بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


سه زن

  امروز ما می دانیم که بین آزادی و لاقیدی تفاوت وجود دارد. آزادی می بایست بر مبنای اصول معینی تعریف شود و الا هرج و مرج به وجود می آورد. این اصول ممکن است بر اساس مبانی فکری گوناگون، تفاوت هایی داشته باشد. مثلاً در جامعه ما که عنوان جمهوری اسلامی دارد ضوابط خاص خود را خواهد داشت یعنی در چهارچوب اصول متعارف ما نمی توان دهان و قلم همه را بست باید بگویند و بنویسند اما تا کجا؟ جامعه ما اجازه نمی دهد فردی مثل سلمان رشدی دارای روزنامه و مجله و تریبون باشد. اجازه نمی دهد فرقه های منحرف شیطان پرستان و همجنسبازان دارای فرصت تبلیغاتی باشند. در عین حال از نظر اسلام جان تمام انسان ها مقدس است و باید محترم باشد. اینکه جان انسان مقدس است به این معنی نیست که جامعه اسلامی در مقابل هر انسانی کرنش کند. ما در مقابل انحراف، تهاجم فکری و فرهنگی و اختلافات اعتقادی با بحث و منطق و مناظره می ایستیم و در صورت لزوم قانون و قضا تصمیم نهایی را می گیرد.

لذا اگر کسی نسبت به مواضع شیرین عبادی و فاطمه معتمدآریا خدشه می کند به این معنی نیست که باید آنها را از حقوق انسانی خود منع کرد. هر چند اگر اتهامات آنها جنبه قضایی پیدا کند باید رسیدگی شود ولی در غیر این صورت باید روشن شود که نسبت افراد از جنبه حقوقی چه میزان از ضوابط دین انحراف دارد.

عناد عبادی با نظام جمهوری اسلامی مسئله پنهانی نیست. او در همین روزها رسماً از دول استکباری خواست که برای فشار به ایران تحریم سیاسی را اجرایی کنند. کشف حجاب او وقتی از مرزهای ایران عبور می کند نوعی دهن کجی به باور دینی مردم است. او در جریان پرونده هسته ای بر مبنای صلح طلبی خواستار تعطیلی غنی سازی بود. پرونده عبادی در سایت ها موجود است.

منش و دیدگاه و سبک زندگی خانم معتمدآریا نیز نمایان است و نقدهای مربوطه انجام شده است.

سوال اینجاست که خانم رهنورد و آقای موسوی کنار این مواضع چطور مرزهای خود را مشخص می کنند؟ خانم رهنورد رسماً حمایت خود را از عبادی اعلام کرد و ظاهراً هیچ سوالی از اقدامات انحرافی وی ندارد. خانم معتمدآریا نیز در مستند 2 موسوی در میزگرد فمینیستی با خانم رهنورد گپ و گفت می کرد.
آقای موسوی چطور می توانست به ادعای خود هم احیاگر راه امام باشد و هم به این افکار ضد امامی چراغ سبز نشان دهد؟

تو اول بگو با کیان دوستی   من آنگه بگویم که تو کیستی