بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مومیایی 6 اخراجی های 4

آمده بودند تا بار دیگر با سیاست های شکست خورده تنش زدایانه آبروی ملت را در جهان ببرند. آمده بودند تا بار دیگر با سیاست های پلید لیبرالی مال شبهه ناک وارد سفره های مردم کنند. آمده بودند تا دیکتاتوری مدرن خود را در بسته بندی شیک قانون گرایی و حقوق شهروندی به خورد مردم دهند. آمده بودند تا با نظام اقتصاد لیبرالی، حقوق بگیران را جیره خوار پول های حرام نمایند. آمده بودند تا با شعار لیبرال دمکراسی بار دیگر ننگ خدا و امام ستیزی را بر بدنه نظام بچسبانند. آمده بودند تا ...

اما نتوانستند. پایان لیبرال دمکراسی چندی پیش فرا رسیده بود و مقالات پایان تاریخ هم ترجمه شد. سیر حرکت این مکتب هم همین بوده است. یک روز نایب رهبر تعریف می شود روز دیگر شورای رهبری. یک روز صحبت از مادام العمر شدن یک رئیس جمهور است روز دیگر زمزمه مختومه کردن اصل انتخابات. اینها همه علامت های دیکتاتوری است که در 22 خرداد بار دیگر شکست خورد. دوستداران گفتمان ولایت در این دوره خوب تلاش کردند اما باید به هوش بود. برای جمهور یازدهم باید از دیروز سراپا چشم و گوش و مغز می شدیم که امروز دیر است. باید همه چیز را رصد کنیم تا در بهار 92 چیزی را از قلم نیندازیم.

 


پیکره اصلاحات سکولار در تیر ماه 1384 مرد ولی از بین نرفت. آن را مومیایی کردند. فصل پنجم این نمایشنامه را در بهار امسال روی پرده بردند اما فروش نرفت. این پیکره بی جان تنها تکانی خورد و دوباره دفن شد. اخراجی های 3 هم پخش شد و در میان 40 میلیون بیننده آن را دیدیم. در فرآیند پوست اندازی مقدس روند انقلاب شاهد ریزش ها و رویش های بسیار مفیدی بودیم.


اکنون زمان کار و تلاش است. اماممان چندی پیش به همه به ویژه به ما جوان ها دستور دادند که همانند فرماندهان یک اتاق جنگ واقعی در حوزه های مربوط به خود مشغول کار باشیم. خاصیت اتاق جنگ این است که فرماندهانش فرصت سر خاراندن هم ندارند. باید همین طور باشد. در عصر ظهور باید بی محابا و بی وقفه کوشید. برنامه کاری ما در هر بخشی که باشیم تهذیب و تحصیل و ورزش است. در این 4 سال به یاری خدا ما بیش از این آماده خواهیم شد تا با درک و فهم بیشتری در بهار 1392 نظاره گر مومیایی 6 و اخراجی های 4 باشیم.

 

 

 

مژده بده مژده بده یار پسندید مرا


سرانجام روز موعود فرا می رسد. معاویه مرده است. به امام خبر رسیده که اوضاع بسامان نیست. باید رفت. از مدینه از خانه خود. حاکم مدینه کمی مسامحه می کند و کاروان راهی می شود. عمره. اما چه حجی؟ به امام نصیحت می شد به کوه و کمر پناه ببر سپاهیان یزید تو را نخواهند یافت. ولی امام به جاده زد با اهل و عشیره خویش آن هم نه از راه فرعی که از راه اصلی.

28 رجب سال 60 هجری مطابق اواخر فروردین سال 59 هجری شمسی است. روز حرکت. کاروان در اوایل بهار راهی شد. شهریور همان سال در حوالی مکه خبر شهادت مسلم به امام می رسد. مسلم بن عقیل. کوفه عجب شهریست! شهر نامه و شمشیر. شهر باغ و خاکستر. نامه و باغ خیالی. یک ماه بعد تاریخ انقلاب می کند. حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه پیمان یاری می بندند با محاسنی خضاب شده. دلهم بنت عمرو، همسرش زهیر بن قین را که مردد بود هل می دهد. ام وهب عجب معرکه ای به پا کرد آن روز. خلاصه آنهایی که باید می رسیدند رسیدند. آن روز صحرای کربلا شروع شد. بعضی به قافله نرسیدند بعضی هم دیر رسیدند. صحرای کربلا مملو بود از جان ها و جسم ها و آبروها. کربلا و زمان منتظر کسی نمی مانند. به کسی نیاز ندارند. پرچم هرگز بر زمین نخواهد ماند. کربلا و زمان اگر کسی دیر برسد یا نرسد می گذارند و می گذرند چنانکه گذاشتند و گذشتند.

آن روز خواستند جای ظالم و مظلوم را عوض کنند. می خواستند بگویند حسینیان خارجی اند. آن روز یزیدیان بودند که دم از جدایی دین و سیاست می زدند. آن روز یزیدیان بودند که منزلت و قبیله مآبی خویش را در سایه تبذیر و اشرافی گری مستدام می دیدند و با این همه طمع خلط ظالم و مظلوم داشتند. اما نشد. به فاصله کمتر از دو ماه عقب نشینی کردند. یزید صریحاً بدون شکنجه اعتراف کرد و مردم حق و باطل را به واقع دیدند. اما و صد اما که گریستن کوفیان سودی نداشت. آنها به روز واقعه نرسیده بودند....

بیایید با این قافله همراه شویم از امروز. بارها را ببندیم. قلب و عقل و قدم و قلم و کلام خویش را مهیا کنیم و در گرمای بهار و تابستان مدینه و مکه و کربلا به راه بزنیم. از امروز همراه شویم ولی نه تا مکه و کربلا و نه تا کوفه و شام بلکه تا امروز و تا آخر.

امروز می خواهند جای شاکی و متهم را عوض کنند. بر خلاف تمام اصول قانونی و اخلاقی شریک دزد می شوند و بعد خود را رفیق قافله می نامند. امروز می خواهند 40 میلیون ایرانی را کودتاچی بخوانند و از سوزاندن زباله دان ها اهرم فشار بسازند. شاکی دکتر مروه الشربینی است نه الکس دبلیو. شاکی ملت ایران و نداست نه ابطالچیان قانون گریز. امروز خودشان کف و سوت حضار را می خورند و عده ای دیگر را میهمان چوب و مشت و سیلی می کنند. شاکی ما جوانانیم که باید بار آنها را بکشیم ولی فرزندان خودشان در اروپا و امریکا اوقات فراغت ترم تابستانی بگذرانند. در کلاس ها و نطق هایشان دم از جدایی دین و سیاست می زنند و در قمار خویش به رنگ سبز با نام علوی متوسل می شوند. گویا ما از GREEN PARTY بی خبریم. در کلاس درس دم از خشونت طلبی امام علی و امام حسین سلام الله علیهما می زنند و در قمار خویش برای خود مظلومیت علوی و حسینی قائلند. ایام شهادت امام کاظم سلام الله علیه است. بعید نیست که زندانیان قانون گریز خود را به زندانی دستگاه هارون نیز تشبیه کنند. برای آنها کلاس درس و کلاس عمل دوتاست. دم خروس و قسم حضرت عباس عجب وجه تمثیله ای پیدا کرده این روزها! دم از سین کیانگ می زنند اما یادشان رفته که می گفتند ما تا بدبخت و بیچاره داریم با فلسطین و لبنان چه کار داریم. شما کاسه داغ تر از آش نباشید. مملکت امام دارد. به قول خودتان "نظام" تصمیم می گیرد. شما اگر هستید با GREEN PARTY خود کمی قانون بخوانید. در دلشان می گویند اگر به چین چیزی بگوییم او هم ما را محور شرارت می کند ولی در زبانشان حرف دیگری است. محور شرارت. چه ترکیب آشنایی!

ای رسول خدا پدران ما امامی داشتند به نام امام روح الله. او گفته بود به دشمن: اگر مقابل دینمان بایستید در مقابل تمام دنیایتان خواهیم ایستاد. آن امام، حسینی عمل کرد و انقلابی به پا شد. اما اطرافیانش کسانی دیگر بودند. شرایط را برایش حسنی چیدند و جام زهر سرو کردند. ای پیامبر خدا ما فرزندان آن پدران، امروز امامی داریم که خود فرموده اگر لازم شود ما "قطعاً" حسینی عمل خواهیم کرد. امروز ما به همانها می گوییم اگر مقابل امام ما بیاستید در مقابل تمام دنیایتان خواهیم ایستاد. یا رسول الله تبریک این کمترین را بپذیرید در زمانه بعثت خویش. برکت بعثت شما کجا و فهم این حقیر کجا. ما جز شرمندگی کالایی نیاورده ایم. شرمنده ایم که به نام خاندان شما و به نام سید بودن با ابولهب عصر ظهور خوش و بش می کنند ذلت وار. شرمنده ایم که رسانه های ابوجهل عصر ظهور را محرم می پندارند. و ما تماشا می کنیم. اما این شرمندگی در کنار رگه هایی از امید است. امیدی در نسل سومی ها و چهارمی ها. شما هم آنها را در مزار شهدای ایران دیده اید. ما به شما قول می دهیم که دشمن را خواهیم شناخت و اگر در مقابل اماممان بیایستد تمام دنیایش را مخدوش می کنیم. ما جای شاکی و متهم را عوض نخواهیم کرد. ای رحمت عالمیان به ما فهم و بصیرتی بدهید فهمی از نوع فهم حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و بصیرتی از نوع بصیرت دلهم بنت عمرو و ام وهب.

ما منتظریم با قدرت هم منتظریم.
 

   جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرم     هر حریفی ز پی ملتمسی می آید