان ایرانی هم از اون حرفهاست، جوان ایرانی کیه؟ جالبه چرا هر کسی خودش رو می ذاره جای یک جامعه، این رییس جمهور که میگه ملت ایران! آقا ملت ایران کیه؟ جوان ایرانی کیه؟ این حرفها مصداق کلی گوییه و بیشتر به درد مباحث احساسی و ادبی می خوره تا بحث مدلل!

و اما آخرین نقطه :

فرمودید کسانی که امامشون فلانیه، مگه امام شدن کشکیه، کسی غیر از معصوم حق امامت نداره، لفظ امام رو نمی گم ولی امامت مفهومی است به عمق تشیع و جیزی نیست که به راحتی ما به دستش آورده باشیم، چطور ممکنه آدم ولایتش رو بده دست کسی که جایز الخطا است، نه تنها خاتمی و موسوی و ... که خامنه ای و خمینی هم این قدرت رو ندارن که امام باشن، فکر کنم اینقدر این مسائل سیاسی رو به خوردمون دادن دیگه همه چیز رو می خواهیم مسخره کنیم، اولاً که خود خامنه ای جرأت این اظهار نظر رو نداره ثانیاً ما چرا باید قبول کنیم، این ضربات به تشیع بد تر از هر استکبار و استثمار و ... ضربه می زنه، یه کمی از تاریخ مثال می آریم، بعد خامنه ای میشه علی(ع) و کروبی میشه معاویه و ما هم هر چی بخواهیم از اون برداشت سیاسی می کنیم و ....! به فکر نسلهای بعدی نیستیم که چه فکر می کنن! اومدیم و خامنه ای سالها بعد که تاریخ نوشتن آدم خوبی از آب در نیومد! چرا علی زیر سوال بره، هر کسی جای خودش رو داره و نباید با استناد ناقص و دلبخواه تاریخی مسائل رو خلط کرد و آخرش هم نتیجه گیری، اون چیزی که از قبل می خواستیم همون میشه، من تعجب می کنم چرا این طرفی ها وقتی تاریخ رو بررسی! می کنن همون عقاید قبل از بررسی رو بدست می آرن و هر موقع اون طرفی ها تاریخ رو بررسی! می کنن عقاید خودشون رو از تاریخ بدست می آرن! خیلی عجیبه مگه تاریخ یک موضوع واحد نیست!!!!! که هر کسی نظرش رو از تاریخ اسلام بیرون بکشه و بعد هم چند نفر رو به چند نفر متناظر کنه بگه بله آقا پس کار من درسته، این نگاه با پیش فرض به تاریخ اون تحلیل رو سطحی و در حد روزنامه ها و مجلات پایین می آره، اگه می خواهیم از تاریخ مسئله ای رو استنباط کنیم باید بدون نظر قبلی تاریخ رو بخونیم برادر، نه این که چند تا شنیده از این طرف چند تا از آقای بالا منبر چند تا از مامان بزرگ و بابابزرگ بعد بشینیم به بافتن!

لحنم خیلی تند شد برادر عذر می خوام ولی راستش من یکی نمی خوام ارزشمندترین اندوخته های بشریت صرف لفاظی های جناح های سیاسی و مشتی "زنده باد ... "، "مرده باد ..." بشه که زاییده و زاینده "عشق" و "نفرت" اند که هیچ کدام بن مایه قوی عقلی ندارند.

یا علی، رفیق

راستش زیاد حرف زدم ولی یادم رفت، یک جایی فرمودید، طرف مقابل آزادی بیان رو طاقت نمی اره! بله ولی آزادی بیان جایی معنی داره که قدرت دست اون طرف نباشه و نتونه به این شکل اعمال کنه، آزادی بیان جایی معنی داره که اندیشه آزاد باشه، نه اینکه ..... «نامه ۳ک۳۰ و فیلم ۳ک۳۰ و ...» اینها هم که در حد مباحث روزنامه ای آن رفیق اندیشه است که ارزش وقت گذاشتن رو داره، سیاست خیلی جذاب و بسیار کم عمقه، من به همه جونها توصیه می کنم قبل از 40 سالگی در مورد سیاست زیاد وقتشون رو هدر نکنن، سعی کنیم بخونیم و بخونیم و بخونیم ولی نه روزنامه که کتاب!!!! البته توصیه است نه نصیحت!
خدافیز رفیق

پاسخ بنده بر نقد جناب "م.شمع":

سلام. از نظر کامل و زیبای شما لذت بردم. ادب و ادبیات شما مرا به وجد آورد که پاسخی هرچند ناقص برایتان بنویسم.

فکر کنم شما کمی تاریخ را سخت گرفته ای. نباید اینقدر دایره دید ما به تاریخ سختگیرانه باشد و این هم درست نیست که ساده انگارانه تاریخ را به امروز بکشانیم. باید برای تناظرها استدلال داشت. درباره تاریخ آنقدر حرف هست که اگر واردش شویم ممکن است همان نیمچه ذهنیت درست قبل را هم از دست بدهیم. برخی که اصلاً تاریخ را قبول ندارند می گویند تاریخ چیزی نیست الا ذهنیت مورخ. یعنی اینکه هرآنچه را که خواسته ضبط کرده. برخی می گویند که اصلاً تاریخ برای امروز نیست و ثابت می کنند که فکت های تاریخی برای همان دوره بود و امروز مبانی چیز دیگریست.

شما در بخشی از نوشته جواب خود را داده اید. به راستی به قول شما چرا هر طرف به نفع خودش از تاریخ برداشت می کند؟ کاملاً روشن است هر کس به فکر خود و اثبات کردن خود است. مگر جریان رفرمیست قبل 22 خرداد نمی گفت من تابع قانون و ولایت فقیهم پس تابعیت چه شد؟ آیا اگر رأی می آورد تابع بود؟ هر کسی می خواهد برای اثبات خودش دلیلی بیاورد. مشخص است که هر کس از تاریخ به نفع خودش برداشت می کند و نمی دانم چرا برای شما سوال شده که چرا از تاریخ که یک مفهوم است دو برداشت می شود؟ خوب معلوم است مگر در صفین بیش ازیک حق حاضر بود؟ پس چرا مردم دو دسته شدند؟ اگر حق واحد است که هست چرا شمشیر کشیدند. در همین تاریخ آمده که به امام می گفتند که ما چه کنیم به این سمت میدان نگاه می کنیم همه در حال نماز و مناجاتند به آن طرف هم نگاه می کنیم همه در حال نماز و مناجاتند. ما چطور تشخیص دهیم؟ در چنین فتنه ای باید آنقدر بصیرت داشت که بتوان حق را تشخیص داد. راه سومی نیست. اگر از میدان خارج شویم و روشنفکرانه دو طرف را به حال خود رها کنیم اوج ضعف و ترس و بی سوادی خود را نشان داده ایم. باید حق را شناخت و تا آخر پایش ایستاد.

امروز هم همان است. امروز امام موسوی در مقابل امام خامنه ای ایستاده و کسی در این رویارویی شکی ندارد. دیروز اگر می گفت تابع ولایتم شاید عده ای می پذیرفتند اما امروز نمایان است که در مقابل امام خامنه ای ایستاده. همان طور که گفته اید ما روی لفظ "امام"۱ اختلاف نداریم. لذا در به کار بردن این لفظ هم پس اختلاف نداریم. امروز هم این دو طرف در مقابل هم هستند و هرکس طرفی را انتخاب می کند و استدلال می کند. اشکالش کجاست؟ ما خود را طرف امام خامنه ای می دانیم عده ای هم خود را طرف امام موسوی و بحث و مناظره می کنیم چه اشکالی دارد؟ ممکن است بگویید شکنجه و باتوم و زندان. قبول. من چند سوال دارم.

الان مبنای حکومت ما چیست؟ آیا غیر از اسلام است؟ همین اسلام در قالب قانون اساسی میثاق ملی ماست آیا جز این است؟ خوب بفرمایید چه کسی بر اساس قانون عمل کرد؟ امام موسوی می گفت من به قانون ناقص هم پایبندم یعنی بر اساس این حرف، شما نمی توانید بگویید که ما قانون را قبول داریم ولی بعضی جایش اشکال دارد چرا که مهندس گفته من به ناقص آن هم پایبندم حتی گفته جسدش هم محترمه. خوب کجای این قانون اجازه توهین مداوم 4 ماهه را به رفرمیستا داده بود که علیه نفر دوم قانونی مملکت هر چه می خواهند بگویند؟ احمدی نژاد امام من نیست اما قانون و ادب به من اجازه نمی دهد که در ورزشگاه آزادی 2 خرداد آن طور با او معامله کنم. دکتر رهنورد و دکتر خاتمی هم آنجا بودند. راستش حوصله مصداق آوردن ندارم خیلی از مصداق ها را در جای جای وبم آورده ام که تا به حال هیچ کس پاسخی برای آنها نداده است وقتی از آنها می گویم سریع سراغ شکنجه را می گیرند.

اما سوال بعدی آیا از نظر شما یک حکومت اعم از عادل یا ظالم در برابر معترضانش چطور باید عمل کند؟ اصلاً معترضان سطوح متفاوتی دارند یا نه؟ معترضی که مسجد می سوزاند و معترضی که چون شما مودبانه بحث می کند در یک سطحند؟ آیا شما در سطحی هستید که برای نشان دادن اعتراض خود اتوبوس و بانک آتش بزنی؟ قطعاً نیستید. خوب حکومت با این تیپ چطور باید تا کند؟ اجازه دهد که یکی یکی مراکز را فتح کنند و تمام. پایگاه بسیج و مخابرات و ... و پاستور را بگیرد و گارد ویژه تماشا کند؟ خیر این طور نیست هیچ جا این طور نیست. کسی که خروج می کند بر هر حکومتی توسط هر حکومتی مهار می شود اما معترضین و منتقدین مثل شما که خروج نکرده اند.

اما تفاوت حکومت اسلامی در این است که حداکثر رعایت را با اسیران داشته باشد. شکنجه به هیچ عنوان نباید جایی داشته باشد اگر باشد باید با مسببینش مثل ابطحی برخورد کرد. محسن ایمانی و علیرضا توسلی و ترانه موسوی شایعه بود شکنجه هم قطعاً شایعه است. استثنا هست که برخورد می شود اما شکنجه برنامه ریزی شده در سطح کلان قطعاً شایعه است. مثل ایمانی و توسلی و ترانه موسوی. من مثل برخی دوستان رفرمیست نیستم که ما را مطلقاً مجرم می دانند و حتی یک سر سوزن از اقدامات خود و طیف خود ایرادی نمی گیرند. سوال دیگرم این است که چرا هر کس علیه ماست بی ادب است؟ در نظرات قبلی هم حتماً دیدید. شما علیه بنده نیستید من و شما دغدغه واحدی داریم منتها با روش های متفاوت لذا بی ادبی هم نداریم اما دوستانی که می گفتند "بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم" چرا در مقابل نقد از کوره در می روند؟ پس قانون و اخلاق به چه دردی می خورد؟

اگر ولایت نباشد اگر ولایت فقیه نباشد، پس معیار ما چیست؟ قانون را که قبول ندارند. اگر قبول داشتند که قبل از اعلام نتایج تبریک نمی گفتند اگر قبول داشتند که از شعبده بازی و مهندسی آرا و رفراندوم آن هم با مجمع تشخیص نمی گفتند. پس قانون به کنار. تکلیف من و شما در صفین امروز چیست؟

می گویید نه امام خامنه ای نه امام موسوی چون هر دو خطاپذیرند؟ قبول پس معیار چیست؟ عقل است؟ عقل ابزاری می خواهد عقل پایگاه دانشی می خواهد که موتور استنتاجش را به حرکت در آورد. پایگاه دانش را از کجا بیاوریم. شما که در تاریخ اینقدر سخت می گیرید که باید جامعه و روانشناسی و چه و چه را مسلط شویم و بعد بتوانیم کمی از تاریخ استفاده کنیم پس در این صورت برای تکمیل پایگاه دانش عقل خود باید دهها سال و بلکه قرن ها بگذرد تا به نقطه مطلوب خود برسیم و بتوانیم تحلیل کنیم.

برای ما ملاک، ولایت است. اگر بخواهیم وارد این شبهه شویم که فلانی جایز الخطاست که دیگر رهبر معنی ندارد. اصلاً به شما می گویم که از کجا معلوم همین قرآن هم ناقص باشد یا تحریف شده باشد از کجا معلوم لفظ باشد یا معنا از کجا معلوم به درد امروز بخورد؟ از این شبهات بسیار است. امام اگر یک نفر باشد بهتر است تا اینکه هزار نفر باشد. اولی الامر امروز ما ولی فقیه است و ما تابع اوییم البته اگر شبهه نکنید که "اگر بگوید ماست سیاه است شما قبول می کنید؟" این شبهات برای دهه 60 بود. امام ما امام خامنه ای است و منطقی و قانونی و مودبانه از خود دفاع می کنیم.

برای اینکه طولانی تر از این نشود کمی هم از جوان ایرانی می گویم و تمام. همه حرفهایم را نگفتم چون برخی فراموش می شود و برخی را زمان اجازه نمی دهد. منظور من از جوان ایرانی همان 200 هزار جوانیست که در جبهه شهید شدند چند درصدشان به خاطر ولایت امام خمینی بود؟ آیا شستشوی مغزی شدیم؟ آیا وصیت نامه هایشان جعلیست؟ نفرمایید که همه آنها ولایتی نبودند بله نبودند عده ای هم وطن پرست بودند اما از شهدا و جانبازان چند درصد ولایی و چند درصد چیز دیگری بودند؟ سالی چند میلیون نفر از مناطق جنگی دیدن می کند و سالی چند در صد افزایش می یابد؟ چند درصد از بازدید کننده ها مسیر زندگیشان بعد از اردو تغییر می کند؟ امروز جوان ایرانی در سنگر علم چقدر درخشش داشته؟ آیا شما هم از آنهایی هستید که می گویند ما مطلقاً کاری نکردیم و همش برای چین و روسیه است؟ پزشکی و فضایی و هسته ای از ماست یا آنها؟ منظور من از جوان ایرانی اینهاست. اگر این جوان ها و امامشان باعث لطمه به شیعه شده اند پس حتماً پهلوی و قاجار باعث فخر شیعه بودند. چند درصد از زمین ما را قاجار تسلیم این و آن کرد؟ پهلوی چطور؟ جوان ایرانی چطور؟ جوان ایرانی عصر قاجار کجا بود زمان فتحعلی شاه؟

خلاصه کلام اینکه معیار ما قانون است و بر اساس آن طرح دوستی و اتحاد می ریزیم. امام ما امام خامنه ای است و به تمام امامان قانون مدار هم احترام می گذاریم. اگر آزادی بیان نبود موسوی جرأت اعلام ابطال نداشت. خاتمی هم جرأت اعلام رفراندوم نداشت. کروبی هم جرأت انتشار نامه آنچنانی نداشت. آیا آزادی بیان تنها وقتی است که فرد مدعی عدم آزادی بیان بر کرسی قدرت باشد؟ آیا وقتی آزادی بیان داریم که رفرمیستها بر مسند باشند؟ آن وقت که بودند چقدر آزادی بیان بود؟ مصباح از نظر آنها آزادی بیان داشت؟ جواد لاریجانی چطور؟ پناهیان و حسن عباسی و ... چطور؟ زمان هاشمی آزادی بیان بود؟ ...
هر کس که قانون مدار است متحد ماست. حق و باطل همیشه هستند تشخیصشان با ماست. ممکن است مانند صدر اسلام دو طرف نمایان باشند یا مثل صفین و نهروان هر دو ظاهری یکسان داشته باشند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن...
سبز باشید و سرفراز

نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام رفیق
تاریخ آنطوریکه من می فهمم، مجموعه حوادث و وقایع بی ربط نیست بلکه مشخصاً قواعد و سنت های لایتغیری دارد که بر اساس همان عمل می کند دقیقاً مثل شیمی که اگر هیدروژن و اکسیژن را ترکیب دهی می شود آب، حوادث و اتفاقات مسلسل و به هم پیوسته ای است که اگر پشت سر هم بیایند همان نتیجه را خواهند داد. این نگرش من به تاریخ است ولی برادر پارامترهایش بسیار بسیار وسیع است، به این راحتی قابل ارزیابی نیست، حرفهای روزنامه نگاران و اینها را همه بریز دور، کار میبرد. سخت گیری من دلیل دارد و آن هم اینکه هر کسی به راحتی فهم خود را از تاریخ استنتاج نکند، دقیقاً مثل تفسیر به "رآی"، رأی یعنی نظر یعنی پیش فرض، هر کسی با پیش فرض به سراغ هیچ متنی و هیچ واقعه ای نرود.

تا جایی که من از نظر علمی تحقیق کردم نتوانستم "ولایت مطلقه انتصابی فقیه " را بفهمم و از أن تبعیت کنم، دلایلم زیاد است ولی به این بسنده می کنم که این نظریه مختص امام خمینی است. امام برای سخنانش دلایل عقلی ارائه نمی کند، از کتاب و سنت هم آنطور که من خواندم دلایلشان قابل قبول نبود البته از سنت چیزی را ارائه نمی کند از اجماع فقها هم که خودتان بهتر می دانید، هیچ اجماعی نیست. هم در کلمه اول "ولایت" که بعضی نظارت، یا چیزهای دیگر می فهمند، نه در کلمه دوم "انتصابی " که خیلی ها انتخابی را درست می دانند. نه درکلمه سوم که اکثر فقها "مقیده" را ترجیح می دهند، و نه در فقیه. مثلاً امام در نامه ای که به آقای خامنه ای می نویسند و می گویند شما ولایت فقیه را نفهمیده اید، نوشته اند که "حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله است یک از احکام اولیه است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حکومت می تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در مواقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو نماید" (دغدغه حکومت دینی، محسن کدیور ص129)

خوب چند مسئله وجود دارد اولاً امام گفته رسول الله ولایت مطلقه داشته، این ادعای امام را می شود با مثالهای نقض، نقض کرد، کجا پیامبر هر حرفی که می زد عمل می شد (در بین خود مسلمانان را عرض می کنم مثلاً در جنگ احد پیامبر تصمیم گرفت داخل بجنگند ولی جوانان ترجیح دادند بیرون بجنگند و پیامبر پس از مشورت با آنها نظر آنان را پذیرفت با اینکه می دانست جنگ را خواهند باخت ولی برای اینکه نشان دهد مستبد و خودرأی نیست این مشورت را پذیرفت و از ولایت مطلقه خود کنار آمد، جنگ را هم واگذار کردند ولی باز هم خم به ابرو نیاورد و نگفت که دیدید که مثلاً من گفتم داخل بجنگیم و ...، و تمام مثال هایی که پیامبر مشورت با مردم را بر نظر خود ترجیح داده است) ولایت مطلقه ای که امام تعریف می کند این چنین مسائلی ندارد، مشورت آنهم نه با جوانان و ... آحاد مردم، بلکه با خودی هایی که آن هم حالت تشریفاتی دارد بعد هم که اتفاقی می افتد، هی می گویند جام زهر، جام زهر ....

دو اینکه رفتار پیامبر با مردم این نبود که ما امروز از ولی فقیه می بینیم، من حتی تصور اینکه با ایشون دیدار و نه بحث و مشورت و ... ندارم، اصلاً شده است یک موجود ماورایی که کلی قداست پیدا کرده است، آیا پیامبر با مردم اینگونه برخورد می کرد، روزی بعد از یکی از فتوحات پای به قریه ای می گذارد که مردم دورش جمع می شوند، پیرزنی هنگام سخن گفتن زبانش می گیرد از ابهتی که از پیامبر شنیده است، پیامبر نزدیک می آید، و جمله ای که می گوید سخت تکان دهنده است: من فرزند همان زنی هستم که با دستان خودش شیر می دوشید، از چه ترسیده ای، زبانت برای چه گرفته ..... واقعاْ سخت است که این رفتار ها را با هم مقایسه کنیم.

امام خمینی ادامه می دهد که حکومت اسلامی بر نماز و روزه و ... مقدم است، این نظر شان را چه جوری قبول کنیم! از کجا این استدلال را می کند، بیشتر ارزش خطابه دارد تا ارزش علمی، یا می فرماید، می تواند قرارداد را یک طرفه لغو کند! در حالیکه ما در قرآن داریم که تأکید می کند، شما بر عهد ی که با کافران (بله با کافران) بسته اید پایبند باشید تا زمانی که آنان عهد را زیر پا نگذاشته اند، حال این مصلحتی که امام می فرماید کچا و چگونه باید فهمیده شود، از آن مسائلی است که جای بحث زیاد دارد. اصلاً مصلحت نظام موضوعی بود که در این حکومت مطرح شد وگرنه قبلاً اسلام مصلحتی و مصلحت اسلامی وجود نداشت، ممکن است بگویند مصلحت زمانی است که دو مورد شرعی یکی مهم دیگری مهمتر تعارض پیدا می کنند، بله ولی امام این نظر را که می شود از نماز و روزه و حج و اینها صرفنظر کرد برای حکومت اسلامی از کجا می آورند.

موضوع دیگری که مطرح می کنند این است که حفظ حکومت اسلامی از اهم واجبات است و اصلاً واجبی بالاتر از آن نیست، این هم موضوعی است که امام برایش دلیلی از کتاب و سنت و عقل نمی آورد، و ما فقط به خاطر اینکه امام خمینی است قبولش می کنیم!!!!! حکومت اسلامی، حکومتی است که تعبیر و تفسیر ها بسیاری از آن می شود، اسلام را سروش هم قبول می کند، مصباح یزدی هم قبول می کند، محسن کدیور هم از حکومت دینی دفاع می کند، جوادی آملی هم از حکومت دینی و اسلامی دفاع می کند، ولی تفاوت از زمین تا ....

به نظر من تا زمانی که حکومت اسلامی تعریف نشده است باید این نظر امام کأن لم یکن تلقی شود! چرا که خود امام هم از ولایت فقیه چند برداشت دارد که کدیور 4 مرحله زمانی و تفاوت ماهوی آنها را در سایتش توضیح داده است. در ضمن گیریم حکومت اسلامی تعریف هم شد، مگر علی (ع) برای حفظ اسلام، (خود اسلام نه حکومت اسلامی)، بعد از سقیفه "حکومت اسلامی " را رها نکرد و 25 سال از بهترین سالهای عمرش را خانه نشین نشد؟ اگر حکومت اسلامی اهم واجبات بود باید دست به شمشیر می شد و حکومت اسلامی پیامبر را نجات می داد ولی اتفاقاً دید که اگر حکومت اسلامی را نجات دهد، همان نماز و روزه و حج و ... اینها تعطیل خواهد شد و شکافی در امت خواهد افتاد که بهتر است همان حکومت را با اینکه حق الهی و عقلایی با اوست رها کند تا خود اسلام در خطر نیفتد و در دامان دایه ای بزرگ شود ولی نمیرد! اصلاً وبلاگ چه جای ....

فرمودید اگر حق واحد است چرا طرفین در جنگ صفین دو دسته شدند، خوب جواب معلوم است ولی اینکه فرمودید باید حق را شناخت و تا آخر پایش ایستاد را قبول دارم ولی اینکه، حق برای خودش معیار دارد نه اینکه افراد معیار حق و باطل باشند (غیر از معصوم که بحث خود را می طلبد) (نهج البلاغه). اگر می گویید امام شما خامنه ایست و امام آنها موسوی و قرار باشد هر دو گروه هم پای امامشان تا آخر باشند به نظرتان چه اتفاقی می افتد؟ فرمودید مبنای حکومت ما اسلام است، این نظر را از کجا با این صراحت می فرمایید، اولاً گفتم اسلام از سروش تا مصباح لفظ اسلام دارد، ثانیاً آیا مردم قبول دارند که مبنای حکومت ما اسلام است یا فقط نظر یک طیف خاص است؟ ثالثاً تا جایی که من به خاطر دارم پدرانمان سال 58 به "جمهوری اسلامی "رآی دادند نه به "حکومت اسلامی".

قانون!!! از اون مسائلی است که خیلی مضحک ازش استفاده میشه! مگر حرکت رهبر قبل از تأیید شورای نگهبان قانونی بود، مگر طبق قانون نمی شد تجمع بدون مجوز کرد؟ مگر آزادی اندیشه را قبول نکرده ایم! کجای قانون اجازه توهین مداوم 4 ماهه را داده بود؟ خوب قبول، روش توهینی را قبول ندارم، و قبول دارم روش میرحسین و فائزه و ... در تخریب ها روش اسلامی نبود.

و اما یک حکومت در برابر معترضانش چگونه باید برخورد کند؟ شما را ارجاع می دهم به سنت پیامبر و علی، در برابر معترضان چگونه برخورد می کردند؟ چون گفتم از تاریخ مثال بی دلیل نمی آورم، نمی روم سراغ مصادیق ولی یک حکومت خیلی فرق می کند با "حکومت جمهوری اسلامی " خیلی مسائل در خیلی حکومت ها قابل قبول است ولی اسلام این اجازه را به ما نمی دهد! برخورد علی را با خوارج قبل از سلاح به دست گرفتن مطالعه فرمایید.

معترضان حرفی برای گفتن دارند و اگر حکومت راست می گوید باید حرفشان را گوش کند، نه اینکه هر روز تحریک جدیدی با مسایل نسنجیده ای مثل "خس و خاشاک " و تحقیر آنها بکار ببرد، اگر خامنه ای در نماز جمعه بجای اینکه بگوید، "فکر کردید ما کوتاه می آییم "، می آمد و مستقیم با مردم (آشوبگر!!!) سخن می گفت و مثلاً می گفت، باشه شما صبر کنید ما سریعاً رسیدگی می کنیم و چند نفر از معتمدین این طرفی را بر می گزید و مجمعی تشکیل میداد برای رسیدگی به اعتراضات این وقایع به وقوع نمی پیوست برادر. در این قضیه واقعاً آقای خامنه ای نشان داد نمی تواند، پدرانه و ریش سفیدانه قضایا را حل کند، در ضمن اصلاً زندانی کردن را از کجای اسلام در آورده ایم، کجای اسلام زندانی سیاسی را قبول می کند؟ زندانی سیاسی از دیوار مردم بالا نرفته که اگر زندانیش کنیم دیگر نرود! اندیشه ای مخالف دارد و اندیشه قابل زندانی شدن نیست!!!! این مسئله ای است که حکومت ها هیچ وقت نخواهند فهمید و گور خود را با این مسائل پیش از موعد خواهند کند.

ملاک شما ولایت است، ولایت چیست، ولایت این است که بی چون و چرا از خامنه ای اطاعت کنید، یک مورد از این استنتاجتان را از کتاب یا سنت مثال بیاورید  ( اطیعوا الله و ... ) و اولی الامر را من فقط ائمه تفسیر می کنم نه بقیه، اگر دلیلی هست باید مستند و علمی بیان کنید تا رویش کار کنم ولی مسائل دبیرستان و دانشگاه مرا قانع نکرده است.

منطق این که "ماست سیاه است" را هم نفهمیدم که چرا تبعیت نمی کنید متأسفانه دهه 60 نبودم!

فرمودید جوانان ایرانی همان 200 هزار و اندی بودند، من زیاد درصد نمی دهم ولی می توانم بصورت علمی بگویم که اگر واقعاً بخاطر ولایت امام خمینی رفتند جبهه کارشان و اعتقادشان مشکل داشت، ما از نظر اسلام نمی توانیم اشخاص را ملاک بگیریم، حتی شخص پیامبر، را هم نمی توانیم برای جهاد ملاک بگیریم، کارهایمان باید برای خدا باشد و خدا نایب و ولی و وصی ندارد بلکه بصورت مستقیم با انسان در ارتباط است.

سنگر علم را من به عنوان دانشجوی به اصطلاح بهترین دانشگاه ایران، می توانم ادعا کنم، مزخرفی بیش نیست، ما واقعاً سالها و قرنها باید تلاش مستمر کنیم، دچار توهم هسته ای و سلول بنیادی نشویم برادر، دانشگاههای ما نمونه و کپی برداری خیلی ساده از آن چیزی است که در آن طرف دنیا وجود دارد ولی قبول دارم که نسبت به زمان شاه و ... زیاد تلاش شده است ولی دچار توهم روزنامه ای و هسته ای و ... نشویم.

آزادی بیان را هم که نمی خواهم وارد بحثش بشوم که فکر کنم خودتان هم احساس می کنید مغلطه است، در کشوری که هر جور صحبت کنی توهین به مقدسات محسوب می شود، مسخره است از آزادی بیان صحبت کنیم، آزادی بیان زمانی میسر می شود که مثل، مثلاً آمریکا تلوزیون از بوش انتقاد کند، مثلاً ما در صدا و سیمای میلی! به رهبر انتقاد کنیم یا حد اقل در یک روزنامه یا در یک گردهمایی و .... وگرنه اینکه من مثلاً با هزار تا نام مستعار اینجا و اونجا و با چند تا پروکسی دارم این مطالب را می نویسم که نمی شه آزادی بیان، در زمان خاتمی مگر مصباح آزادی بیان نداشت، کی مصباح را به دلیل سخنی که می گفت می گرفتند و زندانی می کردند؟ آزادی بیان تعبیر خاص خودش را دارد نه اینکه هر تفسیری بکنیم بعد بگوییم آزادی بیان همین است، خوب من کنج خونه می نشینم و آزادی بیان دارم ولی جرأت اینکه این مطالب را چاپ کنم ندارم!!!! این چه آزادی بیانی است که ادعا می کنید.

قانون هم ملاک ما نیست! البته که در خیابان به آن پایبند می مانیم ولی در دانشگاه آنرا به نقد می کشیم، منظور این است که قانون را نباید در جامعه سرپیچی کرد ولی بدلیل اینکه وحی نیست، باید در آکادمی ایرادهای آن را تشخیص و تصحیح کرد برادر ....

سخن بد جوری به درازا کشید و امیدوارم شما هم سبز و سرخ و سفید و سرافراز باشید.

در نهایت عذر می خوام اگه حرف تندی زدم، من چند بار هم گفتم سیاسی نیستم، ولی در این اتفاقات به عالم سیاست ناخواسته پرتاب شدم ......

پاسخ بنده بر نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام. با تشکر مجدد فراوان.

1= استنباط شما از سنت های لایتغیر الهی در تاریخ با نظر بنده کاملاً مطابق است. طبق سنن لایتغیر حکومتی با ظلم و دیکتاتوری و قانون گریزی باقی نخواهد ماند. حال منصفانه از ظلم و دیکتاتوری و قانون گریزی بگویید.

آقای کدیور از پاسخ امام خامنه ای به تذکر امام خمینی هم نوشته اند یا تنها تذکر امام خمینی را گفته اند؟ پاسخ ایشان را هم در نظر بگیرید.

2= آیا خداوند ولایت مطلقه دارد یا خیر؟
بله.
آیا ما به قرآنش عمل می کنیم کاملاً؟
خیر.
پس یعنی خداوند ولایت مطلقه ندارد؟
خیر.

منظورتان از اینکه مردم دورشان جمع شوند چیزی شبیه شهدای محراب است؟ اگر هم ایشان بخواهند اینگونه رفت و آمد کنند که حتماً می خواهند بنده و امثال بنده که حیات ایشان برایمان از حیات خودمان بالاتر است حرف دیگری داریم. بدون رعایت مسائل امنیتی در قرن 21 ایشان مثل بنده و شما نباید رفت و آمد کنند.

3= اگر حکومت اسلامی ارزش بالایی ندارد آیا اگر اسرائیل چون فلسطین حکومت ما را هم یکسره کرد آن وقت بنشینیم کنج اتاق نماز و روز بخوانیم و بگیریم؟

بسیاری از این نظرات بر اساس قاعده نفی سبیل است که شما اصلاً اشاره نکرده اید.

4= مقتضیات آن زمان باعث شد که امام سلام الله علیه صبر را بر شمشیر ترجیح دهد. از شما که معتقد به سخت گیری در برداشت از تاریخ هستید تعجب کردم که چرا به سادگی این دو مقطع متفاوت را متشابه فرض می کنید! یعنی می گویید همان طور که امام علی سلام الله علیه اسلام را به حق خود در سقیفه ترجیح داد لذا کنار رفت امام خمینی و یا امام خامنه ای نیز باید به خاطر اسلام کنار بروند؟

آن روز امام سلام الله علیه 4 نفر بیشتر کنار خود نداشت امروز چطور؟ آن روز چند نفر تئوری ولایت را فهمیده بودند امروز چطور؟ چرا امام سلام الله علیه در فتنه جمل استعفا نداد؟ مگر جملیان به ایشان معترض نبودند؟ چرا ایشان به خونریزی رسید آن هم با اصحاب پر سابقه؟ البته جنگ را شروع نکرد منتها استعفا هم نداد. بلکه جنگید. چرا در صفین استعفا نداد یا نهروان؟

لذا امام ما هم تا ما هستیم استعفا نخواهد داد. کاملاً نمایان است که وقتی ما نباشیم امام استعفا می دهد مثل مجلس ششم که امام در هسته ای استعفا داد.

تبریک به رئیس جمهور قبل از نگهبان غیر قانونیست؟ کدام اصل و تبصره؟ این کاملاً مرسوم و عرف بین الملل است برخی سران هم در آن تاریخ تبریک گفتند و برخی بعد از نگهبان. چه تناقضی دارد؟ در ضمن رهبری که فقهای نگهبان را تعیین می کند قطعاً بیشتر از آنها دغدغه نظارت دارد. به گمان شما ایشان خوابیدند تا نتایج اعلام شود؟ خیر. ایشان از پشت کوه نیامده اند بلکه لحظه به لحظه گزارشات را دریافت می کردند و استعلام می نمودند.

آنچه غیر قانونی بود تبلیغات انتخاباتی قبل از یک خرداد بود. من خوشحالم از انصاف شما که "روش موسوی و فائزه" را اشتباه و «غیر اسلامی» می دانید.

5= قبل از سلاح به دست گرفتن هیچ پلیسی با کسی کاری ندارد. آیا حمله به پایگاه بسیج سلاح به دست گرفتن است یا نه؟ تخریب اموال عمومی چطور؟ حمله به نوامیس و امنیت مردم چه؟

اینکه شما هنوز "خس و خاشاک" را برجسته می کنید نشان از حس ژورنالیستی دارد. شما از روش روزنامه ای گله می کنید و خودتان روزنامه ای می نویسید. مخاطب خس و خاشاک نمایان است چرا نمی پذیرید؟

امام خامنه ای قبل از نمازجمعه با همه ستادها دیدار کرد. دیدار خصوصی. هر چه گفت نشد. اگر طلحه و زبیر نخواهند برگردند امام علی سلام الله علیه هم نمی تواند کاری کند چه رسد به من و شما. امام سلام الله علیه هم نتوانستند جمل را پدرانه حل کند توانستند؟

ما اولی الامر را در غیبت امام سلام الله علیه ولی فقیه می دانیم. این هم یک سیستم است. از نظر علمی قطعاً می دانید که کتب زیادی هست. به قول شما از سروش تا مصباح. کامنتی نمی توان تفسیر کرد.

6= منطق "رنگ ماست و «دوغ»" روشن است. امام معصوم فرمود حدیث ما را هم با قرآن تطبیق دهید اگر مطابق بود بپذیرید. لذا در ولایت نیز ما رنگ ها را با قرآن تطبیق می دهیم.

متأسفانه بحث من در اینکه شهدا به خاطر امام خمینی به جبهه رفتند را نیز ژورنالیستی برداشت کردید. به خاطر ولی فقیه جان می دهیم یعنی اینکه ولایت فقیه ولایت امر معصوم است و ولایت معصوم ولایت خداست. لذا جان دادن برای امام جان دادن برای خداست. چون امام برای خداست. کسی برای امام خمینی جان نداد کسی شخص امام ملاکش نبود. کسی شخص ملاکش نیست. آرمان امام ملاک بود و مهندس می گفت آمده ام تا جامعه را به آرمان های امام نزدیک کنم!!!

مصباح که کاریکاتوری شد روحانی کاریکاتوری! حسن عباسی هم که ممنوع الهمهچی شد... و تعامل با دانشجو و معترضین در آرشیو موجود است. من هم در بهترین دانشگاه صنعتی کشور دیدم چه کسانی حاکمند و چه کسانی محکوم در عصر آزادی! بیان.

اگر شما هم در صفین بودید قطعاً اشعث ها را به اسارت می گرفتید چون بدبختی ما از صفین به بعد به خاطر برگشتن مالک است.

7= کاملاً صحیح است که باید با کار سیاسی و آکادمیک برای اصلاح قانون تلاش کرد. ولی آنچه ما در این 5 ماه دیدیم نه کار سیاسی بود نه آکادمیک. نوعی انقلاب بود. انقلاب بر میثاق ملی.

بحث جوان ایرانی را هر چه می خواهید بنامید اما آنچه که من می دانم این جوان ایرانی بود که بعد از 2500 سال مرزهای ارث پدری خود که از کوروش مانده بود را حفظ کرد. چه به خاطر شخص امام خمینی و چه به خاطر خدا. نه پهلوی توانست نه قاجار نه ... حتی صفوی هم چالدران را واگذار کرد.

بحث جوان ایرانی نامش مهم نیست. مهم این است که امروز تئوری ولایت در جوان ایرانی تثبیت شده و دیگر خبری از غیبت جوان ایرانی در مقاطع حساس نخواهد بود. سقیفه و جمل و صفین و معاویه و کوفه و قطعنامه 598 و مجلس ششم منشور عبرت ماست و ولایت برای ما حرف اول و آخر است. البته لطفاً شبهه نفرمایید که ملاک شما "شخص" است؟ خیر. شخص نیست.

از هم صحبتی علمی و محترمانه با شما بهره مند شدم و می شوم.
سبز باشید و سرفراز

نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام رفیق
داره خوشم میاد من آدمی ام که از طول کلام خوشم میاد (هر چند سعی نمی کنم طول بدم ولی ....)

1- پاسخ ایشان را هم خوانده ام، ایشان فقط گفته بله من فهمیده بودم و در محفلی خصوصی این سو برداشت را توضیح می دهم! مطمئناً از موضع خودشان پایین آمده بودند! البته شاید بعد ها دیدند "ولایت مطلقه" بهتر است و ... در ضمن من که منتقد "ولایت فقیه" ام، نظریه ولایت فقیه امام را خوانده ام و کلی مقاله در مورد آن خوانده ام ولی از شما می پرسم و انتظار جواب صادقانه دارم، شما انتقادات وارد بر ولایت فقیه را از یک کتاب مستقل خوانده اید؟ (نه از زبان و شفاهی بلکه یک کتاب یا مقاله ... هرچند با این آزادی بیان باید قاچاقی دنبالش بگردید ...)

2- خداوند "ولایت مطلقه" دارد ولی اگر مردم قبولش نکنند، زور می کند؟؟؟؟ نه، اصلاً نه در اصل دین و نه در پذیرش خدا زوری حکمفرما نیست، لذا با فرض قبول ولایت مطلقه بودن آقای خامنه ای (مثلاً ایشان در منزل خود بنشیند و بگوید من ولی امر مسلمین جهانم ولی چون مردم قبول نمی کنند زور نمی کنم! مثل خدا با اینکه ولی مطلق است ولی فعلاً کنار ایستاده و زور نمی کند!!!!)، اگر مردم قبولش نکنند نباید زور باشد! (اگر حکومت مطمئن است که طرفدار دارد یک همه پرسی مثل سال 58 برگزار کند! به قول امام که می گفت پدرانمان این حکومت را انتخاب کرده بودند و ما نمی خواهیم، الان ما هم همین را می گوییم، اگر حکومت نمی ترسد، 30 سال فرصت کافی برای یک نسل است بیاید و یک همه پرسی برگزار کند).

اینکه قرن 21 است و شهدای محراب! شهید شدند، خوب، مگر زمان ائمه یا پیامبر ترور نبوده، همین امام علی مگر ترور نشد! خوب پس باید ایشان با اسکورت و اینها بیرون می آمد؟ البته من منظورم این ها نبود من گفتم، من حتی تصور یک دیدار با خامنه ای را هم در ذهنیاتم و تخیلاتم نمی کنم، تا چه بماند به سوال و مشورت و ...؟ آیا سنت پیامبر و ائمه ما هم همین بوده است و این همه اشرافیت داشتند؟ برادر اشرافیت فقط مبل و لباس و ... نیست، اشرافیت یک نگاه و یک شرک خفی است که فرد احساس کند خود برتر از دیگری است، و شرف بیشتری دارد! این اشرافیت است نه اینکه روی مبل بنشیند و مثلاً بجای چای قهوه بخورد (نمی گم اینها نیست ولی اینها مشخص است و آثار بیرونی کاملاً نمایان است ولی اینکه کسی خود را برتر از دیگران احساس کند، آغاز شرک است و من این حالت را در رهبر که سهل است در روحانی ها هم می بینم، همیشه اول ما باید سلام کنیم، همیشه باید بالای مجلس بنشینند، همیشه مردم باید دست بوس باشند، همیشه احترام ....

من خودم ندیدم روحانی ای که مثلاً دست یک کارگر را ببوسد در حالیکه این کارها برای پیامبر ما اتفاق افتاده است! خب سوال می کنم، این اشرافیت از کجا، این القاب و عناوین و ... همه نشأت گرفته از نظام پادشاهی مسلط بر قرنهای متمادی بر ما بوده است که تفکر روحانیت ما را شرق زده کرده است، بله، قبول که ما غرب زده ایم ولی این اتهام را به روحانیت وارد می کنم که شما هم شرق زده اید، تفکر پادشاهی ظل الله در طول قرون در ایران و اطاعت بی چون چرا از وی، تفکر اداره کشور بطریق جمهور مردم را در شما کاملاً از بین برده است و این طرز حکومت اگر ایده آل نباشد ولی فعلاً خیرالموجودین است.

3- کسی منکر ارزش حکومت اسلامی نشد ولی جواب شما به نظر منطقی نیست، من که نگفتم ما همه راهب و زاهد بشیم و جنگ نکنیم که! من پرسیدم این که امام خمینی می گویند: برای حفظ حکومت اسلامی می توان واجبات را ترک کرد را از کجا استنباط کرده اند؟ این که خطابه ای سخن بگویند که جز 4 رکن اصلی اجتهاد نیست که! از کجا استنباط کرده اند؟ همین، نفی سبیل بله ولی نمی توان برای نفی سبیل یک حق بزرگتر را ملغی کرد، می شود؟ مثلاً در کربلا برای اینکه امام حسین نماز بخواند چند نفر سپر می شوند، خوب می شد امام نماز نمی خواندند تا چند نفر شهید نشوند و .... ؟؟؟؟؟ اصلاً جنگ برای زنده نگهداشتن نماز است، حکومت اسلامی برای زنده نگهداشتن نماز است نه اینکه برعکس، پس چطور می شود که حکومت اسلامی اهم واجبات می شود؟؟؟؟ (دلیل از کتاب، سنت، اجماع، عقل)

4- مقتضیات زمان کلمه بسیار کلی است باید ذکر کنید چه مقتضیات زمانی بود؟ و بفرمایید همان مقتضی الان نیست، اکنون به نظر من همه مشکل را از اسلام می بینند و ارزش اسلام در حال نابودی است نه یک نظام.

قانونی!!! من که گفتم! قانون بازیچه اصطلاحات شده است، خوب عقلاً معلوم است تا زمانی که نتیجه ای تأیید نشده است نباید تبریک گفت! تبصره نمی خواهد برادر، وقتی تبریک می گوییم قبل از اتمام یک انتخابات معلوم است که خبر از غیب داشتند وگرنه ...

تئوری ولایت فقیه را الان چند نفر فهمیده اند؟ این سوال را از هر بچه ای بپرسین می گوید ولی همان حرفهای تکراری دبیرستان را تحویل ما می دهد! مهم این است که شبهات مطرح شده توسط سروش و مجتهد شبستری و کدیور و ... پاسخ داده شوند که متأسفانه نشده است.

5- قبل از سلاح به دست گرفتن!!!!!!! روز اول شنبه بعد از انتخابات کسی سلاحی نداشت، من خودم بلوار کشاورز بودم، با موتور از پیاده رو می گذشتند و با باطوم همه!!! را می زدند!!!! دیگه اینها رو با چشم خودم دیدم، حمله به پایگاه بسیج هم که خیلی ساده لوحانه بود عکسهای کسی که بالای بام آن ساختمان بود همه جا هست، اگه حمله شده بود و پایگاه با ککتول مولوتف به آتش کشیده شده بود، اون آقا پشت بام چه کار می کرد؟ مسجد هم که مشخص بود از بام آن به عنوان سنگری برای شلیک استفاده می شد (فیلم هاش به وضوح موجوده youtube)، نوامیس!!!!!!!!!!! مردم!!!!!!!!!!!!!! مردم کیه اصلاً برادر؟

خس و خاشاک نشان از حس ژورنالیستی! چرا؟ مخاطب هنوز مشخص نیست، عین مردم، هنوز معلوم نیست این مردم کیستند؟ در ضمن اشاره رییس جمهور حالت تحقیر آمیز داشت و آتش را شعله ور کرد برادر، نکرد؟ پس نشان می دهد رییس جمهور ما آدم زیاد روشن و آگاهی نیست!

زمانی که جنگ با طلحه و زبیر پیش آمد، امام چندین بار پیک فرستاد، به آخرین پیکی که می فرستاد فرمود، تو را خواهند کشت!!! چقدر پیک فرستاد به زبیر به طلحه به عایشه ولی باز به یارانش فرمود تا اولین تیر از آن طرف شلیک نشده، شما شروع کننده نباشید! برای اینکه امام به فکر پیروزی نبود، مهم نیست یک مکتب سریع پیروز شود مهم این است که بتواند در تاریخ ماندگار بماند که الان دقیقاً حکومت برعکس آن کار را می کند، شاید سریع بتواند پیروز شود ولی دیر زمانی نمی پاید. (دلایلش از نظر جامعه شناسی بحث شده است و می شود، کافی است با جامعه شناسان در این مورد صحبت کنید).

6- شما توانسته اید ولایت فقیه را از قرآن استنباط کنید؟؟؟؟ بدجور منتظر استنتاج شما هستم، چگونه ولایت مطلقه فقیه را با قرآن منطبق کرده اید؟

کاریکاتور مظهر صلب آزادی بیان است؟ خوب یادتون نیست همون کاریکاتوریست چه بلایی به سرش آمد، آزادی بیان تعریف خاص بین المللی خودش را دارد، عدم کاریکاتور از کسی کشیدن جز آن نیست.
مهندس هم اشتباه کرده که آمده جامعه را به آرمان های امام نزدیک کنه، ما آرمانی غیر از اسلام نداریم و هر شخصی را گرفتن یعنی پذیرش خطای آن فرد در آن آرمان (خمینی که معصوم نبود! بود؟)

دانشگاه دست چه کسانی افتاده است؟ من منظورتان را نفهمیدم؟

7- بله توانست مرزها را نگه دارد، و در این 200 -300 سال فکر کنم تنها جنگی بود که از مرزها کنار نیامدیم ولی باور کنید ما اکنون از درون در تهدیدیم نه از بیرون، من جوان برای نظام تهدیدم نه امریکا و اسراییل و هکذا ...

هنوز در عجبم از کدام جوان ایرانی صحبت می کنید که تئوری ولایت در او تثبیت شده! جوان کیست؟ ایرانی کیست؟ پس من کیم؟ از امریکا که نیومدم نه تنها تثبیت نشده باور کن با این شرایط بد جوری تضعیف شد! قبلاً زیاد کاری نداشتم، زیاد ولایی نبودم ولی مشکلی هم با رهبر نداشتم ولی الان دیگه یک ضد ولایت مطلقه فقیه شده ام!

ملاک من هنوز "ولایت ائمه " است و لا غیر، هر شخصی قابلیت ولایت نداره برادر، اصلاً چرا یک جایز الخطا بر یک جایز الخطای دیگر ولی امر باشد؟ من که نمی فهمم؟ شاید کودنم برادر! امیدوارم این طور باشد ولی نمی توانم جلوی فهمم را بگیرم!
موفق باشی دادا

پاسخ بنده بر نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام و عرض خسته نباشید.
اشکال کردن و حتی تخطئه کردن هدیه الهیست و من خوشحالم که فضای بحث فراهم است.

من هم رفته رفته در حال شادی و شعف بودم از انصاف شما که متأسفانه ظاهراً باید سختگیری بیشتری داشته باشم. کم کم دارم به این نتیجه می رسم که شما بنا دارید ژورنالیستی بنویسید و در عین حال از ژورنالیستی نوشتن گله کنید!

دیدار خصوصی؟ شما اشاره کرده اید "پاسخ ایشان را هم خوانده ام، ایشان «فقط» گفته بله من فهمیده بودم و در «محفلی خصوصی»(!!!) این سوءبرداشت را توضیح می دهم."!! و بعد در ادامه از خجالت ایشان (امام خامنه ای) درآمده اید. به عرضتان می رسانم که یا آن نامه ها را نخوانده اید یا اینکه ادامه ماجرا را رها کرده اید و به مثابه آیه سکر و نماز تنها جزء اولش را برداشته اید.

دوستان می دانند که آیه الله خامنه ای در پی یک مورد حکومتی در سال 1366 خطبه ای در نماز جمعه ایراد می فرمایند و بعد از آن در مورد مباحث فقهی ولایت مطلقه فقیه نامه نگاری هایی با حضرت امام صورت می گیرد. ایشان مورد سوءتفاهم را می پذیرند و در نامه ای حکم حضرت امام را به طور مطلق در این رابطه تآیید می فرمایند. لطفاً پاسخ مجدد حضرت امام به نامه آیه الله خامنه ای را هم در نظر بگیرید. لطفاً نمازجمعه های 3 بهمن و 16 بهمن و 7 اسفند سال 1366 را هم در نظر بگیرید که بعد از تمام آن نامه نگاری ها آیه الله خامنه ای با اجازه امام در 3 نماز جمعه ولایت مطلقه می گویند. البته ممکن است شما نمازجمعه را هم "محفل خصوصی"(!!!!!) قلمداد نمایید که البته به عنوان یک نظر محترم است و دیگر حرفی نخواهد بود.

ترور در صدر اسلام؟!؟! کدام امام ما ترور شد به معنای امروزی؟ آن روز همه چیز در دست قدرت ها بود. اراده می کردند با زهر و شمشیر کار تمام بود. در روایات تاریخی از همراهی امام علی سلام الله علیه توسط همان 4 نفری هم که بودند بخوانید. تا جایی که می شد و می توانستند و یا اجازه داشتند اجازه نمی دادند امام سلام الله علیه تنها باشند حتی شباهنگام. روایت دعای خضر را خوانده اید؟ تنها یک نمونه اش است. به جز ایشان که شهادتشان کمی رنگ ترور امروزی داشت کدام امام ما را ترور کردند؟ ایشان را هم تازه در شب شهادت کلی اصرار کردند که به مسجد نروید یا لااقل تنها نروید. اما نظر ایشان چیز دیگری بود. رفت و آمدهای سرزده و بدون تیم های امنیتی گسترده و گاه بی خبر امام خامنه ای را نمی نویسم چون ظاهراً از نظر شما مطلقاً خیال بافی و شستشوی مغزی خواهد بود!!! فضای ترور سید حسن در لبنان کجا با دوره امامان معصوم سلام الله علیهم قابل قیاس است. همان شرایط به شکلی دیگر در ایران هست. ترور لاجوردی و صیاد برای تروریستها مگر مثل نوشیدن آب خنکی نبود؟ ترور فرمانده عملیات بازداشت ملوانان انگلیسی مگر برای تروریستها کاری داشت؟ تمام دار و ندار ائمه علیهم السلام در مصادره حکام جور بود. کدام ترور؟ شما درخواست ملاقات کرده اید که نشده؟ نکند انتظارتان این است که درب بیت باز باشد و هر که هر وقت خواست ملاقات کند؟ نه تعیین وقتی نه مراقبی؟ بیمارستان میلاد تهران هم زمان پذیرش بیمارش گاهی سه ماه طول می کشد. کمی دمکراتیک تر و امروزی تر ببینید. آن روز مکه ای بود و مدینه ای. مدینه نهایتاً با 1500 نفر سکنه و مکه نهایتاً 10000 نفر با احتساب حومه. نه جمعیت 70 میلیونی بود و نه مجلس ها و نه دولت و نه سازمان و دیوان و نه رسانه و صنعت و نه هیچ. مردمی بودند یا تاجر یا کشاورز که ظهر تا غروبشان نیز از فرط گرما در زیر سایبان ها به استراحت می گذشت. هر کس هم با هرکس ملاقات می کرد و نیازی به وقت قبلی نبود. نه سفیری بود و نه فرود گاهی و نه C4 و نه کروز و کاتیوشا. میهمانان خارجی هم گاه به گاه با کاروانی می آمدند و در لحظه پیامبر و امامشان در دسترس بود. در دوره های بعد هم به همین شکل با ذره ای تفاوت در میزان جمعیت ادامه داشت. ملاقات های صدر اسلام با امروز غیر قابل مقایسه است عرفاً و عقلاً. امام علی سلام الله علیه را کافیست در فضای ذهنی در این دوره تصور نماییم البته بدون توجه به مسئله ظهور، مطمئن باشید یک بمب اتم فقط برای ایشان به طرف محل استقرارشان شلیک خواهد شد. البته پیش بینی بنده از دوران ظهور این است که تنها با خبر اعلام ظهور منجی ملت ها خودشان قدرت کنترل را از دولت ها خواهند گرفت و لذا نگران بمب اتم دوستان نباشند.

از کتاب حضور ذهن ندارم. در کتب مختلف و برخی فصول مرتبط ذیل موضوعات مبانی حکومت و اندیشه سیاسی و به قول شما برخی مقالات زیرزمینی مطالعه داشته ام و قطعاً آن قدر بر موضوع ولایت مطلقه فقیه تسلط ندارم که بتوانم در یک بحث کلاسیک آن را ارائه دهم. همان طور که در توحید و نبوت و معاد و امامت و عدالت تسلط کلاسیک ندارم.

بحث شما دچار تناقضی است که در نظر قبل هم اشاره کردم منتها پاسخ نفرمودید. شما با استناد به سکوت 25 ساله امام علی سلام الله علیه در مسئله سقیفه می گویید امام خامنه ای نیز باید به دلیل عدم اقبال مردم و یا هر چیز دیگری که شما می نامید سکوت کرده و کنار بکشند و یا به قولی استعفا دهند. اولاً دلیل تناظر دادن این دو مقطع تاریخی با توجه به نگاه سختی که به تاریخ دارید را ارائه ننمودید و در ثانی در دوره حکومت 4 ساله امام سلام الله علیه بحث شما کاملاً مخدوش می شود.

چرا ایشان در جمل استعفا ندادند. چرا خونریزی شد. می گویید جنگ را شروع نکردند خوب من هم که گفتم شروع نکردند. می گویید پیک فرستادند خوب من هم گفتم که نهایت تلاش را کردند تا جنگ نشود. دیدار خصوصی با مهندس را گفتم با ستاد ها را گفتم. سخنرانی 1 فروردین را شنیدند. سفر کردستان را هم شنیدند. پیغام های خصوصی و غیر خصوصی را هم شنیدند. اما امام علی سلام الله علیه هم نتوانستند طلحه و زبیر و عایشه را قانع کنند توانستند؟ شما هنوز پاسخ نداده اید که چرا ایشان جمل را "پدرانه" حل نکردند حل کردند؟ بفرمایید چرا صفین را "پدرانه" حل نکردند و نهروان را؟ اصلاً چرا در صفین استعفا ندادند مگر در جمل و صفین و نهروان مقبولیت مخدوش نشده بود؟ مگر جملیان و اهل صفین معترض قتل عثمان نبودند (البته با اجازه شما که کمی سخت می گیرید در اینجا من یاد کسانی می افتم که خود را منتقم خون اعرابی و کامرانی و روح الامینی و ایمانی! و توسلی! و ترانه موسوی! می دانند اینها کشته شدند عثمان هم کشته شد البته سه نفر با علامت تعجب از نظر BBC کشته شدند) آیا سزای معترض قتل و خونریزی است؟ اگر نیست پس جمل چیست؟ مگر نهروانیان نگفته بودند لا حکم الا لله مگر حرفشان غیر از قرآن بود؟ پس چرا قتل عام شدند؟ امام سلام الله علیه چند نفر از خوارج را در یک روز کشتند؟ عدد بدهید. به چه حقی کشتند؟ مگر معترض را می کشند؟ به چه حقی معترض را می کشند؟ با نظرات شما امام علی سلام الله علیه به طریق اولی می بایست در جمل و صفین و نهروان استعفا می دادند زیرا مقبولیتشان مخدوش شده بود اما ایستادند و جنگیدند.

پاسخ کوتاه این است که سقیفه با سال 35 هجری تفاوتش از زمین تا آسمان است. در سقیفه حضور حاضران نبود جنگجو و نیروی نظامی نبود و غبار فتنه قریش و مسئله نوپایی مسلمین که درصد بالایی از آنها در 3 سال پایانی عمر شریف پیامبر سلام الله علیه بر اسلام مشرف شده بودند و ... با مسائل سال 35 قابل مقایسه نیست.

شما فرمودید که در خیابان پایبند قانونید و در دانشگاه اصلاحش می کنید. بسیار خوب پس در خیابان پایبندش باشند و در دانشگاه اصلاحش کنند. اصلاحش کنند و بگویند که مثلاً سالی یک بار رفراندوم. در آن صورت ما هم به عنوان پرسنل اجرایی حتماً در رفرادوم کمک خواهیم کرد.

شما نگاه مبنایی و تا حدودی فلسفی را با مصادیق مخلوط می کنید. اینکه "من کیستم"، "مردم چیست "، "قانون چیست" بحث دیگریست و لطفاً آن را با مبحث "خس و خاشاک" خلط نفرمایید. خود هم می دانید که خس و خاشاک مخاطبش که بوده و عقلاً و عرفاً ایرادی بر آن نیست. نمی دانم چرا با انصافی که تا حدودی از شما دیدم همچنان آن را نمی پذیرید. از نظر بنده هم کسی که سطل زباله و اتوبوس و بانک و موتور سیکلت را بسوزاند خس و خاشاک است چه حامی دولت چه مخالف دولت. با اینکه احمدی نژاد 40 میلیون را صراحتاً از خس و خاشاک تفکیک نمود باز هم شما نمی پذیرید و بپذیرید که اگر این نشانه بی انصافی نباشد نشانه ژورنالیستی فکر کردن است که باز هم بی انصافیست. خس و خاشاکی که او به کار برد و به جا هم به کار برد با "ولگرد"۲ خاتمی غیر قابل قیاس است. شعله ور شدن آتش را در خس و خاشاک جستجو نفرمایید که آدرس غلطی به شما داده اند.

شعله ور شدن آتش را در نامه هاشمی و نطق عفت و حسین مرعشی و پیش بینی فرشاد مومنی و محتشمی پور و هم صحبتی های با TIME و BBC و VOA و رفراندوم خاتمی با مجمع تشخیص! و استدلال داماد لرستان و فرزند آذربایجان و فضای برج میلاد و سخنرانی های 12 هزار نفری آزادی در دوم خرداد و حوادث 25 خرداد و بیانیه های مهندس و بیانیه 30 خرداد مجمع موسوییون مبارز و سفر تونس! و مصاحبه جشن مطبوعاتی مهندس و موج سواری 5 ماهه القای دروغگویی و تقلب و پروژه کروبی و شعبده بازی و مهندسی آراء و صحنه آرایی و ابطالگری و قانون گریزی و محسن ایمانی و علیرضا توسلی و ترانه موسوی و ... بیابید نه در خس و خاشاک.

البته نفرمایید که همه اینها به خاطر 13 خرداد بوده. خیر نبوده. نیمچه رگه های پنهان این بازی از قبل از عید نمایان بود. کهریزک و برخی برخوردهای نابجا مطلقاً محکوم است. اما همان طور که مأمور خاطی مقصر است سران آشوب به طریقه اولی مقصرند که غیر قانونی خواسته غیر قانونی داشتند و مردم را راهی قبرستان و بیمارستان کردند. آیا شما هم معتقدید که اصلاحات به تعبیر رفرمیستها خون می خواهد؟ اگر آری پس فکری به حال سریال جومونگ هم بکنند.

جمعیتی که شما در کشاورز دیدید از جایی آمده بودند یا اینکه مستقیماً و به یک باره از آسمان در آن نقطه از بلوار کشاورز فرود آمدند؟ خیر آنها در طی مسیری به آنجایی که شما بودید رسیدند. شما در اول مسیر هم با آنها بودید از ابتدای شروع حرکت؟ اگر آری منصفانه دیده هایتان را بنویسید تا من هم که نبودم بدانم. به عنوان یک مورخ منصف بگویید که در طول مسیر این معترضان چه می گفتند و از آن مهمتر چه می کردند؟ به عکس و سایت ها هم چندان دل نخوشید. محسن ایمانی و علیرضا توسلی و ترانه موسوی و ... نیز زاییده همین فیلم ها و عکسهایند که شما از پایگاه مقاومت دیده اید. البته یک احتمال وجود دارد و آن اینکه سناریوی ایمانی و توسلی و ترانه موسوی یک سناریوی دست نوشته رژیم باشد تا طرف مقابل را خلع سلاح نماید!!!

تئوری ولایت و ولایت پذیری در جوان ایرانی کاملاً نمایان است. نکند شما از عبارت جوان ایرانی بنده همه قریب 30 – 40 میلیون را برداشت کرده اید. خیر. همه طیف ها همیشه سفید و سیاه و خاکستریند و امیدوارم همه ما عاقبت به خیر و سفید باشیم.

منظور من از جوان ایرانی طیف سفید و متمایل به سفید است که میزانش از همه اعصار تاریخ ما بیشتر است. یک قلم آن 57 بود. یک قلم آن جنگ بود. یک قلم آن فتح و حرکت به سمت فتح قلل علمی بود. سری به مناطق جنگی بزنید تا گوشه ای از جوان ایرانی مد نظر بنده را ببینید. سری به اردوهای جهادی بزنید تا گوشه دیگرش را ببینید و ...

جوان ایرانی را شما هم در اطراف خود می بینید و می شناسید. 70 میلیون نیستند ولی آنقدر هستند که امامشان نیازی به استعفا نداشته باشد. لطفاً حاشیه نفرمایید که "شما پس فقط خودتان را جوان ایرانی می دانید و بقیه را آدم حساب نمی کنید" خیر اینگونه نیست. نزد ما همه انسانند و جانشان نه محترم بلکه مقدس است. اما حرف ما اینست که امروز در کنار ما عده ای معارض زخم خورده در حال معارضه هستند و عده ای منتقد دلسوز و موافق با اصل نظام و قانون. و ما هر دوی این گروه را با هم در محاسبات خود منظور خواهیم نمود.

به هر حال آن کاریکاتوریست آنقدر خوشی آزادی بیان زیر دلش زده بود که دیگر نه قانون می دانست و نه ادب و نه اخلاق و نه روحانیت و نه چیز دیگری. آیا کارکرد آزادی بیان باید این باشد که ادب و اخلاق را بایگانی کنیم؟

چرا شما به صورت جیره ای پاسخ می دهید؟ حسن عباسی 30 ماه درگیر دادگاه مدعیان آزادی بیان بود آخرش چه شد؟ از همه چیز ممنوع شد و هست. می دانید چرا؟ زیرا رفرمیستهای مدعی آزادی بیان معتقدند اگر خودشان علیه کسی بگویند و بنویسند نامش "انتقاد" است اما اگر کس دیگری علیه آنها بگوید و بنویسد نامش "توهین" است. به عبارت ساده تر مرگ خوب است منتها برای همسایه رفرمیستها و نه برای خودشان.

ظاهراً شما با 100% روحانیون موجود و متوفای نظام نشست و برخاست داشته اید که از تعامل رفتاری مطلق ایشان با مردم و قشر کارگر و مستضعف اینگونه مطمئن قضاوت می کنید. اما من می شناسم روحانیونی که برای خدمت به قشر مستضعف دستبوسی که هیچ جان خود را هم در کف دست گرفته اند. روحانیون اشرافی و بی مایه را هم می شناسم. خوب هم می شناسم.

اگر برای تبریک نگفتن اصل و تبصره قانونی ندارید پس نام غیر قانونی بر آن ننهید. هر رئیسی که گزارش لحظه به لحظه اقدامات مرئوسش را استعلام می نماید و با تجربه ای طولانی خبره امور مسئولیتی خویش است عقلاً می داند که در چه زمانی چه بگوید. این دیگران بودند که با تبلیغات غیر قانونی در زمان غیر قانونی قانون را اینگونه لوث کردند که در نظر بنده و شما شأنش به پایین کشیده شد. اعلام تبریک رهبری هم قانونی بود هم عقلی هم عرف بود و هم رسمی مانند سران کشورهای دیگر.

در مورد عدم پاسخگویی به شبهات اساسی حق با شماست. کم کاری از ما بوده. توپ همیشه باید در زمین جبهه مقابل باشد. بازار شبهه و شایعه داغ داغ است. بنده با یک شبهه تک جمله ای می توانم ذهنیت 90 درصد مخاطبان وب را از خدا تغییر دهم و با پاسخ به آن یک جمله دوباره ذهنیت سابقشان برگردد. لذا توجه به شبهات و دامن زدن به آنها دردی را دوا نمی کند. شبهه را باید تا آنجا که ممکن است در جلسات علمی حل کرد و در صورت رسانه ای شدن باید به سرعت پاسخ داد.

بحث و اختلاف نظر ما در امر ولایت مطلقه فقیه ریشه مبنایی در مسائل اصیل اعتقادی دارد. بحث از ولایت با توجه به نگاه بنده و شما باید از اصول شروع شود و قطعاً واقفید که کامنتی امکانش نخواهد بود.
ضمن تشکر فراوان از جنابعالی و عذر خواهی بابت قصور در نوشته و یا تندی که قطعاً عمدی در کار نبوده امیدوارم بر حق و سربلند باشید.

نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام رفیق، این آخرین کامنت من خواهد بود چون مجبورم از دنیای مجازی تا سال بعد خداحافظی کنم، حیف که شما با این اطلاعات وسیع، سیاسی می اندیشید. سیاست دنیای بد و عفن ای است، با همه جذابیتهای ظاهری و لفاظی ها، کاملاً بی مایه است، من نه موافق موسوی ام و نه موافق احمدی نژاد، بحث اصلی من اکنون در مورد "ولایت مطلقه فقیه " است که کلی اشکال شرعی و عقلی در کامنت ها قبل وارد کردم و بصورت عقلانی در سایت محسن کدیور می توانید ملاحظه فرمایید. ولایت فقیه مسئله ای فراتر از سیاست است، برای همین من واردش شده ام ورنه احمدی و امثالهم که بازیجه ای بیش نیستند. دوست من سیاست نمی گذارد اندیشه آزاد باشد، سیاست دشمن اندیشه مستقل است، شعارهایی مثل "مرگ بر ضد ولایت فقیه" اساساً بی مایه می باشند، قرار نیست با شعار به مقابله عقل شتافت، برای همین هم هست که در دنیا حرفی برای گفتن نداریم، حسن عباسی را به خدا نمی شناسم، اگر مشکلی بوده است که حتماً بوده است، من تبری می جویم از کسانی که شعارشان با عملشان یکی نیست! شکنجه هم در زندانهای ایران مسئله ای نیست که براحتی قابل کتمان باشد، اصلاً صرف وچود زندان سیاسی با اسلام سازگار نیست، حالا کار به کجا کشیده که ما در مورد شکنجه بحث می کنیم، اگر موردی هم نبود که آقای خامنه ای دستور بسته شدن نمی دادند! آقای مصباح هم که هر روز فتوای عالمانه جدیدی صادر می کنند و دهان عالم و آدم از فتاوای بسیار مجتهدانه و فوق سیاسی ایشان باز است.

دوست عزیز من چند بار هم گفتم نه از روزنامه ای سخن گفتن خوشم می آید و نه اینکه بدون دلیل! هرچند دچارش باشم! معترضین زمان علی، صفین که قضیه اش معلوم است، نهروانیان سلاح به دست گرفته و خارج شدند، برادر مردم تهران کجا سلاح به دست شدند، می دانی اگر 2 تا 3 میلیون نفر سلاح به دست می گرفتند چه می شد؟ هنوز هم ما امیدواریم با اصلاح حل شود و مجبور به انقلاب برای اعطای قدرت از آقایون به مردم نشویم (که نخواهیم شد)! اردوی جنوب و مشهد و اینها را همه رفته ام، تآثیری که شما می فرمایید هم دیده ام، ولی زودگذر بود و دیری نپاییده است (یا لااقل درمورد اطرافیان من این طوری بوده است).

جوانان ایرانی هم که .......................................... معتقد به ولایت فقیه!!!! من لااقل در تهران کم سراغ دارم و اصلاً گفتم که اگر حکومت ترسی ندارد، رفراندوم، رفراندوم، مگر خمینی نگفت اگر مردم مارا قبول نکنند ما می رویم، بسم الله رفراندوم آزاد، چرا حکومت می ترسد!

دلیل تناظر بین زمان بعد از سقیفه با الان آقای خامنه ای هم واضح است، در آن مقطع مردم علی را نخواستند و علی کنار کشید، در جمل و ... مردم در کنارش بودند و هنوز بیعت خود را نشکسته بودند! اگر می شکستند مطمئن باشید آنجا هم علی منصرف می شد همانطور که در صفین مجبور شد به حرف خوارج که جمع را هم فریفته بودند تن دهد، و مثلاً نگفت همین که من می گویم به مالک دستور عقب نشینی داد! آقای خامنه ای هم همین الان یک همه پرسی برگزار کنند و اقبال مردم را ببینند!

اگر به پست های بعد نرسیدم شرمنده!

رفیق مواظب باش، دین آنقدر هم با سیاست عجین نیست که آقایان ادعا می کنند، یعنی معنای سیاست اسلامی متفاوت با این چیزی است که می بینیم.

سیاست اندیشه را وصل به جناح می کند و اندیشه آزاد را به بند مصالح سیاسی میکشاند.
یا علی

در کل دوست گرامی خوشحال شدم از بحث هایی که رد و بدل شد ولی من با دو طرف مشکل دارم و وکیل مدافع اصلاح طلب ها نیستم، مشکلم با ولایت فقیه هم تا تعیین تکلیف علمی باقی است، و آن را از تشیع اصلی جدا می دانم.

در هر صورت با دو پارادایم مختلف بحث احتمالاً به جایی نخواهد رسید. باز هم ممنون که مباحث را دنبال کردی، امیدوارم آینده خوشی داشته باشی! همین.

پاسخ بنده بر نقد مجدد جناب "م.شمع":

سلام. پاسخ مطالبی که مجدداَ در این کامنت های آخر نگاشته اید در کامنت های قبلی بنده موجود است.

امیدوارم موفق باشید. من هم از این مباحثه خوش وقت شدم.

جدای از نظرات جناب "م.شمع" دوستان وبلاگیست دیگری هم در پست "از نسل ایرانا" نقدهایی! داشتند که برای نمونه 2 نمونه را با پاسخ خودم ذکر می کنم:

نقد وبلاگیست محترم جناب "محمد":

حرف از جوانان ایران می زنی, جوانانی که در کربلا و چه و چه نبود!!!

ولی امروز هست اتفاقاً در صحنه هم هست, اومده که اعتراض کنه به ظلم به تقلب به بی عدالتی!

"بدانند که ایرانا در مقابل تمام قانون گریزان خواهد ایستاد. اگر در مقابل اماممان بایستند ایرانا در مقابل تمام دنیایشان خواهد ایستاد. چه در کف خیابان ها و با دستور موسوی و منتظری و کروبی و صانعی و خاتمی و هاشمی و چه در کهریزک" واسه به خاک و خون کشیدن معترضین احتیاجی به ایرانا نیست همون کلاشینکف ساخت برادران روستون هم کفایت می کنه! ضمناً در کهریزک احتیاجی به ایرانا نیست اونجا مننژیت هست و خدمت معترضین خواهد رسید! چه جالب حرف و خواست خامنه ای و فرزند خلفش احمدی نژاد شده قانون؟

برادر محترم من یک سوال از شما دارم من به عنوان یک ایرانی در حال حاضر چجوری میتونم نسبت به ولایت مطلقه فقیه و فرزندشون و حکومت آسمانیشون اعتراض کنم؟ و آیا اصلاً شما همچین حقی رو برای من ایرانی قائل هستید؟

پاسخ بنده بر نقد جناب "محمد":

سلام
شما به امام علی سلام الله علیه هم می توانید انتقاد کنید. اما فحش هم می توانید بدهید؟
خیر.
شما به امام علی سلام الله علیه هم می توانید انتقاد کنید اما شمشیر هم می توانید بکشید؟
خیر.
(البته فحش و شمشیر هم می توان داد و کشید منتها با توجه به شخصیت شما که تا حدودی از نوشته پیداست بعید است که شما جزو چنین دسته ای باشید)

پاسخ سوال شما معلوم است. اگر به رهبر نقد دارید اگر به اصل رهبری نقد دارید اگر به شورای نگهبان و خبرگان نقد دارید کار سیاسی بر اساس قاون اساسی بکنید و قانوناَ قانون را به نفع خودتان اصلاح کنید راهش همین است تنها.

نه اینکه مهندس با دیکتاتوری تمام بگوید ابطال والسلام. در نوشته هم گفتم ما 70 میلیون ولایتی نمی خواهیم بلکه 70 میلیون قانون مدار می خواهیم این حرف 100% منطقیست نمی دانم شما با کجایش مشکل دارید؟
سبز باشید و سرفراز

نقد مجدد جناب "محمد":

"پاسخ سوال شما معلوم است. اگر به رهبر نقد دارید اگر به اصل رهبری نقد دارید اگر به شورای نگهبان و خبرگان نقد دارید کار سیاسی بر اساس قاون اساسی بکنید و قانوناَ قانون را به نفع خودتان اصلاح کنید راهش همین است تنها"

شما در چه کشوری زندگی می کنید؟ من سوالم مربوط به ایرانه ها!!!

شما فکر می کنید کسی می تونه به رهبری اعتراض کنه و زنده بمونه؟ اصلاً مگه تو این کشور رسانه ای جز رسانه های دولتی واسه انتقاد وجود داره؟
ببینید بحث اصلاً موسوی و ... نیست بحث بحث مردمیه که به وضع موجود از رهبری گرفته تا دولت بی کفایت اعتراض دارند!
مثلاً شما این مرد دروغگو رو واقعاً رئیس جمهور انتخابی مردم می دونید؟
با تشکر

پاسخ بنده بر نقد مجدد جناب "محمد":

سلام
ما 70 میلیون قانونمدار می خواهیم نه ولایتی. به ولایت نقد دارند کار سیاسی بر اساس قانون کنند. کار آکادمیک کنند نه تخریب زباله دانها.
سبز و مودب باشید و سرفراز

نقد وبلاگیست محترم جناب "منوچهر":

با سلام
بچه ها فقط 130 روز وقت داریم ،وقتی 1400 سال پیش نبودیم که به کمک امام بشتابیم! در سقیفه و جمل و صفین نبوده ایم! می توانیم اکنون به حمایت از امام خامنه ای در اوین و کهریزک و زیر زمین وزارت کشور و... باشیم، بدرد بخوریم و با شکنجه زندانیان و تجاوز به آنان و کشتنشان غیبتمان را جبران کنیم. و مردم و معترضین ایرانی که نه، کوفیان را در خیابان ها و میدانها و... با چماق و قمه و باتوم بزنیم و بکشیم و یا با گلوله به قتل برسانیم. چرا که ما باید ثابت کنیم و نشان دهیم که مدافع جهل و تحجر و خرافه ایم، که مخالف آزادی و حقوق طبیعی و مدنی و بشری شهروندان هستیم، ما گوسفندان باید نشان دهیم که امتی هستیم چوپان پرست و دیکتاتور پرست، باید نشان دهیم که چگونه می توانیم تحمیق و شستشوی مغزی شویم و برای حمایت از غارتگران و چپاولگران و زورگویان و ظالمان به هر جنایتی دست بزنیم. به امید روزی که حکومت دارالخلافه اسلامی ناب محمدی امام زمانی احمدی نژادی، مصباحی بطور کامل برقرار گردد. مرگ بر همه بجز ما امت اقلیت ذوب شده در ولایت!

پاسخ بنده بر نقد جناب "منوچهر":

سلام
جالبه هر کسی علیه ماست بی ادبه! این موضوع در سطح چندین پایان نامه دکتری و کارشناسی ارشدی در دانشگاه ها قابل بررسی است که چرا دوستانی که قائل به جامعه چند صدایی بودند وقتی صدایی علیه آنها بلند می شود ادب و اخلاق و شرم و قانون و منطق را به کناری می گذارند و افسارگسیخته می گویند و می نویسند.

البته از کسانی که امامشان مهدی کروبی باشد که نامه ۳ک۳۰ چاپ می کند و کسانی که امامشان محسن مخملباف است که فیلم ۳ک۳۰ می سازد و کسانی که امامشان منتظری و صانعیست که عدل را در این می دانند که نفر دوم متدینین مملکت مهندس موسویست و کسانی که امامشان خاتمیست که دختران را محرم خود می داند (احتمالاً به این سند که ما همه فرزندان آدمیم و برادر خواهریم) و کسانی که امامشان هاشمی و باغ و زمین و سرمایه است طبیعیست که حوصله قانون و منطق و ادب و اخلاق را نداشته باشند.

دیکتاتوران کاریکاتوریست می گویند ابطال!!

مناظره وبلاگی انجام شده در پست "گنج غم عشق" بین بنده و جناب "بنده خدا":

نقد جناب "بنده خدا":

باسلام
دوست خوبم متن کامل مباحثات شما در پست از نسل ایرانا را خواندم و می خواهم چند نکته ای نیز من بگویم. مواردی را یادداشت کردم اما بعد با ادامه بحث دیدم دوست عزیز پاسخ داده اند. تنها چند مورد می ماند. شما فرمودید جنگ میان سپاه امام موسوی و امام خامنه ای است. اشتباه می کنید. موسوی ادعای امامت ندارد و اگر هم می کرد مردمی که در خیابان آمده بودند برای صرفاً موسوی نیامدند. برای اعتراض به وضع موجود کشور آمدند. باید قبول کنیم که اکثریت به خاطر نابسامانی های اجتماعی مانند بی عدالتی، وضع بد اقتصادی، شرایط بد فرهنگی و مانند آن آمدند. من مباحثه های طولانی مثل خود شما با چند نفر از طرفداران شدید آقای خامنه ای هم داشته ام و نهایتاً آنها نیز برای شخص خامنه ای نیامده اند. بلکه برای حفظ دین و اسلام آمده اند. پس دعوا نباید بر سر اشخاص باشد و نسبت به آنها تعصب بیجا پیدا کرد. چرا که همه جایزالخطا هستند. ما همه به دنبال سعادتیم نه چیز دیگر.

فرمودید قانون از طرف اصلاح طلبان رعایت نشد. نمی دانم چرا به مصادیق بزرگ قانون شکنی اصولگرایان توجه نمی کنید. آقایان شورای نگهبان برای آقای احمدی نژاد تبلیغ انتخاباتی کرده اند. آن هم نه در حد پاسخ یک سوال و یا اشاره ای کوچک. حتماً سخنان آقایان مصباح و محمد یزدی و مومنی پیش از انتخابات را خوانده اید. آیا این شروع قانون شکنی نیست که قاضی باید بی طرف باشد؟ نکند معتقدید که نه آنها در قضاوت عدالت را رعایت می کنند و اینها فقط عقایدشان است. دوست من آقای مصباح در این زمینه فتوا می دهد. آیا این در تصمیمش تأثیرگذار نیست؟ آیا سلاح دادن به دست افرادی با لباس غیرنظامی و بعد شلیک گلوله به مردم قانونی است؟ در ماجرای خیابان جناح هم بنده خودم حضور داشتم. هیچ اسلحه ای دست مردم نبود. آیا این قانون شکنی کوچک است؟

فرمودید که اگر قبول کنیم که فلانی جایز الخطاست که دیگر رهبری بی معنی است. دوست من اینکه رهبری جایزالخطاست نیازی به اثبات ندارد چرا که او نیز انسانی غیر معصوم مثل ماست. اما در این صورت هم رهبری ولایت فقیه معنا دارد چرا که ما همه از او اطلاعت می کنیم تا زمانی که سخنی خلاف عقل و واقع بزند که در این صورت نیز مجلس خبرگانی هست که در موردش تصمیم بگیرد. ما حکومت اسلام را می خواهیم نه حکومت شخص. این شخص نماینده اسلام نیست که هر چه بگوید اسلام باشد. بلکه فردی با اطلاعات بالای اسلامی است که اداره جامعه اسلامی به صورت موقت به او داده شده و اگر اشتباه کند و بیراهه برود عوض خواهد شد.

شما اصرار داشتید که از طرف جوانان ایران و یا مردم ایران سخن بگویید. دوست من مردم ایران همه هم عقیده نیستند. طیف های مختلفی وجود دارند و اگر شما جزو یک طیف هستید نباید آنرا به همه نسبت دهید. یک مثال ساده می زنم. هنگامی که در تاکسی یا اتوبوس نشسته اید یک حرف انتقادی بزنید. مثلاً بگویید عجب ترافیکی اه. همه می نالند. دیگری می گوید این چه وضعی است نمی توانند مملکت را اداره کنند. آن یکی از گرانی میوه می نالد. آن یکی از بی فرهنگی. یکی شروع می کند از گرانی دارو گفتن. مشکل مسکن و ... . متأسفانه این واقعیت جامعه ماست.

فرمودید آزادی بیان در زمان خاتمی نبود چرا که عباسی آنطور شد. این را بارها از زبان مخالفان اصلاحات شنیده ام. عزیز من. دوران خاتمی که دوران آزادی مطلق و یا آزادی در معنای تمام و کمالش نبود. کسی هم مدعی این امر نیست. اما واضح است که دوران آقای دکتر احمدی نژاد چه بلایی بر سر آزادی بیان آمد. آیا در زمان خاتمی کیهان و اطلاعات بسته شدند؟ انصافاً و خدا وکیلی آزادی روزنامه ها و سایتهای سیاسی در کدام دوره بیشتر بود؟ خدا را مدنظر قرار داده و بعد پاسخ دهید.

در مورد رفتار حضرت علی (ع) و مقایسه آن با آقای خامنه ای. حضرت علی (ع) دو رفتار متضاد نشان دادند. دوره ای سکوت کردند و دوره ای سلاح به دست گرفتند. حال باید دید آقای خامنه ای چرا رفتار دوم حضرت را انتخاب کردند. البته خودشان باید جوابگو باشند و ما فقط نقد شخصی می نویسیم. در زمانی که حضرت علی (ع) سکوت کرد مقبولیت نداشت. باید این را قبول کرد. همان موقع هم امام یاران وفاداری داشت و بخشی از بنی هاشم هم با ایشان بود. اما مقبولیت یعنی عده کثیری از مردم همراهش باشند که نبودند. ولی در زمان جمل و صفین اینطور نبود. اما حتی این هم دلیل نمی شود که اگر کسی را اکثریت مردم انتخاب کردند او حق دارد با اقلیت معترض برخورد سخت بکند و آنها را بکشد. مگر اینکه حکم محارب پیدا کنند و سلاح به دست بگیرند. دوست من در جریانات اخیر آیا همه مردم یا جمع کثیری از آنها سلاح داشتند. من که اصلاً سلاح ندیدم و این را قبول ندارم که سلاح داشتند. اما می گویم احتمالش را باید داد. شاید منافقین چنین بکنند. گرچه اگر بود صدا و سیما بارها تصویر آن را نشان داده بود. اما در راهپیمایی های سکوت انجام شده که جمعیت انصافاً زیادی هم آمده بود حتی شعار هم ندادند. حتی شعار!! من در یکی حضور داشتم. فردی مشکوک هر چند مدت شعار می داد و سعی می کرد جمعیت را با خود همراه کند. نهایتاً دو جوان او را بیرون انداختند. بعد در برگشت به چشم دیدم که وقتی جمعیت کمتر شد و همه داشتند به خانه می رفتند پلیس با مردم درگیر شد و ... . واقعاً نمی دانم چرا درگیر شد. آیا مردمی که در خیابان بودند محارب اسلام بودند؟ بله رفتار خشونت آمیز حضرت علی (ع) صحیح است اما در برخورد با محاربینی مثل منافقین. نه با مردم عادی یا سیاسیونی با سابقه انقلابی. که شبانه به خانه هایشان می ریزند و دستگیر می شوند و صدا و سیما هم در این موارد رسماً کور و کر است.

در چند پست پایین تر شما دیدم که عکسهایی با مقصودی خاص را جمع کرده اید. آیا شما واقعاً معتقدید که نباید ژورنالیستی برخورد کرد؟ آیا تصویر آقای احمدی نژاد را وقتی دست خانم جوان را که گل بر گردنش می اندازد گرفته دیده اید؟ آیا آن پیرمردهایی که از روی عادت به نماز جمعه می روند نمازشان بیشتر می ارزد یا این دختر و پسرهایی که نماز خواندن بلد نیستند اما به خاطر اهمیتی که برای آینده جامعه خود قائلند به نماز جمعه می روند؟ عکس هایی از دخترانی انداخته اید که حجاب را به شکلی که من و شما معتقدیم رعایت نمی کنند. آیا این مشکل مهمتر است یا اشتباهات فاحش در مدیریت کلان کشور مانند دروغپردازی آقای کردان؟ مانند تورم؟ مانند نرخ بیکاری ساختگی؟ به خدا اگر اینها درست شود اسلام بهتر حفظ می شود تا اینکه سر همه دختران ایران پوشیده باشد. بگذریم. به حال خودم و شما تاسف می خورم.
یا علی

 پاسخ بنده بر نقد جناب "بنده خدا":

سلام

از نقد شما ممنونم و امیدوارم بتوانم مانند شما دلسوزانه مطالب دیگری اضافه نمایم.

"یکم" اینکه به بخش عمده ای از مطالب شما در مناظره وبلاگی پرداخته شده است ولی چون شما برای نوشتن این کامنتها زحمت کشیدید من هم مجدد به برخی از آنها اشاره می کنم.

"دوم" اینکه در بحث قبل هم گفتم دعوا سر لفظ امام نیست منتها شما مجدد دچار سوءبرداشت شدید. موسوی به نوعی امام است. لاریجانی هم به نوعی امام مجلس است. بهببهانی هم به نوعی امام راه است. البته وزارت راه. این موضوع روشن است. منظور من از امام، امامت عالم امکان نیست.

در مورد ملاک نبودن شخص هم در مناظره وبلاگی به اندازه کافی پرداختم. سازوکار ولایت فقیه و رهبری معلوم است. به قول شما خبرگانی هست و غیره. اما اعتقاد بنده این است که بعد از همه این سازوکارها اگر امام خامنه ای حکمی کردند یعنی باید اجرا شود نه اینکه بنده و شما تازه بنشینیم فکر کنیم که آن حکم درست است یا غلط است. اگر جنگی شود و یک رهبری حکم جنگیدن دهد اگر مردم تازه بنشینند و میزگرد تشکیل دهند که می شود همان ملانصرالدین خودمان. اگر قرار است بنده و شما تصمیم به درست بودن یا نبودن حکم ایشان بگیریم خوب پس بنده و شما برویم رهبر شویم یا برویم خبرگان شویم. انتقاد و تضارب آرا می شود ولی اینکه علناً در مقابل یک رهبر قانونی بایستیم نشان از قانون گریزی دارد.

قانون شکنی الان هم هست اما کدام طرف بیشتر قانون را شکست؟ تمام انتقادات شما از بعد از رأی گیری تنها با "یک" دلیل قابل پاسخگویی است. اینکه سلاح بوده یا نه و پلیس و بسیج چه کرده و مردم چه شده اند همه را بگذارید کنار. دوست عزیز می گویند "سبب اقوا از مباشر است". همه این بدبختیها به خاطر خروج 23 خرداد مهندس است که بر خلاف قانون گفت ابطال کنید! اگر حمایت برخی از شورای نگهبان از نظر شما غیر قانونی بوده و مثلاً 100 کیلو وزن داشته باشد اعلام ابطال به نظر شما از لحاظ غیر قانونی بودن چقدر وزن دارد؟ 1000 کیلو؟ 10000 کیلو؟ کنفرانس ساعت 11 شب مهندس مبنی بر جشن پیروزی چند کیلو وزن غیر قانونی دارد؟

دوست عزیز من 0 و 100 نمی بینم شما منصفانه مناظره وبلاگی را بخوانید و ترازوی منطقی خود را از بی قانونیها فقط در این 5 ماه قاضی کنید بقیه اش پیش کش.

"سوم" اینکه شما به جز جناح در طول دو سه هفته فتنه در تمام نقاط آشوب بودید که اینقدر مطمئن از وضعیت سلاح دفاع می کنید؟ آیا معنی سلاح فقط موشک کاتیوشا و یا کلاشنیکوف است. چاقو و مولوتف و چماق سلاح هست یا خیر؟ آیا اگر کسی با موشک یک بانک را منهدم کند فقط محارب است یا با یک دبه بنزین هم می توان محارب شد؟

"چهارم" اینکه در مورد طیف های مختلف هم قبلاً توضیح داده شد. ما کسانی را که بخواهند با قانون گریزی به معارضه مداوم با نظام بپردازند با کسانی که چون شما دلسوزانه و برای اسلام نقد کنند خلط نمی کنیم. هر طیفی داریم داشته باشیم اگر مبنایشان بر اساس میثاق ملیست یا علی وگرنه بنده با کسی تعارف ندارم.

"پنجم" اینکه اگر از نظر شما احمدی نژاد دروغگوست خوب عیبی ندارد شما خودتان به تمام آرشیوهای موجود و غیر موجود کتبی و شفاهی رسانه های مخالف دولت از 84 تا 88 مراجعه کنید و تعامل آنها را با دولت فهرست نمایید. یک بار هم به آرشیو مخالفان دولت در 8 سال خاتمی مراجعه کنید و همه تعاملات آنها را با دولت اصلاحات فهرست کنید. یک بار هم به آرشیو رسانه های حامی دولت نهم در طول 84 تا 88 مراجعه کنید و تعامل آنها را با جبهه مخالف فهرست کنید. یک بار هم به آرشیو رسانه های حامی دولت اصلاحات در فاصله 76 تا 84 مراجعه کنید و تعامل آنها را با جبهه مخالفشان فهرست کنید. به قول خوتان خدا را در نظر بگیرید و این 4 فهرست خودتان را با هم مقایسه کنید تا بعد با هم از آزادی بیان بگوییم و بشنویم.

"ششم" اینکه شما در مورد محارب و نوع سلاح تجدید نظر بفرمایید. دوست قبلی می گفتند که امام خامنه ای باید استعفا دهند چون امام علی سلام الله علیه در سقیفه سکوت کردند. من هم گفتم که دوره سقیفه با دوره امروز تناظر ندارد شما اگر قصد قیاس دارید دوره حکومت امام سلام الله علیه متناظر امروز است. شما می گویید آشوبگران امروز مثل جمل و صفین و نهروان سلاح به دست نگرفتند؟ خوب من می پرسم که بانک و اتوبوس و زباله دانها چطور آتش گرفتند آیا صاعقه بوده یا عوامل رژیم سناریویی خود نوشته را طراحی کرده بودند یا اینکه عده ای تحت اقدام ناشیانه و کوکانه مهندس از آب گل آلود ماهی گرفتند؟

می گویید چرا مردم عادی کتک خورده اند خوب از من نپرسید از مهندس بپرسید که چرا بر خلاف قانون خود را رئیس جمهور خواند و بر خلاف قانون ادعای ابطال کرد تا بسیجیان و معترضین و عابرین کشته و زخمی شوند. آیا شما انتظار دارید در میان غبار فتنه پلیس و گارد ویژه افراد آشوب طلب و افراد غیر آشوب طلب را به دو قسمت جدا تقسیم کند و بعد به راحتی آب خوردن آشوب طلبان را بریزد توی گونی و ببرد؟ خیر در فتنه و آشوب در هر جای عالم قطعاً عده ای بی گناه هم متضرر خواهند شد که شما باید از مسبب آشوب بازخواست کنید نه از بنده.

دوست عزیز سبب اقوا از مباشر است.

شما گمان کرده اید که من مدافع قضیه کردانم خیر نیستم. باز از انصاف شما باید تشکر کرد که بحث مشایی را مطرح نکردید. دوست گرامی این نواقص را قبول دارم و معتقدم که رفع این اشتباهات بزرگترین خدمت به اسلام است. لطفاً صفر و صدی نبینید. شما هنوز بحث کردان را مطرح می کنید من شما را رجوع می دهم به آرشیو روزنامه اطلاعات و سوال می کنم که چرا روزنامه اطلاعاتی که همیشه اخبار مربوط به آقای خاتمی را بدون استثنا با عنوان "دکتر"خاتمی چاپ می کرد چطور شد که از 9 خردادماه به بعد بدون استثنا تا یکی دو هفته بعد از رای گیری که من رصدش می کردم تنها از لفظ "حجه الاسلام" برای آقای خاتمی استفاده می کرد؟ سمت و سوی سیاسی اطلاعات هم که برهمگان روشن است و همه دیدیم که در آخرین لحظه یعنی بعدازظهر 20 خرداد که آخرین چاپ اطلاعات در زمان قانونی تبلیغات بود چطور از شهید زین الدین برای مهندس مایه گذاشت. بفرمایید چرا این روزنامه اطلاعات "دکتر" را با "حجه الاسلام" عوض کرد؟

"هفتم" اینکه از شما تعجب کردم بابت استدلال جالب که از نماز اولی ها داشتید. دوست گرامی درست است که ما برای وصل کردن آمده ایم و نه برای فصل کردن اما این چه استدلالیست که شما دارید؟ یعنی می فرمایید چون آنها نماز بلد نیستند و دلشان برای جامعه سوخته باید بیایند داخل مسجد و هر آن کاری که در کافی شاپها و پارتیهای خودشان می کنند در صفوف نماز هم انجام دهند؟ ما آنها را به خاطر بلد نبودن نمازشان سرزنش نمی کنیم قطعاً ایراد از سیستم فرهنگی کشور بوده که امروز کسانی هستند که نماز خواندن بلد نیستند اما هر فعلی جا و مکانی دارد.

این نقد شما علی رغم اینکه استدلالش ضعیف است را به شکل معکوس هم می توان پاسخ داد. شما می گویید چرا عکس دختران بسیار بد حجاب در آزادی را پست کرده ام خوب من از شما سوال می کنم آیا زنان محجبه ما حق شهروندی دارند یا خیر؟ آیا آنها حق دارند به حضور این شکلی زنان دیگر دور موسوی اعتراض کنند یا فقط آن بدحجابان ورزشگاه آزادی جزء زنان این نظامند؟ نمی دانم چطور شما حاضرید که به پیرمردانی که پدران و عزیزان محترم ما هستند و در میان نمازگزاران دائمیشان در نمازجمعه ها پیرغلامان ناز و کم نظیری هم هستند بی احترامی کرده و همه را با یک چوب بزنید و این طور از نماز خواندن مختلط دفاع می کنید؟

به هر حال از اینکه دلسوزانه برای من متأسف هستید متشکرم و امیدوارم که بیشتر از همیشه بتوانم حق و باطل را تشخیص دهم.

نقد مجدد جناب "بنده خدا":

با سلام
دوست خوبم پاسخ چند اشکال شما را می دهم. طوری فرمودید گویا بنده اصلاً مطالعه قبلی نداشته و یا تا به حال در این جامعه زندگی نکرده ام.

خدا را شکر اشتباه شورای نگهبان را قبول دارید. اما دوست من وزن این کار بارها و بارها بیشتر از اعمال مخالفان بعد از انتخابات است. چراکه اصلاً همین رفتار شورای نگهبان باعث این فتنه شد. هنوز نتایج بررسی نشده سخنگوی شورا می گوید این انتخابات سالمترین (دقت کنید سالمترین) انتخابات از اول انقلاب تا به امروز بوده است!! خوب همین جمله و موقعیت زمانی گفتن آن مشخص می کند که شورا اراده ای برای بررسی ندارد. آقای خامنه ای هم سریع تبریک می گوید. انصافاً نباید حداقل کمی شک کرد؟

فرمودید آتش زدن سطل آشغال و یا اتوبوس این اجازه را می دهد که پلیس به طرف مردم شلیک کند. عجب استدلالی!! آیا همین حرکات نبود که مردم و دانشجویان در زمان انقلاب اسلامی انجام دادند؟ و همان جوانها بودند که رفتند و شهید شدند و اینها فرزندان همان شهدا هستند. دوست من نفس عمل خوب و بد نیست. بلکه در چه جایگاهی انجام می شود و در چه راهی مهم است. بله یکی از دوستان من مقیم همان خیابانی است که مسجد آتش گرفت. عده ای با لباس سپاه به مردم شلیک کردند. بعد در آن گیر و دار یک بار مردم به سمت آنها هجوم بردند. آنها هم به داخل مسجد رفتند تا در امان باشند. این در حالی بود که عده ای از مولوتف برای برخورد با پلیس مسلح استفاده می کردند. از همین مواد در مسجد هم افتاد و متأسفانه مسجد آتش گرفت. دوست من تحت تأثیر شدید قرار گرفته بود چون پیرزنی را دیده بود که آنجا نشسته و گریه می کند. بغض گلویش را گرفته بود که چه شد که اینطور شد. بعد شب در تلویزیون دیدیم که فقط می گوید مسجد را آتش زدند!!! خدای من مقصر کیست؟ آیا تقصیر آن افرادی که به مردم شلیک می کنند بعد به مسجد می روند کمتر است؟ در عین حال برخورد با مردم و حتی بگوییم آشوبگر برعهده کیست؟ لباس شخصی ها؟

تو را به خدا از طرفداری رسانه و روزنامه نگویید که دیگر شده است اظهر من الشمس. صدا و سیما که خوش خدمتی قابل تشکری به آقایانی خاص کرد. و این کارش آنقدر مصداق دارد که حتی فعالیتهای پیشین آن را که به نظر میانه رو و منتقد می آمد تحت تأثیر قرار داده است. روزنامه ها که شکر خدا هرچه مخالف است یا بسته شده و یا بسته خواهد شد. سایتها را هم که خودتان می بینید. هنوز خبری از نتایج پخش نکرده بودند فیلتر شدند. به نظرتان کمی فقط کمی غیرمنصفانه نیست که بگوییم رسانه ها به نفع موسوی است؟

کلمه "امام" را هم بنده قبول ندارم در مورد هر کسی به کار ببرید. این کلمه در ادبیات شیعه معنای خاصی دارد و ترجمه تحت الفظی آن مد نظر نیست.

در مورد تظاهرات هم بنده در چندتایی قبل و بعد از انتخابات بودم. البته وقتی کار به درگیری رسید با عرض معذرت شانه خالی کردم. چرا که جان یک انسان چیزی نیست که به همین راحتی معامله شود. شما که منکر کشته شده هایی مثل روح الامینی هستید یه گشتی در اینترنت بزنید تا تصاویر کشته شدن افراد در درگیری را ببینید. از بعضی فیلم هم هست. گرچه من تیر خوردن ها را به چشم دیدم.

در مورد نماز اولی ها (البته به قول شما) چرا مغلطه می کنید؟ کسی نگفت پارتی را در نماز جمعه برپا کنند. بلکه عرض کردم اینکه قشری نه چندان کم از جوانان ایرانی که امروز تابع اسلام نیستند و یا در انجام فرایض دینی مصر نیستند وقتی به آینده وطن خود امیدوار و نگران هستند و به جای الواتی و نشستن پای شوهای ماهواره و دنبال هزار غلط دیگر رفتن به یک اجتماع سیاسی اسلامی می آیند تا نظرشان مطرح شود و همه ببینند بارها جای شکر دارد. اگر مانند نسل جدید کشورهایی مانند عربستان و امارات و .. بودند که رگ غیرت وطنی یا دینی نداشتند بهتر بود؟ آیا باید از این حرکت خدا را شکر کرد یا آنها را به سخره گرفت؟ آیا شما مطمئنی که خودت پاکتر و نزد خدا محبوب تر از آن جوانی هستی که عکسش را انداخته ای؟ من نمی گویم بی حجاب بهتر است از با حجاب چنانکه مادر و خواهر من هم چادری هستند و بسیار مقید. اما اینکه من و شما در مورد اشخاص قضاوت کنیم و خدا را همچون خود بپنداریم و خلق خدا را مسخره کنیم جای بس تأسف دارد.

در مورد پیرمردانی هم که به نماز جمعه می روند بنده ذکر کردم آنهایی که از روی عادت می روند. و البته شما آن را به همه آنها نسبت دادید. و البته من و شما به خوبی می دانیم که چند درصد این کار را از روی عقیده راسخ انجام می دهند. که همین ها که پشت آقای خامنه ای نماز می خوانند پشت رفسنجانی هم می خوانند و اگر محمد خاتمی هم بیاید همچنان می خوانند.
در صورت پاسخ دادن لطفاً بنده را خبر کنید.

ید الله فوق ایدیهم

پاسخ بنده بر نقد مجدد جناب "بنده خدا":

سلام و عرض ادب
اگر قصد دارید آتش زدن بانکها را با آتش سوزی های انقلابیون 57 مقایسه کنید پس خط فکری ما مطلقاً از هم تفکیک خواهد شد. احتمالاً با این قیاس شما هم نسبت به آتش زدن بانک و خودرو بی میل نباشید. اگر بنا دارید بگویید مبارزه 57یها با طاغوت مثل مبارزه سبزها با نظام است خوب من به شما می گویم که این مبارزه سبزها تنها کاریکاتوری از انقلاب 57 است. اگر این همان انقلاب است پس من به شما می گویم که لطفاً از جناح اپوزوسیون صحبت کنید و نگویید که نگهبان و خبرگان و دولت و سپاه و پلیس و رهبری باید چطور رفتار کنند. من به شما می گویم که 57یها با جمعیت 35 میلیونی ایران 60 هزار کشته دادند تا طاغوت سقوط کرد سبزها هم اگر توهم انقلاب دارند با جمعیت 70 میلیونی ایران لااقل باید 120هزار کشته بدهند تا رژیم چنج شود. بعید به نظر می رسد که این آشوب طلبان فرزندان خلف آن شهدا باشند. شبانه شعار دادن آن هم به شرط عدم پخش جومونگ و مسافران تناسبی با 57 ندارد. "شهدای 57 شانه خالی نمی کردند". "آرمانشان از جانشان مهمتر بود". در مورد تبریک امام خامنه ای به کامنت های قبلی مراجعه بفرمایید. به یاد ندارم منکر کشته شدن روح الامینی شده باشم. این دوستان شمایند که هنوز مدعی کشته شدن ایمانی و توسلی و موسوی هستند. 12 هزار نفری آزادی و 26 تیر بچه های 4 ساله ای نیستند که من آنها را مسخره کنم؛ انسانهای 20 و 30 ساله ای هستند که سبک زندگیشان این طور است. سبک زندگیشان محترم است اما در منزل خودشان نه در صفوف نماز و اماکن عمومی. همان پیرمردی هم که مد نظر شماست با توجه به اینکه شما مدعی حقوق شهروندی هستید محترم است و نباید اینگونه با برچسب "عادت" به سخره گرفته شود که نفهم است!. پاسخگوی اصلی خونها و آبروهای ریخته شده مهندس است چون بر خلاف قانون ادعای ابطال کرد و بیانیه خروج صادر نمود. پاسخ تمام نقدهای شما در مباحثات قبلی موجود است و نیازی به تکرار مجدد نمی بینم.

سبب اقوا از مباشر

موفق باشید

 پی نوشت های این پست را در پست پایین ببینید.

مناظره وبلاگی ۲ بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مناظره وبلاگی ۲

بخش دوم

جناب "جوانه"

1- اولاً ملاک ما جامعه مدرسین است و آنها هیچ نظری درباره منتظری و صانعی نداده اند.(ملاک جامعه هم رساله مراجع: یکی از راهها برای شناخت اعلمیت و اعدلیت این است که عده ای بگویند و در این زمانه این عده کارشناس در جامعه و یا حتی مجمع مدرسین این حرف مرا تأیید می کنند).
2- ما بازی با الفاظ را برای شما عیب نمی دونیم. حجه الاسلام گفتن یا آیت ا... گفتن شما هیچ تأثیری در شخصیت ایشون نداره. ولی بهتره یه سری به همون علمایی که می گویید بزنید. ببینید چگونه فقاهت ایشون و مرجعیت ایشون را تأیید می کنند. (به غیر از منتظری و صانعی و بیات و زنجانی).
3- در مورد نظر آقای صانعی هم باید بگم آقای صانعی اون موقع به بدنه نظام بود ولی حالا افتخارش ایستادگی در برابر نظام است. ما هم از همین طریق ایشون را بی عدالت می نامیم.
4- بله فایل سخنرانی ایشون را گوش داده ام و به همین نتیجه رسیدم.
5- از این که با یک فردی دارم بحث می کنم که به اشتباه خودش سریع پی میبره خوشحالم.

جناب "1"

1. امیدوارم این فایل رو به صورت کامل شنیده باشید و از دوستان رجانیوزتون دریافت نکرده باشید. به هر حال برداشت شما کاملاً اشتباهه.
۲. ما افتخار می کنیم که در صورت اشتباه به آن اقرار می کنیم بر خلاف شما که به دلیل تعصبی که چشمتون رو کور کرده و شهوت قدرت که مغزتون رو تحت تأثیر قرار داده هیچ کدوم از اشتباهات بزرگ خودتون رو قبول ندارید.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام
آقا یا خانم "یک" خواهش می کنم افرادی که آقا را رد صلاحیت کرده اند معرفی کنید تا شاید ما و دوستانمان از اشتباه در بیایم. اینکه شما می گید علما، خودتون بهتر می دونید جوسازی ای بیش نیست من منتظر می مونم تا ببینم چه کسانی هستند که شما می دانید ولی بقیه ... نوشتید: "بازخواست از حاکم حق مسلم یک شهروند اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و ... در یک جامعه و بالاتر از آن در یک جامعه اسلامی می باشد و ایشان موظف به پاسخگویی می باشد" این حرف شما صحیح است اما با یکم فکر متوجه می شی که چرا ما مجلس خبرگان داریم اینها یعنی نماینده های مردم اگر قرار بشه هر کسی بیاد و نظرشو بگه و رهبر هم به همه پاسخ گو باشه که دیگر نمی شه به کارهای دیگه رسید. چون 70 میلیون آدمند. متوجه می شی اصلاً این حرف شما از منطق به دوره و کمی خنده دار. در مورد تجاوز سندتان را خواهش می کنم به جناب کروبی بدهید تا شاید کمکی به این بنده خدا کردید. من کدام حرف شما را تغییر دادم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفاً بگید واقعاً هم دست پیش گرفتید تا ... واقعاً خنده دارید. خدا شاهد بر همه امور است. نوشتید: "بنده خدا حضرت امام حق داشتند که اینقدر تأکید می کردند بر وجود سند کتبی و یا صدای ضبط شده شان درباره اظهار نظر ایشان در مورد مسائل مختلف" راست می گی اما شما حتی همونم قبول نمی کنید مثلاً امام نامه نوشته واسه خودتون یا تحلیل می کنید و یا می گید دوره اون نامه تموم شده. یا مثلاً صدای امام وقتی می گه کسی که قانون را زیر پا بگذاره دیکتاتور است را می شنوید ولی بازم امان از سستی ایمان. نوشتید: "این سندی که حضرتعالی ادعا می کنید بنده در باب حجه الاسلام بودن آقای خامنه ای ارایه کرده ام را می توانید ذکر کنید کجا بوده که روح خودم هم از آن خبر ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟" دوست خوشحال باید خدمتتون عرض کنم ما روش شما را نداریم منظورم اینه که نمی آیم آقامون را به خاظر به قول خودت فردی چون تو خراب کنیم مفهومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نظرات قبلی خودتان مراجعه کنید تا جواب این سوالتان را بگیرید. ما نگفتیم حجه الاسلامی بده ما کی همچین حرفی زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جالبه شما همه چیز را اینقدر با تفکرات جالب خودتون تحلیل می کنی؟؟؟ جناب یک شما می گید به آقا درجه اجتهاد دادند این حرف خودتان بود وقتی داشتید از صانعی دفاع می کردید من به شما می گم چرا وقتی به قول خودتون درجه اجتهاد به ایشون داده شده شما به راحتی به ایشون می گی حجه الاسلام؟؟؟ درسته حجه الاسلامی هم خودش کم نیست ما هم این را قبول داریم. چقدر شما ضعیف هستید! من اینقدر به این حرف جنابعالی خندیدم که واقعاً نمی دونم در رابطه با این حرفتون چی بنویسم: "چون شما به رتبه علمی دکتر جونتون می نازیدین منم گفتم ایشون را با رتبه علمیشون صدا کنم". شما به قول خودت تو این مملکت کاره ای نیستی که احترام گذاشتنت یا بی ادبیت برای ما اهمیتی داشته باشه. نوشته بودید: "من نمی دونم شما تا حالا به قم سفر کردید و از نزدیک و خصوصی با علمای دین صحبت کردید یا نه" خوب اگر دوست داری من بگم نه خوب باشه می گم نه. شما که سفر کردید و به قول خودتان دائماً در رفت و آمد بودید توضیح دهید کدام عالم چی گفت و ما را از این غفلت نجات دهید. شما یا ما را پپه فرض کردید و یا خودتان را به کوچه علی چپ {این جمله درست نیست بهتر است گفته شود: کوچه یزید چپ}می زنید. بله ما هم معتقدیم گذر زمان همه چیز را ثابت می کنه گذر زمان. مثل همین حالا که کارهای بعضی ها در اوایل انقلاب رو شده. ما منتظر می مونیم. 30 سال است دوستانی همچون شما می خواهند ما را روی زمین میخ کنند می بینید که نتنها هیچ کاری نتونستند بکنند بلکه مصداق همان شعر هم شدند: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. نوشته بودید: "یک سوال دارم از تو و جوانه، خواهش می کنم پیش وجدان خودتون و بدن تعصبات سیاسی جواب بدهید. شما که معتقد به توهین آیت الله صانعی هستید آیا شخصاً متن سخنان ایشون را از فایل صوتی به صورت کامل شنیدید یا نه. حکم خدا در مورد آبروی مومن رو که حتماً می دونید". بله ما گوش دادیم. حالا من از شما سوالی دارم شما در زمان انقلاب حضور داشتید و تک تک این مسائلی که از تاریخ اصلاح شده اصلاحات بیرون می آد را دیدید؟؟؟ شما ما را متهم به تفکر ژورنالیستی می کنید من سوالی دارم شما اطلاعات الانتون را از کجا استخراج می کنید؟ از بی بی سی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعاً برای من سوال شده. شما می گید فارس و ایرنا و کیهان و تلویزیون و ... در واقع همه چیز دروغه. پس شما و دوستانتان اطلاعاتتون از کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کجا متوجه می شید رئیس جمهور در مصاحبه با خبرنگاران چه کرد؟ از کجا می فهمید ایت الله خامنه ای (دام ظله العالی) در کجاها چه سخنانی گفتند و چرا صلاحیت ایشون رد می شه؟ لطفاً توضیح دهید. نوشتید: "من از بابت تعابیر غیر صحیحی که درباره رابطه امام و آقای خامنه ای به کار بردم (همون حرفهای رکیک مورد نظر شما) معذرت خواهی می کنم به خاطر توهین به مرجع دینیتون". خودتون از این حرف خنده تون نمی گیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این شیوه ها دیگه قدیمی شده. حرفهای رکیک شما حرفهایی است که هنوز در قسمت نظرات قابل رویته و دوستان ببینند متوجه می شوند بی ادبی شما را به دوستداران آقا. قابل توجه دوستان باید بگم بنده زمانی مجبور شدم به خاطر نظرات جناب یک تآیید نظرات بگذارم. نوشتید: "چون اسم افرادی رو صریحاً بردید من با توجه به آشنایی نزدیکم با حضرات مجبورم مواردی را برای یادگیریتون عرض کنم". به قول دوستتان خودگویی و خود خندی. همین آشنایی هم باعث این با ادبیتون شده دیگه؟؟؟؟ شما می گید صانعی و آیت الله بیات تایید کردند مرجعیت آقا را. خوب به من بفرمایید چه کسانی ایشون را رد صلاحیت کردند؟ خواهش می کنم اینقدر سفسطه نکنید. اگر شما به این اعتقاد دارید چرا الان می گید ایشون صلاحیت ندارد و اگر به حرفهای اینها اعتقاد ندارید برای چی عنوان می کنید؟ نوشتید: "امیدوارم این فایل رو به صورت کامل شنیده باشید و از دوستان رجانیوزتون دریافت نکرده باشید. به هر حال برداشت شما کاملاً اشتباهه". جمله آخرتان واقعاً جای خنده داشت من را یاد انتخابات انداخت که می گفتند تقلب شده. می گفتیم سندتان کو؟ می گفتند نداریم. اما مطمئنیم تقلب شده. حالا نقل شماست. میگی گوش دادی؟ ما هنوز جواب نداده، میگی به هر حال برداشت شما اشتباهه. نوشتید: "ما افتخار می کنیم که در صورت اشتباه به آن اقرار می کنیم برخلاف شما که به دلیل تعصبی که چشمتون رو کور کرده و شهوت قدرت که مغزتون رو تحت تأثیر قرار داده هیچ کدوم از اشتباهات بزرگ خودتون رو قبول ندارید". این حرف شما که دیگه آخر خنده بود. شما مجبور شدید به اشتباهتون اعتراف کنید چون حرفهای قبلیتون زیر سوال می رفت. بنابراین افتخاری نیست. ما هم فکر نمی کنیم اشتباهی کرده باشیم سند برای اشتباهات ما بیاورید تا ما ... در ضمن کسانی شیفته قدرتند که به خاطر یک صندلی باعث شدند عده ای جوان به خیابان بریزند و عمرشان و این سالهایی که باید تلاش کرد را در زندان بگذرونند و دل مادرانشان را خون کنند. آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی): "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلوبهم مرض" یاد می شوند فقط در صدر اسلام نبودند در همه زمانها هستند از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آن ها را شناخت". در سوره بقره آمده: "و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون * الا انهم المفسدون". و هنگامی که به آنان گفته می شود روی زمین فساد نکنید می گویند ما اصلاح طلبیم. بدانید که اینها همان فساد آفرینان هستند.

مـــــــــا با ولـــــــــــــایت زنـــــــــــده ایـــــــــــــــــم
تــــــــا زنـــــــــده ایـــــــــم رزمنــــــــده ایـــــــــــم

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیزم آیات و روایاتی که می فرمایید در باره انجمن حجتیه و افراط گری و خوارج و طالبان ایرانی و دیکتاتوری دینی، آیه ای روایتی نداریم؟؟ بله مشکل همین جاست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه در کار آمدند تا شیفتگان قدرت به خاطر یک صندلی و چهار سال تکیه زدن بر آن در عین بی لیاقتی! جوانان این مرز و بوم را بکشند و در زندان قوم لوط را بر سرشان بریزند و ... راستی در مورد سفر دکترتان به اجلاس سازمان ملل چیزی ننوشتید؟ حق هم دارید. این دفعه دیگر خیلی جالب بود. سخنرانی برای صندلیها!!! می دونم اولین جمله ای که می گید حتماً از کلمه تناقض استفاده می کنید. تکیه کلامتان شده دیگه. شما که اهل قیل و قال هستید و ارباب وعظ و منبر. این دو سه شب ماجرایی را شنیدم که در 20:30 نشان دادند. در مورد سازمان انتقال خون یزد و ماجرای خنده دار اهدای خون قربه الی ا... نمی دانم چرا یهو یاد راه آهن شیراز به اصفهان افتادم که نمی دونم چرا باید حتماً قبل از انتخابات حرکت می کرد و خبر افتتاحش اومد ولی هنوز خودش نیومده. خیلی جالب بود. یا عرضه سهام عدالت قبل از انتخابات به بندگان خدای شهرستانی به این امید که همیشه و هر ماه این بساط هست و عوام الناس سرشان گول مالانده شد!! از قضایای سیب زمینی خیراتی هم صحبت نمی کنم. من کارمندم. از اردیبهشت ماه قرار بوده نظام هماهنگ اجرا بشه و یک ماه هم اجرا شد (قبل از انتخابات) ولی دیگه خبری نشد!!! اینها همشون تناقض در سخنان من است. وای از این همه تناقض چه بگویم؟ این سطر بالا را از زبان شما گفتم خطاب به خودم دوست عزیزم. البته شما ظاهراً وضعتان خوب است. زیاد از اوضاع تورم تأثیر نگرفته اید.

"مهدی ابراهیمی"

سلام
بی صبرانه منتظریم. خرداد 88 را با خرداد 42 یکی فرض می کنیم تا ببینیم 15 سال دیگر چه انقلاب سبزی رخ خواهد داد!! البته به لحاظ فکتهای زمانی تفاوت هایی وجود دارد که می تواند این 15 سال را کمتر و کمتر کند. مثل وبلاگ و رایانامه و پیامک و ماهواره و راه سبز امید. اگر سبزها راه سبز امید باشند (رسا) و سبز راه امید باش (سراب) نباشند و اگر آرمانشان گنگ و مغلطه و کاریکاتور نباشد، 15 سال را در همین 4 سال خلاصه می توانند کرد. انقلاب 57 حاصل حدود 60 هزار شهید بود با جمعیتی حدود 35 میلیون. در نسبت خطی با امروز سبزها باید از 70 میلیون، لااقل 120 هزار کشته بدهند یا شهید از قول خودشان. مثل جندالله که آنها هم کشته های خود را شهید می نامند و آن هم با درجه رفیع و مثل حاج آبراهام خودمون. اینها با 10 الی 15 کشته که تعدادی رهگذر بیگناه نیز در بینشان بود به پشت بام پناه بردند. البته بعد از پخش جومونگ. البته به قول "1" ما منتظر انقلاب 57 آنها در سال 1403 خواهیم بود و اگر از امکانات قرن 21 استفاده درست کنند، در سال 1392 منتظر انقلابشان خواهیم ماند. دوستی در پست "مناظره وبلاگی 1" بنده گفته بود من هم در اغتشاشات بودم و موقع آتش زدن بانک دیدم اوضاع خطریه لذا شانه خالی کردم. "شانه خالی کردن" از هزینه دادن از جان و مال و آبرو علتهایی دارد. مهمترین علت "شانه خالی کردن" از انقلاب کردن نداشتن آرمان شفاف است. فتنه 88 را سپاه جمع نکرد؛ بلکه نیروی انتظامی و بسیج جمع کرد. سپاه دستش زیر چانه اش بود و از بالا تماشا می کرد. بسیج هم با تمام توان نیامد با 30 درصد توان آمد. سوال اینجاست که 2 میلیون سبز در تهران را چطور می توان کنترل کرد آن هم تنها با پلیس و 30 درصد بسیج؟ چرا که درصد بالایی از این قشر بورژواهایند. کسانی که خط قرمزشان دنیاست نه آخرت. اگر دنیایشان تهدید شود از همه چیز می گذرند چه رسد آرایشان به موسوی و خاتمی. صحبت از رابطه های دو نفری بود برای من سوالی مطرح شد که رابطه گذشته صانعی با شجریان چطور بوده؟ البته اگر "1" و "مارال" قائل به اصل "حال فعلی افراد" باشند یا نباشند این سوال چند وجهی خواهد شد. بالاخره مروه یک زن مصریست یا مسلمان محجبه؟ دکتر در همانجا پرسید چطور ممکن است چند دوربین به صورت کاملاً نمایان و پیوسته و بدون دلیل قبلی ندا را تحت نظر داشته باشند اما حتی یک صحنه اتفاقی از قاتلش که در دو قدمی او بوده را نگرفته باشند. البته من شرلوک هولمز نیستم اما این سوال سوال خوبیست. بالاخره سینکیانگ و الحوثی باید برای ما مهم باشند یا نه؟ آیا فقط الحوثی باید مهم باشد و مروه مهم نباشد؟ آیا فقط سینکیانگ مهم است و غزه و لبنان مهم نیست؟ جناب "1"! استراتژی سبزها بسیار پرتناقض است. شما منتظر 1392 یا 1403 نباشید. جنبش بی سر نه تنها به نهضت تبدیل نخواهد شد بلکه به مرور زمان توسط توده ها حذف خواهد شد. بالاخره نفهمیدیم سخنرانی صانعی در گرگان تکذیب شد یا اینکه در بند آخرش از استعاره و جناس و تشبیه مدد گرفته بود. و اینکه اگر این طور بوده تکلیف ما با مرجعی که عفت کلامش در سطح یک بازاری سیکله است چیست؟ سخنرانی 29 مردادش را هم نفهمیدیم رجانیوز ساخته بود یا خودش گفته بود. به هر حال شما که با قم در مراوده هستید سندی هم از اجماع علما در مورد جناب صانعی و مرجعیتشان به ویژه بعد از حوادث خرداد 42 ببخشید خرداد 88 ارائه دهید. البته احتمالاً میدان ژاله این بار در لرستان خواهد بود یا در آذربایجان چرا چون دکتر رهنورد عروس آذربایجان است و فرزند لرستان. شاید ساعت "دقیقا" 12 است را هم این بار نیز از بی بی سی بشنویم برای تظاهرات سبزها. البته اشکالی ندارد زیرا موسوی و رضا پهلوی به تقاطع مشترک رسیده اند؛ لذا در تقاطع مشترک اندکی هم مسیر خواهند شد. سبب اقوا از مباشر است. موسوی در فروردین 88 معتقد بود که "من به قانون ناقص هم پایبندم" یک بار هم گفت "قانون جسدش هم محترم است". لذا دوستان این قدر در میان روابط دو نفره زید و عمرو نمانند. مسبب تمام لطمات بعد از 22 خرداد شخص موسویست. البته او نیز لطمه اطرافیانش را خورد و حق دارد در دادگاه از مشاورانش شکایت کند. مهندس حق دارد از دکتر مومنی شکایت کند چرا؟ چون دکتر مومنی به عنوان مشاور ارشد او در روز جمعه 22 خرداد مصاحبه کرد و یک پیش بینی ساده انجام داد و بسیار عجیب و غریب. قبل از آن بگویم که در میان دوستان من از هر دو طرف هستند. از دوستان طرفدار سفت و سخت موسوی پرسیدم پیش بینی شما از آرای احمدی و موسوی چه بود؟ تمام آنها با هر نوع توزیعی که بین آن 4 نفر می کردند بدون استثنا رأی احمدی نژاد را بالای 10 میلیون انتظار داشتند. برخی پیش بینی دور دوم داشتند و برخی در مرحله اول موسوی را برنده می دانستند. اما همه با هم حداقل 10 میلیون رأی برای احمدی نژاد قائل بودند. جناب "1" بفرماید چرا شخصی در سطح دکتر مومنی در روز رأی گیری می گوید پیش بینی من این است که 35 میلیون شرکت می کنند 30 میلیون به موسوی رأی می دهند و 5 میلیون به احمدی نژاد+کروبی+رضایی؟ البته مومنی این حق شهروندی را دارد که مثلاً بگوید 100 میلیون به موسوی رأی می دهند و 1 میلیون به سه نفر دیگر؛ اما ایشان علاوه بر شخصیت حقیقی شخصیت حقوقی هم در مقام مشاور ارشد دارد. بفرمایید که شعار رآی سی میلیونی را چه کسانی باب کردند و آیا این شعار در کنفرانس 11 شب مهندس تأثیر داشت یا خیر؟ بفرمایید اعلام ابطال و صحنه آرایی و مهنسی آرا و شعبده بازی از مصادیق پایبندی به قانون ناقص هست یا خیر؟ آیا جسد قانون محترم است یا خیر؟ آیا اگر شورای نگهبان را قبول ندارند باید ما را به کشتن دهند؟ آنها نگهبان را قبول ندارند بنده باید در خیابان دست و پایم را از دست بدهم؟ سبب اقوا از مباشر است. سبب موسویست و مباشر مجریان خودی و غیر خودی کهریزک و کوی و ... هستند. لذا مباشر هم حتی می تواند در دادگاه از سبب شکایت کند؛ اگرچه محق هم نباشد. خیلی دنبال رابطه امام با موسوی و امثالهم نباشید. امثالهم امام را به موزه فرستاده بودند. امثالهم می گفتند تا در ایران خدا نمرده دموکراسی نخواهیم داشت و حالا سید سبزنما شده اند. امثالهم می گفتند در جامعه مدنی می شود بر علیه خدا هم قیام کرد. و حالا مرجع پرست شده اند آن هم از نوع منتظری و صانعی. راستی امام قصد پخش رادیویی نامه مربوط به منتظری را داشت اما نگذاشتند ایشان پذیرفت و گفت به خاطر فشار شما منصرف نشدم به خاطر این منصرف شدم که ترسیدم اگر پخش شود مردم بر سرش بریزند و او را تلف کنند و گفتند که او برای شما مشکل ساز خواهد شد. اینکه عده ای بخواهند با تمسک به امام راحل از امام حاضر تمرد کنند بحث دیگریست که اتفاقاً اصلاً بحث هم همینجاست و الا اگر جناب "1" و "مارال" و سایرینی که در وب بنده با هم آشنا شدیم تا سال 1403 هم موردی بگویند ما هم موردی می گوییم و پاسخ می دهیم؛ اما ما آرمان خود را با احمدی نژاد تطبیق نمی دهیم و نه با مشایی و کردان. تکلیف موسوی و خاتمی و روحانی و رفسنجانی و باهنر و صانعی و منتظری و ... نیز برایمان روشن است. امام ما امام خامنه ایست و مهاجمان نرم را در این میدان زمینگیر خواهیم کرد؛ البته نه با کاتیوشا که با زبان و قلم. آنها اگر مولوتف و قوطی بنزین به دست نگیرند و به سراغ بانک و اتوبوس و امنیت مردم نروند ما هم همچنان با قلم و زبان می جنگیم. اما اگر مسلح شوند خوب ما هم مسلح می شویم. البته نه با سپاه بلکه با بسیج آن هم نهایتاَ 30% بسیج. اگر گفته های ایشان آنقدر برایتان مهم است که حتی عتابشان را بر استعمال لفظ امام در نظر می گیرید کمی هم به عتابشان در مورد قانونشکنی و ابطالگری نگاه کنید. به خطبه 20 شهریورشان نگاه کنید. نمی دانم چرا من از این عتاب که شما گفتید بی خبرم لطفاً آگاهم کنید چرا در مراسمات نظامی و سردوشی گرفتنها به کسی پیرامون لفظ امام عتاب نمی شود؟ در نمازجمعه ها هم به این لفظ خوانده می شوند و باز هم عتاب نمی شود؟ البته از انسان حکیم همین انتظار می رود. راستش اگر شما از ایشان بپرسید که می توانم شما را "حجت الاسلام" خطاب کنم؟ ایشان خواهند گفت مرا آن هم خطاب نکن. پس شما باید مثل برادر کوچک خطابشان کنید؟

"دنیاییان بدانند در مقابل تمام دنیایشان خواهیم ایستاد اگر در مقابل اماممان بایستند"

مردان بی ادعای عصر ظهور کجایید؟ برخیزید. مگر حسرت یاد سرداران شهیدمان را همواره بر دل نداشتیم؟ خوب خداوند یک بار دیگر صحنه آزمون را برایمان آراست. پس برخیزید. کجایند نسل سوم و چهارمی هایی که همواره غبطه همسنگری با همت و باکری و متوسلیان و زین الدین و باقری را می خوردند؟ برخیزید. کسانی که چمران دلشان را آرزو بود کجایند؟ بابایی ها و خرازی ها کجایید؟ اتاق های جنگ را به پا کنید که فرماندهی کل قوا افسران جنگ را منصوب کرد. دزدان و قاتلان مدافع حقوق شهروندی شده اند. مدافع قانون شده اند. آیا روزی را که می گفتند از دین جز پوستینی نخواهد ماند فرا نرسیده؟ آن روزی که لباس دین را برعکس بر تن می کنند؟ روزه خواران و محاربان و فحاشان به نام دین روزه خواری و محاربه و فحاشی می کنند. امروز شیشه خر و شیشه خور و شیشه شکن مدعی نظام شده و صد البته که جایزه صلح نوبل هم یا دارند یا خواهند گرفت مثل کیسینجر و نتانیاهو. حرامیان و اهل شیشه چه آن شیشه چه این شیشه چه داخلی و چه خارجی بدانند که بسیار بیشتر از آنچه که می دانند شکننده هستند. از آنها جز دشمنی کردن توقعی نداریم. اما 40 میلیون ایرانی ایران دوست بدانند که به هر که رأی داده اند نزد خداوند مأجور خواهند بود. هر کسی به اندازه فهم خود تصمیم گرفت. هم آن فهم و هم آن تصمیم مقدسند. اگر نامزدی امانت دار نبود و از دارایی رأی مردم بر علیه مردم سوءاستفاده کرد خودش مقصر است نه رأی دهندگانش. هیچ کسی از رأی خود به قانونگریزان و ابطالگران نیازی به توبه ندارد. توبه برای قاتلان و قانونگریزان است اگر توفیق الهی نصیبشان شود. قاتلانی که با رمز بیانییه شهر را به آشوب کشیدند و زن و مرد را راهی قبرستان و بیمارستان کردند. قاتلانی که مدعی قانون بودند، اما همین که عرصه را باختند قانون را هم به بازی گرفتند. اهل شیشه بسیار شکننده تر از آنند که دانند چون:

1- با مبانی انقلاب اسلامی ناسازگارند.
2- از پشتیبانی بیگانگان مخالف اسلام، استقلال ایران و مسلمانان جهان برخوردارند.
3- رفتار و ظاهر کثیری از افراد آن حاکی از عدم تقید به شرع و ارزش های انقلابیست.
4- قصد معارضه با نظام قانونی و مردمی حاکم را دارند.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام راستش دیگه از بحث با شما لذت نمی برم. این یک واقعیت است. چون شما گوشهاتون را بستید و فقط دهانتون باز است. اگر این چنین نیست بگویید با دلیل کجاها حرف های منطقی ما را پذیرفتید. منظورت از این حرف چیه واضح توضیح دهید: "دوست عزیزم آیات و روایاتی که می فرمایید در باره انجمن حجتیه و افراط گری و خوارج و طالبان ایرانی و دیکتاتوری دینی. آیه ای روایتی نداریم"؟ منظورتون چیه؟؟؟ منظورتون همون کاتر کشیدن هاست؟؟ که بهزاد نبوی و امثال تاجزاده ها رأس کار بودند؟؟؟ دیکتاتوری دینی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ توضیح بدید. این حرفها که جوسازی بیش نیست. با مدرک حرفاتون را بزنید. البته مدرک منظورم مدرکه ها نه شایعه پراکنی های کروبی و امثال اون. یک چیز یادت می آد گفتی دکتر عکس خانم مصری را در آورد در جواب سوال ندا؟؟؟ برای صدمین بار می گم کسانی شیفته قدرتند که به خاطر یک صندلی باعث شدند عده ای جوان به خیابان بریزند و عمرشان و این سالهایی که باید تلاش کرد را در زندان بگذرونند و دل مادرانشان را خون کنند. شما که اینقدر نگران این مردمید و اینقدر سنگ این مردم را به سینه می زنید، لطف کنید بفرمایید قانون را برای چی گذاشتند؟ اصلاً من می خوام یک جور دیگه با شما صحبت کنم. شما هم لطف کنید جواب بدید. ما بد ما افتضاح، شما چرا با عده ای جوان اینکارو کردید؟؟ خواهش می کنم بگید ما و دوستان بفهمیم. شما چرا جوانهای بی گناه رو به خیابون کشیدید؟؟ در مورد سخنرانی دکتر و اتفاقات اخیر باید بگم به دلیل مشغله زیاد وقت نمی کنم زیاد بیام دوستان در جریانند کارهای بنده به چه صورتی است. حالا شما می خوای بذاری به هر حساب دیگه ما عادت کردیم به اراجیف سر هم کردن شما مثل قضیه بیرون آوردن عکس زن مصری که برگشتید گفتید دکتر جواب نداد. ولی بعد دیدیم دکتر جواب داد اونقدر جوابش منطقی بود که امثال شما گوشهاتون را گرفتید تا نشنوید. نوشتید: "سخنرانی برای صندلیها". خوب من جوابتو نمی دم چون خیلی پرتی. به همون 20:30نگاه کن ببین چه اتفاقی افتاد. البته در حرفهای بعدی نوشتید20:30 نگاه می کنید واسه همین نوشتم. در مورد تناقض که آیا تکیه کلام ما شده باید بگم بله. در مورد شما تکیه کلام ما شده. چون شما در هر کامنت صدتا تناقض دارید با سند برای دوستان مشخصه. نوشتید: "شما که اهل قیل و قال هستید و ارباب وعظ و منبر" باید بگم من خوشحالم شما در مورد من این فکر را می کنی. نوشته بودی: "در مورد سازمان انتقال خون یزد و ماجرای خنده دار اهدای خون قربه الی ا...". اولاً بگم این حرفتم تناقض داره. تو چطوری 20:30را دروغگو می دونی ولی نگاه هم می کنی؟ در کامنتهای قبلی نوشتی تلویزیون ما بر عکس اما حالا؟؟ من نمی دونم. در مورد انتقال خون و اون ماجرا اولاً بگم در هر دولتی افرادی پیدا می شن که بدند این یک چیز طبیعی است. مهم برخورد با خاطیان است که شب بعد برخورد را دیدید. می بینم که صحبتهای اولیتان را می زنید. چی شده مارال خانم؟؟؟ سیب زمینی رایگان قضیه اش را یا نمی دانید یا می دانید و مثل بقیه چیزها منکر می شید. نوشتید من کارمندم. خوب باید بگم کارمند عزیز فکر می کنم این دولت برای امثال شما که بد نشده. پس شما واقعاً بی انصافید. به قول خودتان سفسطه می کنید یعنی راهی به غیر این کار دیگه به ذهنتون نمی رسه. البته اکثرشون تیر در تاریکی است شاید یهو گرفت. تناقضات فکری شما با سند برای همه دوستان مشخصه و بروند نگاه کنند متوجه می شوند. پس بیخود سعی نکنید با این راهها کار خودتون را توجیه کنید. این روشها مال زمان انتخاباته تاریخ مصرفش گذشته. امام علی(علیه السلام) قهرمان دوران پر فتنه تأویل در این باره فرمود:
"به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت) به سر می برم و من هرگز بر روش خود تغییر نداده و بر سر پیمانم ایستاده ام"

جناب "مارال"

سلام
فرموده اید "اصلاً من می خوام یک جور دیگه با شما صحبت کنم شما هم لطف کنید جواب بدید. ما بد ما افتضاح شما چرا با عده ای جوان اینکارو کردید؟؟ خواهش می کنم بگید ما و دوستان بفهمیم شما چرا جوانهای بی گناه رو به خیابون کشیدید"؟؟ من می خواهم یه چیز از شما بپرسم واقعاً چرا این جوانها به خیابون ریختند تا شما عزیزان مهربان و مهرورز با چوب و چماق و اسلحه به سرشان بریزید و با باتوم و چاقو نوازششان کنید؟ اصلاً چرا این جوانان ناز و عزیز و دوست داشتنی باید با شما مهربانان مهرورز طرز فکرشان فرق کند؟ نمی دانم چرا شما رو عصبانی می کنند تا شما عربده کشی کنید و فحشهای چاله میدانی بدهید و بریزید در خانه مردم و شیشه ماشینها را خرد کنید و باتوم دستتان بگیرید؟ این جوانان باید خفه شوند تا شما راحت باشید. در اصل فقط نباید فکر کنند و اندیشه ای در مغزشان داشته باشند. بروند دنبال شیشه و کراکشان که فراوان و شکر خدا در دسترس است!!! من حسودیم می شود به این دلسوزیهای مهرورزانه شما و دلسوزیهای قشنگتان که من را یاد اشکهای رییس رژیم صهیونیستی در جریان حمله به غزه می اندازد!!!!!!! دوست عزیزم منظورم از آیات و روایات در مورد خوارج و ... همان کفن پوشان عزیز است که الان به لباس شخصی های محترم تغییر نام داده اند. هم شما می دانی چه کسانی هستند و هم من. طفره نروید. به بیراهه هم نروید. نشانی غلط هم ندهید. که اینها از آفتاب ظهر هم عیان تر هستند. سخنرانی برای صندلی های خالی. دقیقاً همین بود. اولین کسی هستید که منکر می شوید! در مورد 20:30 خوشبختانه ندیدم ولی شنیدم ماجرای خنده دار این افتضاح را. البته این مسئله خیلی عادی شده در این چندین ماهه. مثالهایش را هم که گفتم. از راه آهن و سهام عدالت وووو ... مشکل اینجاست که وقتی می بینند با تقلب و دروغ می شود همه کار کرد و کسی هم جلویشان را نمی گیرد پس چرا راه راست بروند؟؟؟ بله من خیلی بی انصافم که حقم را نمی توانم بگیرم؟ یعنی نمی دهند. الان هم اگر حرفی بزنیم حتماً می شویم اغتشاشگر! گفتم شما ماشالا وضعتان خوبه مشکل مالی هم ندارید از خزانه غیب می رسد!! ما قبل از انتخابات و بعدش مشکل مالی داشتیم و داریم. به جان عزیزت تناقضات نیست عین واقعیته. این مسائل حقوق و بی پولی. مطمئن هستم مولا علی در مورد خوارج و متحجران حرفهای زیادی گفته اند. مراجعه کنید با وضع شما بسیار مفید است. در مورد صحبتهایت در مورد 30% بسیج و عدم حضور سپاه در این مسایل اخیر حرفهایتان را جدی نگرفتم. مطمئنم شوخی می فرمایید!! فرموده بودید: "اینها با 10 الی 15 کشته که تعدادی رهگذر بیگناه نیز در بینشان بود به پشت بام پناه بردند البته بعد از پخش جومونگ". بله دوست عزیز مشکل اینجاست که در زمان شاه و انقلاب، کهریزکی وجود نداشت و همه می دانستند که حداکثر کشته می شوند و مشکلی دیگر از قوم لوط بر سرشان نمی آمد و ماموران رژیم شاه آنقدر هم که فکر می کنید وحشی و عصبی نبودند!! صد البته در روز قدس با اینکه بیش از سه ماه هرچه توانستید کردید با خشونت هرچه تمامتر با قساوت و بدون گذشت ... اما جوابتان را گرفتید از همین به قول شما بورژواها و ترسوها و بعد هم در دانشگاهها و چه عجب است از این نترسیدن شما که به یک حرف اجتماع هزاران نیروی تا دندان مسلح را در خیابانها مستقر می کنید حتماً به سبب این که ما خدای ناکرده از ترس سکته نکنیم!!!!!!! و دیدیم و می بینیم چه کسانی حتی از چند نفر در پشت بام و ا... اکبرگویان می ترسند و با موتورهایشان رژه می روند. بس است دوست عزیز در عین حال شما می توانید یکی دیگر از آن دوربینهایی غیر از همین موبایل که فیلم ندا را گرفته برای من بیاوری؟ حتماً فقط شما دیده ای و دکترتان؟ بی صبرانه منتظرم فقط یک ثانیه از این فیلم را به ما هم نشان بدهید از یکی از این دوربینها؟؟؟؟ این که شما کشته شدن مروه را بزرگنمایی کردید که کشته شدن ندا و دیگران را بپوشانید که هیچ؛ ولی مشکل اینجاست که اینها را شما کشتید و ایشون را یک فرد دایم الخمر مست!! و شباهتشان نه در کشته ها بلکه در قاتلان است. در مورد اینکه با قلم با ما می جنگید نمی دانم چه بگویم شاید من اشتباهاً دیده ام. این قلمهایی که شما دستتان می گیرید، ما بهشان می گوییم باتوم و سر و صورت ما را هم با صفحه سفید دفتر اشتباه گرفته اید. دوست عزیز اعتراضات بعد از انتخابات همیشه آرام بود تا زمانی که دوستان شما مردم را مورد هجوم قرار می دادند البته نه با قلم بلکه با باتوم و چاقو و قداره و اسلحه! در مورد نجوای آخرت هم در مورد قاتلان و فتنه گران و متقلبان و کودتاچیان و دروغگویان و چماق به دستان و شیشه ماشین شکنان و لاتهای عربده کش و قداره بندهای چاقوکش. با شما هم عقیده هستم.

"مهدی ابراهیمی"

سلام
30درصد بسیج شوخی نبود. منتها شما بر اساس حقوق شهروندی (البته نه از نوع خاتمی که برخی از شهروندان را ولگرد خطاب می کرد) می توانید شوخی فرض کنید. من برای مشاعره یا مناظره درباره موارد و جزییات با دوستان وقت ندارم اگرچه اگر دوستان تمایل داشته باشند تا سال 1403 نیز با هم مشاعره مورد به مورد خواهیم کرد. حرف ما اینست: سبب اقوا از مباشر است. ما منتظر سال 1403 می مانیم تا دوستان انقلاب کنند و گروهی معترض در دولت و حکومت آنها بانک و اتوبوس را آتش بزنند تا ببینیم چطور از باتومهایشان استفاده خواهند کرد. هیچ کسی محارب و معارض را نوازش نمی کند مگر حمقا. حتی خاتمی 16 آذر 1385 نیز با معارضانش تنشزدایی نکرد بلکه بایکوت کرد. ما محارب را سرکوب می کنیم چه محارب مسلح با کلت و کلاش چه محارب مسلح با پیت بنزین و مولوتف. البته نه با سپاه بلکه با پلیس و بسیج آن هم نه تمام بسیج بلکه 30 درصد بسیج و البته شهید هم می دهیم 12 نفر شهید دادیم مثل شهید کبیری میلیونها نفر دیگر نیز شهید خواهیم داد و البته اگر سری دوم جومونگ هم پخش شود آرمانهایمان را معطل تماشای جومونگ نمی کنیم در همان زمانی که جومونگ 2 پخش می شود در تمام میادین جنگ نرم و سخت می جنگیم.
سبز راه امید نباشید

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیز فکر نمی کنم تا سال 1403 بخواهی منتظر بمانی. تفکری که در نهاد شما وجود دارد زودتر از این سالها پوسیده و از هم تنیده خواهد شد. در دنیایی که لحظه لحظه اش ضبط می شود و در دل تاریخ می ماند دیگر دروغگویی و فرافکنی و کی بود؟ کی بود؟ من نبودم جایی ندارد. دیگر دادگاههای فرمایشی و اعترافات جلوی دوربین در این زمانه کارساز نیست و خریداری جز ذهنهای مانده در سالهای بی خبری ندارد. دوست عزیزم دنیا رو به جلو حرکت می کند و مردم در دورترین نقاط به اطلاعات روز دسترسی دارند و همه چیز را می بینند و می فهمند. خودتان را گول نزنید برادر عزیزم. گذشت روزهایی که یک طرفه می گفتید و یک طرفه می بافتید و ما فقط مستمع بودیم و دیگر هیچ. این روزها ایام آگاهی است. بحث 30% و یک درصد نیست. بحث این است که با 100% هم دیگر نمی توانید آب رفته را به جوی بازگردانید. شما بگویید محارب و مفسد فی الارض!!!! این را نگویید چه بگویید که گوشهایمان آشناست با این کلامهای بی محبت شما.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
سبب اقوا از مباشر است
کلام محبت آمیز با محارب را بلد نیستیم. گمان نمی کنیم کس دیگری هم بلد باشد. اگر دوستان فلسفه برخورد محبت آمیز با مخلان امنیت جامعه اسلامی را می دانند آموزش دهند تا بهره مند شویم. بگویند چطور با پیت بنزین به دستی که بانکها را به آتش می کشد محبت کنیم تا محبت کنیم.
سبب اقوا از مباشر است
خدای ما همان خدای 57 و طبس و شلمچه و اروند است و با محاربان و معارضان بی منطق و ساختارشکن و قانونگریز تا هر جایی که پیش بیایند پیش می آییم. اگر بنویسند می نوسیم بگویند می گوییم کتاب بنویسند می نویسیم وب بزنند می زنیم مناظره بگذارند می گذاریم مسلح بشوند می شویم. تا کی؟ تا هر وقت که زنده باشیم. چه 1392 چه 1403 (زمان به ثمر نشستن انقلاب سبز البته از نظر برخی دوستان. چون دوستان معتقدند اعتراضات اخیر اقلیت در خیابان مثل اعتراضات سال 1342 است و ازآنجا که 15 سال بعد از 42 انقلاب پیروز شد آنها هم می توانند 15 سال بعد از 1388 به پیروزی برسند) چه 1414 و چه هر زمان دیگر.
سبب اقوا از مباشر است
سبز راه امید نباشید
سبب اقوا از مباشر است
امروز می خواهند جای شاکی و متهم را عوض کنند. بر خلاف تمام اصول قانونی و اخلاقی شریک دزد می شوند و بعد خود را رفیق قافله می نامند. امروز می خواهند 40 میلیون ایرانی را کودتاچی بخوانند و از سوزاندن زباله دان ها اهرم فشار بسازند. شاکی دکتر مروه الشربینی است نه الکس دبلیو. شاکی ملت ایران و نداست نه ابطالچیان قانون گریز. امروز خودشان کف و سوت حضار را می خورند و عده ای دیگر را میهمان چوب و مشت و سیلی می کنند. شاکی ما جوانانیم که باید بار آنها را بکشیم ولی فرزندان خودشان در اروپا و امریکا اوقات فراغت بگذرانند. در کلاس ها و نطق هایشان دم از جدایی دین و سیاست می زنند و در قمار خویش به رنگ سبز با نام علوی متوسل می شوند. گویا ما از GREEN PARTY بی خبریم. در کلاس درس دم از خشونت طلبی امام علی و امام حسین سلام الله علیهما می زنند و در قمار خویش برای خود مظلومیت علوی و حسینی قائلند. بعید نیست که زندانیان قانون گریز خود را به زندانی دستگاه هارون نیز تشبیه کنند. برای آنها کلاس درس و کلاس عمل دوتاست. دم خروس و قسم حضرت عباس عجب وجه تمثیله ای پیدا کرده این روزها! دم از سینکیانگ می زنند اما یادشان رفته که می گفتند ما تا بدبخت و بیچاره داریم با فلسطین و لبنان چه کار داریم. شما کاسه داغ تر از آش نباشید. مملکت امام دارد. به قول خودتان "نظام" تصمیم می گیرد. شما اگر هستید با GREEN PARTY خود کمی قانون بخوانید. در دلشان می گویند اگر به چین چیزی بگوییم او هم ما را محور شرارت می کند ولی در زبانشان حرف دیگری است. محور شرارت. چه ترکیب آشنایی!
سبب اقوا از مباشر است
سبز راه امید نباشید

جناب "مارال"

سلام
این که محارب کیست و شما قاضی می شوید و هر که بر خلاف امیال شما بود او را محارب می نامید جای بحث دارد که شما (منظورم شخص شما نیست) در جایی هستید که بتوانید حکم دهید به محارب بودن و دوست و دشمن بودن و دوماً اینکه جایگاه تان کجاست و حکم این را چه کسی می تواند برای احقاق حق و حقوق عده ای از همین ملت که من و شما عضوش هستیم صادر کند؟ اینطور باشد مقاومت فلسطین و لبنان هم حکم محاربه دارد به سبب معارضه با دولت یهود!! شما هر که در مسیرتان نباشد و شک کند به حالات شما و راهتان مفسد و محارب می دانید و حکم محارب هم که انشاالله قتل است؟؟ در آموزه هایتان که متأسفانه رگ و ریشه شدید افراط گرایی حتی در سخنان به ظاهر مسالمت آمیز شما در حد اعلی به چشم می خورد و بوی خون می دهد. آیا سخنی از عقلانیت و مردم سالاری و حق انتخاب و ... وجود ندارد؟ آیا شما در جریانات اخیر هیچوقت دیدید که مردم ابتدا و در بدو امر شروع به آتش زدن جایی بکنند؟ آیا در مقابل هجوم و حمله بی تدبیر و ناجوانمردانه به اعتراضشان دست به این کار آن هم به طور محدود نکردند؟ گیریم که این کار را کردند می شوند محارب؟ می شوند واجب القتل؟ دوست عزیزم تمامی مشکلات ما با شما بر سر همین افراطی گری و عدم پایبندی به هیچ یک از مسایل از سوی شما شکل می گیرد. کسی از شما نخواست رحیم و رحمان باشید و لطفی در حق کسی بکنید. اما انتظارمان از مدعیان اسلام ناب محمدی خیلی بیشتر از اشغالگران قدس و سربازان بی دین و ایمان آنهاست.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
از نظر یهود حماس و حزب الله محاربند (البته این واژه برای آنها بار معنایی مد نظر ما را ندارد اما از جهاتی همان تعبیر را دارد) و از نظر حماس و حزب الله صهیونها محاربند. از نظر حکومت ایران پیت بنزین و کلت و کلاش و چماق به دستان محاربند و از نظر آنها حکومت ایران محارب است. این امر بدیهیست که این طرفین ها باید با هم بجنگند. من نمی دانم چطور ممکن است که دو طرف از هر رنگ و جناحی قصد جنگ سخت رسمی با هم داشته باشند و شما توقع داشته باشید که صحبتی از خون نشود.
سبب اقوا از مباشر است.
من هیچ وقت در نظرات و مطالبم کسانی چون شما را که قصد محاربه یا معارضه ساختارشکنانه ندارند را مخاطب قرار نداده ام و نخواهم داد. با توجه به نظرات شما و نظراتی که در وب حقیر نوشته اید بنده فارغ از مسائل سیاسی و حزبی خودم را با شما در اصول هم مسیر می بینم. خودم را با شما در اعتراض به فجایع کوی و کهریزک و بی عدالتی ها همسان می بینم. دغدغه شما دغدغه همه ماست. اما هرگز نمی پذیرم که عده ای در کمال بی شرمی و بی تدبیری نظام را طوری در سطح داخلی و خارجی به زیر بکشند و یا حتی لطمه ای وارد کنند که دشمنان خبیث ما شاد شوند که دشمنان خبیث ما با آنها به تقاطع مشترک برسند که پیشنهادات دشمنان خبیث ما توسط آنها اجرایی شود که دشمنان خبیث ما نام آنها را به نیکی بر زبان آورند. دوست عزیز وسط دعوا حلوا پخش نمی کنند. اعتراض بنده و شما به کسانیست که کودکانه بر خلاف قانون و اخلاق حکم ابطال دادند شهر را به آشوب کشیدند و زمینه دعوا را فراهم کردند. نمی دانم اگر شما طبق گفته خودتان قصد مخالفت با رهبری را ندارید آیا بر نظریه اصلاحات خون می خواهد قائلید یا خیر. اگر شما موافقید با اینکه حرکت اصلاحات برای خارج شدن از بن بستی که در 6 سال اخیر با آن مواجه شده نیاز به خون مردم دارد تا تداوم یابد؟ بفرمایید تا در آن پارادایم با هم بحث کنیم و الا فریاد بنده و شما بر سر سران بی تدبیر این حرکت انحرافیست که مسبب لطمات فراوانی بر حیثیت نظام شدند از کروبی تا موسوی تا صانعی. شما نگران مرجعیت صانعی هستید یا خیر؟ نه به خاطر شخص حقیقی او بلکه به خاطر شأن مرجعیت شیعه. آیا به کار بردن چنان الفاظی از او در گرگان باعث خون به دل شدن شیعه نمی تواند باشد؟ البته شیعه از اینها زیاد داشته اما ضربه خود را در هر صورت وارد می کنند. چرا نمی پذیرید که در شهر به آشوب کشیده شده هر اتفاق پیش بینی نشده ای رخ می دهد. چرا نمی پذیرید که حتی قورباغه ها هم در آشوب محارب می شوند چه راستی چه چپی چه نیروهای نظامی چه غیر نظامی. نیازی به قضاوت بنده ندارد که صلاحیت جایگاهش را داشته باشم یا نه. هر منصفی می داند که کسی که بانک را آتش بزند محارب است طبق قانون. همان قانونی که مهندس به جسدش هم احترام می گذارد البته در حرف. هر کسی که مردم را از اتوبوس پیاده کند و اتوبوس را به آتش بکشد محارب است. طبق قانون. همان قانونی که مهندس می گفت به ناقصش هم پایبندم البته در حرف. اگر نام اینها محارب نیست صریحاً بفرمایید چیست تا بحث کنیم. اگر قصد ما تکرار مکررات است خوب من هم تا دوستان بخواهند وقت اضافی دارم اگر پاسخ هفشده کامنتی که دادم را نگیرم خوب دوباره همه آنها را کپی پیست می کنم. مسبب موسوی و کروبی و مشاوران پشت پرده آنها هستند. حتی در حالت انتزاعی مجرمان کوی و کهریزک نیز می توانند به سند سبب اقوا از مباشر است از آنها شکایت کنند.
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

دوست عزیزم سلام
گفتم به بن بست رسیدی و می دونم که خودت هم فهمیدی از چیزهایی دفاع کردی که ارزشش رو نداشت. نمی دونم شما چرا عاشق کسی هستید که فقط هوار می کشد و عربده می کشد ؟ ما چهار سال نظاره گر بودیم و چهار سال دیگر هم نظاره گر هستیم تا اسامی مفسدان اقتصادی و دانه درشتها و خائنین اعلام شود!!! قبول کن بعضی حرفهای این بنده خدا برای پر کردن وقت شریف من و شما و ایجاد جو مثبت به نفع ایشان و پوشاندن کاستی ها و کمبودهای شدید در دولت و دولتمردان ایشان به کار می رود. حتی سفر به سازمان ملل و زدن حرفهای تکراری که حتی نماینده لبنان هم حاضر به شنیدن آن نشد در راستای استراتژی استتار مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی و فرهنگی صورت گرفت. متأسفم بگویم با تیم کارشناسی اقتصادی ایشان به سوی کشور ماتم زده و فقیری پیش می رویم که فرار از آن و درست کردن خرابیهای ایشان سالها زمان می برد. بهای برق مصرفی به صورت آزاد محاسبه خواهد شد (خدا به داد ما برسد شما که وضعتان خوب است) این خبر را حتماً شنیدید؟ نمی دانم دولت و یارانه و درآمدهای هنگفت نفتی صرف چه می شود؟ صرف سفرهای گله ای به نیویورک؟ صرف دادن وام به بولیوی و افغانستان؟ امروز هم که خبر شهادت جمعی از فرماندهان سپاه را شنیدید؟ این است وضعیت امنیتی مملکت! بس است لطفاً چشم و گوش بسته مثل آدم آهنی فقط طرفداری صرف و بی منطق از این وضع نابسامان و اسفناک نکنید. کمی فکر و تعقل هم بد نیست.

جناب "گلبرگ مغرور"

حرفهات دیگه رنگی نداره عزیز. منم براستی برای شما با این همه تناقض حرفی ندارم چون شما با اینهمه تناقض باز هم اصرار داری بگی من درست می گم. قبلاً هم گفتم قضاوت با دوستان.

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیزم حرفهای من برای شما که اصلاً درک و فهم صحبتهایی را که کردم ندارید، قطعاً رنگی ندارد. شما خدا و تمام هستی آتان شده یک امضا و یک عکس خندان!! کعبه آمالتان هم همین عکس است و هیاهوی صاحبش! رهبری هم برایتان شده مثل قرآن سر طاقچه! هر وقت خواستید از آن استفاده می کنید. پشت سر رهبری قایم می شوید و حرفهای عصر حجریتان را به اسم ایشان می زنید. مردی از جنس مردم؟!! متأسفانه خیال می کردم منطق و شعور حداقل در شما وجود دارد ولی خیالی بیهوده بود که شما همان آدم آهنی (جسارتاً با عرض پوزش از همه آدم آهنی های دارای حداقل شعور) هم نیستید. چون اصولاً مغزتان کارآیی و توان درک گفته های ما را ندارد. تلاش بیهوده ای است که بتوان از سر انصاف و عقل با شما بحث کرد چون توانایی بحث ندارید و با حرفهای بی منطق و غیر اصولی و لاطائلات تراوش مغزتان فقط شلوغ بازی در می آورید. خیلی برایم جالب است شما که فقط بلدید بگویید تناقض و تناقض. یک کلام از تناقض حرفهای این نظر آخر من را بگویید. فکر می کنم حتی نخوانده اید که چه گفته ام. البته و صد البته از شما و طیف همگن شما انتظار بحث و منطق مثل رویش گل در شوره زارهای کویر است. این همان خشک مغزی و تحجر و ارتجاعی است که تا خرخره در آن فرو رفته اید و همان نقطه تقابل ما با شماست. شما و همفکرانتان باید هم طرفدار این بابا باشید که اگر نباشید جای شگفتی و تعجب دارد. به کوری چشم دشمنان مردم ایران زمین این وطن همیشه سبز خواهد ماند.
سبز باشید.

جناب "گلبرگ مغرور"

ممنون عزیز من.
متشکرم به خاطر اینکه به راحتی ادب مرد به ز دولت اوست را به نمایش گذاشتید. دوستان واقف به نظرات شما هستند و اینکه منطق شما به همان بس است که جواب سوالات منو دادید. آمال و آرزو یه کی باشد بهتر از این است که حرفهایی بزنیم که درست با حرف دشمنان یکی است. کارهایی بکنیم بدتر از دشمن باز هم بگم؟؟؟؟؟ شما به همان سبز خوش باش. شعور نداشتن من را هم به با ادبی خودتان ببخشید.

جناب "مارال"

سلام
شیوه و رویه طیف شما همیشه این بوده که وقتی نمی توانید جواب قانع کننده ای بدهید به هیاهو و جو سازی و چماق روی می آورید. حذف صورت مسئله بهترین راه جواب دادن همفکران شماست. بارها و بارها دیده ایم که جواب حرف ها را با تعارض فیزیکی و ضرب و جرح و شیشه شکستن و ... داده اید. دوست عزیزم ما برای بحث و گفتگو اینجاییم اگر نه سر ما برای چماقهای شما در کوچه و خیابان آماده است و تن و بدنمان هم آماده کتک خوردن و فحش خوردن و فحش شنیدن! اگر اینجا هم به مانند خیابان و رویارویی در شهر می خواهید یکه بزن و ضارب باشید و پیر و جوان و زن و کودک را مورد باتوم ورزی قرار بدهید که هیچ! ولی اگر آمده اید بحث کنید باید آماده باشید طرف مقابلتان قانع نشود و بر سر حرف خود باشد. شما تحمل نداشتید که کسی مقابلتان بایستد و حرفهایتان را نقد کند و شبهه ای بر حرفهایتان بیاورد. متأسفم که تحمل نداشتید و جوابهایم را نگرفتم حتی اگر صدبار بر آن تکیه کنم و بعضی اوقات هم اقناع شدم که اصراری بر ادامه ندادم. شما انتظار دارید همه حرفهایتان را قبول کنند مثل وحی منزل! نه دوست من! خداوند به ما و شما عقل و شعور داده برای حرف زدن و حرف شنیدن. تحمل داشته باشید و داشته باشم که حرفهایمان را بزنیم و گوش کنید که اگر همفکر بودیم و هم رأی که احتیاجی به این بساط و بحث و جدل نبود. مطمئن باش من با جواب ندادن شما جا خالی نمی دهم. حرفم را می زنم. چه عقیده دارم حرف و سخن و همفکری اگر وجود داشته باشد ریشه دموکراسی و مردمسالاری است و درگیری و بگیر و ببند و آتش زدن و تخریب را کنار می گذارد. چه از سمت شما چه از سمت ما. انتقاد را بپذیرید حتی اگر تلخ باشد. حتی اگر حرفهای من برایتان خوشایند نیست. گوش کنید. شما به گونه ای طرفداری میکنید که هیچ نکته منفی در این دولت و مملکت نیست. این یعنی کورکورانه طرفداری کردن و هیچ گره ای را باز نمی کند. واقع گرا باشید. درضمن سلام کردن فراموش نشود مومن خدا.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام
باور کن من نمی دونم این اعتماد به نفس کاذب از کجا پیدا کردی؟ همونطوری که بهت گفتم دوستان شاهدند به نظرات و منطق شما. من با کسانی بحث می کنم که وقتی یک موضوع را توضیح می دی اونم با منطق قبول کنند نه اینکه در موردش حرفی نزنند و تا سوژه کم می آرند دوباره برند سراغ همون مسائل تکراری. من طرفداری کورکورانه نکردم. خدا را شاکرم که نظرات برای همه قابل رویته و این خیلی جالبه که شخصی چون شما این حرف را می زند. کورکورانه و تعصبی برخورد کردن ماله همون نظری است که جواب سوالات بنده را دادید مارال خانم.

جناب "مارال"

سلام
شما انتظارت اینه که مثل یه معلم بنشینی و ماهم یه چیزی بگیم بعد شما ما را توجیه کنید و ماهم بگوییم چشم و قبول کنیم و برویم سر مسئله بعد!! نه اینطور نیست چون شما فقط صرفاً طرفداری متعصبانه و کورکورانه می کنید و من ندیدم حتی در مسائل خیلی بدیهی و آشکار هم شما از این تعصب دست بردارید. مثلاً در مسئله مشائی و ... که همه قبول کردند اشتباه بوده شما سعی داشتید توجیه و لاپوشانی کنید. و اصرار و پافشاری متعصبانه بر این موضوعات که نمی توانست کسی را قانع کند و شما انتظار داشتی که من قانع شوم. دقت کنید به نوشته هایتان. همه اش مدیحه سرایی از دکتر و کارهایشان و حتی قبله اتان هم شده امضای ایشون و عکسهای خندان و غیر خندانشان. کوبیدن طرف مقابل به هر وسیله و هر طریق ممکن جزو لاینفک سایتهایی است که به هر طریق غیر اخلاقی و چندش آور می خواهند عقده باز کنند. می خواهید نمونه سایتهایش را برایتان ردیف کنم؟ دلم از این می سوزد که بیشتر این سایتها از اسلام و رهبری و ... دم می زنند و اسم بچه حزب الهی هم روی خود می گذارند. دوست من این اعتماد به نفسی که می گویید و واقعاً هم خارق العاده است را می توانید در خودتان به وضوح ببینید. در جریان روز قدس یادتان است گفتید سبزها تعدادشان خیلی کم بود؟ و جمعیت طرفدار خودتان را اقیانوس! بیکران نامیدید؟ همه جا حتی از روزنامه ایران و کیهان هم سبقت گرفتید. این است اعتماد به نفس! اظهارات صفار هرندی از طرف کسی صورت می گیرد که توسط دکتر شما استعفا داده شد! اون هم برای مسئله مشایی. این را که حتما یادتان می آید؟ در ضمن در انتخابات سال 76 اصولگرایان خودشان هم می دانستند که تقلب و خدعه ای زده نشد در رآی ملت. اما در این انتخابات ابر و باد و مه و ... همه در کار بودند تا به زور یکی را قالب ملت بکنند!!! در این چند ساله قیمت نفت به مراتب بیشتر از قیمت نفت در سالهای بعد از انقلاب بوده است. می توانید به من بگویید چه اقدامات چشم گیری در دوره ایشان انجام شده و چقدر وضعیت اقتصادی ما بهتر شده است؟ چقدر قدرت خرید ما افزایش پیدا کرده؟ چه تحول مثبتی در بازار سرمایه و بازار مصرف ما به وجود آمده است؟ مشتاقانه منتظر جوابهایتان هستم.
یا علی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
با توجه به حضور برخی دوستان از زمان عزل آقای منتظری تا امروز برخی از کامنتهای گذشته را تکرار می نماییم. {در اینجا کامنتهای قبلی مهدی ابراهیمی (خودم) تکرار شد}

جناب "مارال"

سلام
جمعه اول مهرماه هزارو سیصد و هشتاد و هشت. دیروز به قصد کشت به کروبی در نمایشگاه مطبوعات! دولت مهرورزی حمله شد و اگر مردم و محافظان نبودند معلوم نبود چه بر سر این مومن خدا می آمد. متأسفانه حمله از طرف جناح به ظاهر قدرتمند و پیروز!! به وجود آمد و عقده های چند ماهه اشان در چاقو ها و چماقهایشان ظهور کرد. این است وضعیت مطبوعات آزاد در دولت کودتا! که چاقوکشان و چماق به دستها که سالها چماقداری و چاقوکشی می کردند و لاتهای چاله میدان و عربده کشهای قدیم شده اند نویسنده هزلیات و راهکارهای مطبوعاتی و شانتاژهای تبلیغی. ولی ترک عادت نتوانستند بکنند چون این برادران ارزشی فقط ماسک دروغین و تقلبی نویسندگی و مطبوعاتی بودن را برچهره دارند و الا همان شعبان بی مخ ها و اراذل و اوباش چماقدارش هستند. فقط به حذف فیزیکی فکر می کنند. وقتی مغزها از کار می افتند و مخ از بین می رود، دستها و چماقها برای حذف بکار می روند. غیر از این چه کار بلد هستید؟ این است آزادترین مملکت دنیا!!!!

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما غیر از چماق کشی علیه چماق کشان و اسلحه کشی علیه اسلحه کشان این را هم بلد هستیم که بگوییم و بگوییم و بنویسیم و بنویسیم تا از سنگ جواب خیزد اما از رفرمیستهای روشنفکرزده متوهم جوابی نخیزد. دوستانی که در طی چندین سال نقد می کردند که اگر هاشمی و خاتمی و دار و دسته آنها مورد دار هستند چرا رهبری با یک نامه و عتاب رسمی آنها را از مراکز قدرتشان خلع نمی کند امروز پاسخ خود را یافته اند. این تدبیر امام ما بود که امروز مردم هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و دار و دسته آنها را خانه نشین کردند. برای سران اصلاحات چه ذلتی بالاتر از این که کسی مثل باهنر بگوید:
"ضرب و شتم سران اصلاحات را نمی پسندیم" چه ذلتی بالاتر از این که کار سران اصلاحات به ضرب و شتم برسد تا باهنر آن را نپسندد. خبری از هاشمی هم دیگر نیست. به قول لاریجانی آخرین سناریوی رفرمیستها احتمالاً به ترور فیزیکی ختم خواهد شد. مثل منافقین لذا پیشاپیش به تروریستهای احتمالی رفرمیست می گوییم که برادر تفنگت را زمین بگذار ...
سبز باشید و سرفراز
کسانی که در برابر هفشده کامنت روشنفکرانه و منطقی جوابی ندارند و کسانی که به سند حقوقی و عقلی "سبب اقوا از مباشر است" پاسخی ندارند از 2 حال خارج نیست:

1- یا سطح سوادشان نسبت به مسائل مطروحه پایین است که ما نباید از ایشان انتظار داشته باشیم این مفاهیم تئوری را درک کنند چه رسد به اینکه منطقی پاسخ بدهند.

2- یا اینکه با ژورنالیستهایی حرفه ای طرف هستیم که بر مبنای مفاهیم مارکسیستی فکر می کنند و هر چه از عقل و منطق بگویی چون به ضررشان تمام می شود بدون اینکه وارد اصل بحث شوند و پاسخگو باشند توجه مخاطب را به حاشیه هایی جلب می کنند تا در فضای غبارآلود شده راحت تر از پاسخگویی بگریزند.

در واقع فضا را غبارآلود کردن یعنی اینکه شهر را به آشوب بکشی و در شهر آشوب زده قورباغه هم هفتیر می کشد چه رسد به کروبی تا چه رسد به محافظان کروبی.

جناب "مارال"

سلام مومن خدا
فرموده بودید: "برای سران اصلاحات چه ذلتی بالاتر از این که کسی مثل باهنر بگوید: ضرب و شتم سران اصلاحات را نمی پسندیم". گفتم که جایی که مغز کار نمی کند ضرب وشتم و تعرض و کارهایی امثال این به میان می آد. متأسفانه نمونه هایش را فراوان دیده ایم و خواهیم دید. برو بچه های همفکر شما ماشالا فکرشان در چماقها و باتوم هایشان نهفته است و بیشتر در این موارد تفکر!! می کنند. این برای آنان ذلت نیست برای دوستان شما لذت است. لذت بالاتر از چماق بر سر یک محارب کوفتن یا با باتوم بر صورت یک مارکسیست!! (این را امروز از خودتان شنیدم) کوبیدن؟ لذتش فوق تصور است. زدن کروبی و هتک حرمت ایشان که نگو و نپرس! ثواب هم دارد. چون دوستان ارزشی ما مهرورز هستند و مثال آیه شریفه رحما بینکم! دوستان اگر اینقدر که از بازوها و دستهای مبارکشان برای زدن خلق خدا و عوام استفاده می کردند به جایش از مخ و تفکرشان سود می بردند اینجا گلستان بود. اعصاب دوستان خیلی خراب است که فقط با زدن و تعرض و ضرب و شتم آرام می شوند. دوست عزیز اینجا الان حکم زمین غصبی را برای من داره. چون راضی نیستی من اینجا باشم و حرف بزنم. اگر راضی نیستید برویم جل و پلاسمان را جمع کنیم شما راحت باشید.
یاعلی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
مشت نمونه خروار است. ما تنها در همین پست تعدادی کامنت به اصطلاح روشنفکرمآبانه زدیم اما دوستان هیچ پاسخی برای آنها ندارند اینکه فقط یک وب نوسی سادست. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. لذا طبق همان دو حالت فوق الذکر در آخرین کامنت اینجانب از دو صورت خارج نیست:
یا
سطح سوادشان نسبت به مسائل مطروحه پایین است که ما نباید از ایشان انتظار داشته باشیم این مفاهیم انتزاعی و کلامی را درک کنند چه رسد به اینکه منطقی پاسخ بدهند.
یا
اینکه با ژورنالیستهایی حرفه ای طرف هستیم که بر مبنای مفاهیم مارکسیستی فکر می کنند و هر چه از عقل و منطق بگویی چون به ضررشان تمام می شود بدون اینکه وارد اصل بحث شوند و پاسخگو باشند توجه مخاطب را به حاشیه هایی جلب می کنند تا در فضای غبارآلود شده راحت تر از پاسخگویی بگریزند.
و به یکی از دو دلیل فوق و به بهانه وبلاگ غصبی و غیره می خواهند بدون پاسخگویی عرصه را رها کنند و گفته اند از قدیم که: چه پاسخی راحت تر از پاک کردن صورت مسئله.
"نحن ابنا الدلیل"
برای ما دلیل بیاورید و در مقابل دلایل ما استدلال کنید و الا گمان نکنید که ژورنالیسم گری تنها حرفه شماست خیر خیلی های دیگر هم ژورنالیسم گری بلدند.
(البته ترکیب ژورنالیسم گری نوعی کاریکلماتور است و به دستور زبان ایرادی وارد نمی کند).
چرا واقعاً چرا اکثر تحصیل کرده های ما (دانشگاهی های ما) طرفدار موسوی هستند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند طرفدار آزادی هستند؟
چرا اکثر پسرهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند در همان ترم اولی که تازه از دبیرستان آمده اند دانشگاه حجب و حیای خانوادگی را رها می کنند و به دنبال مسائل حاشیه ای می روند؟
چرا اکثر دخترهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند تازه که از دبیرستان وارد دانشگاه می شوند در کمتر از یک ترم ابتدا چادرشان رها می شود و بعد روسری ها عقب نشینی می کنند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای بحث و منطق و برخورد عقلایی اهل داد و فریاد کفش پرانی و ناسزا هستند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای پاسخ به تناقضات فراوان موج موسویون مبارز اهل جوسازی و جوگیری و خود را به خواب زدن هستند؟
اگر منظور این است که چرا این اکثریت طرفدار موسوی هستند خوب معلوم است چون موسوی هم خود را از همین تیپ معرفی کرد و این اکثریت دانشگاهی که ما دیدیم باید طرفدار موسوی باشند. اما نکته اصلی این است که این اکثریت صرفاً جوجه تحصیل کرده هایی هستند که تنها به شرط موج آفرینی توان موج سواری را دارند و الا هرگز حاضر به هزینه دادن از جان و جسم و آبروی خود نیستند. مثل الله اکبرهای شبانه آن هم در پشت بام ها. این تحصیل کرده ها هم فقط در حصار 4دیواری دانشگاه شعار می دهند زیرا آرمانشان آنقدر برایشان اهمیت ندارد که به خاطرش به خیابان بیایند و برایش هزینه بدهند. بله یه مشت بچه شیعه ساده و فریب خورده بی تقصیری بودند که اصلاً هیچ تقصیری نداشتند که جواب آنها را بشود با گلوله داد. فقط یه چند ده تا بانک و ساختمان آتش زدند و چند ده تا اتوموبیل به آتش کشیدند و چند ده تا موتور سیکلت به آتش کشیدند و چند هزار تا سطل زباله را آتش زدند و چند صد تا مسافر را از اتوبوس ها پیاده کردند و اتوبوس ها را به آتش کشیدند و چند ده نفر را به جرم پیراهن روی شلوار و داشتن محاسن به باد کتک گرفتند و خون 12 بسیجی را به زمین ریختند و زمینه ساز کشته شدن 20 تا 30 نفر دیگر شدند و اقتدار جهانی نظام را به یک باره از اوج خود در طول 30 ساله گذشته به چالش کشیدند و از این جهت برای استکبار بین المللی این امکان را فراهم کردند تا با دست بالاتری نسبت با سال پیش با ایران مواجهه نماید. زیرا می داند که ایران را عده ای اپوزوسیون می تواند نا امن کند. و ...
چه کسی گفته اینها تروریستند؟ نه. اینها عزیزان دلی هستند که نه تنها گلوله نباید بخورند بلکه باید به آنها مدال هم داد مدالی از همان نوع مدالی که به فرمانده ساقط کننده پرواز 665 ایرباس دادند.
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

سلام
ولادت امام رضا(ع) مبارک
دوست عزیز و گرامی از این که گفتم اینجا غصبیه موضوع اینه که صاحبخونه دیگه ما رو تحمل نکرد و مهرورزانه عذرمون را خواست به جرم این که حرفهای ایشان در گوش من فرو نمی رود. احتمالاً تقصیر منه! دوست عزیز من بارها سوال کردم و جوابی هم از دوستان نشنیدم. هفته بعد از انتخابات چندین راهپیمایی و همایش بزرگ در تهران اتفاق افتاد البته بدون حضور دوستان شما و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. همه آمدند و در نهایت سکوت و آرامی اعتراض کردند و برگشتند سر خانه و زندگی اشان. تا اینکه روز شنبه 30 خرداد سر و کله دوستان باتوم به دست و مهرورز شما پیدا شد و شد آنکه نباید می شد. هر کجا دوستان شما می آمدند آرامش و امنیت رخت بر می بست و می رفت. هر اقدام و حرکت تندی هم که انجام شد در مقابل تعرض و حمله دوستان مهرورز و ارزشی شما بود که تاب نمی آوردند کسی اعتراضی بکند و حقی را بخواهد و مطالبه حقوق کند. هر چند در نهایت مسالمت و آرامش و سکوت باشد. برادر بزرگوارم دوستان شما امنیت این مملکت را بر باد دادند. دوستان شما مردم بی دفاع را کشتند و خوراک برای بیگانگان درست کردند. دوستان شما ندا و سهراب ... را کشتند و برای بی بی سی و دیگران برنامه تراشیدند. دوستان شما بی پروا یاران امام را خائن نامیدند و بر روی هاشمی و دیگر یاران امام و مراجع تقلید شمشیر بی اعتمادی و هتک حرمت کشیدند و همه آنها را که اسطوره های مرجعیت و نظام بودند را زیر سوال بردند. حرفهای رهبری در نمازجمعه 29 خرداد یادت هست در حمایت از هاشمی؟ و شما این حرفها را بر سر تاقچه گذاشتید و همچنان اسب یاغی خود را بر هاشمی و دیگران راندید. اینطور نیست؟ دوست من شما جوری صحبت می کنید که انگاری پوزیسیون هستید و طرفداران جنبش سبز اپوزیسیون و در اقلیت! اگر واقعاً اینطور است یک راهپیمایی آزاد برای این اقلیت برقرار کنید و چوبها و چماقها و سلاحتان را غلاف کنید در آن روز، تا معلوم شود که این جنبش با اتوبوس از شهرهای اطراف و شهرکهای دور و بر تهران سیاهی لشکر برای راهپیمایی می آورد یا دوستان شما؟ یادم می آید در اوایل انقلاب اسلامی و سال 57 رژیم به حرکت خروشان و بیداری ملت بزرگ ایران وصله های میچسباند به نام ارتجاع سرخ و سیاه. منظور از سرخ کمونیست شوروی بود و از سیاه روحانیت شیعه. الان هم شما همان اصطلاحات را بکار می برید .(ژورنالیست های مارکسیست). دیگر این انتهای بی انصافی است. فرموده بودید: "چرا اکثر دخترهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند تازه که از دبیرستان وارد دانشگاه می شوند در کمتر از یک ترم ابتدا چادرشان رها می شود و بعد روسری ها عقب نشینی می کنند"؟ خب فرهنگ این مملکت سی سال است دست شما و دوستان شماست. ایراد از موسوی و کروبی و خاتمی است یا برنامه ریزی ناصحیح و ابلهانه فرهنگی با زور و ضرب و شتم برضد جوانان؟ سی سال زمان کمی نیست و اینها تربیت شدگان همین فرهنگ سی ساله هستند. دنبال چه می گردید؟ خود را به خواب می زنید؟ فرموده بودید: "چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای بحث و منطق و برخورد عقلایی اهل داد و فریاد کفش پرانی و ناسزا هستند"؟ دوست من آخرین ورژن کفش پرانی مخصوص اخویهای ارزشی فرهنگ مآب در نمایشگاه مطبوعات دولت مهرورز فرهنگ دوست! را برعلیه کروبی و بهشتی حتماً می گویید دیگر؟ منظورتان همین است؟ دوست من دوستان شما بدون کتک زدن و باتوم ورزی و چماقداری و هجوم بر علیه مردم بی گناه و شکستن حریم زنان و خانواده ها زنده نمی مانند و زنده بودنشان در گرو این مسایل است. البته ما اینها را نه بسیجی می دانیم و نه پیرو ولایت. چون کارهایی که می کنند نه بسیجی وار است نه ولایت مدار. فقط خود را پشت سر ولایت پنهان می کنند و حرفهای متحجرانه ماقبل تاریخی خود را می گویند.
یا علی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
من سوالی برای پاسخ دادن ندیدم به جز بحث باتوم. بحث باتوم را پاسخ دادم با سند عقلایی "سبب اقوا از مباشر است" باز هم پاسخی ندیدم. در پست "عزل منتظری" هفشده کامنت حاوی سوالها و تناقضات فراوان رفرمیستها زدم باز هم پاسخی ندیدم. همان کامنتها را در پست جدید با اضافاتی منتقل کردم باز هم جوابی برایشان ندیدم. یا جمله "سبب اقوا از مباشر است" آنقدر ثقیل است که دوستان وارد بحثش نمی شوند یا آنکه بر مبنای "ژورنالیسم حرفه ای" بنا ندارند وارد بحثش شوند. (مارکسیسمش پیشکش) هفته بعد از رأی گیری برای ما شروع داستان نیست. شروع داستان 11 شب 22 خرداد است. شروع داستان از انجمن اسلامی دانشگاه تهران است که از دانشگاه در 23 خرداد خارج شد به سمت وزارت و کوی و آمدند کسانی در بین آنها که نه موسوی را می خواستند و نه احمدی نژاد را و شد آنچه نباید می شد. چرا آمدند؟ چون امام موسوی فتوای ابطال صادر کرد بر خلاف میثاق ملی. یعنی رسماً از طرف وی و طرفدارانش قانون اساسی پشم خطاب شد. از طرف همان طیفی پشم خطاب شد که کمتر از 8 سال پیش رعایت قانون اساسی را بر عقل و حتی وحی مقدم می دانستند. در تجمعات مورد اشاره دوست گرامی ما در هفته اول که ایشان آن را آرام نامیده اند البته آرام هم بود. اگر فرض کنیم اتوبوسها و موتورسیکلتها و بانکها و زباله دانها را هم بسیجی ها به آتش کشیدند. اگر فرض کنیم به پایگاههای بسیج هم خود بسیجیان 25 خرداد حمله ور شدند. اگر بپذیریم مادر و دختر در مهد کودک هم توسط بسیجیان کشته شدند. اگر فرض کنیم که شهید کبیری و دوستانش هم توسط بسیجیان کشته شده باشند. اگر بپذیریم ادعای افسانه ای تقلب 11 میلیونی از طرف بسیجیان کلید خورده باشد. بله با همه این اگرها، تجمعات رفرمیستها آرام بوده و هر ناآرامی رخ داده ای نیز باید به نام بسیجیان ثبت شود. برای کسانی که ابطال را منطقی بدانند این اگرها هم طبعاً منطقیست! من در این همه کامنت کلی سوال مطرح کردم اما دوست گرامی ما به جای پاسخ به آنها سراغ کامنتی که درباره علت رآی اکثریت دانشگاهیان به موسوی نوشته بودم رفتند. این هم دلیل دیگریست مبنی بر اینکه من این دوست عزیز را ژورنالیسم خطاب می کنم. چون اولاً برای این همه سوال مطرح شده پاسخی ندارند و در برابر پاسخ من به سوالشان در مورد مبحث باتوم به سند "سبب اقوا از مباشر است" هیچ پاسخی نمی دهند و در مقابل وارد بحث دیگری می شوند و تازه آن بحث را از بُعد نامربوط به مباحثه، مطرح می کنند. در آن کامنت بحث این نبود که چرا فرهنگ دانشگاه به اینجا رسیده. این خودش بحث جداییست. بحث این بود که چرا دانشگاهیانی که به هر دلیل به این تیپ فرهنگی رسیده اند طرفدار موسوی هستند. خوب در اینجا یک ژورنالیسم اگر پاسخی برای قسمت "چرا دانشگاهیانی که به هر دلیل به این تیپ فرهنگی رسیده اند" نداشته باشد سراغ قسمت خود ساخته "چرا دانشگاهیان به این تیپ فرهنگی رسیده اند" می رود. البته از آنجا که ما وقتِ زیاد، زیاد داریم وارد این بحث هم می شویم و می گوییم که جانا سخن از زبان ما می گویی. در نظامی که صدا و سیمایش مروج 3ک3 پنهان باشد. در نظامی که صدا و سیمایش مروج انحرافات فمینیستی و گروههای رپ و سکولار باشد. در نظامی که صدا و سیمایش تبلیغات هر حرامی را رواج دهد و از معبر آن سود دریافت کند و با آن پول حرام برنامه بسازد. در نظامی که شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت و سازمانهایش نه حرفی برای گفتن دارند و نه همتی برای اجرا مگر آنکه امام ما چیزی بگوید و آنها همان را هم اجرا نکنند. در نظامی که 8 سال فرهنگ و معنویتش را رفرمیستها به غارت بردند. در نظامی که 8 سالش را رفرمیستها گفتند تا در جمهوری اسلامی خدا نمرده دموکراسی نخواهیم داشت. در نظامی که 8 سالش را بلندگوهای استکبار اداره می کردند تا اینکه رئیسش در 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران اعتراف کرد که "از اردوگاه اصلاح طلبان صدای بیگانه به گوش می رسد". و در نظامی این چنین و صدها این چنین دیگر ما از دختر و پسر جوان و پاک خود که تازه وارد دانشگاه می شود چیزی جز چیزی که می بینیم نخواهیم دید. متأسفانه انصاف را در نوشته های شما نمی بینم. من در نوشته های شما جایی ندیدم یا شاید هم دقت کافی نکردم که جایی به خطا و قانون شکنی رفرمیستها در همین سال 88 اشاره کنید. آیا جریان رفرمیستی را معصوم می دانید؟ کروبی می گفت که نباید برای انتقاد بگوییم که همه مشکلات این 4 سال تقصیر احمدی نژاد است چون آن وقت آنها می گویند که تمام مشکلات آن 8 سال هم تقصیر خاتمی بوده. حرف درستی بود اما فقط حرف بود. شما نگفتید که به نگاه "اصلاحات خون می خواهد" قائل هستید یا خیر؟ شما که گفته بودید نظام را قبول دارید و با رهبری هم دعوایی ندارید که منطقاً بدین معنی خواهد بود که لااقل جایگاه ایشان را طبق قانون پذیرفته اید، نگفتید که نسبت مواضع ایشان با حوادث از همان ابتدا تا امروز چطور بوده است؟ بگویید معنی "جرم بزرگ" که ایشان فرمودند چه بود که فرمودند؟ اتفاقاً تمام آنهایی که نظام را در آن چند هفته از لوث محاربان و پیت بنزین به دستان و چماق به دستان و مسجد سوزان نجات دادند هم بسیجی بودند و هم ولایتمدار که بسیجی همان ولایتمدار است و ولایتمدار همان بسیجی. بسیجی و ولایتمدار بودند که هم زخمی دادند و هم 12 شهید. حال اگر شما از ضربه چند باتوم اشتباهی شکایت دارید و یا اگر در بین خیل بسیجیان و ولایتمداران تعدادی غافل هم وجود داشته باشد، اگر معنی "سبب اقوا از مباشر است" را درک نمایید ابتدا باید مهندس و تیم پشت و جلوی پرده اش را بازخواست کنید و اگر معنی آن تعبیر را درک نکنید خوب دوباره روز از نو روزی از نو. احتمالاً شما به سند ژورنالیسم حرفه ای بودن دوباره به جای پاسخ به این نوشته ها، سوژه ای از بین آنها کشف می کنید و دوباره من هم باید همه اینها را تکرار کنم. کفش پرانی یا زشت است یا زشت نیست. اگر زشت است پس بگویید که صفار را در تریبون آزاد نباید با کفش زد و اگر زیباست به اخوی های ارزشی طعنه نزنید. تناقضات شما مرا یاد تناقضات مهندس می اندازد که می گفت آمده ام تا جامعه را به آرمانهای امام نزدیک کنم، اما هر آنچه از او در تعامل با قانون دیدیم، تماماً ضد امام بود. اگر استدلالهای شما متحجرانه و ماقبل تاریخی نیست بسم الله. کامنتهای من از ابتدای این پست موجود است اگر آنها را نخوانده اید تا به حال، بخوانید و بحث کنید و اگر قصد خواندن آنها را ندارید و یا آنکه خوانده اید و پاسخی برای آنها ندارید هیچ اشکالی ندارد من از صاحب محترم وبلاگ درخواست می کنم که نسبت به حضور شما ایرادی اعم از شرعی و غیر شرعی نگیرند و شما فارغ از پاسخ دادن به کامنتهای من هر چه به ذهنتان می رسد بنویسید من هم همانطور که گفتم آنقدر وقت دارم که تکرار مکررات با هر ورژنی که مُد باشد کنم. زیرا به سند همان که قبلاً گفتم از دو حال خارج نیست:
یا برای این نوشته های روشنفکرانه پاسخی ندارند.
یا با ژورنالیسم گری قصد پاک کردن صورت مسئله را دارند.
در کلام امام علی سلام الله علیه دو چیز محور خطاهای انسان معرفی شده است: جهل و غرض.
برای دوست خوبمان احترام زیادی قائلم زیرا علی رغم اعتراضی که به ایشان دارم اما هرگز در نوشته هایشان بی احترامی و اسائه ادب دیده نمی شود و اینکه بحث را ادامه می دهم یک دلیلش عفت کلام ایشان است از همین جهت به ایشان تذکری از جایگاه برادری کوچک می دهم. مراقب باشید با آن دو حالتی که گفتم کار به جهل و غرض ختم نشود. نکند که پاسخ ندادن ها از جهل باشد و ژورنالیسم گری ها از غرض.
عید بر شما هم مبارک
علی یارتان

پایان بخش دوم

درد دلی مادرانه

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


درد دلی مادرانه

خانم "طیبه میرزا اسکندری" یکی از مادران ایران، در نامه ای تاسف بار با گلایه از وضعیت موجود کشور خطاب به میرحسین موسوی نوشته است:

جناب آقای میرحسین موسوی
آنچه پیش رو دارید، مشتی از خروار حرف های مادری است که در این چند ماه تمام محیط زندگی اش از اضطراب و دلواپسی پرشده است . هر جا که قدم می گذاریم تفرقه و دعوا ست و آرامش و دوستی جایش را به جنگ اعصاب و دشمنی داده است ، در خانه ها، در جمع های فامیلی ، در میان دوستان نزدیک، همکاران، همسایه ها، جلسات مذهبی و ... بین زن و شوهرها، بین بچه ها و پدر و مادرها، بین دوستان و همکاران و ... و من عامل اصلی خیلی از این مشکلات را شما می بینم و کارهایی که کرده اید و حرف هایی که زده اید و همچنان هر روز یک برگ تازه را هم رو می کنید تا مبادا این آتش که روشن کرده اید خاموش شود.

من به عنوان یک مادر که نه فقط برای بچه های جوان خودش نگران است، بلکه به سرنوشت همه بچه های این کشور بها می دهد، نتوانستم بیشتر از این سکوت کنم ، مخصوصا وقتی دیدم که در شروع سال تحصیلی دارید کاری می کندید که این آتش مخصوصا در محیط دانشگاه ها شعله ور شود.

آقای موسوی
روزی که فهمیدیم شما کاندیدای ریاست جمهوری شده اید، خوشحال شدیم. فکر کردیم شما که یک چهره تازه سیاسی برای جوان ها هستید و وجهه روشنفکری و هنرمندی هم دارید، وقتی در انتخابات شرکت می کنید، بچه های جوان را و خیلی افراد دیگر را تشویق به شرکت در انتخابات می کنید. فکر کردیم که شما حلقه اتصال نظام با این گروه ها می شوید، اما هر چه جلوتر رفتید، ما از شما نامید تر شدیم. در اولین قدم وقتی تبلیغات تان شروع شد من خودم یک روز دیدم که دخترم از دانشگاه برگشت (دختری که فقط یک ترم بود که به دانشگاه وارد شده بود) با یک خروار مجله و بولتن و اعلامیه های شما و یک پارچه سبز که به مچش بسته بود. من از پارچه سبز خاطره قشنگی داشتم که به دوران کودکی ام مربوط می شد. یادم بود که هر سال ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که می رسید، همراه مادر و مادر بزرگم به یکی از حسینیه های قدیمی محله بازار می رفتیم و اقای سیدی که متولی مراسم عزاداری در خانه اش بود، برای تبرک به دست همه عزاداران یک پارچه سبز می بست و من چقدر شوق داشتم که هر سال بروم و آقا سید با دست خودش یک پارچه سبز به دست من ببند. حالا همین پارچه سبز را به دست فرزندم می دیدم برای تبلیغات انتخاباتی یک کاندیدا . راستش من از این حرکت چندان خوشم نیامد، مخصوصا وقتی در روزهای بعد در کوچه و خیابان و ... دیدم که تبرک و تقدس این پارچه سبز چطور لوث شد. ولی مهم تر از این پارچه سبز که به دستش بود، رفتار و صحبت هایش بود که برایم خیلی عجیب بود. می دیدم که با هیجان و شوری فوق العاده از شما حمایت می کند که می دانستم قبل از آن اصلا شما را نمی شناخته است و با همان حرارت و البته همراه با توهین و ناسزا و خشم نسبت به رقیب تان نظر می دهد. من آن روز فقط به دخترم گفتم که ضمن این که خیلی خوشحالم که او به سرنوشت مملکتش این قدر حساس است، اما او باید در طرفداری از افراد فقط شور و هیجان و علاقه به خرج ندهد و سعی کند که شناخت و منطق و دلیل برای این طرفداری داشته باشد و در مخالفت با هیچ کس هم حرف های شعاری و توهین آمیز را جانشین اطلاعات درست و استدلال نکند.

جناب آقای موسوی – این اولین کار ناامید کننده تان بود که بچه های جوان ما را به صحنه سیاست وارد کردید تا از شما طرفداری کنند، ولی به آنها یاد ندادید که برای طرفداری و مخالفت شان تابع عقل و منطق و انصاف و اخلاق باشند. شاید به این دلیل که شما برای اثبات صلاحیت خود و نفی صلاحیت حریف تان اطلاعات درست و دلیل منطقی نداشتید. و البته قبول دارید که گفتن و توصیه هر کس دیگر از جمله ما پدر و مادرها هم به جوان ها در این مورد به جایی نرسید. چون آنها بیشتر از این که تحت تاثیر توصیه و سفارش ما باشند، تحت تاثیر شما بودند و شما خوب می دانستید که بچه ها در این سنین به حرف های دیگران در محیط های بیرون از خانه بیشتر گوش می دهند تا به حرف های پدر و مادر. به این ترتیب شما پایه های رفتار غلط سیاسی را در خیلی بچه ها گذاشتید. راستی شما یادتان نیست که وقتی من و شما همسن و سال همین بچه ها بودیم، از نیروهای فعال انقلاب به حساب می آمدیم. رهبر عزیز این انقلاب ما را به صحنه سیاست کشاند، اما چطور ؟ ما خوب می دانستیم که چه می خواهیم و چرا با شاه مخالفیم. همان موقع و همین الان اگر از هریکی از ما می پرسیدند و بپرسند ما خیلی خوب می دانستیم که چرا بر علیه شاه قیام کرده ایم. هم اطلاعات داشتیم و هم تحلیل. امام خمینی هم ما را به صحنه سیاست کشاند و هم رفتار سیاسی درست را یادمان داد. برای همین است که برای همیشه در قلب یکایک ما محبت و احترام او حک شده است. اما شما مطمئن باشید که روی طرفداری های صرفا احساسی و ناآگاهانه نمی توان چندان حساب کرد و شما هم اگر بکنید خیلی زود خواهید فهمید که اشتباه کرده اید. شما در همین اولین قدم ما را تا حد زیادی از خودتان ناامید کردید.

بعد در قدم دوم ما دیدیم که شما در تبلیغات تان در روزنامه های تان خیلی سعی می کنید که افراد مشهور و شخصیت های مهم فرهنگی و هنری و اجتماعی و سیاسی را طرفدار خود نشان دهید. ولی حتی این آدم های به اصطلاح نخبه وقتی می خواستند از شما حمایت کنند ، بیشتر از این که از شما و برنامه های تان چیزی بگویند، به رقیب شما انتقاد (بجا یا نابجا)می کردند. یعنی بی صلاحیت بودن او را اثبات می کردند و نه صلاحیت شما را. چون خیلی از این ها هم اصولا شما را نمی شناختند. شما با این روش تان باز هم به جوان های ما یک پیام می دادید که اگر افراد مهم و مشهور از شما حمایت کنند یعنی این که شما برحقید. ابن روش شما در جلب طرفداری نخبگان هم ما باز ما را نسبت به شما ناامید تر کرد.

من تحلیلگر سیاسی نیستم، از طرفداران پر و پا قرص هیچ جناحی هم نیستم. البته به اندازه ی خودم، یعنی اندازه ای که به نظرم می رسد خیلی از مردم این جامعه می فهمند و تشخیص می دهند، می فهمم و تشخیص می دهم که مصالح من و مردمم چیست. بر اساس همین اندازه فهم و تشخیص بود که در انتخابات اخیر شرکت کردم و رای دادم و به شما هم رای ندادم، به دلیل همان چیزی که در ابتدا گفتم. من از دیدن کسانی در اطراف شما می ترسیدم. اظهار نظرهای شان در جریان همین انتخابات برای من وحشتناک بود. از خود می پرسیدم که این ها که به اصل حکومت دینی اعتقاد ندارند و خیلی صریح هم می گویند و این نظام را از اساس مردود می دانند و این را هم علنی مطرح می کنند، چگونه قرار است در کنار شما، اگر رئیس جمهور شدید، به اداره ی همین کشور و نظام بپردازند؟ همین جا بود که باز هم از شما نامید تر شدم.
از طرفی هم هر بار در کوچه و خیابان تجمع طرفداران شما را می دیدم، با خودم می گفتم که اگر شما رئیس جمهور نشوید، این انرژی و هیجان قرار است کجا صرف شود و چه واکنشی پیدا می شود؟ و باز هم وحشت می کردم. از حرکات و اعمال و قیافه هایی که در خیابان می دیدم وحشت کردم و خیلی مذهبی ها هم مثل من وحشت می کردند و همین بیشتر از شما ناامید مان کرد.

من اندازه ی بچه های این نسل به اینترنت و ماهواره و ... نه دسترسی دارم و نه علاقه ، اما با واسطه ی همین بچه ها چیزهایی می شنیدم که حس خیلی بدی در من ایجاد می کرد، حس این که این نوع حرف ها، این مدل تبلیغات خیابانی و این به اصطلاح رجزخوانی ها و سروصداها تناسبی با تبلیغات انتخاباتی معمولی ندارد. در هیچ انتخاباتی ما چنین چیزهایی ندیده بودیم و نشنیده بودیم.بعضی حرف ها بیشتر از تبلیغ، خط و نشان بود که کشیده می شد. آیا این عادی بود؟ بعد از انتخابات خوب فهمیدم که حسم غلط نبود و یک توفان حسابی در راه بود، چون شما برنده ی انتخابات نشدید. آن سروصداها قبل از انتخابات و ادامه خیلی بد و جهت دارش بعد از انتخابات آخرین کور سوی امیدمان به شما که نیروی این انقلاب و نظام باشید، خاموش کرد.

امروز دیگر بر خیلی ها از جمله من ثابت شده که شما بدانید یا ندانید در جهتی حرکت می کنید که دشمنان قسم خورده این نظام می خواهند و کارهایی کرده اید که هیچ دشمنی از بیرون این کشور نمی توانست در مور د این نظام بکند.

راستی چرا آقای موسوی؟ شما که در اوایل ورود تان به صحنه ی انتخابات علت ورود خود را خطرناک دیدن اوضاع کشور دانستید و احساس مسئولیت برای رفع این خطر، آیا فی الواقع خودتان و توفانی که به پا کردید، خطرناک ترین چیز برای این کشور نبود؟

آقای موسوی
در سایه ی همین سرو صداهایی که شما و دوستان و طرفداران تان درست کردند، من که نه به مسائل سیاسی به صورت خاصی نه علاقه ای داشته ام و نه در آن وارد بودم، خیلی چیزها فهمیدم که برعکس چیزی که بود شما می خواستید مردم بفهمند و خیلی ها هم مثل من بودند. پس شاید از این نظر باید از شما متشکر هم باشیم که حواس ما را خیلی جمع تر از گذشته کردید و چشم های مان را به روی حقایقی باز کردید که چندان از آن خبر نداشتیم. اما جناب موسوی، به چه قیمت ما به این بصیرت رسیدیم؟ به قیمت خون بچه های بی گناهی که بعضا به طرفداری از شما و بعضا بی این که حتی طرفدار شما باشند، قربانی شدند؟ به قیمت به زندان رفتن بسیاری که به قول معروف نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز؟

آیا قرار است که این روند همچنان ادامه بیابد و با این موج سبز امید که شما راه انداخته اید، موج سیاه اضطراب و دلواپسی که دل و جان ما مادرها را پر کرده، همچنان چنگ بر گلوی ما بگذارد؟ ما در روزهای پس از انتخابات به یمن همین موج سبز شما بود که هر بار بچه های مان از خانه بیرون می رفتند، تا برگشتن شان دل از حلق مان بیرون می آمد که نکند در این موج سبز غرق شوند؟ نگویید که بچه های ما را خطر دستگیری ها و برخوردهای دستگاه پلیس و نیروهای امنیتی تهدبد می کرد. من این دستگاه پلیس و نیروی امنیتی را برای نظم و امنیت این کشور واجب می دانم ، مخصوصا وقتی قرار باشد که در بلبشوی سرو صداهایی که دیگر منبع و سرچشمه ی اصلی اش هم معلوم نیست، همه ی هستی و نیستی یک ملت که با خون دل و جان بچه های شان در سی سال گذشته به دست آمده، بر باد رود.

آقای موسوی!
این نامه را نوشتم که به شما بگویم که بس کنید! بیش از این مملکت و بچه ها و جوان ها را به کام خطر نیندازید. بیش از این خاطر مادرهایی را که تا همین چند سال پیش دل شان برای پدرها و یا برادران شان در جبهه ها می لرزید، آزرده نکنید. فرق دلهره های امروز این است که اقلا آن روزها اگر دلهره ای بود در کنارش ایمان به حقانیت راه عزیزان شان آرام شان می کرد، ولی امروز حرفی از حقانیت نیست، حرف بازی های سیاسی است که معلوم نیست سرنخ آن دست کیست و چرا بچه های ما باید در راه این بازی فدا شوند؟

جناب موسوی!
این نامه را نوشتم که بگویم که مادران این مرز و بوم از شما نخواهند گذشت اگر بخواهید باز شدن دانشگاه ها را با شروع دوباره ی بلوا و آشوب همراه کنید. ما بچه های مان را به دانشگاه ها نفرستاده ایم که پیاده نظام نیروهای دشمن باشند بی این که خود بدانند و البته شما می دانید.

من به عینه دیدم که شما با موج سبز تان در این مدت، بچه های ما را به وادی شعار زدگی بی منطق و بی استدلال و تنها با هیجان و احساسات کور کشاندید و از شما می پرسم اگر فی الواقع خود را بر حق می دانید و حرفی حسابی دارید، چرا از روز اول بنای شعله ور کردن آتش احساسات و خاموش گذاشتن فروغ عقل و خرد را در طرفداران خود گذاشتید؟ و من مطمئنم که در ادامه ی راه هم اگر بخواهید بروید، چاره ای جز توسل به همین رویه ندارید. ما بچه های مان را روانه دادگاه کردیم که چشم شان باز شود و عقل شان رشد کند و شما همه ی سرمایه گذاری تان بر روی نفهمیدن و تعطیل کردن فکر و عقل و دامن زدن هیجان و احساسات تخریبی و بدبینانه است. چرا؟

آقای موسوی
شما در یکی از این بیانیه های آخر تان همه را توصیه کرده اید که به بحث ها و گفت و گوها در همه جا در خانواده، در فامیل، در هیات های مذهبی، در میان همکاران و .... ادامه دهند.
یعنی این که شما نه تنها از آتش تفرقه ای که به جان این مردم انداخته اید ناراحت نیستید، بلکه خیلی هم راضی و خوشحالید.

یعنی از جدال و شکافی که امروز بین زن و شوهرها، بین بچه و مادر و پدر، بین برادر و خواهر، بین افراد فامیل، بین همکاران، بین همسایه ها و ... پیدا شده، دل تان غنج می زند. عواطف خانوادگی و فامیلی و دلبستگی های بین آدم ها را خراب کرده اید و دنبال خراب تر کردن شان هستید! زمینه ای درست کرده اید که اگر آدم ها با هم خرده حساب و دل خوری داشته اند، امروز در سایه چتر سبز شما آن را بزرگ کنند و به بهانه مسائل سیاسی با هم تسویه حساب نمایند و شما دل خوش کنید که راه سبز امید تان ادامه می یابد. اسم این فاجعه را هم جنبش اجتماعی می گذارید!

اما آقای موسوی اولا فکر نکنید که این آتش که درست کرده اید و به خانه ها و محیط های فامیلی و همسایگی و همکاری و ... انداخته اید، دامن خود شما را نمی گیرد، شاید تا همین حالا هم گرفته باشد. چون بالاخره خود شما هم همسر و فرزند و داماد و پدر و مادر و خواهر و برادر و فامیل و ... دارید. قطعا این آتش به خانه و ... شما هم سرایت می کند. باید درد و رنجی را که در هزاران خانه و جمع برای آدم ها و مخصوصا بر ای ما زن ها و مادرها که بیشتر به دنبال ایجاد همبستگی و عواطف بین نزدیکان مان هستیم، ایجاد کرده اید، حس کنید. باید اضطراب و دلواپسی ما مادرها را وقتی که بچه های مان جلوی مان می ایستند و از اراده سبزی که شما به آنها تلقین کرده اید، حرف می زنند و با همین اراده به کام خطر می روند، درک کنید. و البته شاید هیچ وقت نفهمید عمق رنجی را که ما می کشیم از این که می بینیم که خود شما و بر پا کنندگان این آتش فعلا به کنج امن و عافیت خزیده اید و بچه های ما را که گول زده اید و فریب داده اید به میدان مبارزه می فرستید؛ مبارزه ای که جوان بر حسب فطرت پاک و ضمیر صاف خودش آن را یک نوع حق خواهی می داند و شما از هر کس بهتر می دانید که بازی قدرتی است که شما راه انداخته اید و بچه های ما را بازیگران و یا قربانیان آن کرده اید. و ما بزرگترها خوب می دانیم که شما نه دلسوز این مردمید و نه درد این کشور را دارید و به دنبال خواسته های خودتان و دیگرانی که با شما هم جهتند، هستید.

ضمنا بهتر است که خیلی مطمئن نباشید که این بحث و جدل ها همیشه به نفع شما تمام می شود .آدم های که در مکتب سیاسی شما تربیت شده اند، موقع هو و جنجال و هیاهو خوبند، ولی بحث ها منطقی و اصولی است و جای شعار و توهین و دروغ سازی این ها نیست، خیلی کم می آورند و به تعبیر خودشان می برند و قبول کنید که این ها به نفع شما و راه سبز شما نیست.

بعد هم آقای موسوی شما که یک آدم مذهبی بوده اید و از یک خانواده مذهبی بلند شده اید، این عوامفریبی را با کمک علامت های مذهبی بس کنید. آدم های مذهبی خیلی معمولی در این جامعه هم که از روی منبر ها داستان علی (ع) و معاویه را شنیده اند، با قرآن سرنیزه کردن آشنایند و بعید است که گول شما را بخورند غیر از این که بار گناه خود را سنگین می کنید و مغضوب اهل بیت می شوید، چیزی به دست نمی آورید.

و درآخر یک بار دیگر می گویم از آه نیمه شب ما مادران بترسید و بیشتر از این بچه های ما را در کوچه و خیابان و دانشگاه و ... فدای فکرها و هدف های خیانت آلود خود نکنید. اگر دستگاه قضایی این مملکت ملاحظه شما را می کند، اما دستگاه عدالت خدا هیچ ملاحظه ای را در گرفتن حق مظلومان نمی کند و ما از ظلمی که به ما و بچه های ما می کنید به درگاه خداوند شکایت می کنیم و او سریع الحساب است.

خبرنامه دانشجویان ایران

مناظره وبلاگی ۲ بخش اول

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مناظره وبلاگی ۲

بخش اول

سلام
مجموعه پیش روی شما حاصل مناظره چند نفره ایست در وبلاگ "صبح دیگری در راه است" که از بعد از روز قدس 1388 تا بعد از 13 آبان ۱۳۸۸ انجام شده است. در پی استقبال از مناظره وبلاگی 1، این مناظرات وبلاگی را نیز تحت عنوان مناظره وبلاگی 2 در  سه بخش تقدیم دوستان می کنیم.
در این ویرایش عنوان اشخاص را با همان نامی که در قسمت کامنت نوشته اند مشخص کرده ام و در جاهایی که برخی کلمات سخیف به کار رفته از عبارت {سانسور} استفاده شده است. توضیحات تکمیلی نیز داخل {} ذکر شده اند.

جناب "1"

1- اولاً ما مثل شما الاغ نیستیم که اگه به یکی بچسبیم اونو مثل خدای خودمون بدونیم و هر چی گفت مثل بز تأییدش کنیم.
2- نامه ای که اینجا از رجانیوز http://www.rajanews.com/News/?23268 کپی کردی و شک دارم اصلاً خودت یک بار هم متنش رو کامل خونده باشی در تاریخ 6/1/68 توسط امام نوشته شد ولی به دستور شخص ایشون منتشر نشد. بعد از استعفای آقای منتظری در 7/1/68 که در پی اطلاع از نامه منتشر نشده امام رخ داد امام نامه ای در 8/1/68 منتشر کردند که بهتره بری اونو بخونی.
3- حتی شاه هم به خودش جرأت نداد که یک مرجع دینی رو حصر کنه و حتی در مقابل امام با اون همه مبارزه ای که برعلیه شاه داشت ایشون رو تبعید کرد و امکان دسترسی همه مقلدان امام به ایشون بود. حصر و عدم امکان ارتباط مراجع دینی با مقلدانشون در کل تاریخ یکی در زمان امویان و عباسیان اتفاق افتاده و یکی در زمان حکومت سید علی خامنه ای.
4- در باب ولایت پذیری نوشته بودی. چون شما خیلی خودتون را جر می دهید در این زمینه یک نکته تاریخی خیلی باحال وجود داره در باب ولایت پذیری خامنه ای و احمدی نژاد.
در جریان انتخاب دوباره خامنه ای به ریاست جمهوری، امام حمایت قاطعی رو کردن از نخست وزیری مجدد مهندس موسوی. ولی خامنه ای هی این قضیه رو کش داد و هی پیغام پسغام با آدم های مختلف که یک جوری قضیه رو ماستمالی کنه. البته چون بر خلاف احمدی نژاد خودش جرات نداشت آدم های دیگه ای رو می فرستاد. حالا این خیلی شبیه به قضیه احمدی نژاد و مشاییه.

جناب "گلبرگ مغرور"

در اینکه من نامه را کپی کردم متآسفم واست من دیشب واو به واو این نامه را تایپ کردم ای کاش زودتر می گفتی تا مجبور نشم تایپ کنم.
شاید تو خودت اینجور هستی که فکر می کنی همه اینجورند من بارها و بارها متنهایی که آپ می کنم می خونم این یک اصله.
ما کاری به شاه نداریم. تو بهتره به جای مقایسه ما با شاه بری فکری واسه شعورت بکنی که ازت دزدیدنش. ما مراجع دینی ساده لوح در طول تاریخ خیلی داشتیم. مثلاً ابوموسی اشعری نمونه بارزشه. در ضمن خوب است علما عزیز شدند البته ما با منتظری کاری نداریم چون به گفته امام ایشون فرد فاسق و مفسدی است. امام هم فهمید که این فرد بعد از او چگونه همه آرمانهایش را بدون بهایی در اختیار منافقین می گذارد. اما با این حال خوشحالم می دونی؛ چرا چون غیر از این نمی تونید حرف دیگه ای بزنید اینو نگید چی بگید؟

جناب "مارال"

سلام
چند وقت نتوانستم خدمت برسم. متأسفانه دوست عزیزم این نامه هیچ وجه مشترکی با زمانه ما ندارد. البته این که امام فرموده اند تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام. دقیقاً منظورشان همین روزهاست که متأسفانه کسانی در صدر امورند که با اسم مهرورزی و عدالت محوری و این شعارهای پوچ بیشترین خیانت را به اسلام و ایران کرده و می کنند و در این راه از هیچ اقدامی هر چند بر خلاف شرع و دین رویگردان نیستند چون قدرت بسیار اغوا کننده است. در زمانه ای که بعد از سه ماه هنوز نتوانستند (بخوانید نخواستند) متجاوزین و اوباش چماقدار و سلاخ های بی آبروی حمله کننده به کوی دانشگاه با آن همه فجایع و ددمنشی و کارهای غیرانسانی با دانشجویان را معرفی کنند چه احتیاج است به پیدا کردن خائنان؟ در زمانه ای که بعد از سه ماه هیچ کس توان و جرأت نزدیک شدن به جنایات انجام گرفته بر علیه ملت مظلوم را ندارد. در زمانی که هنوز چماقداران و اوباش و شعبان بی مخ های جوان آزادانه ملت را سلاخی می کنند و عربده کشی می کنند شما دنبال خائن می گردی؟ وقتی دکترتان در نیویورک در جواب یک خبرنگار که از قتل ندا آقاسلطان پرسید، عکس زن مصری را از جیبش در آورد و به جهانیان نشان داد. کسی که باید پشتیبان ملتش باشد به قرآن سوگند خورده پاسدار حرمت یکایک هموطنانش باشد. جوابی برای کشتن ندا ندارد و می گوید چون شما کشتید ما هم کشتیم. آیا زن مصری توسط دولت آلمان کشته شد؟ آیا زن مصری را شخص معلوم الحال مست لایعقل نکشت؟ شما که لاف مسلمانی می زنید. از حقوق
ملت خودتان دفاع که نمی کنید هیچ. آنها را می کشید شکنجه می کنید مورد تجاوز قرار می دهید. با چوب و چماق به آنها حمله می کنید مثل گرگان گرسنه چنگ و دندان نشان می دهید و هر از راه رسیده ای برای خودش می شود قاضی و حکم می دهد. دوست عزیزم الان دیگر برای دیدن خائنین چشم مسلح لازم نیست. برای اینکه ولایت پذیری بعضی ها را ببینید راه دوری نمی خواهد بروید لطفاً حکم رهبری را بخوانید برای عزل مشایی و لطفاً یک سر به دفتر ریاست جمهوری اسلامی ایران بزنید. آخرین ورژن ولایت مداری و ذوب در ولایت را خواهی دید. عزیزم حرف زدن و عربده کشیدن کاری ندارد ملاک عمل است عمل.

جناب "گلبرگ مغرور"

سلام
وقتی نظرت را دیدم پیش خودم گفتم ایول تفکراتت آپدیت شده و اومدی. اما نظراتت را که دیدم باز دیدم تو هنوز اندر خم یک کوچه مانده ای. در برابر بحثهایی مثل تجاوز مثل خائنین و اینها من دیگه هیچ نوع حرفی نمی زنم چون مثل اینکه شما دوست دارید اینجور باشد یعنی خوشتان می آید که بگویید تجاوز شده. و از طرفی هم لاف به فکر بودن برای وطن را می زنید. خانم مارال خانم من در تناقضات فکری شما در عجبم واقعاً امکان نداره که تو بیش از 17-18سال سنت باشه با این طرز تفکر. دقیقاً حرف امام واضح است اما من نمی دانم چرا به حال الان ربطی نداره لطفاً توضیح بدهید یعنی منتظری الان خوب شده؟؟؟ اگر اینجوره پس چرا.....؟؟؟؟ خواهش می کنم توضیح بدهید. بهتره اندکی به جای موضع گیری های پوچ و بی اساس کمی منطقی فکر کنید. ما در عجب از شما مانده ایم که چطور ادعای ولایت پذیری از آقا را دارید اما به راه خودتان هم ادامه می دهید مارال خانم. روایتی داریم که به امام گفتند چرا قیام نمی کنی امام گفت اگر حتی 17 نفر سرباز داشتم قیام می کردم. پرسید ما که طرفدار شماییم. امام گفت: برو داخل آتش. گفت: برای چی؟ حالا نقل شماست علی زمان می گوید بس کنید. اما شما راه خودتان را پیش گرفته اید. ما آخر هم نفهمیدیم با منافقین و خائنین برخورد کنیم یا نکنیم؟ حرف شما چیست وقتی می گیریم می گید چرا اینها را گرفتید اینها شو بیش نیست -حرف خودتان- بعد خودتان می آیید می گید .... آخر چقدر تناقض؟ تاکی؟ راستی چه خبر از روز قدس تلاشتان باز هم نتیجه نداد ملت را دیدی؟ دیدید در برابر اقیانوس ملت قطره ای هم نیستید؟ فقط خواهش می کنم برای من حرف از زیاد بودنتان نزن که من خودم حضور داشتم. آهان یک چیز دیگه: حرف از 65 درصد هم نزن که خیلی به حرف امام در همین پست ربط داره. اتفاقاً ما در پی دستگیری همین خائنین هستیم کسانی که خیانت کردند آن هم در بزنگاه. کسانی که هرجا رانتی بود خوردند. هر جا نفعی بود استفاده کردند. ولی ... خوب جالبه مارال خانم نمی دانم خودت هم متوجه شدی که برای خراب کردن رئیس جمهور کشور خودت و میهنت از کشوری مثل آلمان حمایت کردی واست متأسفم. خیلی حرفت غم انگیز بود. اما اینکه تو مفهومه کار دکتر را به این دیدی برای من خیلی جالب بود. نمی دونم چرا شما با این همه ادعا طرز تفکرتان اینجوری است؟ "مثل گرگان گرسنه چنگ و دندان نشان می دهید و هر از راه رسیده ای برای خودش می شود قاضی و حکم می دهد". این حرفت را با حرفهای قبلت مقایسه کن بابا چرا اینقدر تناقض؟ در مورد ولایت پذیری که من شیفته ولایت پذیری شخص شما هستم. باید بگویم بر همه مشخص شد که چه اتفاقی رخ داد و من برای شما توضیح دادم اما شما ... خوب چه کنم که گوش شنوا ندارید. توضیح برای کسانی مثل شما که می گذارید چند روز از بحثهای تکراری بگذره بعد دوباره به دلیل سوژه نداشتنتون همین بحثها را پیش می کشید بی فایده است. بله ملاک عمل است عمل. دقیقاً هم همینطوره خودتان هم متوجه شدید که دوره این قانون زیر پا گذاشتنها تمام شده؟ چقدر راحت حرف خودت را خودت نقض می کنی! در مورد عمل خواستی توضیح بدم که چه کردید مردان عمل.
سبز سفید قرمز باشید

جناب "1"

اصلاً تمام حرفهای شما قبول، بنده آدم بی شعور و بی سوادی هستم. ولی مگر وظیفه شرعی شما نیست که گمراهان را هدایت کنید. من چند تا سوال از شما پرسیدم و خواهش کردم بدون حاشیه فقط جواب آنها را به من بدهید.
1 : آیت الله خمینی دقیقاً راجع به چه کسانی و چرا فرمودند: "امان از این قوم متحجری که خون به دل پدر پیرتان کردند؟
2 : ماجرای عدم پذیرش فرمان ولایت فقیه زمان (آیت الله خمینی) توسط رئیس جمهور وقت بر سر پذیرش نخست وزیری آقای مهندس موسوی و سخنرانی خامنه ای و پاسخ امام را شرح مختصری بفرمائید.
3 : آیت الله خمینی فرمودند: "روز قدس اختصاص به فلسطین ندارد" و حجه الاسلام خامنه ای می گوید: "روز قدس خاص فلسطین است" این تحریف دیگاه امام چه مبنائی دارد؟
4 : شما می گویید (از چه جایگاهی؟ خدا عالم است.): امام معتقد بود منتظری شخص فاسق و مفسدی است. منبع شما برای این حرف کجاست؟
من ازتون خواستم بدون حاشیه و شعار جواب چند تا سوال مشخص من رو بدید. اما در مورد حرفهایی که نوشتید.
1- در مورد سوال اول بنده با توجه به سابقه، شما مشخصاً به آقای مهندس بهزاد نبوی و آقای مهندس موسوی اشاره کردید. با توجه به اینکه شما خودتون رو خیلی به رجایی می چسبونید به جز رابطه صمیمانه و حسن اعتماد غیر قابل کتمان رجایی به نبوی، جمله تاریخی آقای رجایی در مورد بهزاد نبوی می تواند بیانگر رابطه این دو باشد: "مادریک ما بهزاد" {این قسمت مفهوم نبود}
در مورد رابطه مهندس موسوی و امام نیز آنقدر حقایق تاریخی زیادند که حتی تمام بالا و پایین کردن حقیقت توسط شما نیز نمی تواند آنرا ازبین ببرد. قوم متحجر را امام برای آن دسته از حوزه نشینانی به کار بردند که به دلیل ارایه علو نوین در حوزه توسط ایشان، امام و خانواده اش را تحت انواع تحقیرها و توهین ها قرار می دادند. من از شما خواستم چند نفر از اینها را برای من نام ببرید. بر خلاف نظر شما بعد از انتخاب مجدد حجه الاسلام خامنه ای به ریاست جمهوری و اختلاف ایشان با امام بر سر نخست وزیر اعلامی بیش از دو ماه بر سر اعلام نام کشمکش بود و ایشان از وساطت افراد زیادی برای تغییر نظر امام استفاده کردند که امام این موضوع را قبول نکردند. بار حقوقی، اخلاقی و مخصوصاً شرعی فاسق نامیدن یک شخص را می توانید با مراجعه سطحی به رساله مراجع و کتب حقوقی پیدا کنید و اینکه چه کسی و در چه جایگاهی می تواند این حکم را صادر کند. نامه 8/1/68 امام می تونه کذب بودن ادعای شما را ثابت کنه. حضرتعالی از لفظ امام خامنه ای استفاده کردید. طبق نظر صریح خود ایشان استفاده از واژه های رهبر کبیر انقلاب و امام خاص آیت الله خمینی می باشد. ماجرای سخنرانی حجه الاسلام خامنه ای درباب ولایت فقیه برای توجیه عدم معرفی آقای موسوی و پاسخ امام و نامه معروف 99 نفر که حجه الاسلام خامنه ای فرمودند صدمین نفر من هستم هم احتمالا دلیل دیگر شما بر ولایت پذیری ایشان است؟

جناب "گلبرگ مغرور"

وظیفه بنده نیست شما را تربیت کنم. یا والدین شما در زمان کوچکیت تو را به حال خود رها کردند و تو در همون چاله میدانها شعورت را جا گذاشتی و یا پدر و مادرتان تلاش کردند ولی مثمر ثمر نبوده. بنده وظیفه ای در قبال بی ادب بودن شما ندارم. دوست بنده جوانه عزیز جواب شما را اونقدر کامل داد که من دیگه نیازی نمی بینم توضیح بدم گرچه برای شما توضیح هم که داده بشه شما باز حرفهای خودتان را تکرار می کنید و وقتی یک آدم نخواد چیزی رو قبول کنه هیچ کس نمی تونه کاری کنه. اما چیزی که برای من خیلی جالبه مواضع شماست که خودتان هم روی حرف امام نمی مانید اما از دیگران توقع چنین کاری دارید. من واقعاً واست متأسفم. تا دیروز می گفتی خمینی امروز همون خمینی شد آیت الله؟ ما با شما چه کنیم؟ می دونی گاهی خندم می گیره از شما. آخر آدم به شما چی بگه؟ اوضاع الانتون که خودتون هم می دونید افتضاحه را بی خیال شدید و به تاریخ متوسل شدید شاید شاید جواب داد؟ متأسفم واست که شما در همون زمان امام هم خودتونو به خوبی نشون دادید. متأسفم واست.

جناب "مارال"

دوست عزیز از به کار بردن واژه اقیانوس بی کران برای روز قدس امسال کلی خندیدیم. مطمئنم شوخی کردید. یعنی از سر خیابون وصال تا دانشگاه می شه اقیانوس؟ جواب بقیه حرفها هم انشالا فرصت بعد. سبز باشی در این سیاهی.

جناب "جوانه"

سلام عزیز. چند روزی نبودم. شرمنده ولی الان ... جواب سوالات یک را بدم:
1- توی تاریخ پر رمز و رازمون نوشته متحجرین چه کسانی بودند. همانهایی که پرونده شون توی انفجار نخست وزیری هست. همونهایی که دنبال اقتصاد دولتی بودند. همانهایی که دستور دادند با کاتر لباسها را پاره کننده. بازم بگم یا اسم بیارم براتون؟؟؟؟؟؟
2- اولاً بابات تربیتت نکرده؟ یه بچه می دونه به بزرگتر از خودش باید بگه آقا حالا اگه این بزرگتر رهبر یه جامعه ای هم باشه که دیگه نور علی نور. اما ایشون با امام اختلاف اجرایی داشتند؛ ولی به محض حکم امام پذیرفتند و این بود ولایت پذیری. امام هم مصلحت اندیش بود.
3- امام فرمود روز قدس مختص کشور فلسطین نیست. چون مسأله فلسطین را مسأله کل اسلام می دانستند. حضرت آقا می فرمایند روز قدس مختص فلسطین است چون باید مختص فلسطین اجرا شود. می بینیم که دیدگاهها یکی است. روز قدس به فرموده امام در کل دنیا و به فرموده آقا برای آرمانهای فلسطین(نه موج لجن) در کل دنیا اجرا شود.

4- منبع ما دیدارهای اون زمان حضرت امام خامنه ای و آقای رفسنجانی با حضرت امام و صحیفه نور امام و رنجنامه احمد آقا و دادگاه مهدی هاشمی معدوم و ... بود. خواستی بگو تا مستند برات بگم.

جناب "مارال"

دوست عزیزم سلام. فکر نمی کنم سن شما به روزهای اون موقع نخست وزیری مهندس موسوی قد بدهد. در ضمن اگر هر مسئله ای بود ایشون نخست وزیر بودند و رئیس جمهور در آن موقع آیت الله خامنه ای بودند و رهبر هم امام عزیز. پس اگر مشکلی هم بوده ایشان تابع رئیس جمهور بوده اند و ایشان باید پاسخگو باشند. در ضمن رنگ پاشیدنها و با کاتر زدنها را که همه می دانند کدوم دسته که هم اینک با لفظ لباس شخصی و پای منبر این بنده خدای مداح فرتوت می شینند بودند.
یا علی
سبز باشی دوست من

جناب "جوانه"

جناب 1:
1- معیار حال افراد است نه گذشته. پس شهید رجائی هم گذشته ایشون را در نظر گرفته و اینطورا گفته.
2- در مورد رابطه مهندس موسوی و امام شما را به صحیفه نور و جملات متعدد امام در مورد ایشون (بعضی جاها تأیید و بعضی جاها عتاب) ارجاع می دهم.
3- یادتون رفته کاتر و رنگ و ... توسط اطرافیان حزب کارگزاران انجام شد؟؟؟؟؟؟ نه پا منبری های پیر به اصطلاح شما فرتوت؟
4- لفظ امام به معنای پیشواست و رهبر و ایشون نگفتند در مورد من به کار نبرید.
5- مارال خانم سن من اصلاً کوچکتر از همه شما ولی سن مهم نیست درک و فهم مهمه.
6- بهتره در مورد وظایف نخست وزیر و رئیس جمهور در اون موقع به قانون اساسی مراجعه نمایید. بهتر از من گفته.

جناب "1"

1- وجود گشت های جندالله و ثارالله در آن زمان و نحوه برخوردشون با مردم در هر شرایطی و با هر توجیهی کار اشتباهی بوده و ما هم با اون برخورد مخالف بودیم. هم با برخوردهای وحشیانه کنونی که تحت انواع و اقسام طرحهای به اصطلاح امنیت اجتماعی توسط آدمهایی مثل زارعی و رادان انجام می شه. ولی مهم اینجاست شما که انواع و اقسام تأییدات را برای این برخوردهای امروزی می آورید و این کار را در راستای گسترش اسلام و اخلاق معرفی می کنید چرا با اون برخوردها مخالفید؟؟ به هر حال شما یا با اون برخوردها مخالف بودید که الان هم باید مخالف باشید یا موافق این برخورد گشتهای ارشاد هستید که دیگه دلیل مخالفتتون با اون برخوردها چیه؟
2- مطابق فرمایش خودتون معیار حال افراد است. حالا آقای موسوی داره گذشته خودش را در مورد اون برخوردها نقد می کنه و می گه اون کار اشتباه بوده. این احمدی نژاده که برای در قدرت ماندن انواع و اقسام دروغها رو می گه و در دوره قبلی با نهایت وقاحت در تلویزیون گفت که اصلاً مشکل ما مو و لباس افراد نیست و دولت هیچ کاری با این افراد نخواهد داشت. یا اون مشاور مو قشنگش کلهر گفت ما اجازه خواهیم داد که خوانندگان لس آنجلسی هم در ایران برنامه داشته باشند. اخوی، ابوی، آبجی، همشیره هر کی که هستی شما چرا برای توجیه یک چیزی خودت رو به در دیوار می زنی و آسمون ریسمون می بافی؟ یعنی چی رجایی اون رو در مورد گذشته نبوی گفته. این آقا سخنگوی دولت رجایی بوده و وقتی امام از رجایی می خواهد یک نماینده امین برای قضیه گروگانها معرفی کنه ایشون فقط بهزاد نبوی رو برای این کار معرفی می کنند چون می گفته فقط ایشونه که اونقدر ظرفیت فداکاری در راه امام داره که حاضره تمام تخریبهای اون دوره را بر علیه خودش تحمل کنه. لفظ امام خامنه ای رو اولین بار حشمت الله طبرزدی و رفیقهاش در پیام دانشجوی بسیجی به کار بردن که همون ایام به شدت مورد عتاب حجه الاسلام خامنه ای قرار گرفت و گفتن این لقب صرفاً مخصوص آیت الله خمینیه. من نگفتم که آیت الله خمینی و مهندس موسوی لیلی و مجنون بودن بله امام تذکرات زیادی به ایشون دادن ولی بارها در مواجهه ایشون و حجه الاسلام خامنه ای همیشه جانب مهندس موسوی رو می گرفتن. بهتر نیست به جای پیچوندن قضیه مستقیماً به اون سوال هایی که من پرسیدم جواب بدید (البته اگه جوابی باشه) تا من گمراه بی شعور اهل چاله میدون متنبه بشم و از این گمراهی عظیم به رستگاری برسم!!!!!!!!

جناب "جوانه"

1- اولاً گشت های جندا... و ... تحت نظارت چه کسی فعالیت می کردند؟؟؟؟؟؟
2- ما مخالف تحرکات افراطی از هر طرفی و جناحی هستیم. (شعارمون هم اینه چپ راست کارگزار علیه خدمت گزار)
3- آقای موسوی اگه عقل داشت خودشو با توده مردم و در بالاتر با نظام درگیر نمی کرد. شما هم بهتره سنگ یک دیوونه را به سینه تون نزنید. در مورد کلهر و خوانندگان لس آنجلسی هم که شماها آرزوتونه.
4- آبجی و اخوی بودن من مهم نیست. مهم اینه که همین آقای نبوی چه جنایتهایی که به بار آورده. نیاز به توجیه شما نیست تاریخ زنده است. نبوی که امین تر از منتظری نبود. منتظری که مورد وثوق خود امام بود، چرا طرد شد؟؟؟؟ نبوی که عددی نیست.
5- حضرت آقا از شکسته نفسی شون بود که در مورد اون لفظ عتاب کردند. ما هم کاسه داغ تر از آش نیستیم. فقط می گیم قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.
6- یه نگاهی به مواضع امام و شرایط اون روزها بیندازید. امام مصلحت مملکت را می اندیشیده اند نه مصلحت موسوی را .(قابل توجه) اون هم همیشه نبود. در ضمن هاشمی می گه من به امام می گفتم فلان کار را بکن فلان کار را نکن (مال این حرفها نیست). قضیه مال پیچوندن نیست شما گمراه نیستید گوشهاتون را بستید. چشم هاتون را بستید. صم بکم شدید. تا هم بهتون گفته می شه بالای چشمتون ابروست می گید ما ...
(و هنگامی که به آنها گفته می شود در زمین فساد نکنید می گویند ما اصلاح طلبیم) حتماً توی سوره بقره.

جناب "1"

شما چرا بحث رو منحرف می کنی؟ ما می گیم این گشتها و برخوردهای اون دوره زیر نظر هر کسی بوده چه امام، چه حجه الاسلام خامنه ای چه موسوی کار اشتباهی بوده. همین طور که این برخوردهای وحشیانه امروز کار اشتباهیه. همفکران جنابعالی که از برخوردهای گشتهای ارشاد کنونی حمایت می کنن پس چطور عملکرد اون دوره را خلاف می دونن؟ شما نبودید که می گفتید مخالفان گشتهای ارشاد یک مشت فاحشه، دختر پسرهای فراری و بچه قرطی ها هستند؟ اینکه توده ملت طرفدار چه کسی هستند رو آینده خیلی نزدیک مشخص می کنه. همونطور که راهپیمایان سبز روز قدس از 500 نفری که خبرگزاری فارس تو روز اول اعلام کرده بود امروز طبق اظهار نظر صریح سردار قاسمی توی سخنرانیش در دانشگاه امام صادق به دو میلیون نفر رسیده. بعضی چیزها رو نمی شه خیلی دزدید. اینکه آقای نبوی چه جنایتهایی کرده (اصلاً کرده یا نکرده) یک بحث دیگست. من گفتم امام به چه کسانی گفت قوم متحجر؟ و شما گفتی نبوی و موسوی. من از شما خواستم بری یک کمی مطالعه کنی و از روی احساسات جواب ندی. شما گفتی: "امام گفته منتظری آدم فاسقی بوده" من می گم دقیقاً توی کدوم جلد از صحیفه نور اینرو نوشته. (صحیفه نور که می دونی چیه. نه اشتباه نکن از انتشارات انجمن حجتیه یا اسم یک سایت جدید مثل رجانیوز نیست. مجموعه فرمایشات حضرت امام خمینی است). خیلی جالبه که شما امام رو مصلحت اندیشی می دونید که خواست نخست وزیر رو به خواست رئیس جمهور و تعداد زیادی از افراد سرشناس اون موقع که حجه الاسلام خامنه ای واسطه کرده بود رو ترجیح می ده. مشکل شما و کسانی که به شما خط فکری می دهند اینه که اکثراً نه در بطن انقلاب بودن و نه سالهای دفاع مقدس رو از نزدیک تجربه کردن. بنابراین مجبورن تاریخ رو جعل کنند و انقلابیون واقعی رو حذف کنند تا بی هویتیشون فردا دردسرشون نده. ولی این فرزندان این ملت قدر انقلاب پدر مادراشون رو می دونن و اجازه نمی دن یک مشت انجمن حجتیه ای اون را صاحب بشن.

جناب "مارال"

دوست عزیز و گرامی
اولاً حزب کارگزاران در زمان دومین دوره ریاست جمهوری آیت الهر هاشمی به راه افتاد و اصولاً در زمان نخست وزیری مهندس موسوی و ریاست جمهوری آیت الهد خامنه ای هنوز به وجود نیامده بود. دوماً سعی کنید در تاریخ سالهای 60 و اوایل آن دهه کمی غوطه ور شوید. بروید تحقیق کنید انصار حزب ا... چه کسانی بودند و کفن پوشان و خون به دل امام کردنها کار کدام گروه خشک مغزی بود؟ چه کسانی سر می تراشیدند و کاتر در دست به جان مردم می افتادند. عقبه آن خشک مغزی ها و تحجر را هنوز در خیابانها می توانید به وضوح ببیند. چماق به دستها و هوچی ها و عربده کشهای خیابانی را که با اسم لباس شخصی می شناسیم. اینها همانی هستند که دنبالشان هستید. دوست عزیزم این جماعت افتخارش بی ترمز بودنشان است یعنی فکر در کارشان نیست فقط حمله به هدف. حالا چرا می زنند و کی را می زنند مهم نیست فقط حمله! اینها را با بسیجی های مخلص قاطی نمی کنیم چه من یک بسیجی مخلص خدا را در این مسائل بعد از انتخابات چماق به دست ندیدم. و هر چه دیدم پامنبریهای همان مداح پیر از کارافتاده که حتی رهبری هم اجازه حضورش را به خاطر خشک بودن مغزش و تحجر بالایش نمی دهد بودند. راستی یادم رفت یه جوری صحبت می کنید انگار نه انگار دکترتان گشتهای ارشاد را راه انداخت. اگر این گشتها تحجر نیست و برگشت به دوره ماقبل تاریخ پس چیه؟ گشتهای جندا... و بقیه گشتها در زمانی بود که مملکت درگیر جنگ بود و منافقین و ضدانقلاب در همه جا ولو بودند و مترصد فرصتی برای ضربه زدن. نخست وزیری مهندس در زمان جنگ و اوج تقابل همه دنیا با ما بود نه در حالی که نفت بشکه 140 دلار را دکترتان فروخت و نفهمیدیم چه شد؟ ریاست و مملکت داری مهندس موسوی را با این هرج و مرج و ندانم کاری الان مقایسه می کنید؟ هنوز بعد از 4 سال ایشون نتونسته اعضای کابینه اش را بچیند چون اصولاً اینکاره نیستند. یادتان است (اگر تهرانی باشید) مهمترین کار ایشان در زمان شهرداریشان ساخت یک سری مستراح عمومی و حداکثر افتتاح چند پله برقی بود!!!! بروید ببینید من دروغ می گویم؟ شما نمی خواهید بفهمید معذوریتهای زمان جنگ و محاصره اقتصادی چه بر سر دولت مهندس موسوی آورد ولی باز در آن دوران حداقل می دانستیم گوشت قیمتش تا آخر ماه ثابت است و نان هم همینطور. الان بروید در دکان قصابی قیمت گوشت را بپرسید و هفته بعد هم بپرسید. شاخ در می آورید. از پدرتان بپرسید زندگی در جنگ و بمباران راحتتر بود یا الان؟ با این وضعیت اسفناک اقتصادی این دولت که فقط با سعی و خطا پیش می رود. به کجا؟ خدا می داند!!

جناب "جوانه"

جواب 1
عقلتو به کار بنداز. توی روز قدس 2 میلیون نفر لجنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دقیقاً کشور جنگ زده با کشور معمولی فرق داره و امام چیزی را می بیند که دیگران نمی بینند. پس موسوی باید می موند تا چهره خودش را نشون بدهد. در ثانی ما گفتیم با خشونت مخالفیم از هر جناحی که می خواد باشه. گشت ارشاد اگر به صورت درست و در راه اصلاح گام برداره خیلی هم خوبه. مشکل شما گشت ارشاد نیست. مشکلتون کارهاییه که می خواهید انجام دهید و نمی تونید. ما هم نگفتیم خود حزب کارگزاران. افرادش که بودند. نکنه افرادش هم توی دولت دوم متولد شدند؟؟؟؟
2- بله می دونیم اطرافیان همون آقای هاشمی توی گشتهای ارشاد بودند. همونهایی که از شهرهای مختلف برای استماع سخنان هاشمی می اومدند. بله سر تراشیدن ها از اینجاست. توی حوادث هم تا جایی که قانون بود درست بود ولی از اونجایی که بی قانونی بود ما هم مخالفیم. در ثانی اگه منظورت حاجیست بدون ایشون مرید رهبری هستند هرچی آقا براش بگه فصل الخطابه.
3- بله بعد از خوردنهای زیادی زمان کرباسچی و الویری و یا ماشین باز بودن ملک مدنی براتون سخته یکی براتون کار کنه تخریبش می کنید.
4- زمان جنگ همه کمک کردند. رهبری ریس جمهوری حتی رفسنجانی حتی مخالفین تا جنگ تموم بشه. موسوی مال این حرفها نیست که جنگ را اداره کنه. ولی حالا چی؟؟؟؟
انصار و اعوان و خواص تا منافعشون تو خطره کمک که نمی کنند هیچ سنگ هم می اندازند.
ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان.

جناب "1"

اولاً این دو میلیون نفر رو یکی از همپیالگیهای خودتون گفته. یه کمی درست بخون. خوبه آدرس یارو رو دقیقاً دادم بهت و اینکه کجا این حرف رو زده.
دوماً کدوم عقل سلیمی قبول می کنه سکان هدایت کشور رو تو اوج جنگ که خودتون می گید جنگ ایران با همه قدرتهای استکباری بود بسپارن دست یک آدم به نظر شما منافق؟ چرا امام مثل بنی صدر که سریع واکنش دادن و برکنارش کردن به موسوی از نظر شما منافق نه تنها واکنش نشون نداد بلکه حتی اونو جلوی رئیس جمهور مملکت هواشو داشت؟ آخرش هم ما نفهمیدیم که این گشتهای ارشاد خوبند یا بد؟ اگه خوبند که چرا شما به خاطر برخوردهای اول انقلاب مخالفید اگه بدند که چرا به دکی جون خدمتگزارتون که این خدمتگزاریش همه رو خفه کرده چیزی نمی گید؟ راستی هنوز جواب سوال هام رو نگرفتم. شما بهتره زیاد احساساتی نشی موقع جواب دادن و سعی نکنی توجیه کنی. همونطور که دکی شما بچه ناز نازی حجه الاسلام خامنه ای است مهندس موسوی هم عزیز کرده امام بودن. این هم کاملاً طبیعیه و حق مسلم هر دوتاشونه. فقط یک فرق کوچک این وسطه اون هم تفاوت بسیار زیادی است که تو بینش، منش، هویت، عظمت، بزرگواری و محبوبیت و کاریزمای حضرت امام با حجه الاسلام خامنه ای وجود داره گلبرگ عزیز! من چند تا سوال مشخص پرسیدم که از شما و دوستانتون خواستم به صورت صریح به اون سوالات جواب بدید تا مبانی اولیه برای ادامه بحث مشخص بشه. تنها در یک مورد جواب شنیدم که البته به یک تناقض رسیدم. از نظر شما گشتهای ارشاد تا زمانی که خارج از قانون عمل نکردن مفید و مورد تأیید هستند. (من شخصاً با گشتهای ارشاد مخالفم). پس شما با برخوردهای خارج از عرف (مثل کاتر کشیدن اوایل انقلاب و ضرب و شتم افرادی که از دید شما حجاب درستی ندارند در دوره کنونی) کاملاً مخالفید. پس چرا با خاطیان برخوردی نمی شه و دولت خدمتگزار و مردمی شما که معتقد به آزادی هستند از حقوق همون اقلیت بد حجاب (از نظر شما) دفاعی نمی کنه؟ در آخر چرا سعی می کنید از واقعیت فرار کنید؟ به هرحال این دولت مخالفان مصمم و بسیار زیادی داره. مقایسه دو میلیون تظاهر کننده سبز با تعداد افراد حاضر در تظاهرات شما درسته. نه با کل جمعیت ایران که شما سعی دارید به حساب خودتون بذاریدشون.

جناب "گلبرگ مغرور"

دوست بنده با صراحت کامل جواب شما را داد. حالا شما وقتی گوش شنوا ندارید ما چه کنیم؟؟؟ من سوالات شما را جواب می دهم اما از شما تقاضایی دارم و خواهش می کنم در کامنت بعدی جواب سوالات منو بدهید کامل و با منطق. تناقض ما چیه؟؟ من نفهمیدم چیه. اگه ممکنه این تناقض را بفرمایید تا بر طرفش کنیم. ما بر عکس شما معتقدیم گشت ارشاد یک چیز ضروری است یعنی وجودش بعد از 8 سال ریاست جمهوری آقای خاتمی ضروری شد. می دونی که منظورم چیه؟ نگو نه که؛ همه می دونند تمام این بی بندباریها و فسادها مختص زمان آقای خاتمی است. اما اینکه گشت با بطن مردم درگیر بشه کار جالبی نیست. دکتر ما همین حرف را می زند. گشت خوبه اما تا زمانی که اصل را ول نکنه و فرعیات را بچسبه. منظورمو واضح گفتم؟؟؟ مردم خودشون با اصل گشت و ارشاد موافقند. در کشوری که ادعا می کنیم اسلامی است این از عرف به دور است که خانمی بدون حجاب بیاد توی خیابان یعنی اصل انقلاب ما همین بود شهیدان ما همین را گفتند حجاب تو از خون من با ارزشتر است. گرچه ما در این مورد هم با هم تفاهم نداریم چون شما معتقد به حجاب اختیاری هستید اما ما این را نمی پذیریم. نمی دونم چرا شما اینقدر با اعتماد به نفس این قضیه ای که بهزاد نبویها و اکبر گنجیها مهره های اصلیش بودند را به ما نسبت می دهی؟ رئیس جمهور ما باید چه دفاعی از بی حجابان بکنه؟؟؟ دفاع منظورت چیه؟؟ ما منکر مخالفان دکتر نشدیم. اتفاقاً من به یک اصلی پایبندم اونم اینه که هر کس کار مهمی کرد به مراتب تعداد مخالفانش زیادتر می شود. به قول آقای مطهری هیچ کس به قطار ایستاده سنگ نمی زند. خواستی بگو تا طبقه بندیهای منافقین را هم برایت بگویم. حتی اگر تعداد راهپیمایان روز قدس را هم با تعداد سبزی ها - البته سبزی های ... - مقایسه کنیم باز هم شما هیچید. توهماتتان را برای خود نگه دارید. اما حالا به مسائل قبل می پردازیم.
امام فرمود: "بیدار باشید در آینده مبادا کسانی به واسطه رابطه نسبی و سببی با من علیه نظام قیام کنند میزان حال فعلی افراد است". حالا می خوام یه کم راجع به تاریخ صحبت کنم البته نه تاریخ اصلاح شده. امام در همان صحیفه نور از اکبر گنجی تقدیر می کنه در صورتی که همین آقا به جایی می رسه که امام را به زباله دان تاریخ پیوند می زنه ... آدم در برابر سستی ایمان چی می تونه بگه؟؟؟ شاید کل تاریخ تکرار نشود اما جز به جز تاریخ تکرار می شود. در جریان سقیفه فاطمه زهرا همراه ولی زمان - علی علیه الاسلام - به میان مهاجرین و انصار آمد و در حمایت از ولایت خطبه خواند بعد از این ماجرا 40 نفر گفتند ما از علی حمایت می کنیم قرار شد فردای آن روز موهای سرشان را بتراشند و مقابل منزل علی جمع شوند. فقط 4 نفر تأکید می کنم 4 نفر آمدند. سلمان ابوذر مقداد و زبـــــــــــــــــــــــیر. اما همین زبیر توسط فرزندش تبدیل می شه به کسی که مقابل علی می ایسته در جمل. متوجه منظورم شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از علی تا به علی فاصله یک آینه است      آن علی از نجف و این علی از خامنه است {امام خامنه ای نسبت به این شعر معترض هستند و خودشان را مفتخر می دانند که اگر خاک راه قنبر باشند لذا این شعر و نظایر آن نباید به کار برده شوند}
حالا سوالات من: شما معتقدید که از امام پیروی می کنید؟ مگر امام نگفتند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به نظام آسیبی نرسد؟؟؟؟ پس شما چرا در مورد ولایت فقیه ... آقای صانعی در قبل صحبتی کردند و گفتند: ولایت فقیه یک ولایت مطلقه است یعنی اگر ولی فقیه حکمی کند هیچ فقیهی حق ندارد در سخنرانیها و ... و محافل حتی خصوصی و حتی برای خود در جایی که هیچ کس نباشد علیه حکم او نظر بدهد حتی اگر یقین داشته باشد که حکم ولی فقیه اشتباه است تنها می تواند خود عمل نکند ولی حق ندارد دیگران را علیه او ترغیب نماید. این حرفِ به قول خودتان تأکید می کنم به قول خودتان مرجع تقلید خودتان است. آیا شما با این همه ادعا باز هم ...؟؟؟؟؟ اگر شما به مرجع تقلید خودتان هم اعتقاد ندارید بگید تا من تکلیفمو بدونم و دیگه با شما حرفی نزنم. اما اگر می خوای بحث کنی پس احترام آقای ما را نگه دار. من این حرفهایی که شما گفتید را چندین بار خواندم. چندین بار جواب جوانه عزیز را هم خواندم. اما باور کن اون هر چی توضیح می ده شما حرف خودتو می زنی خوب چه کنیم وقتی گوش شنوا ندارید؟ یک حرفی زدید برای من خیلی جالب بود! نوشتید: "اینکه توده ملت طرفدار چه کسی هستند رو آینده خیلی نزدیک مشخص می کنه". منظورتون اینه که ملت با شما هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قبل از روز قدس یادتونه می گفتید روز قدس کارتون تمومه؟ اما خودتون هم دیدید کاری نتونستید بکنید. ملت شهید پرور با کسانی نیستند که آرمانهای انقلاب را حجاب اختیاری می دونند. البته شاید اشاره دارید به همون پروژه جدیدتون. ما منتظریم اما حداقل جرأت اینو داشته باشید وقتی کاری نکردید بگید شکست خوردیم.
سبز سفید قرمز باشید

جناب "مارال"

سلام
گفته بودید "بله بعد از خوردنهای زیادی زمان کرباسچی و الویری و یا ماشین باز بودن ملک مدنی براتون سخته یکی براتون کار کنه!!! تخریبش می کنید". می شه بگید دکترتون این چند ساله چی کار کردند؟ فقط بعد اقتصادیش را باز کنیم؟ می دانید چه بلایی بر سر اقتصاد مفلوک و بیچاره این مملکت آوردند؟ می دانید چند تا وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی عوض شده؟ می دانید پولهای نفتی که قرار بود سر سفره ما بیاید کجا رفت؟ می دانید تورم افسار گسیخته به کجا می رود؟ قدرت خرید خودتان را نگاه کنید. یک روز تشریف ببرید میوه فروشی. چهار قلم میوه فصل بخرید ببینید چقدر می شود. در زمان شهرداری ایشون ببینید چه کارهایی انجام دادند؟ دو تا از کارهایی که ایشان انچام دادند و ما نمی دانیم را بگویید. اگر غیر از پله برقی و مستراح عمومی چیزی پیدا کردید!!! البته مهندس موسوی هم جنگ را اداره کرد و هم مملکت را. تعبیرتان و لحن سخنتان که ایشان مال این حرفها نیستند مرا یاد مرشدتان حاجی عزیزتان سر دسته شعبان بی مخهای دوران انداخت. فرمودید "خوب جالبه مارال خانم نمی دانم خودت هم متوجه شدی که برای خراب کردن رئیس جمهور کشور خودت و میهنت از کشوری مثل آلمان حمایت کردی؟ واست متاسفم. خیلی حرفت غم انگیز بود". این را در جواب کشته شدن ندا و درآوردن عکس زن مصری توسط دکترتان گفتید. بله حرفم خیلی غم انگیز بود. کشته شدن یک شهروند ایرانی و عکس یک زن مصری!!! نمی خواهم به بعد انسانی آن فکر کنم که حتی کشته شدن یک انسان اسرائیلی دشمن ما هم از لحاظ انسانی فاجعه است. می خواهم بگویم بی شرمی و وقاحت و هتاکی تا به کجا رسیده که انسان می تواند این چنین با شهروند کشته شده مملکتش برخورد کند!! این است سوگند حراست از حقوق شهروندان برای یک رییس جمهور؟؟ خیلی شنیدم در این چند وقت اخیر مخصوصاً از رئیس قبلی مجلس که با وقاحت گفته بود کشته شدن چند نفر مهم نیست!! زهی بی شرمی و ننگ بر اینها که سر رشته یک مملکت اسلامی را به دست دارند که به راحتی از خون به ناحق ریخته جوانان این مرز و بوم میگذرند. دوست عزیزم اگر این خیانت نیست و اینان خائن نیستند و این حرفهای بیشرمانه از زبان و دهان یک وطن فروش بیرون نیامده پس چیست؟ اینها وطن پرستند؟ اینها می خواهند ما را به سعادت برسانند؟ منتظران امام عصر اینها هستند؟ نه عزیزم. اینها مدعیان هستند. همین! خود گویی و خود خندی. یک بار جوابهایت را به من دادی نگاه کن و بخوان. اگر چیزی فهمیدی به من هم بگو که این لاطائلات که می بافی و می گویی چیه؟ حتی طرفداران خودتان را هم مجاب نمی کند. اصولاً سیستم سازمانی شما همین شکلیه. هر وقت کم می آورید اول سرخ و سیاه می شوید بعد می روید سراغ مهرورزی با باتوم!! مرشد عزیزتان حاجی مداح رانده شده که قبله تان باشد همین می شوید دیگر. شما اصلاً نمی توانی جواب سوال های ما را بدهی. شما که حمد خدا در حوزه و کلاسهای درس حوزوی قیل و قال را فرا گرفته اید و حدیث گوی خوبی هم هستی، چرا کم می آوری؟؟

جناب "جوانه"

گلبرگ عزیز اینها هم مثل اربابشون به چیز و چیز افتادند. دنبال توجیه می گردند. در ضمن ما صانعی و منتظری را جزو مراجع نمی دونیم. پس اظهار نظراتشون اهمیتی برامون نداره. (اهانت جدید صانعی به مراجع تقلید را حتماً خبر داری). اما جواب شماره 1 لجن پوش:
اولاً دولت خدمت گزار ما!!!! می خواهد با بی قانونی مبارزه کند ولی امثال ... و ... و در نهایت خاتمی تون با ریشه ای که در دستگاهها دارند نمی گذارند و همیشه سنگ اندازی می کنند. قربانی آخر اونها هم محسنی اژه ای بود. درسته رأی آقای موسوی در تهران هم بیشتر بود ولی ایران فقط تهران نیست. یک سری به شهرستانها بزنید اون وقت معنی 2 میلیون و 68 میلیون گلبرگ عزیز را می فهمی.

جناب "مارال"

دوست عزیزم شما دقیقاً رفتارتان شبیه به مرشد بزرگتان مداح فرتوت و از کارافتاده تان و دکترتان می باشد. چرا از واقعیتها فرار می کنید. حرف از تناقض می زنید!!!!! شوخی می کنید!! می دونم حرفی دیگه برای گفتن ندارید. یعنی کسی لاطائلات شما را گوش نمی کند. متأسفانه آنقدر دروغ و تزویر و حرفهای ابلهانه به مردم زده اید که حرف راست شما را هم فقط همپیالگیهایتان باور می کنند. همین حرفهای نظرات قبلیت را در مورد مختص بودن روز قدس بخوان. دروغهایی را که در مورد بیست و چند بسیجی شهید گفتید را تونستی ثابت کنی؟ گفتی خانواده هایشان از ترس بروز نمی دهند!!!!!! یادت می آید؟ یادت هست چرت و پرتهایی که در مورد گونی کردن جوجه بسیجیها و آتش زدنشان!!!!!!! گفتی و نتوانستی ثابت کنی!!! یادت هست گریه می کردی بر موتور آتش زده دائی گرامیت و کتک خوردنش از مردم؟؟ انگار نه انگار امثال همین دایی چماق به دست جنابعالی خون مردم را درشیشه کردند. یادت هست در مورد آیت ا... رفسنجانی و عرایض رهبری در نمازجمعه 29 خرداد در مورد ایشان گفتم و گفتم مگر حرفهای رهبری فصل الخطاب نیست برای شما؟ پس چرا باز درمورد هاشمی اراجیف می گویید؟ و جواب ندادی؟ اینها تناقض است دوست عزیزم. می دانم به شما تا یک حد خاص آموزش داده اند و بیشتر از آن جواب نمی دهید!!!! نمی دانم به شما یاد نداده اند در مورد مراجع تقلید دهانتان را باز نکنید و حرمتشان را هتک نکنید؟ شمایی که هنوز چندسالی از به تکلیف شرعی رسیدنتان نمی گذرد و متأسفانه هنوز آداب معاشرت و صحیح صحبت کردن را بلدنیستید. حرفهای ابلهانه یک سری طالبان صفت و متحجر بالفطره که نه اسلام می شناسند نه مسلمانی را در مورد بزرگان حوزه و تشیع بکار می برید. آیا متوجه شده اید دشمنان تشیع علوی با حرفها و مطالب نابخردانه شما چه شور و حالی دارند؟ شما که ادعای مسلمانی دو آتشه دارید؟ من در حرفهایم با اینکه موافق رهبری نیستم ولی هیچگاه به ایشان توهینی روا نداشته و نخواهم داشت. دوست عزیزم از صفات بارز و علنی خوارج در زمان مولا علی دین داری خشک و بی روح ایشان بود که علی را مرتد اعلام کردند. مطمئن باش هیچ چیز از آنها کم ندارید؛ بلکه ورژن جدیدتر ولی تکامل نیافته تر آنها در این عصر آگاهی ملی هستید. همین! دوست عزیزم! دوران شما به سر آمده. مردم آگاه شده اند و دیگر چوب و چماق و درنده خویی و چنگ و دندان نشان دادن و عربده کشی و رفتار لات منشانه اوباش چماقدارتان جواب نمی دهد. همین چند روزه دانشگاهها را دیده اید؟! سرتان را توی برف کرده اید و متوجه هیچ چیز نیستید. به رنگ سبز هم که حساسیت پیدا کرده اید!! خدا همه را به صراط مستقیم رهنمون کند.
یاعلی

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام
برای اینکه دوستان تناقضات فکری شما را ببینند احتیاج به گفتن بنده نیست با یک نگاه به نظرات جنابعالی متوجه خواهند شد تناقض در حرفهای شما تا چه حد است. دوستان همه نظرات مارال را بیخیال بشید فقط نظری را که جواب سوالات منو داده بخونید فقط همون. حالا یا شوخی یا جدی مهم نیست. مهم این است که من بحث با کسانی که در ذهن خودشان به یک مواضع روشن نرسیدند را یک کار بیهوده می دونم. نوشتید: "می دونم حرفی دیگه برای گفتن ندارید. یعنی کسی لاطائلات شما را گوش نمی کند". ما برای شما دوست گرامی بله هیچ حرف تازه ای نداریم. چون سوژه های شما قدیمی است و بارها در همین وبلاگ به شما پاسخ داده شده مابقی وبلاگها را نمی دانم. حرف راست ما را همونهایی باور کردند که روز قدس با تمام وجود مرگ بر منافق می گفتند. می دونی که حرفم با چه کسانی است همونهایی که باز هم در برابرشان چشمانتان را بستید تا نبینیدشان این حرف ماله منه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتی "خانواده هایشان از ترس بروز نمی دهند"!!!!!! یادت می آید؟ من کی دم از ترس زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیهوده حرفهای خودتان را به من نچسبانید. خانم مارال خانم چندین نمونه توسط دوستان بنده به شما معرفی شد از همون بسیجیها. حالا خیلی خنده داره که نوشتی نتونستی ثابت کنی. خوب وقتی شما نخوای قبول کنی الان روزه من هزاری هم که سند و مدرک برای تو بیاورم تو می گی نه شبه. پس بنابراین مشکل از ما نیست مشکل از بی منطقی شماست و تعصبات خشک و تازه تا یک چیز هم می شه می گی شما سنتون نمی رسه. خانم مارال اگر شما که در قدیم بودید به همین روش الان استدلال می کردید باید بگم خوب شد ما سنمان مثل شما نیست. در مورد گونی کردن بسیجیها و تمام بحثهای تکراری که من دیگه باور کن وقتی می خوام در موردشون تایپ کنم حالم به هم می خوره باید بگم من تمامشان را به شما توضیح دادم. اما چه کنم که گوش شنوا ندارید چیزهایی که دیدم را که نمی توانید منکر بشوید؟ من هیچ وقت برای موتور آتش زده گریه نکردم اهداف ما اونقدر والا و بزرگه که جانمان هم در برابر همه اینها بدهیم کم است. ما مثل شما نیستیم. دایی من و امثال دایی من خون منافقین را در شیشه کردند نه خون مردم را این را از روز قدس متوجه می شوی. راستی یادم نبود اخبار دروغ می گویند همه چیز دروغ است فقط حرفهایی که بر اساس جانبداری از شما باشد درست است. مثلاً آقای ... اگر هر حرف دیگری زد اشتباه است اما اگر برگشت و گفت که روز قدس 2 میلیون بودید درست است؟؟ من در این مورد جواب ندادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یادت هست در مورد آیت ا... رفسنجانی و عرایض رهبری در نمازجمعه 29 خرداد در مورد ایشان گفتم و گفتم مگر حرفهای رهبری فصل الخطاب نیست برای شما؟ پس چرا باز درمورد هاشمی اراجیف می گویید؟ و جواب ندادی! من به شما گفتم آقای رفسنجانی شاید کارهایی در زمان انقلاب کرد. اما همونطوری که آقای ما فرمودند در مورد فرزندان ایشون ... تازه ما منکر فعالیتهای هاشمی نشدیم ما می گیم هاشمی چرا از احمدی نژاد شکایت نکرد شاید می دونست که با شکایتش دست خودش بیشتر رو می شه نه؟؟ جناب آقای هاشمی خودش خوب عالی ولی فرزندانش ... فکر نمی کنم آقا گفته باشد فرزندان هاشمی خوب باشند. ما هم روی همون تأکید داریم. آقای رفسنجانی اگر از کار بچه هاش ناراحته چرا خودشو از فرزندانش جدا ندونست تازه یک چیز دیگه ما می گیم هاشمی چرا بعد از انتخابات یک دفعه شد آیت الله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینو واسه من تشریح کنید. تناقضات فکری شما بر همه مشخص است. یعنی دوستان به نظرات مراجعه کنند می فهمند تناقض چه کسی دارد. تازه فکر می کنم اصلاحاتیها مفهمومه تناقض را هم عوض کردند. معنی این حرف را نفهمیدم: "می دانم به شما تا یک حد خاص آموزش داده اند و بیشتر از آن جواب نمی دهید"!!!! شما آدم جالبی هستید. به چه چیزهایی رو می آرید! آدم خنده اش می گیره. ما به مرجع تقلیدها بی احترامی نکردیم اگر از مراجع تقلید منظورت صانعی و منتظری است که باید بگم جناب صانعی وقتی به عنوان همان مرجع تقلید به همه توهین می کرد شما کجا بودید؟ وقتی لفظ حرامزاده بکار برد تو کجا بودی؟ اما در مورد منتظری هم باید بگم من حرفی غیر از حرف امام راجع به این عالم ساده لوح نزدم. این حرف شماست: "شمایی که هنوز چندسالی از به تکلیف شرعی رسیدنتان نمیگذرد و متأسفانه هنوز آداب معاشرت و صحیح صحبت کردن را بلدنیستید". من به دوستان پیشنهاد می کنم نظرات قبل مارال خانم را بخوانند تا بفهمند چه کسانی دم از معاشرت می زنند. بله تیکه انداختنهاتون آداب معاشرتتان را نشان می ده. یادت هست یکبار برات نوشتم ادب مرد به ز دولت اوست نوشتی ما داریم بحث می کنیم شاید بین بحث ... واقعاً من اون روز چقدر به این مطلب شما خندیدم. خدا را شکر می کنم که من آداب معاشرتم مثل شما نیست. نوشته بودی: "حرفهای ابلهانه یک سری طالبان صفت و متحجر بالفطره که نه اسلام میشناسند نه مسلمانی را در مورد بزرگان حوزه و تشیع بکار میبرید". این حرفهای ابلهانه را برای من بگو تا ببینم منظورت با چه کسانی است؟ این حرف که دیگه آخرش بود: "آیا متوجه شده اید دشمنان تشیع علوی با حرفها و مطالب نابخردانه شما چه شور و حالی دارند؟ شما که ادعای مسلمانی دو آتشه دارید". با کدام حرف ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دوستان این حرف را ببینید: "من در حرفهایم با اینکه موافق رهبری نیستم ولی هیچگاه به ایشان توهینی روا نداشته و نخواهم داشت". در اولین نظراتی که مارال خانم گذاشتند خودشونو پیرو رهبر می دونستند اما حالا می بینید که ... سیاست جالبی داشتید. واقعاً هم آدمهای خنده داری هستید. اگر این چنین است پس چرا جنابعالی حرف از ولایت پذیری زدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما حق زدن این حرف را ندارید. این حرف شما است: "دوست عزیزم از صفات بارز و علنی خوارج در زمان مولا علی دین داری خشک و بی روح ایشان بود که علی را مرتد اعلام کردند. مطمئن باش هیچ چیز از آنها کم ندارید بلکه ورژن جدیدتر ولی تکامل نیافته تر آنها در این عصر آگاهی ملی هستید. همین". ادب را در همین حرف ببین. دقیقاً ما هم در مورد شما به همین نتیجه رسیدیم خوارج زمان. مارال خانم منافق سه نوع است: دو نوع در زمان تنزیل و یک نوع دیگر در زمان تأویل. تنزیل یعنی زمانی که اسلام عرضه می شود. منافق این زمان با اصل اسلام مخالف است. ولی امان از دوران تأویل که منافق با دین مخالف نیست؛ بلکه مدام در پی انحراف آن است. تنزیل مانند زمان پیغمبر و تآویل مانند زمان علی علیه السلام. شاید کل تاریخ تکرار نشود اما جز جز آن تکراری است. تنزیل زمان ما امام خمینی است و تأویل زمانمان دوره ولایت آقا - مدظلله العالی – است. امام علی علیه السلام فرمود: این منافقین آن چنان دم از دین می زنند که مخالفت با آنان برای مردم گرانست. فکر می کنند آنان راست می گویند. این حرف شماست: "دوران شما به سر آمده. مردم آگاه شده اند و دیگر چوب و چماق و درنده خویی و چنگ و دندان نشان دادن و عربده کشی و رفتار لات منشانه اوباشِ چماقدارتان جواب نمی دهد". این روشها دیگر اثری ندارد. القا کردن دیگر تمام شده است. مارال خانم روش های جدید به کار بگیر. دوران شما و افرادی مثل شما 30 سال است به پایان رسیده. همش امروز و فردا می کنید.  ولی هیچ کاری نمی توانید بکنید. در مورد پروژه مهرتان هم باید بگم به قول خودتان موسوی متولد ماه مهر است ما صبر می کنیم شما هم از هر تلاشی فرو گذار نباشید اما بعد از مهر بیا و با جرأت بگو که ما هیچیم. می بینمت بعد از ماه مهر. رنگ سبز از همان موقع برای ما ارزشش را از دست داد که دست اصلاحاتیها دیدیم. به یک رنگ سبز دلمان خوش بود که به برکت وجود اصلاحات آن هم به گند کشیده شد. از هرکاری فرو گذاری نکنید.
سبز سفید قرمز باشید.

ما با ولایت زنده ایم      تا زنده ایم رزمنده ایم

جناب "مارال"

سلام دوست عزیز وقتم کمه فقط به یه مطلبت اشاره می کنم. در مورد مراجع تقلید آیت الها صانعی و منتظری: گیرم که ایشان توهین کردند یا هر مسئله دیگری انجام دادند. برگردید به نوشته خودتان و توهینهای دوستانتان را به ایشان بخوانید و در وبلاگهای زنجیره ای دوستانتان هم ببینید. امام خطاب به آیت الها منتظری می فرمایند: "ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید". می خواهم بگویم شما در چه حدی هستید در مقابل یک مرجع؟ حتی  امام بزرگوارمان هم به این مطلب صحه گذاشته اند که ایشان از لحاظ علمی انسان بالایی هستند. قبول دارید که؟ شما چگونه به خود حق می دهید یک مرجع تقلید را مورد توهین قرار دهید؟ همیشه ما شیعیان حد و مرز فقها را نگه داشتیم و خواهیم داشت. شما فصل جدیدی باز کردید. به خاطر آن که از لحاظ سیاسی طرف شما نیستند. دین و دنیا و آخرت خودتان را فروختید و هر چه از زبانتان در آمد گفتید و ساحت مقدس فقیه شیعه را آلوده کردید. چه کسی حرفهای شما و توهینهای شما را قبول می کند؟ وهابیون و مفتیهای ضد شیعه را خوشحال کردید و دوستان را مبهوت؟ خواهش می کنم شروع نکنید به سر هم کردن و توجیه کردن. می خواهم بگویم شما و دوستان طلبه و حوزوی شما در حدی نیستند که برای مراجع (چه قبولشان داشته باشید یا نداشته باشید) تعیین تکلیف کنید یا حرمتشان را بشکنید. دوست عزیزم در قدیم حتی اگر مرد پیر و کهنسالی حرف زشتی هم می زد ما در چشمش هم نگاه نمی کردیم چه برسد توهینی بکنیم. به احترام ریش سفید و سن ایشان. این یک نوع حرمت شکنیست که شما باب کردید.
سبز باشید.

جناب "گلبرگ مغرور"

مارال خانم واقعاً من به شما با اینهمه تناقض خودت بگو چی بگم؟ در ابتدا می گی "گیرم که ایشان توهین کردند یا هر مسئله دیگری انجام دادند. برگردید به نوشته خودتان و توهینهای دوستانتان را به ایشان بخوانید و در وبلاگهای زنجیره ای دوستانتان هم ببینید". بعد خودتان مجدداً می فرمایید: "می خواهم بگویم شما و دوستان طلبه و حوزوی شما در حدی نیستند که برای مراجع (چه قبولشان داشته باشید یا نداشته باشید) تعیین تکلیف کنید یا حرمتشان را بشکنید". آخر چی شد؟؟؟؟؟ حرف خودت را به خودت می زنم خود گویی و خود خندی. در مورد منتظری باید بگم ما غیر از حرف امام حرف دیگری نزدیم. من سوالی از شما دارم همیشه مطالبی که می خونید اینجوری می خونید؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی منظورم اینه که همه را بیخیال می شی و هر جا تعریف نوشته، اونو می چسبی؟؟؟ آخه بنده خدا جمله را کامل بخون امام می فرماید: "والله قسم من با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهایتان را ادامه دهید مســـــــــلماً تکلیـــــــــــــف دیـــــــــــــگری دارم". یک فرد با عقل سلیم متوجه می شه که امام منظورش اینه اون موقع فکر می کردم تو فقط ساده لوحی اما الان با این کارهات تکلیف دیگه ای دارم متوجه شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تازه اگر این حرف امام اینقدر هضمش برای شما سنگینه و اونو دائماً توهین می دونی پس چطور ادعای پیروی ازش را داری؟ ما در برابر مراجع و علما واقعاً هیچیم. اما کسی که خودش به حرف خودش پایبند نیست و به عنوان همون مرجع تقلید حرفهایی می زنه که در حد یک مسلمان نیست ما قبولش نداریم. چه کسی می تونه قبول کنه مرجع تقلید بی مهابا به مراجع و دکتر بدون سند توهین کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه کسی قبول می کنه از یک مرجع تقلید که کلمه حرامزاده به کار ببره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینها توجیه؟؟؟؟؟؟؟ این حرف شماست: "همیشه ما شیعیان حد و مرز فقها را نگه داشتیم و خواهیم داشت". من نمی دونم شما از کشیدن کاریکاتور علما در زمان اصلاحات یا خبر ندارید یا به تازگی به این نتیجه گوهر بار رسیده اید. بله ما هم به همین اصل معتقدیم برای همین هم در مقابل هرکسی که به مراجع ما توهینی بکند می ایستیم. این حرف را هم فکر می کنم باید به جناب صانعی بزنید نه ما: "شما فصل جدیدی باز کردید. به خاطر آن که از لحاظ سیاسی طرف شما نیستند. دین و دنیا و آخرت خودتان را فروختید و هر چه از زبانتان در آمد گفتید و ساحت مقدس فقیه شیعه را آلوده کردید. چه کسی حرفهای شما و توهینهای شما را قبول می کند"؟ به راستی که به قول عطریان فر قاطی کردید. من نمی دونم چه توهینهایی ما به منتظری و صانعی کردیم که باعث شه شما این حرف را بزنید اینم تشریح کنید و دست از کلی گویی بردارید. من هیچ نوع توجیه برای شما ندارم هـــــــــیچ نـــــــــــــوع چون من دیگه وقتی دارم برای شما می نویسم فقط به این خاطره که که ابهامات حرفهای شما که از جوسازیهایتان به وجود می آید برای برخی دوستان بر طرف کنم؛ وگرنه حرف در گوش شما اثری ندارد یعنی گوش شنوا ندارید. این حرف را تشریح کنید: "وهابیون و مفتیهای ضد شیعه را خوشحال کردید و دوستان را مبهوت"؟ منظور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ما چه کردیم؟؟؟؟؟ کلی گویِی؟؟؟؟ باید بگم ما حرمتی از هیچ کس نشکستیم. دوستان شما خودشان باعث شکسته شدن حرمتشان شدند. صانعی با توهینهاش و منتظری با خون به دل کردن امام. این حرف شماست: "دوست عزیزم در قدیم حتی اگر مرد پیر و کهنسالی حرف زشتی هم می زد ما در چشمش هم نگاه نمی کردیم چه برسد توهینی بکنیم. به احترام ریش سفید و سن ایشان". این حرف را هم باید به دوست عزیزتان "یک" بزنید تا دست از بی حرمتی به رهبر یک نـــــــظـــــــــــام بردارد. البته گاهی به کار جناب صانعی هم می خوره. نوشتید: "این یک نوع حرمت شکنی که شما باب کردید". خوب این حرفتان هم با حرفهای قبلی تناقض دارد. چون به قول شما ما کی باشیم ... اما باید بگم این باب کردن بی حرمتی را جناب موسوی راه اندازی کردند. یادتان هست انتخابات را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد هم دوستان سبزی دکتر را مورد حمله قرار دادند و مثل اینکه در پروژه مهرتان هم ... ادامه نمی دم خودت خوب می دونی. می بینی چه راحت؟؟؟ دست از این جوسازیها بردارید. ملت شما را شناختند.
همیشه سبز سفید قرمز باشید.

مــــــا با ولایــــــــــــــت زنده ایم      تا زنده ایــــم رزمنـــــــــــده ایم

جناب "1"

اگر دکتر شما با برخوردهای فیزیکی گشتهای ارشاد مخالف است، چرا با این گشتها که زیر نظر نیروی انتظامی و بالطبع وزارت کشور و رئیس جمهور هستند برخورد نمی کند؟ عجیبه که از نظر شما متهم برخوردهای خارج از قاعده اوایل انقلاب آقای موسوی هستند و در مقابل دکتر جونتون هیچ مسئولیتی در قبال برخوردهای وحشیانه این دوره نداره. امام گفتند که پشتیبان ولایت فقیه باشید نه مقلد کورکورانه آن. همین امام فرمودند که اگر دیدید من از راه اسلام خارج شدم به من تذکر بدهید. حق شرعی قانونی یک فرد مسلمان است که از حاکم زمانش بازخواست کنه. اولاً یک شخص مصداق کامل یک نظریه نیست. دوماً پشتیبانی از یک فرد صرفاً قربان صدقه رفتن و مجیز گویی او نیست. خیلی اوقات لازمه که به شخص خطاکار در هر سطحی گوشزد کنی تا راه اشتباه نره. ما اعتقاد داریم که آقای خامنه ای در مورد مسائل اخیر خیلی اشتباه کردند و از مسیر عدالت حاکم مسلمان خارج شدند و این حق قانونی و شرعی ماست. عجیب نیست که حضور میلیونی مردم (طبق اظهار نظر خودتون ) مخالف شما اینقدر شما را سوزنده. شما می تونید مرتب بگید که ما هیچیم یا وابسته به خارجیم. یک بار هم خدمتت گفتم که شاه هم تا مدتها می گفت این صدای نواره و اینها از شوروی پول می گیرند. انقلاب 57 هم از سال 42 شروع شد و آنجا هم اوایل مردم همه جا درگیر نمی شدند و شاه هم دلش به فریادهای جاوید شاه جاهای مختلف خوش بود. ولی اون احمق نخواست صدای واقعی ملت رو بشنوه و مجبور شد آخری عمری آواره بشه. شاید از نظر شما این اعتراضات فقط در تهران باشه (البته صرفاً از نظر شما) ولی فردا خیلی زود می رسه. "جوانه" گفت که اصلاً منتظری و صانعی رو مجتهد قبول نداره نمی دونم ایشون توی این جایگاه شرعی است که مجتهدها رو عزل و نصب کنه یا نه. ولی مزید اطلاع شما بگم خدمتتون که امام در نامه 8/1/68 جایگاه شرعی آقای منتظری رو تعیین کردند و بازم خدمتتون عارضم که یکی از تأییدکندگان اجتهاد حجه الاسلام خامنه ای شخص آیت الله صانعی بودند. مشکل شما اینه که فکر می کنید اسلام رو فقط از روی نوشته های مصباح یزدی می شه خوند. برعکس اسلام واقعی رو می تونید از قرآن، نهج الفصاحه، نهج البلاغه و سایر سخنان ائمه اطهار بخونید. همونطور که مبانی انقلاب رو می تونید از صحیفه نور امام آشنا بشید. پیشنهاد می کنم در کنار حضور مداوم و مطالعه مستمر کتابهای انجمن حجتیه ای و خواندن رجانیوز که جزء برنامه روزانه شماست گاهی هم این مواردی که گفتم رو بخونید. مطمئن باشید روتون تأثیر خیلی زیادی میذاره. احتمالاً این "جوانه" شما جواب سوالات من را که کامل مشخص کردم رو با فونت نامرئی می ده که من نمی بینمشون. برای همین بازهم می نویسمشون تا جواب بگیرم.
1- شما گفتی "امام گفته منتظری آدم فاسقی بوده" پرسیدم دقیقاً تو کدوم جلد و صفحه صحیفه نور این حرف رو زده؟
2- قرار شد ماجرای عدم تبعیت سریع آقای خامنه ای رو از امام در زمان معرفی آقای موسوی و جمله تاریخی ایشون که گفتند من هم همان صدمین نفر آن 99 نفر هستم و عتاب امام به ایشون رو یک توضیح کوچولویی برای تنویر افکار ما گناهکاران بدی.

جناب "جوانه"

من نگفتم اون دوتا از فقاهت چیزی کم دارند، من گفتم عدالت ندارند. پس نمی تونند مرجع تقلید باشند.
مخلص گلبرگ عزیز هم هستیم.

جناب "1"

رفیق جوانه این عین گفته شماست: "گلبرگ عزیز اینها هم مثل اربابشون به چیز و چیز افتادند دنبال توجیه می گردند. در ضمن ما صانعی و منتظری را جزو مراجع نمی دونیم. پس اظهار نظراتشون اهمیتی برامون نداره". بنده هم پرسیدم آیا شما توی این جایگاه شرعی هستید که تعیین صلاحیت اجتهاد یک مرجع را بکنید یا نه؟ شما نهایتاً می تونید برای خودتون مرجع دیگه ای انتخاب کنید. گاهی اوقات گفتن "اشتباه کردم" و معذرت خواهی قلبی از پیشگاه کسی که بهش توهین کردی ساده ترین و بهترین کاره.

جناب "جوانه"

من توی چنین جایگاهی نیستم. ولی احکام شریعت این چنین است (رجوع به رساله مرجعتان). یکی از شرایط مرجع تقلید عدالت است. و در صورت سقوط عدالت تقلید از او هم جایز نیست حتی اگر اعلم باشد. در ثانی من با علم و یقین این حرف را می زنم. نیازی هم به معذرت خواهی اونم از تو ندارم.

جناب "گلبرگ مغرور"

حضور میلیونی مردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دست از این مضحکه بودن بردارید. من گفتم میلیونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودتون را با مردم قاطی نکنید. هنوز به اون مرحله نرسیدید. همونطوری که گفتم منظورم به 2 میلیون شما بود نه بیشتر اونم به زور. در اینکه شما هیچید در برابر مردم به راستی هم همینطوره. یعنی روز قدس بیانگر کامل این حرف بود. در مورد شاه و این مثالهای خنده دار باید بگم باش تا صبح دولتت بدمد. آقا یا خانم 1 پروژه مهرتان شروع شده ما صبر می کنیم همونطوری که سی سال است صبر کردیم ببینم شما می تونید کاری کنید یا نه؟ شما خودتون حرف خودتون را نقض می کنید. از طرفی می گید: "-----ما---- اعتقاد داریم که آقای خامنه ای در مورد مسائل اخیر خیلی اشتباه کردند و از مسیر عدالت حاکم مسلمان خارج شدند و این حق قانونی و شرعی ماست". بعد می گید: "جوانه گفت که اصلاً منتظری و صانعی رو مجتهد قبول نداره نمی دونم ----ایشون---- توی این جایگاه شرعی است که مجتهد ها رو عزل و نصب کنه یا نه". نمی دونم آیا شما این جایگاه را دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلاً شما به چه سندی به آقای ما می گی حجه الاسلام؟ سندتان را رو کنید. البته سندتان را گفتید آقا در زمان امام رساله نداشتند. دوستان سند ایشون همینه یه کمی بخندید. آقا یا خانم یک من از تحلیل های شما قیافم سبز شد. دوستان تناقض این خط را خودتان ببینید: "بازم خدمتتون عارضم که یکی از تأییدکنندگان اجتهاد حجه الاسلام خامنه ای شخص آیت الهس صانعی بودند". دوستان توجه کنید این نوشته یک را: "مشکل شما اینه که فکر می کنید اسلام رو فقط از روی نوشته های مصباح یزدی می شه خوند. برعکس اسلام واقعی رو می تونید از قرآن، نهج الفصاحه، نهج البلاغه و سایر سخنان ائمه اطهار بخونید". پیامبر به محمد ابن ابی بکر می فرمایند: تحقیقاً برای امتم از مومن و مشرک هراس و نگرانی ندارم چرا که مومن به واسطه ایمانش تحت محافظت خداست و مشرک را نیز به سبب شرکش خداوند نابود می کند لیکن من برای شما از هر منافق پنهان و نقاب دار که عالمانه سخن می گوید نگرانم چرا که می گوید آنچه را خوب می دانید و عمل می کند آنچه را بد و منکر می دانید. در آخر بگم

ما با ولایت زنده ایم تا زنده اییم رزمنده ایم

جناب "1"

1- تعیین صلاحیت یک مرجع و اینکه از دایره عدالت خارج شده یا نه، صرفاً در تخصص سایر مراجع است و حتی اعلام آن شرایط و ضوابط خاصی دارد که می توانید با رجوع به علمای دینی از کم و کیف آن اطلاع بیابید و یقیناً نه در تخصص و صلاحیت شماست نه دوستانتان در رجانیوز.
2- بازخواست از حاکم حق مسلم یک شهروند اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و ... در یک جامعه و بالاتر از آن در یک جامعه اسلامی می باشد و ایشان موظف به پاسخگویی می باشد (البته نه با گلوله، باتوم، شکنجه و تجاوز) این هیچگونه صلاحیت خاصی می خواهد و تفاوت دارد با تعیین صلاحیت علمی و فقهی یک نفر. این را قانون، شرع می گوید و حداقل می توانید با یک مطالعه در تاریخ حکومت حضرت علی (ع) نمونه های تأیید کننده را ببینید.
3- بنده خدا حضرت امام حق داشتند که اینقدر تأکید می کردند بر وجود سند کتبی و یا صدای ضبط شده شان درباره اظهار نظر ایشان در مورد مسائل مختلف. وقتی شما اینقدر راحت برای اثبات موضوع مورد نظرتون حرف بنده رو که نه در این مملکت کاره ای هستم و هنوز زنده ام تحریف می کنید در مورد سخنان ایشان که حتماً خیلی بیشتر از اینها حتماً خلاقیت به خرج می دهید. این سندی که حضرتعالی ادعا می کنید بنده در باب حجه الاسلام بودن آقای خامنه ای ارایه کرده ام را می توانید ذکر کنید کجا بوده که روح خودم هم از آن خبر ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من نمی دانم آیا شما از رتبه بندی های علمی در حوزه علمیه اطلاع دارید یا نه؟ آقای خامنه ای تا پیش از انتصاب به رهبری حجه الاسلام بودند و حتی میزان حضورشان در حوزه کمتر از آقای رفسنجانی بوده. البته گروهی از علما معتقدند با تأیید 10 مرجع دینی می توان شخص را آیت الله نامید که قاطبه علما با آن مخالفند. اما در باب رتبه علمی ایشون با یک سفر کوچک به حوزه علمیه قم و پرس و جوی مستقیم از علمای شاخص آنجا می توانید صحت و سقم این مطلب را جویا بشید. مشکل شما اینجاست که گمان می کنید مثلاً حجه الاسلام نامیدن ایشون کسر شأن و احتمالاً صلاحیت ایشون برای رهبری را خدشه دار می کنه. هر چند ظاهراً در جمهوری اسلامی بعضی پستها مثل رهبری یا ریاست قوه قضائیه صرفاً باید به آیت الله ها داده بشه. ولی توجه شما را جلب می کنم به نامه حضرت امام به اعضای مجلس خبرگان در مورد عدم لزوم مرجع بودن رهبر. همونطور که آقای خامنه ای این بار یک حجه الاسلام را به ریاست قوه قضائیه منصوب کردند. (متن نامه انتصاب ایشون) هرچند دوستانتون در کیهان، رجانیوز و فارس و ... در راستای سایر ولایت پذیریشون آقای لاریجانی را آیت الله می نامند. به عبارت ساده تر آقای خامنه ای از نظر سیاسی آیت الله هستند ولی از نظر علمی حجه الاسلام (اینکه حجه الاسلام هستند یا حجه الاسلام و المسلمین دقیقاً اطلاع ندارم) چون شما به رتبه علمی دکتر جونتون می نازید منم گفتم ایشون را با رتبه علمیشون صدا کنم.
1.  اینکه آیت الله صانعی تأیید کننده اجتهاد حجه الاسلام خامنه ای بودند با یه کمی پرس و جوی قابل حله. من نمی دونم شما تا حالا به قم سفر کردید و از نزدیک و خصوصی با علمای دین صحبت کردید یا نه. من جداً از شما می خوام که اگر واقعاً دنبال حقیقت هستید بدون تعصب و پیش فرض اولیه برید از نزدیک و شخصاً پرس و جو کنید. می تونید تا آخر بشینید و دم از مسجد ضرار و منافقین و ... بزنید ولی یک بار هم خدمتتون عرض کردم که زمان معاویه چنان جوی درست شده بود که وقتی حضرت علی در محراب ضربت خوردند مسلمانان خیلی جاها می گفتند که مگر علی نماز می خوند؟ یا آیا فکر می کنید اونهایی که تو لشکر یزید بودند همشون به خاطر پول بود؟ نه خیلی از اونها در اثر تبلیغات نظام حاکم اون زمان فکر می کردند که حاکم واقعی مسلمین یزیده و امام حسین یک شورشی بر علیه نظام اسلامیه و تا مدتها خیلی ها علی رغم افشاگری خانم زینب از ترس چیزی نمی گفتند. گذر زمان بود که حقایق رو ثابت کرد. اینکه ما هیچیم یا چیز دیگه یک بحثه. بنده مکرر خدمتتون عرض کردم اینکه خبرگزاری فارس گفت سبزها در روز قدس 500 نفر بودن یواش یواش رسید به 5000 نفر کیهان و 350000 نفر آقای یامین پور تا 2000000 نفر آقای سردار قاسمی (که البته ایشون رو متأسفانه هیچ رقمه نمی تونید به صهیونیست و موساد و سیا و ... بچسبونید. ایشون سردار سپاه هستند.) این آمار و ارقامی که گفتم همشون از دوستان خودتون هستند. ما بی تقصیریم. منظور اینکه با این تفاوتهای کوچولو تو اعلام تعداد نفرات شرکت کننده توی تظاهرات یکهو فردا پس فردا همین هیچ ها یکهو پیچ نشند بهتون میختون کنند زمین. یک سوال دارم از تو و جوانه، خواهش می کنم پیش وجدان خودتون و بدون تعصبات سیاسی جواب بدهید. شما که معتقد به توهین آیت الله صانعی هستید آیا شخصاً متن سخنان ایشون را از فایل صوتی به صورت کامل شنیدید یا نه. حکم خدا در مورد آبروی مومن رو که حتماً می دونید. اینکه شما به راحتی بشنید و به یکی بگید فاسق و آقای شریعتمداری کیهان اون یکی رو مهدورالدم اعلام کنه نه در تخصص شما و منه نه آقای شریعتمداری. شما می تونید به رفتار سیاسی آقای منتظری، صانعی یا موسوی ایراد داشته باشید ولی تعیین حکم فقهی برای دیگران یک مسأله دیگس.
2. من از بابت تعابیر غیر صحیحی که درباره رابطه امام و آقای خامنه ای به کار بردم (همون حرفهای رکیک مورد نظر شما) معذرت خواهی می کنم به خاطر توهین به مرجع دینیتون.

پایان بخش اول

نجف زاده موبایل قطبی

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


نجف زاده موبایل قطبی

 این نوشته را در روزنامه دیدم. اینکه برای خانم ابوترابی باشد یا خود نجف زاده نوشته باشدش نمی دانم اما هر چه هست خواندنیست.

 

 

سلام آقای نجف زاده!

نمي دانم اين يادداشت منتشر می شود يا نه كه بپرسم شما آن را می خوانيد يا نه؟ اما می دانم كه شما روزگاری «نسل سومی» بوديد و هنوز نيز خود را نسل سومی می دانيد. آقای خبرنگار! شما برای نسل من نمونه يك خبرنگار خلاق هستيد، خارج از چارچوب ها و قواعد مصنوعی خبری، هميشه جريان ساز بوده ايد و همواره هم دوست داشتنی و حرفه ای. اما گويا ديگر نای پريدن نداريد، سوژه هاتان نم كشيده و انگار حرف هاتان تمام شده است ديگر مشخص است كه برای مصاحبه ها از قبل مطالعه نداريد و متنی هم آماده نمی كنيد. ديگر ناگفته و ناديده معلوم است كه به جمع «كارمندان» صدا و سيما پيوسته ايد و كارمند جماعت را با خلاقيت و نوآوري رفاقتی نيست چرا كه كارمندها بدون خلاقيت و تنها با چند ساعت اضافه كاری رستگار می شوند...

آقای نجف زاده بعد از آن گزارش بی مزه و بی ربط شما در اولين روز سفر رهبر عزيزمان به استان كردستان كه راجع به موبايل رهبری پرسيده بوديد!! می خواستم اين يادداشت را بنويسم اما گفتم زود است، اين يك گزارش باشد به حساب همه آن كارهاي خوب و ديدنی آقای خبرنگار. اما اين روزها كه تنزل كارهای خبری شما را يكی پس از ديگری می بينم، بيشتر يقين پيدا می كنم كه اولاْ كسی در آن حوالی - جام جم - گويا اهل نظارت و بازبينی نيست و ثانياًْ جماعت اهل خبر از آنجا كه دستشان خالی است و ياری ندارند، اينچنين كارهای شما را حلوا حلوا می كنند! از آن سفر به ياد ماندنی و تاريخی كه بگذريم ماجرای انتخابات و گزارش های بی سر و ته و سوالات كم مايه ادامه داشت تا همين هفته پيش و عنوان: گفتگوی خاص نجف زاده با افشين قطبی.

نمی دانم در صدا و سيما به چه چيزی خاص گفته می شود اما گفتگوی كاملاْ غيرحرفه ای و بدون هدف شما با قطبی نشان داد كه منظور از خاص در صدا و سيما يعنی «ضعيف»! گذشته از اينكه مصاحبه شما با افشين قطبی حرف خاصی نداشت اين نكته را نيز تاييد می كرد كه شما انگار تازگی ها در گزارش های تصويری تان انشاء می نويسيد! «بعضی ها می گويند قطبی معجونی است از قطب های متضاد...» اين جمله به هيچ وجه براي يك گزارش تصويری ساخته نشده است. خيلی جالب است كه صدا و سيمای ما هنوز نمی داند فرق گزارش تصويری با گزارش راديويی چيست؟ البته كه در اين ميان نجف زاده جزء بهترين هاست حالا ببينيد بقيه كجا هستند؟

و اما دو گاف اساسی آقای خبرنگار كه يكی قابل چشم پوشی و ديگری قابل پيگرد است! آقای نجف زاده در جواب طفره های قطبی از قيمت قرارداد خود با فدراسيون فوتبال می گويد: در غرب به برخی روزنامه نگاران پاپاراتزی می گويند و اينها خيلی در مسائل خصوصی دخالت می كنند و...
بعيد بود كه آقاي خبرنگار نداند كه پاپاراتزی ها بيشتر عكاسانی هستند كه عكس مخفی از چهره های سرشناس تهيه می كنند و براي مجلات می فرستند؛ عكس هايی كه بيشتر جنجال آفرين هستند. به عبارت ديگر پاپاراتزی(Paparazzi) يك كلمه جمع در زبان ايتاليایی است و مفرد آن پاپاراتزو paparazzo است. اين واژه از سال 1960 به بعد با به نمايش در آمدن فيلم سينمايی لا دولچه ويتا اثر فدريكو فلينی سر زبان ها افتاد. در اين فيلم عكاسی خبری به نام پاپاراتزی داستان فيلم را پيش می برد. اين واژه در ايتاليايی به پشه های سمج و مزاحم گفته می شود. معمولاْ پاپاراتزی ها عكس های مورد نظر خود را در مكان های عمومی تهيه می كنند. برای اين منظور با به دست آوردن سرنخ هايی از برنامه های عمومی يا خصوصی يك چهره سرشناس، اين عكاسان در مكان و زمان مورد نظر حاضر می شوند و عكس های عامه پسندی از اين شخصيت های محبوب تهيه می كنند. اين افراد همچنين در روز تولد فرزند آنجلينا جولی و براد پيت با تهيه يك عكس هزاران دلار به جيب زدند... در واقع پاپاراتزی ها اولاْ كه خبرنگار نيستند و عكاس اند و ثانياْ كارشان در ميان غربی ها هم قانونی و اخلاقی نيست كه حالا به استناد آن بخواهيم جواب سوالی را از يك نفر بخواهيم. اين كار بيشتر ورود به حريم خصوصی است.

و نكته دوم كه با شرمندگی از بی حساب و كتاب بودن پخش در رسانه ملی بايد بنويسم . آقای نجف زاده به افشين قطبی می گويد: شما يكسری از خصوصيات ايرانی ها را به خوبی داريد، مثل بلوف زدن و يا به قول سايت واحد مركزی خبر «شما هم ايرانی كامل هستيد. بلوف می زنيد.»... و بعد هم با اشاره به گفتگوهای قطبی قبل از ديدار با كره كه در آن گفته بود كره ای ها از من می ترسند و بليط ما در افريقا رزرو شده و... اين خصلت (؟) ايرانی ها را به قطبی نسبت می دهد. اصلاْ كاري ندارم كه بگويم يك كودك فهيم هم می داند داستان آن مصاحبه های قبل از بازی يك جنگ روانی است اما سوال من اين است كه ايرانی ها خصلت ديگری براي ايرانی بودن ندارند؟ آيا بلوف زدن از جمله خصلت های ايرانی است؟ واقعاْ اينطور است؟ آقای نجف زاده برای طرح سوال اگر نمی توانيد مقدمه خوبی دست و پا كنيد چرا به مردم كشور اينقدر راحت و بی پروا توهين می كنيد و راحت تر از شما هم رسانه ملی با ذوق و شوق فراوان اين مصاحبه خاص و متفاوت را 60 بار پخش می كند. نمی دانم شايد من هم اين خصلت(!) ايرانی ها را داشتم و به شما تا قبل از اين مصاحبه اعتقاد داشتم!


آقای نجف زاده پيشنهاد می كنم؛ چند وقتی فقط به اجرای بيست و سی و بخش خط آزاد بپردازيد چرا كه جزء بهترين مجريان خبر هستيد بدون شك.

ماجراهای موسوی و نبوی و توكلی

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


ماجراهای موسوی و نبوی و توكلی

نبوی: سال 67 هم که بی‌قانونی موسوی را افشا کردیم، شکایت کرد.
میرحسین موسوی که گویا خیالش از عدم اقدام دادستان کل کشور درخصوص اعلام جرم علیه خود راحت شده و علی‌رغم تأکید بسیاری از حقوقدانان مبنی بر مجازات وی به‌عنوان مباشر و معاون بسیاری از قانون‌شکنی‌ها و اغتشاشات پس از انتخابات، اراده‌ای در دستگاه قضایی برای این اقدام وجود ندارد، این بار خود دست به کار شده و در حال شکایت از رسانه‌هایی است که ماهیت جریانی را که او به‌عنوان مهره‌ی آن در قبل و بعد از انتخابات عمل کرد، افشا کردند.

موسوی در حالی به این اقدام دست زده است که در شعارهای تبلیغاتی خود تأکید زیادی بر جریان آزاد اطلاعات و عدم ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها کرده بود.

این در حالی است که بررسی سابقه‌ی وی نشان می‌دهد این اظهارات کاملاً تبلیغاتی بوده و موسوی در دوره نخست‌وزیری نیز همین روحیه‌ی تمامیت‌خواهی فعلی را در قبال افراد و رسانه‌ها داشته است، به طوری که مانند مورد اخیر، به‌جای پاسخگویی در خصوص بی‌قانونی‌های انجام شده در دولتش، از رسانه افشا کننده، شکایت کرده است.

در این زمینه مدیر مسئول روزنامه رسالت پیش از انتخابات در گفت‌وگویی، ماجرای شکایت دولت وقت از این روزنامه به دلیل ایستادن در مقابل نقض قانون اساسی بیان کرد.

وی با اشاره به اینکه بنده و احمد توکلی را برای اینکه لایحه بودجه را در روزنامه منتشره کرده بودیم، به دادگاه فرا خواندند، گفت: به دلیل اینکه لایحه بودجه‌ای را که موسوی می‌خواست آن را به صورت محرمانه به مجلس ارسال کند، ما در روزنامه رسالت منتشر کردیم. البته این اقدام که لایحه بودجه به صورت محرمانه به مجلس ارسال شود، مغایر با قانون بود، از این رو به این دلیل ما را به دادگاه فراخواندند.

سید مرتضی نبوی ادامه داد: حلقه مدیریت در زمان موسوی تنگ بود و موسوی هم سعه صدری که بتواند دیدگاه‌های مختلف را تحمل کند، نداشت، حتی موسوی در وزارتخانه‌ها دفتر‌هایی تأسیس کرده بود که در واقع از آن وزارتخانه‌ها وزیر را دور بزنند و مستقیم با آقای موسوی کار کنند. آن دفاتر در امور دخالت می‌کردند که این موضوع در دور دوم نخست وزیری موسوی گسترده‌تر شده تا جایی که موسوی برای وزرا شرط می‌گذاشت که حتی انتخاب معاونان نیز با جلب نظر وی صورت بگیرد.

وی گفت: دایره موسوی در زمان نخست وزیری بسته بود و خیلی راحت نمی‌شد با وی رابطه پیدا کرد از این رو ممکن است این موضوع را امروز هم موسوی همراه خود داشته باشد.

وی با بیان اینکه پس از خروج از دولت روزنامه رسالت را به جهت بیان انتقادات اقتصادی راه اندازی کرده است،افزود: صحبتهای احمدی نژاد در مناظره با موسوی نیز اشاره به همین روزنامه بود.

وی افزود: در دور سوم مجلس روزی نبود که از تریبون آنجا رسالت را نکوبند، تلفن می زدند، تهدید فیزیکی می کردند و کارهای دیگر صورت می دادند.

این فعال سیاسی گفت: در یکی از سال‌ها دولت موسوی می خواست بودجه را محرمانه تحویل مجلس بدهد، درحالی که بودجه باید به اطلاع عموم مردم می رسید و براین اساس "احمد توکلی" با سرمقاله ای تحت عنوان "لایحه سری" از جایگاه قانون اساسی به این موضوع اعتراض کرد.

نبوی ادامه داد: "مهاجرانی" معاون حقوقی نخست وزیر چند بار ما را به دادگاه کشید و بازجویی شدیم و بعد هم دادگاه اعلام کرد که شکایت دولت وارد نیست.

همچنین احمد توکلی نیز در سخنرانی پیش از انتخابات خود در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)، با بیان اینکه در سال 67 دولت موسوی لایحه‌ای را با مهر سری به مجلس تحویل داد، افزود: من این مسئله را در روزنامه‌ رسالت افشا کردم و در سرمقاله‌ای با عنوان «لایحه‌ سری» عنوان کردم که ما لایحه‌ سری نداریم. البته ما طبق اصل 69 قانون اساسی جلسه‌ رسمی غیرعلنی داریم که طبق قواعدی باید تشکیل شود مثل آنچه من برای کردان درخواست کردم اما اجازه ندادند و آنچه نباید اتفاق بیفتد اتفاق افتاد.

وزیر کار دولت میرحسین در خصوص این مقاله یادآور شد: من در آن مقاله گفتم که موضوع لایحه استقراض جدید از بانک مرکزی است که اثر تورمی دارد اما آن زمان اکثریت مجلس حامی آقای موسوی بود و 137 نفر از نمایندگان علیه من بیانیه‌ سیاسی بسیار تندی صادر کردند که بعدها همه‌ آنها تقریباً جزو اصلاح‌طلبان شدند و مدعی آزادی بیان و فضای باز شده بودند.

وی با اشاره به نوشتن یک نامه خصوصی به هاشمی رفسنجانی و ضمن بیان اینکه من خطاب به هاشمی گفتم که این بدعت را نگذارید، زیرا شما با این بدعت در تاریخ بدنام می‌شوید، افزود: تحت تأثیر انتشار لایحه در روزنامه، آنها مجبور شدند لایحه را علنی کنند و وصول آن را هم اعلام کنند اما دولت علیه من اعلام جرم کرد و شاکی هم عطاءالله مهاجرانی بود که بعدها مدعی شد که هیچ‌کس نباید از هیچ روزنامه‌نگاری شکایت کند بلکه فقط مدیر مسئول باید پاسخگو باشد.

این نماینده مجلس با بیان اینکه من 3 جلسه بازپرسی رفتم، یادآور شد: بازپرس می‌گفت آقای توکلی جریان چیست که هر روز صبح آقای موسوی اردبیلی (آقای موسوی اردبیلی که رئیس قوه قضائیه وقت بود، حامی آقای موسوی بود)، تماس می‌گیرد و می‌گوید پرونده به کجا رسیده است؟ در این پرونده که دولت شاکی بود و اکثریت مجلس نیز حامی آن بودند و رییس قوه‌ی قضاییه و رییس دیوان عالی کشور پیگیر این پرونده بودند، بازپرس شجاعانه برای من قرار منع تعقیب صادر کرد و این از افتخارات جمهوری اسلامی است. زمانی که من برای رؤیت قرار رفتم، بازپرس گفت آقای مهاجرانی از من پرسیده نسبت به این قرار اعتراض کند یا آن را بپذیرد، من هم به او گفته‌ام فایده‌ای ندارد زیرا توکلی قانون را می‌داند و هر بازپرسی که برود، باز هم پیروز می‌شود.

توکلی با اشاره به انتشار با تأخیر گزارش اقتصادی موسوی در سال 63 و با بیان اینکه این گزارش طبق قانون برنامه و بودجه باید شهریور منتشر می‌شد،‌ یادآور شد: این گزارش در 3 جلد منتشر شد و ابتدای آن هم مستند قانونی انتشار را ذکر کرده بود و خلاصه‌ای داشت که من آن خلاصه را به دلیل نقد دولت پسندیدم البته در برخی جاها ظالمانه بود، من این گزارش را به صورت سلسله مقاله در روزنامه چاپ می‌کردم و آنجا را که ظالمانه تشخیص می‌دادم، از نظام دفاع می‌کردم. این به قدری برای دولت تلخ بود که موسوی در مصاحبه‌ای با خبرنگاران اعتراض کرد که اسناد محرمانه را منتشر می‌کنند و در زمان جنگ، به دشمن گرا می‌دهند.

 

کارگزارانیسم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


محمد جواد لاریجانی در جام جم:

سوال: این روزها شاهد برگزاری دادگاه برخی از افراد دستگیر شده در حوادث اخیر هستیم و یكی از محورهای مهم كیفرخواست علیه این افراد، تلاش در جهت كودتای مخملی است. شما حوادث اتفاق‌افتاده را تا چه حد در قالب این تئوری می‌بینید و از نظر شما این اغتشاشات تا چه اندازه از پیش طراحی شده بودند؟ برخی معتقدند كه بخش زیادی از این حوادث نتیجه اشتباهات مقطعی در داخل بوده كه با سوءاستفاده برخی كشورهای غربی همراه شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟

لاریجانی: ابتدا باید خدا را شكر كنیم كه انتخابات با مشاركت وسیع مردم برگزار شد و آقای احمدی‌نژاد با رای قاطعی مجددا رای آورد و روز 12 مرداد هم حكم او از طرف مقام معظم رهبری تنفیذ شد. این مسائل را باید به رئیس‌جمهور تبریك گفت و ایشان هم باید شكرگزار فرصتی باشد كه برای خدمت به مردم در چهار سال آینده نصیبش شده است.
نكته مهم این بود كه ارزش پوستر چسبانی و تبلیغات دیواری كاملا كاهش یافت. رسانه ملی آنقدر نفوذ داشت كه دیگر كسی به دنبال عكس‌های داخل خیابان نمی‌گشت. به نظر من این یك مسیر بسیار خوب برای آینده است.

*موسوی پیش از انتخابات مدعی پایبندی به قانون اساسی و ولایت فقیه بود
ویژگی دیگر این انتخابات این بود كه ما ملاحظه كردیم كه سازمان تبلیغاتی یكی از نامزدها و كمپین انتخاباتی او توسط یك جناح سیاسی، كاملا مصادره و عملا پایه یك نوع تقابلی با نظام گذاشته می‌شود. آقای مهندس موسوی، در طول دوران انتخابات اولا اعلام كرده بود كه مستقل است و مشی او تركیبی از اصولگرایی و اصلاح‌طلبی است كه این شعار بسیار زیبا و پرمعنایی است.
ایشان همچنین اعلام كرده بود كه پایبند قانون اساسی و ولایت فقیه است و این مسائل، امیدواری زیادی در میان افراد متدین و كسانی كه ایراداتی نسبت به دولت آقای احمدی‌نژاد داشتند ایجاد كرد. منتها اتفاق عجیبی كه افتاد این بود كه اصلاح‌طلبان با یك رفتار حساب شده، ایشان را مصادره كردند و آقای موسوی كه اعلام كرده بود مستقل است عملا در مسیری كه اصلاح‌طلبان برایش ترسیم كرده بودند قرار گرفت. اینجا آن نقطه‌ای است كه به نظر من از قبل طراحی شده بود و این اتفاق نمی‌توانست در همان روزهای آخر اتفاق بیفتد. ما باید سوال كنیم كه چرا اصلاح‌طلبان در كشورما به این سرانجام و به فرجام تقابل با نظام رسیدند؟

*اعلامیه های بازندگان انتخابات فرقی با اعلامیه های دشمن ندارد
شما رفتار اینها را در روز قبل از انتخابات، شب انتخابات و فردای انتخابات نگاه كنید. این رفتارها باعث شد آقای موسوی خودش را كاندیدای برنده اعلام كند و به یكدیگر تبریك بگویند. بساط تقابل از همان زمان چیده شد و حتی مطالبی كه این روزها به اسم اعلامیه منتشر می‌كنند ادبیات بسیار خصمانه‌ای دارد. شما اگر ندانید كه این اعلامیه از طرف چه كسی است هیچ فرقی با اعلامیه‌های دشمنان ندارد و اتهاماتی كه به نظام اعم از دستگاه قضایی، تقنینی، اجرایی و شورای نگهبان می‌زنند دست كمی از اتهامات آمریكا و غرب ندارد. این حادثه مهمی برای یك مجموعه بزرگی از فعالان سیاسی است.

*از اوباما تا ساركوزی در كودتای مخملی شركت داشتند
حركت اصلاح‌طلبان در ایران در گذشته هم تا مرز تقابل با نظام رفت. وقتی كه در مجلس ششم برخی نمایندگان تحصن كردند قصدشان این بود كه تقابل با نظام را كلید بزنند منتها شاید آقای كروبی در آن زمان داهیانه‌تر عمل كرد و یا آقای خاتمی توانست خودش را كنترل كند و شرایط به گونه‌ای رقم خورد كه این قضیه با عدم استقبال مواجه شد و ناكام ماند و كلید نخورد. ما در حقایق اجتماعی میان كلید زدن و كلید خوردن باید فاصله بگذاریم زیرا حقایق اجتماعی یك مسیر تطور دارند، در این انتخابات هم چیزی به نام جنبش سبز كه دقیقا نام دیگری از كودتای مخملی است كلید زده شد و مراسم كلیدزنی بسیار رنگارنگ داشت.
گذشته از عناصر داخلی، ‌ما در كلیدزنی این جریان می‌‌بینیم كه از اوباما گرفته تا ساركوزی و دیگران شركت دارند.
منتها این جریان كلید نخورد و كلید نخوردن آن برمی‌گردد به دلایلی كه تقابل‌های قبلی با نظام را ناكام كرده بود. به نظر من علت این آشوب‌ها و بی‌قانونی‌ها این بوده است كه جناح اصلاح‌طلب كمپین انتخاباتی آقای موسوی را مصادره كرد و به علت ضعف‌هایی كه ایشان هم در بینش دینی و هم در امور شخصی دارد، توانستند این كار را بكنند و ایشان را از مشی‌ای كه در انتخابات اعلام كرده بود خارج كردند، این كارها با برنامه بود.
سوال: چرا برخی اصلاح‌طلبان به جایی رسیدند كه در مقابل نظام قرار گرفتند؟
*اصلاح طلبان همان مسیر منافقین را رفتند
لاریجانی: به نظر من اصلاح‌طلبی در كشور ما، همان مسیری را رفت كه مجاهدین خلق در ایران رفتند، مجاهدین خلق كه بعدا به منافقین تبدیل شدند از آسمان نیامده بودند، بلكه بچه‌های متدین همین مملكت بودند كه با وجود فهم سطحی‌شان از اسلام، علقه‌های دینی داشتند. این افراد مسحور ایدئولوژی ماركسیسم بودند و معتقد بودند كه این مكتب، علمی، مدرن و عدالت‌طلب است. ضمنا مسكو و پكن هم در آن زمان توفیقات عظیمی پیدا كرده بودند و همه این مسائل سبب شده بود كه این افراد شیفته مكتب ماركسیسم شده و می‌خواستند بین این دو را جمع كنند.
*التقاط، نفاق و تقابل با نظام سه فاز طی شده توسط منافقین و اصلاح طلبان است
یعنی به نظر من همان مسیری كه مجاهدین خلق رفتند دوباره تكرار شد كه دارای سه فاز مهم است. فاز اول، تنظیم یك مبنای فكری ناسازگار بود كه اسم آن را قبلا در ادبیات ما التقاط می‌گذاشتند. فاز اول بتدریج خودش را به فاز دوم كه ظهور نفاق بود رساند و نفاق هم به طور طبیعی به تقابل با نظام ختم می‌شود. عین همین سه مرحله كه درخصوص مجاهدین خلق اتفاق افتاد در مورد اصلاح‌طلبی نیز تكرار شد.
اصلاحات باید در كشور وجود داشته باشد اما حركت اصلاحی باید در چارچوب نظام باشد اصلاح‌طلبان ایران، بچه مسلمان‌های خودمان بودند و افرادی بودند كه در انقلاب هم سابقه داشتند، منتها فهم سطحی این افراد از دین در كنار مدهوش شدن در مقابل پیشرفت‌های لیبرال دموكراسی سكولار باعث شد كه در بهترین حالت، اسلام را برای خانه و در امور خصوصی قبول داشته باشند.
*در مشی لیبرالی اصلاح طلبان امام علی(ع) و امام حسین(ع) بدهكار شدند
مبنایی كه آنها انتخاب كردند براین اساس بود كه می‌خواستند سكولاریسم را با اسلام آشتی بدهند و اسم آن را نواندیشی دینی گذاشتند. شما اگر ادبیات دوم خرداد 76 را مرور كنید، می‌بینید كه به اسم نواندیشی دینی تلاش كردند به تفكر سكولار یك نمای اسلامی بدهند. شما وقتی روزنامه‌های دوم خرداد را ورق می‌زنید می‌بینید كار به جایی رسید كه حتی اسلام را برای امور خصوصی هم مندرس اعلام می‌كردند.
در این تفكر امام حسین(ع) را هم بدهكار می‌دانستند چون معتقد بودند جنگ‌های پدر ایشان باعث شد كه یزید، امام حسین(ع) را بكشد. حضرت علی (ع) هم در این تفكر بدهكار شده بود. همه این مسائل نتیجه همان مشی سكولار بود. این ناسازگاری ایدئولوژیك هیچ نتیجه‌ای نمی‌توانست داشته باشد مگر این كه به یك نفاق برسد.
همان‌طور كه مجاهدین خلق در یك مرحله‌ای تصمیم گرفتند از شر اسلام خلاص شوند و مجید شریف‌واقفی و دیگران را با كودتا از بین بردند، اصلاح‌طلبی هم در یك مرحله‌ای عملا خودش را راحت كرد. روند طی شده از سوی جریان اصلاح‌طلبی در ادامه به نفاق رسید و این نفاق بروزهای مختلفی دارد.
شكل اول بروز آن این است كه شما بگویید ما می‌خواهیم در انتخابات شركت كنیم، قانون را هم قبول داریم و در چارچوب‌های مشخص شده كار می‌كنیم، ولی از فضای انتخاباتی استفاده كنید و مردم را كه برای انتخابات بسیج كرده‌اید به سمت كار دیگری كه مورد نظر شماست، بكشانید.
فاز سوم این حركت همان طور كه قبلا اشاره كردم تقابل با نظام است. به اعتقاد من این سه مرحله را كه ما در فرجام مجاهدین خلق دیدیم، دقیقا در رفتار اصلاح‌طلبی در ایران نیز مشاهده كردیم.
*اصلاح طلبان از انتخابات استفاده منافقانه كردند/ اصلاح طلبی در ایران مرد
تحلیل من این است كه اینها به خاطر آن نقص مبنایی كه داشتند به طور طبیعی به تقابل با نظام رسیدند و از این فرصت انتخابات، استفاده كاملا منافقانه كردند. آقای موسوی می‌بایست بسیار زرنگ‌تر از این حرف‌ها می‌بود و به نظر من ایشان در گردابی گرفتار شده است و سرانجام خودش را با سرانجام اصلاح‌طلبی گره زده است. اصلاح طلبی در ایران مرد، همان‌طور كه نفاق و مجاهدین خلق در ایران نابود شدند.
البته مسلما ضربه‌هایی وارد كردند و هزینه‌های هم برای ملت و منافع ملی داشتند.
رهبر معظم انقلاب در بخشی از سخنان خود در مراسم تنفیذ رئیس جمهور، بدبینی نیروهای انقلاب به یكدیگر را یكی از آسیب‌ها عنوان كردند و فرمودند: اگر در عرصه‌ سیاسی و اجتماعی به یكدیگر بدبین باشیم، از سوی دشمنان حقیقی ضربه می‌خوریم.
سوال: چگونه باید عمل كنیم كه نیروهای انقلاب دچار بدبینی به یكدیگر نشوند؟
به نظر من، ما موظف هستیم كه خوش‌بینانه نگاه كنیم منتها این به این معنی نیست كه چشممان را ببندیم. آن چیزی كه واقعیت دارد و صورت پدیده و واقعیت خارجی را كنترل می‌كند این است كه مشی‌اصلاح‌طلبی در ایران، توسط تفكر سكولار سامان پیدا كرد و این اصلاح‌طلبی در دل خودش یك تناقض داشت و این تناقض می‌بایست یك روز بروز پیدا كند.

*حرف های موسوی مصداق عدم اعتقاد به اركان نظام است
اشكالات در حكومت‌ها همیشه وجود داشته است، مگر دولت‌ها می‌توانند بدون اشكال باشند. منتها با اشكالات به دو شیوه برخورد می‌شود. یكی برخورد انتقادی با این عنوان كه حكومت خودمان است و ما می‌خواهیم آن را اصلاح كنیم. این مساله را تقابل نمی‌نامند. تقابل جایی است كه شما دیگر به هیچ یك از اركان حكومت اعتقاد نداشته باشید. مانند حرف‌هایی كه آقای موسوی می‌زند.
*موسوی خود را معصوم و قوای سه گانه و اركان نظام را متقلب می داند
ایشان معتقد است مجلس سر تا پا تقلب است، دولت سر تا پا تقلب است، قوه قضاییه و شورای نگهبان سر تا پا تقلبند و ظاهرا ایشان تنها معصومی هستند كه از آسمان نازل شده‌اند و باید ملت ایران را نجات دهند. این تفكر بسیار تنگ كه اتفاقا تحت عنوان‌های تسامح و آزاداندیشی و امثالهم بیان می‌شود، سرچشمه تقابل است. این چیزی است كه كمپین آقای موسوی را به این نقاط كشاند.

همچنین این نكته را متذكر شوم كه انقلاب یا كودتای مخملی شاخ و دم ندارد. شما ببینید آقای مهندس موسوی چه چیزی ادعا می‌كند. او معتقد است چیزی به نام جنبش سبز در كشور پدیدار شده و كلید خورده است و خود ایشان رهبری این جنبش را به دست دارد.
*موسوی قرار بود برای انتخابات تبلیغ كند نه جنش درست كند
مطلب دیگری كه بیان می‌كند این‌كه این جنبش سبز قصد دارد ریشه‌های دروغ، بدی و كژی و اینها را در ایران اصلاح كند. خود این مطالب یعنی كودتای مخملی. اولا ما باید ببینیم كه این جنبش از كجا پیدا شد زیرا آقای موسوی بنا بود برای انتخابات تبلیغات كند و بعد ببیند كه آیا رئیس جمهور می‌شود یا نه و اصلا قرار نبود جنبش ایجاد كند.
*جنبش سبز همان كودتای مخملی است
به نظر من جنبش سبز همان كودتای مخملی است و چیزی فراتر از آن نیست.حالا چرا ایشان جنبشی را كه اسم آن را جنبش سبز گذاشت كلید زد؟ به نظر من جنبش سبز همان كودتای مخملی است و چیزی فراتر از آن نیست. اسم آن عوض شده است. آقای موسوی باید برای این كار مبنا می‌داشت و نباید به مردم دروغ می‌گفت كه من می‌خواهم كاندیدا شوم و بعد بیاید اعلام كند كه تقلب شده است و جنبش سبز كلید بخورد.
این اتفاقات، كلید زدن حادثه‌ای بود كه با سوءاستفاده از امكانات تبلیغاتی انجام شد. مساله كودتای مخملی همین چیزی است كه آقایان مطرح می‌كنند و همین عملكردی است كه انجام می‌دهند.
انقلاب مخملی یك چیز هیولایی نیست كه پیچیدگی خاصی داشته باشد. آری به نظر من جناح اصلاح‌طلب آلوده شد به نفاق و این نفاق منجر به تقابل با نظام شد. آقای مهندس موسوی هم گرفتار گرداب این پدیده شد.
سوال: شما از جریان اصلاح‌طلبی صحبت كردید. این جریان طیفی از فعالان سیاسی را در بر می‌گیرد كه برخی از آنها عناصر اصلی تشكیل‌دهنده مقاطعی از تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی ایران هستند. چرا این افراد هم‌اكنون علیه نظام اقدام می‌كنند؟
لاریجانی: این پدیده سابقه‌ دارد. یعنی كژراهه اصلاحات به علت اشكال در مبانی فكری‌اش به اینجا رسید. بعضی عناصر از اول در تفكرات این دوستان وجود داشت كه از جمله آنها تكیه بر كاریزمای فردی به جای اصول بود. شما ببینید وقتی حضرت امام (ره) فوت كرد. برخی از همین حضرات اعلام كردند كه ولایت فقیه لباسی برای تن امام بود و بعد از ایشان باید یك سیستم شورایی داشته باشیم.
تفاوت مشی اصولگرایانه و مشی اصلاح‌طلبی همین است. ما نمی‌بایست امام را بپرستیم، بلكه باید مكتب خدا را بپرستیم و نباید این طور فكر كنیم، بعد از فوت امام (ره) مساله ولایت در زمان غیبت فراموش می‌شود.
* كارگزاران می گفت هاشمی ركن نظام است باید مادام العمر رئیس جمهور باشد
حزب كارگزاران بعد از تاسیس بر این اعتقاد بود كه آقای‌هاشمی رفسنجانی چون از اركان انقلاب بودند كه حقیقتا هم از اركان انقلاب هستند، بنابراین ما باید قانون اساسی را به نحوی اصلاح كنیم كه به ایشان اجازه داده شود، همچون امام خمینی(ره) كه رهبری‌شان تا پایان حیات بود، مادام‌العمر رئیس‌جمهور باشد. اینها همه نكاتی است كه هر كدامشان بذر یك كژی را در فكر دوستان اصلاح‌طلب ما گذاشت.
آنهایی كه به اسم نواندیشی دینی، هرگونه تلقی سكولار از نظام مدنی را قبول می‌كردند كژی‌ها در جریان اصلاح‌طلب را بنیان گذاشتند.
آنهایی كه به اسم نواندیشی دینی، هرگونه تلقی سكولار از نظام مدنی را قبول می‌كردند كژی‌ها در جریان اصلاح‌طلب را بنیان گذاشتند.
علت این‌كه ما آسیب می‌بینیم و بچه‌های ما گرفتار می‌شوند و نمی‌توانند این مرزها را از هم تفكیك كنند، همین است كه نیروهایی كه سابقه دارند، دلسوز بودند و متدین بودند، داخل این دامها می‌افتند.
مگر بچه‌هایی كه جزو منافقین شدند چطور بچه‌هایی بودند. من زمانی كه خودم قبل از انقلاب در دانشگاه شریف بودم، آنجا مهد فعالیت‌های سیاسی بود. بچه‌هایی كه جزو مجاهدین بودند، ‌بچه‌های بسیار متدینی بودند. ما ساعت‌ها با یكدیگر مباحثه می‌كردیم كه آیا اسلام احكام دارد و یا خیر و این‌كه احكام اسلام برای حال حاضر كاربرد دارد یا نه؟ آیا اسلام مندرس است یا خیر؟ همه این مباحثه‌ها نشان می‌داد كه نقاط ضعفی در ذهن آنها وجود داشت كه آنها را به این فضاحت رساند.
اتفاقا مثالی كه من زدم برای این است كه ما در طول انقلابمان یك نمونه دیگر از این كژراهه را داشتیم. كژراهه‌ای كه از بچه‌های مسلمان شجاع ما بها گرفت و هزینه كرد. آنهایی كه جلوی نظام طاغوت می‌ایستادند بچه‌های شجاعی بودند و هر كسی جرات نداشت مقابل رژیم شاه بایستد. اینها حاضر بودند جان خودشان را در این راه فدا كنند.
از این گونه استعدادهای ما، اینها هزینه كردند. امروز هم این كژراهه اصلاحات لنگه همان كژراهه است، یك معجون ناموزونی از انقلاب درست كردند در صورتی كه اسلام خودش به تنهایی یك مكتب جامع و كاملی است و خودش می‌تواند یك مبنای نظام مدنی باشد.
امروز هم باید برای مردم و بخصوص تحصیلكرده‌ها كاملا تبیین شود كه كژراهه اصلاحات از كجا شروع شد، چرا به نفاق رسیدند و چرا به تقابل با نظام رسیدند؟
سوال: تك ‌صدایی معمولا در نظام‌های مردمسالار، مساله مثبتی نیست. شما معتقدید كه اصلاحات مرد، اگر اینچنین باشد آیا فكر نمی‌كنید ما به پدیده تك‌صدایی دچار شویم؟

*جریان اصلاحی وفادار به نظام می خواهیم نه ضد نظام
لاریجانی: اصلاحات باید در كشور وجود داشته باشد و حركت اصلاحی باید در چارچوب نظام صورت بگیرد. تك‌صدایی در میان اصولگرایان هم وجود ندارد. ما باید یك چند صدایی مبنادار داشته باشیم، نه یك چند صدایی كاریزماتیك، یعنی فقط به خاطر این‌كه چند تا باشیم، چند صدا با الحان مختلف ایجاد كنیم.
جریان اصلاحی الان در كشور ما نیاز خیلی مبرمی است و باید یك جریان اصلاحی داخل نظام، وفادار به اركان نظام داشته باشیم.
قانون اساسی ما در آخرین بند خود سه ركن را معرفی می‌كند و می‌گوید: قانون اساسی قابل تغییر است مگر این سه ركن.
ركن اول، پایه اسلامی قانون اساسی است چون قانون گفته كه ما همه مبانی‌مان باید براساس عقلانیت اسلامی باشد.
ركن دوم ضابطه مشروعیت نظام است كه براساس قانون اساسی اصل ولایت فقیه است. ركن سوم هم نقش مشاركت مردمی است. یعنی ما در قانون اساسی داریم كه همه تصمیمات حكومت باید مستقیم و یا غیرمستقیم، برآمده از رای مردم باشد كه این مساله از طریق انتخابات صورت می‌گیرد. این همان دموكراسی نماینده‌ای است كه در قانون اساسی وجود دارد.
نویسندگان قانون اساسی نه این كه دموكراسی را نمی‌شناختند، اما از به كار بردن لفظ دموكراسی اجتناب كردند و دلیلش همین چیزی بود كه در اصلاحات اتفاق افتاد. آنها می‌ترسیدند كه اگر لفظ دموكراسی را به كار برند، مردم دموكراسی را با دموكراسی لیبرال اشتباه بگیرند. دموكراسی ما لیبرال نیست بلكه مبتنی بر عقلانیت اسلامی است و این مساله تغییرپذیر نیست.
این سه ركن قانون اساسی را باید به آن وفادار باشیم و اینها همان چیزی است كه رهبر معظم انقلاب از آنها به عنوان مشروعیت و اسلامیت تعبیر كرده‌اند.
ما یك جریان اصلاحی می‌خواهیم كه در داخل این چارچوب باشد و جای این جریان خیلی خالی است.
در كشور ما در زمینه دموكراسی شعارهای زیادی داده می‌شود اما هنوز این دموكراسی نهادینه نشده است و معمولا هر گروهی شاخصه‌های این مساله را مطابق با میل خود و در جهت منافع خود تفسیر می‌كند.
سوال:برای جا افتادن دموكراسی در كشور چه باید كرد؟
لاریجانی: این مساله خیلی دقیقی است كه شما گفتید. مردم باید وقتی افرادی، شعار دموكراسی می‌دهند سوال كنند زمانی كه خود آنها قدرت را در دست داشتند چگونه با مخالفین خودشان رفتار می‌كردند.
*موسوی در زمان نخست وزیری، به هر صدایی علیه دولت حمله می كرد
یكی از گرفتاری‌های حركت اصلاح‌طلبانه در ایران این است كه سابقه دموكراسی ندارد. یعنی زمانی كه اینها قدرت را در دست داشتند هیچ‌وقت علاقه‌ای به شیوه‌های دموكراتیك نداشتند.
باید از مهندس موسوی بپرسیم در 10 سالی كه شما در حكومت بودید چند صدا علیه دولت وجود داشت. در آن زمان فقط یك روزنامه در این جبهه بود كه آن هم روزنامه رسالت بود. همین یك روزنامه هم كه پیدا شد چندین بار مورد هجوم شدید آقای موسوی قرار گرفت خوب است شما همه مواردی را كه آقای مهندس موسوی الان اشكال می‌گیرد با 10 سالی كه ایشان در قدرت بود مقایسه كنید. مثلا ایشان اشكال می‌گیرد كه چرا بعضی‌ها نمی‌توانند حرف‌هایشان را بزنند.
*موسوی پاسخ دهد در زمان خودش چند بازجویی از صدا و سیما پخش شد
ایشان درخصوص بازجویی‌ها و اعترافات سوال می‌كند. ما از آقای موسوی سوال می‌كنیم كه در 10 سالی كه شما در حكومت بودید وضعیت چگونه بود؟ البته ما نمی‌‌گوییم كه الان وضعیت، بسیار خوب است اما می‌‌خواهیم مقایسه كنیم.
آقای موسوی بفرمایند كه چند اعتراف و بازجویی در زمان ایشان از صداوسیما پخش شد؟ در مورد كدامیك از آنها ایشان اعتراض كردند؟
*موسوی در زمان نخست وزیری از وزیر اطلاعاتش بخار بازجویی ها تقدیر كرد
جدیدا ایشان فتوای فقهی داده است كه اعترافات نمی‌تواند در حكم قاضی دخیل باشد كه طبیعی است ایشان متوجه نشده كه حكم قاضی، مستقل از اعترافات است. بازجویی‌ها گاهی ایجاد اطلاع می‌كند و از طریق اطلاعی كه ایجاد می‌كند قاضی به یك آگاهی می‌رسد. نوع استفاده از اعترافات غیر از این است كه به طور صریح آن را مبنا قرار دهند. این مساله پیچیدگی‌های نظری دارد.
در زمان دولت آقای موسوی موارد متعددی بود كه افراد بازجویی شدند و جلوی تلویزیون آمدند و اعتراف كردند. ایشان در آن زمان نه تنها اعتراضی نكرد بلكه كلی هم از وزیر اطلاعات خود تقدیر كرد، البته این مساله را عرض كنم كه من طرفدار این مساله هستم.
به عنوان مثال در زمان آقای موسوی، مهدی هاشمی را گرفتند و محاكمه كردند، جلوی تلویزیون هم آوردند. با گروهك فرقان هم همین كار را كردند. من شخصا طرفدار این كار بودم. زیرا این مساله برای روشن كردن ذهن مردم بسیار اساسی بود.
در زمان دولت آقای موسوی موارد متعددی بود كه افراد بازجویی شدند و جلوی تلویزیون آمدند و اعتراف كردند. كسی كه این‌قدر قوی مدعی است كه چرا این‌گونه آسیب‌ها به مردم رسیده است كه البته خیلی هم حرف درستی می‌زند، چرا در سابقه خود چنین سوابقی ندارد.
از همه این‌ها گذشته، اقدام براساس روش‌های دموكراتیك كه در قانون اساسی پیش‌بینی شده است چیزی جز بهتر كردن حكومت در بر ندارد. من قویا طرفدار این روش‌ها هستم و ما همه باید از اینها اطاعت كنیم. یكی از چیزهای مهم در مشی دموكراتیك، تن دادن به قانون است و نكته جالب اینجاست كه اگر ما بخواهیم قانون را زیر پا بگذاریم دیگر دموكراسی معنا ندارد.
سوال: چندی پیش محسن رضایی در نامه‌ای خواستار برگزاری دادگاه همه متخلفین در كنار هم شده بود. نظر شما در خصوص این نامه چیست؟
*با خواسته رضایی مبنی بر برگزاری دادگاه همه متخلفین در كنار هم مخالفم
لاریجانی: محاكماتی كه الان در جریان است، مشتمل بر چند موضوع است كه باید به آنها توجه كرد. اولین نكته این است كه ما شاهد تشویق و برنامه‌ریزی برای آشوب در كشور بودیم و این مسائل تحت عنوان اعتراض به نتیجه انتخابات صورت می‌گرفت.
حركت اصلاح‌طلبان در ایران در گذشته هم تا مرز تقابل با نظام رفت وقتی كه آشوب می‌شود ضرر و خسارت به وجود می‌آید. نیروهای امنیتی و انتظامی ما برای مقابله وارد می‌شوند. كلی از نیروهای نظامی و امنیتی ما هم در این جریانات آسیب‌ دیده‌اند. كلی از تاسیسات ما هم آسیب دیده‌اند. در مرحله بعد برخی افراد بازداشت و روانه زندان می‌شوند. در این مرحله هم ممكن است اشكالاتی به وجود بیاید.
اشكال اول آشوب‌سازی و خیانت به امنیت مملكت است كه این یك كلاس از بحث است و الان شاهد برگزاری محاكمات آن هستیم. اشكال دیگر، تخلفاتی است كه مجریان قانون ممكن است در اجرای قانون مرتكب شده باشند كه هیچ‌كس هم طرفدار این مساله نیست.
این تخلفات هم باید در جای خودشان رسیدگی شوند. اما این دو نوع اشكال در دو سپهر جداگانه هستند. آن چیزی كه امروز اساسی است این است كه چرا اصلاح‌طلبان و تشكیلات انتخاباتی آنها، آشوب‌های خیابانی را با عنوان اعتراض به نتایج انتخابات برنامه‌ریزی كردند، به آن دامن زدند و هنوز هم دامن می‌زنند.
به نظر من حتی آسیب‌هایی كه در اثر اشتباهات و یا خلافكاری مجریان و ضابطین قانونی صورت گرفته نیز بر عهده همان افرادی است كه این مسائل را به‌وجود آوردند. چون وقتی كه آشوب می‌شود پلیس باید جلو اغتشاشگران را بگیرد.
پلیس وقتی می‌خواهد مردم را متفرق كند، روی پیشانی افراد نوشته نشده است كه كدام یك مخل و كدامیك غیرمخل است بنابراین پلیس مجبور است همه را هل دهد. وقتی هم كه همه را هل بدهیم ممكن است یكی هم بیفتد و پایش بشكند.
من می‌خواهم بگویم كه تخلف در اجرای قوانین در سر جای خودش باید تعقیب شود، اما خلط این دو مساله اشتباه است.
من با نظر آقای رضایی كه خواستار برگزاری توامان دادگاه هر دو دسته شده بودند، موافق نیستم. زیرا اینها در دو سپهر جداگانه هستند. یكی تخلف در اجرای قانون است كه باید به آن رسیدگی شود و دیگری تخلف با عنوان خیانت به منافع ملی است كه افقی كاملا متفاوت از دیگری دارد.

*بحث لباس شخصی ها كاملا انحرافی است
من اینجا اضافه كنم این بحثی كه به عنوان لباس شخصی راه انداخته‌اند یك بحث كاملا انحرافی است. مثل همه جای دنیا، ضابطان قانون در ایران هم متعددند. من مثالی برای شما می‌زنم. چند سال قبل به علت این كه یك سیاهپوست در لس‌آنجلس كشته شد آشوب‌هایی به وجود آمد. برای مقابله با این آشوب‌ها، ابتدا پلیس محلی آنها كه به آن Local Sheriff می‌گویند وارد عمل شدند.
وقتی این نیروها نتوانستند اوضاع را اداره كنند از پلیس ایالتی استفاده كردند. زمانی كه این نیروها نیز موفق نشدند از نشنال گارد (National gard) استفاده كردند و زمانی كه این نیروها هم موفق نشدند از نیروهای امنیتی پلیس فدرال آمریكا (FBI) استفاده كردند. ببینید برای ایجاد امنیت ما هم به همین شكل عمل می‌كنیم. این كه مساله نیروهای لباس شخصی را مطرح می‌كنند، نیروی بسیج ضابط قانونی ماست و در اساسنامه بسیج این نیرو به عنوان یكی از ضابطین قانون معرفی شده است.
*بسیج مثل پلیس جز ضابطین قانونی است حضرات نمی خواهد لباس آنها را تعیین كنند
بسیج مثل پلیس مسوولیت دارد. این كه حالا یك پلیس لباس شخصی داشته باشد یا خیر مسوولیت حضرات نیست كه آن را تعیین كنند. در همه جای دنیا پلیس به تناسب كار خودش گاهی شخصی است و گاهی شخصی نیست.
آلوده كردن این مباحث با شكلی بسیار سطحی، فقط برای مشوه كردن اذهان مردم است.
سوال: آیا معتقدید آشوب‌های اخیر هم به گونه‌ای بود كه از ابتدا نمی‌شد آن را كنترل كرد و باید حتما نیروهای بسیج وارد صحنه می‌شدند؟
لاریجانی: من هیچ‌وقت نمی‌توانم قاطعانه بگویم كه ما به بهترین نحو برخورد كردیم. همیشه ما باید فرض كنیم كه بهتر از این می‌توانستیم عمل كنیم. وقتی كه آشوب‌ها دامن زده شد ابتدا نظام بنا بر تسامح داشت. منتها وقتی كه چند روز ادامه پیدا كرد مشخص شد كه مساله فراتر از این حرف‌هاست و پروژه وسیعی دنبال می‌شود. منافقین و خارجی‌ها در این پروژه دخیل بودند.
طبیعی است كه نظام نمی‌توانست در این مورد تسامح كند و باز هم طبیعی است كه برای كنترل، نظام از نیروهایش استفاده می‌كند. حالا این‌كه آیا لازم بود و یا نبود بحثی است كه مسوولان امنیت باید جواب بدهند. به نظر من آنها خوب هم عمل كردند و دنیا فهمید كه ما در مقابله با آشوب بسیار توانمندیم و اگر گاهی با تسامح برخورد می‌كنیم ناشی از ضعف نیست.
سوال:‌ شما تخلفات انجام شده را در دو سپهر متفاوت عنوان كردید. یكی تخلفاتی كه درخصوص مسائل امنیتی انجام شده است و دیگری تخلفاتی كه از سوی ماموران و ضابطین انجام شده است. اخیرا شاهد برگزاری دادگاه متخلفان در خصوص مسائل امنیتی هستیم و در كنار آن نیز با تاكیدات رهبر معظم انقلاب شاهد بسته شدن بازداشتگاه كهریزك و پیگیری تخلفات انجام شده از سوی ماموران و ضابطین هستیم. آیا در خصوص زمان برگزاری دادگاه این دو دسته از متهمان، اهم و فی‌الاهم شده و این‌كه دادگاه متخلفان دسته دوم هنوز برگزار نشده براساس اولویت جرایم است؟
لاریجانی: من به هیچ‌وجه نمی‌خواهم این دسته از تخلفات را كم‌اهمیت جلوه دهم، اما گفتم كه این تخلفات در دو سپهر متفاوت هستند. این‌كه افراد در زندان به قتل رسیده‌اند یا فوت كرده‌اند و این‌كه برخی از مسوولان زندان تخلف كرده باشند یا كوتاهی یا حتی جنایت كرده باشند باید بررسی و پیگیری شود و مسببین به اشد مجازات هم برسند.
البته این مسائلی كه در زندان اتفاق می‌افتد ربطی به بدنه پلیس و بسیج ندارد. آنها ضابطین هستند و متخلفان را دستگیر می‌كنند و تحویل زندان می‌دهند و این كار بدنه نیروهای امنیتی نیست كه در زندان هم به دنبال اینها باشند، اما همان‌طور كه قبلا گفتم سپهر این تخلفات جداست. مثل این است كه كسی برخلاف امنیت كشور یك كار بزرگی انجام دهد و یكی دیگر بیاید و رشوه بگیرد.
میان این دو نوع تخلف، تفاوت زیادی هست. مسلما به هر دوی اینها باید رسیدگی شود، اما خلط این دو مساله نامربوط است. یكی از تخلفاتی كه ما الان با آنها روبه‌رو هستیم مبتنی بر حركتی حساب شده بود كه اصل نظام را هدف گرفته است و دیگری تخلفی است كه از سوی یك فرد مسوول انجام شده كه البته آن‌ هم می‌تواند در حد جنایت باشد و اگر قتل عمد هم بوده باشد ممكن است قصاص شود.
وقتی كه آشوب پیدا می‌شود ما از این قبیل حوادث داریم. چرا باید آقای مهندس موسوی خودش را برنده انتخابات اعلام كند. اگر پنج تا روزنامه این مطلب را می‌نوشتند ما می‌گفتیم كه تبلیغاتی است ولی كسی كه خودش نامزد انتخاباتی است حق بیان چنین مساله‌ای را نداشته است.

آیت دیالمه موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف



ابراهيم اسرافيليان نماينده دور اول مجلس شوراي اسلامي، نكات مهمي درباره ويژگي‌هاي شهيد آيت و علت ترور وي را بيان كرد.

رابطه شما با شهید دکتر سید حسن آیت چگونه شکل گرفت و از چه زمانی در کنار هم بودید؟

من از سال 1341 که امام راحل علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بیانیه صادر فرمودند، فعالیت‌های خود را علیه رژیم شاه شروع کردم، یعنی در ابتدا از پخش اعلامیه آغاز کردم تا اینکه وارد یک گروه به اصطلاح زیرزمینی شدم. آن گروه را مرحوم شهید آیت تشکیل داده بود و افرادی چون شهید محمد منتظری در آن حضور داشتند.

شهید آ‌یت بعد از آنکه حزب زحمتکشان را ترک کرد این گروه را تشکیل داد؟

بله، آیت بسیار به آیت‌الله کاشانی علاقه داشت و اصلا حضورش در حزب زحمتکشان به واسطه همین علاقه بود. او بعد از ارتحال آقای کاشانی به خاطر اینکه بقایی با مصدق تعارض داشت به سمت حزب او تمایل پیدا کرد.

چگونه آیت از بقایی جدا شد؟

سال 1347 بقایی از آیت دعوت کرده بود به یک مراسم یا بهتر بگویم جلسه‌ای که قرار بود از طرف حزب در کوهرنگ تشکیل شود برود و وقتی در آن جلسه، شهید آیت با صداقت از جنگ و مبارزه مسلحانه دفاع کرد، بقایی او را از حزب زحمتکشان اخراج کرد. آیت در همان سال‌ 47 گروه زیرزمینی خودش را تشکیل داده بود و می‌گفت ما دو راه داریم؛ یا باید بمیریم یا اینکه دست به اسلحه ببریم که خودش راه دوم را انتخاب کرد.

شهید آیت از لحاظ شخصیتی چگونه آدمی بود؟

او از سنین طفولیت یعنی از سن دبستان به دنبال مسائل سیاسی بود، روزنامه‌ها و منابع سیاسی را مطالعه می‌کرد و اطلاعات وسیعی داشت به صورتی‌که بدون اغراق یک دایرهًْ‌المعارف کامل سیاسی بود، روی این اصل افراد را بخوبی می‌شناخت چون در مطالعات خود هر نکته و سندی که می‌دید نگه می‌داشت و آرشیو می‌کرد. ابتدا که روزنامه‌ها را می‌خواند نکات مهمش را درمی‌آورد و در حفره‌هایی در دیوار خانه‌اش جاسازی می‌کرد، بعدها هم صندوقچه‌ای فلزی تهیه کرده بود که این اسناد و مطالب را در آن می‌گذاشت.

مثلا او از بنی‌صدر شناخت زیادی داشت به‌طوری‌که هنگام اقامت امام در فرانسه مرتب از طریق تلفن با شهید محمد منتظری تماس می‌گرفت و راجع به بنی‌صدر هشدار می‌داد و می‌گفت، او را از بیت دور کنند و از سوابق بنی‌صدر و اطرافیانش به شهید منتظری می‌گفت. وقتی هم انقلاب شد و بنی‌صدر برای ریاست جمهوری نامزد شد، مرحوم شهید آیت بشدت مخالفت کرد. یادم هست یک شب فردی به نام «مرتضی مهذب» آمد منزل من و یکسری اسناد به همراه خودش آورده بود، می‌گفت، توأمان حساب‌دار ارتش و دارایی است. آن زمان برق به صورت نوبتی قطع می‌شد برای همین برق محله‌ها قطع بود که این فرد از تاریکی استفاده کرده و خودش را به خانه ما رسانده بود.

اسناد مربوط به چه چیزی بود؟

اسناد مربوط به کمک‌های مالی بنی‌صدر به احزاب کومله، مجاهدین خلق و دموکرات بود که از بودجه ارتش پرداخت شده بود. من از همه مدارک کپی گرفتم، حدود 45 سند بود که یکسری کپی کامل از آن را به شهید بهشتی و یکسری را به شهید آیت و یکسری را به آقای رفسنجانی دادم. آیت برخی از اسناد را علنی کرد برای همین بنی‌صدر با توطئه‌هایی که در روزنامه تحت امر خود یعنی «انقلاب اسلامی» علیه آیت طرح‌ریزی کرد قصد ترور شخصیت او را داشت.

در جایی گفته‌اید یک‌سری کامل از کپی اسناد را به حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای داده‌اید؟

اگر اشتباه نکنم دادم چون تنها کسی که درباره عدم کفایت بنی‌صدر از این اسناد استفاده کرد، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودند.

شهید آیت یا خودتان استفاده نکردید؟

آیت کم و بیش به آنها استناد می‌کرد اما من به عنوان مثال در جلسه‌ای که به منظور «وحدت حوزه و دانشگاه» در قم برگزار شد حضور پیدا کردم و آقایان طاهری خرم‌آبادی و مدنی هم سخنرانی کردند، از این مدارک استفاده کردم.
در آن جلسه هیچکس حاضر نشد در جلسه پرسش و پاسخ شرکت کند اما من به تمام سؤالات پاسخ دادم و به آنچه دانشجویان و طلاب درباره بنی‌صدر می‌پرسیدند، با استناد به این مدارک، جواب می‌دادم.

توطئه بنی‌صدر علیه شهید آیت چه بود؟

همان نوار کذایی که به دروغ، تیتر یک روزنامه انقلاب اسلامی شد. در جایی از آیت سوال می‌شود و او پاسخ می‌دهد، بعد آنقدر سر و ته نوار را می‌زنند که طرف مستمع تصور می‌کند آیت طرح کودتا دارد؛ برای همین سر زبان‌ها انداختند«آیت کودتاچی».

شهید آیت، انقلاب را چگونه پیش‌بینی می‌کرد و چه سرنوشتی را برای آن متصور می‌شد؟

آیت نگاه بازی داشت. او برای هر عملی، عکس‌العملی را پیش‌بینی می‌کرد. مثلا عده‌ای از بچه‌های چپ، سازمان ملی دانشگاهیان را راه‌اندازی کردند که در بین دانشجویان رسوخ و آنها را جذب کنند، آنها تفکرات مصدق را دنبال می‌کردند؛ برای همین آیت، جامعه اسلامی دانشگاهیان را تاسیس کرد و به تفکرات آیت‌الله کاشانی پرداخت و در اساسنامه جامعه اسلامی، اصولی همچون برقراری نظام ولایت فقیه را قرار داده بود.

در این تشکل چه افرادی عضو بودند؟

دوستانمان بودند اما افرادی مثل پیمان و ملکی هم حضور داشتند اما به مرور زمان که متوجه شدند چه خبر است ناراحت شدند و رفتند. یادم هست روزی احسان نراقی با من تماس گرفت و گفت بیا وزارت علوم. به آنجا رفتم، از من پرسید شما چه کار می‌خواهید انجام دهید؟ من هم گفتم کاره‌ای نیستم و باید از امام خمینی بپرسید چه می‌خواهد که نراقی بسیار ناراحت شد.

گویا شهید آیت با وزارت میرحسین موسوی در امور خارجه مخالف بود.

بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین‌طور شهید دیالمه. این 2 نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؛ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 16 مرداد 1360) باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.

اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟

این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله 30 تا 40 متری بنزی مشاهده مي‌شود که راننده ‌آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به 65 گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.

اسناد چه شد؟

خانم دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می‌گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می‌شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می‌کرد، می‌گفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است اما الآن هیچ خبری از پروفسور مجری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.

آیت در گفت‌وگوهایش درباره شخص میرحسین چه مطالبی را عنوان می‌کرد؟

آیت می‌گفت موسوی اعتقادی به ولایت فقیه ندارد و از نظر مذهبی هم نظر قاطعی ندارد.

مناسبات میرحسین با پیمان چگونه بود؟

بسیار با هم دمخور بودند برای همین است که موسوی تفسیر 2 آیه از قرآن را با نگاهی کاملا چپ می‌نویسد یعنی تحت القائات پیمان چنین کتابی را می‌نویسد.

پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟

جواب این سؤال را از زبان شهید آیت برای‌تان نقل می‌کنم، آیت می‌گفت، موسوی خودش را درون نظام جا کرده تا از آن استفاده کند و بموقع جلوی آن می‌ایستد.

یعنی عدم تمکین به قانون اساسی و ولایت فقیه در گذشته هم در موسوی وجود داشت؟

چه عرض کنم؟! من تعجب می‌کنم از موسوی که چرا جلوی ولی فقیه می‌ایستد چون او هرچه داشت از ولایت فقیه بود البته نباید تعجب کرد؛ چرا که آیت پیش‌بینی کرده بود و فقط من تصور می‌کردم پیش‌بینی آیت اشتباه باشد. من یادم هست دوره اول ریاست‌جمهوری «آقا» در قانون اساسی اینگونه آمده بود که انتخاب نخست‌وزیر حق رئیس‌جمهور است ولی نه در دوره اول و نه در دوره دوم آقای خامنه‌ای، موسوی را معرفی نکردند. نمایندگان مجلس هم که سر دوراهی بودند، چون ‌رفسنجانی می‌گفت، نظر امام، میرحسین است اما از طرفی وقتی با بیت امام تماس می‌گرفتیم، امام تکلیف را جور دیگری عنوان می‌کردند تا اینکه 99 نفر به موسوی رای ندادند اما چون آرا مخفی بود، دارودسته موسوی با حدس و گمان اسامی 99 نفر را روی کاغذ نوشتند و به‌عنوان افراد ضدولایت فقیه منتشر کردند که بعدا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تشریف آوردند مجلس و فرمودند نمایندگان مخالف 99 نفر نبودند بلکه یکصد نفر بودند چون صدمین نفر من هستم. یا در زمان تصدی پست نخست‌وزیری از سوی موسوی نمایندگان طرح سوال از وی را درباره ماجرای مک فارلین مطرح کردند که او به همراه لابی‌هایش در مجلس برای فرار از قضیه، برچسب ضدولایت فقیه به طراحان سوال زد. او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه می‌گذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ می‌دانست. در دور دوم ریاست‌جمهوری «آقا» هم شورایی تشکیل شد که به دروغ می‌گفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انتخاب کردند.

یادم هست زمانی آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمی‌پور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون می‌گفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس‌جمهور از وزیر کشور مجوز دریافت نکرده بود(!)

خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی فقیه می‌چسباند و در جایی که نداشت، برابر ولی فقیه می‌ایستاد. همان زمان هم وقتی ما در کمیسیون سوالات که 13 نفر بودیم می‌خواستیم نظر امام را درباره هر موضوعی مثل موسوی بدانیم، می‌گفتند امام بیمار است ولی آخر سر خودشان از امام پیغام می‌آوردند که امام تکلیف را بر انتخاب موسوی قرار داده‌اند؛ بدون اینکه دست خطی از معظم‌له بیاورند.

این‌گونه پیش‌بینی‌های شهید آیت، قبلا هم به عینیت رسیده بود، یعنی آیت اصولا آدم آینده‌نگری بود یا فقط درباره میرحسین، حرفش درست از آب درآمد؟

سیاستمداری و حل و فصل قضایا و تحلیل جریانات، طبع سیاسی می‌خواهد که آیت آن را داشت. آیت انقلاب فرهنگی را پیش‌بینی می‌کرد که این اتفاق افتاد. آیت در آن نوار که بنی‌صدر با تحریفش، از آن سوءاستفاده کرد، درباره انقلاب فرهنگی تحلیل کرده و حتی خبر داده بود. آیت بخوبی مناسبات را تجزیه و تحلیل می‌کرد؛ برای همین اتفاقاتی که پیش‌بینی می‌کرد واقعا می‌افتاد، از این رو عده‌ای می‌گفتند آیت از آینده خبر دارد در حالی که او تنها قدرت و قوه تحلیل خوبی داشت و به واسطه سیاست‌ورزی و نگاه هوشمندانه‌اش می‌توانست بفهمد چه کسی جلوی نظام قرار می‌گیرد و قدم‌علم می‌کند و چه کسی برای چه منفعتی خودش را به نظام می‌چسباند یا چه کسی فعلا از نظام بهره‌گیری می‌کند. درباره بنی‌صدر گفتم که آیت بخوبی از همان زمانی که حضرت امام در فرانسه تشریف داشتند، درباره او هشدار می‌داد و به شهید محمد منتظری تلفن می‌زد و می‌گفت، بنی‌صدر را از آنجا دور کنید چون آدم درست و حسابی‌ای نیست.

شهید آیت به مرزبندی رایج آن زمان اعتقاد داشت؟

آیت آدم شریف و باتقوایی بود برای همین کسانی را که از خط انقلاب دور شده بودند، از خودش طرد نمی‌کرد و می‌گفت، اینها هم آدم‌های خوبی هستند ولی راه را گم کرده‌اند. آیت با برخی از اساتید دانشگاه‌ها هم ارتباط نزدیکی داشت و می‌دانست چه استادی در کدام خط است و چه استادی در چه خطی. او سعی می‌کرد ولایت فقیه و اسلام را در ذهن معلمان و استادان جا بیندازد تا آنها هم برای دانش‌آموزان و دانشجویان خود تدریس کنند. آیت به ولایت فقیه اعتقاد راسخ داشت. درباره جامعه اسلامی دانشگاهیان هم همانطور که گفتم، اصل اساسنامه را برقراری نظام ولایت فقیه قرار داده بود در حالی که خیلی‌ها در آن زمان کاملا خط مارکسیستی را دنبال می‌کردند و اصلا در این قید و بند نبودند برای همین است که آیت درباره ارتباط میرحسین با ولی فقيه احساس خطر کرد و پیش‌بینی‌هایی در این زمینه داشت که متاسفانه با عملکردهای موسوی تحقق یافت.

فردیدیسم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


نامه تاریخی احمد فردید به هاشمی رفسنجانی

شبکه ایران: حافظان وضع موجود در جهانی که امپریالیسم و سرمایه داری باشد به صفت مرتجع و انقلابیون تغییر دهنده آن مترقی نام یافتند، ولی سخنان جنابعالی که فرمودید: "امروز دو صف شناخته شده مترقی و مرتجع در جهان وجود دارد" کاملا مبهم است که کدام از دو تعریف را مراد کرده اید و یا تعریف سومی را مدنظر دارید که در جهان شناخته شده نیست.

مرحوم دکتر احمد فردید در روز 25 مرداد 1373 درگذشت. وی که عضو گروه فلسفه دانشگاه تهران بود در سالهای دهه 60 در اثر فشار یک چهره سکولار حاکم بر شورایعالی انقلاب فرهنگی خانه نشین شد. او در سال‎های پس از انقلاب اوضاع سیاسی کشور را دنبال می‎کرد تا اندازه‎ای که خطبه‎های نماز جمعه تهران و حتی شهرستان‎ها را نیز پیگیری می‎کرد. او در در سال 65 یا 66 در واکنش به مطالبی که در خطبه‎های اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی ایراد شده بود، نامه‎ای انتقادی برای وی فرستاد.

این نامه در یادنامه‎ای که خانواده مرحوم میکانیکی برای وی تنظیم و منتشر کرده‏اند، آمده است. مرحوم جلال میکانیکی فارغ التحصیل حقوق دانشگاه تهران بود و پس از انقلاب از نزدیکان مرحوم فردید شد. او کارمند روزنامه کیهان در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی و مدیر دفتر حقوقی سازمان برنامه و بودجه بود که از سال 1358 در جلسات مرحوم فردید حاضر شده و طرف اعتماد وی واقع می‎شود.

اما ماجرا این بود که دکتر فردید پس از شنیدن خطبه هاشمی رفسنجانی، در سخنان خود مطالبی درباره موضوعات آن بیان کرد و سپس مرحوم میکانیکی به اشارت استاد فردید این نامه را نوشت.

دکتر فردید که به عنوان چهره شاخص مطالعات غربشناسی در ایران شناخته می‎شود، در این نامه درباره «نسبت انقلاب اسلامی با غرب و تکنولوژی» مباحثی را طرح کرده و به رگه‎های غربی اندیشه هاشمی رفسنجانی معترض شده است. البته مرحوم جلال میکانیکی در همین سال 65 مصاحبه‎ای با عنوان "نسبت دیانت حقیقی اسلام با فلسفه و علم" با دکتر فردید انجام داده است که در آنجا موضع و نگاه دکتر فردید نسبت به تکنولوژی مورد بحث قرار گرفته است.

اما متن نامه به این شرح است:

نامه ای به رئیس مجلس شورای اسلامی
جناب حجةالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و امام جمعه موقت تهران

پس از سلام و تحیت، خطبه اول نماز جمعه دوم دی ماه سال جاری جنابعالی حاوی نکات قابل توجه و بحث انگیزی در مفاهیمی از قبیل ارتجاع و ترقی یا انقلابی و مرتجع، میانه روی و دگماتیسم بود و برای اینجانب که از قدیم الایام خطبه‎های شما را از میان ائمه جمعه تهران خصوصا استماع یا مطالعه میکنم و بهره ها میبرم، ابهامات و سوالاتی از جهت اختصار بحث شما ایجاد شده است و گمان می‎کنم این سوالات بر برخی علاقه مندان دیگر نیز عارض شده باشد.

بعضی از نویسندگان اسلامی و حوزه علمیه قم از قدیم عادت بر این بود که نه شرقی و نه غربی بودن اسلام را به این بینگارد که اسلام در میانه این دو نحله فکری جهانی قرار دارد و فی المثل خوبی های هر دو را دارد و لکن بدی‎های آن دو را ندارد. این تفکر به نوعی دیگر در میان لیبرال های ایران و نهضتی ها به اعتدال و میانه روی در تفکر اسلامی و مشی قرآنی تعبیر و تفسیر گردید. حال آنکه به نظر اینجانب از آیه شریفه "و کذالک جعلناکم امتة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الناس علیکم شهیدا" مطلقا میانه روی و یا به تعبیر دقیق تر محافظه کاری مصطلح سیاسی روز در نمی‎آید. امت وسط بودن یعنی "میان دار" بود و میان داری بمعنی داوری و میان دار میان داران عالم، ذات باریتعالی است.

حافظ می‎گوید:

میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میان داری

مهدی موعود(عج) به یک تعبیر میان‎دار است و از آن جا امت محمدی(ص) میان دار و داور همه امم و نحل است و به همین تفسیر شاهد بر همه است همه امم باید خود را بر او عرضه کنند و این امت بر حق و باطل حکم می‎کند.

در حدیثی شنیدم که عدل عبارت است از امت وسط. اگر عدل را به معنی اعتدال بگیریم استنباط میانه روی از امت وسط متقن مینماید، حال آنکه عدل به معنی داد آمده است خداوند عادل است یعنی اهل "داد" است و از بی دادی دور. داوری به داد میکند و میان دار است و داوری عادل.

البته اگر وسط را به این معنی که این امت بر صراط مستقیم می‎رود یعنی بر وسط جاده حقیقت به سوی مقصد می رود، تعبیر کنیم کاملا صحیح است. این وسط بودن غیر از میانه‎روی و غیر انقلابی بودن است. بدین معنی که از افراط و تفریط بدور است. فی المثل در بحث فضیلت های چهارگانه که اهل حکمت گفته‎اند، عدالت به معنی پرهیز از افراط و تفریط، کاملا روشن کننده مقصود ماست. در علم و حکمت گفته اند اگر افراط باشد شیطنت و جربزه است و اگر تفریط باشد سفه، و میانه روی در حکمت وسط این دو است به نحوی که "انسان جاهل" در احادیث صرفا انسان غیر عالم به معنی عادی لفظ نیست بلکه آن است که اهل جربزه یا سفه باشد و "عالم"، آن که از این دو بدور بود و یا عالم ربانی باشد و یا در طریق نجات. از این جا عرض میکنم که "همج رعاع" همان میانه روهای بی درد و غافل از حقیقت هستند.

در باب دگم و دگماتیسم و دگماتیست بودن، فرنگی ها و منور الفکران به "اصول عقاید" که نزد اهل ادیان و ملل توحیدی تغییرناپذیر است می گفتند "دگم". سپس در قرن هجدهم که منورالفکران غربی قصد هدم پایه های هرگونه اعتقاد اصیل دینی را کردند، حکم بر محو دگم ها داده‎اند و اهل بنیاد های دینی و اعتقادی را دگماتیست خوانده‎اند. بنابراین اگر بدون ایضاح موضوع به تمامی، از آنان دانسته و ندانسته، و با وام گرفتن از اصطلاح یاد شده دگماتیسم را محکوم کنیم بر صواب نخواهیم بود. این که غربی ها بعد از انقلاب اسلامی ما را بنیادگرا خوانده اند بیراه نرفتند و نگفتند، اهل "الله" بنیادگرا هستند و به دگم – اصول عقاید – وفا دارند و انسانی که دگم ندارد، انسان مسخ شده امروز غربی است که باب دندان مستکبران است. انسان بی سلاح و بی درد و بی ایمان که تحت تاثیر وسائط ارتباط جمعی قرار داشته و در پنجه های قدرتمند علم و صنعت و تکنولوژی مقهور است.

دفاع در برابر حمله سپاهیان شیطان این نیست که خود را از دگم ها مبرا بدانیم. امام امت یک بار فرمودند "اگر مبارزه با آمریکا جرم است ما مرتجع هستیم".

در باب ارتجاع و ترقی با داشتن سابقه صدر مشروطه که در باب ترقی و پروقره داد سخن‎ها دادند، بحث مفصلی می‎باید. در جهان امروز مدار و ملاک ترقی "غرب" و "تکنولوژی غربی" است، علم و صنعت و تکنولوژی جای همه مباحث و حقایق دینی، فلسفی، حکمی و کلامی را گرفته است و "مترقی" آن است که تسلیم این دجال آخر زمان باشد. البته این بیشتر به منورالفکران و فراماسون ها و وارثان زهواردررفته آنها ربط پیدا می‎کند و روشنفکران غرب که با ظهور مارکسیسم و وضع نا موافقی که در برابر سرمایه داری گرفته، مطرح شده‎اند با حفظ صورت موضوع، ارتجاع و ترقی را به سرمایه داری و سوسیالیسم رجوع می‎دهند و این تعبیر و یا اصطلاح سیاسی کاملا جا افتاده است. حافظان وضع موجود در جهان که امپریالیسم و سرمایه داری باشد به صفت مرتجع و انقلابیون تغییر دهنده آن مترقی نام یافتند، ولی سخنان جنابعالی که فرمودید: "امروز دو صف شناخته شده مترقی و مرتجع در جهان وجود دارد" کاملا مبهم است که کدام از دو تعریف را مراد کرده اید و یا تعریف سومی را مدنظر دارید که در جهان شناخته شده نیست. در مجموع بحث جنابعالی و مثال‎هائی که از شوروی و گورباچف آوردید که از دگم‎ها دارند دست میکشند و به صف ترقی جهانی می‎پیوندند – مضمونا – ابهام و شبهه را بیشتر کرده است. با پرهیز از اطاله کلام چنانچه مسایل فوق که از سر ارادت و علاقه مندی بیان شد درخور یافتید و سوال و ابهام حقیر را موجه، به هر نحو که صلاح میدانید این جانب را با توضیحات خود روشن فرمائید.

با تشکر وسپاس، جلال میکانیکی، کارمند وزارت برنامه و بودجه، سرپرست دفتر حقوقی و امور مجلس