بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف 


رابطه آب و کوزه و حقوق شهروندی

 

 

 

شعار حقوق شهروندی یکی از شعارهای رنگی دوره خاتمی و دوره نامزدی مهندس بود منتها رفتارشان خاکستری. این شعار مثل جامعه مدنی در دهه 70 یک شعار دهن پر کن و کپی برداری شده از غرب بود یعنی از جایی که منتهای آمال رفرمیست هاست. اما اینان دیگر توضیح نمی دهند که این حقوق شهروندی داستان مروه را چطور توجیه می کند یا منع تحصیل محجبه ها را و یا این حقوق با امپراطوری رسانه ها در آن جغرافیا چه نسبتی دارد.

در آذر 1383 آیه الله وحید خراسانی مرجع عالیقدر شیعه با رئیس جمهور تماس می گیرند و می گویند اخیراً در مطبوعات خوانده ام که کارتون خواب ها کنار خیابان ها می میرند. چرا رسیدگی نمی کنید؟ پاسخ خاتمی را شنیده اید به عنوان داعیه دار حقوق شهروندی؟ او در مقام رئیس جمهور محبوب! به این مرجع پاسخ می دهد اینها افرادی معتاد و یا به قول رایج امروز ولگرد و از خانه رانده شده هستند. این کارتون خواب ها ولگرد هستند. آیه الله وحید جواب می دهند در اسلام جان انسان چه فاسق چه فاجر چه حنیف هر که باشد مقدس است. (توجه کنید جانش مقدس است نه محترم یعنی چند پله بالاتر از شعارهای رنگی رفرمیست ها و آقای خاتمی و آقای موسوی).

جای تعجب نیست اینها ملزومات تفکر لیبرال دموکراسی ست. از نظر لیبرال ها فقیران جامعه ولگرد خطاب می شوند. ادبیات شیک گفتاری آنها در هنگام سرقت رأی مردم با ادبیات آنها وقتی که پستی را اشغال می کنند تفاوت دارد. جانمایه ادبیات آنها در نوع ادبیات با سبک ولگردیسم است. از نظر لیبرال ها افراد فقیر و کارتون خواب که حقشان را از نفت و مملکت خودشان بهشان نداده ایم نباید در شهرهایی مثل تهران زندگی کنند. از نظر لیبرال دموکرات ها بالا کشیدن مبالغ کلان میلیاردی توسط مدیران گناه محسوب نمی شود. آنها می گویند اگر مدیری مثلاً 100 میلیارد تومان گردش مالی سالیانه دارد خوب گم شدن یک میلیارد تومان در زیر دست او هیچ اشکالی ندارد چون کارش را انجام می دهد. البته توجه داشته باشید این یک میلیاردها جمع می شود و یک قلم از آثار آنها سرمایه گذاری در کارخانه های مواد غذایی است. ما هم از آنها استفاده می کنیم. به عبارت ساده تر گوشت و پوست ما را مملو از حرام می کنند. حرام خواری که شاخ و دم ندارد.

حقوق شهروندی را گذاشتند لب کوزه آبش را خوردند.

 

دوست گرامی اعیاد خجسته شعبانیه بر شما مبارک باد. این روزها چقدر زیباست. طراوت و سر زندگی از این همه برکت و نور موج می زند. میلاد سالار و علمدار و یادگار کربلاست و چند روز دیگر بزرگترین اتفاق تاریخ. 15 شعبان 255 هجری. 11 مرداد 248 شمسی. 1 آگوست 869 میلادی. به رسم ما ایرانی ها 1140 سال گذشت. در خبرها بزرگترین خورشید گرفتگی قرن را خواندیم چه باک؟ چه باک که ما به این خورشید گرفتگی ها 1140 سال است که عادت داریم.

سربداران ایرانی آخرالزمانیم. لب گزیده و شرمنده. شرمنده از غریبی قافله. ۷ روز است که کاروانیانِ دل ما راهی شده اند. معلوم نیست برسیم یا نرسیم. خدا جابر را رحمت کند. جابر بن عبدالله انصاری. او هم به قافله نرسید. پیر بوده یا نابینا نمی دانم. اما به روز واقعه نرسید تا اربعین. خدایا دل های ما توان جابر را ندارند. اگر ما را حبیبی نمی کنی، حبیب بن مظاهر یا ام وهبی، مادر شهید، پس لااقل ما را گرد و غباری از پی کاروان نما. همان گرد و خاکی که گفتیم "عاقبت خاک گل کوزه گران خواهی شد". گرد و غباری باشیم بهتر است تا اینکه راوی برایمان از جانها و جسمها و آبروها تعریف کند و ما ...

ما را لقای مهدی موعود در سر است
چند کلمه هم راجع به مطلب قبلی "وصف رخساره خورشید..." می گویم. از میان نظرات دوستان تعداد کمی به اندازه انگشتان یک دست نسبت به مطلب ایراد جدی داشتند. از ایرادات مطرحه تعیین وقت برای ظهور بود که با مطلب ما ارتیاطی ندارد زیرا در "وصف رخساره خورشید..." هرگز وقتی تعیین نشده است. همه بدانند که می دانند. ما آرزوهای زیادی داریم. ما آرزو داریم دولت کریمه یار را با دستان خویش مستقر نماییم. ما آرزو داریم تحت فرماندهی امام خامنه ای به سپاهیان حضرت مهدی سلام الله علیه بپیوندیم. ما آرزو داریم در مُلک مهدی سلام الله علیه پیر شویم و از پی آن شهید. اینها آرزوهای ماست و برایش تلاش شبانه روزی خواهیم کرد در تهذیب و تحصیل و ورزش. البته هر کس امامی دارد. شاید کسانی امام ما را نپسندند. آنها هم در پی امام خود باشند. جان آنها برای ما محترم که هست هیچ مقدس هم است. ما آنها را مانند لیدرهای لیبرال رفرمیست ولگرد خطاب نمی کنیم ولگرد سیاسی. آنها تا وقتی که قانون و ادب را محترم بدانند محترمند. اما ما اجازه نخواهیم داد منتظری ها و کروبی ها و غفاری ها که در میدان نایب شناسی امام دست و پا می زنند برای ما با تمسخر و بی شرمی کلاس مهدویت بگذارند گستاخانه. ما اجازه نخواهیم داد تا بی ادبان و دلقکان عصر ظهور باورهای ما را به سخره بگیرند. دنیاییان بدانند مقابل تمام دنیایشان خواهیم ایستاد اگر در مقابل اماممان بایستند...


وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس
که در این آینه صاحب نظران حیرانند

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان
بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند

لاف عشق و گله از یار ...