بسم الله الرحمن الرحیم

حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف


مناظره وبلاگی ۲

بخش دوم

جناب "جوانه"

1- اولاً ملاک ما جامعه مدرسین است و آنها هیچ نظری درباره منتظری و صانعی نداده اند.(ملاک جامعه هم رساله مراجع: یکی از راهها برای شناخت اعلمیت و اعدلیت این است که عده ای بگویند و در این زمانه این عده کارشناس در جامعه و یا حتی مجمع مدرسین این حرف مرا تأیید می کنند).
2- ما بازی با الفاظ را برای شما عیب نمی دونیم. حجه الاسلام گفتن یا آیت ا... گفتن شما هیچ تأثیری در شخصیت ایشون نداره. ولی بهتره یه سری به همون علمایی که می گویید بزنید. ببینید چگونه فقاهت ایشون و مرجعیت ایشون را تأیید می کنند. (به غیر از منتظری و صانعی و بیات و زنجانی).
3- در مورد نظر آقای صانعی هم باید بگم آقای صانعی اون موقع به بدنه نظام بود ولی حالا افتخارش ایستادگی در برابر نظام است. ما هم از همین طریق ایشون را بی عدالت می نامیم.
4- بله فایل سخنرانی ایشون را گوش داده ام و به همین نتیجه رسیدم.
5- از این که با یک فردی دارم بحث می کنم که به اشتباه خودش سریع پی میبره خوشحالم.

جناب "1"

1. امیدوارم این فایل رو به صورت کامل شنیده باشید و از دوستان رجانیوزتون دریافت نکرده باشید. به هر حال برداشت شما کاملاً اشتباهه.
۲. ما افتخار می کنیم که در صورت اشتباه به آن اقرار می کنیم بر خلاف شما که به دلیل تعصبی که چشمتون رو کور کرده و شهوت قدرت که مغزتون رو تحت تأثیر قرار داده هیچ کدوم از اشتباهات بزرگ خودتون رو قبول ندارید.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام
آقا یا خانم "یک" خواهش می کنم افرادی که آقا را رد صلاحیت کرده اند معرفی کنید تا شاید ما و دوستانمان از اشتباه در بیایم. اینکه شما می گید علما، خودتون بهتر می دونید جوسازی ای بیش نیست من منتظر می مونم تا ببینم چه کسانی هستند که شما می دانید ولی بقیه ... نوشتید: "بازخواست از حاکم حق مسلم یک شهروند اعم از مسلمان، مسیحی، یهودی و ... در یک جامعه و بالاتر از آن در یک جامعه اسلامی می باشد و ایشان موظف به پاسخگویی می باشد" این حرف شما صحیح است اما با یکم فکر متوجه می شی که چرا ما مجلس خبرگان داریم اینها یعنی نماینده های مردم اگر قرار بشه هر کسی بیاد و نظرشو بگه و رهبر هم به همه پاسخ گو باشه که دیگر نمی شه به کارهای دیگه رسید. چون 70 میلیون آدمند. متوجه می شی اصلاً این حرف شما از منطق به دوره و کمی خنده دار. در مورد تجاوز سندتان را خواهش می کنم به جناب کروبی بدهید تا شاید کمکی به این بنده خدا کردید. من کدام حرف شما را تغییر دادم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفاً بگید واقعاً هم دست پیش گرفتید تا ... واقعاً خنده دارید. خدا شاهد بر همه امور است. نوشتید: "بنده خدا حضرت امام حق داشتند که اینقدر تأکید می کردند بر وجود سند کتبی و یا صدای ضبط شده شان درباره اظهار نظر ایشان در مورد مسائل مختلف" راست می گی اما شما حتی همونم قبول نمی کنید مثلاً امام نامه نوشته واسه خودتون یا تحلیل می کنید و یا می گید دوره اون نامه تموم شده. یا مثلاً صدای امام وقتی می گه کسی که قانون را زیر پا بگذاره دیکتاتور است را می شنوید ولی بازم امان از سستی ایمان. نوشتید: "این سندی که حضرتعالی ادعا می کنید بنده در باب حجه الاسلام بودن آقای خامنه ای ارایه کرده ام را می توانید ذکر کنید کجا بوده که روح خودم هم از آن خبر ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟" دوست خوشحال باید خدمتتون عرض کنم ما روش شما را نداریم منظورم اینه که نمی آیم آقامون را به خاظر به قول خودت فردی چون تو خراب کنیم مفهومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به نظرات قبلی خودتان مراجعه کنید تا جواب این سوالتان را بگیرید. ما نگفتیم حجه الاسلامی بده ما کی همچین حرفی زدیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جالبه شما همه چیز را اینقدر با تفکرات جالب خودتون تحلیل می کنی؟؟؟ جناب یک شما می گید به آقا درجه اجتهاد دادند این حرف خودتان بود وقتی داشتید از صانعی دفاع می کردید من به شما می گم چرا وقتی به قول خودتون درجه اجتهاد به ایشون داده شده شما به راحتی به ایشون می گی حجه الاسلام؟؟؟ درسته حجه الاسلامی هم خودش کم نیست ما هم این را قبول داریم. چقدر شما ضعیف هستید! من اینقدر به این حرف جنابعالی خندیدم که واقعاً نمی دونم در رابطه با این حرفتون چی بنویسم: "چون شما به رتبه علمی دکتر جونتون می نازیدین منم گفتم ایشون را با رتبه علمیشون صدا کنم". شما به قول خودت تو این مملکت کاره ای نیستی که احترام گذاشتنت یا بی ادبیت برای ما اهمیتی داشته باشه. نوشته بودید: "من نمی دونم شما تا حالا به قم سفر کردید و از نزدیک و خصوصی با علمای دین صحبت کردید یا نه" خوب اگر دوست داری من بگم نه خوب باشه می گم نه. شما که سفر کردید و به قول خودتان دائماً در رفت و آمد بودید توضیح دهید کدام عالم چی گفت و ما را از این غفلت نجات دهید. شما یا ما را پپه فرض کردید و یا خودتان را به کوچه علی چپ {این جمله درست نیست بهتر است گفته شود: کوچه یزید چپ}می زنید. بله ما هم معتقدیم گذر زمان همه چیز را ثابت می کنه گذر زمان. مثل همین حالا که کارهای بعضی ها در اوایل انقلاب رو شده. ما منتظر می مونیم. 30 سال است دوستانی همچون شما می خواهند ما را روی زمین میخ کنند می بینید که نتنها هیچ کاری نتونستند بکنند بلکه مصداق همان شعر هم شدند: عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. نوشته بودید: "یک سوال دارم از تو و جوانه، خواهش می کنم پیش وجدان خودتون و بدن تعصبات سیاسی جواب بدهید. شما که معتقد به توهین آیت الله صانعی هستید آیا شخصاً متن سخنان ایشون را از فایل صوتی به صورت کامل شنیدید یا نه. حکم خدا در مورد آبروی مومن رو که حتماً می دونید". بله ما گوش دادیم. حالا من از شما سوالی دارم شما در زمان انقلاب حضور داشتید و تک تک این مسائلی که از تاریخ اصلاح شده اصلاحات بیرون می آد را دیدید؟؟؟ شما ما را متهم به تفکر ژورنالیستی می کنید من سوالی دارم شما اطلاعات الانتون را از کجا استخراج می کنید؟ از بی بی سی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعاً برای من سوال شده. شما می گید فارس و ایرنا و کیهان و تلویزیون و ... در واقع همه چیز دروغه. پس شما و دوستانتان اطلاعاتتون از کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از کجا متوجه می شید رئیس جمهور در مصاحبه با خبرنگاران چه کرد؟ از کجا می فهمید ایت الله خامنه ای (دام ظله العالی) در کجاها چه سخنانی گفتند و چرا صلاحیت ایشون رد می شه؟ لطفاً توضیح دهید. نوشتید: "من از بابت تعابیر غیر صحیحی که درباره رابطه امام و آقای خامنه ای به کار بردم (همون حرفهای رکیک مورد نظر شما) معذرت خواهی می کنم به خاطر توهین به مرجع دینیتون". خودتون از این حرف خنده تون نمی گیره؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این شیوه ها دیگه قدیمی شده. حرفهای رکیک شما حرفهایی است که هنوز در قسمت نظرات قابل رویته و دوستان ببینند متوجه می شوند بی ادبی شما را به دوستداران آقا. قابل توجه دوستان باید بگم بنده زمانی مجبور شدم به خاطر نظرات جناب یک تآیید نظرات بگذارم. نوشتید: "چون اسم افرادی رو صریحاً بردید من با توجه به آشنایی نزدیکم با حضرات مجبورم مواردی را برای یادگیریتون عرض کنم". به قول دوستتان خودگویی و خود خندی. همین آشنایی هم باعث این با ادبیتون شده دیگه؟؟؟؟ شما می گید صانعی و آیت الله بیات تایید کردند مرجعیت آقا را. خوب به من بفرمایید چه کسانی ایشون را رد صلاحیت کردند؟ خواهش می کنم اینقدر سفسطه نکنید. اگر شما به این اعتقاد دارید چرا الان می گید ایشون صلاحیت ندارد و اگر به حرفهای اینها اعتقاد ندارید برای چی عنوان می کنید؟ نوشتید: "امیدوارم این فایل رو به صورت کامل شنیده باشید و از دوستان رجانیوزتون دریافت نکرده باشید. به هر حال برداشت شما کاملاً اشتباهه". جمله آخرتان واقعاً جای خنده داشت من را یاد انتخابات انداخت که می گفتند تقلب شده. می گفتیم سندتان کو؟ می گفتند نداریم. اما مطمئنیم تقلب شده. حالا نقل شماست. میگی گوش دادی؟ ما هنوز جواب نداده، میگی به هر حال برداشت شما اشتباهه. نوشتید: "ما افتخار می کنیم که در صورت اشتباه به آن اقرار می کنیم برخلاف شما که به دلیل تعصبی که چشمتون رو کور کرده و شهوت قدرت که مغزتون رو تحت تأثیر قرار داده هیچ کدوم از اشتباهات بزرگ خودتون رو قبول ندارید". این حرف شما که دیگه آخر خنده بود. شما مجبور شدید به اشتباهتون اعتراف کنید چون حرفهای قبلیتون زیر سوال می رفت. بنابراین افتخاری نیست. ما هم فکر نمی کنیم اشتباهی کرده باشیم سند برای اشتباهات ما بیاورید تا ما ... در ضمن کسانی شیفته قدرتند که به خاطر یک صندلی باعث شدند عده ای جوان به خیابان بریزند و عمرشان و این سالهایی که باید تلاش کرد را در زندان بگذرونند و دل مادرانشان را خون کنند. آیت الله خامنه ای (دام ظله العالی): "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلوبهم مرض" یاد می شوند فقط در صدر اسلام نبودند در همه زمانها هستند از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آن ها را شناخت". در سوره بقره آمده: "و اذا قیل لهم لا تفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون * الا انهم المفسدون". و هنگامی که به آنان گفته می شود روی زمین فساد نکنید می گویند ما اصلاح طلبیم. بدانید که اینها همان فساد آفرینان هستند.

مـــــــــا با ولـــــــــــــایت زنـــــــــــده ایـــــــــــــــــم
تــــــــا زنـــــــــده ایـــــــــم رزمنــــــــده ایـــــــــــم

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیزم آیات و روایاتی که می فرمایید در باره انجمن حجتیه و افراط گری و خوارج و طالبان ایرانی و دیکتاتوری دینی، آیه ای روایتی نداریم؟؟ بله مشکل همین جاست که ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه در کار آمدند تا شیفتگان قدرت به خاطر یک صندلی و چهار سال تکیه زدن بر آن در عین بی لیاقتی! جوانان این مرز و بوم را بکشند و در زندان قوم لوط را بر سرشان بریزند و ... راستی در مورد سفر دکترتان به اجلاس سازمان ملل چیزی ننوشتید؟ حق هم دارید. این دفعه دیگر خیلی جالب بود. سخنرانی برای صندلیها!!! می دونم اولین جمله ای که می گید حتماً از کلمه تناقض استفاده می کنید. تکیه کلامتان شده دیگه. شما که اهل قیل و قال هستید و ارباب وعظ و منبر. این دو سه شب ماجرایی را شنیدم که در 20:30 نشان دادند. در مورد سازمان انتقال خون یزد و ماجرای خنده دار اهدای خون قربه الی ا... نمی دانم چرا یهو یاد راه آهن شیراز به اصفهان افتادم که نمی دونم چرا باید حتماً قبل از انتخابات حرکت می کرد و خبر افتتاحش اومد ولی هنوز خودش نیومده. خیلی جالب بود. یا عرضه سهام عدالت قبل از انتخابات به بندگان خدای شهرستانی به این امید که همیشه و هر ماه این بساط هست و عوام الناس سرشان گول مالانده شد!! از قضایای سیب زمینی خیراتی هم صحبت نمی کنم. من کارمندم. از اردیبهشت ماه قرار بوده نظام هماهنگ اجرا بشه و یک ماه هم اجرا شد (قبل از انتخابات) ولی دیگه خبری نشد!!! اینها همشون تناقض در سخنان من است. وای از این همه تناقض چه بگویم؟ این سطر بالا را از زبان شما گفتم خطاب به خودم دوست عزیزم. البته شما ظاهراً وضعتان خوب است. زیاد از اوضاع تورم تأثیر نگرفته اید.

"مهدی ابراهیمی"

سلام
بی صبرانه منتظریم. خرداد 88 را با خرداد 42 یکی فرض می کنیم تا ببینیم 15 سال دیگر چه انقلاب سبزی رخ خواهد داد!! البته به لحاظ فکتهای زمانی تفاوت هایی وجود دارد که می تواند این 15 سال را کمتر و کمتر کند. مثل وبلاگ و رایانامه و پیامک و ماهواره و راه سبز امید. اگر سبزها راه سبز امید باشند (رسا) و سبز راه امید باش (سراب) نباشند و اگر آرمانشان گنگ و مغلطه و کاریکاتور نباشد، 15 سال را در همین 4 سال خلاصه می توانند کرد. انقلاب 57 حاصل حدود 60 هزار شهید بود با جمعیتی حدود 35 میلیون. در نسبت خطی با امروز سبزها باید از 70 میلیون، لااقل 120 هزار کشته بدهند یا شهید از قول خودشان. مثل جندالله که آنها هم کشته های خود را شهید می نامند و آن هم با درجه رفیع و مثل حاج آبراهام خودمون. اینها با 10 الی 15 کشته که تعدادی رهگذر بیگناه نیز در بینشان بود به پشت بام پناه بردند. البته بعد از پخش جومونگ. البته به قول "1" ما منتظر انقلاب 57 آنها در سال 1403 خواهیم بود و اگر از امکانات قرن 21 استفاده درست کنند، در سال 1392 منتظر انقلابشان خواهیم ماند. دوستی در پست "مناظره وبلاگی 1" بنده گفته بود من هم در اغتشاشات بودم و موقع آتش زدن بانک دیدم اوضاع خطریه لذا شانه خالی کردم. "شانه خالی کردن" از هزینه دادن از جان و مال و آبرو علتهایی دارد. مهمترین علت "شانه خالی کردن" از انقلاب کردن نداشتن آرمان شفاف است. فتنه 88 را سپاه جمع نکرد؛ بلکه نیروی انتظامی و بسیج جمع کرد. سپاه دستش زیر چانه اش بود و از بالا تماشا می کرد. بسیج هم با تمام توان نیامد با 30 درصد توان آمد. سوال اینجاست که 2 میلیون سبز در تهران را چطور می توان کنترل کرد آن هم تنها با پلیس و 30 درصد بسیج؟ چرا که درصد بالایی از این قشر بورژواهایند. کسانی که خط قرمزشان دنیاست نه آخرت. اگر دنیایشان تهدید شود از همه چیز می گذرند چه رسد آرایشان به موسوی و خاتمی. صحبت از رابطه های دو نفری بود برای من سوالی مطرح شد که رابطه گذشته صانعی با شجریان چطور بوده؟ البته اگر "1" و "مارال" قائل به اصل "حال فعلی افراد" باشند یا نباشند این سوال چند وجهی خواهد شد. بالاخره مروه یک زن مصریست یا مسلمان محجبه؟ دکتر در همانجا پرسید چطور ممکن است چند دوربین به صورت کاملاً نمایان و پیوسته و بدون دلیل قبلی ندا را تحت نظر داشته باشند اما حتی یک صحنه اتفاقی از قاتلش که در دو قدمی او بوده را نگرفته باشند. البته من شرلوک هولمز نیستم اما این سوال سوال خوبیست. بالاخره سینکیانگ و الحوثی باید برای ما مهم باشند یا نه؟ آیا فقط الحوثی باید مهم باشد و مروه مهم نباشد؟ آیا فقط سینکیانگ مهم است و غزه و لبنان مهم نیست؟ جناب "1"! استراتژی سبزها بسیار پرتناقض است. شما منتظر 1392 یا 1403 نباشید. جنبش بی سر نه تنها به نهضت تبدیل نخواهد شد بلکه به مرور زمان توسط توده ها حذف خواهد شد. بالاخره نفهمیدیم سخنرانی صانعی در گرگان تکذیب شد یا اینکه در بند آخرش از استعاره و جناس و تشبیه مدد گرفته بود. و اینکه اگر این طور بوده تکلیف ما با مرجعی که عفت کلامش در سطح یک بازاری سیکله است چیست؟ سخنرانی 29 مردادش را هم نفهمیدیم رجانیوز ساخته بود یا خودش گفته بود. به هر حال شما که با قم در مراوده هستید سندی هم از اجماع علما در مورد جناب صانعی و مرجعیتشان به ویژه بعد از حوادث خرداد 42 ببخشید خرداد 88 ارائه دهید. البته احتمالاً میدان ژاله این بار در لرستان خواهد بود یا در آذربایجان چرا چون دکتر رهنورد عروس آذربایجان است و فرزند لرستان. شاید ساعت "دقیقا" 12 است را هم این بار نیز از بی بی سی بشنویم برای تظاهرات سبزها. البته اشکالی ندارد زیرا موسوی و رضا پهلوی به تقاطع مشترک رسیده اند؛ لذا در تقاطع مشترک اندکی هم مسیر خواهند شد. سبب اقوا از مباشر است. موسوی در فروردین 88 معتقد بود که "من به قانون ناقص هم پایبندم" یک بار هم گفت "قانون جسدش هم محترم است". لذا دوستان این قدر در میان روابط دو نفره زید و عمرو نمانند. مسبب تمام لطمات بعد از 22 خرداد شخص موسویست. البته او نیز لطمه اطرافیانش را خورد و حق دارد در دادگاه از مشاورانش شکایت کند. مهندس حق دارد از دکتر مومنی شکایت کند چرا؟ چون دکتر مومنی به عنوان مشاور ارشد او در روز جمعه 22 خرداد مصاحبه کرد و یک پیش بینی ساده انجام داد و بسیار عجیب و غریب. قبل از آن بگویم که در میان دوستان من از هر دو طرف هستند. از دوستان طرفدار سفت و سخت موسوی پرسیدم پیش بینی شما از آرای احمدی و موسوی چه بود؟ تمام آنها با هر نوع توزیعی که بین آن 4 نفر می کردند بدون استثنا رأی احمدی نژاد را بالای 10 میلیون انتظار داشتند. برخی پیش بینی دور دوم داشتند و برخی در مرحله اول موسوی را برنده می دانستند. اما همه با هم حداقل 10 میلیون رأی برای احمدی نژاد قائل بودند. جناب "1" بفرماید چرا شخصی در سطح دکتر مومنی در روز رأی گیری می گوید پیش بینی من این است که 35 میلیون شرکت می کنند 30 میلیون به موسوی رأی می دهند و 5 میلیون به احمدی نژاد+کروبی+رضایی؟ البته مومنی این حق شهروندی را دارد که مثلاً بگوید 100 میلیون به موسوی رأی می دهند و 1 میلیون به سه نفر دیگر؛ اما ایشان علاوه بر شخصیت حقیقی شخصیت حقوقی هم در مقام مشاور ارشد دارد. بفرمایید که شعار رآی سی میلیونی را چه کسانی باب کردند و آیا این شعار در کنفرانس 11 شب مهندس تأثیر داشت یا خیر؟ بفرمایید اعلام ابطال و صحنه آرایی و مهنسی آرا و شعبده بازی از مصادیق پایبندی به قانون ناقص هست یا خیر؟ آیا جسد قانون محترم است یا خیر؟ آیا اگر شورای نگهبان را قبول ندارند باید ما را به کشتن دهند؟ آنها نگهبان را قبول ندارند بنده باید در خیابان دست و پایم را از دست بدهم؟ سبب اقوا از مباشر است. سبب موسویست و مباشر مجریان خودی و غیر خودی کهریزک و کوی و ... هستند. لذا مباشر هم حتی می تواند در دادگاه از سبب شکایت کند؛ اگرچه محق هم نباشد. خیلی دنبال رابطه امام با موسوی و امثالهم نباشید. امثالهم امام را به موزه فرستاده بودند. امثالهم می گفتند تا در ایران خدا نمرده دموکراسی نخواهیم داشت و حالا سید سبزنما شده اند. امثالهم می گفتند در جامعه مدنی می شود بر علیه خدا هم قیام کرد. و حالا مرجع پرست شده اند آن هم از نوع منتظری و صانعی. راستی امام قصد پخش رادیویی نامه مربوط به منتظری را داشت اما نگذاشتند ایشان پذیرفت و گفت به خاطر فشار شما منصرف نشدم به خاطر این منصرف شدم که ترسیدم اگر پخش شود مردم بر سرش بریزند و او را تلف کنند و گفتند که او برای شما مشکل ساز خواهد شد. اینکه عده ای بخواهند با تمسک به امام راحل از امام حاضر تمرد کنند بحث دیگریست که اتفاقاً اصلاً بحث هم همینجاست و الا اگر جناب "1" و "مارال" و سایرینی که در وب بنده با هم آشنا شدیم تا سال 1403 هم موردی بگویند ما هم موردی می گوییم و پاسخ می دهیم؛ اما ما آرمان خود را با احمدی نژاد تطبیق نمی دهیم و نه با مشایی و کردان. تکلیف موسوی و خاتمی و روحانی و رفسنجانی و باهنر و صانعی و منتظری و ... نیز برایمان روشن است. امام ما امام خامنه ایست و مهاجمان نرم را در این میدان زمینگیر خواهیم کرد؛ البته نه با کاتیوشا که با زبان و قلم. آنها اگر مولوتف و قوطی بنزین به دست نگیرند و به سراغ بانک و اتوبوس و امنیت مردم نروند ما هم همچنان با قلم و زبان می جنگیم. اما اگر مسلح شوند خوب ما هم مسلح می شویم. البته نه با سپاه بلکه با بسیج آن هم نهایتاَ 30% بسیج. اگر گفته های ایشان آنقدر برایتان مهم است که حتی عتابشان را بر استعمال لفظ امام در نظر می گیرید کمی هم به عتابشان در مورد قانونشکنی و ابطالگری نگاه کنید. به خطبه 20 شهریورشان نگاه کنید. نمی دانم چرا من از این عتاب که شما گفتید بی خبرم لطفاً آگاهم کنید چرا در مراسمات نظامی و سردوشی گرفتنها به کسی پیرامون لفظ امام عتاب نمی شود؟ در نمازجمعه ها هم به این لفظ خوانده می شوند و باز هم عتاب نمی شود؟ البته از انسان حکیم همین انتظار می رود. راستش اگر شما از ایشان بپرسید که می توانم شما را "حجت الاسلام" خطاب کنم؟ ایشان خواهند گفت مرا آن هم خطاب نکن. پس شما باید مثل برادر کوچک خطابشان کنید؟

"دنیاییان بدانند در مقابل تمام دنیایشان خواهیم ایستاد اگر در مقابل اماممان بایستند"

مردان بی ادعای عصر ظهور کجایید؟ برخیزید. مگر حسرت یاد سرداران شهیدمان را همواره بر دل نداشتیم؟ خوب خداوند یک بار دیگر صحنه آزمون را برایمان آراست. پس برخیزید. کجایند نسل سوم و چهارمی هایی که همواره غبطه همسنگری با همت و باکری و متوسلیان و زین الدین و باقری را می خوردند؟ برخیزید. کسانی که چمران دلشان را آرزو بود کجایند؟ بابایی ها و خرازی ها کجایید؟ اتاق های جنگ را به پا کنید که فرماندهی کل قوا افسران جنگ را منصوب کرد. دزدان و قاتلان مدافع حقوق شهروندی شده اند. مدافع قانون شده اند. آیا روزی را که می گفتند از دین جز پوستینی نخواهد ماند فرا نرسیده؟ آن روزی که لباس دین را برعکس بر تن می کنند؟ روزه خواران و محاربان و فحاشان به نام دین روزه خواری و محاربه و فحاشی می کنند. امروز شیشه خر و شیشه خور و شیشه شکن مدعی نظام شده و صد البته که جایزه صلح نوبل هم یا دارند یا خواهند گرفت مثل کیسینجر و نتانیاهو. حرامیان و اهل شیشه چه آن شیشه چه این شیشه چه داخلی و چه خارجی بدانند که بسیار بیشتر از آنچه که می دانند شکننده هستند. از آنها جز دشمنی کردن توقعی نداریم. اما 40 میلیون ایرانی ایران دوست بدانند که به هر که رأی داده اند نزد خداوند مأجور خواهند بود. هر کسی به اندازه فهم خود تصمیم گرفت. هم آن فهم و هم آن تصمیم مقدسند. اگر نامزدی امانت دار نبود و از دارایی رأی مردم بر علیه مردم سوءاستفاده کرد خودش مقصر است نه رأی دهندگانش. هیچ کسی از رأی خود به قانونگریزان و ابطالگران نیازی به توبه ندارد. توبه برای قاتلان و قانونگریزان است اگر توفیق الهی نصیبشان شود. قاتلانی که با رمز بیانییه شهر را به آشوب کشیدند و زن و مرد را راهی قبرستان و بیمارستان کردند. قاتلانی که مدعی قانون بودند، اما همین که عرصه را باختند قانون را هم به بازی گرفتند. اهل شیشه بسیار شکننده تر از آنند که دانند چون:

1- با مبانی انقلاب اسلامی ناسازگارند.
2- از پشتیبانی بیگانگان مخالف اسلام، استقلال ایران و مسلمانان جهان برخوردارند.
3- رفتار و ظاهر کثیری از افراد آن حاکی از عدم تقید به شرع و ارزش های انقلابیست.
4- قصد معارضه با نظام قانونی و مردمی حاکم را دارند.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام راستش دیگه از بحث با شما لذت نمی برم. این یک واقعیت است. چون شما گوشهاتون را بستید و فقط دهانتون باز است. اگر این چنین نیست بگویید با دلیل کجاها حرف های منطقی ما را پذیرفتید. منظورت از این حرف چیه واضح توضیح دهید: "دوست عزیزم آیات و روایاتی که می فرمایید در باره انجمن حجتیه و افراط گری و خوارج و طالبان ایرانی و دیکتاتوری دینی. آیه ای روایتی نداریم"؟ منظورتون چیه؟؟؟ منظورتون همون کاتر کشیدن هاست؟؟ که بهزاد نبوی و امثال تاجزاده ها رأس کار بودند؟؟؟ دیکتاتوری دینی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ توضیح بدید. این حرفها که جوسازی بیش نیست. با مدرک حرفاتون را بزنید. البته مدرک منظورم مدرکه ها نه شایعه پراکنی های کروبی و امثال اون. یک چیز یادت می آد گفتی دکتر عکس خانم مصری را در آورد در جواب سوال ندا؟؟؟ برای صدمین بار می گم کسانی شیفته قدرتند که به خاطر یک صندلی باعث شدند عده ای جوان به خیابان بریزند و عمرشان و این سالهایی که باید تلاش کرد را در زندان بگذرونند و دل مادرانشان را خون کنند. شما که اینقدر نگران این مردمید و اینقدر سنگ این مردم را به سینه می زنید، لطف کنید بفرمایید قانون را برای چی گذاشتند؟ اصلاً من می خوام یک جور دیگه با شما صحبت کنم. شما هم لطف کنید جواب بدید. ما بد ما افتضاح، شما چرا با عده ای جوان اینکارو کردید؟؟ خواهش می کنم بگید ما و دوستان بفهمیم. شما چرا جوانهای بی گناه رو به خیابون کشیدید؟؟ در مورد سخنرانی دکتر و اتفاقات اخیر باید بگم به دلیل مشغله زیاد وقت نمی کنم زیاد بیام دوستان در جریانند کارهای بنده به چه صورتی است. حالا شما می خوای بذاری به هر حساب دیگه ما عادت کردیم به اراجیف سر هم کردن شما مثل قضیه بیرون آوردن عکس زن مصری که برگشتید گفتید دکتر جواب نداد. ولی بعد دیدیم دکتر جواب داد اونقدر جوابش منطقی بود که امثال شما گوشهاتون را گرفتید تا نشنوید. نوشتید: "سخنرانی برای صندلیها". خوب من جوابتو نمی دم چون خیلی پرتی. به همون 20:30نگاه کن ببین چه اتفاقی افتاد. البته در حرفهای بعدی نوشتید20:30 نگاه می کنید واسه همین نوشتم. در مورد تناقض که آیا تکیه کلام ما شده باید بگم بله. در مورد شما تکیه کلام ما شده. چون شما در هر کامنت صدتا تناقض دارید با سند برای دوستان مشخصه. نوشتید: "شما که اهل قیل و قال هستید و ارباب وعظ و منبر" باید بگم من خوشحالم شما در مورد من این فکر را می کنی. نوشته بودی: "در مورد سازمان انتقال خون یزد و ماجرای خنده دار اهدای خون قربه الی ا...". اولاً بگم این حرفتم تناقض داره. تو چطوری 20:30را دروغگو می دونی ولی نگاه هم می کنی؟ در کامنتهای قبلی نوشتی تلویزیون ما بر عکس اما حالا؟؟ من نمی دونم. در مورد انتقال خون و اون ماجرا اولاً بگم در هر دولتی افرادی پیدا می شن که بدند این یک چیز طبیعی است. مهم برخورد با خاطیان است که شب بعد برخورد را دیدید. می بینم که صحبتهای اولیتان را می زنید. چی شده مارال خانم؟؟؟ سیب زمینی رایگان قضیه اش را یا نمی دانید یا می دانید و مثل بقیه چیزها منکر می شید. نوشتید من کارمندم. خوب باید بگم کارمند عزیز فکر می کنم این دولت برای امثال شما که بد نشده. پس شما واقعاً بی انصافید. به قول خودتان سفسطه می کنید یعنی راهی به غیر این کار دیگه به ذهنتون نمی رسه. البته اکثرشون تیر در تاریکی است شاید یهو گرفت. تناقضات فکری شما با سند برای همه دوستان مشخصه و بروند نگاه کنند متوجه می شوند. پس بیخود سعی نکنید با این راهها کار خودتون را توجیه کنید. این روشها مال زمان انتخاباته تاریخ مصرفش گذشته. امام علی(علیه السلام) قهرمان دوران پر فتنه تأویل در این باره فرمود:
"به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت) به سر می برم و من هرگز بر روش خود تغییر نداده و بر سر پیمانم ایستاده ام"

جناب "مارال"

سلام
فرموده اید "اصلاً من می خوام یک جور دیگه با شما صحبت کنم شما هم لطف کنید جواب بدید. ما بد ما افتضاح شما چرا با عده ای جوان اینکارو کردید؟؟ خواهش می کنم بگید ما و دوستان بفهمیم شما چرا جوانهای بی گناه رو به خیابون کشیدید"؟؟ من می خواهم یه چیز از شما بپرسم واقعاً چرا این جوانها به خیابون ریختند تا شما عزیزان مهربان و مهرورز با چوب و چماق و اسلحه به سرشان بریزید و با باتوم و چاقو نوازششان کنید؟ اصلاً چرا این جوانان ناز و عزیز و دوست داشتنی باید با شما مهربانان مهرورز طرز فکرشان فرق کند؟ نمی دانم چرا شما رو عصبانی می کنند تا شما عربده کشی کنید و فحشهای چاله میدانی بدهید و بریزید در خانه مردم و شیشه ماشینها را خرد کنید و باتوم دستتان بگیرید؟ این جوانان باید خفه شوند تا شما راحت باشید. در اصل فقط نباید فکر کنند و اندیشه ای در مغزشان داشته باشند. بروند دنبال شیشه و کراکشان که فراوان و شکر خدا در دسترس است!!! من حسودیم می شود به این دلسوزیهای مهرورزانه شما و دلسوزیهای قشنگتان که من را یاد اشکهای رییس رژیم صهیونیستی در جریان حمله به غزه می اندازد!!!!!!! دوست عزیزم منظورم از آیات و روایات در مورد خوارج و ... همان کفن پوشان عزیز است که الان به لباس شخصی های محترم تغییر نام داده اند. هم شما می دانی چه کسانی هستند و هم من. طفره نروید. به بیراهه هم نروید. نشانی غلط هم ندهید. که اینها از آفتاب ظهر هم عیان تر هستند. سخنرانی برای صندلی های خالی. دقیقاً همین بود. اولین کسی هستید که منکر می شوید! در مورد 20:30 خوشبختانه ندیدم ولی شنیدم ماجرای خنده دار این افتضاح را. البته این مسئله خیلی عادی شده در این چندین ماهه. مثالهایش را هم که گفتم. از راه آهن و سهام عدالت وووو ... مشکل اینجاست که وقتی می بینند با تقلب و دروغ می شود همه کار کرد و کسی هم جلویشان را نمی گیرد پس چرا راه راست بروند؟؟؟ بله من خیلی بی انصافم که حقم را نمی توانم بگیرم؟ یعنی نمی دهند. الان هم اگر حرفی بزنیم حتماً می شویم اغتشاشگر! گفتم شما ماشالا وضعتان خوبه مشکل مالی هم ندارید از خزانه غیب می رسد!! ما قبل از انتخابات و بعدش مشکل مالی داشتیم و داریم. به جان عزیزت تناقضات نیست عین واقعیته. این مسائل حقوق و بی پولی. مطمئن هستم مولا علی در مورد خوارج و متحجران حرفهای زیادی گفته اند. مراجعه کنید با وضع شما بسیار مفید است. در مورد صحبتهایت در مورد 30% بسیج و عدم حضور سپاه در این مسایل اخیر حرفهایتان را جدی نگرفتم. مطمئنم شوخی می فرمایید!! فرموده بودید: "اینها با 10 الی 15 کشته که تعدادی رهگذر بیگناه نیز در بینشان بود به پشت بام پناه بردند البته بعد از پخش جومونگ". بله دوست عزیز مشکل اینجاست که در زمان شاه و انقلاب، کهریزکی وجود نداشت و همه می دانستند که حداکثر کشته می شوند و مشکلی دیگر از قوم لوط بر سرشان نمی آمد و ماموران رژیم شاه آنقدر هم که فکر می کنید وحشی و عصبی نبودند!! صد البته در روز قدس با اینکه بیش از سه ماه هرچه توانستید کردید با خشونت هرچه تمامتر با قساوت و بدون گذشت ... اما جوابتان را گرفتید از همین به قول شما بورژواها و ترسوها و بعد هم در دانشگاهها و چه عجب است از این نترسیدن شما که به یک حرف اجتماع هزاران نیروی تا دندان مسلح را در خیابانها مستقر می کنید حتماً به سبب این که ما خدای ناکرده از ترس سکته نکنیم!!!!!!! و دیدیم و می بینیم چه کسانی حتی از چند نفر در پشت بام و ا... اکبرگویان می ترسند و با موتورهایشان رژه می روند. بس است دوست عزیز در عین حال شما می توانید یکی دیگر از آن دوربینهایی غیر از همین موبایل که فیلم ندا را گرفته برای من بیاوری؟ حتماً فقط شما دیده ای و دکترتان؟ بی صبرانه منتظرم فقط یک ثانیه از این فیلم را به ما هم نشان بدهید از یکی از این دوربینها؟؟؟؟ این که شما کشته شدن مروه را بزرگنمایی کردید که کشته شدن ندا و دیگران را بپوشانید که هیچ؛ ولی مشکل اینجاست که اینها را شما کشتید و ایشون را یک فرد دایم الخمر مست!! و شباهتشان نه در کشته ها بلکه در قاتلان است. در مورد اینکه با قلم با ما می جنگید نمی دانم چه بگویم شاید من اشتباهاً دیده ام. این قلمهایی که شما دستتان می گیرید، ما بهشان می گوییم باتوم و سر و صورت ما را هم با صفحه سفید دفتر اشتباه گرفته اید. دوست عزیز اعتراضات بعد از انتخابات همیشه آرام بود تا زمانی که دوستان شما مردم را مورد هجوم قرار می دادند البته نه با قلم بلکه با باتوم و چاقو و قداره و اسلحه! در مورد نجوای آخرت هم در مورد قاتلان و فتنه گران و متقلبان و کودتاچیان و دروغگویان و چماق به دستان و شیشه ماشین شکنان و لاتهای عربده کش و قداره بندهای چاقوکش. با شما هم عقیده هستم.

"مهدی ابراهیمی"

سلام
30درصد بسیج شوخی نبود. منتها شما بر اساس حقوق شهروندی (البته نه از نوع خاتمی که برخی از شهروندان را ولگرد خطاب می کرد) می توانید شوخی فرض کنید. من برای مشاعره یا مناظره درباره موارد و جزییات با دوستان وقت ندارم اگرچه اگر دوستان تمایل داشته باشند تا سال 1403 نیز با هم مشاعره مورد به مورد خواهیم کرد. حرف ما اینست: سبب اقوا از مباشر است. ما منتظر سال 1403 می مانیم تا دوستان انقلاب کنند و گروهی معترض در دولت و حکومت آنها بانک و اتوبوس را آتش بزنند تا ببینیم چطور از باتومهایشان استفاده خواهند کرد. هیچ کسی محارب و معارض را نوازش نمی کند مگر حمقا. حتی خاتمی 16 آذر 1385 نیز با معارضانش تنشزدایی نکرد بلکه بایکوت کرد. ما محارب را سرکوب می کنیم چه محارب مسلح با کلت و کلاش چه محارب مسلح با پیت بنزین و مولوتف. البته نه با سپاه بلکه با پلیس و بسیج آن هم نه تمام بسیج بلکه 30 درصد بسیج و البته شهید هم می دهیم 12 نفر شهید دادیم مثل شهید کبیری میلیونها نفر دیگر نیز شهید خواهیم داد و البته اگر سری دوم جومونگ هم پخش شود آرمانهایمان را معطل تماشای جومونگ نمی کنیم در همان زمانی که جومونگ 2 پخش می شود در تمام میادین جنگ نرم و سخت می جنگیم.
سبز راه امید نباشید

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیز فکر نمی کنم تا سال 1403 بخواهی منتظر بمانی. تفکری که در نهاد شما وجود دارد زودتر از این سالها پوسیده و از هم تنیده خواهد شد. در دنیایی که لحظه لحظه اش ضبط می شود و در دل تاریخ می ماند دیگر دروغگویی و فرافکنی و کی بود؟ کی بود؟ من نبودم جایی ندارد. دیگر دادگاههای فرمایشی و اعترافات جلوی دوربین در این زمانه کارساز نیست و خریداری جز ذهنهای مانده در سالهای بی خبری ندارد. دوست عزیزم دنیا رو به جلو حرکت می کند و مردم در دورترین نقاط به اطلاعات روز دسترسی دارند و همه چیز را می بینند و می فهمند. خودتان را گول نزنید برادر عزیزم. گذشت روزهایی که یک طرفه می گفتید و یک طرفه می بافتید و ما فقط مستمع بودیم و دیگر هیچ. این روزها ایام آگاهی است. بحث 30% و یک درصد نیست. بحث این است که با 100% هم دیگر نمی توانید آب رفته را به جوی بازگردانید. شما بگویید محارب و مفسد فی الارض!!!! این را نگویید چه بگویید که گوشهایمان آشناست با این کلامهای بی محبت شما.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
سبب اقوا از مباشر است
کلام محبت آمیز با محارب را بلد نیستیم. گمان نمی کنیم کس دیگری هم بلد باشد. اگر دوستان فلسفه برخورد محبت آمیز با مخلان امنیت جامعه اسلامی را می دانند آموزش دهند تا بهره مند شویم. بگویند چطور با پیت بنزین به دستی که بانکها را به آتش می کشد محبت کنیم تا محبت کنیم.
سبب اقوا از مباشر است
خدای ما همان خدای 57 و طبس و شلمچه و اروند است و با محاربان و معارضان بی منطق و ساختارشکن و قانونگریز تا هر جایی که پیش بیایند پیش می آییم. اگر بنویسند می نوسیم بگویند می گوییم کتاب بنویسند می نویسیم وب بزنند می زنیم مناظره بگذارند می گذاریم مسلح بشوند می شویم. تا کی؟ تا هر وقت که زنده باشیم. چه 1392 چه 1403 (زمان به ثمر نشستن انقلاب سبز البته از نظر برخی دوستان. چون دوستان معتقدند اعتراضات اخیر اقلیت در خیابان مثل اعتراضات سال 1342 است و ازآنجا که 15 سال بعد از 42 انقلاب پیروز شد آنها هم می توانند 15 سال بعد از 1388 به پیروزی برسند) چه 1414 و چه هر زمان دیگر.
سبب اقوا از مباشر است
سبز راه امید نباشید
سبب اقوا از مباشر است
امروز می خواهند جای شاکی و متهم را عوض کنند. بر خلاف تمام اصول قانونی و اخلاقی شریک دزد می شوند و بعد خود را رفیق قافله می نامند. امروز می خواهند 40 میلیون ایرانی را کودتاچی بخوانند و از سوزاندن زباله دان ها اهرم فشار بسازند. شاکی دکتر مروه الشربینی است نه الکس دبلیو. شاکی ملت ایران و نداست نه ابطالچیان قانون گریز. امروز خودشان کف و سوت حضار را می خورند و عده ای دیگر را میهمان چوب و مشت و سیلی می کنند. شاکی ما جوانانیم که باید بار آنها را بکشیم ولی فرزندان خودشان در اروپا و امریکا اوقات فراغت بگذرانند. در کلاس ها و نطق هایشان دم از جدایی دین و سیاست می زنند و در قمار خویش به رنگ سبز با نام علوی متوسل می شوند. گویا ما از GREEN PARTY بی خبریم. در کلاس درس دم از خشونت طلبی امام علی و امام حسین سلام الله علیهما می زنند و در قمار خویش برای خود مظلومیت علوی و حسینی قائلند. بعید نیست که زندانیان قانون گریز خود را به زندانی دستگاه هارون نیز تشبیه کنند. برای آنها کلاس درس و کلاس عمل دوتاست. دم خروس و قسم حضرت عباس عجب وجه تمثیله ای پیدا کرده این روزها! دم از سینکیانگ می زنند اما یادشان رفته که می گفتند ما تا بدبخت و بیچاره داریم با فلسطین و لبنان چه کار داریم. شما کاسه داغ تر از آش نباشید. مملکت امام دارد. به قول خودتان "نظام" تصمیم می گیرد. شما اگر هستید با GREEN PARTY خود کمی قانون بخوانید. در دلشان می گویند اگر به چین چیزی بگوییم او هم ما را محور شرارت می کند ولی در زبانشان حرف دیگری است. محور شرارت. چه ترکیب آشنایی!
سبب اقوا از مباشر است
سبز راه امید نباشید

جناب "مارال"

سلام
این که محارب کیست و شما قاضی می شوید و هر که بر خلاف امیال شما بود او را محارب می نامید جای بحث دارد که شما (منظورم شخص شما نیست) در جایی هستید که بتوانید حکم دهید به محارب بودن و دوست و دشمن بودن و دوماً اینکه جایگاه تان کجاست و حکم این را چه کسی می تواند برای احقاق حق و حقوق عده ای از همین ملت که من و شما عضوش هستیم صادر کند؟ اینطور باشد مقاومت فلسطین و لبنان هم حکم محاربه دارد به سبب معارضه با دولت یهود!! شما هر که در مسیرتان نباشد و شک کند به حالات شما و راهتان مفسد و محارب می دانید و حکم محارب هم که انشاالله قتل است؟؟ در آموزه هایتان که متأسفانه رگ و ریشه شدید افراط گرایی حتی در سخنان به ظاهر مسالمت آمیز شما در حد اعلی به چشم می خورد و بوی خون می دهد. آیا سخنی از عقلانیت و مردم سالاری و حق انتخاب و ... وجود ندارد؟ آیا شما در جریانات اخیر هیچوقت دیدید که مردم ابتدا و در بدو امر شروع به آتش زدن جایی بکنند؟ آیا در مقابل هجوم و حمله بی تدبیر و ناجوانمردانه به اعتراضشان دست به این کار آن هم به طور محدود نکردند؟ گیریم که این کار را کردند می شوند محارب؟ می شوند واجب القتل؟ دوست عزیزم تمامی مشکلات ما با شما بر سر همین افراطی گری و عدم پایبندی به هیچ یک از مسایل از سوی شما شکل می گیرد. کسی از شما نخواست رحیم و رحمان باشید و لطفی در حق کسی بکنید. اما انتظارمان از مدعیان اسلام ناب محمدی خیلی بیشتر از اشغالگران قدس و سربازان بی دین و ایمان آنهاست.

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
از نظر یهود حماس و حزب الله محاربند (البته این واژه برای آنها بار معنایی مد نظر ما را ندارد اما از جهاتی همان تعبیر را دارد) و از نظر حماس و حزب الله صهیونها محاربند. از نظر حکومت ایران پیت بنزین و کلت و کلاش و چماق به دستان محاربند و از نظر آنها حکومت ایران محارب است. این امر بدیهیست که این طرفین ها باید با هم بجنگند. من نمی دانم چطور ممکن است که دو طرف از هر رنگ و جناحی قصد جنگ سخت رسمی با هم داشته باشند و شما توقع داشته باشید که صحبتی از خون نشود.
سبب اقوا از مباشر است.
من هیچ وقت در نظرات و مطالبم کسانی چون شما را که قصد محاربه یا معارضه ساختارشکنانه ندارند را مخاطب قرار نداده ام و نخواهم داد. با توجه به نظرات شما و نظراتی که در وب حقیر نوشته اید بنده فارغ از مسائل سیاسی و حزبی خودم را با شما در اصول هم مسیر می بینم. خودم را با شما در اعتراض به فجایع کوی و کهریزک و بی عدالتی ها همسان می بینم. دغدغه شما دغدغه همه ماست. اما هرگز نمی پذیرم که عده ای در کمال بی شرمی و بی تدبیری نظام را طوری در سطح داخلی و خارجی به زیر بکشند و یا حتی لطمه ای وارد کنند که دشمنان خبیث ما شاد شوند که دشمنان خبیث ما با آنها به تقاطع مشترک برسند که پیشنهادات دشمنان خبیث ما توسط آنها اجرایی شود که دشمنان خبیث ما نام آنها را به نیکی بر زبان آورند. دوست عزیز وسط دعوا حلوا پخش نمی کنند. اعتراض بنده و شما به کسانیست که کودکانه بر خلاف قانون و اخلاق حکم ابطال دادند شهر را به آشوب کشیدند و زمینه دعوا را فراهم کردند. نمی دانم اگر شما طبق گفته خودتان قصد مخالفت با رهبری را ندارید آیا بر نظریه اصلاحات خون می خواهد قائلید یا خیر. اگر شما موافقید با اینکه حرکت اصلاحات برای خارج شدن از بن بستی که در 6 سال اخیر با آن مواجه شده نیاز به خون مردم دارد تا تداوم یابد؟ بفرمایید تا در آن پارادایم با هم بحث کنیم و الا فریاد بنده و شما بر سر سران بی تدبیر این حرکت انحرافیست که مسبب لطمات فراوانی بر حیثیت نظام شدند از کروبی تا موسوی تا صانعی. شما نگران مرجعیت صانعی هستید یا خیر؟ نه به خاطر شخص حقیقی او بلکه به خاطر شأن مرجعیت شیعه. آیا به کار بردن چنان الفاظی از او در گرگان باعث خون به دل شدن شیعه نمی تواند باشد؟ البته شیعه از اینها زیاد داشته اما ضربه خود را در هر صورت وارد می کنند. چرا نمی پذیرید که در شهر به آشوب کشیده شده هر اتفاق پیش بینی نشده ای رخ می دهد. چرا نمی پذیرید که حتی قورباغه ها هم در آشوب محارب می شوند چه راستی چه چپی چه نیروهای نظامی چه غیر نظامی. نیازی به قضاوت بنده ندارد که صلاحیت جایگاهش را داشته باشم یا نه. هر منصفی می داند که کسی که بانک را آتش بزند محارب است طبق قانون. همان قانونی که مهندس به جسدش هم احترام می گذارد البته در حرف. هر کسی که مردم را از اتوبوس پیاده کند و اتوبوس را به آتش بکشد محارب است. طبق قانون. همان قانونی که مهندس می گفت به ناقصش هم پایبندم البته در حرف. اگر نام اینها محارب نیست صریحاً بفرمایید چیست تا بحث کنیم. اگر قصد ما تکرار مکررات است خوب من هم تا دوستان بخواهند وقت اضافی دارم اگر پاسخ هفشده کامنتی که دادم را نگیرم خوب دوباره همه آنها را کپی پیست می کنم. مسبب موسوی و کروبی و مشاوران پشت پرده آنها هستند. حتی در حالت انتزاعی مجرمان کوی و کهریزک نیز می توانند به سند سبب اقوا از مباشر است از آنها شکایت کنند.
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

دوست عزیزم سلام
گفتم به بن بست رسیدی و می دونم که خودت هم فهمیدی از چیزهایی دفاع کردی که ارزشش رو نداشت. نمی دونم شما چرا عاشق کسی هستید که فقط هوار می کشد و عربده می کشد ؟ ما چهار سال نظاره گر بودیم و چهار سال دیگر هم نظاره گر هستیم تا اسامی مفسدان اقتصادی و دانه درشتها و خائنین اعلام شود!!! قبول کن بعضی حرفهای این بنده خدا برای پر کردن وقت شریف من و شما و ایجاد جو مثبت به نفع ایشان و پوشاندن کاستی ها و کمبودهای شدید در دولت و دولتمردان ایشان به کار می رود. حتی سفر به سازمان ملل و زدن حرفهای تکراری که حتی نماینده لبنان هم حاضر به شنیدن آن نشد در راستای استراتژی استتار مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی و فرهنگی صورت گرفت. متأسفم بگویم با تیم کارشناسی اقتصادی ایشان به سوی کشور ماتم زده و فقیری پیش می رویم که فرار از آن و درست کردن خرابیهای ایشان سالها زمان می برد. بهای برق مصرفی به صورت آزاد محاسبه خواهد شد (خدا به داد ما برسد شما که وضعتان خوب است) این خبر را حتماً شنیدید؟ نمی دانم دولت و یارانه و درآمدهای هنگفت نفتی صرف چه می شود؟ صرف سفرهای گله ای به نیویورک؟ صرف دادن وام به بولیوی و افغانستان؟ امروز هم که خبر شهادت جمعی از فرماندهان سپاه را شنیدید؟ این است وضعیت امنیتی مملکت! بس است لطفاً چشم و گوش بسته مثل آدم آهنی فقط طرفداری صرف و بی منطق از این وضع نابسامان و اسفناک نکنید. کمی فکر و تعقل هم بد نیست.

جناب "گلبرگ مغرور"

حرفهات دیگه رنگی نداره عزیز. منم براستی برای شما با این همه تناقض حرفی ندارم چون شما با اینهمه تناقض باز هم اصرار داری بگی من درست می گم. قبلاً هم گفتم قضاوت با دوستان.

جناب "مارال"

سلام
دوست عزیزم حرفهای من برای شما که اصلاً درک و فهم صحبتهایی را که کردم ندارید، قطعاً رنگی ندارد. شما خدا و تمام هستی آتان شده یک امضا و یک عکس خندان!! کعبه آمالتان هم همین عکس است و هیاهوی صاحبش! رهبری هم برایتان شده مثل قرآن سر طاقچه! هر وقت خواستید از آن استفاده می کنید. پشت سر رهبری قایم می شوید و حرفهای عصر حجریتان را به اسم ایشان می زنید. مردی از جنس مردم؟!! متأسفانه خیال می کردم منطق و شعور حداقل در شما وجود دارد ولی خیالی بیهوده بود که شما همان آدم آهنی (جسارتاً با عرض پوزش از همه آدم آهنی های دارای حداقل شعور) هم نیستید. چون اصولاً مغزتان کارآیی و توان درک گفته های ما را ندارد. تلاش بیهوده ای است که بتوان از سر انصاف و عقل با شما بحث کرد چون توانایی بحث ندارید و با حرفهای بی منطق و غیر اصولی و لاطائلات تراوش مغزتان فقط شلوغ بازی در می آورید. خیلی برایم جالب است شما که فقط بلدید بگویید تناقض و تناقض. یک کلام از تناقض حرفهای این نظر آخر من را بگویید. فکر می کنم حتی نخوانده اید که چه گفته ام. البته و صد البته از شما و طیف همگن شما انتظار بحث و منطق مثل رویش گل در شوره زارهای کویر است. این همان خشک مغزی و تحجر و ارتجاعی است که تا خرخره در آن فرو رفته اید و همان نقطه تقابل ما با شماست. شما و همفکرانتان باید هم طرفدار این بابا باشید که اگر نباشید جای شگفتی و تعجب دارد. به کوری چشم دشمنان مردم ایران زمین این وطن همیشه سبز خواهد ماند.
سبز باشید.

جناب "گلبرگ مغرور"

ممنون عزیز من.
متشکرم به خاطر اینکه به راحتی ادب مرد به ز دولت اوست را به نمایش گذاشتید. دوستان واقف به نظرات شما هستند و اینکه منطق شما به همان بس است که جواب سوالات منو دادید. آمال و آرزو یه کی باشد بهتر از این است که حرفهایی بزنیم که درست با حرف دشمنان یکی است. کارهایی بکنیم بدتر از دشمن باز هم بگم؟؟؟؟؟ شما به همان سبز خوش باش. شعور نداشتن من را هم به با ادبی خودتان ببخشید.

جناب "مارال"

سلام
شیوه و رویه طیف شما همیشه این بوده که وقتی نمی توانید جواب قانع کننده ای بدهید به هیاهو و جو سازی و چماق روی می آورید. حذف صورت مسئله بهترین راه جواب دادن همفکران شماست. بارها و بارها دیده ایم که جواب حرف ها را با تعارض فیزیکی و ضرب و جرح و شیشه شکستن و ... داده اید. دوست عزیزم ما برای بحث و گفتگو اینجاییم اگر نه سر ما برای چماقهای شما در کوچه و خیابان آماده است و تن و بدنمان هم آماده کتک خوردن و فحش خوردن و فحش شنیدن! اگر اینجا هم به مانند خیابان و رویارویی در شهر می خواهید یکه بزن و ضارب باشید و پیر و جوان و زن و کودک را مورد باتوم ورزی قرار بدهید که هیچ! ولی اگر آمده اید بحث کنید باید آماده باشید طرف مقابلتان قانع نشود و بر سر حرف خود باشد. شما تحمل نداشتید که کسی مقابلتان بایستد و حرفهایتان را نقد کند و شبهه ای بر حرفهایتان بیاورد. متأسفم که تحمل نداشتید و جوابهایم را نگرفتم حتی اگر صدبار بر آن تکیه کنم و بعضی اوقات هم اقناع شدم که اصراری بر ادامه ندادم. شما انتظار دارید همه حرفهایتان را قبول کنند مثل وحی منزل! نه دوست من! خداوند به ما و شما عقل و شعور داده برای حرف زدن و حرف شنیدن. تحمل داشته باشید و داشته باشم که حرفهایمان را بزنیم و گوش کنید که اگر همفکر بودیم و هم رأی که احتیاجی به این بساط و بحث و جدل نبود. مطمئن باش من با جواب ندادن شما جا خالی نمی دهم. حرفم را می زنم. چه عقیده دارم حرف و سخن و همفکری اگر وجود داشته باشد ریشه دموکراسی و مردمسالاری است و درگیری و بگیر و ببند و آتش زدن و تخریب را کنار می گذارد. چه از سمت شما چه از سمت ما. انتقاد را بپذیرید حتی اگر تلخ باشد. حتی اگر حرفهای من برایتان خوشایند نیست. گوش کنید. شما به گونه ای طرفداری میکنید که هیچ نکته منفی در این دولت و مملکت نیست. این یعنی کورکورانه طرفداری کردن و هیچ گره ای را باز نمی کند. واقع گرا باشید. درضمن سلام کردن فراموش نشود مومن خدا.

جناب "گلبرگ مغرور"

به نام خدا
سلام
باور کن من نمی دونم این اعتماد به نفس کاذب از کجا پیدا کردی؟ همونطوری که بهت گفتم دوستان شاهدند به نظرات و منطق شما. من با کسانی بحث می کنم که وقتی یک موضوع را توضیح می دی اونم با منطق قبول کنند نه اینکه در موردش حرفی نزنند و تا سوژه کم می آرند دوباره برند سراغ همون مسائل تکراری. من طرفداری کورکورانه نکردم. خدا را شاکرم که نظرات برای همه قابل رویته و این خیلی جالبه که شخصی چون شما این حرف را می زند. کورکورانه و تعصبی برخورد کردن ماله همون نظری است که جواب سوالات بنده را دادید مارال خانم.

جناب "مارال"

سلام
شما انتظارت اینه که مثل یه معلم بنشینی و ماهم یه چیزی بگیم بعد شما ما را توجیه کنید و ماهم بگوییم چشم و قبول کنیم و برویم سر مسئله بعد!! نه اینطور نیست چون شما فقط صرفاً طرفداری متعصبانه و کورکورانه می کنید و من ندیدم حتی در مسائل خیلی بدیهی و آشکار هم شما از این تعصب دست بردارید. مثلاً در مسئله مشائی و ... که همه قبول کردند اشتباه بوده شما سعی داشتید توجیه و لاپوشانی کنید. و اصرار و پافشاری متعصبانه بر این موضوعات که نمی توانست کسی را قانع کند و شما انتظار داشتی که من قانع شوم. دقت کنید به نوشته هایتان. همه اش مدیحه سرایی از دکتر و کارهایشان و حتی قبله اتان هم شده امضای ایشون و عکسهای خندان و غیر خندانشان. کوبیدن طرف مقابل به هر وسیله و هر طریق ممکن جزو لاینفک سایتهایی است که به هر طریق غیر اخلاقی و چندش آور می خواهند عقده باز کنند. می خواهید نمونه سایتهایش را برایتان ردیف کنم؟ دلم از این می سوزد که بیشتر این سایتها از اسلام و رهبری و ... دم می زنند و اسم بچه حزب الهی هم روی خود می گذارند. دوست من این اعتماد به نفسی که می گویید و واقعاً هم خارق العاده است را می توانید در خودتان به وضوح ببینید. در جریان روز قدس یادتان است گفتید سبزها تعدادشان خیلی کم بود؟ و جمعیت طرفدار خودتان را اقیانوس! بیکران نامیدید؟ همه جا حتی از روزنامه ایران و کیهان هم سبقت گرفتید. این است اعتماد به نفس! اظهارات صفار هرندی از طرف کسی صورت می گیرد که توسط دکتر شما استعفا داده شد! اون هم برای مسئله مشایی. این را که حتما یادتان می آید؟ در ضمن در انتخابات سال 76 اصولگرایان خودشان هم می دانستند که تقلب و خدعه ای زده نشد در رآی ملت. اما در این انتخابات ابر و باد و مه و ... همه در کار بودند تا به زور یکی را قالب ملت بکنند!!! در این چند ساله قیمت نفت به مراتب بیشتر از قیمت نفت در سالهای بعد از انقلاب بوده است. می توانید به من بگویید چه اقدامات چشم گیری در دوره ایشان انجام شده و چقدر وضعیت اقتصادی ما بهتر شده است؟ چقدر قدرت خرید ما افزایش پیدا کرده؟ چه تحول مثبتی در بازار سرمایه و بازار مصرف ما به وجود آمده است؟ مشتاقانه منتظر جوابهایتان هستم.
یا علی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
با توجه به حضور برخی دوستان از زمان عزل آقای منتظری تا امروز برخی از کامنتهای گذشته را تکرار می نماییم. {در اینجا کامنتهای قبلی مهدی ابراهیمی (خودم) تکرار شد}

جناب "مارال"

سلام
جمعه اول مهرماه هزارو سیصد و هشتاد و هشت. دیروز به قصد کشت به کروبی در نمایشگاه مطبوعات! دولت مهرورزی حمله شد و اگر مردم و محافظان نبودند معلوم نبود چه بر سر این مومن خدا می آمد. متأسفانه حمله از طرف جناح به ظاهر قدرتمند و پیروز!! به وجود آمد و عقده های چند ماهه اشان در چاقو ها و چماقهایشان ظهور کرد. این است وضعیت مطبوعات آزاد در دولت کودتا! که چاقوکشان و چماق به دستها که سالها چماقداری و چاقوکشی می کردند و لاتهای چاله میدان و عربده کشهای قدیم شده اند نویسنده هزلیات و راهکارهای مطبوعاتی و شانتاژهای تبلیغی. ولی ترک عادت نتوانستند بکنند چون این برادران ارزشی فقط ماسک دروغین و تقلبی نویسندگی و مطبوعاتی بودن را برچهره دارند و الا همان شعبان بی مخ ها و اراذل و اوباش چماقدارش هستند. فقط به حذف فیزیکی فکر می کنند. وقتی مغزها از کار می افتند و مخ از بین می رود، دستها و چماقها برای حذف بکار می روند. غیر از این چه کار بلد هستید؟ این است آزادترین مملکت دنیا!!!!

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
ما غیر از چماق کشی علیه چماق کشان و اسلحه کشی علیه اسلحه کشان این را هم بلد هستیم که بگوییم و بگوییم و بنویسیم و بنویسیم تا از سنگ جواب خیزد اما از رفرمیستهای روشنفکرزده متوهم جوابی نخیزد. دوستانی که در طی چندین سال نقد می کردند که اگر هاشمی و خاتمی و دار و دسته آنها مورد دار هستند چرا رهبری با یک نامه و عتاب رسمی آنها را از مراکز قدرتشان خلع نمی کند امروز پاسخ خود را یافته اند. این تدبیر امام ما بود که امروز مردم هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و دار و دسته آنها را خانه نشین کردند. برای سران اصلاحات چه ذلتی بالاتر از این که کسی مثل باهنر بگوید:
"ضرب و شتم سران اصلاحات را نمی پسندیم" چه ذلتی بالاتر از این که کار سران اصلاحات به ضرب و شتم برسد تا باهنر آن را نپسندد. خبری از هاشمی هم دیگر نیست. به قول لاریجانی آخرین سناریوی رفرمیستها احتمالاً به ترور فیزیکی ختم خواهد شد. مثل منافقین لذا پیشاپیش به تروریستهای احتمالی رفرمیست می گوییم که برادر تفنگت را زمین بگذار ...
سبز باشید و سرفراز
کسانی که در برابر هفشده کامنت روشنفکرانه و منطقی جوابی ندارند و کسانی که به سند حقوقی و عقلی "سبب اقوا از مباشر است" پاسخی ندارند از 2 حال خارج نیست:

1- یا سطح سوادشان نسبت به مسائل مطروحه پایین است که ما نباید از ایشان انتظار داشته باشیم این مفاهیم تئوری را درک کنند چه رسد به اینکه منطقی پاسخ بدهند.

2- یا اینکه با ژورنالیستهایی حرفه ای طرف هستیم که بر مبنای مفاهیم مارکسیستی فکر می کنند و هر چه از عقل و منطق بگویی چون به ضررشان تمام می شود بدون اینکه وارد اصل بحث شوند و پاسخگو باشند توجه مخاطب را به حاشیه هایی جلب می کنند تا در فضای غبارآلود شده راحت تر از پاسخگویی بگریزند.

در واقع فضا را غبارآلود کردن یعنی اینکه شهر را به آشوب بکشی و در شهر آشوب زده قورباغه هم هفتیر می کشد چه رسد به کروبی تا چه رسد به محافظان کروبی.

جناب "مارال"

سلام مومن خدا
فرموده بودید: "برای سران اصلاحات چه ذلتی بالاتر از این که کسی مثل باهنر بگوید: ضرب و شتم سران اصلاحات را نمی پسندیم". گفتم که جایی که مغز کار نمی کند ضرب وشتم و تعرض و کارهایی امثال این به میان می آد. متأسفانه نمونه هایش را فراوان دیده ایم و خواهیم دید. برو بچه های همفکر شما ماشالا فکرشان در چماقها و باتوم هایشان نهفته است و بیشتر در این موارد تفکر!! می کنند. این برای آنان ذلت نیست برای دوستان شما لذت است. لذت بالاتر از چماق بر سر یک محارب کوفتن یا با باتوم بر صورت یک مارکسیست!! (این را امروز از خودتان شنیدم) کوبیدن؟ لذتش فوق تصور است. زدن کروبی و هتک حرمت ایشان که نگو و نپرس! ثواب هم دارد. چون دوستان ارزشی ما مهرورز هستند و مثال آیه شریفه رحما بینکم! دوستان اگر اینقدر که از بازوها و دستهای مبارکشان برای زدن خلق خدا و عوام استفاده می کردند به جایش از مخ و تفکرشان سود می بردند اینجا گلستان بود. اعصاب دوستان خیلی خراب است که فقط با زدن و تعرض و ضرب و شتم آرام می شوند. دوست عزیز اینجا الان حکم زمین غصبی را برای من داره. چون راضی نیستی من اینجا باشم و حرف بزنم. اگر راضی نیستید برویم جل و پلاسمان را جمع کنیم شما راحت باشید.
یاعلی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
مشت نمونه خروار است. ما تنها در همین پست تعدادی کامنت به اصطلاح روشنفکرمآبانه زدیم اما دوستان هیچ پاسخی برای آنها ندارند اینکه فقط یک وب نوسی سادست. حال تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. لذا طبق همان دو حالت فوق الذکر در آخرین کامنت اینجانب از دو صورت خارج نیست:
یا
سطح سوادشان نسبت به مسائل مطروحه پایین است که ما نباید از ایشان انتظار داشته باشیم این مفاهیم انتزاعی و کلامی را درک کنند چه رسد به اینکه منطقی پاسخ بدهند.
یا
اینکه با ژورنالیستهایی حرفه ای طرف هستیم که بر مبنای مفاهیم مارکسیستی فکر می کنند و هر چه از عقل و منطق بگویی چون به ضررشان تمام می شود بدون اینکه وارد اصل بحث شوند و پاسخگو باشند توجه مخاطب را به حاشیه هایی جلب می کنند تا در فضای غبارآلود شده راحت تر از پاسخگویی بگریزند.
و به یکی از دو دلیل فوق و به بهانه وبلاگ غصبی و غیره می خواهند بدون پاسخگویی عرصه را رها کنند و گفته اند از قدیم که: چه پاسخی راحت تر از پاک کردن صورت مسئله.
"نحن ابنا الدلیل"
برای ما دلیل بیاورید و در مقابل دلایل ما استدلال کنید و الا گمان نکنید که ژورنالیسم گری تنها حرفه شماست خیر خیلی های دیگر هم ژورنالیسم گری بلدند.
(البته ترکیب ژورنالیسم گری نوعی کاریکلماتور است و به دستور زبان ایرادی وارد نمی کند).
چرا واقعاً چرا اکثر تحصیل کرده های ما (دانشگاهی های ما) طرفدار موسوی هستند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند طرفدار آزادی هستند؟
چرا اکثر پسرهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند در همان ترم اولی که تازه از دبیرستان آمده اند دانشگاه حجب و حیای خانوادگی را رها می کنند و به دنبال مسائل حاشیه ای می روند؟
چرا اکثر دخترهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند تازه که از دبیرستان وارد دانشگاه می شوند در کمتر از یک ترم ابتدا چادرشان رها می شود و بعد روسری ها عقب نشینی می کنند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای بحث و منطق و برخورد عقلایی اهل داد و فریاد کفش پرانی و ناسزا هستند؟
چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای پاسخ به تناقضات فراوان موج موسویون مبارز اهل جوسازی و جوگیری و خود را به خواب زدن هستند؟
اگر منظور این است که چرا این اکثریت طرفدار موسوی هستند خوب معلوم است چون موسوی هم خود را از همین تیپ معرفی کرد و این اکثریت دانشگاهی که ما دیدیم باید طرفدار موسوی باشند. اما نکته اصلی این است که این اکثریت صرفاً جوجه تحصیل کرده هایی هستند که تنها به شرط موج آفرینی توان موج سواری را دارند و الا هرگز حاضر به هزینه دادن از جان و جسم و آبروی خود نیستند. مثل الله اکبرهای شبانه آن هم در پشت بام ها. این تحصیل کرده ها هم فقط در حصار 4دیواری دانشگاه شعار می دهند زیرا آرمانشان آنقدر برایشان اهمیت ندارد که به خاطرش به خیابان بیایند و برایش هزینه بدهند. بله یه مشت بچه شیعه ساده و فریب خورده بی تقصیری بودند که اصلاً هیچ تقصیری نداشتند که جواب آنها را بشود با گلوله داد. فقط یه چند ده تا بانک و ساختمان آتش زدند و چند ده تا اتوموبیل به آتش کشیدند و چند ده تا موتور سیکلت به آتش کشیدند و چند هزار تا سطل زباله را آتش زدند و چند صد تا مسافر را از اتوبوس ها پیاده کردند و اتوبوس ها را به آتش کشیدند و چند ده نفر را به جرم پیراهن روی شلوار و داشتن محاسن به باد کتک گرفتند و خون 12 بسیجی را به زمین ریختند و زمینه ساز کشته شدن 20 تا 30 نفر دیگر شدند و اقتدار جهانی نظام را به یک باره از اوج خود در طول 30 ساله گذشته به چالش کشیدند و از این جهت برای استکبار بین المللی این امکان را فراهم کردند تا با دست بالاتری نسبت با سال پیش با ایران مواجهه نماید. زیرا می داند که ایران را عده ای اپوزوسیون می تواند نا امن کند. و ...
چه کسی گفته اینها تروریستند؟ نه. اینها عزیزان دلی هستند که نه تنها گلوله نباید بخورند بلکه باید به آنها مدال هم داد مدالی از همان نوع مدالی که به فرمانده ساقط کننده پرواز 665 ایرباس دادند.
سبز باشید و سرفراز

جناب "مارال"

سلام
ولادت امام رضا(ع) مبارک
دوست عزیز و گرامی از این که گفتم اینجا غصبیه موضوع اینه که صاحبخونه دیگه ما رو تحمل نکرد و مهرورزانه عذرمون را خواست به جرم این که حرفهای ایشان در گوش من فرو نمی رود. احتمالاً تقصیر منه! دوست عزیز من بارها سوال کردم و جوابی هم از دوستان نشنیدم. هفته بعد از انتخابات چندین راهپیمایی و همایش بزرگ در تهران اتفاق افتاد البته بدون حضور دوستان شما و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. همه آمدند و در نهایت سکوت و آرامی اعتراض کردند و برگشتند سر خانه و زندگی اشان. تا اینکه روز شنبه 30 خرداد سر و کله دوستان باتوم به دست و مهرورز شما پیدا شد و شد آنکه نباید می شد. هر کجا دوستان شما می آمدند آرامش و امنیت رخت بر می بست و می رفت. هر اقدام و حرکت تندی هم که انجام شد در مقابل تعرض و حمله دوستان مهرورز و ارزشی شما بود که تاب نمی آوردند کسی اعتراضی بکند و حقی را بخواهد و مطالبه حقوق کند. هر چند در نهایت مسالمت و آرامش و سکوت باشد. برادر بزرگوارم دوستان شما امنیت این مملکت را بر باد دادند. دوستان شما مردم بی دفاع را کشتند و خوراک برای بیگانگان درست کردند. دوستان شما ندا و سهراب ... را کشتند و برای بی بی سی و دیگران برنامه تراشیدند. دوستان شما بی پروا یاران امام را خائن نامیدند و بر روی هاشمی و دیگر یاران امام و مراجع تقلید شمشیر بی اعتمادی و هتک حرمت کشیدند و همه آنها را که اسطوره های مرجعیت و نظام بودند را زیر سوال بردند. حرفهای رهبری در نمازجمعه 29 خرداد یادت هست در حمایت از هاشمی؟ و شما این حرفها را بر سر تاقچه گذاشتید و همچنان اسب یاغی خود را بر هاشمی و دیگران راندید. اینطور نیست؟ دوست من شما جوری صحبت می کنید که انگاری پوزیسیون هستید و طرفداران جنبش سبز اپوزیسیون و در اقلیت! اگر واقعاً اینطور است یک راهپیمایی آزاد برای این اقلیت برقرار کنید و چوبها و چماقها و سلاحتان را غلاف کنید در آن روز، تا معلوم شود که این جنبش با اتوبوس از شهرهای اطراف و شهرکهای دور و بر تهران سیاهی لشکر برای راهپیمایی می آورد یا دوستان شما؟ یادم می آید در اوایل انقلاب اسلامی و سال 57 رژیم به حرکت خروشان و بیداری ملت بزرگ ایران وصله های میچسباند به نام ارتجاع سرخ و سیاه. منظور از سرخ کمونیست شوروی بود و از سیاه روحانیت شیعه. الان هم شما همان اصطلاحات را بکار می برید .(ژورنالیست های مارکسیست). دیگر این انتهای بی انصافی است. فرموده بودید: "چرا اکثر دخترهای دانشگاهی ما که طرفدار موسوی هستند تازه که از دبیرستان وارد دانشگاه می شوند در کمتر از یک ترم ابتدا چادرشان رها می شود و بعد روسری ها عقب نشینی می کنند"؟ خب فرهنگ این مملکت سی سال است دست شما و دوستان شماست. ایراد از موسوی و کروبی و خاتمی است یا برنامه ریزی ناصحیح و ابلهانه فرهنگی با زور و ضرب و شتم برضد جوانان؟ سی سال زمان کمی نیست و اینها تربیت شدگان همین فرهنگ سی ساله هستند. دنبال چه می گردید؟ خود را به خواب می زنید؟ فرموده بودید: "چرا اکثر دانشگاهی های ما که طرفدار موسوی هستند به جای بحث و منطق و برخورد عقلایی اهل داد و فریاد کفش پرانی و ناسزا هستند"؟ دوست من آخرین ورژن کفش پرانی مخصوص اخویهای ارزشی فرهنگ مآب در نمایشگاه مطبوعات دولت مهرورز فرهنگ دوست! را برعلیه کروبی و بهشتی حتماً می گویید دیگر؟ منظورتان همین است؟ دوست من دوستان شما بدون کتک زدن و باتوم ورزی و چماقداری و هجوم بر علیه مردم بی گناه و شکستن حریم زنان و خانواده ها زنده نمی مانند و زنده بودنشان در گرو این مسایل است. البته ما اینها را نه بسیجی می دانیم و نه پیرو ولایت. چون کارهایی که می کنند نه بسیجی وار است نه ولایت مدار. فقط خود را پشت سر ولایت پنهان می کنند و حرفهای متحجرانه ماقبل تاریخی خود را می گویند.
یا علی

"مهدی ابراهیمی"

رزمنده سلام
من سوالی برای پاسخ دادن ندیدم به جز بحث باتوم. بحث باتوم را پاسخ دادم با سند عقلایی "سبب اقوا از مباشر است" باز هم پاسخی ندیدم. در پست "عزل منتظری" هفشده کامنت حاوی سوالها و تناقضات فراوان رفرمیستها زدم باز هم پاسخی ندیدم. همان کامنتها را در پست جدید با اضافاتی منتقل کردم باز هم جوابی برایشان ندیدم. یا جمله "سبب اقوا از مباشر است" آنقدر ثقیل است که دوستان وارد بحثش نمی شوند یا آنکه بر مبنای "ژورنالیسم حرفه ای" بنا ندارند وارد بحثش شوند. (مارکسیسمش پیشکش) هفته بعد از رأی گیری برای ما شروع داستان نیست. شروع داستان 11 شب 22 خرداد است. شروع داستان از انجمن اسلامی دانشگاه تهران است که از دانشگاه در 23 خرداد خارج شد به سمت وزارت و کوی و آمدند کسانی در بین آنها که نه موسوی را می خواستند و نه احمدی نژاد را و شد آنچه نباید می شد. چرا آمدند؟ چون امام موسوی فتوای ابطال صادر کرد بر خلاف میثاق ملی. یعنی رسماً از طرف وی و طرفدارانش قانون اساسی پشم خطاب شد. از طرف همان طیفی پشم خطاب شد که کمتر از 8 سال پیش رعایت قانون اساسی را بر عقل و حتی وحی مقدم می دانستند. در تجمعات مورد اشاره دوست گرامی ما در هفته اول که ایشان آن را آرام نامیده اند البته آرام هم بود. اگر فرض کنیم اتوبوسها و موتورسیکلتها و بانکها و زباله دانها را هم بسیجی ها به آتش کشیدند. اگر فرض کنیم به پایگاههای بسیج هم خود بسیجیان 25 خرداد حمله ور شدند. اگر بپذیریم مادر و دختر در مهد کودک هم توسط بسیجیان کشته شدند. اگر فرض کنیم که شهید کبیری و دوستانش هم توسط بسیجیان کشته شده باشند. اگر بپذیریم ادعای افسانه ای تقلب 11 میلیونی از طرف بسیجیان کلید خورده باشد. بله با همه این اگرها، تجمعات رفرمیستها آرام بوده و هر ناآرامی رخ داده ای نیز باید به نام بسیجیان ثبت شود. برای کسانی که ابطال را منطقی بدانند این اگرها هم طبعاً منطقیست! من در این همه کامنت کلی سوال مطرح کردم اما دوست گرامی ما به جای پاسخ به آنها سراغ کامنتی که درباره علت رآی اکثریت دانشگاهیان به موسوی نوشته بودم رفتند. این هم دلیل دیگریست مبنی بر اینکه من این دوست عزیز را ژورنالیسم خطاب می کنم. چون اولاً برای این همه سوال مطرح شده پاسخی ندارند و در برابر پاسخ من به سوالشان در مورد مبحث باتوم به سند "سبب اقوا از مباشر است" هیچ پاسخی نمی دهند و در مقابل وارد بحث دیگری می شوند و تازه آن بحث را از بُعد نامربوط به مباحثه، مطرح می کنند. در آن کامنت بحث این نبود که چرا فرهنگ دانشگاه به اینجا رسیده. این خودش بحث جداییست. بحث این بود که چرا دانشگاهیانی که به هر دلیل به این تیپ فرهنگی رسیده اند طرفدار موسوی هستند. خوب در اینجا یک ژورنالیسم اگر پاسخی برای قسمت "چرا دانشگاهیانی که به هر دلیل به این تیپ فرهنگی رسیده اند" نداشته باشد سراغ قسمت خود ساخته "چرا دانشگاهیان به این تیپ فرهنگی رسیده اند" می رود. البته از آنجا که ما وقتِ زیاد، زیاد داریم وارد این بحث هم می شویم و می گوییم که جانا سخن از زبان ما می گویی. در نظامی که صدا و سیمایش مروج 3ک3 پنهان باشد. در نظامی که صدا و سیمایش مروج انحرافات فمینیستی و گروههای رپ و سکولار باشد. در نظامی که صدا و سیمایش تبلیغات هر حرامی را رواج دهد و از معبر آن سود دریافت کند و با آن پول حرام برنامه بسازد. در نظامی که شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت و سازمانهایش نه حرفی برای گفتن دارند و نه همتی برای اجرا مگر آنکه امام ما چیزی بگوید و آنها همان را هم اجرا نکنند. در نظامی که 8 سال فرهنگ و معنویتش را رفرمیستها به غارت بردند. در نظامی که 8 سالش را رفرمیستها گفتند تا در جمهوری اسلامی خدا نمرده دموکراسی نخواهیم داشت. در نظامی که 8 سالش را بلندگوهای استکبار اداره می کردند تا اینکه رئیسش در 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران اعتراف کرد که "از اردوگاه اصلاح طلبان صدای بیگانه به گوش می رسد". و در نظامی این چنین و صدها این چنین دیگر ما از دختر و پسر جوان و پاک خود که تازه وارد دانشگاه می شود چیزی جز چیزی که می بینیم نخواهیم دید. متأسفانه انصاف را در نوشته های شما نمی بینم. من در نوشته های شما جایی ندیدم یا شاید هم دقت کافی نکردم که جایی به خطا و قانون شکنی رفرمیستها در همین سال 88 اشاره کنید. آیا جریان رفرمیستی را معصوم می دانید؟ کروبی می گفت که نباید برای انتقاد بگوییم که همه مشکلات این 4 سال تقصیر احمدی نژاد است چون آن وقت آنها می گویند که تمام مشکلات آن 8 سال هم تقصیر خاتمی بوده. حرف درستی بود اما فقط حرف بود. شما نگفتید که به نگاه "اصلاحات خون می خواهد" قائل هستید یا خیر؟ شما که گفته بودید نظام را قبول دارید و با رهبری هم دعوایی ندارید که منطقاً بدین معنی خواهد بود که لااقل جایگاه ایشان را طبق قانون پذیرفته اید، نگفتید که نسبت مواضع ایشان با حوادث از همان ابتدا تا امروز چطور بوده است؟ بگویید معنی "جرم بزرگ" که ایشان فرمودند چه بود که فرمودند؟ اتفاقاً تمام آنهایی که نظام را در آن چند هفته از لوث محاربان و پیت بنزین به دستان و چماق به دستان و مسجد سوزان نجات دادند هم بسیجی بودند و هم ولایتمدار که بسیجی همان ولایتمدار است و ولایتمدار همان بسیجی. بسیجی و ولایتمدار بودند که هم زخمی دادند و هم 12 شهید. حال اگر شما از ضربه چند باتوم اشتباهی شکایت دارید و یا اگر در بین خیل بسیجیان و ولایتمداران تعدادی غافل هم وجود داشته باشد، اگر معنی "سبب اقوا از مباشر است" را درک نمایید ابتدا باید مهندس و تیم پشت و جلوی پرده اش را بازخواست کنید و اگر معنی آن تعبیر را درک نکنید خوب دوباره روز از نو روزی از نو. احتمالاً شما به سند ژورنالیسم حرفه ای بودن دوباره به جای پاسخ به این نوشته ها، سوژه ای از بین آنها کشف می کنید و دوباره من هم باید همه اینها را تکرار کنم. کفش پرانی یا زشت است یا زشت نیست. اگر زشت است پس بگویید که صفار را در تریبون آزاد نباید با کفش زد و اگر زیباست به اخوی های ارزشی طعنه نزنید. تناقضات شما مرا یاد تناقضات مهندس می اندازد که می گفت آمده ام تا جامعه را به آرمانهای امام نزدیک کنم، اما هر آنچه از او در تعامل با قانون دیدیم، تماماً ضد امام بود. اگر استدلالهای شما متحجرانه و ماقبل تاریخی نیست بسم الله. کامنتهای من از ابتدای این پست موجود است اگر آنها را نخوانده اید تا به حال، بخوانید و بحث کنید و اگر قصد خواندن آنها را ندارید و یا آنکه خوانده اید و پاسخی برای آنها ندارید هیچ اشکالی ندارد من از صاحب محترم وبلاگ درخواست می کنم که نسبت به حضور شما ایرادی اعم از شرعی و غیر شرعی نگیرند و شما فارغ از پاسخ دادن به کامنتهای من هر چه به ذهنتان می رسد بنویسید من هم همانطور که گفتم آنقدر وقت دارم که تکرار مکررات با هر ورژنی که مُد باشد کنم. زیرا به سند همان که قبلاً گفتم از دو حال خارج نیست:
یا برای این نوشته های روشنفکرانه پاسخی ندارند.
یا با ژورنالیسم گری قصد پاک کردن صورت مسئله را دارند.
در کلام امام علی سلام الله علیه دو چیز محور خطاهای انسان معرفی شده است: جهل و غرض.
برای دوست خوبمان احترام زیادی قائلم زیرا علی رغم اعتراضی که به ایشان دارم اما هرگز در نوشته هایشان بی احترامی و اسائه ادب دیده نمی شود و اینکه بحث را ادامه می دهم یک دلیلش عفت کلام ایشان است از همین جهت به ایشان تذکری از جایگاه برادری کوچک می دهم. مراقب باشید با آن دو حالتی که گفتم کار به جهل و غرض ختم نشود. نکند که پاسخ ندادن ها از جهل باشد و ژورنالیسم گری ها از غرض.
عید بر شما هم مبارک
علی یارتان

پایان بخش دوم